پرسش و پاسخ مهدوی
پاسخ:
شرفیابی خدمت آقا امام زمان (عج) افتخاری است که آرزوی هر شیعه دلباخته ایی است، اما راجع به چگونگی این امر با توجه به اینکه حکمت الهی بر این تعلق گرفته که امام زمان (عج) تا آنگاه که مصحلت الهی باشد در پس پرده غیبت باشد و از طرفی، معدود افرادی که موفق به زیارت آقا در دوره غیبت کبری شده اند، بدلایلی تعهد بر سکوت و کتمان دارند و به مقتضای این شعر:
هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند“
در این باب لب فروبسته اند، اظهار نظر در این باره سخت دشوار است اما برای اینکه سؤال شما بی جواب نمانده باشد، خاطرنشان می کنیم که عارفان واصل در این باره گوشزد می نمایند که: از شرفیابی خدمت امام زمان (عج) مهمتر این است که کاری کنیم تا آقا خودشان به دیدار ما بیایند. و این نیز امری ممکن است به شرط مواظبت بر انجام واجبات و ترک محرمات، انجام مستحبات بخصوص تداوم بر نماز شب و نوافل، ذکر پروردگار، صلوات بر معصومین (ع) انفاق و صدقه، انجام کارهای نیک، محافظت بر انجام نماز در اول وقت.
بهرحال شرط اساسی برای شرفیاب شدن به خدمت حضرت ولی عصر (عج) پاک بودن قلب است که با ترک محرمات و انجام واجبات و توجه و مواظبت باینکه آقا حاضر و ناظر ما است امکان پذیر است.
منبع:سایت مهدویت
آیا دیدار با امام زمان در عصر غیبت کبری امکان دارد؟ لطفا این موضوع را به طور صریح و با منابع جواب دهید.باتشکر
پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
ملاقات با امام زمان در عصر غيبت کبري، برخي آن را ممکن برخي غير مقدور مي دانند. دليل آنان وجود رواياتي است كه ملاقات در زمان غيبت را منتفي دانسته اند، اما آنان كه معتقد به امكان ملاقات و يا حتي وقوع آن هستند، معتقدند رواياتي كه دلالت بر منع ملاقات دارند، ناظر بر اين است كه جلوي هر گونه سوء استفاده از ادعاي ديدن امام زمان گرفته شود و هر كس ادعاي رؤيت امام زمان (ع) را نكند.
اينان معتقدند توقيع شريف كه از ملاقات و ديدار نفي كرده، هنگام فوت آخرين نايب امام زمان صادر شده، قرينهاي كه در توقيع است، مراد از دروغگو بودن مدعي مشاهده بعد از صدور توقيع، ادعاي ارتباط و نيابت از جانب حضرت است.
امام در اين توقيع ميفرمايد: با از دنيا رفتن تو اي علي بن محمد سمري! نيابت خاصه تمام شد و غيبت كبري آغاز شد. ديگر بعد از اين اگر كسي بگويد من حضرت را ميبينم و با او مرتبط هستم و نيابت خاصه از جانب حضرت را دارم، دروغگو است. (1).
گويا حضرت با دادن توقيع راه را بر مدعيان دروغين ادعاي نيابت بستهاند. اين جمله كه مدعي مشاهده دروغگو است، به اين معني نيست كه در غيبت كبري ديگر كسي حضرت را نخواهد ديد. بسياري از صالحين و بزرگان شيعه در طول تاريخ غيبت حضرت را ديدهاند. اكثريت آن ها اهل دروغ نبودهاند. حداقل يك مورد آن هم كه راست باشد، بايد حديث به گونهاي دقيق معنا شود. امام(ع) در اين حديث به دو نكته اشاره ميكند:
يكي اخبار از آينده كه پس از من عدهاي پيدا ميشوند و مشاهده و ارتباط با من را ادعا ميكنند.
دوم دروغگو بودن مدعي است. امام(ع) در حديث دو تعبير دارد:
يکي "ادعا" و ديگري "مشاهده". كسي را كه ادعاي مشاهده نمايد، كاذب معرفي كرده است.
مشاهده به معناي ديدن امام(ع) و ارتباط با او است. ادعا به معناي اعلان و انتشار آن و با خبر كردن مردم است، ممكن است كسي با امام(ع) ملاقات داشته باشد، همانگونه كه براي برخي علما و غير آنان نقل ميكنند، ولي آن را ميان مردم بازگو نكرده و در سينه خود پنهان كرده باشد. اطرافيان از قراين و يا در زمانهاي بعد متوجه ارتباط او با امام زمان شوند. چنين كساني مشمول حديث نخواهند بود، چون مدعي نيستند، بنابراين بين مضمون حديث با داستان ملاقات برخي صالحان با امام زمان هيچ تعارض و ناسازگاري وجود ندارد.
توجه به دو نکته:
1ـ ديدن حضرت بدون شناخت:
حضرت در مجامع مختلف حضور پيدا ميكند. بين مردم رفت و آمد دارد. در مشاهد مشرفه مخصوصاً در ايام حج در مكّه و عرفات حضور دارد. او مردم را مشاهده مي كند. مردم نيز ايشان را مي بينند امّا او را نمي شناسند. در كتابهاي روايي و در شرح حال برخي از اولياي خدا نقل شده كه بسيار اتفاق افتاده كه حضرت را ديدهاند، ولي نشناختهاند، اما بعداً حدس زدهاند كه حضرت بود.
2ـ ديدن حضرت با شناخت:
ديدار حضرت همراه با توجه و با شناخت از اين كه ايشان حضرت هستند، گرچه امكان دارد و شايد براي برخي از اولياي خدا اتفاق افتاده باشد، ولي به نظر ميرسد اين نوع ديدار كم اتفاق افتاده است.
3ـ ديدار حضرت بدون ادعاي ديدار:
در دو فرض يك و دو مخصوصاً در فرض دوم كسي كه موفق به ديدار حضرت شده، هيچ گونه ادعايي ندارد. خود را به عنوان اين كه من كسي هستم كه با حضرت ملاقات كرده ام، مطرح نمي كند. اگر مدعي باشد و خود را ملاقات كننده معرفي كند، بايد تكذيب شود.
