ادبیات جهان
-ادبیات جهان
- ادبیات آسیا
- ادبیات آمریکای لاتین
- ادبیات آفریقا
- ادبیات اروپا
- ادبیات استرالیا
- ادبیات ملل
- مشاهیر
- کتابهای مشهور ادبیات جهان
ادبیات آسیا
فرم های ادبی در آسیا
ادبیات خاورمیانه باستانی
ادبیات جنوب آسیا
ادبیات آسیای شرقی
ادبیات تاجیکستان
ادبیات افغانستان
ادبیات آمریکای لاتین
ادبیات کولونی
رمانتیسم در ادبیات آمریکای لاتین
جنبش های نو ادبی در آمریکای لاتین
ادبیات آفریقا
ادبیات مکتوب آفریقا
ادبیات آفریقای جنوبی
ادبیات آفریقای شرقی
ادبیات آفریقای غربی
شعر سیاه پوستان
ادبیات ملل
ادبیات آرژانتین
ادبیات آلمان
ادبیات آمریکا
ادبیات اتریش
ادبیات ارمنی
ادبیات اسپانیا
ادبیات اسلامی
ادبیات اسلاوی قدیم
ادبیات اندونزی
ادبیات ایتالیا
ادبیات ایسلندی
ادبیات انگلیسی
ادبیات برزیل
ادبیات بلژیک
ادبیات بلغار
ادبیات پرتقال
ادبیات ترکی
ادبیات چک
ادبیات چین
ادبیات دانمارک
ادبیات روسی
ادبیات رومانی
ادبیات ژاپن
ادبیات سانسکریت
ادبیات سوئد
ادبیات سوئیس
ادبیات عرب
ادبیات فرانسه
ادبیات فلاند
ادبیات کانادا
ادبیات گینه
ادبیات لهستان
ادبیات مالائی
ادبیات مجارستان
ادبیات هائیتی
ادبیات هلند
ادبیات هند
ادبیات وایکینگ
ادبیات یونان
ادبیات لاتین
ادبیات مصر باستان
ادبیات نروژ
ادبیات یوگسلاوی
ادبیات اسلامی
شعر اسلامی عربی از لحاظ سبک و موضوع از اشعار دوره جاهلیت اعراب گرفته شده است. ادبیات ایران قبل از اسلام نیز در زبان و ادبیات عرب تأثیر فراوان داشت.
زبان عربی که زبان قرآن و زبان فاتحان عرب بود از جزیره العرب تا مدیترانه و آسیای صغیر توسعه و بسط یافت و تقریباً در اواخر قرن اول هجری زبان عربی زبان رسمی و زبان ادبی گشت ولی باید دانست که در مناطق تحت نفوذ اسلام مردم بجز مناطق عربی زبان به زبان بومی و محلی خود سخن میگفتند چه مردم اسپانیا به اسپانیائی و مردم ایران به زبان فارسی تکلم میکردند ولی نفوذ زبان عربی در ملل و اقوای که به اسلام گرویده یا تحت نفوذ آن قرار گرفته بودند خیلی شدید بود تا جائیکه اشعار، کتب علمی و ادبی فراوان بزبان عربی پدید آوردند حتی اشعار عربی خود را بقافیه وسبک اعراب بادیه نشین عربستان میسرودند در قرطبه، قیرون، فسطاط، دمشق، کوفه، مرو و بخارا چنین شیوهای جریان داشت، فرهنگهای ملی قدیمی یا فرهنگهائی ه میان اقوام و ملل رایج بود تا حد زیادی دستخوش نفوذ اسلام واقع گردید یا به عللی جای خود را به فرهنگ اسلامی دادند. زبانهای بسیاری از جمله لاتین، یونانی، قطبی، سریانی، ارمنی و پهلوی رفته رفته از میان رفت و زبان عرب جای آنها را گرفت در حالیکه پیش از نفوذ زبان عربی هر یک از این زبانها، زبان زنده زمان خود محسوب میشد.
با نفوذ نظامی و سیاسی عظیم خلفای عباسی در قرن دوم و سوم هجری فرهنگ اسلامی به درجه کمال ترقی رسید و دانشمندان بزرگ ظهور کردند و عراق مرکز ثقل ادبیات کلاسیک عرب گردید و از اسپانیا تا ماوراءالنهر منطقه نفوذ زبان عربی گشت. در قرن دوم و سوم هجری ادبیات عرب به سبکهای مختلفی درآمد و موضوعات و مسائل گوناگون مورد بحث و انتقاد قرار گرفت و فرهنگ متمدن باستانی ملل مختلف در آن راه یافت، نخست فرهنگ و تمدن یونانی سپس تمدن و فرهنگ ایران و ملل بسیار در آن مؤثر افتاد و خلاصه یکی از درخشانترین دروههای تمدن اسلامی آغاز گردید.
از قرن پنجم هجری فرهنگ و تمدن اسلامی در عراق رو به ضعف نهاد و بعد از هجوم مغول از میان رفت ولی در سوریه، و اسپانیا و برخی از نقاط ایران، تمدن اسلامی به زندگی خود ادامه داد و سرانجام در قرن هفتم هجری نفوذ ادبیات اسلامی عربی پایان پذیرفت و ادبیات اسلامی عربی قوه خلاقیت خود را تقریباً از دست داد. اما در این احوال، ادبیات فارسی، ادبیات ترکی عثمانلو و ادبیات جغتائی رو به ترقی و تکامل نهاد البته ادبیات فارسی از قرن چهارم هجری راه تکامل و ترقی خود را آغاز کرد.
ادبیات اسلامی با همه تنوع و تضادی که در مناطق مختلف زیر نفوذ خود داشت با اینحال یکنوع وحدت در آن به چشم میخورد، مثلاً شعر جاهلی که قبل از اسلام راه ترقی و تکامل را میپیمود در دوره اسلام نیز مورد تقلید قرار گرفت، موضوع شعر جاهلی خمریات و وصف صحرا و دلدادگی عاشق یا وصف شتر و چربی زیاد آن و وصف تعصبات و غرورهای قبیلهای و شرح بتها و توصیف بتپرستیها بود چون اسلام ظهور کرد شعر جاهلی مورد تقلید شاعران قرار گرفت و همان موضوعات کم و بیش به وسیله شاعران دوره اسلامی سروده میشد. اما رفته رفته که زبان عرب زبان تمدن و زبان عدهای از مدرم متمدن تحت نفوذ حکومت اسلامی گردید از قید تعصبات قومی رست و بحث درباب مسائل و موضوعات عمومیتر را دنبال کرد و مباحث دینی اسلامی جایگزین گشت حتی شعر تا حدی جنبه غیر دینی یافت علاوه بر این شعر جنبه ادبی و هنری بخود گرفت و دیگر در دوره عباسیان ))شعر تمایلات اسلامی را به جای افسانههای جاهلیت بکار برد. با اینحال پارهای مضامین و موضوعات دوره جاهلی در شعر دوران ««عباسیان از قبیل نوعدوستی بچشم میخورد و پارهای از شئون زندگی عربستان دوره جاهلیت در قرن دوم و سوم هجری به عراق و سایر مراکز اسلامی راه یافت.
مبارزهای طولانی میان مسلیمن با شعر جاهلی حتی خود شعر درگرفت اما ادبیات با همه مخالفتهای پنهانی و آشکار مذهبی و فلسفی به حیات خود ادامه میداد.
مکتب جدید عباسی برای عرض اندام در برابر شعر قدیم کوشش بسیار کرد و در نتیجه یکی از دورههای درخشان ادبیات اسلامی گردید زیرا سیر تکاملی تدریجی شعر و ادب اسلامی از ابنقتیبه که نقطه شروع آنست تا الحصری و ابناثیر ادامه داشت شعر و ادب از قیود قدیم رهائی مییابد و با اینکه نسبت به شاعران بزرگ قدیم احترام بسیار قائل است ولی برتری متجددان را اعتراف میکند. با ظهور المتنبی دوره کلاسیک ادبیات عربی و اسلامی که جنبه اختصار داشت آغاز گشت گرچه این ادبیات بیروح جلوه میکرد و رفته رفته شعر و ادب عربی به عبارت پردازی بیشتر سرگرم شد تا آفرینش مضامین تازه، ابتکارات و سبکهای محنصر به فرد اشخاص مورد اعتراض و انتقاد ادیبان شرقی قرار گرفت. در این احوال اوبوالعلای معری ظهور میکند ولی او نیز با همه نوآوری باز برای شعر قدیم احترام فراوان قائل است.
مبارزه ادبی دوره عباسیان به این ترتیب پایان مییابد و مدت چند قرن قرون وسطای عرب در سرتاسر مشرق بحال رکود درمیآید. از مغرب تا شمال آفریقا و اسپانیا سبکهای جدیدی بوجود آمد و ایجاد وحدت ادبی که در آن زمان به یک نحو پیش میرفت به پدید آمدن این سبکها کمک کرد و با نفوذ ))ادبیات کلاسیک جدید شیوه متجددین در شرق فراموش گردید اما در مغرب یعنی در اسکندریه آثار جالبی پدید آمد از جمله منتخبات اشعار ابن بسام، ابن خاقان و سبک جدید ابن معتز و صنوبری و سایر متجددان در عراق و سوریه باقی گذاشت با وجود علاقهمندی نسبت به مکتب جدید، کشورهای مغرب ««اسلام دو بدعت جدید و مهم ر شعر قرون وسطای عرب بوجود آوردند که یکی اشعار تهلیلی دیگری استعمال و استفاده از اصطلاحات عامیانه که به آن موشحه و زجل میگفتند بود.
این اشعار از لحاظ داستانهای سلحشوری و حماسی در خاورمیانه خیلی جالب توجه است.
از اولین شاعران مبتکر اشعار تهلیلی چیزی نمیدانم ولی ظاهراً و طبق روایات اینگونه اشعار نخست در آندلس بوجود آمد شاید قبلاً سبکهای مشابهی در شرق اسلام موجود بود که با زنابینای قبره یا کس دیگری قصاید هم قافیه قدیم را فراموش کرده تهلیلهای سادهتر و روانتری با قافیههای متغیر و بکری بوجود آورد ودر نتیجه ادبیات قدیم اعراب بادیه نشین جان تازهای یافت و علاوه بر این سرایندگان قصیدههای قدیمی به سرودن قطعات نشاطآور و تصنیفهای تهلیلی بدون رعایت اصول شعری کلاسیک عرب با زبان ساده و روان عامیانه به ذکر حقایق پرداختند قبلاً این رابطه نبود یا اصلاً خیلی کم بود.
سبک جدید که به آن موشحه (زجل) گویند به زبان عامیانه و از مبتکران آن یکی این قزمان متوفی به سال 1160 میلادی بود. با اینحال این سبکهای تازه نتوانست به یکباره نفوذ سلطه ادبیات قدیم عرب را از زبان و ادبیات عربی از میان ببرد.
کوششهای سرایندگان اشعار موشحه بر اثر مخالفتهای ادبیان نتیجه چندانی ندارد و اصطلاحات عامیانه نتوانست در شرق جائی برای خود باز کندو در آندلس نیز نتایج جالب توجهی به بار نیاورد.
ادبیات اسپانیا
اولین نمونه منثور ادبیات اسپانیائی «سوگند مولا» (حماسه السید) است که به قرن 12 میلادی تعلق دارد. در آن داستان، شرح قهرمانیهای میهن پرستانه قهرمان میهنی رودزیگو دیاث دیفیفار مشهور به آقای مغوار است.
در قرن 13 اشعار حماسی دیگری ظهور کرد و از آنجمله است قصائد حماسی و غنائی نژادی و قومی که از روزگاران پیشین سینه به سینه نقل گردیده بود و اولین شاعر اسپانیائی معروف القس جونثالودی برسیو است که تعدادی قصائد دینی در قرن سیزدهم سرود. همچنین شاه آلفونسو دهم (1221-1284). مشهور به حکیم، شاعر و نویسندهای بود که باعث انتقال ادبیات عربی به مغرب اروپا بود. و مهمترین کتاب قرن 14 لوبیث دیایالا بود در قصائدی که در آن اوضاع اجتماعی قرن چهاردهم وصف شده است میباشد. و فیران بیریث دی جوثمان و امیر دون خوان مانویل خواهر زاده پادشاه آلفونسودهم معروف و مشهور به صاحب نخستین کتاب قصههای کوتاه بزبان اسپانیائی کتاب دوستی پاک را تألیف کرد و از لحاظ شیوائی در زبان اسپانیائی دارای اهمیت است.
در نیمه اول قرن پانزدهم دو شاعر مهم ظهور کردند: خواندی مینا و مارکز سانتیلیانا متأثر از ادبیات ایتالیائی بودند.
در اواخر قرن پانزدهم زبانها و لهجه محلی مختلف از جمله گالیسی، «والنسیائی ، کاتالونی و آندولسی Andalusian در کشور اسپانیا رواج داشت، زبان گالیسی جزو زبان پرتغالی و لهجه کاسیتلی زبان رسمی اسپانیا در عهد فرماندوایزابلاگشت و از آن زمان تاکنون زبان اسپانیائی بر پایه لهجه کاستیلی ترقی و تکامل یافت و نویسندگان و شاعران به این زبان آثار عظیم و با ارزشی پدید آوردند.
در قرن شانزدهم عدهای از نویسندگان اسپانیائی از جمله: آنتونیودگوارا de Guevara آثاری پر تصنع و آمیخته بصنایع لفظی و معنوی بدیعی پدید آوردند. گاهنامه شاهزادگان (1529) از آثار دگوارا است.
مایه و مضمون اصلی بسیاری از آثار ادبی بزبان اسپانیائی نغمه دین، عشق و جنگ بود و داستانهای پهلوانی، و حماسی فراوانی پدید آمد که سرآمد آنها داستان دونکیشوت اثر معروف و معتبر سروانتس بود. همچنین کتاب دیانا در دام عشق را که در سال 1542 بوسیله خورخه مونتمایور Montemayor پدید آمد میتوان برشمرد گرچه اثر اخیر را تقلید گونهای از کتاب آرکادیا که در سال 1504 بوسیله سانازارو شاعر نیمه اسپانیائی و نیمه ایتالیائی میباشد، دانستهاند.
آرکادیا اثری آمیخته به نظم و نثر و مقتبش و متأثر از ادبیات ایتالیا است.
کتاب درباری اثر کاستیلونه را خوان بوسکان به نثر ترجمه کرد، و قالب غزل در اسپانیا رواج یافت. از جمله، گارسیلازودلاوگا de La Vega قالب غزل را در اسپانیا تکامل بخشید. لاوگا مردی سلحشور و از خانواده اشرافی و در بیرون راندن ترکان از وین سخت دلاور بود و سرانجام بر اثر جسارت و بیباکی فراوانی در سی و سه سالگی کشته شد.
اشعار این شاعر بصورت کتاب در دو قطع کوچک به طبع رسید و در همه جا بوسیله سربازان اسپانیائی انتشار یافت و مرگ وی مورد تحسر و اندوه بسیاری از مردم این سامان گشت آهنگسازان اشعارش را بصورت تصنیف درآوردند. نمایشانمه نویسان از اشعار دلاوگا سود فراوان جستند و از آنها الهام گرفتند.
نمایشنامه نویسی در اسپانیای قرن شانزدهم بآهستگی پیش میراند و در میدانها جلو سرسراها یا در کاخ اعیان و امیران کمدیهای یک پردهای اجرا میشد.
لوپ دروئدا Lope do Rueda نمایشنامههائی پدید آورد.
