پرسش و پاسخ مهدوی
» احتمالاً اینکه آن حضرت به این وصف یاد شده نظر به حدیث ثقلین دارد و چون امام زمان«علیه السلام» در این زمان امام معصوم و از عترت پیامبر و مبین و هم سنگ و عدل قرآن است در این جمله زیارت شریک القرآن خوانده شده است. حدیثی از رسول اکرم«صلی الله علیه وآله» در کتب شیعه و اهل سنّت نقل شده است که آن حضرت فرمود:
«انّی تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تفلوا لم تقیرتا حتی یورا علّی الحوض؛ من در میان شما دو چیز گرانبها بجا می گذارم کتاب خداوند و عترتم اهل بیتم را». اگر به آن دو تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید. و آن دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا اینکه در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند.
این حدیث شریف عدل بودن و قرین بودن اهل بیت با قرآن را می رساند که همان معنای شریک بودن است زیرا که هدایت کامل و نجات از ضلالت در تمسّک به هر دو است و با تمسک به هر دو و بهره گیری از هدایت هر دو می توان به رستگاری و سعادت کامل دست یافت.
» دلیلی بر این که هر انسانی چهل روز یک بار امام زمان«علیه السلام» را می بیند به نظر ما نرسیده است.
|
|
|
|
|
ما به حضرت موسي و حضرت عيسي سلام الله عليهم ايمان كامل داريم و تورات و انجيل را كتاب مقدس الهي مي دانيم و به اين دليل اين دو كتاب بارها مورد استناد ائمه اطهار سلام الله عليهم قرار گرفته اند. اما مشكل اساسي اين جاست كه متاسفانه اين دو كتاب تحريف شده اند و از اصل آنچه بر قلب پيامبران نازل شده است ، تغيير يافته اند. محققان مسيحي و يهودي اذعان دارند كه تورات فعلي و اسفار كتاب عهد عتيق كه مورد تاييد و استناد يهوديان و مسيحيان است وحي الهي نيست و به دست افراد نوشته شده است و همچنين انديشمندان مسيحي تصريح دارند كه اناجيل اربعه و عهد جديد كه مورد استناد مسيحيان است، در سال هاي پس از عروج مسيح توسط پيروان ايشان نگارش يافته است. بنابراين كتابهاي موجود فاصله زيادي با كتاب هاي وحي شده اصلي دارد و ائمه نيز تنها به مطالب وحياني كتابهاي مقدس پيشين استناد مي كردند، و گاهي استناد امام رضا عليه اسلام به كتاب هاي مقدس پيروان اديان ديگر، در مجلس مامون، در حقيقت استناد به چيزي بود كه خودشان قبول داشتند. و اين روش عقلائي در مناظره و مباحث علمي است كه در نقد و بررسي نظرات به كتابهاي خود آنان استناد شود. و اين به معناي تاييد تمام آنچه در كتاب هاي مقدس آمده نيست. هم اكنون بسياري از انديشمندان مسلمان، براي بسياري از مباحث عقيدتي چون اينكه تثليث و خدا پنداشتن حضرت مسيح در كتاب مقدس وجهي ندارد، يا اينكه آنها نيز منتظر ظهور منجي هستند، يا به پيامبر خاتم (صلي الله عليه و آله) بشارت داده اند ، و موارد بسيار ديگر به كتاب مقدس استناد مي كنند، اما روشن است كه به دليل تحريفات و تغييراتي كه در اين كتاب پيش آمده است، استناد كامل به آنها _به عنوان كتاب وحي شده الهي_ صحيح نيست. 2. بين ديدگاه مذهب تشيع و آموزه مسيحيت امروزي تفاوتي جوهري است كه بايد بدان توجه كرد و با توجه به اين تفاوت اين دو آموزه را بررسي كرد. در مسيحيت، كه معتقد به تثليث است، عيسي به منزله خدا تلقي مي شود و مسيحيان تصريح دارند كه او خداي عيسويان است ، امري كه شرك روشن است. اما از نظر ما اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اولياء الهي هستند يعني اولا بنده خدايند و ثانيا به واسطه مقام فوق العاده معنوي كه دارند، واسطه فيض خداوند به موجودات عالم مي باشند و اولياء الهي و خلفاء الهي بر روي زمين مي باشند. اين تفاوت آن چنان مهم است كه نمي توان از كنار آن گذشت. بله به نظر مي رسد كه مسيحيان نتوانستند درك درستي از مفهوم ولايت داشته باشند، و به همين دليل در درهء خطرناك شرك گرفتار آمدند و اگر از آلودگي شرك نجات پيدا كنند و حضرت مسيح را در جايگاه واقعيش قرار دهند، بسياري از مشكلات آنها برطرف مي شود.