در روايت ياد شده از ادعاي رؤيت و مشاهده و ارتباط با حضرت به شدت جلوگيري شده و مدعي ديدار و ارتباط را كذّاب و دروغگو انگاشته است.
4- ارتباط معنوي:
ميتوان با امام زمان ارتباط معنوي بر قرار كرد. البته اين ارتباط با بهرهگيري از تقوا، دعا و توسل به ائمه به ويژه به ساحت مقدس امام زمان(ع) امكان پذير است. شايد بر همين اساس باشد كه يكي از وظايف شيعيان در زمان غيبت، دعا براي امام و توسلات بيان شده است. (2) ارتباط معنوي بدان معنا نيست كه انسان امام را ملاقات حضوري كند، بلكه بايد با آن امام ارتباط برقرار كند. هميشه به ياد او باشد. او را در تمام اعمال ناظر بداند. هرگاه چنين لياقت و شايستگياي حاصل شد، حضرت به انسان عنايت نموده و به رفع مشكلات انسان ميپردازد؛ از اين رو امام در توقيعي كه براي شيخ مفيد صادر نمود فرمود:
« ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده نميماند». (3)
ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي نكرده و ياد شما را از خاطر نبردهايم. اگر جز اين بود، دشواريها و مصيبتها بر شما فرود ميآمد و دشمنان، شما را ريشه كن ميكردند». (4)
ارتباط معنوي انسان با امام زمان(ع) سبب ميشود كه حضرت ميان مردم حضور پيدا كند، اگر چه مردم او را نشناسند. امام علي(ع) فرمود:
«سوگند به خدا، حجت خدا ميان آنان هست. در كوچه و بازار گام بر ميدارد. بر خانههاي آنان وارد ميشود. در شرق و غرب جهان به سياحت ميپردازد. گفتار مردمان را ميشنود. بر اجتماعات آنان وارد شده، سلام ميدهد. او مردمان را ميبيند». (5)
پينوشتها
1. بحارالانوار، ج 51، ص360.
2. منتهي الآمال، ص 559و 562.
3. احتجاج طبرسي، ج 2، ص 596.
4. همان.
5. آقايي، جباري، عاشوري و حكيم، تاريخ عصر غيبت، ص 426، به نقل از الغيبه نعماني، ص 72.
ضرورت ارتباط با امام عصر(عج)
آنچه برای همگان ضروری و میسور است، ایجاد و حفظ ارتباط روحی و معنوی با آن حضرت است که در پرتو رعایت ادب حضور و ارتباط با آن حضرت تحصیل خواهد شد.
حیات انسانی و معقول بشر در گرو پیوند با حقایق وَحْیانی قرآن کریم است، چرا که وحی یگانه عامل زندگیبخش بشر و پیروی از دستورها و آموزههای آن، زمینهساز باریابی به زندگی معقول و مطلوب است: «استَجیبوا لِلّهِ ولِلرَّسولِ اِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم» (۱)؛ «مَن عَمِلَ صلِحًا مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی وهُوَ مُؤمِن فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیوةً طَیِّبَة» (۲).
عترت طاهره که یکی از دو ثقل به جا مانده از رسول گرامی است، همتای قرآن و همدوش آن است و بر همین اساس، احکامی که درباره قرآن ثابت است، در مورد عترت طاهره نیز ثابت خواهد بود، از اینرو ارتباط با امام عصر (عج) نیز زندگیبخش و تأمین کننده حیات معقول و مطلوب آدمی است، چون نبی مکرم اسلامصلی الله علیه و آله و سلم عدم معرفت و پذیرش ولایت امام معصوم زمان را مایه مرگ جاهلی برشمردند و آنچه نبودش مرگ جاهلانه میآورد، بودنش حیات عاقلانه را تأمین خواهد کرد و آن که معرفت و ولایت را فهمید، همواره خویش را در معرض ارتباط با امام معصوم عصر خویش مینهد.
ارتباط با مقام شامخ ولایت و اتصال روح و قلب انسان با امام عصر (عج) خویش، نه تنها حیات معقول را تأمین میکند بلکه نقایص بشر را نیز تتمیم میسازد، چرا که او کعبه حقیقی و حقیقت کعبه است:
ارتباط با امام عصر(عج) نیز زندگیبخش و تأمین کننده حیات معقول و مطلوب آدمی است “
کعبه زمینی، محاذی بیت معمور است و آن بیت برابر عرش خداست. فرشتهای خاص مأمور بنای بیت معمور شد تا فرشتگانی که مقام انسانیت را به خلافت نشناختند و تسبیح و تقدیس خویش را برای نیل به مقام خلافت الهی کافی دانستند و سپس با تنبیه خداوند به معرفت اوج مقام والای انسان کامل بار یافتند، بر گرد آن طواف کنند و با این عبادت، نقص کار خود را ترمیم کنند.
ساختمان کعبه نیز برای طواف بر گرد آن جهت ترمیم و جبران همه قصورها و تقصیرها به ویژه غفلت از مقام انسانیت، و سهو و نسیان یا عصیان در پیشگاه خلیفة اللّهی انسان است (۳)، از اینرو بهترین تنبّه برای طائفان غافل و حاجیان ذاهل و معتمران متساهل، تدارک جهل و جبران غفلت درباره خودشناسی و معرفت مقام شامخ انسان کامل و خلیفه عصر حضرت بقیة الله (عج) است، تا چون فرشتگان، طواف مقبول و سعی مشکور داشته باشند.
چگونگی ارتباط با امام زمان (عج)
تشرف بیواسطه و مستقیم به محضر نورانی امام زمان (عج) لیاقت و شایستگیهایی ویژه میخواهد، از اینرو تنها اوحدی از موحدان به باریابی محضر مطهرش توفیق مییابند.
هر خارق عادت یا کرامتی که به دست ناشناسی صورت میگیرد و فیضی از ناحیه او به دیگران میرساند، از سرچشمه فیاض امام عصر (عج) جاری میگردد؛ اما چنین نیست که آن ناشناس لزوماً وجود مبارک ولیعصر (عج) باشد بلکه آن حضرت شاگردان صالحی دارد که به امر ایشان گره از کار فروبسته دیگران میگشایند و واسطه رسیدن فیض امام به آنان میشوند.