در زمینه تاریخ نویسی گونزالوفر نادز داووید بعنوان تاریخ نگار (دنیای جدید) دربار شارل پنجم کتابی قطور اما نامنظم تحت عنوان تاریخ عمومیو طبیعی هندیان باختری در سال 1535 تألیف کرد این تاریخ نویس چهل سال در آمریکا در جستجوی طلا بود و ثروت فراوان اندوخت و به سرخپوستان در استخراج طلا مانند سایر ستمگران اسپانیائی ظلم فراوان کرد.
کاملترین تاریخ اسپانیا و معروفترین رمان اسپانیائی که در قرن شانزده در اسپانیا بوسیله دیگوهورتادودمندوزا نوشته شد. این مرد در فرهنگ و زبان عربی و لاتینی و یوانی و فلسفه و حقوق تسلط داشت و متون کلاسیک را برای شاهزادگان دوره رنسانس جمعآوری کرد. قهرمان اصلی داستان – زندگی و ماجراهای لازاریلودترس دزد بیسرپائی میباشد که نسخت کودک بیسرپرسی بود در ابتدا در استخدام گدائی کور برای عصا کشی در کوچه و بازار جیببری و دله دزدی را فرا میگیرد آنگاه در خدخمت اشخاص معتمدی چون کشیش و راهب و پیشنماز و قاضی شهر و فروشنده رحمت خداوند ست بجانایات بزرگتری میزند حتی در وقتی که دزدی حیلهگر میشود و میگوید: «باید اعتراف کنم که من هم مانند بسیاری از مرم دیگر تا مدتی فریب اربابم را خوردم و او را معجزة عالم تقدس میدانستم.» علاوه بر این هجوهای تند دیگر نسبت به روحانیان مسیحی درین رمان بچشم میخورد.
از این رمان ر اروپا تقلید فراوان میشود از جمله ژیلبلاس که بوسیله الن لوساژ در قرن هجدهم تصنیف گردید، میتوان ذکر کرد.
مندوزا پس از یک ماجرای شمشیر کشی از دربار فیلیپ دوم اخراج گردید و در شهر گرانادا گوشهگیری اختیار کرد و بسرودن شعر پرداخت اما اجازه چاپ اشعارش به وی داده نشد.
کتابی تحت عنوان تاریخ جنگ گرانادا از سال (1568-1570) با کمال بیطرفی تألیف کرد که هیچ ناشری جرئت چاپ آن را نداشت تا اینکه در سال 1601 بصورت ناقص منتشر شد.
مندوزا از سالوست، تاسیتوس اقتباس کرد واز شیوه آنها تقلید مینمود وفات وی در سال 1575 اتفاق افتاد.
عصر درخشان ادبیات اسپانیائی
در بین سالهای (1560-1660) نوابعی بزرگ در زمینه ادبیات، علوم تاریخ، جغرافیا، علوم مذهبی در اسپانیا ظهور کردند، گرچه حکومت و دستگاه تفتیش عقاید مانع تحصیل دانشجویان اسپانیائی بجز دانشگاه رم، بولونی و کوامبرا در خارج میشد یکنوع اختناق فکری همراه با شکستها و پیروزیها اسپانیائی را مشغول داشته و بازار داستاننویسی، تارخی نویسی، شعر، درام، مجسمه سازی و نقاشی نسبتاً گرم شده بود.
مالعه در زمینه ادبیات کلاسیک خیلی مورد توجه مردم اسپانیا بود، شوق به تحصیل در مردم اسپانیا شدت یافته بود بطوریکه در سال 1551 سالامانکا Salamanca به تنهائی 5850 تن دانشجو داشت، به ادیبان بوسیله اشراف و دربار انعام وصله داده میشد.
یکنفر کشیش یسوعی بنام گراسیان Grassian کتابی در سه جلد بنام انتقاد نوشت که در آن از غرق کشتی یکی از مدرم اسپانیا در سواحل جزیره سنت هلن و تربیت آدمی وحشی وس فر ایندو در جهان و انتقاد آنان از تمدن اروپائی و انفر اینان از زن و … شاید مآخذی برای روبینسون کروزوئه اثر دیفوئه انگلیسی بود. این کتاب مورد توجه بسیار قرار گرفت از جمله شوپنهاور که آنرا به آلمانی ترجمه کرد یکی از بهترین کتابهای جهان نامید.
تاریخ نویسی در اسپانیا اهمیت فراوان یافت و از جمله میتوان ژاون دوماریانا را نام برد وی درباره اسپانیا تاریخ جالبی نوشت که فصاحت و روانی و امانت در آن بخوبی رعایت شده است.
داستانها، قصههای عاشقانة قهرمانی و چوپانی خیلی مورد علاقه و توجه مردم اسپانیا بودو از عامی و عالم بخواندن و شنیدن آنها راغب بودند و کار قصه نویسی رفته رفته رویه ترقی نهاد و زمینه برای رماننویسی کم کم آماده شد از جمله در سال 1553 کتابی بنام لازاریلو اهل تورمس که اولین رمان سبک شیطنت آمیز است میباشد و در آن مردمی فرومایه را قهرمان داستان کرده و فقر را با عصیان و عصیان را با بذلهگویی جبران میکرد. در سال 1599 ماتئوآلمان Mateo Aleman رمانی بنام زندگی شخص فرومایه و شوخ و شنگی بنام کوزمان دوالفراچه پدید آورد و چند سال بعد سروانتس با در آمیختن این دو قسه رمان دون کیشوت را نوشت.
سروانتس (1547-1616)
میگل دوسروانتس در خانوادهای متوسط به دنیا آمد پدرش پزشک بیجواز دوره گردی بود که میگل را نیز با خود شهری بشهری میبرد، ظاهراً میگل تحصیلات منظمی نداشت، مدت ده سال بعلت یک دوئل از اسپانیا تبعید و در ایتالیا نظام شد و در چنگهائی چند شرکت کرد و دست چپش از کار افتاده و در راه بازگشت به اسپانیا گرفتار دزدان دریائی گردید و درالجزایر چند سال برده بود تا اینکه پولی از طرف مادر و پدرش فرستاده شد و اسپانیا بازگشت در مشاغل مختلف ارتشی مدتی خدمت کرد مدتی امور مالیاتی را بعهد داشت روی هم رفته همواره دچار فقر مالی بود، اولین اثرش ظاهراً در دبستان بصورت شعر انتشار یافت، اما اثر جالبی در زمینه داستان چوپانی عاشقانه بنام گلاتئه Galatea نوشت و آنرا بقیمت نسبتاً خوبی فروخت. مدت بیست و پنج سال حدود سی نمایشنامهنوشت که وقتی روی صحنه میآید چندان مورد استقبال واقع نمیشود سرانجام در سال 1605 کتاب زندگی و ماجراهای دونکیشوت دولامانش اثر معروف سروانتس انتشار یافت و بجز منتقدان همه آنرا پسندیدند و واقعاً یک اثر جالب و زنده است و خود نویسنده ارزش و اهمیت آنرا علام کرده بود.
طرح داستان دونکیشوت اثر سوانتس گر چه نقائصی دارد و گه گاه وقایع و داستانهای فرعی ضمن داستان اصلی میآید که موقتاً ماجرای اصلی رها میشود ماند گم شدن خر سانچوپانزا و پیدا شدن بیدلیل آن همانطور که دونکیشوت افسار اسب را رها کرده تا بهر جا میخواهد برود سروانتس نیز طرح داستان را آزاد میگذارد و در نتیجه یک نواخی و یک پارچگی از دست میرود ولی با اینحال مطایبات دلربا، کشش داستان و کلمات حکیمانه سانچوو هزاران نکته سنجی و داستانهای فرعی دیگر این اثر را پر ارزش ساخته است که در عین حال سرگذشتی گیرا از مردم و زندگی مردم اسپانیای زمان خود سروانتس است.
سروانتس در ابتدای رمان دونکیشوت یاد آور شده است که اصل آن از روی یک اثر مکتوب از یکنفر مؤلف عرب نام سید حامد ابن انجلی اقتباس گردیده است سروانتس داستانهای عاشقانه، افسانههای شوالیه گری را در دونکیشوت بباد هزل و هجو گرفت بود و در این اثر مطالب اخلاقی و کلمات حکیمانه از قبیل: پزشک نسخه خود را با دیدن ظربان جیب شما میدهد. هر کسی بصورتی است که خداوند او را آفریده است، و گاهی بدتر، میان آری و نه گفتن زن سرسوزنی فاصله نیست، هر قدر هم به یکدیگر نزدیک باشند. «زن و ماکیان بر اثر ولگردی از دست میروند» دیده میشود.
همچنین گفته است از وقتی مال من – مال تو بمیان امد بدبختی بشر آغاز شد.
سروانتس پیش از مرگ 8 نمایشنامه دیگر نوشت که یکی از آنها به نام لانومانسیا میباشد. همچنین در اواخر زندگی خود داستان عاشقانهای بنام پرسیلس ای سیجیسموندا نوشت. قبل از مرگ پیشبینی کرد که رمان دونکیشوت 30 میلیون نسخه بفروش خواهد رسید اما تاکنون این اثر تقریباً به همه زبانهای زنده دنیا ترجمه و بیش از 30 میلیون نسخه بفروش رفته است علاوه بر این سبک سروانتس در خلق دونکیشوت که آئینه تمام نمائی از خلقیات و آداب و رسوم مردم است راه را به لوساژ، فیلدینگ اسمولت Somolett و استرن Stern نشان داد.
ادبیات اسلاوی قدیم
قدیمترین مراحل ادبیات اسلاوی، به اوائل قرن نهم میلای میرسد. البته آن ادبیات محدود به مسائل و موضوعات دینی بود و در تطور شاخههای ادبیات صربی، بلغاری و روسی کلیسای ارتودوکس شرقی سهیم بود و علی رغم پارهای از ادبیات اسلاوی قدیم در مغرب، عظمت و اعتبارش در صربستان و بلغارستان، آنگاه در روسیه فراوان بود و بیشتر این ادبیات در بلغارستان تألیفات و ترجمهها و نوشتهها و نامههای دینی برخی مؤلفات غیر دینی مثل: زندگی اسکندر مقدونی و برخی کتاب تألیف شده از قبیل کارهای افتیمی در قرن چهاردهم مقدونی و برخی نوشتههای تاریخی است و شکوفائی و عظمت ادبیات اسلاوی قدیم در صربستان در روزگار استفان دوشان بود و زبان اسلاوی قدیم زبانی بود که روزگاری طولانی ادبیات روسیه بو و در این زبان تعدادی اثر و تألیف به وجود آمده قصیده «داستان سپاهیان ایگور در قرن دوازدهم ادبیات روسی است».
ادبیات اندونزی
ادبیات اندونزی میان آثار عامیانه محلی جزیره بالی و جاوه سابقهای طولانی دارد و با آثار ادبی ملی متفاوت است. داستانهای زیبا از سرگذشت قهرمانان و ترانههای دلپذیر در زبانهای جاوهای، سوندانی و مادوری در دست است که هنوز مورد توجه قرار دارد.
از قرن دهم میلادی مهابهاراتا و باگوادگیتا از زبان هندی به زبان جاوهای ترجمه گردید.
در نیمه قرن دوم چهاردهم مپوپراپنجا Maqu Prapanja شاعر و مورخ، داستان حکومت خاندان موجوپاهیت را به رشته نظم درآورد. مپوتانتولار در نیمه قرن پانزدهم داستان شاهان جاوه را سرود.
در قرن هجدهم کتب تاریخی و ادبی چندی از هندی و فارسی از قبیل تاج از قبیل تاجالسلاطین (تاریخ هند) داستان امیر حمزه پهلوان و آثار دیگری از سایر زبانها به زبان جاوهای ترجمه شد. اما رسوخ و شیوع ادبیات غربی به سرزمین اندونزی از اوایل قرن بیستم آغاز گشت درین گیر و دار ژاپنیها بر اندونزی دست یافتند و با اصرار بسیار میکوشیدند زبان هلندی را متروک و زبان خود را جانشین آن کنند اما مردم چندان علاقهای به زبان ژاپنی نشان ندادند و زمینه برای تکمیل و توسعه زبان ملی اندونزی فراهم گشت.
زبان مالایو که از منطقه شرقی سوماترا واقع در شبه جزیره مالایا که نخست زبانی تجاری بود با ترکیب با زبانهای دیگر به صورت زبان ملی اندنزی درآمد.
در بین سالهای 1942-1945 تقدیر علی شهبانا با تشویق ژاپنیها دو جلد فرهنگ اصطلاحات زبان اندونزی را تدوین کرد و این اقدام بعدها نیز به وسیله دولت اندونزی دنبال شد.
در زبان جدید از لغات سانسکریت ، انگلیسی ، هلندی و فارسی و عربی به کثرت استفاده شد. کلماتی از زبان فارسی وارد زبان اندونزی گردید از قبیل: افسوس، انگور ، بابا، بازار، بلبل ، بندر، بستان، بیهوش (بیهوس)، بیبی، پهلوان، پیاله، کباب، کرسی، گندم ، لیمو ، میدان، خانه، تاج، تخت، ترازو، آفتاب و … میباشد.
در این زبان هنوز آثار با ارزشی به سان نوشتهها و سرودهای زبان فارسی و سایر زبانهای زنده نمیتوان یافت و بیشتر آثاری که در زبان اندونزی پدید آمده غالباً ترجمه گونه از ادبیات مغرب زمین است. تقدیر علی شهبانا، امیر حمزه، عمر حمزه از نویسندگان و مترجمان معروف اندونزی هستند.
سنوسی پاته شاعر و نویسنده دیگر اندونزی مترجم داستانهای اروپائی اما طرفدار سبک قدیم و افکارش مبتنی بر آثار برهمائی و بودائی است.
خیرالانوار از شاعران بنام اندونزی بود که در سال 1949 در سال 27 سالگی درگذشت.
افندی سوتان، اسکند و عصرالثانی نیز از شاعران دوره جدید اندونزی میباشند.
قدیمترین و نخستین نوولهای کشور اندونزی در سال 1920 به زیور طبع آراسته شد به قلم مری سایرگار Siregar ماراه روسلی Marah Rusli و Abdul Muis نویسندگان اندونزی که در روزنامهنگاری کسب تجربه کرده و بیشتر آنها هنوز روزنامهنگار هستند، بود. این نویسندگان به دو دسته تقسیم و متوجه دو مشرب فکری و شیوه نویسندگی گشتند عدهای به سوی ادبیات اروپائی مخصوصاً انگلیسی گروهی به ادبیات قومی و ملی و افسانهای آسیائی رو کردند. امیر حمزه شاعر مهم و مشهور و اریجانپین Pane نوول نویس رئالیست برجسته (1940 Shackled)، و سانوسی پین Sanusi Pane مهمترین نمایشنامهنویس (مرد جدید 1940) میباشند. در سال 1930 در Medan یک جنبش و نهضت اسلامی برخاست و نویسندگان کارهای جالبی در زمینه ترقیات اجتماعی و ناسیونالیسم و تجدد مذهبی بر اساس کارهای غربی عرضه کردند. گروهی از نویسندگان و شاعران مشکلات کارگران و رنجبران را مورد توجه قرار دادند. چاریال انور که در سال 1949 درگذشت شاعری بود که زبان اندونزی را تکمیل کرد. همچنین Vsmar gmial شاعر و نمایشنامه نویس، روزین انور Rosihan (شاعر و سردبیر روزنامه) ابوحنیفه آمال حمزه و آناس Ma’ruf در بعد از سال 1940 دستهای از نویسندگان معروف بودند که در سالهای 1945 به بعد پدید آمدند و آثاری خلق کردند Machtar Lubis مخترا لوییس نویسندهای بزرگ است (فردا نیست در سال 1948) و ماهر روزنامهنویس، نویسنده، سردبیر بود که از سال 1950 تا 56 سردبیر روزنامه اندونزی Raya بود و از آن ببعد در خانهاش دستگیر شد. دیگر نویسندگان شامل Pramoed Ananta toer, Idrur, Asrul Sani (خانواده گئوریلا 1950) و Achdiat K.Mihardja (منکر خدا – ملحد 1949) نویسندگان دیگری توجه خود را به پدید آوردن داستان کوتاه مشغول کردند. در 1959 اندونزی 64 روزنامه که تیراژ آنها از یک میلیون بیشتر بود داشت.
