راسخون

پرسش و پاسخ مهدوی

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

حضرت عیسى (علیه السلام)  به هنگام قیام امام مهدى(عج) از آسمان فرود مى آید و به آن گرامى اقتدا مى کند و به امامت او نماز مى گذارد. هم چنین فرماندهى سپاه حضرت را به دست مى گیرد و در سرکوبى دشمنان به امام یارى مى رساند. پس از این واقعه، همه مسیحیان به دستور او زیر پرچم امام عصر(عج) وارد مى گردند.

چگونه امام مهدى بر دولت ها پیروز مى شود و این تعداد جمعیت جهان تسلیم او مى شوند؟ آیا چنین چیزى امکان دارد که بر چندین میلیارد انسان، تسلط یابد و در برابر این همه دشمن پیروز از میدان به در آید؟این سؤالی است که بسیاری از کسانی که علاقه‌مند به مباحث مهدویت هستند، می‌پرسند،اما پاسخ به این سولات را می توانید در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید.

 
پیروزى و غلبه حضرت مهدى(عج) و تشکیل حکومت جهانى، ممکن است به طور اعجاز و خرق عادت انجام یابد و ممکن است با فراهم شدن اسباب و علل ظاهرى باشد و ممکن است به هر دو نوع واقع شود ؛ چنان که پیشرفت و غلبه پیامبر اکرم و قواى اسلام بر هر دو نوع بود. بر این اساس مؤلفه ها و عوامل زیر در پیروزى سریع و قاطع آن حضرت نقش دارد:
 
الف) ناگهانى بودن قیام
 
حضرت مهدى(عج) زمانى ظهور مى کند که دشمن در غفلت و بى خبرى قرار دارد و با قیام ناگهانى ایشان (بغته)، غافلگیر شده و پیروزى هاى سریعى به دست خواهد آورد. در توقیع شریف حضرت آمده است: «پس همانا امر ما به طور ناگهانى خواهد بود».
 
ب) اصلاح سریع کارها با امدادهاى غیبى
 
 طبق روایات خداوند، حجت خود را در قیام بزرگ و شکوهمندش یارى مى دهد و با انواع امدادهاى غیبى، پیروزى او را آسان و کارهایش را سریع اصلاح مى کند. و رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  مى فرماید: «مهدى از ما اهل بیت است خداوند (امر) او را در یک شب اصلاح مى کند».
موارد امدادهاى غیبى خداوند عبارت است از:
 
۱٫ ایجاد ترس در دل دشمنان
 
حضرت مهدى(عج) یارى شده با ترس (مؤید بالرعب) است ؛ یعنى خداوند چنان رعب و ترس او را در دل دشمنان مى اندازد که قدرت هر عکس العمل شدید و سفاکانه را از آنها سلب مى کند، حتى ترس از سپاهیان آن حضرت، یک ماه جلوتر از حرکت آنها بر دشمن حاکم مى شود.
امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «خداوند… مهدى را به سه لشکر تأیید مى کند… و رعب (یویده ثلاثه اجناد… الرعب)»
 
۲٫ یارى شده با فرشتگان
 
از جمله تأییدات و امدادهاى غیبى الهى، کمک فرستادن ملائک براى یارى امام مهدى(عج) و جهاد آنان همراه با حضرت است. در روایتى آمده است: «خداوند او را به سه هزار ملائکه یارى خواهد کرد…»، «هنگامى که قائم آل محمد ظهور نماید، خداوند او را به وسیله گروه هاى فرشتگان نشاندار، پیاپى، فرود آورده شده و مقرب (بالملائکه المسومین و المردفین و المنزلین و الکروبین) یارى خواهد کرد. جبرئیل، فرشته امین وحى، پیشاپیش آن حضرت و میکائیل سمت راست و اسرافیل سمت چپ او خواهد بود. ترس و رعب به مسافت یک ماه، پیشاپیش و سمت راست و طرف چپش حرکت خواهد کرد و فرشتگان مقرب در کنار او خواهند بود»
 
۳٫ یارى شده با نیروهاى طبیعى
 
براى حضرت قائم حتى زمین نیز مهیا و آماده مى شود (تطوى له الارض) بر این اساس ممکن است خداوند به وسیله نیروهایى چون باد و دیگر نیروهاى طبیعت، حضرت مهدى(عج) را یارى رساند ؛ چنان که همه نیروهاى طبیعت (باد و صاعقه و…) مسخر حضرت سلیمان (علیه السلام)  بودند. با تسلط حضرت مهدى(عج) به نیروهاى طبیعت و تصرف در آنها با اذن الهى، پیروزى هایى نصیب ایشان خواهد شد.
 
در روایتى از امام صادق (علیه السلام)  آمده است: «… (وقتى) قائم ما مهدى ظهور کند، تمام مشرکان در روى زمین محو مى شوند، تا جایى که سنگ به سخن مى آید و به مؤمن مى گوید: اى مؤمن! درون من کافرى است، مرا بشکن و او را به قتل برسان»
 
پ) توانمندى و فرماندهى بى نظیر امام(عج)
 
یکى از مهم ترین عوامل پیروزى حضرت مهدى(عج)، صلابت، شجاعت و رهبرى بى نظیر آن حضرت در جهاد با دشمنان دین حق است. آن حضرت در این مصاف سرنوشت ساز هم از توانمندى و نیروى جسمى و شخصى برخوردار است و هم در مدیریت و فرماندهى نظامى، مقتدرانه و قاطعانه برخورد مى کند.
 
امام رضا (علیه السلام)  در مورد ایشان مى فرماید: «قائم کسى است که وقتى ظهور مى کند، در سن پیران است، ولى به نظر جوان مى آید. اندامى قوى و تنومند دارد ؛ به طورى که اگر دست را به سوى بزرگ ترین درخت دراز کند، آن را از ریشه بیرون مى آورد و اگر میان کوه ها فریاد برآورد، صخره مى شکند و از جا کنده مى شود. عصاى موسى و انگشتر سلیمان همراه او است»
امیرمؤمنان على (علیه السلام)  مى فرماید: «پدرم فداى فرزند نیکوترین کنیزان که (ظالمان و کافران) را خوار و ذلیل خواهد کرد و جام زهرآگین به کامشان خواهد ریخت و با شمشیر با آنان برخورد خواهد کرد»
 
ت)  یارى مؤمنان و صالحان
 
بسیارى از مسلمانان، از پیشتازان و پیشگامان ملت هایى هستند که به گرد آن خورشید جهان افروز حلقه مى زنند و زیر پرچم او قرار مى گیرند و به یارى مى شتابند. مهم ترین اینان ۳۱۳ تن از یاران خاص و آن گاه ده هزار نیروى زبده رزمى و… است.
 
امام صادق (علیه السلام)  مى فرماید: «۳۱۳ تن از یاران حضرت با او بیعت مى کنند، ولى حضرت در مکه مى ماند تا عدد یاران به ده هزار تن برسد، آن گاه به طرف مدینه حرکت مى کند»
 
ث) تسلیم شدن مسیحیان
 
براساس روایات فراوان، حضرت عیسى (علیه السلام)  به هنگام قیام امام مهدى(عج) از آسمان فرود مى آید و به آن گرامى اقتدا مى کند و به امامت او نماز مى گذارد. هم چنین فرماندهى سپاه حضرت را به دست مى گیرد و در سرکوبى دشمنان به امام یارى مى رساند. پس از این واقعه، همه مسیحیان به دستور او زیر پرچم امام عصر(عج) وارد مى گردند و اسلام واقعى را مى پذیرند و از طرفداران امام عصر مى شوند. البته مى دانیم که زمامداران و ملت هاى اروپا و امریکا و بخشى از قاره آفریقا مسیحى اند و تسلیم شدن آنان، نقش بسزایى در پیروزى حضرت و بر داشته شدن موانع دارد.
 
امام باقر (علیه السلام)  مى فرماید: «هنگامى که ده هزار پیکارگر آگاه، گرد آن حضرت آمدند، دیگر یهودى و مسیحى یافت نمى شود، جز این که به او و قیام جهانى اش ایمان مى آورند و او را تصدیق مى کنند»
 
روشن است که این دگرگونى عظیم، به سرعت در نظام هاى مختلف جهانى اثر عمیق خود را مى گذارد و در تسلیم شدن آنان نیز نقش خواهد داشت.
 
ج) جنگ ها و نابودى دشمنان قبل از ظهور
 
امام صادق (علیه السلام)  فرمود: «قبل از قیام قائم هر مرگى وجود دارد، مرگ سرخ و مرگ سفید، تا اینکه از هر هفت نفر، پنج نفر مى میرند، مرگ سرخ کشته شدن است و مرگ سفید بیمارى طاعون است»در روایت دیگرى مى فرماید: «حضرت خروج نمى کند تا این که یک ثلث از مردم کشته شوند و ثلث دیگر از دنیا بروند و ثلث دیگر باقى بمانند».
 
بنابراین آنچه برخى روایات درباره کشتار فراوان ذکر کرده اند، مربوط به کشتارهاى است که قبل از قیام حضرت به دست ستمگران واقع مى شود از قبیل جنگ جهانى دوم، جنگ هاى خاورمیانه، جنگ هاى دجال و سفیانى، شیوع بیمارى هاى مرموز و…  .
 
ح)  استقبال همگانى و مردمى
 
ظهور امام مهدى(عج) زمانى اتفاق مى افتد که مردم در مشکلات و سختى هاى فراوان هستند و با یأس از مکاتب بشرى و حکومت هاى خود، در انتظار قیام منجى موعود به سر مى برند. به همین جهت، در برابر امام مهدى(عج)، سر تسلیم و خضوع فرود مى آورند و زمام امور خویش را به دست توانمند و کارگشاى او مى سپارند ؛ بدان امید که نجات و نیک بختى بشریت را تضمین نماید. در عمل نیز چنین خواهد شد و آن حضرت ریشه فقر و ظلم، نابرابرى، فساد و… را بر خواهد کند و حکام جور را عزل خواهد نمود. از طرفى خداوند محبت و عشق حضرت را در دل مردم خواهد افکند و آنان با او بیعت کرده و در گرد او جمع خواهند شد.
 
در روایتى آمده است: «امت اسلامى به مهدى(عج) مهر مى ورزند و به سویش پناه مى برند ؛ آن چنان که زنبورهاى عسل به سوى ملکه خود پناه مى برند، عدالت را در پهنه گیتى مى گستراند و…».
ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

 


      براى حضور قلب در نماز بايد از راه هاى زير استفاده كنيد:


       1- دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنويت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...


       در كتاب هاى حديث آمده است: شخصى از پيامبر(ص) درخواست كرد كه راهى به او بنماياند تا حضور قلب بيشترى در نماز پيدا كند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراين وضوى شاداب و با آداب خود در حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.


       2- گزينش مكان مناسب براى نماز، دورى ازجاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهيز از هر آنچه كه موجب انحراف توجه از خداوند شود.


       3- گزينش وقت مناسب و تا آن جا كه ممكن است اول وقت خواندن نماز.


       4- تاحد امكان در مسجد و باجماعت نماز خواندن (به ويژه در جماعاتى كه بعد معنوى بيشترى دارد).


       5- نماز را با طمأنينه و دقت در مفاهيم و معانى آن خواندن.


       6- در حال ايستاده به مهر نگريستن و در ركوع پايين پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.


       7- تخليه دل از حب دنيا و امور دنيوى وآن را مالامال از عشق خدا ساختن. توضيح: ذهن انسان همواره متوجه چيزى است كه به آن عشق مى ورزد؛ همانند عاشقى كه آنى از فكر معشوق خود بيرون نمى رود. اين كه ما در نمازهايمان همواره به فكر مسائل ديگر هستيم، به خاطر تعلق شديد نفس به دنيا و حب آن است. اما آن كه عاشق حق شد، در هر حال و در هر كارى به ياد خدا خواهد بود به طورى كه گويى هميشه در نماز است.