آنچه برای همگان ضروری و میسور است، ایجاد و حفظ ارتباط روحی و معنوی با آن حضرت است که در پرتو رعایت ادب حضور و ارتباط با آن حضرت تحصیل خواهد شد.
انجام دادن مستحبات و اعمال صالح به نیابت از آن حضرت و اهدای ثواب آن به ارواح طیّب عترت طاهره (علیهمالسلام) از بهترین راههایی است که میتواند ارتباط انسان با آن وجود مبارک را تأمین
کند و بهترین حالت در چنین نیابتی، آن است که انسان در برابر عمل خویش از آن امام خواستهای نداشته باشد، چرا که از قدر عملش میکاهد: چون خواسته ما به قدر ادراک ماست و ادراک ما بیشتر به حجاب تمنیات ما محجوب است، مطلوب متوقّع ما نیز محدود خواهد بود، پس بهتر است که برابر این ادب، به پیشگاه آن حضرت چیز خاصی را پیشنهاد ندهیم، زیرا او از آن دسته است که سجیّتهم الکرم (۴)، بنابراین شایسته آن است که در انتظار عطای او باشیم، چرا که آنچه آن حضرت به اقتضای سجیّه کریم خویش عطا میکند ماندنی است.
البته این سخن بدین معنی نیست که انسان اگر مشکل خاصی دارد، با امام خویش در میان نگذارد و از او نطلبد بلکه مقصود آن است که در انجام دادن اعمال صالح به نیابت از آن حضرت، طلبی نداشته باشد و پیشنهادی ندهد تا آنان درخور خویش عطا کنند؛ نه در اندازه مطلوب محدود ما. آنان چون درخور خویش عطا کنند، هم قابلیت و ظرفیت میبخشند و هم مقبول و مظروف؛ و گاه گرچه به شخص عطا میکنند، ظهور و فضل عطایشان جامعهای را بهرهمند میسازد؛ مانند آنچه حضرت رضا (علیهالسلام) به شاگرد خویش جناب زکریّا بن آدم در برابر استجازه او برای خروج از قم فرمود: شما در قم بمانید. خدای سبحان به برکت شما عذاب را از مردم قم برمیدارد، آنگونه که به برکت مزار پدرم عذاب را از ساکنان آن منطقه برداشته است. (۵) این نمونهای از آن عطایاست که به شخصی چنان لطفی میکنند که چون پیکرش در زمینی مدفون شود، آن برکت در تمام آن شهر جریان یابد.
از دیگر آداب حسنه در ارتباط با امام عصر (عج) ادب برخاستن به احترام نام مبارک ولیعصر (عج) است که در میان شیفتگان و پیروان خاندان عصمت (علیهمالسلام) سنّتی دیرپاست.
پاورقی:
۱ سوره انفال، آیه ۲۴.
۲ سوره نحل، آیه ۹۷
۳ الکافی، ج ۴، ص ۱۸۸ ۱۸۷
۴ برگرفته از زیارت جامعه کبیره که در آن ائمّه (علیهمالسلام) چنین خوانده میشوند عادتکم الاحسان و سجیّتکم الکرم (البلد الامین، ص ۳۰۲؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۱۵).
۵ الاختصاص، ص ۸۷
مدعیان دروغین را چگونه میتوان شناخت؟
این افراد، هیچگاه از طرف عالمان دینی مورد حمایت واقع نشدهاند و این نشان میدهد که این افراد، گروهی حقه باز و شیاد هستند؛ زیرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیعیان امر کردهاند که در دوران غیبت، برای حل مسائل و مشکلات دینی خود و پیدا کردن راه حق و درست، به علمای دین مراجعه کنند.
شناخت سفیران و افرادی كه نیابت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف بر عهده آنها نهاده شده است، اهمیت زیادی دارد؛ چرا كه به واسطه ایشان، ارتباط وثیق و مطمئنی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ساماندهی میشود و در پارهای از موارد، وكیل و نائب و سفیر امام به مثابه امام معصوم تلقی شده و التزام به دستورات او، التزام به منویات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به شمار آمده است؛ از این رو و به جهت احراز صحت نیابت و اطمینان از رابطه آنها با امامت و ولایت، لازم است که تاریخ سیاسی عصر غیبت و كاركرد سازمان وكالت مورد توجه قرار گیرد و تصویر صحیحی از نیابت و سفارت ترسیم شود.
بررسی روایات نشان میدهد افرادی كه منتسب به نیابت و سفارت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، همواره با آموزه امامت و به ویژه مهدویت هماهنگ رفتار کردهاند و در حفظ حریم امامت و دفاع از مهدویت در مقابل شبهات و سؤالات كوشیدهاند و در محضر امام زمان به كسب زهد و تقوی و فضیلت پرداختهاند.
در مقابل این افراد، برخی مدعی ارتباط هستند و گاهی خود را حامل پیام از طرف حضرت میدانند؛ به یقین، چنین افرادی:
۱. دروغگو هستند و به دنبال کسب شهرت و ثروت و نظایر آن میباشند.
۲. افرادی که ادعای ارتباط میکنند، هیچ دلیل محکم و عقل پسندی ندارند و بیشتر با تحریک احساسات و از راه عواطف، افراد را پیرو و مطیع خود میکنند.
۳. این افراد، هیچگاه از طرف عالمان دینی مورد حمایت واقع نشدهاند و این نشان میدهد که این افراد، گروهی حقه باز و شیاد هستند؛ زیرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیعیان امر کردهاند که در دوران غیبت، برای حل مسائل و مشکلات دینی خود و پیدا کردن راه حق و درست، به علمای دین مراجعه کنند(۱) و به یقین، مدعیان ـ که اکثریت قریب به اتفاق آنها یا اصلاً سواد دینی ندارند و یا افرادی هستند که اطلاعات کمی از دین دارند و به دنبال اثبات كردن خود هستند ـ اگر در ادعای خود راستگو بودند، باید علمای دین از آنها حمایت میکردند که البته چنین نیست.
