روان شناسی یادگیری / یادآوری
یادآوری
| یادآوری مرحله مهمی در فرآیندهای مربوط به حافظه است. در مراحل حافظه گفته میشود که رمزگردانی ، نگهداری و یادآوری سه مرحله اساسی حافظه هستند و هر چند هر کدام از این مراحل نقش و اهمیت ویژه خود را دارا هستند، مرحله یادآوری نیز به نوبه خود اهمیت و تاثیر فزاینده در زندگی روزمره فرد دارد. بطوری که تمام یادگیریهای ما بدون مرحله یادآوری هیچ معنی خواهد داشت. به عبارتی تا زمانی که فرد نتواند آنچه را یاد گرفته مجددا یادآوری کند و در زمان مناسب مورد استفاده قرار دهد، تمام یادگیریها زائد و بیفایده خواهند بود. در این صورت ذهن و حافظه انسان مانند مخزنی خواهد بود که لحظه به لحظه مطالبی به آن افزوده میشود بدون آنکه کاربردی داشته باشند. |
عوامل موثر بر فرآیند یادآوری
- یادآوری آن مطالب را آسان خواهد ساخت. در صورتی که در حین یادگیری به یکدیگر مرتبط شده و پیوندی بین آنها برقرار گردد، علاوه بر اینکه یادگیری آن مطالب را آسان میسازد، به علت رابطهای که بین مطالب ایجاد میشود، یادآوری آنها را با سهولت انجام خواهد گرفت. تصور کنید فردی که عملکرد قلب را بخوبی میداند، آشنایی با اختلالات قلبی و یادگیری آنها راحتتر خواهد بود نسبت به کسی که هیچ آشنایی با عملکرد قلب ندارد.
- نیز میتواند یادآوری را تحت تاثیر قرار دهد. در صورتی که وجود تشابه برای فرد مشخص باشند و فرد بتواند به وجه شباهت دو مطلب پی ببرد و همچنین وجوه تمایز آنها را از یکدیگر بازشناسد، یادآوری آسانتر خواهد بود. اما در صورتی که چنین وجه تشابه وجه تمایزی برای فرد معین نباشد یا فرد قادر به درک آن نباشد، یادآوری با تداخل مطالب همراه خواهد بود. شاید برای افراد زیادی پیش آمده باشد که سر جلسه امتحان پاسخ سوال دیگری را به جای پاسخ سوال مورد نظر نوشته باشند. در چنین شرایطی تشابه مطالب چنین اشتباهی را به بار میآورد.
- نیز در مشکلات مربوط به یادآوری دخیل هیتند. این عوامل نه تنها در شرایطی موجب یادآوری میشوند، در برخی موارد نیز مانع یادآوری مطالب میشوند. تحقیقات نشان میدهند که اگر ما مطالبی را تحت شرایط هیجانی خاصی یاد گرفته باشند، تحت همان شرایط هیجانی یادآوری بهتری خواهند داشت. اگر خاطرهای را با حالت یاس و ناامیدی در حافظه ما نقش بسته باشد، در شرایطی که مایوس و ناامید باشیم با احتمال بیشتری آن خاطره را به یاد خواهیم برد. به همین دلیل است که افراد افسرده اغلب خاطرات بد و منفی زندگانی خود را یادآوری میکنند. از سوی دیگر برخی هیجانات منفی در فرآیند یادآوری دخالت میکنند، مثل حالتهای اضطراب که مانع از یادآوری مطالب یاد گرفته شده میشوند. این فرآیند سر جلسه امتحان برای افرادی که دچار اضطراب امتحان میشوند، بسیار اتفاق میافتد.
- از علل مهم دیگر در یادآوری است. گاه مطالب ذخیره شده به خاطر بار هیجانی و ناراحت کنندهای که برای فرد دارند یا به نحوی با مسائلی ارتباط دارند که این حالت ناخوشایند را در آنها ایجاد میکنند، به سختی یادآوری میشوند یا اصلا یادآوری نمیشوند. مثل کسی که وقایع اتفاق افتاده در حین تصادف رانندگی را که موجب از دست دادن عزیزانش شده فراموش میکند.