       8- توجه به اين كه مبدأ و منتهاى انسان خداوند است وآنچه در اين بين است براى امتحان آدمى و ابزارى جهت رشد و كمال اوست.


       9- ضبط قوه خيال. توضيح : پرنده لجام گسيخته خيال، چكاوكى است كه هر آن بر شاخسارى مى نشيند. از اين رو هميشه افكار انسان به اين طرف وآن طرف متوجه است و قرار و آرامى ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشيارى در كنترل آن بكوشد، پس از چند صباحى رام و مطيع شده و به هر سو كه اراده شود متوجه مى گردد. بنابراين انسان بايد در نماز ازاول با قاطعيت بنا را بر اين بگذارد كه تمام توجه خود رابه سوى پروردگار معطوف دارد و هر گاه پرنده خيال از چنگ او گريخت، بلافاصله آن رابه همان جهت برگرداند. اگر چندين مرتبه در ايام متوالى چنين كند، كم كم ذهنش عادت خواهد كرد.


       10- توجه به عظمت و هيبت پروردگار و فقر و فاقه خود. روشن است اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبه رو است و خود در مقابل او هيچ بلكه عين احتياج و فقر و فاقه است، با تمام وجود و ذهن و انديشه خاضع خواهد گرديد.


       11- مطالعه پيرامون كيفيت نمازهاى اهل بيت(ع). هم چنين مطالعه كتاب هايى چون «آداب الصلاة يا پرواز در ملكوت (امام خمينى)» و «اسرارالصلاة (ميرزا جواد ملكى تبريزى)» بسيار نافع است.


       براى آگاهى بيشتر ر.ك: حضور قلب در نماز (علل ودرمان حواسپرتى در نماز)، على اصغر عزيزى تهرانى.
      
      

      ارتباط با امام زمان(عج) و ديگر اولياى الهى نياز به سنخيت با آنان دارد. به دست آوردن سنخيت با اولياى الهى نياز به تحقّق دو بُعد؛ يعنى، معرفت و عمل دارد. اگر كسى خود را به اولياى الهى شبيه نمود، به لقاى آنان نيز واصل خواهد شد.


      نوريان مرنوريان را طالبند

ناريان مرناريان را جاذبند


      آنچه وظيفه ماست تشبه به آن حضرات و پيمودن راه آنان است ما بايد در همه حال سرباز آماده باش آن حضرت بوده و همواره در خدمت ايشان باشيم. اين مسأله را آيه 200 سوره آل عمران بيان فرموده: «يا ايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقواللّه لعلّكم تفلحون؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و مرابطه نماييد و تقوا و خداترسى را پيشه سازيد، باشد كه رستگار شويد».


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه شريفه مى فرمايند: «صبر كنيد بر اداى فرايض (يعنى در انجام تكاليف الهى استقامت داشته باشيد) و در برابر دشمنان پايدارى كنيد و با امامتان (كه انتظارش را مى كشيد) مرابطه نماييد»، (كتاب الغنية، شيخ مفيد، ص 105)


       مرابطه با امام زمان(عج) يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. هم چنين بايد كارهايى انجام دهيم كه آن حضرت و اصحابشان انجام مى دهند.


       قرآن راجع به حضرت مهدى و اصحاب ايشان مى فرمايد: «الذين ان مكنّاهم فى الارض اقاموا الصلوة وآتوا الزكاة و امروا بالمعروف و نَهَوْ عن المنكر؛ كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم نماز را بپا داشته و زكات (به مستحق) بخشيده و به معروف امر نموده و از منكر نهى كنند»، (حج، آيه 41).


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مى فرمايند: «اين آيه براى آل محمد است؛ يعنى، مهدى(عج) و اصحاب او»، (تفسير قمّى، ج 2، ص 87). در نتيجه اگر ما هم مى خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم.


       خوب است بدانيم؛ امام زمان شديدا به شيعيان خود عشق مى ورزند. بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلى بيشتر از علاقه اى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. آن حضرت همواره به شيعيان خود دعا مى كنند. از آن حضرت نقل شده است: «انا غير مهملين لمراعاتكم ولاناسين لذكركم؛ ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمى كنيم و شما را از ياد نمى بريم»، (بحارالانوار، ج 53، ص 174).


       ناگفته نماند ما مكلف به ارتباط به معناى ملاقات با امام زمان(عج) نيستيم آنچه بر ماست جلب رضايت آن بزرگوار مى باشد. ارتباط با امام زمان يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. پيوستگى با او يعنى مطيع او بودن. آنچه در روايات زياد سفارش شده است انتظار فرج است ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اين رو بسيار بجاست كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را بدانيد و سپس آن را در خود عملى كنيد پس بحث زير ضرورى به نظر مى رسد.


       منتظر واقعى مهدى(عج) بايد چندين خصوصيت داشته باشد:


       1- عمل به تكاليف دينى منتظر واقعى بايد تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد.


       2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك «عزيز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى...؛بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم»، (دعاى ندبه).


       3- براى تقويت ارتباط هر روز صبح «دعاى عهد» را بخوانيم.


       4- انتظار فرج آن حضرت در دل و ظاهر جلوه گر كنيم. در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام زمان(ع) بهترين اعمال انتظار فرج است اينجا نياز به توضيح دارد كه چرا بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج؛ يعنى، نصرت و پيروزى و گشايش و مقصود نصرت و پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومت هاى كفر و شرك و بى داد است پيروزى عدل گسترى كه به رهبرى امام عصر(عج) تشكيل مى گردد بنابراين انتظار فرج يعنى انتظار تحقق يافتنى اين آرمان بزرگ و جهانى است و منتظر حقيقى كسى است كه حقيقتا خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود ازاين رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است زيرا كسى كه حقيقتا منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسيس حكومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است بنابراين انتظار فرج حقيقى ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى با لفظ و شعار به دست نمى آيد و با بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مقدمات دينى و رسالت هاى انسانى در تعارض و تناقض است از اين جا نادرستى يك تفسير از انتظار فرج روشن مى شود زيرا بعضى بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج يعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مى گذرد و دست روى دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنهارا اصلاح نمايد. انتظار فرج تعهد آفرين و مسؤوليت ساز است و با بى تفاوتى و بى اعتنايى به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد. انتظار فرج يعنى:


       الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت.


       ب) ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه.


       ج) عشق به عدالت وارزش هاى انسانى.


       ه) اميد به آينده اى روشن و نويد بخش.


       ك) تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر.


       ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى.


       خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت پذيرى.


       اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى كنند، (بحارالانوار ج 52 ص 125 - ره توشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص 193-190 با تصرف).


       5- داستان هاى واقعى بزرگانى كه با امام زمان(عج) در ارتباط بودند را بخوانيم.


       در پايان به اين نكته مهم توجه داشته باشيم كه امام زمان(عج) به عنوان «حجت خدا» و «ولى عصر» بر اعمال و رفتار ما آگاهى دارد و خود را در محضر ايشان ببينيم و براى گره گشايى هاى مادى و معنوى از ايشان به عنوان واسطه فيض الهى درخواست داشته باشيم.
       بهترين دعاها در زمان غيبت: دعاى عهد، زيارت آل يس و دعاى ندبه است كه در زمان هاى خاص در طول شبانه روز و هفته خوانده مى شود.


       براى آگاهى بيشتر ر.ك:


       1- يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)، رجالى تهرانى.


       2- ترجمه منتخب الاثر، آيت الله صافى.


       3- مهدى موعود، ترجمه: على دوانى.


       4- وابستگى جهان به امام زمان(عج)، لطف الله صافى.


       5- امام زمان در گفتار ديگران، على دوانى.

 

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» گر چه اصل ظهور و علائم ظهور، امرى مسلم و قطعى است، امّا بنابر مصالحى، زمان ظهور مشخص نيست و هيچ كس جز خداوند از وقت دقيق آن آگاه نيست. حتى علائم و نشانه هاى ظهور، تنها بيانگر نزديك شدن زمان ظهورند، نه بيش از آن. بارها اصحاب ائمه(ع) از آنان در مورد زمان ظهور پرسيده اند. ولى آنان به صراحت از مشخص كردن آن امتناع كرده اند و زمان ظهور را همانند علم به قيامت، منحصر به خداوند دانسته اند و بارها تأكيد كرده اند كه كذّب الوقاتون؛ كسانى كه وقت و زمان براى ظهور حضرت معين مى كنند دروغ مى گويند (بحارالانوار، ج 52، ص 103).


      زمان ظهور امام زمان(عج) براى هيچ كس حتى شخص امام(ع) نيز معلوم نيست و جزء مواردى است كه فقط علمش نزد خداوند متعال است و در اين معنا روايات متعددى داريم، در روايات ما زمان ظهور حضرت با زمان وقوع قيامت مقايسه شده است؛ يعنى، همان گونه كه علم زمان وقوع قيامت منحصراً در اختيار حضرت حق - جل و علا - است، علم زمان ظهور حضرت نيز منحصرند در نزد خداوند متعال است، (تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 107 به نقل از پيامبر گرامى اسلام(ص) مشابه اين روايت را از امام صادق(ع) در تفسير شريف لاهيجى، ج 2، ص 137 ملاحظه فرماييد).

 بنابراين كسى حق ندارد، زمانى براى حضور حضرت تعيين كند، اما متأسفانه هر از گاهى شايعاتى از اين دست با استناد دروغ به برخى افراد موجه درست مى شود. مهم شناخت وظيفه است؛ ما چه بكنيم كه بتوانيم به وظيفه خود در زمان غيبت عمل كنيم؟ و چه بكنيم به نزديك تر شدن مهمان ظهور امام كمك كرده باشيم؟ و چه بكنيم كه اگر امام در زمان ما ظهور كرد، ما نيز جزء ياران و ياوران آن حضرت باشيم؟ روايات ما وظيفه در زمان غيبت را معين فرموده اند، انتظار فرج و انتظار منجى. اين انتظار حتماً بايد با ورع و عفت و صلاح همراه باشد. در روايات از انتظار فرج به عنوان برترين عبادت مؤمن در زمان غيبت نام برده شده است، (كمال الدين و تمام النقة، شيخ صدوق، صص 647 - 644، والشيعة والرجعه، محمدرضا الطيسى النجفى، ج 1، صص 200 و 201، دارالكتب الاسلاميه).

روشن است كه تا زمينه قيام و ظهور آماده نشود، ظهور حضرت نيز ميسر نيست و روايات ما به اين نكته نيز اشاره دارند. اين زمينه اولاً با كردارهاى درست و به جا و خداپسندانه شيعيان و همپيمانى آنها در ايفاى وظيفه الهى خود و ثانياً با دعاى فراوان - از ته قلب و با خلوص نيت - حاصل مى شود، (صحيفه المهدى، جواد قيدى اصفهانى، دفتر انتشارات اسلامى، ص 350 و 351)


       در روايتى از پيامبر اكرم(ص) آمده است كه كُميت از امام صادق(ع) پرسيد، چه وقت حضرت مهدى(عج) ظهور مى كند. امام(ع) فرمود: از پيامبر همين مطلب پرسيده شد. حضرت فرمود: مَثَل ظهور مهدى، همچون برپايى قيامت است. مهدى نمى آيد مگر ناگهانى»منتخب الاثر، صافى گلپايگانى، ص 124 و 224.


      بنابر اين: زمان ظهور مشخص نيست. در عين حال وظيفه ما آمادگى و انتظار سازنده است.