ادبیات ایتالیا
ادبیات ایتالیا نخست مجموعهای از غزلوارهها و اشعار عاشقانه و رزمی و بزمی بود که شاعران دوره گرد و نقالان برای مردم میخواندند یا همراه با چنگ و آواز آنها را میخواندند و مردم ایتالیا بسی راغب به شنیدن این گونه ترانهها و اشعار بودند.
نغمه سازان و داستان پردازان ایتالیائی گاه از کلمات فرانسه در عبارات موزون خویش سود میجستند و همانطور که می دانیم در حدود قرن دوازدهم و سیزدهم میلادی هر یک از شهرها و نواحی ایتالیا دارای حکمرانی مستقل بود لذا وحدتی در این سرزمین وجود نداشت و لهجهها غالباً با هم تفاوت داشت با اینحال در زمان فردریک دوم زبان ایتالیائی در سیسیل، توسکانی مورد استعمال بود و شاعران و خوانندگانی که به ایتالیائی شعر میسرودند با شعر را همراه با آواز میخواندند، قافیه پردازان سیسیل و توسکانی نامیده شده بودند.
استاد و پیشوای این گونه شعر ایتالیائی شخصی به نام گیدوگی نی چلی Guido Guinceli که در سال 1254 میلادی درگذشته بود. وی از مردم بولونیا بود، در سرودن غزلهای پرشور عاشقانه، مهارتی به سزا داشت نفوذ اشعارش این شاعر بزرگ در پرورش فکری و شکوفائی استعداد دانته الیگری شاعر و نویسنده معروف ایتالیائی مؤثر بوده، سبب سرودن و نوشتن داستان کوتاه زندگی نو، سپس کمدی الهی گشته است. دانته شاعر و نویسندهنام آور ایتالیائی (1321-1256) بود.
انگیزه سرودن و نوشتن زندگی نو و کمدی الهی از طرف دانته به علت یک عشق آسمانی بود که به دختری بنام بئاتریس پورتی ناری است و انی عشق از دهسالگی تا پایان عمر این شاعر را در برگرفت و تا پس از مرگ بئاتریس هرگز زن نگرفت.
دانته حتی پس از مرگ دخترک نیز خاطر بئاتریس را از یاد نبرد تا اینکه شی او را در خواب دید و تصمیم گرفت که به خاطر این خواب به نوشتن اثر پرارزش و جهانی خود کمدی الهی پردازد و در بسیاری از جاهای کتاب کمدیالهی بئاتریس همچون فروغی تابان و خورشیدی درخشان و مظهر تقوا و زیبائی و خیرمطلق است. کتاب کمدیالهی تصویر از قرون وسطی با اخلاق و رفتار و اختلافات و جنگها و چهرههای نامی و تمدنهای قدیم است اما باید گفت در این کتاب عظیم صحنههای گویا از تاریخ ، پیش چشم مجسم است.
از کمدی الهی دانته نمایشنامهها و اپراهای بسیار اقتباس و استفاده شده است.
دانته علاوه بر نوشتن دو کتاب زندگی نو و کمدی الهی به تألیف کتابهائی درباره فلسفه و سیاست پرداخته بود. دو عنوان برجستهتر از سایر موضوعات به چشم میخورد یکی ایجاد یک زبان ادبی ایتالیائی دیگری که در یک رساله به زبان لاتین نوشته عنوان حکومت جهانی را برای نخستین بار بیان کرده و با دلیل و برهان به اثبات رسانید، که برای حفظ صلح و آزادی یک سازمان جهانی بایستی از ملل عالم تشکیل شود و این سازمان دارای یک محکمه بینالمللی باشد و آنقدر قدرت داشته باشد که بتواند تصمیمات ملل عضور را به مرحله عمل و اجرا درآورد.
پترارک (1374-1404) از شاعران و نویسندگان ایتالیائی بود که شور و عشقی فراوان به سرزمین ایتالیا و مردم آن داشت دو اثر مهم از وی بجا مانده است که در ادبیات ایتالیا مقامی بس ارجمند دارد 1- پیروزیها 2- آفریقا
این شاعر نویسنده به زبان لاتین نیز آثاری پدید آورد.
جیوانی بوکاچیو (1313-1375) از شاعران و نویسندگان معروف ایتالیائی بود که به ادبیات قدیم یونان و روم عشق میورزید و کتب متعددی به لاتین نوشت درباره تاریخ و شرح حال مردان و زنان مشهور و دباره کوهها و جنگلها و چشمهها و دریاچهها و رودها و غیره دو کتاب در باب افسانههای شبانی کتابی بنام آمتو Ameto و کتاب دکامرون (Decameron) مجموعه صد داستان است، نوشت.
در دکامرون زمینه داستان را گروهی مردان و زنان تشکیل میدهد که میخواهند از بلای طاعاون سال 1348، فلورانس بگریزند و پناه بخانهای ییلاقی میبرند در آن خانه بافسانهگوئی میپردازند و چون خلق و خوی داستانگویان متفاوت است داستانها دارای گیرائی و تنوع بسیار است و از مجموع آنها اوصاف شاعرانه، عبرت آموز و غمانگیز اما لطیف و شاعرانه فراوان بچشم میخورد. چون نویسند واقف بروح بشری و اشخاص داستان بوده، همه قهرمانهای آن زنده و پر از شور زندگی هستند حتی جانوران داستانهای دکامرون.
این کتاب بعدها در ادبیات پارهای کشورها از جمله انگلستان مورد اقتباس و تقلید قرار گرفت. نفوذ ویرا میتوان در برخی از آثار چاسر انگلستان لانگفلو آمریکائی و کیتس شاعر انگلیسی دید.
نهضت رنسانس در ایتالیا سبب عظمت یافتن زبان ایتالیائی گشت از جمله کسانی که به پیروی از دانته برای زبان ایتالیائی و رسمی و عمومی شده آن در سراسر ایتالیا تلاش کرد پییتروبمبو Pietero Bembo شاعر مشهور این زمان ایتالیا بود. از آن ببعد فرهنگها و کتابهای صرف و نحو ایتالیائی تهیه و منتشر و فرهنگستان دل لاکروسکا Della crusca در سال 1485 در فلورانس تأسیس گردید و رفته رفته از رونق لاتین کاسته و بهمان نسبت بر ترقی و عظمت و وسعت زبان ایتالیائی افزوده میشد.
لودوویکو آریوستو Ludavico کتابی حاوی ماجراهای قهرمانی بنام رولاند دیوانه عرضه کرد که خیلی مورد توجه قرار گرفت.
تور کواتوتاسو Torquat tosso کتاب اورشلیم نجات یافته را سرود که شرح رهائی و بیتالمقدس از چنگ مسلمین (کفار) بسی مقبول طبع مردم ایتالیا قرار گرفت و با این منظومه و سایر کتب برغنای زبان ایتالیائی بیش از پیش افزوده شد.
کتابها و آثار ماکیاولی از قبیل شهریار عظیم در ایتالیا و سراسر جهان کسب کرده منتهی کتاب شهریار یک سرمشق گمراه کننده است که مورد توجه ستمگران و جباران روزگار قرار گرفته و لوئی شانزدهم ، ناپلئون ، هیلتر و جانورانی از این قبیل همواره نسخهای از آن را با خود همراه داشتند و با خواندن آن سرمشق دوروئی و خیانت و جنایت نسبت به مردم را فرا گرفته و میگیرند.
کتاب درباری اثر کاستی لیونه در حقیقت راه و رسم آداب معاشرت را ذکر کرده و مدتها مورد استفاده کسانی که میخواهند آدابدان باشند قرار گرفته بود.
چون ایتالیا زیر نفوذ اسپانیا قرار گرفت، گوئی چشمه ادبیات و دانش ایتالیا خشکید زیرا محاکم تفتیش عقاید هر عالم و ادیبی را در مظان تهمت میبافت از دم شمشیر خونخوار و بیرحم خود میگذرانید و مدتها ایتالیا از داشتن شاعر و نویسنده دانشمند محروم بود تا اینکه رفته رفته دژخیمان آئین مسیح رو به ضعف نهادند و از نفوذ اسپانیا در ایتالیا کاسته شد.
یکی از جنایات ننگآور طرفداران قشری آئین مسیح میتوان به آتش سوزانیدن بروتو رادر فوریه 1600 میلادی ذکر کرد.
ایتالیا دوباره از قرن هجدهم جان تازه یافت و شاعران و نویسندگانی ظهور کردند که از جمله میتوان ویتوریول آلفیری 2 را که تراژدی منظم عالی سرود و در واقع مجموعهای بزرگ از تراژدیهای ایتالیا را تشکیل میدهد ذکر کرد.
در قرن نوزدهم و بیستم لئوپاردی و کاردوچی ظهور کردند و با خلق آثار پر ارزش ادبی خود شهرت و معروفیت فراوان در سراسر ایتالیا کسب کردند حتی کاردوجی به دریافت جایزه ادبی نوبلتوفیق یافت و برای اولین بار ایتالیا را صاحب این افتخار ساخت.
مان تسونی از نویسندگان قرن بیستم ایتالیاست که کتاب نامزد وی به اکثر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده و سرمشق داستان نویسی تاریخی به شمار میرود.
گابریله دانون زیو از شاعران و نویسندگان مشهور ایتالیائی قرن بیستم میباشد که در زمینه نمایشنامه نویسی و شاعری مرتبهای بلند دارد و عیب بزرگ وی همکاری با فاشیستهای ایتالیا بود. این اشعر نویسنده در سال 1938 مرد.
پیر آندلو از نویسندگان معتبر و معروف ایتالیا بود که آثار فراوانی پدید آورد و اغلب به زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است و به دریافت جایزه نوبل نیز موفق شد.
برخی از آثارش مجموعه داستان کوتاه ، نمایشنامه شش قهرمان در جستجوی یک نویسنده آنطور که مرا میخواهی
پیرآندو بین سالهای (1936-1867) میزیست.
اوجنیو مونتاله Eugenio Montale
شاعر، نویسنده و منتقد ایتالیائی در سال 1896 در جنوا متولد شد پس از انتخاب مشاغل گوناگون در سال 1926 به فلورانس رفت تا در یک مؤسسه انتشاراتی مشغول کار شود از سال 1929 تا 1938 گرداننده «کابینه علمی- ادبی» بود و چون عضویت حزب فاشیستها را نداشت از آن سمت مجبور به استعفا گشت. مدتی ادیتور مجله دو هفتگی II odo بود 4 دفتر شعر از این نویسنده شاعر منتشر گشته است، از سال 1947 منتقد موسیقی و ادبی شد و با یک روزنامه ملی همکاری میکند.
نوشتههای پراکندهاش در چند جلد منتشر نموده، همچنین از ملویل، شکسپیر ، کورنی و غیره آثاری به زبان ایتالیائی ترجمه کرده است.
سالواتوره کاسینودو Sal Vatore Quasinodo از شاعران ایتالیائی است (1901-1968) که در سیسیل به دنیا آمد، بعد از تحصیل رشته مهندسی ساختمان به سمت معاونت سر دبیر تمپو Tempo در سالهای 38 و 40 خدمت کرد و از سال 1941 به عنوان استاد ادبیات ایتالیائی در یک هنرستان به تردیس پرداخت. بواسطه تمایلات و فعالیتهای ضد فاشستی بامر مأموران موسولینی زندانی گردید.
در سال 1959 همراه با دیلن تامس Dylanthomas شاعر و نویسنده معروف انگلیسی به دریافت جایزه ادبی نول توفیق یافت.
این شاعر توانا در زمینه نقد و ترجمه کارهای ادبی جالبی کرده بود از جمله برخی از آثار شکسپیر و ای.ایکامینگز شاعر آمریکائی را به زبان ایتالیائی ترجمه کرد.
ادبیات ایسلندی
ادبیات مرحلههای نخستین ایسلندی جزئی از ادبیات نروژی قدیم بود. و بعد از اینکه ایسلند استقلالش را (1261-64 میلادی) از دست داد و نتیجه ادبیاتش نیز رو به زوال نهاد با این حال ایسلندیها میراث ادبی قدیم خویش را به دیده احترام مینگریستند.
ایسلند جزیرهای دور افتاده و پر از عوامل مشکل کننده زندگی است با اینحال در قرن دوازدهم دارای ادبیاتی شکوهمند بود و این کوچکی جزیره وعده کم جمعیت در ظاهر عجیب مینماید اما دو عامل در درخشندگی و توسعه ادبیات ایسلند مؤثر افتاد 1- بواسطه دورافتادگی، روایات تاریخی سینه به سینه نقل میشد و نزد آنان بسیار عزیر بود 2- عادت به خواندن و گوش دادن همین روایات و افسانههای شفاهی- چون توده مردم نیز امکان تحصیل داشتند لذا از میان مردم عادی شاعرانی برخاستند.
یکی از شاعران بزرگ ایسلند در قرن سیزدهم به نام اسنوری استورلوسون Snorri Sturluson (1241-1175) بود که دوبار به عنوان ناظر بر قوانین (رئیس جمهور) انتخاب شد و در عین حال مردی ثروتمند بود. به سیاحت و سیاست علاقه فراوان داشت در 66 سالگی به دست دامادش کشته شد.
آثار مهم وی از جمله: هیمس کرینگلا (جهان مدور) میباشد که دارای سبکی روان و موجز و ساده است. وقایعی منثور از تاریخ، مختصری از کتاب مقدس، خلاصهای از اساطیر نورس، مقالهای در باب بحرها و اوزان شعر، رسالهای در فن شعر و توضیح جالبی درباره منشاء بروز هنر و چگونگی تقسیم آن میان علاقهمندان است. شکوفائی و جذابیت ادبیات ایسلندی روز به روز بیشتر میشد و آثار ادبی جالبی پدید میآمد که برخی از آنها کوتاه، پارهای مطول مانند یک رمان و بعضی تاریخی ولی همه آنها آمیخته به افسانه بوده است.
افسانههای بنگلینا Ynglinga نوشته اسنوری پر از افسانههای شوالیههای نورس میباشد که در تالارهای اربابی یا جاهای دیگر شراب خوارگی میکنند. از قدیمترین این حکایتها مجموعه ادای مهتر (ادای منظوم) شکل تکامل یافتهای است در داستان «حلقه نیبلونگها» که واگنر آنرا به صورت اپرا در آورده است.
ولسانگ Volsung از اخلاف ویلز Weals و یکی از سلاطین نورس نبیره اودین و پدر بزرگ سیگورد (زیگفرید) بود، در حماسه سانگا، قومی کوتاه قامت و کوچک اندام بودند که در ناحیه رن گنج و حلقه طلائی را محافظت میکردند. این گنج با همه گرانبهائی برای به دست آورنده آن شوم است سیگورد بعد از کشتن اژدها بر آن دست مییابد در حین گردش بر فراز تپهای که همه طرف در آتش محاط است. زنی زیبا به نام ویکری برون هیلد Valkyrie Brunhild (نیمه الهه از اخلاف اودین) را میبیند و شیفتهاش میشود ولی پس از چندی عشقبازی راه خویش را پیش میگیرد این زن برای گرفتن انتقام موجباتی فراهم میکند اما سرانجام پشیمان میشود و خود را برفراز توده هیمه که سیگور را در آنجا میسوزانند میرساند و با شمشیر سیگورد خود را میکشد و در کنار سیگورد در آتش میسوزد.