۴. معمولاً استدلال مدعیان به چیزهایی است که ما هیچگاه به صحت یا نادرستی آن نمیتوانیم دسترسی پیدا کنیم؛ مثلاً ادعای مکاشفه، ادعای اینکه حضرت را در خواب دیدهاند، ادعای پیام آوردن از طرف حضرت و نظایر آن.
۵. این گروه از مدعیان به شدت از افراد پرسشگر و سؤال کننده بیزار و فراری هستند. زیرا در اثر سؤال و جواب، تناقض گویی ایشان آشکار و دروغهایشان افشا میشود. لذا اگر در این نوع مجالس، کسانی در صدد باشند سؤالاتی بکنند که به نوعی، اصل ادعای آن شخص را زیر سؤال میبرد، به شدت و با تندی، از آن مجموعه طرد میشوند و با او برخورد بسیار خشنی میشود؛ چرا که مدعیان، همیشه به دنبال افراد ساکت، خاموش، مطیع و کم اطلاع هستند و فرد آگاه و پرسشگر، مزاحم کار آنها هستند.
۶. این افراد به دنبال مرید پروری هستند و برای بقای خود، گاهی در عقاید پیروان خود، شکاف به وجود میآوردند و باعث انحراف در عقاید آنها میشوند.
۷. غالباً این افراد، جلسات خصوصی و محرمانهای دارند كه هر كسی اجازه ورود به آن را ندارد؛ اكثر مردم، توسط واسطهها، مدعی را میشناسند، بدون اینكه حتی او را دیده باشند و این ایجادِ مانع در مقابل مدعی، یكی از راههای جذب مردم و عدم افشای ماهیت پنهان وی است، چرا كه در اثر ارتباط مستقیم و طرح این نوع مسایل در سطح عموم جامعه، رازها و تناقضات آشكار میشود و فرد مدعی به سرعت از آن جایگاه خود ساخته، سقوط میكند.(۲)
پینوشت:
۱- «اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا»؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۴۰.
۲- واحد پرسش و پاسخ مرکز تخصصی مهدویت قم.
چطور ممکن است حضرت در يک زمان در چند محل حاضر باشد؟
طرح سوال :
کيفيت امر براي ما به صورت دقيق روشن نيست؛ هر چند در عرفان مطرح شده است که اگر کسي به درجه بالاي وجود برسد، اين قدرت را دارد که بدن هاي مثالي شبيه بدن خود ايجاد کند؛ يعني، بدن مثالي مانند خود (بدون جرم) ايجاد کند و افراد در مناطق مختلف اين بدنهاي مثالي را مي بينند و امام(عج) به اين بدن ها احاطه دارد و اينها تحت اراده حضرت ميباشند. اين تذکر لازم است که دليل نداريم حضرت هر شب چهارشنبه حتما به مسجد جمکران ميرود. بله هر کس در هر جا او را صدا بزند، او فرياد رسي مي کند.
عوامل مؤثر در راهيابي به ديدار امام عصر ارواحنافداه-قسمت اول
امام زمان ارواحنا فداه جانشين و يادگار خداوند و كاملترين تجلي او در روي زمين است. از اين رو سرّ دوري و مهجوري ما از آن امام مهربان در دوري از خداوند رحمان نهفته است.
راهيابي به قلمرو ايمان و تقوا
بنا بر كلام وحي الهي در نسخه شفابخش آسماني: بقية اللهِ خيرٌ لكم إن كنتم مؤمنين؛1 بقية الله (باقي مانده الهي) براي شما از هر چيزي (كه تصور شود) برتر و بهتر است، اگر اهل ايمان باشيد. ورود به دايره اسلام با اداي شهادتين، يعني شهادت به وحدانيت خداوند و شهادت به رسالت حضرت خاتم الانبياء صلوات الله عليه و آله حاصل ميشود؛ اما راهيابي به قلمرو ايمان، يقين و باوري قلبي را ميطلبد كه جز از راه عبوديت (بندگي) و عمل به دستورات شريعت حاصل نميشود: فاعبد ربك حتي يأتيك اليقين؛2 پروردگارت را پرستش كن تا به يقين و باور قلبي نايل آيي.
امام زمان ارواحنا فداه جانشين و يادگار خداوند و كاملترين تجلي او در روي زمين است. از اين رو سرّ دوري و مهجوري ما از آن امام مهربان در دوري از خداوند رحمان نهفته است؛ خداوندي كه راه وصالش كوتاه و نزديك است و از روي لطف، هر مانع و حجابي را از خلق خويش برگشوده و تنها اعمال ناشايست بندگان است كه بين او و ايشان حجاب و فاصله ايجاد كرده است:3
نزديكتر از قلب مني با من مهجور دوري ز من است وز تو ما را گلهاي نيست
باري، وجود امام عصر ارواحنافداه كاملترين تجلي خير محض و مطلق الهي است كه هيچ حجاب و محدوديتي در آن راه ندارد. فيوضات و بركات وجودي او در تمام عالم ساري و جاري است وروح عظيم و متصل او در جايجايِ عالم، حاضر و ناظر است، چنانكه در روايتي از امام محمد باقر عليهالسلام، درتعيين مصداق آية شريفة «و هو معكم أينما كنتم»4 آمده است: يعني امام شما در هر جا و هر حالي كه باشيد، همراه شماست.
آري، در تابش خورشيد عالمتابِ ولايت و امامت بر قلوب آدميان هيچ بخل و منعي نيست؛ مگر قلبي كه در هزارلاي حجاب نفس گرفتار آمده و به نور ايمان و تقوا منور نگشته باشد. بنابراين، در پردهانگاريِ آن خورشيد فروزان، ثمرة بيايماني، كور باطني و تاريكيِ دلهاست؛ وگرنه درخشندگي نور امام سلام الله عليه در قلوب اهل ايمان از درخشش خورشيد تابان بيشتر و فروزندهتر است؛5 چنان كه امام باقرعليهالسلام خطاب به ابوخالد كابلي ميفرمايد:
والله اي ابوخالد، نور امام عليه السلام در قلوب اهل ايمان از خورشيد تابان در روز نورانيتر و درخشندهتر است؛ و به خدا سوگند، امامان عليهمالسلام قلوب اهل ايمان را نوراني ميكنند و خداوند متعال نور ايشان را از هر كه بخواهد منع ميكند تا دلهايشان تاريك گردد.6
چو نور مهر تو تابيد بر دلهاي مشتاقان زخود آهنگ حق كردند و بربستند محملها
دل بيبهره از مهرت حقيقت را كجا يابد حق از آينة رويت تجلي كرد بر دلها7
از اينرو بايد با ديدهاي تيزبين در تمام اعمال خود نگريست و روح عبوديت و پرستش خالصانه را در آن دميد. اگر تمام نيات، رفتار و گفتار ما رنگ و بوي خدايي بگيرد، بيشك دلهاي ما به ايماني راسخ و يقيني استوار منوّر گشته و راه سلوك به سوي خدا و اولياي خاص او فراروي ما گشوده ميگردد: والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا؛8 و آنها كه در راه ما (با خلوص نيت) جهاد كنند، قطعاً به راههاي خود هدايتشان خواهيم كرد.