|
|
|
|
|
|
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايند: «او (مهدي) در آخرالزمان به آئين اسلام قيام مي كند، همچنان كه من در آغاز اسلام قيام به آن كردم» (بحارالانوار، ج 51، ص 78) همچنين مي فرمايند: «در جهان جز فرمانروائي اسلام وجود نخواهد داشت و زمين چون لوح سيمين خواهد شد» (ملاحم و فتن، ص 96) همچنين مي فرمايند: «خداوند [به وسيله مهدي عليه السلام] زمين را پر از عدل و داد مي كند، چنانكه پس از ظلم و ستم بوده است» (كمال الدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، ص 288، انتشارات اسلامي، 1405 ق، قم) با برآورده شدن اين دو هدف مهم و اساسي كه همان بسط اسلام و عدالت و معنويت در سراسر جهان است رفاه اقتصادي و پيشرفت هاي علمي، فني و تكنولوژي شگرف نيز حاصل مي شود و امت اسلام از نعمت هاي زمين و آسمان بهره مند مي شوند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايند: «زمين گنجينه هايش را براي او خارج مي سازد و وي مال و سرمايه بي شمار بين مردم پخش مي كند» (همان، ج 51، ص 68) فقر ريشه كن مي شود، فتنه ها و جنگ ريشه كن مي گردد و همه ويراني ها آباد مي شود براي اطلاع بيشتر نگا: كوراني، علي، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالي، شركت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامي، صص، 373_351، چاپ دوم، 1379، تهران؛ كل كتاب خواندني است و اطلاعات جامعي درباره حضرت مهدي عليه السلام ارائه مي دهد. اما رجعت با معناي بازگشت است و در اصطلاح با معناي بازگشت عده از مردگان به دنيا در پس ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است. روايات ما تاكيد دارند كه برخي از پيامبران چون حضرت عيسي و همه ائمه اطهار سلام الله عليهم رجعت دارند. همچنين مومناني كه داراي ايماني خالص هستند و در ايمان كاملند و همچنين بدكاران طراز اول رجعت مي كنند تا مومناني در خدمت امام عليه السلام باشند و اهداف الهي خود را كه نتوانستند در زمان گذشته اجراء كنند، زير نظر امام به مرحله اجرا گذارند و سران شرك و نفاق هم كه در دنيا به جزاي اعمال ننگين خود در گذشته نرسيدند، در دولت كريمه حضرت مجازات شدند. همچنين در برخي روايات از اصحاب كهف، سلمان، ابوذر، مقداد، مالك اشتر جزء رجعت كنندگان نام برده شده است. براي اطلاع بيشتر نگا: بحارالانوار، ج 53، باب الرجعه [39]، ص 144_39 كه جمعا 162 روايت نقل شده است. المكتبه الاسلاميه، 1385 ق. بي تا ، تهران. |
|
|
در سمت راست خداوند عز و جل و یا سمت راست عرش قومی از ما (از پیروان ما) بر منابری از نور هستند. صورتشان از نور و لباسشان نیز از نور است، درخشندگی سیماشان دیدگان بینندگان را به آنها جلب میکند.