یکی از افسانههای جدید ایسلندی که در سال 1220 میلادی نوشته شده به نام داستان نیال سوخته است و نویسنده با مهارتی فراوان تک تک حوادث را کنار هم گذاشته تا به فاجعهای اصلی که سوختن خانه و نیال و کشته شدن نیال همسر و فرزندانش بوسیله دشمنان خون آشام و منتقم وی که جز انتقام هدفی ندارد منتهی میشود و سرکرده آنها فلوسی نام داشت.
در بین سالهای 300-600 میلادی مهاجرتها و کوچهای متوالی در اروپا مخصوصاً در شمال آن صورت میگیرد و این مهاجرتها هرج و مرجهای متعدد در پی داشت که موضوع افسانههای بسیار گردید و این افسانهها به ایسلند، نروژ، آلمان و انگلستان راه و یافت و از میان آنها قصه نی بلونگس لید میباشد. که در آلمان شاخ و برگ یافت.
گونتر (در کاخ خود با برادر و خواهر کوچکترش به نام کریم هیلد Kriemhild میزیست) در ورمس در کنار رود رن سلطنت میکرد، هیچ زنی زیباتر از کریم هیلد نبود و زیگفرید با دیدن کریم هیلد در یک مجلس جشن که گونتر به مناسبت صلح پیروزمندانهای ترتیب داده بود عاشق بیقرار او شد البته پی از این دیدار وصف او را شنیده و یکاسن در دربارگونتر زیست اما پیش از جشن به دیدن او فائق نیافت.
گونتر که تا آن زمان زن نگرفته بود به فکر ازدواج با برون هیلد ملکه ایسلندی افتاد اما این زن به شرطی کسی را به همسری قبول میکرد که در سه زور آزمائی پیروز شود و الا خواستگار کشته میشد، گونتر با کمک زیگفرید به این شرط که کریم هیلد را به زنی او بدهند نبرد بایرون هیلدر را قبول کرد و سرانجام گونتربرون هیلد را به زنی میگیرد اما در آخر کار زیگفرید به دست هاگن برادر ناتنی گونتر کشته میشود. کریم هیلد از دیدن جسد شوهر بیهوش میشود و مدت سیزده سال به فکر انتقام باقی میماند تا هاگن را بکشد تا اینکه زن اتزل (آتیلا) سلطان هونها میشود و میخواهد به این وسیله هاگن را بکشد ولی موفق نمیشود مهمانی عظیمی ترتیب داده میشود ولی باز هاگن به دام نمیافتد تا اینکه آنها را در قلعهای که در حال اشتعال است با گونتر و هاگن و سایر همراهان رها میسازند بعد از کشته شدن گونتر و بردن سر او نزد خواهر، باز هاگن هنوز زنده است اما این بار خود شمیشیر هاگن وی را میکشد و کریم هیلد نیز بدست کی از سربازان هاگن کشته میشود.
از قرن چهاردهم میلادی تا اول قرن شانزدهم ادبیات ایسنلدی متکی بر ترجمههای آثار ادبی بیگانگان بود و ادبیات نروژی قدیم منسوخ گشت و شیوه قصائد دینی بر صورتهای تقلیدی نهاده شد.
در قرن چهاردهم داستان منظوم معروف ریمور پدید آمد و تا قرن نوزدهم همچنان شاعی و رایج بود.
در قرن شانزدهم جنبشهای اصلاح مذهبی و دینی بر آثار ادبی تأثیر گذاشت تا جائیکه ادبیات دینی به رشته تحریر درآمد. در این احوال (1528) صنعت چاپ و چابخانه به ایسلند راه و کلیسا بر آن دست یافت و کار چاپ و چاپخانه منحصر به طبع کتب دینی تا اواخر قرن هجدهم شد. اما کتب ادبی غیر دینی به صورت خطی میان مردم رایج بود میان سالهای 1750-1835 نضهت روشنفکرانهای پدیدار گشت و در سال 1733 اولین چاپخانه برای طبع کتب غیر دینی تأسیس گردید آنگاه جمعیتهای ادبی چندی به وجود آمد.
در ربع چهارم قرن نوزدهم نهضت رومانتیک آغاز و نخستین مرحله ادبیات جدید ایسلند شروع شد که به وجود شاعرانی همچون بارنی تورارنسین (1786-1841) و یوناس هلگرمسون (1807-45) مباهی و متکی بود. هلگرمسون اولین کسی بود که در ادبیات جدید ایسلند داستان کوتاه مینوشت، همچنانکه یون تورودسین اولین رمان نویس ایسلندی بود. گریمورتومسین (1820-96) به شیوه شعر نروژی قدیم اشعار حماسی میسرود و بندیکت گروندال (1826-1907) شاعری رمانتیک و فکاهی نویس بود واشتاینگریمور – تورستینسون (1831-1931) شاعر غنائی چیره دستی بود که شعر گوته و شیلر و بایرون و داستانهای هانس کریستیان آندرسن را ترجمه کرد. و نمایشنامه نویسی با ترجمه نمایشنامههای شکسپیر به وسیله مایتاس یوخمسون (1835-1920) به ایسلند راه یافت.
شاعر رسمی ایسلند یون سیگوروسون از سال 1900 و بزرگترین ادیب آن عصر بود. و در اواخر قرن نوزدهم نهضت رئالیستی به سرپرستی گستورباتسون (1825-1914) آغاز گشت و از مبرزترین ادبیان قرن بیستم یون تراوستی و سیگوردور نوردال و کریستمان گودموندسون و هالدور لاکسنیس بودند و نویسنده اخیر در سال 1955 به دریافت جایزه ادبی نوبل موفق شد.
ادبیات برزیل
در قرن شانزدهم هم مهمترین نویسندگان برزیل همه به زبان پرتغالی مینوشتند و دربارة زیباییهای طبیعی و آداب و عادات سرخپوستان آثار دلاویزی پدید آوردند. برجستهترین نویسنده این عصر مردی به نام جوزه آنجیتا Anchieta (1597-؟1534) از فرقه مذهبی ژوزئیتها که شاعر و درام نویس و تاریخ نوسی، مذهبی بود.
قرن هفدهم
در قرن هفدهم با رشد و توسعه صنعت نیشکر در برزیل، ناحیه با هیاوپرنا مبوکو به سرعت ترقی یافت شهرهای بزرگ و کلیساها نقش عمدهای در تقویت هنر و ادبیات منتهی به سبک باروک داشتند. از طرف دیگر نهضتها و تحولاتی در این سرزمین به وقوع پیوست.
بنتوتیکز با پینتو (1618-1540) اولین شاعری بود که اشعاری جالب سرود و مانوئل بوتلود اولیویرا Oliveria (1711-1636) نیز اشعار جالبی پدید آورد.
از ادیبان دیگر قرن هفدهم فری ویسنت دوسالوادور (1636-1664) و گریگوریود ماتوس گیورا Guerra (1696-1663) و آنتونیو وییرا (1697-1608) و سرمائوس Sermoes (1748-1679) را میتوان نام برد که هر یک آثار ادبی جالبی اعم از نظم و نثر خلق کردند.
قرن هجدهم
قرن هجدهم عصری طلائی و درخشان در برزیل بود. سائویولو و ریدوژانیر و مراکز فرهنگی، ادبی و اقتصادی و هنری برزیل به شمار میرفت که در آنها آثار بدیع هنری اعم از معماری و مجسمهسازی و نقاشی و ادبی خلق گردید. بسیاری از آکادمیهای علمی و ادبی تأسیس شد و اعضاء این مؤسسات علمی در برزیل معروف بودند.
در میان گروه ادیب دانشمند سبساتیائو دارو کاپیتا (1837-1660) و پدرو تاکیوئس (1777-1714) مورخ نیونومار کوئس پریرا (1728-1652) نوول نویس و میتاس آریس راموس دسیلوا داکا Eca (1770-1705) دارای اهمیت فراوان بودهاند.
در اواخر قرن هجدهم تأثیر و نفوذ نویسندگان و فلاسفه فرانسوی در برزیل بسیار عمیق بود به طوریکه تغییر و تحولی در ادبیات این سامان صورت گرفت. یکی از رهبران و پیشوایان نظم و نثر برزیل توماس آنتونیوگونزاگا (1810-1744) بود که آثاری بدیع و جالب آفرید.
اشعار غنائی به وسیله شاعران متعدی در قرن هجدهم در برزیل سروده شدک ه مایههای چوپانی و روستائی و غیره داشت از مهمترین این گروه شاعران که اشعاری دلاویز سرودند میتوان کلایودیو مانوئل داکوستا (1789-1729) سراینده منظومه Obras (در 1768 سرود) توماس آنتونیوگونزاگا منظومه Mariliade Dirceu را سرود و چند بار چاپ و مهمترین و جالبترین شعر قرن هجدهم بود و مانوئل ایگناسیوداسیلوا آلوارنگا (1814-1749) نویسنده کتاب Glaura (1799) بود، را ذکر کرد.
دو تن شاعر دیگر یکی به نام جوزه بازیلیودا گاما (1795-1714) و جوزه دسانتاریتا دورااو (1784-؟1720) یک منظومه رزمی نوشت. بازیلیو نویسندهای از اوروگوئه که به میسیون مذهبی ژوزئیتها حمله کرد، سانتاریا نویسنده و شاعر شعری جالب سرود این منظومه مقداری مایه سرخپوستی و توضیحاتی از آداب و رسوم آنان را دربر داشت.
رمانتیسم
در سال 1808 نایب السلطنه پرتغال از ترس ناپلئون گریخت ودرار خویش را در ریودوژانیرو قرار داد. این واقعه منتهای اهمیت را برای برزیل در برداشت برای اینکه اکنون ملیت مستعمراتی اهمیت یافته و کشور برزیل اعتبار و مرکزیتی کسب کرده بود.
در سال 1822 دام پدروی اول جانشین دام جوآن گشت و اعلان استقلال کرد. آنگاه چند سال بعد تا سال 1840 یک دوره اغتشاش سیاسی حمفرما بود، تا اینکه دام پدروی دوم امپراطور شد. در این حوال سلطنت یک دوره طولانی سعادت آمیز واگذرانید و صلح برقرار گشت و فرهنگ ترقی و رونق یافته، اما بین سالهای 1808 و 1804 ادبیات به افکار و ایدههای سیاسی آمیخته گشت، روزنامهنگاری راه باز میکن و بیانات خطابهای رونق میگیرد و اینک نگاهی اجمالی به وضع سبک رمانتیسم ادبی برزیل میشود.
شاعران
در دوره رمانتیک شاعران به دو دسته تقسیم گردیدند: یک دسته تمایل به سیاست و مسائل اجتماعی و علاقه به حالت تغزلی و غنائی احساساتی داشتند. جوزه بونیفاسیون Bonifacio دو آندرادا ایسیلوا رهبر بزرگ استقلال برزیل بود که بین سالهای (1838-؟1763) میزیست دومینگوس جوزه گونکلاوزدماگال هیاز Magalhaes (1882-1811) افسوسها و آرزوهای شاعرانه اثر این ادیب است. از سال 1936 دوره دوم و نوع دوم رمانتیسم شروع میشود آوازها اثر آنتونیوگونکلاوزدیاس (1864-1823) میباشد.
بزرگترین و آخرین شاعر رمانتیک برزیلی آنتونیو کاستروآلوز (1871-1847) که در حقیقت ویکتروهوگوی برزیل به شمار میرفت بود. او نویسنده و شاعری حساس و دارای آثاری پرارزش بود.
از میان شاعران بزرگ دیگر سبک رمانتیک برزیل میتوان مانوئل آنتونیو آلوارس د آزودو (1852-1831) جانکوئیرافریر (1855-1832) کاسیمیرو جوزه مار کوئزدآبروئه (1860-1839) و فاگوندس وارلا (1875-1841) را برشمرد.
نوول نویسی
در زمینه نوول نویسی نویسندگان رمانتیک برزیلی آثاری جالب خلق کردند از جمله برونته کوچک اثری پرشور و احساس است که بوسیله جواکیوم مانوئل د میسدو (1882-1820) تصنیف گردید. اما بهترین نوول این سبک زندگی به گروهبان پلیس اثر مانوئل آنتونیو دآلمیدا (1861-1831) را باید برشمرد.
بزرگترین اثر ادبی برزیلی از آن جوآکیوم ماریاماکادودآسیس (1908-1839) میباشد که در اواخر دوره سبک رمانتیک برزیل پدید آمد. این نویسنده سبک خود را ابداع و حقیقت را در آنالیز روح بشری جستجو میکرد.
پانراسینها و سمبولیستها
رایموندو کورریا (1911-1860) آلبرتو داولیورا (1937-1857) و دیسنت دو کاروالو (1924-1866) اولین پارناسینهای برزیل بودن اما اولاو براز مارتینزدوزگیومارائس بیالک (1918-1865) شاعر بزرگ این سبک بود. بیلاک در آثار خویش از نوشتههای ویکتورهوگو سود فراوان جست.
بهترین شاعر سیاه پوست جوآن داکروز ای سوزا Souza (1898-1862) بود. که مجموعههای منظوم متعددی فراهم ساخت.
آلفوسوس دویومارائس Guimaraes (1921-1870) شاعری سمبولیست به شمار میرفت که در باب عشق و دین و مرگ در اشعار خویش سخن گفته بود.
اوگوستو دوس آنجوس (1914-1884) نیز مقام شایستهای در ادبیات برزیل دارد اما وی بیشتر رئالیست بود تا سمبولیست.
نوول رئالیستی
نوول رئالیستی بانوول Omulato (1881) اثر آلیویسیو گونکلاوزد آزودو (1913-1857) در برزیل شروع شد.
احتمالاً معروفترین کتاب نوول نیست شادی کتاب سرزمینهای مرموز بود که بوسیله ایوکلیدس داکیونا Cunha (1909-1866) نوشته و در سال 1904 به انگلیسی ترجمه شد.
در سال 1902 دومین شاهکار ادبی برزیلی به نام کانان Canaan به وسیله گراکاآناها (1931-1868) تصنیف و در سال 1920 به انگلیسی ترجمه شد.
نوول آفونسوم هنریک لیما باره تو Barreto (1922-1881) دارای ارزش فراوان است. پایان اندوه پولیکاپو کیوآرسما (1911) یکی از آثار ارزنده این نویسنده میباشد.
جوزه بنتو مونتوریولوباتو (1948-1883) یکی دیگر از نوول نویسان برجسته برزیل بود و بهترین اثرش تحت عنوان Urupes میباشد.
مدرنیسم
میان سالهای 1940-1918 برزیل دارای یک ملت متجدد گشت، اقتصادش ترقی یافت و احساسات ناسونالیستی به شدت ظهور کرد آثار هنری جالب اعم از موسیقی و نقاشی زمینه رشد و ترقی به دست آورد و نویسندگان برجستهای قدیم به میدان نهادند.
درخشانترین چهرهادبی، شاعر و نویسنده مدرن و بزرگ برزیلی ماربود آندراید (1945-1893) بود آثار ادبی متعدد به نظم و نثر پدید آورد که برخی از آنها عبارتست از Pauliceia desvariada (1922)Losango Caqui (1926).