بيشك، تلاش و مجاهدت خالصانه براي تحصيل ايمان و تقوا، رحمت و نورانيت و طهارتي ويژه را براي آدمي به ارمغان ميآورد:
يا أيها الذين آمنوا اتّقوا الله وآمنوا برسوله يؤتكم كفلين من رحمته و يجعل لكم نوراً تمشون به و يغفرلكم والله غفورٌ رحيمٌ؛9 اي كساني كه ايمان آوردهايد، تقواي الهي پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا او دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براي شما نوري كه در پرتوش ره بپيماييد، قرار دهد و گناهانتان را ببخشايد؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است.
از سوي ديگر پاك و نوراني شدن، در پرتو ايمان و تقوا موجب تشابه و سنخيت معنوي با امام زمان ارواحنافداه گشته، سير به سوي آن خورشيد درخشان را سرعت ميبخشد:
خيز تا از درِ طاعات لقايي طلبيم بر درِ دوست نشينيم و مرادي طلبيم
از پيِ آن كه مگر قابل وصلش بشويم از ره تقوي و پرهيز، رشادي طلبيم 10
اينك با توجه به تأثير ايمان و تقوا در ايجاد نورانيت و اتصال قلبي با امام زمان ارواحنافداه روايت معتبري را كه احمد بن اسحاق قمي11 اعلي الله مقامه گزارش كرده است مورد دقت قرار ميدهيم. آن جناب ميگويد: براي دريافت پاسخ اين سؤال كه بعد از حضرت امام حسن عسگري عليهالسلام چه كسي جايگاه امامت او را پر خواهد كرد، به محضر آن حضرت شرفياب شدم. هنوز به سخن نيامده بودم كه امام حسن عسگري سلام الله عليه خطاب به من فرمود:
اي احمد بن اسحاق، خداوندتبارك و تعالي از آن هنگام كه آدم را آفريده تا به حال، زمين را از او (حجت خدايي كه دربارهاش سؤال داري) خالي نگذاشته است و تا فرا رسيدن قيامت نيز زمين را از حجت خويش بر خلقش خالي نخواهد گذاشت. خداوند به واسطة فيض وجود حجت خويش بلا را از اهل زمين دفع ميكند، و به واسطة او باران نازل ميكند و بركات زمين را خارج ميسازد. گفتم: اي فرزند رسول خدا، خليفه و امام بعد از شما كيست؟ امام عليهالسلام با شتاب از جاي خويش برخاست و داخل خانه شد و بعد از اندكي بازگشت، در حالي كه پسر بچهاي را بر سينه گرفته بود؛ كودكي كه صورتش چون ماه تمام ميدرخشيد و سه ساله به نظر ميرسيد. امام فرمود:
اي احمد بن اسحاق، اگر تو نزد خداي تعالي و حجتهاي او شخصي گرامي نميبودي، اين پسرم را به تو نشان نميدادم. آري، اوست كه همنام و كنيه رسول است.كسي كه زمين را پر از عدل و قسط خواهد كرد، همانگونه كه از ستم و جور پر شده است... 12.
آنچه بيش از هر چيز در اين روايت و بيان يازدهمين وليّ و حجت خدا صلوات الله عليه، بايد مورد دقت قرار گيرد، اين كلام امام عليهالسلام است كه فرمودهاند: اگر تو نزد خدايتعالي و حجتهاي او شخصي گرامي نميبودي، پسرم را به تو نشان نميدادم.
حال با توجه به اين كه گراميترين انسانها در پيشگاه خداوند، باتقواترين آنهايند: (إنّ أكرمكم عندالله أتقيكم)13 ميتوان نتيجه گرفت كه تقواي الهي، آدمي را به كرامت والاي انساني ميرساند و او را براي درك محضر اولياي خدا لايق ميگرداند.
پس براي توفيق يافتن به وصال آن يگانه بايستي با تمام توان در راه تحصيل ايمان و تقوا كوشيد: فاتقوا الله ما استطعتم؛14 پس تا ميتوانيد خدا ترس و پرهيزگار باشيد.
----------------------------
1. هود (11)، 86.
2. حجرات (49)، 99.
3. اشاره به فرازي از دعاي ابوحمزه ثمالي: وأَنّ الرّاحِلَ إلَيكَ قَريبُ المَسافَةِ وَ أنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَن خَلقِكَ اِلا أَن تَحجُبَهُمُ الاَعمالُ وَالامالُ دُونَكَ؛ هر كه آهنگ تو نمايد، راهش بسيار نزديك است و همانا بين تو و بندگانت هيچ حجاب و پردهاي نيست، جز اعمال ناشايست و آرزوهايي كه به غير از تو دارند. محدّث قمي، مفاتيحالجنان، فرازي از دعاي ابوحمزه ثمالي، از اعمال مشترك شبهاي ماه مبارك رمضان.
4. حديد (57)، 5.
5. موسوي اصفهاني، مكيال المكارم، ترجمة حائري قزويني، ج 1، ص 361؛ به نقل از كافي، ج 1، ص 194.
6. همان.
7. فيض كاشاني، ملا محسن، شوق مهدي، تصحيح علي دواني، ص 103.
8. عنكبوت (29)، 69.
9. حديد (57)، 28.