 

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» بخش اول:
احاديثى كه علائم ظهور حضرت مهدى(عج) را بيان مى كنند به نوبه خود بسيارند. بخشى از آنها به سندهاى مختلف از ناحيه پيامبر(ص) و بخشى ديگر هم از سوى امامان(ع) نقل شده اند. اهل سنت و تشيع به برخى از آنها در جاى خود اشاره كرده اند. اما آنچه كه مهم است و بايد به آن توجه نمود، علائم ظهور و نوع آن علائم است. به نظر مى رسد در برخى كتب ميان علائم ظهور قيامت و علائم ظهور امام خلط صورت گرفته و يكسان انگاشته شده اند و حال آن كه ميان اين دو تفاوت هست.

 از باب نمونه در حديثى عبارت «اشراط الساعة» به كار رفته، ولى از علائم ظهور مهدى(عج) تلقى شده است، (منتخب الاثر، ص 432) به همين جهت مى بينيم پديده طلوع آفتاب از مغرب كه به نظر شيعه از علائم ظهور مهدى(عج) است در نظر عامه از علائم قيامت شمرده مى شود، (جلالى حسينى، سيد محمد جواد، احاديث المهدى من مسند احمد بن حنبل، چاپ مؤسسه نشر اسلامى، ص 28).


       در اين كتاب اخير علامات ذيل حتمى شمرده شده است: خروج دجال، نداء آسمانى، خروج سفيانى، فرو رفتن ارتش سفيانى در سرزمين بيداء، قتل نفس زكيه و علامات ذيل هم غيرحتمى محسوب شده است: طلوع آفتاب از مغرب، خروج يمانى از يمن و خروج آتش از مشرق و باقى ماندن آن تا سه روز يا 7 روز، (همان). به هر حال آنچه كه مهم است توجه به علائم ظهور و نوع آنهاست.

بخشى از اينها به وقوع پيوسته است از جمله آنها: انقطاع ملك بنى عباس، انهدام كعبه به دست قرامطة به سال 337 ه، ظهور ستاره دنباله دار و خراب شدن بصره، (همان، ص 29) و بخشى از آنها به آينده موكول شده است از اين رو مى گوييم: در احاديث اسلامى به يك سلسله علامت ها اشاره شده كه برخى نشانه هاى كلى اند و بعضى نشانه هاى جزئى كه بيشتر شكل يك پيشگويى اعجازآميز را دارد. در اينجا به سه نشانه بزرگ از هر دو قسمت اشاره مى كنيم:


       الف) فراگير شدن ظلم و فساد؛ اين موضوع در بسيارى از روايات اسلامى تحت عنوان «كما ملئت ظلماً و جوراً؛ همانگونه كه جهان از ظلم و ستم پر شده باشد» آمده است. مفاسد و مظالم فوق را به سه گروه مى توان تقسيم كرد:


       1- مسائل حقوقى و حكومت ها مانند: گسترش ستم، پيروزى حاميان باطل، عدم آزادى بيان و عمل براى مؤمنين، توسعه رشوه خوارى، صرف سرمايه هاى عظيم در مصارف بيهوده، پيشى گرفتن هزينه هاى جنگى بر هزينه هاى عمرانى و... .


       2- مسائل اخلاقى مانند: گسترش تملق، چشم هم چشمى ها، تن دادن مردان به كارهاى پست، گسترش سرگرمى هاى ناسالم، رياكارى، پارتى بازى و ارزيابى شخصيت افراد به حجم ثروت و... .


       3- مسائل دينى و مذهبى مانند: تفسير به رأى، جهت گيرى هاى شخصى در مسائل مذهبى، ازدحام افراد آلوده در مساجد، اهميت فوق العاده به تزئين آنها، خالى شدن آنها از محتوا، كوچك شمردن نماز. البته ذكر اين نكته ضرورى است كه لزومى ندارد اين مفاسد در تمام نقاط جهان آشكار گردد بلكه معيار چهره نوعى مردم است. خواه در شرق يا در غرب.


      { آب ) ظهور دجال پر تزوير و حيله گر و سفيانى تخريب گر:
درباره هر دو روايات زيادى در كتب حديث نقل شده است. به عنوان نمونه درباره دجال در حديثى از پيامبر(ص) مى خوانيم: «هر پيامبرى بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال برحذر داشت من نيز شما را برحذر مى دارم» درباره سفيانى هم در حديثى از امام على بن الحسين(ع) مى خوانيم: «ظهور سفيانى از مسائل حتمى و مسلم است و در برابر هر قيام كننده اى يك سفيانى وجود دارد». تذكر اين نكته مهم است كه ميان علمائ اختلاف است در اين كه مفاد اين روايات آيا ناظر به شخص معين است يا ناظر به عنوان حكمى و توصيفى است كه با برنامه هاى معين افرادى مظهر آن خواهند بود، (مهدى انقلابى بزرگ، مكارم شيرازى).


       بخش دوم:
براى تشخيص حضرت مهدى(عج) از مدعيان دروغين مى توان به نكات ذيل اشاره كرد:


       1- پيامبران و امامان(ع) عموماً براى معرفى خود نياز به معجزه داشته اند. چنان كه آن حضرت نيازى بدان پيدا كند حتماً اقدام به عمل معجزه خواهد نمود. گرچه احاديث رسيده صريحاً در اين موضوع مطلبى بيان نداشته است. البته تذكر نكته اى لازم است و آن اين كه، گرچه در نظر شيعه نص و تصريح از ناحيه پيامبر(ص) از لوازم شناخت امام مطرح است اما اگر ادعاى امامت از جانب كسى به همراه اظهار معجزه صورت بگيرد، اين مسأله به نوبه خود مى تواند دليل و قرينه بر امامت آن شخص تلقى گردد.


       2- نشانه هاى قبل از قيام مى تواند براى معرفى آن حضرت كافى باشد و نيازى به معرف ديگرى مانند - معجزه خاصى - نباشد. آن علامت ها عبارتند از:

 رويدادهاى آسمانى مانند: خسوف و كسوف در غير وقت طبيعى، صيحه آسمانى، اعلان آسمانى در ظهور و حوادث اجتماعى مانند:

 ظهور دجال و خروج سفيانى، فرو بردن زمين ارتش سفيانى را در بيانى ميان مكه و مدينه، كشته شدن نفس زكيه در مسجد الحرام ميان ركن و مقام. به هر حال اين علامت ها در مجموع مى تواند دليل بر تشخيص امام زمان(عج) بوده باشد يعنى كسى كه پس از اين علائم به صورت آشكار در مسجدالحرام به عنوان قائم آل محمد(ص)، مردم را به سوى فرد دعوت كند جز مهدى موعود(عج) كسى ديگر نمى تواند باشد. زيرا غير از او هر كس باشد رسوا خواهد شد. در همين زمينه حديثى از امام صادق(ع) در كتاب اصول كافى (ج 1، ص 340، ح 20) اين چنين آمده است: «امام صادق(ع) فرمود:

 براى صاحب اين امر دو غيبت است در يكى از آنها به سوى خانواده اش باز مى گردد و در ديگرى گفته خواهد شد به هلاكت رسيده است.

 در كدام بيابان رفته است؟ گفتم: اگر چنين پيش آمدى شد چه كنيم؟ فرمود: اگر كسى آن را ادعا كرد از او سؤالاتى كنيد (اگر در ادعا راست باشد) جواب خواهد داد». افزون بر آن آنچه كه در كتاب اصول كافى، ج 2 ،ص 15 عنوان ذيل هم آمده: آنچه ادعاى امامت راستگو را از دروغگو معلوم مى كند، سخن ما را تأكيد مى كند. ر.ك: (كشف المراد، ص 370 - الهيات، جعفر سبحانى، ج 4، ص 26).

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» محورهاى اصلى اين سؤال بر چهار موضوع استوار است: اول: ديدن رؤياى صادقه دوم: تقرّب به امام زمان سوم: كسب دانش از درون چهارم: حضور قلب در نماز و ساير عبادتها.


       چهار موضوعى كه در نامه شما به آن ها اشاره شده است؛ به وسيله تهذيب نفس، پاكسازى درون يا تطهير باطن بدست مى آيد. اين مطلب بخوبى در «مكاتبه و انديشه» در صفحات 177 و 178 و 179 بيان شده است و ما كمى آنرا بسط مى دهيم:


      گوهر خود را هويدا كن، كمال اين است و بس

خويش را در خويش پيدا كن، كمال اين است و بس...


      دل چو سنگ خاره شد اى پور عمران! با عصا

چشمه ها زين سنگ خارا كن، كمال اين است و بس


      پند من بشنو: بجز با نفس شوم بد سرشت

با همه عالم مدارا كن، كمال اين است و بس...


      چون به دست خويشتن، بستى تو پاى خويشتن

هم به دست خويشتن وا كن، كمال اين است و بس


      ( ميرزا حبيب خراسانى )

 


       هر چه انسان از نظر معنوى، تقوا، معرفت و كمالات در سطح بالا باشد و موازين احتياط و پاك زيستى را رعايت كند و بطور كلّى هر قدر حجاب ها و ظلمت هاى خود و دنيا را كنار بزند، به علم، حكمت، بصيرت، هدايت و تقرّب بيشترى نايل مى شود.


       در مناجات شعبانيه مى خوانيم: «الهى هب لى كمال الانقطاع اليك و أنر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتّى تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة و تصير ارواحنا معلّقة بعزّ قُدسك ؛ خدايا! به من كمال جدايى (از تاريكي ها و خودخواهى ها) و رسيدن به نور عطا فرما و چشمان دلمان را با تابش نظر خود روشن نما؛ تا چشمان دل، پرده هاى نور را كنار زند و به سرچشمه عظمت برسد و ارواح ما به عزّ قدست تعلّق گيرد» ( مفاتيح الجنان، حاج شيخ عباس قمى(ره)، اعمال ماه شعبان )


       امام راحل مى فرمايند: «كمال انقطاع به اين سادگى حاصل نمى شود، احتياج فوق العاده به تمرين، زحمت، رياضت، استقامت و ممارست دارد تا بتواند با تمام قوا از ما سوى الله منقطع گردد و به غير خدا توجّهى نداشته باشد.


       تمام صفات وارسته ى انسانى در انقطاع الى الله نهفته است و اگر كسى بدان دست يافت به سعادت بزرگى نائل شده است، لكن با كوچكترين توجه به دنيا محال است انقطاع الى الله تحقّق يابد»( جهاد اكبر، ص 261 تا 277).


      كسى كه هنوز تاريكى هاى درونى خويش را پاره نكرده است، كسى كه تمام توجهش به عالم طبيعت است، و از ماوراء دنيا و عالم روحانيت بى خبر هيچگاه در صدد بر نيامده كه خود را تهذيب و پاك نمايد، قوه و توان شعور و ادراك باطنى خود را ضعيف كرده است. چنين شخصى استعدادها و قابليت هاى خود را كور نموده است.


       در نتيجه بهره اى از علم، حكمت بصيرت و آن چه كه تحت عنوان «صفات وارسته انسانى» مطرح است، نخواهد برد پس بايد به تهذيب نفس رو آورد. انسانى كه مستعدّ تجلّى اسماء و صفات الهى است، چون از ناخالصى دنيا جدا گردد و حجاب هاى دنيا و خود، پس زده شود، آيينه وجود او مستعدّ انعكاس انوار حقّ گردد، و علم نورانى و حكمت الهى و هدايت ربّانى از درون او جوشش يابد و اين تحوّل نورانى جز با تهذيب نفس و پاكسازى درون حاصل نمى شود.