مانوئل باندریا (1886) یکی از شاعران برجسته برزیلی بود آثار متعددی خلق کرد جورج دولیما (1953-1898) شاعری انقلابی بود که برای شعر قواعد نوی عرضه نمود. شاهکارش در ادبیات سیاه پوستان تحت عنوان that Megress Fulu میباشد.
موریلو مندس ( -1902) نیز شاعری تواناست.
اوگوستو فردریکو اشمیت ( -1906) یک تحول ادبی در ادبیات برزیل پدید آورد. آواز شب (1934) یکی از آثار وی است. در میان شاعران جوانتر وینسیوس دوموریاس ( -1913) نویسنده و شاعری زیردست و خالق آثاری متعدد است.
نوول معاصر
مهمترین مکتب نوول نویسان معاصر نویسندگان منطقه شمال شرقی برزیل میباشند.
جوزه لینس دوریگو ( -1901) درباره زندگی مردم مناطق و شهرهای بزگ آثاری پدید آورد. اولین نوول او (کشتزار پسر بچه)1932) که قهرمان آن کودکی است که به طور آزاد و در چمنزار زندگی میکند. این نویسنده آثار متعدد دیگری نیز پدید آورد.
جورج آمادو ( -1912) نیز از نویسندگانی بود که درباره زندگی کارگران و دهقانان سخن گفته است. رنج (1934) دریای مرده (1936) برخی از آثارش میباشد.
گراسی لیانوراموس (1953-1892) را داستایوسکی برزیل پنداشته اند و برخی از آثار این نویسنده روانشناس به انگلیسی ترجمه شده است. راشل د کیوایروز Queiroz ( -1910) یکی دیگر از نویسندگان رئالیست برزیلی میباشد. جاده سنگی یکی از آثار این نویسنده است.
ترسیم واقعی نوول و نوول نویسان برزیلی بدون ذکر نام مارکوئس ربه لو (ادی دیاس د اکروز)( -1907) ناممکن است این نویسنده از حوادث روزمره زندگی مردم در خلق آثار خویش سود فراوان جسته است.
اریکوورسیمو ( -1905) نویسنده چند نوول جالب که حتی تعدادی از آنها به انگلیسی ترجمه شده است.
جوزه آمریکو دآلمیدا ( -1887) نویسنده نوول (نیشکر بیهوده) (1928)
گاستوآ کرولس ( -1888) و کلاریس لیس پکتور ( -1923) از نویسندگان بزرگ معاصر برزیل هستند.
ریبه ئیروکوتو Ribeiro Couto (1898-1963) شاعری جهانی وطنی بود و دنیا را وطن خویش میپنداشت. این شاعر برزیلی مدتی پیرو مکتب انتیمیسم Intimisme بود؛ اما پس از چندی بکار و عمل و مبارزه پرداخت و زندگی خانه بدوشی را اختیار و سفرهای دور و دراز کرد.
وینیسیوس دیموراس Vinicius de Moraes از شاعران به نام برزیل است در سیر آفاق وانفس مردی خستگی ناپذیر بود بسیاری از جاها را زیر پا گذاشت و به سیر و سفر رفت اشعار این شاعر از کمال برخوردار و دارای لطف فراوان میباشد.
دو مجموعه از اشعارش به زبان فرانسه ترجمه شده اند.
مانوئل باندهئرا Manuel Bandeira از شاعران نامآور برزیل بود که در آغاز جوانی مدتی در آسایشگاههای سویس بسر برد و با پل الورا شاعر نامدار فرانسه آشنا گشت و دوستی این دو مدتها دوام یافت.
شیوه اشعار این شاعر مرثیه گونه و از حزن و اندوه سرخپوستان صبغهای دارد.
اوگوستوفردیکواشمیت برزیلی طرفدار رمانتیسم است ولی منظره پرداز نیست به سیاست و تجارت نیز اشتغال ورزیده است. آثار فراوانی این شاعر خلق کرد که در آنها رایحه مذهبی استشمام میشود.
سسیلیامئیرهلس Cecilia Meireles شاعره توانای پرتغالی زبان برزیلی میباشد در اشعارش از مواریث فرهنگی قاره جدید و عوالم زنانه مطالبی بس دلپذیر و هنرمندانه به چشم میخورد.
برخی از منابع: دائمرهالمعارف کلمبیا 2- دائرهالمعارف آمریکانا
3- دائرهالمعارف هنر 4- دائرهالمعارف بریتانیکا
|
کشور بلژیک بعلت وضع طبیعی خاص که در حکم چهار راه بزرگ میان کشورهای هم جوار میباشد در نتیجه ادبیات آن شکل مرموزی به خود گرفته زیرا تحت تأثیر و نفوذ ادبی و اجتماعی و سیاسی ممالک همسایه قرار گرفته و میگیرد و آراء و سبکهای ادبی این سرزمین دچار تغییر و تحول میشود. در آثار نویسندگان و شاعران بلژیکی نفوذ ادبیات انگلیسی، آلمانی و مخصوصاً ادبیات فرانسه دیده میشود. روی همین اصل یک نوع ادبیات یک پارچه و خالص بلژیکی نمیتوان از کشور بلژیک و نویسندگان و شاعرانش انظار داشت. ذوق ادبی فلاندری دارای رنگ و مایه افسانهای و مذهبی است. درام نویسی، داستان، شعر آن اوج و وسعت و اهمیت بسیار دارد. به همین سبب ادبیات فلاندری تحت تأثیر ادبیات آلمانی و وسعت و اهمیت بسیار دارد. به همین سبب ادبیات فلاندی تحت تأثیر ادبیات آلمانی و تمدنهای رومی قرار گرفته و در خور توجه است که از آن در مبحث و زمینة جداگانه ادبیات فلاندری و ««ادبیات فرانسوی بحث گردد:
ادبیات فرانسه در بلژیک تا قرن بیستم
قدیمیترین متنها و موضوعات ادبی فرانسه که در خاک بلژیک به زبان فرانسه نوشته شد: The Cantilene de ste Eulalie (قرن نهم میلادی) نظر و عقیده بر اینست که از هیانوت لاوی –دسنت-آلکس Hainaut Lavi e de st. Alexis که به نوبه خود آن اصل فرانسوی از یک اثر و موضوع قدیمیتر ترجمه شده است.
موضوع مطالب و جنبه اخلاقی و مذهبی و افسانهای نمایشها از قرن سیزدهم لیژ Liege میباشد چارتین دترولیز اثری پدید آورد یا کنت دل گرائل برای فیلیپ آلزاس تعدادی از آثار ادبی به زبان فلاندری پدید آورد.
در قرن چهاردهم مورخ و وقایع نگار جین و اوترموس اولین نوول حادثهای را نوشت.سفرهای دریائی اثر دیسرجان ماندویل، در منطقه لیژ مورخان و وقایع نگارن از جمله Jacques de Henricourt و ژان ل-بل بودند. مورخان و وقاع نگاران بعدی از همه قابل ملاحظهتر چین فروایسارت Gaorges Chastellain, Froissart و فیلیپ کومینس Commynes بودند که از بلژیک برخاستند.
جین لمایر دیلجز کتابی برای لوئی 12 پادشاه فرانسه نوشت اثر شعری و علم معانی و بیان این نویسنده در زبان فرانسه در آن عصر دارای اهمیت بسیار بود. مارینکس وان سنت Aldegonde، به زبان فرانسه و فلاندری آثاری پدید آورد.
در یک دورة طولانی، درخشندگی ادبی نزدیک به اواخر قرن هجدهم قطع گردید. هنگامیکه شاهزاده Ligne چارلز جوزف 33 جلد اثر و ادبیات نظامی خویش را به Regine قدیمی درآورد.
تحول و انقلاب رمانتیک و استقلال بلژیک با هم مصادف (سال 1830) بود. ادبیات بلژیکی از سال 1830 تا 1880 از جاده باریک و معبر تنگ شعر زیبائی پندسی و زیبائی برای زیبائی گذشت و نام یک شاعر آن دوره آندرهموان هاسلت شایسته و قابل ذکر است. کتاب توضیح و نشان هوشیاری و توجه ملی یک نوول بزرگ از دوره – Le legende d'ulenspiegel et d'Lamme Goedzak en pays de Flandrete d'ileurs که به وسیله چارلز کاستر نوشته و در سال 1867 چاپ شده میباشد. این اثر رزمی کهن و باستانی فلاندر نوشته شده است، قهرمانش Till-Eulenspiegel (Tyll Ulenspiegel) نمونه روحی و احوال مردم فلاندر در زمان جنگ ضد اسپانیا و عشق به آزادی و یک نمونه جالب برای ایجاد تحریک غرور ملی است.
بیشتر از 25 مجله ادبی که بین سالهای 1814-1884 انتشار و رواج پیدا کرده و ادبیات، تحت حمایت طبقه متوسط قرار گرفت. از رهبران ادبی و اواخر قرن نوزدهم او کتاوپیرمز نویسنده داستانها و حکایتهای کلاسیک و مخصوصاً ماکس والر بودند والر مجله: La Jeune Belgique را تأسیس کرد. در اواخر قرن نوزدهم دورة طرفداران مکتب اصالت سودمندی و نفع به پایان رسید. و فعالیت و نفوذ پارناسینها و سمبولیستها نیز محدود گشت.
چارلز Georgire La Roy. Van Lerberghe و ماکس اللسکامپ بودن که سبب شهرت ادبی کشور بلژیک در دنیا گشتند.
نوولهای ناتورالیستی کامیل لمیونیر با آثار خود شهرت فراوان کسب کرد، او بعدها با شیوه و سبک متنوع خود بیشتر تابع سبکی شاعرانه شد و مقداری از بهترین آثار و کارهای ادیبش غنائی بود.
George ایخوند جوامع صنعتی را در منطقة آنتورپ با لحنی تلخ در نوول Lanouvelle Carthage نوول کارتاژ (1888) شرح داد.
موریس مترلینگ شاعر و نویسندهای سمبولیست پر احساس و درام نویس برجستهای بود که در تآتر غرب نفوذ و تأثیر فراوان به جا گذاشت از معروفترین نمایشنامههایش پرنده آبی است که در سال 1911 برنده جایزه ادبی نوبل شد او همچنین نویسنده مقالات فلسفی دلپذیر بود.
عدهای دیگر از نویسندگان برجسته بلژیک عبارتند از: هوبرت کارینز، ادموند گلسنروجین توسوئل، کارهای ادبی اواخر قرن نوزدهم معمولاً آنچه ارزش ماندن داشته درامها، مقالات یا نوولها بوده است.
ادبیات فرانسه در بلژیک در قرن بیستم
مهمترین شاعر بلژیکی در پایان قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم امیل Verhaeren بود که تحت تأثیر والت ویتمن شاعر معروف آمریکائی قرار گرفته بود. نوشتههای سمبولیک وی یک نوع پیام اجتماعی در بردباری و تحمل مشتقات بود.
او کاراکترهای فلاندری را در ادبیات فرانسوی بلژیک وارد و آثاری با این خصوصیت تصنیف کرد.
شاعر دیگر اودیلون جین پیر که مرگ نابهنگام به سراغش آمد و در 21 سالگی در سال 1928 درگذشت. یک سرباز کهنه کار جنگ جهانی اول به نام موریس Gauchez نوولهائی بر پایه و مایه دورانی که در جنگ شرکت داشت و تجارب نظامی و ادبی و اجتماعی اندوخته بود نوشت. اصیلترین شاعر دوران جنگ جهانی اول بلژیک مارسل Thiry بود که شرح و بیان جالبی از تجربیاتی که در دوران جنگ اول بدست آورده بود با ذوق و سلیقهای متناسب آثاری پدید آورد. شاعرههای بلژیکی نیز سزاوار و شایسته ذکر هستند از آنجملهاند: لوسین Desnoues آنماری Kegels، ورنی بروک در نیمه قرن بیستم مهمترین و معروفترین نام در زمینه ادبی، هنری Michaux که نویسندهای است سوررئالیست مخصوصاً در لطیفهگوئی و شوخی مهارتی فراوان دارد.
شاعران بعد از دوران جنگ شامل: روبرت گوفین، آرماند برنیر، لیلیان ووترز، جرارد برووت، جین توردور و آرتور هالوت میباشند.
نوول در نیمه قرن بیستم به وسیله Georges Virres، آندره بایلون و مخصوصاً چارلز پلیسینر، فرانز هلنز و جرج سیمنون اصلاح و تکمیل گردید.
پلیسینر اولین خارجی بود که جایزه ادبی کنگورد را در فرانسه ربود. او اصلاحاتی در زمینه ارزش ادبی ملی و محلی به عمل آورد. فارنز هلنز یکنفر پزشک و یک تن شاعر سمبولیست بود و به واسطه نوولهای معروف که مایه افسانههای فلاندری داشت شهرت فراوان بهم رسانید. جرج سیمنون از مردم لیژ بلژیک و نویسنده مشهور کتابها و داستانهای پلیسی است. مارگارت یک سری از داستانهای مشهور این نویسنده است که در آنها زا روانشناسی سود جسته و نوولهایش با داشتن مایه روانشناسی دارای ارزش میباشد.
ماری Gevers یک تن نوولیست رئالیست بود که سرزمین و مردم منطقه آنتورپ را با وصفی دلپذیر شرح داده است. یکتن دیگر از نوول نویسهای زن که نامش قابل ذکر و آثارش در خور توجه است: Maud Frere میباشد. فرانکوئیس مایت جوریس برنده جایزه Femina در سال 1965 میباشد که جنبة رئالیستی آثارش در خود توجه بسیار است. بهترین اثر معروف این خانم نویسنده Lerempart des beguines (1951) میباشد. نوول نویسهای دیگر نیمه قرن بیستم شامل: دانیل Gilles و فرانسیس والدر برنده جایزه کنگورد در سال 1958 هستند.
درام مدرن بلژیک به زبان فرانسه به وسیله فرناند کرومیلینک پدید آورده شد اثر مهم او Cocuma gukfique (1921) بود. میچل د Chelderode هر دو نویسندهای اکسپرسیونیست است که نفوذ مذهبی و افسانهای در نمایش نامههایش شامل: Hop Signor, Escurial و Pantagleise مشهور میباشد. در سال 1960 Jose Andre Lacour و جرج سیمنو نمایش نامههای جالبی را پدید آوردند.
ادبیات فلاندری (فلامان) تا قرن بیستم در بلژیک
ادبیات فلاندری از زبان هلندی بود که در قرون وسطی پدید آمد و رونق یافت و مورد توجه قرار گرفت از آثار بزرگ دوره نخستین شامل Sint Servatius (در حدود 1170 میلادی) به وسیله Limburger هنریخ وان ولدک و Beatrjs که مأخوذ از بئاتریس راهبه که به زندگی مادی برگردانیده و محلش در صومعهای که بوسیله خود ویرژین نگهداری میشد بود.
در حدود 1250 وان میرلانت (Mearlant) شروع به دیکته منظومههای خود کرد و با نظم در آوردن کتاب آئینه تاریخ لقب و عنوان پدر ادب و شعر هلندی یافت در زمینه نمایشنامههای منظوم نیز شهرتی به هم رسانید اما نافذترین اثر ادبی وی که در ادبیات انگلیسی و هلندی تأثیر گذاشت مجموعه مقالات Everyman میباشد.
دو نویسنده اهل تصوف در دوران قرون وسطی ظهور کردند: جانوان Ruysbroeck و راهبی که در جنگل گرونندیل میزیست کسی که سخنرانیهای طولانی نوشت و Hadevijch راهب اثری ادبی نوشت.
مجالس ادبی چندی در فلاندر در قرن پانزدهم تأسیس گشت. این گروههای ادبی در وضع و حالت بورژوازی خاصی قرار داشتند.