10. فيض كاشاني، ملامحسن، شوق مهدي، تصحيح علي دواني، عزليات، ص 142.
11. احمد بن اسحاق بن عبدالله اشعري قمي رحمةالله، از اصحاب حضرت امام حسن عسكري عليهالسلام و از فقهاي بزرگ شيعه و از مشاهير دانشمندان قم و استاد شيخ صدوق رحمهالله بوده است. وي وكيل و نمايندة امام حسن عسكري عليهالسلام در قم بوده و بعد از شهادت آن حضرت وكالت و نمايندگي مولانا حضرت صاحب العصر والزمان (ع) را در قم عهددار بوده است. در شأن او همين بس كه امام عسكري عليهالسلام او را اهل كرامت در پيشگاه خدا و اهلبيت عليهمالسلام دانسته است. او در راه سفر به عتبات، در سر پل ذهاب، دعوت حق را لبيك گفته و مرقد مطهرش در مسير كربلاي معلّا زيارتگاه محبان اهل بيت عليهمالسلام گرديده است.
12. قال: يا اَحمَدَ بنَ اِسحاق، لَولا كَرامَتُكَ عَلَي اللهِ وَ عَلي حُجَجِهِ ما عَرَضتَ عَلَيكَ إبني هذا ...؛ ابيالحسن علي بن عيسي بن أبي الفتح الاربلي، كشف الغمّه في معرفة الائمه، ج 3، ص 323.
13. البته گراميترين شما (انسانها) نزد خدايتعالي با تقواترين شماست؛ حجرات (49)، 13.
14. تغابن (64)، 16.
منبع : سوداي روي دوست، ص46تا50، آقاتهراني
عوامل مؤثر در راهيابي به ديدار امام عصر ارواحنافداه-قسمت دوم
كسي در شمار ياران خاص امام زمان ارواحنا فداه وارد ميگردد كه با ورع و پارسايي، تمام اراده و خواست خود را تحت تدبير و مشيت الهي قرار داده و محبت و رضايت خويش را در رضايت و محبت حضرت دوست محو و فاني گردانيده باشد.
تحصيل ورع، محاسن اخلاق و رضايت الهي
كسب ورع و پارسايي و تحصيل فضايل اخلاقي ميتواند چنان معنويت و نورانيتي را به ارمغان بياورد كه انسان را در شمار ياران ويژة امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف وارد گرداند؛ چنان كه امام صادق عليهالسلام در اين باره ميفرمايند: هر كس شاد ميشود كه از اصحاب قائم سلام الله عليه باشد، ميبايست كه منتظر باشد و بر اساس ورع و محاسن اخلاق عمل نمايد.1
ورع، بسي والاتر و بالاتر از تقوا است، چرا كه تقوا در حقيقت انجام تمام واجبات و پرهيز از تمام محرّمات است، اما ورع علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات، انجام مستحبات و پرهيز از شبهات و مكروهات را نيز در بر دارد. اگر در تقوا تمام فرايض انجام ميشود، در ورع نسبت به تمام مستحبات نيز علاقه و نشاط نشان داده ميشود. اگر در تقوي از تمام محرمات دوري ميشود، در ورع از هرگونه شبهه و عمل مكروهي نيز پرهيز ميشود. اگر در تقوي از گناه پرهيز ميشود، در ورع از محيط و زمينه گناه نيز اجتناب ميشود.
عارف نامي، مولا محمد بيدآبادي 2 قدسسره (متوفاي 1198 ق) درباره انواع مراتب تقوا و ورع چنين ميفرمايد: اي عزيز، تقواي عوام از كفر و شرك است و تقواي خواص از معصيت و خطا و تقواي خاص الخاص از ماسواي خدا. و ورع بر چهار قسم است:
اول: ورعتائبان، و آن عبارت از ترك كباير و عدم اصرار بر صغاير بُوَد با ملازمت انصاف و مروت.
دوم: ورع صالحان، و آن اشاره است به گذشت از چيزهايي كه شبههدار باشد از بيم آنكه مبادا در حرام محض افتد؛ زيرا كه هر كه در مرز زمين زراعت و در كنار مزرع مركب چراند، دغدغة آن ميشود كه به غفلتي و خوابي غلّة مردم بخوراند.
سوم: ورع متقيان، و مقصود از آن ترك اكثر مباحات و محلّلات است از ترس آنكه مبادا در شبهه و در مكروهات رغبت كند.
چهارم: ورع صدّيقان، و آن ايماء است به اِعراض از جميع ماسوي الله و اِدبار بر تمام اَغيار و احتياط كردن در آنكه مبادا لحظهاي و لمحهاي از عمر در چيزي صرف شود كه علت ريا و سبب قرب و نزديكي به حضرت الهيه نبود هرچند كه منجر به حرامي يا شبههاي نشود.3
بنا بر احاديث، از مهمترين ويژگيهاي ياران و ياوران اهل بيت عليهم السلام «شدت ورع و پارسايي»4 ميباشد. در اينباره از امام صادق سلام الله عليه چنين وارد شده: إنَّما أصحابُ جَعفَرٍ مَنِ اشْتَدَّ وَرَعُهُ وَ عَمِلَ لَخالِقِهِ.5 ياران جعفر (بن محمد الصادق عليه السلام) كسانياند كه ورع و پارساييشان [از ديگران] شديدتر است و تنها براي آفريدگارشان عمل ميكنند.