      سالك از نور هدايت ببرد راه بدوست

أكه به جائى نرسد گر به ضلالت برود


      اى دليل دل گم گشته، خدا را مددى

أكه غريب ار نبردرَه، به دلالت برود


      (حافظ)

 


      آيا حضرت صالح پيامبر (ع) در زمان خودشان غيبتي كوتاه مدت داشته اند؟


       از چشمه ى حكمت بكف آور جامى

أبو كه از لوح دلت نقش جهالت برود


       تهذيب نفس يا جهاد اكبر همانطور كه امام راحل مى فرمايند نياز به سالها تلاش و كوشش دارد و چيزى نيست كه به سادگى فرا چنگ آيد. در اين جا اساتيد علم اخلاق، «مرابطه» با خدا را مطرح مى كنند.


       اركان چهارگانه اى كه انسان را به خدا پيوند مى زند تا جائى كه تمام شئون زندگى يك نفر الهى شود، عبارتست از:


       1. مشارطه؛ هر روز بعد از بيدار شدن از خواب، شكر نعمت زندگى را بجار آوريد و با خود ميثاق و عهد ببنديد كه در طول زمان بيدارى در جهت كسب رضايت الهى تلاش نمائيد. آن گاه يك يك اعضاء بدن، بخصوص نفس خود را مورد خطاب قرار دهيد و با آن ها شرط كنيد كه از مدار شريعت مقدّس خارج نشوند و از توان خود براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بهره گيرند. امير مؤمنان در توصيف نشانه هاى پرهيزكاران مى فرمايد: «روز را به شب مى رساند با سپاسگزارى، و شب را به روز مى آورد با ياد خدا، شب مى خوابد امّا ترسان، و بر مى خيزد شادمان، ترس براى اين كه دچار غفلت نشود، و شادمانى براى فضل و رحمتى كه به او رسيده است»(نهج البلاغه، خطبه 193).


       2. مراقبه: در مدت بيدارى مراقب و مواظب اعمال، افكار، گفتار و ساير شئون زندگى خود باشيد سعى كنيد هر لحظه خود را از لحاظ علمى و عملى ارتقاء دهيد. كمال انسانى، در گرو كسب علم و عمل است. از مهمترين كارهايى كه دراين مرحله بايد انجام شود عبارت از كسب معرفتى است كه در قلب جا گيرد و آثار آن در اعضاء و جوارح ظاهر شود. چنين معرفت قلبى از راه تكرار توجّه به علم خداى تعالى و احاطه ى وجودى او بر تمام عالم وجود و اطلاع او از اسرار درونى آدمى به دست مى آيد بعبارت ديگر ايمانى را كه با درك عقلى نسبت به حضور حضرت حق بدست آورده ايد بايد به هر وسيله اى، به قلب وارد كنيد وقتى ايمان در قلب جا گرفت با عمل استقبال خواهد شد.

 سعى شما تنها اين نباشد كه در نماز و ساير عبادتهاى الهى به مقام حضور قلب برسيد بلكه اگر اين معرفت قلبى و يقينى را توسعه دهيد تمام ساعتهاى خواب و بيدارى شما را در بر خواهد گرفت. ‹‹قل انّ صلاتى و نسكى و محياى و مماتى للّه ربّ العالمين؛ بگو: نمازم و عبادتم و زندگى و مرگم براى خدا تعالى و پروردگار جهانيان است (انعام / 162) پس حضور و شهود را به هر قيمتى شده حفظ كنيد و خود را طورى درگير امور روزمرّه نكنيد كه حضور نداشته باشيد. وقتى حضور قلب در زمان بيدارى حفظ شود در عالم خواب نيز اين سير صعودى دنبال خواهد شد چون قلب با يك باور و اعتقاد گره خورده وا ز آن جدا نمى شود.


       3. محاسبة: اميرمؤمنان(ع) چه نيكو فرموده است: «عبادالله: زِنوا انفسكم من قبل ان توزنوا، و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا...؛ ببندگان خدا! خود را بسنجيد قبل آن كه مورد سنجش قرار گيرد و پيش از آن كه به حسابتان رسيدگى شود، حساب خود را برسيد...»(نهج البلاغه، ترجمه مرحوم دشتى، خطبه 90).


       اعمالى را كه انجام داده ايد دقيقاً رسيدگى كنيد و ملاحظه كنيد به مفاد عهد و پيمان، عمل شده است يا نه؟! شايد مقصود از حسابرسى خود، آن باشد كه نبايد نفس را به حال خود رها كرد تا عملى را انجام دهد و پس از آن به حسابش رسيد بلكه بايد نسبت به اعمال خود در حين عمل نيز نظارت داشته باشيد و دقيقاً با حسابرسى عمل را انجام دهيد. اعمالى كه از سر حسابرسى انجام شود هر لحظه منجر به ترقّى ايمان خواهد شد و نورى بر نورهاى شما خواهد افزود.


       به هر جهت «حسابرسى خود» بررسى اعمال و رفتار است.


       4. معاقبه و معاتبه؛ اگر بعد از حسابرسى، خطايى مشاهده كرديد و يا اگر در اداى حقوق الهى كوتاهى ديديد نبايد نسبت به آن بى تفاوت باشيد چون بى تفاوتى نسبت به خطاها كه ريشه در غفلت از حضور الهى دارد، انسان را به ارتكاب مجدّد خطا و تاريكى دل مبتلا خواهد ساخت.


       بنابراين به مجرد مشاهده خطا و خلاف بايد نفس را مورد بازخواست قرار داد و مشارطه اول صبح را به ياد او آورد و او را شديداً سرزنش كرد و اگر سرزنش كافى نبود بايد اقدام به عقوبت و كيفر نفس كرد. مثلاً اگر اوقاتى را به بطالت گذرانده ايد كيفرش آن است كه در صدد جبران برآييد تا ديگر گرفتار چنين غفلتى نشويد.


       با استمرار و مداومت «مرابطه» كه توضيح آن گذشت حضور قلب و صفاى باطن بيدارى و خواب مؤمن را در بر خواهد گرفت و ثمرات فراوانى نصيب انسان سالك خواهد شد از جمله اين فوايد، زيارت اولياء الهى در خواب و در پايان نياز است تأكيد كنيم


      آن چه مرا آرزوست دير ميسّر شود

أوينچه در اين سر بود عمر در آن سر شود


       اين راه يك شبه طى نخواهد شد، همّتى بدرقه راه كنيد و تا به مقصود نرسيده ايد از پا ننشينيد.
       ر.ك:
       1. نهج البلاغه، خطبه متقين .
       2. جهاد اكبر، امام خمينى(ره).
       3. حكمت عبادات، آيت الله جوادى آملى .
       4. يك برنامه «حسابرسى خود» به ضميمه نامه ارسال مى شود تا به عنوان نمونه اى بكار برده شود شما خود مى توانيد بنا به حال خود برنامه اى متناسب با خود تنظيم نمائيد.

 

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» در مورد تعداد ياران حضرت مهدي (عج ): سه دسته روايات وجود دارد:


       دسته اول : روايات متعدد (مستفيض ) از ائمه (ع ) به ما رسيده است كه ياران حضرت مهدي 313 نفر به تعداد ياران پيامبر در جنگ بدر هستند, (منتخب الاثر, صافي گلپايگاني , الفصل السابع , الباب الخامس , بيست و پنج روايت را با اين مضمون گردآوري كرده است ) و در منابع روايي اهل سنت نيز همين تعداد به عنوان ياران حضرت مهدي بيان شده است , (مجمع الزوائد و منبع الفوائد, نور الدين هيثمي , ص 119; الحاوي للفتاوي السيوطي , ج 2, ص 150, هر دو كتاب در الموسوعه الامام المهدي , به نقل از »چشم به راه مهدي «, جمعي از نويسندگان , دفتر تبليغات اسلامي حوزه , ص 365).


      دسته دوم : رواياتي كه ياران ايشان را ده هزار نفر ذكر مي كند, (الغيبه , نعماني , ص 307; بحارالانوار, ج 52, ص 306 و 326).


       دسته سوم : رواياتي كه مي گويد تمام شيعيان در گرد حضرت جمع مي شوند و يا مي گويد اهل شرق و غرب زمين با نهضت او همراه مي شوند, (منتخب الاثر, صافي گلپايگاني , الفصل السابع , الباب السادس , ص 597).


      نتيجه ي جمع اين روايات , با توجه به قرائن و شواهدي كه از خود همين روايات استفاده مي شود اين است كه ياران خاص حضرت كه:


       الف ) ياران خاص حضرت كه هسته اصلي نيروها را تشكيل مي دهند و فرماندهان و كارگزاران حضرت مهدي (عج هستند, سيصد و سيزده نفر به تعداد اهل بدر مي باشند: »امام صادق (ع ): گويا مي نگرم به قائم (عج ) بر فراز منبر كوفه , در حالي كه يارانش پيرامون او حلقه زده اند. آنان پرچمداران و كارگزاران امام بر روي زمين هستند«, (كمال الدين , ص 673).


       از ياران خاص يعني 313 نفر, در روايات تعبير به »نقباء« و »خواص « نيز شده است , (بحارالانوار, ج 53, ص 7).


       اين عده , كساني هستند كه خداوند آنان را از قبل از ظهور حضرت مهدي (عج ), به سبب قابليت و لياقتشان برگزيده است , (همان مصدر). ياران خاص (313 نفر) نخستين كساني هستند كه گرد حضرت جمع مي آيند و دعوت جهاني امام مهدي با آنان شروع مي شود پس از آشكار شدن دعوت حضرت , تعداد ده هزار نفر, كساني هستند كه به امام (ع ) مي پيوندند و به عنوان هسته اوليه نيروهاي حضرت , تحت فرماندهي همان 313 نفر, قيام جهاني امام زمان با اين عده آغاز مي شود: »امام جواد(ع ): زماني كه سيصد و سيزده نفر از ياران خاص امام قائم به خدمت آن بزرگوار رسيدند حضرت , دعوتش را به جهانيان آشكار مي كند و وقتي اين تعداد به ده هزار نفر رسيد, به اذن خداوند متعال قيام مسلحانه مي كند«, (بحارالانوار, ج 52, ص 283, حديث 10).


      و در ادامه ي نهضت , توده هاي انبوه مردم از سراسر جهان كه در انتظار منجي بشريت به سر مي برند و از ظلم و ستم به ستوه آمده اند, به ايشان مي پيوندند, (منتخب الاثر, الفصل السابع , الباب السادس , ص 597; الملاحم و الفتن , سيد ابن طاووس , ص 65).


       2. اين كه آيا ياران خاص يعني 313 نفر, تاكنون تكميل شده اند يا نه ؟ مانند بسياري از امور ديگر براي ما معلوم نيست چون در مورد اين نفرات , تنها جز شمردن صفاتي از آنان , در روايات نام آنان به خصوص ذكر نشده جز برخي افراد مثل اصحاب كهف , سلمان , مالك اشتر, (رجعت , علامه مجلسي , كانون پژوهش , اصفهان , چاپ اول , ص 45).


       3. نكته اي كه بايد به آن توجه داشت , اينكه در مورد زمان ظهور حضرت - كه خداوند به آن عالم است - در روايات اموري به عنوان علائم و زمينه ها و شرايط ظهور حضرت ذكر شده است , كه يكي از آنها تكميل ياران خاص يعني 313 نفر است اما اين تنها شرط نيست تا با تكميل اين عده , حضرت ظهور كنند بلكه علاوه بر اين حصول شرايط ديگري نيز لازم است .

 

 

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» وظيفه منتظر امام زمان(ع) اين است كه مانند يك منتظر واقعى زندگى كند. وقتى انسان حقيقتا منتظر كسى باشد تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد حتما خانه را تميز و مرتب مى كند، وسايل پذيرايى را آماده مى كند و با لباس مرتب و چهره اى شاداب در انتظار مى ماند. چنين كسى مى تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان بوده است. اما كسى كه نه خانه را مرتب كرده است و نه وسايل پذيرايى را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تميزى پوشيده است و نه اصلاً به فكر ميهمان است اگر ادعا كند كه در انتظارميهمان بوده همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه گويى او خواهند خنديد.