با تأسیس چاپخانه در قرن پانزدهم در بلژیک تحول فراوانی نصیب ادبیات فلاندری گشت و آثار چند تن نویسنده را منتشر و آنها را مشهود کرد. مارنیکس وان سنت آلدگوند لبه تیز تیغ نوشتههایش را متوجه کلیساها کرد. نویسندگان دیگر شامل Bijns و کرنیلیوس کرول به پشتیبانی مذهب کاتولیک برخاستند. مناقشات و درگیریهای سیاسی و مذهبی منجر به جدایی و تقسیم شمال از جنوب کشور هلند در اواخر قرن شانزدهم شد و احساسات لطیف و دلپذیر در کشور و ادبیات فلاندر تا قرن نوزدهم ناپدید شد.
موج ناسیونالیسسم حقیقی به منظور کسب استقلال کشور در سال 1830 به وسیله مقالات و رهبران ملی و سیاسی تحریک گشت. اولین نوول بزرگ و هم فلاندری قرن نوزدهم (شیرفلاندر) بود که به وسیله هندریک Conscience نوشته و در سال 1838 چاپ شد. این رهگشائی بود به سوی پدید آمدن نوولهای جدید و مهم دیگر و در میان آنها کارها و آثار نوولنویسهای رئالیست ویرژینی لولینگ دارای اهمیت است.
نخستین روزنامه روزانه به زبان فلاندری از این دوران شروع و منتشر شد.
در زمنیه ادبی Alrecht رودنباخ نمونهای از ادبیات رمانتیک ملی از سبک سودمندی هنر، سبک زیبائی پرستی (سودمندی زیبائی) بود در نوول تاریخی فلاندری به سوی نوولنویسی به شیوه ایده آلیستی حرکت کرد و نهضت هنر برای هنر که یک جنبش ادبی بود در سال 1880 ظهور کرد. گویید وجزل Gezelle بزرگترین شاعر فلاندری قرن نوزدهم بود که در آثار وی نفوذ و نمودارهائی از روح گوتیک به چشم میخورد او به بالارترین مرتبه شعر بزمی در اشعارش صعود کرد و در کشورهای فلاندری زبان معروف بود. همچنین به زبان فلاندری آثار لانگ فلو شاعر آمریکائی در سال 1886 ترجمه شد.
ادبیات فلاندری در بلژیک در قرن بیستم
در سال 1890 نویسندگان جدید دوباره گروهی مجله جمعیت آزاد فکر (امروز و فردا) را تشکیل دادند. رهبر این جنبش اوگوست ورمی لن یک تن اینترناسیونالیست، نویسنده کتاب یهودی سرگردان (در سال 1906) بود. نویسندگان ناتورالیست شامل: سیربل بویسه Busse و هرمان تایرلینک Teirlinck نویسنده کتاب میمون عاجی بودند (در سال 1909) قدرت تایرلینک در قلمرو و زمینه نوول روانشناسی به خوبی مشهود است همچنین صاحب آثار دیگری بود در کتاب کارگران (1927) بزرگترین شاعر بزمی به نام کارل وان دvoestijne که قدرت نویسندگی و ادبی خویش را در آثار و آنالیزی خود متمرکز ساخت. ادیکتن هومانیست و یک نفر شاعر بزرگ و یکنفر مسلط بر مسائل عمیق متافیزیکی بود.
دوره شکوفائی و اوج ادبی فلاندری پیش از جنگ جهانی اول در بلژیک بود. جنگ ادیبان را به سوی جستجو در تجارب و اشعار و نمونههای ادبی بزمی جالب جدید و درون زندگی در جامعه انسانها کشانید در عصر فضا حمایت از راههای جید و شیوههای تازه تفکر را نشان دادند. اکسپرسیونیسم فلاندری نمایش دهنده و نماینده اروپائی مقدمه متعادل حمایت (نیروی فشار) انقلاب مخالف روشنفکری و مخالف خود جامعه که زبانش آرام و موقر با ایده و اندیشه منظم شده بود. شاعران این سبک و نهضت شامل: پول وان Ostayen نویسنده (شهر بزرگ مسکون و اشغل شده 1921) و ایزموئنس، گاستون بورسنس و ژان – آلبرت گوریس صاحب شاهکار (1948) Het boek Van Joachim Van Babylon بودند.
ملیون مدرسی به یافتن ارزش جامعه روستائی ادامه دادند. در میان نویسندگانش، فلیکس تیرمانس به حمایت لذت زندگی و عقیده وحدت وجودی برخاست و آثاری با برداشتهائی از زندگی کشاورزان در سال 1935 پدید آورد. ارنست Claes و Maurits ساب نیز از آنجمله نویسندگان هستند.
چند نوول نویس توانا شیوه اومانیستی و نیاگانی را ادامه دادند: موریس Roelants صاحب اثر بیاوبرو در سال 1927 شیوه تحلیلی نوول فرانسوی را مورد استفاده قرار داد. ژرارد Walschap نوول نویس توانا، دارای آثار جالب است که نفوذ مایگل د Unamuno را در اثر تراژیک پر احساس و پرهیجان خود نشان داد و ویلن مایگل Elsschot دارای آثار پر ارزشی است که از اسلاف خود سود فراوان جست و خود یکی از بزرگترین نوول نویسها محسوب میشود. نویسندگان دوره پس از جنگ از بزرگترین نوول نویسهای محسوب میشود. نویسندگان دوره پس از جنگ جهانی دوم شامل رایموند برولز و شاعر حساس موریس Gilliams که معروف نزد معدودی هستند. نویسندگان فعال پیش از جنگ تایرلینک وجیس بودند.
در نیمه قرن بیستم مهمترین نویسندگان جان دیسن نوول نویس صاحب آثار پرارزش رئالیستی است و مایه آثارش بیشتر بر اساس کشش میان دو جهان رؤیا و حقیقت میباشد، و نوول هائی نیز با پرداخت مافوقالطبیعی پدید آورد.
هوبرت لامپو مصنتف آثار فراوان از جمله بازگشتن به آتلانتیک (در سال 1953) که تحت تأثیر نفوذ نویسندگان آمریکائی قرار گرفته بود. او شاگرد فیلیپ دیپله سین بود پیله سین اثری بسیار جالب که مایه روانشناسی دارد نوشت.
پل بون با نوشتن نوولهائی که مایه تاریخی و زمینه انتقادی و اعتراض به جامعه داشت پدید آورد. مخالف زوال و کاهش ارزش انسان و خواهان انقلاب بود و آثار این نویسنده در ادبیات فلاندری دارای اهمیت بسیار است.
هوگو کلوس دارای شهرت جهانی بود، او یک تن نویسنده رئالیست است که در تشریح مسائل جنسی مهارت بسیار دارد. بهترین نوولش (شگفتی 1948) راهنمائی با رستاخیز و احیاء فاشیسم، کارهایش شهرت فراوان به دست آورد از جمله آثار وی پرندهای در صبح میباشد.
نویسندگان اکسپرسیونست دیگر شامل پلذ دuoY, Wispehlaere میخائیلس شاعر اسنوک و ژان والراونس میباشد.
ادبیات فلاندری بلژیک بر اثر کوششهای نویسندگان و شاعران با خلق آثار جالب رونق و اهمیت فراوان یافته است.
برخی از مآخذ:
1- دائره المعارف درام
2- دائرهالمعارف هنر
3- دائره المعارف بریتانیکا
4- دائره المعارف آمریکانا
|
چون امپراطوری عثمانی بر بلغارستان تسلط پیدا کرد جلو تلاشهای علمی و ادبی و فرهنگی را گرفت اما مردم بلغار در پنهان به تعلیم و تعلم خط اسلاوی میپرداختند.
نوشتههای دینی، نخستین جزء از ادبیات اسلاو قدیم است. اما ادبیات جدید آغاز و ابتدایش به مؤلفات بایزی که تاریخ اسلاوی بلغار را در 1762 نوشت میرسد، و در آن احساسات وطنی و ملی بلغاری به چشم میخورد، و مردم را تشویق به بکار بردن زبان بلغاری برای خلق آثار ادبی میکند، در آنزمان فقط یک چاپخانه در بلغارستان موجود بود.
آغاز واقعی پیدایش ادبیات بلغاری از زمان تلاشهای استقلال طلبانه سیاسی و دینی (1840-1867) بود و از آنزمان که در حقیقت دوره تجدید حیات بلغارستان است مردانی از جمهل اوتس پائیسی، (Otes Paisi) واسیل لوسکی Vassil Levski، خریستوبوتف Christo Botev، لوین کاراولف ظهور کردند. همچنین شاعران و ادیبانی چون ساناراکوفسکی (1867-1821) بیکوراچف سلافیکوف (1895-1827) و داستان پرداز لیوبین کرافیکوف (1879-1837) و نمایشنامه نویس واسیل درومیف (1901-1841) در ترقی و تعالی ادبی بلغارستان سهم عمدهای داشتند.
خریستوبوتف شاعر بزرگ ملی بلغار هنگام نزاع ضد ترکان عثمانی کشته شد.
ایوان وازوف اولین کسی است که ادبیات را حرفه خویش کرد. پس از رهائی بلغارستان از زیر نفوذ ترکان وکسب استقلال در سال 1876 وضع ادبی بلغارستان، تغییر یافت و یک انقلاب ادبی پدیدار گشت.
از چهرههای دیگر درخشان ادبیات قرن نوزدهم بلغارستان میتوان پنجو اسلاویکف، آنتوان استراشیمیروف Strashimirov ، پیویاوروف را برشمرد.
در اواخر قرن نوزدهم نویسندگان بومی و محلی به ظهور رسیدند که برخی از آنها تئودور جنشوف فلایکوف ( -1865) گورکی استاماتوف ( -1969) که استودیان میخایلوفسکی و الیکو کستانیوتنوف (1897-1836) بودند.
رمان بایگانیو اثر کستانتینوف اثری فکاهی و دارای علاقهمندان بسیار بود.
پنجواسلاویکوف (1912-1866) برای شناسانیدن ادبیات اروپائی میان مردم به ترکها به نام سرودن خون (1913-1912) تصنیف کرد. از نویسندگان و شاعران دیگر این دوره شاعر سمبولیک بیو کراخولوف یاووروف (1914-1878) و شاعر و نمایشنامه پرداز پیتکوتودورف (1916-1879) و داستان سرا و نویسنده معروف الین پلین (1949-1878) بودند.
چون جنگ جهانی دوم بلغارستان را به کام آتش سوزان خود کشید مصائب فراوان از جمله فقر و بیماری و بیکاری و قطح به همراه آورد. روستاها ویران، روستائیان سرگردان و آواره شهرها شدند. در سال 1923 قیامی ضد حکومت بلغارستان به وجود آمد که با خشونت سرکوب شد.
از نتایج دیگر شوم جنگهای بالکان و جنگ اول جهانی بر بلغارستان علاوه بر خسارات جانی و مالی اشعار بلغاری یکنوع رنگ تصوف به خود گرفت و آثاری ادبی صیغه نومیدی پیدا کرد و عدهای شاعران و نویسندگان ستاینده و سراینده سرود و نوای مرگ شدند اما دستهای نیز خلاف چنین حوادث شومی همت کردند تا نومیدی را از ضمیر مردم پاک کنند. از این میان شاعران و نویسندگان زیرا را برشمرد:
ایلیا ولن Ilia Valen در سال 1905 در خانوادهای تهیدست تولد یافت دوران کودکی و جوانی را در چنگال فقر گرفتار بود. در زندگی حقیر و دشوار روستائیان بلغار به کنکاش پرداخت و در آثار خویش تصویر جاوادنهای از رنجها و شادیها و آرزوهای توده تهیدست و زحمتکش روستا نشینان پدید آورد.
آدمهای خدا، جنگ، ازدواج وحشی، سبزه عنوان برخی از آثار ولن است.
لودمیل استویانف Ludmil Stoyanov در سال 1888 به دنیا آمد، در جنگهای متعدد از جمله جنگ بالکان شرکت جست از 20 سالگی به کارهای ادبی سرگرم شد. در آثارش هراسهای جنگ و مصائبش دیده میشود. برخی از آنها بدین قرار است: رمان وبا، رمان محمد سیناب، داستانها و رمانهای استوبانف به بسیاری از زبانها ترجمه شده است.
ایوردان رایچکف Yordan Radichkov به سال 1929 متولد گشت، نخست از راه روزنامه نگاری به عالم ادب راه یافت، به واسطه داشتن مطالعات جامع الاطراف اجتماعی به خلق آثار ادبی دلپذیری از قبیل: مجموعههای دستهای پاک، قلبی برای مردم میتپد، آسمان واژگون، مشتمل بر داستانهای کوتاه خلق کرد.
آنگل کارالیچف Angel Karalichev در سال 1902 به دنیا آمد، نخست به سرودن شعر پرداخت اما به آثار منثور راغب گشت، قهرمانان داستانهایش را بیشتر از میان سالخوردگان تهیدست و بیتاب و توان برگزیده است. داستان بهار نخستین اثر منثور وی است. افسانههای بلغاری را برای کودکان مشتمل بر چند جلد گرد آورد.
کنستانتین کنستنینف Konstatinov (1890-1970) نخست به روزنامهنگاری پرداخت و چندی بعد روزنامه Zora را تأسیس کرد. این نویسنده پر قدرت آثار متنوعی در تاریخ ادبیات بلغارستان افسانههای ملی بلغار تألیف و رمانها و داستانهای دلپذیر فراوان خلق کرد. احساسات بشر دوستانه در نوشتههای وی میدرخشید.
باون وژینف Pavel Vejinov در سال 1914 متولد و از سال 1932 به فعالیت ادبی مشغول شد، با مجلات و روزنامهها با نوشتن داستان و رپرتاژ همکاری کرد و در گیر و دار انقلابات داخلی طرفدار مردم بود و در آثار خویش ستیز با طبقات بالا دیده میشود، وژینف سناریونویسی توانا و داستان پردازی هنرمند است. خیابان بدون سنگفرش، روزها و شبها، عمارت آبی، گروهان دوم عنوان برخی از آثارش است. این نویسنده رشادتهای قهرمانانه میهن پرستان بلغاری را ضد هیتلر به جالبترنی وجهی توصیف کرده است.
نیکلای خائتیف Chaiytov در سال 1919 چشم به جهان گشود، تحصیلات دانشگاهی را در رشته جنگلداری به پایان رسانید مدتها در جنگل و کوهستان نزد کارگران جنگل به سر بد.
خائتیف نویسندهای پرقدرت، پرکار، خالق آثار متنوع ودلپذیر است که در کشورش با استقبال فراوان روبرو به بسیاری از زبانها پارهای از آثارش ترجمه شده است. در زمینه داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه آثاری از جمله رقیبها، داستانهای پراکنده، یاغیان، برگهای رون پدید آورد. این نویسنده را رسام و نقاش جامعه باید دانست زیرا با زیباترین وجه به تصویر و ترسیم جامعه خویش پرداخته و از موضوعات اجتماعی بحثهای جالب در آثارش آورده، خائتیف بر نویسندگان معاصر بلغار تأثیر فراون گذاشته است.
ایوائیلوپتروف Ivaiylo Petrov در سال 1923 قدم به هستی گذارد، رشته حقوق را به پایان رسانید نخست به سرودن شعر پرداخت اما به میدان نثر نویسی کشانیده شد، داستانهای کوتاه، رمانهای متعدد پدید آورد. نوشتههایش را زندگی مردم مایههای فراوان در بر دارد.