بر اساس اين حديث شريف، كسي در شمار ياران خاص امام زمان ارواحنا فداه وارد ميگردد كه با ورع و پارسايي شديد، تمام اراده و خواست خود را تحت تدبير و مشيت الهي قرار داده و محبت و رضايت خويش را در رضايت و محبت حضرت دوست محو و فاني گردانيده باشد. همين باريابي به مقام رضايت و محبت خاص الهي است كه انسان را محرم اسرار و همنشين اولياي خاص الهي ميگرداند؛ چنان كه در حديث قدسي6 آمده است كه خداوند متعال در شب معراج خطاب به پيامبر محبوب خويش چنين فرمود:
اي احمد، پس كسي كه به رضاي من عمل كند، او را سه خصلت را ملازم او ميكنم: معرفت به شكري را به او عنايت ميكنم كه ناداني با آن مخلوط نگردد، و او را چنان به ياد خود ميدارم كه هيچ فراموشي با آن مخلوط نشود، و چنان محبتي به او عطا ميكنم كه با محبت هيچ كدام از مخلوقات سودايش نكند. پس هنگامي كه مرا دوست داشت، او را دوست ميدارم و چشم قلبش را به جلالم باز ميكنم و بنده خاص خودم را از او مخفي نميدارم.7
بيشك، برترين بنده خاص خداوند در زمانه ما، حضرت بقية الله الاعظم روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء ميباشد كه توفيق ملاقات ايشان، بر اساس اين حديث قدسي، در گروي جلب رضايت خداوند تبارك و تعالي است:
وصال او طلبيدن نه كار هر خامي است بسوز اي دل اگر با منت سر ياري است
عبادت و ورع و زهد و علم ميبايد به وصل او نرسد هر كه زين هنر عاري است8
باري، اگر انسان در زندگي تقوا و پرواي از خداوند را سرلوحة امور خويش قرار دهد و رفتار و گفتار خويش را بر محور ورع و فضايل اخلاقي سامان بخشد و قلب خويش را به طور مطلق در برابر خواست و رضايت خداوند تسليم نمايد، لحظهاي از مشاهده وجه خدا و وصال وليّ مطلق او كه در اوج رضايت و محبت الهي است، محروم و مهجور نخواهد ماند؛ چنان كه مرحوم شيخ رجبعلي خياط (نكوگويان) در اين باره ميگويد:
كوشش كن قلب تو براي خدا باشد! وقتي قلب تو براي خدا شد، خدا آنجا است. وقتي خدا آنجا بود، همة آنچه مربوط به خداست، در آنجا حاضر و ظاهر خواهد شد. هر وقت اراده كني، همه نزد تو خواهند آمد؛ چون خدا آنجا است. ارواح همة انبيا و اوليا آنجا هستند. اراده كني، مكه و مدينه همه نزد تو هستند... پس كوشش كن قلبت فقط براي خدا باشد، تا همة آنچه مخلوق خداست، نزد تو حاضر باشند9... اگر غير خدا را بخواهي، قيمت تو همان است كه خواستهاي، و اگر خداخواه شدي قيمت نداري: مَن كانَ لِلّهِ كانَ اللهُ لَهُ، اگر در تمام لحظات مستغرق در خدا باشي، انوار الهي در تو تابش ميكند و آنچه بخواهي، به نور الهي ميبيني.10
اي خدا خواهم خداييام كني مهدوي ديني سمائيام كني
گر مرا با خود بداني يك زمان ارزشش به از زمين و آسمان11
---------------------------
1. عن الصادق عليه السلام: مَن سَرَّهُ اَن يَكُونَ مِن اَصحابِ القائِمِ فَليَنتَظِرهُ وَليَعمَل بِالوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الاَخلاقِ وَ هُوَ مُنتَظَر. شيخ محمد بن نعماني، الغيبه، ص 200، ح 16.
2. آيت الله بيدآبادي اعلي الله مقامه الشريف، فرزند محمد رفيع گيلاني و ساكن بيدآباد اصفهان بوده است. اوايل عمرشان مقارن سقوط صفويه (سال 1135) و دوران حكومت افاغنه بوده و اواخر عمرشان همزمان با حكومت كريمخان زند (سال 1163) بوده است. صاحب رياض الجنه در شرح احوال آن جناب مينويسد: «مولانا محمد بن محمد رفيع بيدآبادي در همة فنون حكمت سيّما فن الهي كمال وقوف و استادي داشت و در طريقة ... و اشراق، طاق و بينظير آفاق بود. وي در تهذيب اخلاق و تزكيه و تطهير باطن كوشش بياندازه نمود و خود را از تپه ظلماني ناسوتي به عالم نوراني لاهوتي اختصاص داده بود». آن عارف بزرگوار و كم نظير، در سال 1197 به جوار حق پركشيد و در تخت پولاد اصفهان دفن گرديد. بيدآبادي، مولا سيد محمد، حسن دل در سلوك الي الله، تحقيق و تصحيح نورمحمدي و خوئي، مقدمه، ص 16 ـ 17.
3. همان، ص 48 ـ 49.
4. قال الصادق عليهالسلام: مَن سَرَّهُ أن يَكونَ مِن أَصحابِ القائِمِ فَليَنْتَظِر وَليَعمَل بِالوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الأخلاقِ وَ هوَ مُنتَظِر. نعماني، الغيبه، ص 200، ح 16.
5. بحارالانوار، ج 68، باب 19، ص 166، ح 18.
6. حديث قدسي، گفتاري است كه پيامبر و يا امام معناي آن را از خداي تعالي دريافت كرده، اما به زبان و لفظ خود، آن را بيان فرمودهاند.
7. يا اَحمَد، فَمَن عَمِلَ بِرِضايَ، أُلزِمُهُ ثَلاثَ خِصالٍ: أُعَرِّفُهُ شُكراً لا يُخالِطُهُ الجَهلُ، وَ ذِكراً لايُخالِطُهُ النِّسيانُ، وَ مَحَبَّةٌ لايُؤْثِرُ عَلي مَحَبَّتي مَحَبَّةَ المَخلوقينَ. فَإذا أَحَبَّني أَحْبَبتُهُ وَأَفتَحُ عَينَ قَلبِهِ إلي جَلالي وَلا أُخفي عَلَيهِ خاصَّةَ خَلقي؛ بحارالانوار، ج 6، ص 307 – 308.
8. فيض كاشاني، ملا محسن، شوق مهدي، تصحيح علي دواني، ص 114.
9. محمدي ريشهري، محمد، كيمياي محبت، ص 183.
10. محمدي ريشهري، محمد، كيمياي محبت، ص183.