      لاف عشق و گله از يار زهى لاف دروغ

عشق بازان چنين مستحق هجرانند


      بنابراين انتظار بايد قبل از آنكه از ادعاى انسان فهميده مي شود از رفتار و كردار او فهميده شود. نمى توان هر كسى را كه ادعاى دوستى و ولايت امام زمان(عج) را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آرى «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».


       با چنين توضيحى روشن است كه يك منتظر واقعى امام زمان بايد رفتارش به گونه اى باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(عج) باشد. يعنى در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد براى يارى امام زمان(عج) با مال و جان خويش جهاد نمايد و خود را درراه آن حضرت فدا نمايد. بنابراين يك منتظر واقعى اهل گناه و دلبستگى به دنيا نيست چرا كه چنين كسى نمى تواند از وابستگى ها و دلبستگى ها و آلودگى ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد.


       با توجه به نكات ذكر شده مى توان برخى وظايف منتظر امام زمان(ع) را چنين ذكر كرد:
      
      


      معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامى انسان در انتظار كسى مى نشيند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسى را نشناسد ولو بداند كه آن شخص خواهد آمد برايش اهميتى نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان(عج) هم چنين است. كسانى كه آن حضرت را نمى شناسند مانند كفار و يا اهل اديان ديگر، هرگز انتظار او را نمى كشند اما كسانى كه او را مى شناسند و ارزش او را مى شناسند و مقام او رامى دانند منتظر او مى مانند.


       كسانى كه امام زمان(عج) را نمى شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته اند. چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه؛ هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است» (بحارالانوار، ج 32، ص 331).


       بنابراين اولين شرط انتظار، معرفت به امام زمان(عج) است و طبيعى است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان(عج) بيشتر باشد انسان ارزش او را بيشتر درك خواهد كرد و به عظمت او بيشتر پى خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالي كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگى و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران او بيرون هستند. آرى:


      وصل خورشيد به شب پره اعمى نرسد

كه در اين آينه صاحب نظران حيرانند


       البته شناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت تاريخى وجود آن حضرت مانند اينكه امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالى است و مانند آن. اما گونه ديگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانيت آن حضرت است كه اين شناخت كار هر كسى نيست و ظرفيت و لياقت زيادى مى خواهد. و در حقيقت اصحاب خاص امام زمان(ع) كسانى هستند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته اند براى آگاهى از مقام عظيم امامت رجوع به زيارت جامعه كبيره و تأمل در معانى عميق و عجيب آن توصيه مى شود.


       همچنين خواندن كتب معتبرى كه در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است مى تواند انسان را تا حدى به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.


      
      


      وظيفه ديگرى است كه منتظران آن حضرت بايد در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهى است كه تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم كه او رابشناسد نمى تواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد چگونه مى تواند منتظر قدم او باشد و خود را براى پذيرايى از او آماده كند؟ پس تا محبت به امام زمان(عج) در وجود انسان شكل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمى تواند به وظايف منتظران واقعى عمل نمايد. محبت به امام زمان(عج) وظيفه اى است كه پيامبر اكرم(ص) نيز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا كه در قرآن كريم مى فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده فى القربى» ؛ (شورى، آيه23).


      
      


      منتظران واقعى وضعيت روحى و فكرى و عملى خود را به گونه اى سامان مى دهند كه سنخيت كاملى با امام زمان(ع) داشته باشند. آيا مى توان منتظر قدوم كسى بود و با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مى توان محبت كسى را داشت اما با او هيچ سنخيت و مشابهتى نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان(عج) از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقى و درجات معنوى حاصل مى شود. و تنها در اين صورت است كه مى توان ادعاى محبت به امام زمان(عج) را داشت.

در صورتى كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان(عج) باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دورى اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
       طبيعى است كه هر چقدر اين سنخيت بيشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.
      
      


      منتظر امام زمان(عج) مى داند كه برنامه آن حضرت يك برنامه جهانى است و بايد ياوران زيادى داشته باشد تا حركتش پيروز شود. بنابراين به فكر گسترش ياران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و باارتباط با آنها به تقويت روحيات ايمانى خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر اساس تعاونوا على البرّ و التقوى به كمك مؤمنان منتظر ديگر خود را آماده ظهور حضرت بنمايد.
      
      


      منتظر واقعى هر لحظه انتظار محبوب را مى كشد و از خدا مى خواهد كه هر چه زودتر او را برساند بنابراين دعاى فراوان براى فرج آن حضرت از وظايف هميشگى منتظرآن حضرتش مى باشد. دعاى براى تسريع در فرج امام زمان(عج) مورد توصيه آن حضرت نيز مى باشد.
      
      


      اگر انسان منتظر محبوب خويش را نيابد سعى مى كند عدم دوري محبوب خويش را از طريق ديگري مانند تلفن و نامه جبران نمايد تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل ارتباط ضعيفى با او داشته باشد. همچنين منتظر امام زمان(عج) وقتى موفق به زيارت آن حضرت نمى شود از طريق خواندن دعاى ندبه، زيارت آل ياسين، دعاى عهد كه از طرف بزرگان بسيار توصيه شده است، و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى كند.
      
      


      ياد كردن از محبوب عادت ديرينه منتظران عاشق است كه چندى منتظر محبوب خويش هستند اما نتوانسته اند پس از مدتها انتظار او را ببينند و حال خود را لا اقل با ياد او و نام او آرام مى كنند. به ياد آوردن امام عصر(عج) و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام امام و عنايت امام به شيعيان وظيفه ديگرى است كه منتظران واقعى احساس مى كنند و بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مى دارند.
      
      

      
      

      
      

      
      


       «ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما؛ هر يك از شما براى قيام قائم(عج) بايد آماده گردد هر چند با تهيه يك تير باشد» (بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).


      منتظران و ياوران مصلح جهانى بايد خود صالح باشند؛ بنابراين براى فراهم كردن زمينه ظهور حضرتشان، ما بايد از خود آغاز كنيم و با اراده اى محكم، عزمى راسخ و برنامه اى دقيق به اصلاح افكار و انديشه ها و نيز تغيير و اصلاح رفتار و كردارمان بپردازيم و با آگاهى ازوظايف عملى و گسترش شناخت خود از مبانى دينى و معرفتى، در راه تقويت بنيه اعتقادى و اخلاقى خويش، تلاش و كوشش كنيم. و در يك جمله با اجتناب از معاصى، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظايف دينى ـ در هر محيطى كه هستيم ـ به خودسازى اقدام كنيم و باتوبه از اعمال گذشته، قلب خويش را براى تجلّى نور الهى آماده سازيم. بنابراين گناهان گذشته ـ هر چند زياد باشد ـ نمى تواند مانع مهمى در راه رشد و كمال و پيوستن به جرگه منتظران و ياوران واقعى امام زمان(عج) باشد. پس با توبه واقعى، مى توان سيئات و بدى هاى گذشته را به حسنه و نيكى تبديل كرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.


       قرآن راجع به حضرت مهدى(ع) و اصحاب ايشان مى فرمايد: «الدين ان مكناهم فى الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزكاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنكر؛ كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز را به پا داشته و زكات را [به مستحق] مى بخشند و به معروف امر نموده و از منكر نهىمى كنند (حج، آيه 41).


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مى فرمايد: «اين آيه براى آل محمد و مهدى(ع) و اصحاب او است».


       در نتيجه اگر ما هم مى خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم. در اين رابطه به راه كارهاى زير توجه فرماييد:


       1. ارتباط معنوى خود را با خداى متعال تقويت كنيد؛


       2. نمازهاى يوميه را در اول وقت و حتى المقدور به جماعت بخوانيد؛


       3. سعى كنيد در نماز حضور قلب داشته باشيد و هميشه خود را در محضر خداوند متعال بدانيد؛


       4. از هر گونه گناه و معصيتى اجتناب كنيد؛


       5. حجاب، متانت و وقار خود را كاملاً رعايت كنيد؛


       6. بدانيد كه هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه مى شود و مورد بررسى قرار مى گيرد؛


       7. اكنون كه در دوران تحصيل علم هستيد، بيشترين توجه خود را به درس و موفقيت تحصيلى داشته باشيد؛


       8. با مطالعه كتاب هايى كه درباره امام زمان(ع)، آگاهى و شناخت خود را در اين زمينه تعميق و گسترش بخشيد؛


       9. براى اصلاح اوضاع فرهنگى دانشگاه، به تنهايى يا به كمك ديگر دانشجويان متدين و دلسوز و يا به كمك بعضى از تشكل هاى مذهبى دانشگاه، امر به معروف و نهى از منكر كنيد و بدين وسيله جلو بعضى اعمال خلاف را بگيريد. در اين راه نهراسيد و خجالت هم نكشيد؛زيرا خشنودى و رضايت امام زمان(ع)، در گسترش ارزش هاى دينى و اخلاقى و اجتناب از گناه و خلاف است.


      در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «من سره ان يکون من اصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر، فان مات و قام القائم(ع) بعده، کان له من الاجر مثل اجر من ادرکه؛ هر کس دوست دارد از ياوران قائم(ع) باشد بايد در انتظار بماند و تقوا بورزد و اخلاق نيکو را پيشه خود سازد اگر قبل از قيام آن حضرت(ع) از دنيا برود، همان پاداش اخروي که زمان حضور را درک کرده اند به آنها مي دهند» (اثبات الهداه، ج 3، ص 536 ، ح 488).


      خواندن دعايي که از حضرت صادق(ع) وارد شده در زمان غيبت بسيار نافع است. حضرت صادق(ع) اين دعا را به يکي از نزديکترين يارانش يعني «زراره» آموختند و آن دعا چنين است: «اللهم عرفني نفسک، فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک. اللهم عرفني رسولک فانک ان لم تعرفني رسولک، لم اعرف حجتک. اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرفني حجتک ضللت عن ديني؛ خدايا! خودت را به من بشناسان، چون اگر خود را به من نشناساني، پيامبرت را نمي شناسم. خدايا رسولت را به من بشناسان، چون اگر چنين نکني، حجت تورا نمي شناسم. خدايا حجتت را به من بشناسان چون اگر حجتت را به من شناسايي از دينم منحرف و گمراه خواهم شد» (بحارالانوار، ج 52، ص 146، روايت 70).

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» در مورد قتل و کشتار در دوران ظهور، برخي افراط مي کنند و از امام زمان و يارانش چهره اي خشن ارائه مي دهند و در مقابل، برخي تفريط مي کنند و مي گويند امام از طريق ولايت و تصرف تکويني و اعجاز همه را مطيع مي کند. لکن حق مطلب اين است که سياست امام (عج) همان سياست پيامبر اکرم(ص) است.


       گاهي مقتضاي عدالت و گستردن آن بر جامعه، اين است که دشمنان سر سخت و لجوج را که هرگز و به هيچ وجه با حکومت حضرت کنار نمي آيند و زير بار عدالت نمي روند از سر راه بردارد. يقينا قبل از ظهور و مقارن با آن، ستمگران خون ريزي بر جهان حاکمند که از هيچ جنايتي فرو گذار نمي کنند در چنين وضعيتي در برابر امامي که براي برپائي عدل و داد قيام مي کند، بي ترديد گروه هاي معاندي که دستشان به خون بشريت آلوده شده است و حق مردم را غصب کرده اند و يا پست و مقامشان به خطر افتاده، در مقابل حرکت و نهضت اصلاح گرايانه امام ايستادگي مي کنند و تن به عدالت نخواهند داد، اينان کساني هستند که کشته خواهند شد. اما کساني که چنين نيستند هرچند مسلمان هم نباشند، کشته نخواهند شد.