چودومیر Chudomir (1967-1890) نام اصلیش دیمیتر چوربا جینسکی تا چهل سالگی معلم نقاشی بود ناگهان به عالم ادب قدم نهاد و شغل معلمی را ترک گفت، قهرمانهای داستانهایش را مردم کوچه و بازار تشکیل میدهد، داستانهای کوتاه متعدد پدید آورد.
الین پلین Elin Pelin (1949-1878) پس از تحصیلات نخست به شغل آموزگاری پرداخت اما به زودی از این کار دست کشید و بکارهای دیگر برای کسب روزی سرگرم و از شانزده سالگی دلباخته نویسندگی و مشغول خلق آثار ادبی شد نخستین اثر وی مجموعهای داستان به نام خاکستر سیگار من در سال 1904 انتشار یافت.
این نویسنده که نام اصلیش دیمترا یوانف بود در تشریح روان آدمی و توصیفات رئالیسی خود مهارتی بسزا و در خلق آثار انسانی و بیان احوال آدمیان قدرتی فراوان داشت.
روز تابستان، گراکها، زمین، در تاکستان دیر، آشیانه لکلکها برخی دیگر از آثار الین پلین است.
ایوردان اییوکف Yordan Yovkov (1880-1937) پس از پایان تحصیلات به آموزگاری در روستائی اشتغال ورزید از این راه به روحیات مردمان محروم و رنجدیده آشنائی یافت، آثارش مملو از بررسیهای روانی و شناخت احوال آدمیان است. در آثار خویش چندان شیوه رئالیستی بکار بسته که خواننده خود را در غم و شادی قهرمانان داستان شریک و انباز میبیند. این نویسنده در زمینههای مختلف اعم از رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه آثار بدیعی خلق کرد که برخی از آنها عبارتست از: کتاب افسانههای کوتاه، آوز چرخها، شبهای قهوهخانه انتیموف اییو کف قهرمانان داستانهای خویش را از اعماق اجتماع و از میان توده مردم برگزیده و در خلال نوشتههایش بشر دوستی و مخالفت با ستمگر موج میزند.
سه وتواسلاو مینکوف Svetoslave Minkov (1966-1902) پس از پایان تحصیلات در رشته ادبیات دانشکده ادبیات به کارهای دولتی مشغول شد، ضمن آن به مطالعه جامعه و احوال مردم و نظام اجتماعی پرداخت به زودی از مظالم و ستمگریهای دستگاههای حکومت و ستمگران به فعان آمد و در آثار خویش مردمی را که در دست تلاطم امواج خروشان شهرها دست و پا میزنند توصیف و از سیستم سرمایهداری کشور خود سخت انتقاد میکند. قدر و منزلت انسان را در شهرها بسیار نازل میبیند و از این نظر خیلی مضطرب است. برخی از آثار این نویسنده بزرگ بدین قرار است: گل داودی آبی، پرنده آتشین، خانهای در کنار آخرین تیر چراغ برق.
امیلیان استانف Emilian S'tanev در سال 1907 به دنیا آمد،در سال 1931 به انتشار اولین مجموعه داستانهای خود تحت عنوان در آستانة عید پاک پرداخت آثار دیگری از قبیل: دزد و سگ، زندگی دشوار، بعد از شکار پدید اورد. این نویسنده در بیشتر آثار خود جانوران را مورد توجه قرار داده است.
اورلین واسیلف Orlin Vasilov در سال 1904 به دنیا آمد سالها در تلاش بود تا اینکه در سال 1928 نویسندگی را پیشه ساخت. قهرمانهای داستانهای واسیلف بیشتر مردم کوچه و بازار هستند قلبهای پاک (مجموعه داستان)، راه سپید (رمان)، نسخه آتش، نمایشنامه نگرانی برخی از آثارش میباشد.
برخی از مآخذ: 1- دائرهالمعارف هنر 2- دائره المعارف کلمبیا
|
در قرن پانزدهم میلادی امیر علیشیر نوائی کتاب محاکمه لغتین را تألیف کرد و در آن دلایلی بر اثبات رجحان زبان ترکی بر فارسی آورد و بعد از او در قرن شانزدهم املی بابر (ظهیرالدین محمد) مؤسس سلسله مغول در هند کتاب با برنامه را که از بهترین کتب نثر ترکی جغتائی است تألیف نمود. آنگاه دیوانش را منظوم کرد و مجموعه مثنویهای خود را به زبان ترکی جغتائی به وجود آورد. در این قرن اشعار فراوانی به لهجة آذری سروده شد و در تصوف اثر عظیمی در ادبیات پدید آمد و طریقه الیسویه شیخ احمد الیسوی در شرق و غرب رواج یاتف و دیوانش (دیوان حکمت) که تقریباَ در هر خانهای خوانده میشود زیرا اسلوب و سبکی روان دارد همچنین مولانا جلالالدین رومی مثنوی را که یک اثر بزرگ ادبیات عرفانی است در 6 دفتر به زبان فارسی تصنیف کرد علاوه بر آن دیوان کبیر شمس تبریزی اثر این شاعر عارف را میتوان ذکر نمود.
در طریقه مولوی شعرا و موسیقیدانان برجسته ای ظهور کردند و این طریقه از شعر، موسیقی و سماع جانبداری میکرد همچنین طریقه تصوف یکتا شبیه منسوب به سید محمد ابراهیم آتا مشهور به حاج بکتاش (ق سیزدهم میلادی) از خراسان برخاست و خانقاهی در بیرآوری در شهر سولیجه (فارا اویوک)بر پا کرد. بکتاشه مخلوطی از اعتقادات قلندریه و الیسویه و حیدری است، باطنی و شیعه اثناعشری هستند طریقه بکتاشیه تا سال 1826 باقی بود. همچنین طرفداران طریقه مولویه اشعار مولوی، عطار، سنائی، حافظ و سعدی و غیر آن از شعرای متصوف فارسی را با ترنم میخواندند یکباره اشعار (قایغوسز سلطان) معروف به عبداله مغاوی را ترنم میکردند.
یونس امره واحمد فقیه وغیره از بزرگان طریقه بکتاشیه بودند.
ادبیات ترکی به سه مرحله تقسیم میشود: مرحله تأثیر و نفوذ پذیری از ادبیات فارسی و اسلام، دوم مرحله تأثیر پذیری از ادبیات اروپائی مخصوصاً فرانسه و مرحله سوم عصر جدید یعنی مرحله قومیت ترکی.
مرحله اول ادبیات ترکی به معنای وسیع کلمه تابع ادبیات اسلامی و یکی از ملل اسلامی بودند یک دولت و حکومت ترکی و دور این محور ادبیات تکی میچرخید و سخت متأثر از ادبیات فارسی بود و از مکاتی و مدارس ادبی اسلامی ادبای ترک فارغالتحصیل میشدند.
در قرن چهاردهم نسیمی (عمادالدین) شاعر مشهور منسوب به فرقه باطنی (برای حروف قرآن معانی خاص قائل و بحروفیه معروف بودند) تا جائیکه وی را متسهم به ندقه کردند.
در قرن پانزدهم نامهایی از جمله: شیخی، احمد پاشا، نجاتی میدرخشید و گروهی از علما که توجه فراوانی هب فقهاللغه و اصطلاحات میکردند و آثار فارسی را به ترکی برمیگردانیدند و بر ان شروحی مینوشتند همچنین ذکر اسامی سروری، سود، این کمال ضروری است.
در قرن شانزدهم ادبیات ترکی به اوج کمال رسید. و سلیمان قانونی، سلطان عثمانی مردی شاعر بود و عدهای از ادبا به دورش جمع میشدند از سلمان قانونی دیوانی به جا مانده که در آن تخلص محبی کرده بود.
بزرگترین شاعران این قرن ترکی باقی و فضولی بودند و در این روزگار دیگر ادبیات ترکی جنبه تقلید ودنباله روی از زبان و ادبیات فارسی نداشت و اشتباه استکه اگر اشعار این دوره را ابتکاری ندانیم و کسانیکه در معانی ادبی ترکی دقت لازم معمول دارند بخوبی متوجه میشوند که ادبیات این زمان ترکی دارای خیال و فکر تازه است ودر آنها از فتوحات نظامی و اصلاحات داخلی دولت ترکیه عثمانی مطالب فراوانی به چشم میخورد.
در قرن هفدهم سبک و شیوه ادبیات فارسی در نفعی متجلی است اما غزلیات و هجویاتش خوبی و جمال کافی ندارد. همچنین شیخ الاسلام (یحیی افندی)که در غزل تفوق داشت. در این قرن نویسندگان مبرز و برجستهای ظهور کردند- ادبیات ترک در دوران امپراطوری عثمانی رونقی فراوان یافت حتی سلاطین عثمانی نیز شعر میسرودند از جمله سلطان سلیم دیوانی از اشعار خویش به جا گذاشت تقریباً هر که در ترکیه عهد امپراطوری عثمانی سوادی داشت شعر میسرود، در طی 6 قرن حکومت امپراطوری عثمانی 2200 تن شاعر نام آور ظهور کرد که در بین آنان نام 12سلطان، عده زیادی شاهزاده ذکر شده است. این شاعران بیشتر از مضامین اشعار فارسی و عربی سود میجستنتد و در ستایش خداوند وسلطان زمان و زنان شعرهای فراوان فراهم ساختند.
در قرن چهاردهم احمدی سیواس از شاعران نام آور ترک زبان بود که در سال 1413 درگذشت از سبک نظامی گنجوی و اسکندرنامه وی الهام گرفت و در آن از غلبه اسکند بر ایران، تاریخ و دین و فلسفه خاورمیانه را از ابتدا تا دوران سلطنت با یزید اول به تفصیل شرح داده و به رشته نظم درآورده است. اولین کسی بود که در تاریخ ترک را نظم کرد احمد پاشا یکی دیگر از شاعران بزرگ زبان ترک بود که خیلی مورد توجه سلطان محمد دوم قرار داشت تا جائیکه این شاعر را به وزارت خویش برگزید اما چون احمد پاشا دل به غلام بچهای از ملتزمان شاه بست سلطان بر وی خشم گرفت و او را به شهری تبعید کرد، تا اینکه در سال 1496 درگذشت.
نجاتی از شاعران بزرگی بود ه به ترکی اشعاری بسیار جالب میسرود و از مداحان خاص سلطان محمد دوم و سلطان با یزید دوم بود و در سرودن غزل به ترکی مهارتی بسیار داشت و اشعارش از آثار پر اوج ادبیات ترک محسوب میگردد وفات نجاتی در سال 1508 رخ داد.
بزرگترین غزالسرای ترک دربار عثمانی محود عبدالباقی بود، وی نخست به کار زین سازی اشتغال داشت اما ناگهان از این حرفه دست کشید و به شاعری و مدیحهسرائی پرداخت و از انعامات سلطان سلیمان بهره فراوان یافت و در مرثیهای که برای سلطان سلیمان سرود هیجان و التهاب بسیار دیده میشود.
از جمه نرجسی را میتوان ذکر کرد. کتب متعدد غیر مشهوری در آن زمان پدید آمد اما اکنون آنها دارای اهمیت است از قبیل: کتاب سیاحت نامه اولیا چلبی و در این قرن «ساز شاعر لری» که به تعداد فراوان در میان فرقههای تصوف و سپاهیان وجود داشتند که آنها را در فرقه مولویه، بکتاشیه و قزلباش و سپس انکشاریه بودند.
در قرن هجدهم شعرائی همچوین خواجه راغب پاشا، شیخ غالب و ندیم ظهور کردند و این عصر در تاریخ ترکی به عصر خزامی معروف است. با اینکه در این دوره فتور و سستی در کار دولت پدید آمده بود و سلطان عثمانی از علما و هنرمندان حمایت میکرد و وزیرش نیز در کمک به این امر مهم مقدم بود و بر اثر حمایت این وزیر و توجه و عنایت سلطان به کارهای علمی و هنری و ادبی پرداخت و یک مجمع ادبی پیشرفته نیز در اسلامبول پدید آمد. شیخ غالب در کتابش حسن و عشق مطالب جالب ادبی آورده وی آخرین شاعر دوره نخستین و مرحلة اول ادبیات ترکی به شمار میرود.
در نیمة اول قرن نوزدهم ادبیات کلاسیک همه قوت و اصالتش را از دست داد و شعر عاجز از ابداع چیز تازهای ضمن پایبندی به اصول و قواعد شد و حیات شعر ترکی به کلی آکنده از تکرار افکار بوسیله تعابیر محدود گشت وضع به همین منوال بود تا اینکه ادیبان بزرگی همچون: شناسی، ضیا پاشا، عبدالحق حامد، نامق کمال ظهور کردند، و عصر جدیدی در ادبیات ترکی گشودند و آن دوره مرحله دوم ادبیات ترکی است.
این مرحله با ضابطه و دستور تنظیماتی که در سال 1839 را روزگار سلطان عبدالمجید صادر شد و احکام و شریعت اسلامی جای خود را به مبادی جدید انقلاب کبیر فرانسه داد همانطور که این انقلاب سراسر اروپا را فرا گرفت. ادبیاتی که در این دوره آمد از افکار غربی مخصوصاً ادبیات فرانسه سخت متأثر بود لیکن عدهای در اخذ شیوههای ادبی غربی راه غلو و مبالغه پیمودند. و از شرق بریدند و دور گشتند در نتیجه ادبیات ترکی اصالت خود را از دست داد واز جرگه ادبی اسلامی و فارسی خارج شد.
در نیمه قرن نوزدهم دائره نفوذ و وسعت ادبیات ترکی از خوارزم تا اندلس بود و در این مناطق مسلمانانی میزیستند که کم و بیش زیر نفوذ دولت عثمانی بودند.
ادبیات ثروت فنون، محمد عاکف (شاعر اسلامی) ارزش و اهمیت فکر اسلامی را در ادبیات ترکی تا حد زیادی آشکار کرد.
در این اواخر ادبیات ملی ترکیه به وجود آمد و ادیبان جدید در تبلیغ و بحث قومی و ملی ترکی پرداختند و از شیوههای قدیمی یعنی پیروی از ادبیات اسلامی، فارسی و اروپائی تا حد زیادی دست کشیدند و به مرحله سوم ادبیات گام نهادند.
ضیا کوک الب از شعراء و نویسندگان، عمر سیفالدین، خالد ادیب درین عصر ظهور کردند و آراء شاعر اشتراکی ناظم حکمت منتشر گشت و انتشار آنها به مقیاس وسیعی صورت گرفت و خط عربی متروک و خط لاتین به جای آن از سال 1928 معمول شد.
نجاتی جومالی Necati Cumali
شاعر، نمایشنامه نویس، داستان پرداز ترک در سال 1921 به دنیا آمد، تحصیلا ابتدائی و متوسطه را در ازمیر و رشتة حقوق را در داشنگاه آنکارا به پایان رسانید، نخست بکار وکالت دادگستری پرداخت، مدتی وابسته مطبوعاتی ترکیه در پاریس بود و از سال 1958 تا 1964 با رادیو استانبول همکاری کرد و اکنون به کار شاعری و نویسندگی پرداخته و دل و جان به ادب سپرده است، در بیان عشق به زندگی و بحث در باب عشق به طور کلی ظارفت خاص در اشعارش نشان داده است.
نجاتی جومالی بیشتر از لحاظ شعر شعرت دارد و با اینحال داستانها، کتابها و نمایشنامههایش در سراسر ترکهی حتی خارج از کشورش طرفدار و خواننده دارد.
مجموعههای متعددی از اشعارش تاکنون انتشار یافته و آخرین اثرش مجموعه شعری است به نام خوشهها آبستنند در سال 1970 انتشار یافته است.