آنها قومی هستند که در رابطه با روح الله با یکدیگر محبت میکنند و وسیله پیوند قلبها و نزدیکی آنها روح الله است نه به سبب بستگی و خویشاوندی و نه به خاطر اموال آنها و شیعه تو هستند و تو امام آنهایی یا علی(15).(16)
« بخش پاسخ به سؤالات »
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
« بخش پاسخ به سؤالات »
|
|
|
دسته اول روايتهايي كه دلالت بر بقاي امام مهدي (عج) در حكومت، در زمان ده سال يا كمتر دارند. دسته دوم: روايتهايي دلالت بر بقاي امام عصر(عج) بر حكومت، در زمان بيش از ده سال دارند.
يعني ظرف حوادثي كه در آن دوره رخ ميدهد به گونهاي است كه اگر در ظرف حوادث شرايط عادي دنيا (پيش از ظهور) اتفاق افتد، مقدار حركت و زمان آن طولانيتر خواهد بود. ابوبصير از امام باقر (ع) در روايت طولاني چنين نقل ميكند: «هنگامي كه قائم به پا خيزد به كوفه برود و... پس مدت هفت سال بر آن اقامت ميكند، 7 سالي كه هر سال آن برابر با 10 سال از سالهاي شماست. سپس خدا هر چه بخواهد انجام ميدهد». (4) همچنين عبدالكريم خثعمي ميگويد از امام باقر (ع) درباره مدت حكومت قائم (ع) پرسيدم. فرمود: «او 7 سال حكومت ميكند، روزها وشبها طولاني ميشود تا آنجا كه يك سال از سالهاي او به مقدار 10 سال از سالهاي شما ميگردد. پس سالهاي حكومتش 70 سال از سالهايي است كه شما ميشماريد».(5)
باز از تو سؤال ميكنند، چنان كه گويي تو از زمان وقوع آن با خبري؛ بگو: علمش تنها نزد خداست؛ ولي بيشتر مردم نميدانند». آيه 34 سوره لقمان و آيه 63 سوره احزاب و برخي از آيات ديگر نيز بر همين حقيقت دلالت دارند. پس نميتوان زمان دقيق قيامت و پايان جهان مادي را تعيين نمود. از سوي ديگر برخي از روايات به توضيح و تشريح حوادث پس از شهادت امام زمان(عج) پرداختهاند. مهمترين اين روايات، احاديث مربوط به رجعت است. اين روايات چنان متنوع و فراوان ميباشند كه اعتقاد به رجعت را از باورهاي مسلّم و شناخته شده شيعه قرار دادهاند. هر چند اين دسته از اخبار داراي اختلاف و تفاوت ميباشند ولي اجمالاً يكي از نكاتي كه از مجموعه عظيم روايات رجعت قابل استنباط ميباشد اينست كه بعد از شهادت امام عصر(عج)، ديگر امامان معصوم عليهمالسلام به زندگي و حيات مادي باز ميگردند، و مسئوليت امامت و حاكميت الهي خود را ادامه خواهند داد.(6) برخي از روايات نيز گوياي اين نكته است كه پس از حضرت مهدي(عج)، سلسلهاي از فرزندان او حاكميت الهي را بر عهده خواهند گرفت، امام صادق عليهالسلام ميفرمايد: «بعد از حضرت قائم عليه السلام، دوازده مهدي از نسل امام حسين عليهالسلام ظهور خواهند نمود».(7) دسته اخيراز روايات هيچ تعارضي با اخبار رجعت ندارند، زيرا بعيد نيست ظهور دوازده مهدي از فرزندان امام حسين عليهالسلام در طول رجعت امامان معصوم عليهمالسلام و پس از آن باشد. پس ظاهراً جهان مادي پس از شهادت حضرت مهدي(عج) به حيات خود تحت سيطره حكومت عدالت گستر الهي كه بر جاي مانده از انقلاب جهان امام عصر(عج) ميباشد، ادامه خواهند داد، و هنگامه قيامت نيز بر كسي آشكار نميباشد. از اين رو امام مهدي(عج) مؤسس حكومت عدل جهاني خواهند بود و اين حكومت پس از ايشان ادامه دارد و جهان پس از امام مهدي(عج) پايان نميپذيرد.
|
|
|
|
|
|
|