- معمولا بر یادآوری اطلاعات تاثیر میگذارد. بر این اساس اصولی و پیشنهاد میشود که در بهسازی حافطه مورد استفاده قرار میگیرند. وجود سرنخهایی از مطالب یادگرفته شده در شرایط یادآوری به فراخوانی کل مطالب از حافظه کمک میکند. مثل دانش آموزی که در یک امتحان شفاهی از معلم میخواهد اول پاسخ را بگوید. در واقع او به دنبال سر نخی برای پیدا کردن مطالب برای یادآوری است.
پدیدههای استثنایی در یادآوری
- یکی از مواردی که در زمینه یادآوری مطرح است و به نظر جالب میآید، یادآوریهایی است که از طریق روشهایی چون هیپنوتیزم انجام میگیرد. هیپنوتراپیتها معتقدند که از طریق مراحل هیپنوز میتوان خاطرات خاصی را در فرد زنده کرد. این خاطرات ممکن است به سالهای قبل ، حتی سالهای کودکی و حتی دوره معینی مربوط باشند. در همین زمینه روانکاوان معتقدند که با روشهای خاصی میتوان خاطراتی را که در فرد موجب بیماری و اختلالات روانی شدهاند، فراخوانی کرد.
یادآوری این موارد در جریان درمان کلید اصلی تداوم درمان است. آنها معتقدند این خاطرات اغلب خاطراتی ناراحت کننده هستند که فرد با استفاده از مکانیزم دفاعی سرکوبی آنها را به ناخودآگاه خود فرستاده است. این یادآوریها چقدر صحت و سقم داشته باشند، یا به عبارتی چه اندازه به اتفاقات واقعی که در زندگی فرد افتاده باشند مربوط هستند جای سوال دارد. ولی آنچه جالب توجه است، درمان و احساس راحتی است که بیمار بعد از این یادآوریها در خویش احساس میکند.
- پدیده دیگر ، مساله است. حتما شما هم تجاربی داشتهاید که در آن خود به خود و بدون دلیل خاصی خاطرات یا وقایعی را به خاطر آورده باشید. خاطراتی که سالها پیش اتفاق افتاده و شاید هیچ ارتباطی با شرایط آن لحظه شما نداشته باشد. این که این خاطرات چگونه یادآوری میشوند نظرات مختلفی وجود دارد. در یکی از نظریات تداعی جزئی از شرایط فعلی را با شرایط مشابهی که در خاطره مورد نظر وجود دارد مطرح کردهاند. نظریات دیگری با اتکا بر فیزیولوژی حافظه ، فعال شدن مدارهای عصبی مرتبط با آن خاطره عنوان کردهاند.
بهسازی حافظه
روش تقطیع و فراخنای حافظه
در مورد اکثر افراد گنجایش حافظه کوتاه مدت نمیتواند به بیش از 2±7 افزایش یابد. با وجود این میتوان اندازه قطعهها را افزایش داد و از این راه بر تعداد مادهها در فراخنای حافظه افزود. به عنوان مثال برای یادآوری 12 رقم 92-318-1499-231 میتواند آنها را در سه دسته چهارتایی دسته بندی کرد: 1892-4993-2311 و به راحتی 12 رقم را یادآوری کرد.
روش تصویر سازی ذهنی و رمز گردانی
هر وقت یک جفت واژه با یک تصویر ذهنی به هم ربط داده شوند، یادآوری آنها ، آسانتر میشود. هنگامی که ما دو واژه پروانه و کتاب را با یک تصویر ذهنی به هم ربط میدهیم، احتمالا یک پیوند معنادار بین آن دو برقرار میکنیم. این اصل عمده زیربنای بسیاری از نظامهای یادیار است. روش مکانها و روش واژه کلید از انواع نظامهای معروف یادیار هستند.