      بر اساس روايات، امام زمان (عج) نسبت به اهل کتاب (يهود و نصارا) نيز سياست نرمش و مدارا را در پيش خواهد گرفت. در ابتداي امر، اهل کتاب با پرداخت جزيه در حکومت حضرت به صورت مسالمت آميز زندگي مي کنند اما بعد از اتمام حجت و بر طرف شدن موانعي که بر سر راه هدايت و ايمان افراد وجود دارد و تشکيل مدينه فاضله و زمينه بسيار مناسبي که در جهت رشد و شکوفائي ايمان و فطرت الهي انسان ها مهيا مي شود در چنين شرايطي عده بسيار زيادي از کفار و مشرکين واهل کتاب ايمان مي آورند و ديگر کسي کافر و گمراه و مشرک باقي نمي ماند مگر افراد لجوج که در عين تمام شدن حجت، کفر مي ورزند. اين افراد عنود و لجوج محکوم به قتل و فنا هستند.


      بنابراين خلاصه سخن اينکه: در بدو ظهور جز افراد عنود و ظالمي که در برابر عدالت حضرت مي ايستند، کشته نخواهند شد حتي از کفار، اما در دوران شکوفائي علم و ايمان و مدينه فاضله و عدل مهدوي، ديگر بهانه اي براي کفر و نپذيرفتن اسلام باقي نمي ماند و در آن دوره کساني که از سر عناد کفر مي ورزند کشته خواهند شد.

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 » به طور كلي عامل عدم توفيق نماز شب دو چيز است :


       1. عوامل جسمي ; گاهي خستگي زياد مغز و اعصاب و وضعيت مزاجي خواب را سنگين و طولاني مي كند. پرخوري در شب , خود علتي ديگر براي خواب طولاني و سنگين مي باشد. حضرت عيسي (علي نبينا و آله و عليه السلام ) خطاب به بني اسرائيل فرمود: »يا بني اسرائيل ! لا تكثروا الاكل فانه من اكثر الأكل اكثر النوم , و من اكثر النوم اقل الصلاه كتب من الغافلين ; اي بني اسرائيل ! خوردن خود را زياد نكنيد, زيرا هر كس بر خوردن خود بيفزايد, بر خوابيدن خود هم مي افزايد و هر كس كه بر خواب خود بيفزايد, از نماز كم مي گذارد (و در نتيجه) در زمره غافلان نوشته مي شود«, (همان , ج 1, ص 117, ر 590).


      غذاهايي هستند كه اگر تنها به آن ها اكتفا شود, خواب طولاني و سنگين را به دنبال دارد; مثل نان و ماست يا دوغ و... براي تعديل خواب و توفيق براي نماز شب , به تذكرات زير توجه كنيد:


      الف . خواب قيلوله و قبل از ظهر - كه استحباب شرعي هم دارد - ترك نشود. اين خواب مختصر, ولي بسيار مفيد است . اگر قبل از ظهر ميسر نيست با فاصله اي بعد از ناهار انجام گيرد. اگر اصلا" خواب روز ميسر نيست , حداقل بايد دقايقي دراز كشيد.


       ب . كم خوري در شب : امام رضا(ع ) مي فرمايند: »من اراد ان يكون صالحا" خفيف الجسم ]و اللحم [ فليقلل من عشائر بالليل ; هر كس مي خواهد (بدني ) سالم و جسم و گوشتي سبك داشته باشد, بايد شام خود را كم كند«, (همان , ص 123, ر 635).


       بايد از افراط و تفريط در خوردن پرهيز شود. كم خوري غير از نخوردن يا بد خوردن است . ميزان كم خوري را رسول اكرم (ص ) چنين مي فرمايند: »كل وانت تشتهي , و امسك و انت تشتهي ; در حالي كه اشتها داري , بخور و در حالي كه (هنوز) اشتها داري , از خوردن دست بكش «, (همان , ر 633).


      ج . غذاي مناسب شب : كيفيت غذا جوري باشد كه اعصاب و بدن سست نشود. شب ها از ماست , دوغ , كشك و مانند آن استفاده نشود يا در كنار آن ها چند دانه خرما يا كشمش يا مويز و مانند آن تناول شود. هر كس بايد با توجه به مزاج خود, برنامه غذايي مناسبي براي خود داشته باشد. دقت كنيد غذاهايي قوت مي بخشد, چه غذاهايي رخوت و نسبت به چه غذاهايي حساسيت داريد. مثلا" خرما براي بعضي مزاج ها سازگار نيست , زيرا موجب جوش صورت و دمل مي شود.


       د. شام اول شب : هر چه وقت خوردن شام به اول شب نزديك تر باشد و با وقت خواب فاصله داشته باشد, بهتر است.


       ه. زود خوابيدن : شب ها - مخصوصا" شب هاي كوتاه - بايد زودتر خوابيد به گونه اي كه حتي در شب هاي كوتاه حداقل بشود چهار ساعت مداوم خوابيد. بقيه خواب در وقت ديگر جبران مي شود. البته شب هاي بلند, هفت ساعت مداوم هم مي شود خوابيد.


      2. عوامل روحي:
       الف . گناه : اما باقر(ع ) مي فرمايند: »جا رجل الي اميرالمؤمنين (ع ) فقال : اني قد حرمت الصلاه بالليل , فقال : قد قيدتك ذنوبك ; مردي به محضر حضرت علي (ع ) آمد و پرسيد: من از نماز شب محروم شده ام . حضرت فرمود: گناهانت تو را مقيد كرده است .«, (همان , ج 5, ص 421, ر 10465). اين درباره بسياري از مردم صادق است.


       ب . عجب : گاهي عجب ناشي از عبادت و نماز شب , خود عاملي است كه انسان را از نماز شب محروم مي دارد. براي جلوگيري از اين عجب , خداوند تعالي از روي لطف , بنده خود را در خواب مي دارد. البته اين بسيار كم اتفاق مي افتد و براي كساني است كه غالبا" توفيق نماز شب را دارند.


       ج . ضعف اراده : نماز شب اراده و عزم مي خواهد. خواستن تنها كافي نيست , بايد با تصميم جدي خوابيد. ضعف اراده از مهم ترين عوامل محروم ماندن از نماز شب و سحرخيزي مي باشد. بايد با اين ضعف و سستي اراده مبارزه كرد. امام علي (ع )مي فرمايند: »ضادوا التواني بالعزم ; به وسيله عزم , با سستي مبارزه كنيد«, (همان , ج 6, ص 305, ر 12624).


      تفكر در اهميت نماز شب و خواندن دعاهاي قبل از خواب , براي تقويت اراده و عزم مفيدند. در هر صورت , اگر گاهي موفق به نماز شب نشديد, قضاي آن را به جا آوريد. نماز شب بايد از كم شروع شود, با حذف مستحبات طولاني آن , مي شود همه آن را در ده دقيقه خواند; ولي اگر حال خوشي دست داد, طولاني كردن آن به اندازه كشش حال , اشكالي ندارد.


      در آخر سفارش اكيد مي شود كه فقط با عمل به اين راهكارها و عزم جزم و اراده محكم مي توان هر شب به نماز شب موفق شد. سعي كنيد بدون كوك كردن ساعت بيدار شويد. عادت به نماز شب و سحرخيز, ممكن است حداقل دو سال طول بكشد; بنابراين از افت و خيزها بيدار شدن ها و بيدار نشدن ها, سستي و سردي به خود راه ندهيد.


      ارتباط با امام زمان: ارتباط با امام زمان(عج) و ديگر اولياى الهى نياز به سنخيت با آنان دارد. به دست آوردن سنخيت با اولياى الهى نياز به تحقّق دو بُعد؛ يعنى، معرفت و عمل دارد. اگر كسى خود را به اولياى الهى شبيه نمود، به لقاى آنان نيز واصل خواهد شد.


       نوريان مرنوريان را طالبند

ناريان مرناريان را جاذبند


      آنچه وظيفه ماست تشبه به آن حضرات و پيمودن راه آنان است ما بايد در همه حال سرباز آماده آن حضرت بوده و همواره در خدمت ايشان باشيم. اين مسأله را آيه 200 سوره آل عمران بيان فرموده: «يا ايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقواللّه لعلّكم تفلحون؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و مرابطه نماييد و تقوا و خداترسى را پيشه سازيد، باشد كه رستگار شويد».


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه شريفه مى فرمايند: «صبر كنيد بر اداى فرايض (يعنى در انجام تكاليف الهى استقامت داشته باشيد) و در برابر دشمنان پايدارى كنيد و با امامتان (كه انتظارش را مى كشيد) مرابطه نماييد»، (كتاب الغنية، شيخ مفيد، ص 105)


       قرآن راجع به حضرت مهدى و اصحاب ايشان مى فرمايد: «الذين ان مكنّاهم فى الارض اقاموا الصلوه وآتوا الزكاه و امروا بالمعروف و نهو عن المنكر؛ كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم نماز را بپا داشته و زكات (به مستحق) بخشيده و به معروف امر نموده و از منكر نهى كنند»، (حج، آيه 41).


       امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مى فرمايند: «اين آيه براى آل محمد(ع) است؛ يعنى، مهدى(عج) و اصحاب او»، (تفسير قمّى، ج 2، ص 87).


       در نتيجه اگر ما هم مى خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم.


       خوب است بدانيم؛ امام زمان شديدا به شيعيان خود عشق مى ورزند. بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلى بيشتر از علاقه اى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. آن حضرت همواره به شيعيان خود دعا مى كنند. از آن حضرت نقل شده است: «انا غير مهملين لمراعاتكم ولاناسين لذكركم؛ ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمى كنيم و شما را از ياد نمى بريم»، (بحارالانوار، ج 53، ص 174).


       ناگفته نماند ما مكلف به ارتباط به معناى ملاقات با امام زمان(عج) نيستيم آنچه بر ماست جلب رضايت آن بزرگوار مى باشد. ارتباط با امام زمان يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. پيوستگى با او يعنى مطيع او بودن.


       آنچه در روايات زياد سفارش شده است انتظار فرج است ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اين رو بسيار بجاست كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را بدانيد و سپس آن را در خود عملى كنيد پس بحث زير ضرورى به نظر مى رسد.


       منتظر واقعى مهدى(عج) بايد چندين خصوصيت داشته باشد:


       1- عمل به تكاليف دينى منتظر واقعى بايد تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد. حتي اگر اين وظيفه نماز نخواندن يا روزه نگرفتن باشد (همان گونه که براي خانم ها در اوقات خصوصي چنين است).


       2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك «عزيز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى...؛بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم»، (دعاى ندبه).


       3- براى تقويت ارتباط هر روز صبح «دعاى عهد» را بخوانيم.


       4- انتظار فرج آن حضرت را در دل و ظاهر جلوه گر كنيم. در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام زمان(ع) بهترين اعمال انتظار فرج است. اين، نياز به توضيح دارد كه چرا بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج؛ يعنى، نصرت و پيروزى و گشايش و مقصود نصرت و پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومت هاى كفر و شرك و بى داد است.

 حکومت عدل گسترى كه به رهبرى امام عصر(عج) تشكيل مى گردد. بنابراين انتظار فرج، انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى است و منتظر حقيقى كسى است كه حقيقتا خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود ازاين رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است زيرا كسى كه حقيقتا منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسيس حكومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل، او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است بنابراين انتظار فرج حقيقى ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى با لفظ و شعار به دست نمى آيد و با بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مقدمات دينى و رسالت هاى انسانى در تعارض و تناقض است از اين جا نادرستى يك تفسير از انتظار فرج روشن مى شود زيرا بعضى بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج يعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مى گذرد و دست روى دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنهارا اصلاح نمايد. انتظار فرج تعهد آفرين و مسؤوليت ساز است و با بى تفاوتى و بى اعتنايى به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد. انتظار فرج يعنى:


       الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت.