مجموعه دریای بارانی این شاعر در سال 1968 جایزه شعر انجمن زبان ترک را ربود. مجموعهای از اشعار آپولینر را به زبان ترکی ترجمه کرد.
|
- زبان عربی گذشته از پیوند هزارو چند ساله اش با زبان فارسی ، زبان دین ماست و لذا برای بررسی آن حتما لازم است که ادبیات عرب و تاریخ ادبیات عرب برسی شود . تا دوره های ادبی از جاهلیت تا عصر ما و آثار هر عصر و نیز عوامل فرهنگی و غیر فرهنگی موثر در آن ، کاملا روشن شود و تمام خطوط و جزئیات شخصیت روانی و اجتماعی و هنری ادبا به وضوح تصویر شود.عربها واژه ادب رادرمعانی مختلفی به کار می برند ، در زمان جاهلیت به معنی دعوت به طعام مهمانی ( مأدوبه ) بود. و در جاهلیت و اسلام به خلق کریم و حسن معاشرت با خواص و عوام به کار می رفت. سپس بر تهذیب نفس و آموزش صفات پسندیده و معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم میلادی و قرون بعد از آن همه علوم و فنون را از فلسفه و ریاضیات و نجوم و کیمیا و طب و اخبار و انساب و شعر و جز آن را از آنگونه معارف والا که در بهبود بخشیدن به روابط اجتماعی به کار می آید در بر می گرفت.
- در قرن دوازدهم ، لفظ ادب در شعر و نثر و آنچه به آن دو مربوط است چون نحو و علوم لغت و عروض و بلاغت و نقد ادبی استعمال شد.
- ادب عربی به دو قسم تقسیم می شود: ادب انشائی یا ایجادی و ادب وصفی یا موضوعی که نخستین آن شامل شعر و نثر است و دومی شامل تحلیل ادبی و تاریخ ادب
- فنون ادبی شعری و فنون ادبی نثری . فنون ادبی شعری عبارتند از شعر قصصی یا حماسی ، شعر غنائی ، شعر تمثیلی و شعر تعلیمی .
ادب عربی قدیم از شعر حماسی و تمثیلی خالی است. زیرا قوم عرب کمتر شهرنشین بود و بیشتر به واقعیت گریش داشت و از این رو تخیلش بارور نشده بود. از طرف دیگر شیوه کسب روزی به وسیله شعر که در میان شاعران قوم رواج گرفت جائی برای سرودن اشعار حماسی و تمثیلی باقی نگذاشت. با این همه اگرچه ادب عربی از آثار حماسی بلند و طولانی خالی است از قصائدی که در آنها روح حماسی می باشد خالی نیست.
- اما فنون ادبی نثری عبارتند از تاریخ و خطابه و قصه و تعلیم و رسائل . ادب قدیم عربی از داستانهای طولانی نیز خالی است. عرب نثر را به دو گونه می نوشت:نثر مرسل و نثر مسجع.
- در میان اعراب شعر بیش از نثر عرصه بروز یافت و از سجع آغاز شد و به ارجوزه ها رسید و از آنجا به اوزان مختلف راه یافت. دوره های ادب عربی نیز در سه نهضت منحصر می شود: نهضت جاهلی و اموی ، نهضت عباسی ، نهضت جدید.بنابر این این دوره ها از عصر جاهلیت شروع می شوند و تا ظهور اسلام و بعد از آن حمله مغول و تأثیر آن بر ادب عربی کشیده می شوند. بر اساس موشکافیهای تاریخی و ادبی و مطالعه تطبیقی زبان شناسانه باید به اصالت شعر جاهلی نظر داد. و شعر عربی پس از آن دجار تحول و دگرگونی گردید و شاعران معروفی چون امرئ القیس و زهیر و اعشی و ... پیدا شدند و هرکدام سبک و بینش خاصی داشتند و تصویر خاصی در شعر خویش نمایان کردند. باآمدن اسلام ادب و زبان عربی نیز از قرآن و اسلام تاثیر پذیرفت و ارزش و اهمیت یافت که از صورت یک زبان قومی و محلی در گوشه ای محجور از دنیا به موقعیت یک زبان مهم جهانی نایل گردید و با مشارکت موثر همه مسلمین به ویژه ایرانیان ، گسترش و دامنه ای کم نظیر یافت و آثار و آثار بیشماری در موضوعات گوناگون به عربی نوشته شد.
همچنین بخوانید
- سیر تاریخی معانی واژه ادب در ادبیات عربی
- انواع ادب عربی
- ادب انشائی
- ادب وصفی
- فنون ادبی عربی
- فنون ادبی شعری
- فنون ادبی نثری
تاریخ ادبیات عرب
- دوره های تاریخ ادبیات عرب
- تاریخ ادبیات دوره جاهلیت
- تاریخ ادبیات دوره اسلامی
- تاریخ ادبیات دوره عباسی
- تاریخ ادبیات دوره مغول
- تاریخ ادبیات عصر جدید
- زبان عربی
- مهد زبان عربی
- تطور زبان عربی
- آواشناسی زبان عربی
- تاریخ پیدایش خط عربی
شعر عربی
- تاریخچه پیدایش شعر عربی
- انواع شعر عربی
- شعر عربی دوران جاهلیت
- شعر عربی مکتب نجد
- شعر عربی دوره اسلامی
- شعر عربی دوره عباسی
- شعر عربی دوره جدید
- نثر عربی
- انواع نثر عربی
- صنایع ادبی در زبان عربی
|
- واژه ادب از کلماتی است که معنی آن همراه با تحول زندگی قوم عرب و انتقال آن از بدویت به مدنیت تغییر یافته و پی درپی معانی نزدیک به هم پیدا کرده ، تا این معنی را که امروز متبادر به ذهن می شود به خود گرفته ، که عبارت است از سخنی رسا که به نیت تاثیر درز عواطف خواننده یا شنونده به شعر یا نثر انشاء شود. اگر در عصر جاهلی راجع به کلمه ادب کندو کاو کنیم آن را در زبان شاعران نمی یابیم ، بلکه به کلمه آدب به معنی کسی که مردم را به طعام فرا می خواند بر می خوریم . در شعر طرفه بن عبد آمده است:
یعنی ما در قشلاق دعوت عام می کنیم و آدب ما در دعوت به طعام تبعیض قائل نمی شود. مأدبه به معنی خوراکی که مردم بدان دعوت می شوند نیز از همین ریشه است، از اشتقاقات این لغت « ادب ، یأدب » می باشد یعنی طعامی آماده کرد ، یا : به طعامی دعوت کرد.
- گذشته از بیت طرفه ، شعر دیگری که دلالت بر انتقال کلمه ادب از معنای حسی مذکور به معنای دیگر کند در دست نیست، تا آنکه در زبان حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم این کلمه در معنای اصلاح و پرورش اخلاقی به کار گرفته می شود: « ادبنی ربی فاحسن تأدیبی » شاعر مخضرم ، سهم بن حنظله غنوی نیز کلمه ادب را در همین معنی به کار برده:
این را که هر آنچه از دیگران بخواهد مانعش نمی شوند لیکن همه آنچه دیگران از او بخواهند ، ندهد ، دلیل بر حسن ادب گرفته ، یعنی نوعی پرورش اخلاقی نه عمل بر وفق طبیعت یا پیشامد.چه بسا کلمه ادب در عصر جاهلی نیز در همین معنی اخلاقی به کار گرفته شده باشد لیکن نصی که این حدس را تأیید کند به دست ما نرسیده است.
- نلینو با این فرض که ادب مقلوب دأب است بر آن رفته که ادب در جاهلیت به معنی سنت و سیرت پدران استعمال می شده است.در واقع اعراب همچنانکه جمع بئر را آبار و جمع رأی را آرا می آورده اند دأب را هم به آداب جمع بسته اند ، و بعدها پنداشته اند که آداب جمع کلمه ادب است و ادب در معنای سنت و سیرت (دأب) در زبانشان رایج و معمول شده و ادب را به معنی خوی و عادت پسندیده گرفته اند. اما این فرض بعیدی است؛ قریب به ذهن این است که کلمه از معنی حسی آن: دعوت به طعام به معنی ذهنی یعنی دعوت به بزرگ منشیها و اخلاق ستوده انتقال یافته باشد، همچنانکه تمام اسم معنیها به این گونه نخست در یک معنای حسی حقیقی به کار می رفته و سپس مفهوم ذهنی و مجازی یافته اند.
- در عصر بنی امیه کلمه ادب در معنی اخلاقی و تربیتی استعمال می شود، و پیش از پایان آن دوره معنای دیگر و تازه تری بدان می افزایند: آموزش.
- در قرن دوم و سوم هجری و پس از آن کلمه ادب بر شناخت اخبار و اشعار عرب اطلاق کردند و شروع به تألیفاتی در این موضوع کردند و کتب ادب نامیدند ، مانند البیان و التبیین جاحظ که مجموعه ای است از اخبار و اشعار و خطبه ها و نکات جالب با بسیاری اظهار نظرهای انتقادی و سخن سنجانه و نیز الکامل فی الغه و الادب تألیف مبرد که وجهه نظرش بحث در واژه هاست و چون در آن عصر فن نثر نویسی رو به پیشرفت داشت نمونه هایی از رساله های منثور نیز ارائه کرده است. اما کلمه ادب در معنی آموزشی ، که به دو فن نظم و نثر و نکات و لطایف مربوط به آن مختص است، متوقف نماند بلکه توسعه یافت و احیانا شامل همه معارف غیر مذهبی گردید که انسان را از جهت اجتماعی و فرهنگی ارتقا می دهد. کلمه ادب در این معنی گسترده نزد اخوان الصفا می یابیم ، در رسائل ایشان ادب علاوه بر علوم لغت و بیان و تاریخ و اخبار ، به جادو و کیمیاو حساب و آیین تجارت و معاملات نیز دلالت می کند. تا اینکه در قرن هشتم هجری این کلمه شامل انواع معرفت به ویژه علوم بلاغت و لغت می شود، و در اینجاست که ابن خلدون می گوید: ادب یعنی برداشتن اشعار و اخبار عرب و دانستن مجملی از هر علم.
- از قرن سوم هجری به بعد کلمه ادب بر مجموعه آیینهایی دلالت می کند که طبقه بخصوصی از مردم بایستی رعایت کنند و دراین معنی کتابهای بسیاری نوشته شده مانند: ادب الکاتب ابن قتیبه و ادب الندیم کشاجم . و به دنبال آن کتب مختلفی در موضوع ادب القاضی ( آیین قضاوت) ادب الوزیر( آیین وزارت) و ادب الحدیث ( آیین سخن گفتن) و ادب الطعام ( آیین غذا خوردن) و ادب المعاشره( آداب نشست و برخاست)و ادب السفر و غیره نوشته شده است. مضاف بر اینکه در اشعار و لطایف نیز در بسیاری موارد مدلول کلمه ادب همین است. بالاخره از اواسط قرن گذشته کلمه ادب به دو معنی دلالت می کند، یکی معنای کلی در مقابل Litterature که فرانسویان بر هر نوشته ای در هر موضوع و به هر سبک اطلاق می کنند چه علمی باشد چه فلسفی یا ادبی به معنای ویژه ، پس هر چه محصول خرد یا احساس است ادب نامیده می شود. اما در معنای خاص مراد از ادب تنها تعبیر معانی و مقاصد نیست بلکه بعلاوه می باید تعبیر چنان زیبا باشد که در عواطف خواننده یا شنونده اثر کند، بدان گونه که در فن شعر و انواع نثر ادبی از خطابه و تمثیل و مثل و داستان و نمایشنامه و مقامه ، معلوم و معهود است.
منابع
- ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، ج1 ، ص 3
- رسائل اخوان الصفا، رساله هفتم ، بخش ریاضی
- مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، ج2 ، ص 1174
- دکتر شوقی ، تاریخ ادبی عرب، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو ، ص 13
- حنا الفاخوری ، تاریخ ادبیات زبان عربی، ترجمه عبد الحمید آیتی، ص 28
|
در قرن ششم شعر از تجد منتشر و مورد تقلید سایر نقاط جزیرهالعرب (شبه جزیره عربستان) واقع میشد اما خصائص محلی و بومی و قومی بخود میگیرد و تا ظهور اسلام شعر بشیوه مکتب نجد در اوج کمال بد اما از آن ببمعد رو به ضعف نهاد. شکل قصیده عربی در ادبیات بواسطه موضوع و مضمون تغییر یافت و در (قصیده) مدح یا ذم پس از مقدمهچینی و وصف ممدوح شروع میشود. و در ابتدای شعر در نسیب، شکایت شاعر در شعر، از فراق و دوری از محبوبان است و شاعر بوصف اسب یا شتر خویش با طبیعت و اطراف و محیط خود میپردازد.
مدح ممدوح با وصف صحرا و وصف زیبائیهای زندگی و وصف سخاویخشش ممدوح و دریا و مهمانی و شرابخواری و جنگهایش همراه میباشد. ابیات قصیده معمولاً از 60 تا 100 حتی 300 بیت است و همه اشعار آن بایستی در بحر و قافیه واحد سروده شود.
معلقات دهگانه یا هفتگانه از بهترین نمونههای اینگونه اشعار بوده است. مناذر و غسانیان در تطور و کمال قصیده بواسطه نواختها و تشویقها و حمایتهای شاعران سهم عمدهای داشتند ولی این دو دسته از حکمرانان سبب حلق و شکوفائی نوع جدیدی قصیده تجدی نشدند. تا اینکه رفته رفته قصیدهها و موضوعات شعر متنوع میشود و این خود فرصت طبع آزمائی خوبی برای قدرت شاعر و امتیاز بشیوه قصیده تجد به این شکل عمومی و موضوعات معین تقلید و دنباله روی بود.
وصف زن در نسیب، عام و مبهم ولی توصیف حیوان، صحرا، واقعی و دقیق در قصیده دیده میشود. شعر روزگار درازی غیر مکتوب و متکی بالقواه و سماعی و نقل قول و سینه بسینه بود. چه شاید شاعر قادر به نوشتن نبود یا اینکه اساساً نوشتن و خواندن برای شاعر جاهلی یکنوع کسر شأن بود، اشعار متکی بحافظه شاعر یا شنوندگان یا هر دو بود. و از اینجا شعر از حیث موضوعات و صورتها محدود میشود. با ظهور اسلام در شعر عرب تنوع و تغییراتی چند حاصل میگردد از جمله قطعات و اشعار رجزی در وصف جنگها و مرثیه و اشعار حماسی بود و شعرائی همچون شنفری، تأبط شرا ازین گونه اشعار میسرودند.
شاعران همه قوت و قدرت خویش را در القاظ بکار میبردند که در عین حال زیبائی و جذابیت داشت و درین تحول، قصائد برای موضوع واحدی سروده میشد مگر قطعات کوتاه اشعاری در وصف شراب (خمر) اما وصف صید جزئی از قصیده عمومی را تشکیل میداد.
شعر شعرای شهرنشین در عصر جاهلیت اختلافات جزئی از لحاظ مفهوم با مضامین شعر شاعران بادیهنشین دارد ولی آنچه برای ما از آنها باقی مانده است کم میباشد. مشهورترین آنها شعر عدیابن زید در خمر و شعر امیهابن ابی صلت الدینی است. و نباید یکباره چنین پنداشت که هیچ نوع شعری در قبل از اسلام برشته تحریر و کتابت در نیامده باشد. اما واضح است که از اشعار مکتوب قبل از اسلام چیزی بما نرسیده است. بطوریکه فرزدق شاعر معروف عرب اشاره میکند دیوان مکتوبی از شاعر مشهور لبید وجود داشت.