روش مکانها
این روش به ویژه در مواردی موثر است که با ردیف منطقی از مادههای دلبخواهی مانند واژههای نامربوط به یکدیگر سروکار داشته باشید. گام نخست این است که ردیف منظمی از مکانهای مختلف را به خاطر بسپارید. مثلا مکانهایی که ضمن قدم زدن در خانه خود با آنها برخورد میکنید. پس از این که توانستید قدم زدن ذهنی را راحت انجام دهید، شروع میکنید به ساخت یک تصویر ذهنی که در آن اولین واژه با اولین مکان ربط داده شده است و دومین واژه با دومین مکان و الی آخر.
روش واژه کلید
در یادگیری واژگان زبان خارجی میتوان از این روش سود جست. برای مثال فرض کنید میخواهید یاد بگیرید که واژه اسپانیایی Caballo به معنی horse انگلیسی (اسب) است. روش واژه کلید دو مرحله دارد:
- مرحله اول یافتن بخشی از واژه اسپانیایی است که با یک واژه انگلیسی هم صدا است. از آنجا که Caballo به صورت Cab-eye-yo تلفظ میشود، eye میتواند به عنوان واژه کلید بکار رود.
- مرحله دوم ساختن یک تصویر ذهنی است که واژه کلید را به معادل انگلیسی واژه اصلی پیوند میدهد. مثلا یک اسب که بر یک چشم (eye) بسیار بزرگ لگد میزند. این تصویر ذهنی یک رابطه معنادار بین انگلیسی و معادل اسپانیایی آن برقرار میکند که برای به یاد آوردن آن ابتدا واژه eye و سپس تصویر ذهنی ذخیره شده که رابط eye و horse است، را بازیابی میکند.
روش بسط معنایی در بهسازی حافظه
هرچه معنای مادهها بیشتر بسط بدهیم، آنها را بهتر به خاطر میآوریم. به سخن دیگر هرچه پیوندهای بیشتری بین مادهها ایجاد کنیم، بر تعداد راههای بازیابی افزوده میشود. اگر میخواهید چیزی را به یاد آورید، معنای آن را بسط دهید. برای بسط دادن به یک مطلب میتوانید سوالات متعددی برای خود مطرح کنید و به آنها پاسخ دهید.
روش استفاده از بافت در بهسازی حافظه
از آنجا که بافت نشانه بازیافتی نیرومندی است میتوان با بازآفرینی بافتی که یادگیری در آن صورت گرفته، حافظه را بهبود بخشید. مثلا اگر جلسات درسی شما همیشه در اتاق معینی تشکیل شود، شما در این اتاق بهتر از هر جای دیگری مطالب آن درس را به یاد خواهید آورد، چون بافت آن اتاق بهترین نشانه بازیافتی برای مطالب درس شما محسوب میشود.
با این وجود اغلب اوقات وقتی میخواهیم چیزی را به یاد بیاوریم، نمیتوانیم عملا به بافتی باز گردیم که یادگیری در آن صورت گرفته است. مثلا وقتی میخواهید نام یک همکلاسی دوره دبیرستان خود را به یاد بیاورید و نام او فورا به ذهن شما نمیآید، صرفا برای به خاطر آوردن آن روانه دبیرستان دوره تحصیل خود نمیشوید. در چنین موقعیتهایی میتوانید بافت را بطور ذهنی بازسازی کنید.
روش سازمان دهی در بهسازی حافظه
روش سازمان دهی به این دلیل بازیابی را بهبود میبخشد که بر کارآیی پیگردی در حافظه میافزاید و به نظر میرسد که ما میتوانیم اطلاعات بسیار زیادی را یاد اندوزی و بازیابی کنیم. به شرط این که این اطلاعات را سازمان داده باشیم. با مشخص کردن مطالبی از یک فصل درسی که باید به خاطر سپرده شوند، با توجه به عناوین و سر فصلهای بیان شده ، چارچوب کلی درس را ترسیم و سازمان دهی میکنیم. این کار هم از سوی معلم و هم از سوی خود فرد یادگیرنده قابل انجام است، اما زمانی که توسط خود یادگیرنده انجام میشود، تاثیرات قویتری خواهد داشت.