       ب) ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه.


       ج) عشق به عدالت و ارزش هاى انسانى.


       ه) اميد به آينده اى روشن و نويد بخش.


       ك) تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر.


       ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى.


       خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت پذيرى.


       اين انتظار فرج است كه بهترين عمل و عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى كنند، (بحارالانوار ج 52 ص 125 - ره توشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص 193-190 با تصرف).


       5- داستان هاى واقعى بزرگانى كه با امام زمان(عج) در ارتباط بودند را بخوانيم.


       در پايان به اين نكته مهم توجه داشته باشيم كه امام زمان(عج) به عنوان «حجت خدا» و «ولى عصر» بر اعمال و رفتار ما آگاهى دارد و بايد خود را در محضر ايشان ببينيم و براى گره گشايى هاى مادى و معنوى از ايشان به عنوان واسطه فيض الهى درخواست ياري داشته باشيم.


       بهترين دعاها در زمان غيبت: دعاى عهد، زيارت آل يس و دعاى ندبه است كه در زمان هاى خاص در طول شبانه روز و هفته خوانده مى شود.


       براى آگاهى بيشتر ر.ك:


       1- يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)، رجالى تهرانى


       2- ترجمه منتخب الاثر، آيت الله صافى


       3- مهدى موعود، ترجمه: على دوانى


       4- وابستگى جهان به امام زمان(عج)، لطف الله صافى


       5- امام زمان در گفتار ديگران، على دوانى


      لازم به ذكر است كه صلوات ، ذكر و دعا در حال عادت اشكال ندارد اما اگر بخواهند از ثواب بيشترى بهره مند شوند بهتر است با طهارت باشند چه اين كه مستحب است زن در حال عادت در اوقات نماز وضو بگيرد و در محل نماز خود بنشينيد و 33 مرتبه تسبيحات اربعه و اذكار مستحب ديگر را بگويد.

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» بر اساس برخي روايات دعا را همان گونه که از امام معصوم(ع) وارد شده است بايد خواند.
      گفتن بسم الله در اول آن از آنجا که ذکر خداوند براي شروع در هر کاري مستحب است به نظر مي رسد در اول اين دعا نيز مستحب است خصوصا که در مورد اين دعا وارد شده است که بعد از ستايش خداوند و صلوات بر پيامبر اين دعا خوانده شود (مفاتيح الجنان، ص 406، اعمال شب هاي دهه آخر ماه رمضان).


      جمله «برحمتک يا ارحم الراحمين» در پايان دعاي «اللهم کن لوليک» نيامده است و پايان آن كلمه «طويلا مي باشد. بنابراين گفتن جمله «برحمتک يا ارحم الراحمين» به عنوان بخشي از اين دعا صحيح به نظر نمي رسد.


      به عبارت ديگر اگر جمله «برحمتک يا ...» به عنوان ذکر جداگانه گفته شود (نه اين که جزء دعاي فرج تلقي شود) اشکالي ندارد ولي به هر حال در صورتي که دعاي خاصي از امامان معصوم(ع) به ما رسيده باشد لازم است به همان کيفيتي که خواسته شده خوانده شود و هرگونه کم و زياد کردن دعا جايز نيست تا از تحريف و خداي ناکرده انحراف از مسير اهل بيت(ع) محفوظ باشد.

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» فقه شيعه به دو دورهء حضور و غيبت امام(ع) تقسيم مي شود، در دوره حضور امام(ع)، احكام فقهي، به لحاظ حضور امام(ع) كه فهم او از دين كامل است و مطلق و مقيد و ... و سنت رسول الله(ص) را خوب مي شناسد، از قرآن و سنت اخذ مي شد، اما در دوران غيبت، به لحاظ اينكه همه موارد احكام فقهي را نمي شود مستقيماً از قرآن و سنت گرفت، اصول فقهي خاصي در فقه شيعه مقرر شد، به نام اصول عمليه كه فقيه جامع الشرايط با توجه به اصول القاء شده از طرف امامان شيعه(ع) با تحليل و استدلالهاي عقلي در چارچوب قرآن و سنت پيامبر اكرم(ص) احكام شرعي را بدست مي آورند.

 البته امامان(ع) ‌در زمان حضور نيز پيوسته به ايجاد زمينهء تفكر و استدلال در بين شيعيان پرداخته و آنان را تشويق به تحليل و استدلال عقلي مي كردند و وظيفهء خود را بيان اصول و قواعد كلي دانسته و تفريع و استنتاج جزئي را به عهده فقها مي گذاشتند، لذا برخي فقها مانند ابن براج (م/481) و سلار بن عبدالعزيز ديلمي(م/ 488) و ... تقسيم بندي ها و تحولات شگرفي در فقه ايجاد كردند كه مورد قبول و پيروي فقهاي ديگر شد، به طوري كه آنچه ما امروز به نام فقه شيعه مي شناسيم، ادوار مختلفي را پشت سر گذاشته كه به وسيلهء فقهاي نامي شيعه سازمان يافته و تكميل شده است. اينك ما نيز فقها را به دو قسمت

 1) فقهاي دوران غيبت كبري و

 2) فقهاي دوران بعد از غيبت كبري تقسيم مي كنيم و برخي از آنان را نام مي بريم.
      
      

      1. علي بن بابويه قمي (م/ 329) مورد عنايت خاصه حضرت ولي عصر(عج) بوده و نامه اي نيز از حضرت توسط حسين بن روح نوبختي به او نوشته شد(رجال نجاشي/261) البته قبل از علي بن بابويه قمي مي توان به علي بن ابراهيم قمي (م/ 308) و محمد بن يعقوب كليني و مشايخ فراوان اشاره كرد منتهي جنبه هاي حديثي آنان بيشتر است و غلبه بر جنبه هاي فقهي آنان دارد.


      2. محمد بن مسعود عياشي (م/320).


      3. ابن ابي عقيل عماني (م/329).


      4. ابن جنيد اسكافي (م/381).


      5. شيخ مفيد (م/413) كه امام زمان(عج) توقيع شريفي به ايشان دارد و در وصف ايشان فرموده اند: «لاصوت الناعي بفقدك ان هو يوم علي آل رسول عظيما»؛ (وسائل الشيعه، ج 20، ص 3؛ المزار شيخ مفيد، ص 11).


      6. سيد مرتضي (م/ 436) كه ـ در عالم رؤيا ـ از طرف امام علي(ع) لقب علم الهدي يافت (روضات الجنات،‌ ص 575) اين شش نفر فقهايي هستند كه زمان غيبت كبري را درك كرده و داراي ويژگي هاي برجسته اي بودند و مردم در مسايل فقهي و ديني به اينان رجوع مي كردند.
      
      

      1. شيخ طوسي (م/460).
      2. ابن براج (م/481).
      3. شيخ ابوالصلاح حلبي (م/447).
      4. سلار ديلمي (م/463).
      5. ابن زهره سيد ابوالمكارم (م/585).
      6. ابن ادريس (م/598).
      7. سيد شمس الدين موسوي (م/598 يا 630).
      8. ابن حمزه طوسي (م/585).
      9. ابوالقاسم جعفر سعيد حلي (محقق حلي) (م/676).
      10. يحيي بن سعيد (م/690).
      11. علامه حلي حسن بن يوسف (م/726).
      12. سيد عميد حسين (م/754).
      13. فخرالمحققين محمد بن حسن بن يوسف (م/771).
      14. شهيد اول محمد بن مكي (م/784).
      15. مقداد سيوري (م/826).
      16. محقق ثاني علي بن عبدالعالي كركي (م/940).
      17. شهيد دوم زيدالدين علي بن احمد (م/966).
      18. شيخ حسن عبدالصمد پدر شيخ بهايي (م/984).
      19. مقدس اردبيلي (م/993).
      20. سيد محمد عاملي (م/ 1009).
      21. ملاعبدالله شوشتري (م/1101)، استاد شيخ بهايي.
      22. شيخ بهايي (م/1031).
      23. علامه مجلسي اول (م/1070).
      24. وحيد بهبهاني (م/1205).
      25. سيد حسين خوانساري (م/1099).
      26. آقا جمال خوانساري (م/ 1125).
      27. سيد محمد مهدي بحرالعلوم (م/ 1212).
      28. شيخ جعفر كاشف الغطا (م/1228).
      29. شيخ محمد حسن صاحب جواهر (م/1266).
      30. شيخ مرتضي انصاري (م/1281).
      31. ميرزاي شيرازي (م/1312).
      32. آخوند خراساني (م/1329).
      33. ميرزاي دوم محمد تقي شيرازي (م/1338).
      34. سيد كاظم طباطبايي يزدي (م/1337).
      35. آيت الله اصفهاني، نائيني، حائري بنيان گذار حوزه علميه قم سالهاي 1338 تا 1365 هجري قمري.
      36. سيد ابوالحسن اصفهاني (م/1365).
      37. حاج آقا حسين قمي طباطبايي (م/1366).
      38. آيت الله خوانساري سيد محمد تقي (م/1371).
      39. سيد محمد حجت كوه كمره اي (م/1372).
      40. آيت الله بروجردي (م/1380).
      41. سيد محسن حكيم (م/1390).
      42. سيد احمد خوانساري (م/1405).
      43. آيت الله خويي (ره) (م/1413).
      44. امام خميني(ره) (م/1409).
      البته در بسياري از زمانها دو يا چند فقيه در يك زمان بودند منتهي گاهي دو فقيه در يك شهر يا كشور بودند گاهي در دو كشور مثل عراق و ايران.
      
      

      -الكني و الالقاب، شيخ عباس قمي.
      -روضات الجنات مرحوم خوانساري.
      -رياض العلما ميرزا عبدالله افندي.
      -تاريخ فقه وفقها گرجي.
      -فقهاي نامدار شيعه عقيقي بخشايشي.
      -ادوار فقه ابراهيم خباتي.
      -تكملة امل آمل، سيد حسن صدر.
      -اعيان الشيعه مرحوم سيد محسن امين.

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» درخواست حاجت از اولياي الهي، وقتي با نيت خالصانه و صادقانه صورت بگيرد، قطعا سبب بذل توجه و عنايات خاص حضرات معصومين(ع) قرار خواهد گرفت چون هيچ ارتباطي با منابع رحمت و فيض بدون پاسخ و اثر نمي ماند.

لکن اين به معناي اجابت خواسته مطرح شده و برآمدن حاجت نيست. زيرا برآمدن يک خواسته گاهي به جهات مختلف مصلحت نيست. به عنوان مثال توسل به اولياي الهي براي شفاي بيماري لاعلاجي که پزشکان آن را جواب کرده اند، عملي پسنديده و نيکوست و اثرات مطلوب و توجه و عنايات خاص آنان را در پي دارد اما به معناي برآمدن حتمي اين خواسته نيست چرا که اولياء الهي براساس حکمت عمل مي کنند به هر حال يا دعاي شخص اجابت مي شود يا برکات و نعمت هاي ديگري در دنيا و آخرت براي او مقرر مي شود. نفس ارتباط با امام زمان(عج) آثار سازنده روحي نيز دارد.


      اين درخواست به صورت سخن قلبي يا لفظي و حتي کتبي مي تواند باشد نوشتن نامه کتبي براي حضرت راهي براي ايجاد ارتباط با آن عزيز دلها مي باشد و شرايط خاصي ندارد و در وقت گرفتاري و حاجت مي توان اين كار را انجام داد.


      مرحوم شيخ عباس قمي از كتاب هاي برخي بزرگان مثل تحفه الزائر مرحوم مجلسي نقل مي كند كه هر كه حاجتي داشته باشد، آن را در رقعه و نامه اي بنويسد و در قبور يكي از امامان(ع) بياندازد و يا آن را ببندد و مهر كند و از خاك پاك گل بسازد و نامه را در ميان آن بگذارد و در نهري يا چاهي عميق يا گودال آبي بياندازد و آن نامه به حضرت صاحب الزمان(عج) مي رسد و آن حضرت عهده دار برآوردن حاجت او مي گردد.


      نامه اي كه نوشته مي شود با اين عبارت است: «بسم الله الرحمن الرحيم، كتبت يا مولاي صلوات الله عليك مستغيثا و شكوت ما نزل بي مستجيرا بالله عزوجل ثم بك من امر قد دهمني و اشغل قلبي و اطال فكري و سلبني بعض لبي و غير خطير نعمه الله عندي اسلمني عند تخيل وروده الخليل و تبرء مني عند توائي اقباله الي الحميم و عجزت عن دفاعه حيلتي و خانني في تحمله صبري و قوتي فلجأت فيه اليك و توكلت في المسأله لله جل ثناءه عليه و عليك في دفاعه عني علما بمكانك من الله رب العالمين ولي التدبير و مالك الامور واقفا بك في المسارعه في الشفاعه اليه جل ثناؤه في امري متيقنا لاجابته تبارك و تعالي اياك باعطائي سؤلي و أنت يا مولاي جدير تبحقيق ظني و تصديق أملي فيك في امر كذا و كذا (و به جاي كلمه كذا و كذا، حاجت خود را نام مي بري) فيما لا طاقه لي بحمله و لا صبرلي عليه و ان كنت مستحقا له ولاضعافه بقبيح افعالي و تفريطي في الواجبات التي لله عز وجل فاغثني يا مولاي صلوات الله عليك عند اللهف و قدم المسأله لله عزوجل في امري قبل حلول التلف و شماته الاعداء فبك بسطت النعمه علي و اسأل الله جل جلاله لي نصرا عزيزا و فتحا قريبا فيه بلوغ الامال و خير المبادي و خواتيم الاعمال و الأمن من المخاوف كلها في كل حال انه جل ثناؤه لما يشاء فعال و هو حسبي و نعم الوكيل في المبدأ والمال».


      آن گاه بالاي آن نهر جاري يا گودال آب مي آيد و بر يكي از وكلاي حضرت اعتماد و توجه نمايد (يعني به عثمان بن سعيد عمروي يا فرزندش محمد بن عثمان يا حسين بن روح و يا علي بن محمد سمري كه از وكلاي خاص حضرت حجت(عج) بوده اند) و سپس نامه خود را در آن نهر و يا چاه و يا گودال آب بياندازد كه انشاءالله حاجت او برآورده مي گردد (منتهي الامال، ج 2، ص 869، انتشارات هجرت، چاپ چهاردهم، تابستان 1380).

 

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» يكى از تكاليف دوران غيبت كبرى اين است كه مؤمن از فراق و دور ماندن از حضرت مهدى (عج) اندهگين باشد، و اين از نشانه هاى دوستى و اشتياق به آن حضرت است. رواياتى است داير بر اين كه از جمله نشانه هاى يك فرد شيعه آن است كه در اندوه و حُزن امامان(ع) محزون باشد و ترديدى در اين نيست كه غيبت مولايمان حضرت حجت(ع) و آن چه از محنت ها بر آن حضرت و بر شيعيانش وارد مى گردد. از بزرگترين و مهم ترين علل اندوه امامان(ع) است. چنان چه امام صادق(ع) مى فرمايد: شخص غمگينى كه غم و اندوهش از جهت ظلمى است كه بر ما رفته است نفس كشيدنش تسبيح گويى است و همّ او به خاطر امر ما عبادت است، و پنهان داشتنش سرّ ما را جهاد در راه خداوند است( اصول كافى، ج 2، ص 226).


       آرى يكى از حقوق شخص مؤمن بر مؤمن ديگر آن است كه به خاطر اندوه او اندوهگين گردد، كه بدون ترديد اين حق براى مولايمان امام زمان(ع) بر تمامى افراد با ايمان ثابت است. حال هر گاه افراد عادى از مؤمنين چنين حقّى را دارا باشند، امام و مولايمان حضرت مهدى(ع) كه پيشواى آنان و ركن ايمان است به طور قطع اين حق برايش ثابت مى باشد.


       در ديوان منسوب به مولايمان حضرت على(ع) در بيان نشانه هاى دوستى راستين چنين آمده:

 من الدَّلائل ان يُرى من شوقه

مثلُ السّقيمِ و فى الفؤادِ غلائلُ...


       و از نشانه ها اين است كه از شدّت شوقش ديده شود همچون بيمارى كه دلش از شدّت درد مى جوشد و ديگر اين كه از فرط انس گرفتن با محبوب، از هر چه او را از آن مشغول مى دارد وحشت كند. و ديگر از نشانه ها اين است: در ميان مردم مى خندد، در حالى كه دلش مالامال از اندوه است. همچون زن جوان از دست داده» (مكيال المكارم، ج 2، ص 235).


       مشكل ما اين است كه از معرفت حضرت كوتاهى كرده ايم. قهراً وقتى انسان موضوع غيبت و حجّت زمان(ع) را آن طور كه شايسته است نشناخت، نه از جهت قلبى وظيفه اش را انجام مى دهد و نه از جهت بدنى. اين كه خداوند مى فرمايد: انّما يخشى الله من عباده العُلماء؛ يعنى خداترسان از بين بندگان دانشمندان مى باشند (سوره فاطره، آيه ى 28). اين واقعيت را بايد فهميد كه نور و هدايت و حكمت فقط در قرآن و سنت است.، لذا شناخت و معرفت امام(ع) از واجبات و ضروريات است (اين مطلب اول).


       يكى از خصوصياتى كه براى آشنايى با آن مقام پرعظمت لازم است، پيوسته به ياد او بودن و توجه به آن حضرت است. اگر شما روح را به يك طرف متوجه كرديد ممكن نيست رابطه برقرار نشود.

 توجه زياد نسبت به امام عصر(ع)، مقابله روحى را ايجاد مى كند. البته با حفظ استعداد و ظرفيت و شرايط... هر چه توجه بيشتر باشد رابطه عميق تر و در نتيجه اثر بخش زيادى خواهد داشت(امام اگر در نظر ما غايب است به خاطر اين است كه ما توان و ظرفيت درك حضورش را نداريم. امام ما منتظر اجازه ظهور است و نگران و غمگين نسبت به مسلمانان و مردم دنياست. پس جا دارد كه ما نيز نگران او باشيم).

 لااقل دو موعد در شبانه روز، يكى صبح و يكى شب به حضرت توجّه كنيد: السلام عليك فى اللّيل اذا يغشى و النّهار اذا تجلّى... السلام عليك حين تُصبّحُ و تمسى؛ درود بر تو در هر صبحگاهان و شامگاهان...(حاج شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، زيارت آل ياسين).

 

 بعد از نماز صبح دعاى عهد و زيارت مخصوص حضرت را، و در هنگام غروب و شب هنگام زيارت آل ياسين را بخوانيد همه اين زيارت ها و دعاها درس و بيان راه و معرفت است (اين هم مطلب دوم).


       مطلب سوّم اين است كه انسان بايد كارى كند و به اصطلاح تحرك و تحوّلى در خودش به وجود آورد. به طور حتم به قدر تحوّلى كه در وجودش ايجاد كرده اثر مى گيرد. يعنى بعد از كسب شناخت، بايد به تكاليف دوران غيبت جامه ى عمل پوشيد.


      - براى آگاهى بيشتر ر.ك: خورشيد مغرب، علامه محمد رضا حكيمى.


       قسمت دوّم سؤال 1 درباره راز و نياز و انس با خدا است. يا من ذكرُ حُلوٌ؛ اى كه ياد او شيرين است(همان، دعاى جوشن كبير).
       گاهى با خدا آهسته و آرام سخن مى گوييم. گاهى زمزمه و ترنّمى ميانه داريم، و گاهى به آواز بلند او را مى خوانيم و با تمام توان، ناله و فغان برمى آوريم، از او استمداد مى جوييم و «يا ربّ، يا ربّ» مى گوييم.

 

درست است كه در گفتگو با خداوند بايد آداب صحبت و وظايف خود بدانيم و رعايت كنيم، اما مهمّ راهيابى به آستان پاك ربوبى، اُنس با او و شكفتن گل هاى عشق و انديشه بر ذهن و زبان ماست. فر0شتگان خدا، سرودهاى جاويد نيايش را مى خوانند و هيچ گاه احساس خستگى نمى كنند. پيامبران خدا و امامان معصوم(ع)، آموزگاران بزرگ اين نغمه هاى قدسى و غزل هاى ملكوتى اند.

 

 و شهيدان، آنانى اند كه ترانه ى تسبيح سرداده اند. چرا انسان، اين سرودهاى زيباى زندگى را نياموزد و شيرين ترين و خوش بو ترين مايه «آرامش روح» را درنيابد؟


       ياد خدا، هم آوايى انسان با نظام آفرينش و كارگزاران هستى، و پاسخگويى به فراخوانى پيام آوران توحيد، و هم گامى با فرشتگان پاك الهى است. شروع كارها با ياد خدا و پايان تلاش ها با سپاس و ستايش او، پناه بردن به خدا در برابر همه ى آسيب ها و آفت هاى برونى و درونى است و آمرزش خواهى و استغفار از لغزش ها و خطاهاى فكرى و عملى و توجه به عظمت، قداست، نعمت ها و آيات لطف و عنايت هاى الهى، زمينه ها و عوامل انس و ياد و پيوند روحى انسان به آستان قدس ربوبى است.


       اين گونه است كه انسان به تهذيب و پاكسازى درون مى پردازد. وقتى درون پاك شد خود به خود آن چه از آدمى بروز مى كند اصلاح شده و پاك خواهد بود و حداقل مى توان گفت اشتباه و خطا به حداقل خود مى رسد. واذكروالله كثيراً لعلّكم تُفلحون؛ خدا را زياد ياد كنيد شايد كه رستگار شويد(سوره جمعه، آيه ى 10).

 فلاح و رستگارى به معنى رهيدن و رستن و به آسايش و آرامش رسيدن و از رنج ها آسوده شدن است. به طور قطع كسى كه ياد خدا سرلوحه كارهاى او است از آرامش و آسايش در هر دو حيات مادى و معنوى، دنيوى و اخروى برخوردار خواهد شد. برعكس كسى كه از ياد خدا روى مى گرداند، به راستى او را زندگى دشوارى است» (سوره طه، آيه ى 24).


       به طور خلاصه مى توانيم نتيجه بگيريم


      1. ياد خدا موجب توفيقات و كسب فضايل بى شمارى است.


       2. بهترين الگوى ما براى ذكر و ياد خدا، قرآن و سنت پيامبر(ص) است تا از اشتباه و خطا محفوظ بمانيم.

 

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


 

» این که گفته میشود، هنگام ظهور امام زمان (عج) جهان پر از ظلم و فساد خواهد شد، خبر از غیب و آینده جهان است و چنین خبری برای ما مجوز گناه درست نمیکند هر مسلمانی وظیفه دارد خودش را اصلاح کند در اصلاح دیگران بکوشد. و دلیل آن این است که انسان فاسد مبغوض امام زمان(عج) و انسان صالح محبوب آن حضرت است.
 

ria1365 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7868
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

 

» براى تعجيل در ظهور آن حضرت بايستى :
      الف) به درگاه خداوند دعا كرد.
       ب ) زمينه را براى ظهور آماده كرد؛ يعنى، افرادى ساخت، كه واقعاً منتظر ظهور و به تمام معنا آماده اجراى برنامه هاى آن حضرت باشند.
      ج ) بسط انديشه مهدويت و ايجاد آمادگى جهانى براى ظهور حضرت.