روش تمرین بازیابی در بهسازی حافظه
در این روش که به صورت تمرین بازیابی انجام میشود، میتوانید درباره مطلب مورد یادگیری سوالاتی از خود مطرح کنید. بعد میتوانید بخشهای معینی را که در دور اول برایتان مشکل بود، مجددا بخوانید تا بهتر درک کنید.
روش پس ختام
یکی از معروفترین فنون بهسازی حافظه روش پس ختام نام دارد. این روش 6 مرحله مشخص دارد که حروف اول آن وقتی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، نام این روش پس ختام را میسازند. این مراحل عبارتند از:
یادگیرنده در مرحله اول مطلب مورد نظر را پیش خوانی میکند تا یک برداشت کلی از موضوعات و قسمتهای مهم آن داشته باشد. در مرحله دوم فرد درباره هر بخش سوالهایی را طرح میکند و در مرحله سوم هر بخش را به قصد پاسخ دادن به سوالهایی که طرح کرده میخواند. در مرحله چهارم به تفکر در مورد مطالب خوانده شده و روابط بین آنها میپردازد و در انتهای هر بخش از کل مطالب مورد نظر برای یادگیری اقدام به از حفظ گفتن میکند و زمانی که تمام بخشها را به ترتیب مطالعه کرد، مرحله 6 یا مرور کل مطالب را انجام میدهد.
تفکر
فکر و اندیشه و آئینه خوبیها و پوشاننده بدیها و روشنیبخش دلها و موجب خوشخویی وسعة صدر میشود.
به وسیله تفکر و انسان به صلاح روز رستاخیز و پایان کارش آگاه میشود و بر علم و دانشش افزوده میگردد و هیچ عبادتی بالاتر از تفکر نیست.
پیامبر اکرم صلی اللهعلیهوآله و سلم فرمود:
یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است و تنها کسانی به این مقام میرسند که خداوند آنان را به نور معرفت و توحید ویژگی داده باشند.
همچنین از رسولاللهصلاللهعلیهوآلهوسلم نقل شده که فرمود:
شخص عاقل برای خود باید 3 برنامه روزانه داشته باشد: وقتی که برای مناجات با خداوند عز و جل و وقتی را برای حسابرسی از خویش و وقتی را برای «تفکر و اندیشه» در آنچه خداوند عزوجل دربارة او انجام داده است. علاوه بر اینها وقتی را نیز به استراحت و بهرهبردن از لذات حلال اختصاص دهد.
از امام علی علیهالسلام نقل شده است که:
نبه بالتفکر قلبک .
به وسیله تفک دل خود را بیدار کن
تفکر و اندیشه سبب پیشگیری و درمان غفلت نیز میشود هرگاه انسان به کارهای خوب و آثار مثبت آن و به کارهای بد و نتایج سوء آن بیندیشد غفلت از روح و جانش دور میشود. فکر و اندیشه در مورد مرگ و پایان زندگی جلوی سرچشمههای اصلی غفلت را که هواپرستی و خودخواهی و فزونطلبی است میگیرد .
حضرت علی علیهالسلام که در یکی از وصایای خود به امام حسین علیهالسلام فرمودند:
این فرزندم، تفکر نورانیت میبخشد و غفلت ظلمت و تاریکی
نحوه مطالعه یک کتاب مشکل
مقدمه
همه دنبال این هستند که با اشتیاق مفاهیم عمیق علمی را حتی در اوقات فراغت ، سفر و … فرا گیرند. گاهی این اشتیاق در جماعت کم رنگ میشود. افراد درمییابند کتابهایی که آنها با امید و اشتیاق برای یادگیری باز میکنند، به چیزی مافوق فهمشان مبدل میشود. هر کتابی قصد دارد مفاهیمی را به خوانندهاش برساند و این مقدور نیست، مگر آنکه نحوه مطالعه آن به درستی صورت گیرد. پس راه صحیح مطالعه یک کتاب با محتوای سنگین چیست؟
قواعد صحیح خواندن
پاسخ سوال اخیر در یکی از قواعد مهم خواندن نهفته است. شما باید کتاب را قبل از تسلط بر آن ، سطحی بخوانید. ابتدا چیزهایی را دنبال کنید که میتوانید آنها را بفهمید و خودتان را در برابر مطالب دشوار گرفتار نسازید. پاراگرافهای پیشین ، زیرنویسها ، مباحث و مراجعی را که از آنها میترسید، درست بخوانید. کتاب دارای مطالبی است که شما سریعا آنها را درک میکنید. حتی اگر نصف مطالب یا کمترش را درک کردید، شما میتوانید کتاب مورد مطالعه را تا حدودی بفهمید. یکی از روشهای کتاب خوانی سطحی به خواندن اجمالی معروف است.
درست است که با مطالعه سطحی نمیتوانید به آنچه که با خواندن و مطالعه عمیق بدست میآورید، برسید. با این حال خواندن اجمالی روش کاربردی است. در مواقعی که شما با انبوهی از کتابها روبرو هستید، با سطحی خوانی و با دقت شگفت آوری میتوانید درکی کلی از محتوای کتاب بدست آورید.
مراحل سطحی خوانی
برای سطحی خوانی مراحل زیرین روش مناسب برای شروع مطالعه کتاب به صورت اجمالی است:
عنوان صفحه و مقدمه
به عنوان صفحه و مقدمه نگاه کنید و بویژه به عناوین فرعی یا دیگر نشانههایی توجه کنید که به هدف و چشم انداز کتاب یا نویسنده اشاره دارد. از این طریق آشنایی مختصری با محتوای کتاب هم خواهید یافت.
مطالعه فهرست مطالب
فهرست مطالب را برای کسب دریافت کلی از ساختار کتاب بخوانید. از فهرست کتاب به عنوان نقشه جاده ، قبل از شروع سفر کمک بگیرید، این عمل نیز یک دید عمومی از کتاب برای شما بدست میدهد.
مطالعه فهرست موضوعی
فهرست موضوعی کتاب را بازبینی کنید تا با دامنه موضوعات تحت پوشش یا منابع مورد استفاده مولفان و حتی خود مولفان آشنا شوید. هرگاه فهرست اطلاعات در پایان هر فصل ، مهم و حساس به نظر رسید، برای درک بهتر ، آنها را در متن پیدا کنید، بدین طریق شما کلید نزدیک شدن به مولف را پیدا میکنید.
شروع مطالعه محتوا
شما دیگر برای خواندن کتاب یا سطحی خوانی ، هر کدام را که انتخاب کنید، آماده هستید. اگر سطحی خوانی را انتخاب کنید به فصولی از کتاب نگاه کنید که حاوی بندهای اصلی یا عبارات خلاصه شده در شروع یا پایان فصل هستند. پس صفحات را ورق بزنید. در عین حال یکی دو پاراگراف و گاهی هم چند صفحه متوالی را بخوانید. بدین صورت کتاب را ورق زده، همواره در پی یافتن نبض مطلب باشید، با این روش و تعمیم آن به کل کتاب شما آن را خواندهاید و محتوا و مطالبش را یاد گرفتهاید.
تذکر مهم
اگر با این روش شروع به سطحی خوانی کتاب بکنید، چه بسا در پایان پی ببرید که به هیچ وجه در حال سطحی خوانی نیستید، بلکه آن را با دقت میخوانید، آن را میفهمید و از آن لذت میبرید. بنابراین زمانی که کتاب را زمین بگذارید، درمییابید که بعد از این هیچ موضوعی برایتان دشوار نخواهد بود. به عبارتی مطالعه هیچ کتاب و مطلبی برای شما مشکل نخواهد بود و در کل کتاب مشکلی ندارید.