11. اين دو بيت شعر از حضرت آيتاللهالعظمي بهجت رحمهالله نقل شده است
عوامل مؤثر در راهيابي به ديدار امام عصر ارواحنافداه-قسمت سوّم
اتصال به قرآن، تحصيل رضايت اهل بيت(عليهم السلام) و توجه به نماز اول وقت
تحصيل رضايت اهلبيت عليهم السلام
بنا بر آنچه از روايات به دست ميآيد، تنها راه تحصيل رضايت خداوند، تسليم محض در مقابل اوامر و نواهي اهلبيت عليهم السلام و كسب رضايت ايشان است؛ چنانچه امام حسين عليهالسلام ميفرمايد: رضِيَ اللهِ رِضانا أَهلَ الْبَيتِ؛1 رضايت خداوند در رضايت ما اهلبيت است.
زين جهان پيروي آل نبي ما را بس در قيامت ثمر حب علي ما را بس
نيست ما را كه كم و كيف از ايشان برسيم ما و تسليم كه آن نص جلي ما را بس2
آري، معيار رضايت و خشنودي خداوند، خشنودي و رضايت اهلبيت عليهمالسلام است و از همين روست كه مولانا صاحب العصر والزمان سلام الله عليه خطاب به محبان و شيعيانشان ميفرمايند:
هر يك از شما بايد به آنچه مايه نزديكي او به محبت ماست، عمل نمايد و از آنچه مايه نزديكي او به نارضايتي و ناراحتي ماست، دوري و اجتناب كند.3
خشنودي و رضايت اهل بيت عليهم السلام نيز در اطاعت و تسليم محض ما در مقابل خواست ايشان است كه همان خواست و رضايت خداوند است. از اين روست كه وظيفه هميشگي ما پرهيزگاري و تسليم محض در مقابل اوامر و نواهي ائمه اطهار سلام الله عليهم بوده و هست؛ چنانچه پيام امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به پيروانشان چنين است:
تقواي الهي پيشه سازيد، و تسليم امر ما باشيد و كار را به ما واگذار كنيد.4
اتصال با قرآن
قرآن عهد و پيمان آفريدگار متعال با آفريدگانِ خويش است.5 معارف و حقايق قرآن، رفعتبخش درجات روح انسان و نردبان عروج و تكامل اوست تا آنجا تكاملي انسان در دنيا و آخرت وابسته به درجة انس او با قرآن است.6
باري، قرآن مائده و سفره گسترده الهي است كه بهرهگيري از آن تا سر حد توان توصيهاي رباني است: فاقرؤوا ما تيسّر من القرآن؛7 هر آنچه ميتوانيد، قرآن بخوانيد.
از همين روست كه يكي از دستورالعملهاي مشترك ارباب معرفت، دستور به انس و اتصال با قرآن و پياده كردن حقايق آن است؛ چنانچه يكي از توصيههاي هميشگي حضرت علامه آيتالله حسنزادة آملي دامت افاضاته چنين است:
انسان قرآني باش! و در اين راه استقامت داشته باش! قرآن، ذكر است: إنّا نحن نزّلنا الذّكر.8 يك درستان را قرآن قرار دهيد و استاد هم خدا باشد.9 قرآن كريم، صورت كتبي انسان كامل است. پس هر قدر به قرآن تقرب بجويي، به انسان كامل نزديكتر شدهاي. حال بنگر كه بهرهات از قرآن چقدر است؟ زيرا حقايق آيات آن در حقيقت، درجات ذات تو و مدارج آن نردبان عروج و تكامل توست.10
عارف بزرگوار، حضرت آيتالله سيدعليآقا قاضي طباطبايي (رضواناللهتعاليعليه)، به چنان انس و قربي در آستان قدسي امام زمان ارواحنا فداه بار يافته بود كه او را از ذکر ويژهاي كه آن حضرت در ابتداي ظهور در گوش جان 313 نفر ياران ويژه خويش ميخواند باخبر ساخته بودند.11 ايشان ميفرمايد: اگر به جايي رسيدهام، در سايه قرآن و توسل به حضرت سيدالشهداء عليهالسلام رسيدهام.12 همچنين در جاي ديگر ضمن دستورالعملهاي عرفاني خويش به سالكان الي الله ميفرمايد: بر شما باد به تلاوت قرآن كريم در دل شب با صوت نيكوي محزون؛ چرا كه آن، شراب جان مؤمنان است.13
آري، تناسب يافتن با امام زمان ارواحنا فداه كه شريك قرآن 14 بلكه روح و حقيقت قرآن است، انس و اتصال با قرآن و تحقق بخشيدن حقايق و معارف آن را ميطلبد.
وجود امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در اوج نورانيت و طهارت روحي است: إنّما يريدالله ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت و يطهّركم تطهيراً؛15 خداوند اراده كرده است كه شما اهلبيت را از هر گونه ناپاكي برهاند و به عاليترين درجات پاكي و طهارت برساند. از همين روست كه ارتباط روحي و معنوي با امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) جز از راه تحصيل نورانيت و طهارت روحي امكانپذير نيست: لا يمسّه إلّا المطهّرون؛ به حقيقت قرآن، جز پاكان و طهارتيافتگان عالم دست نمييابند.
اين در حالي است كه بهترين و ريشهايترين راه تحصيل طهارت و نورانيت باطني، تمسك به معارف قرآن و پياده كردن دستورالعملهاي اخلاقي و عرفاني آن است؛ چرا كه قرآن كلام خدا و تجليگاه فيض و نور الهي است؛16 چنانچه در بيان وحي آمده است: وأنزلنا إليكم نوراً مبيناً؛17 و نور آشكاري را به سوي شما نازل كرديم.
حال، در ميان سورهها و آيههاي نوراني قرآن، برخي از آيهها و سورهها ارتباط ويژهاي با ساحت شرعي ولايت و امامت يافتهاند؛ چنان كه سوره واقعه سوره اميرمؤمنان علي (عليهالسلام)، سورههاي كوثر و قدر، متعلق به حضرت زهرا سلاماللهعليها و سوره انسان، سوره اهلبيت (عليهمالسلام) است.
در ميان سورههاي خاصي كه با ساحت قدسي ائمة اطهار عليهمالسلام در ارتباطند، سورههايي به طور اخص با وجود عصارة عالم خلقت، حضرت وليّ عصر (ارواحنا فداه) پيوندي پر رمز و راز يافتهاند؛ سوره هايي همچون حديد، حشر، صف، جمعه و تغابن كه «مسبِّحات خمس» و سوره إسراء كه «بني اسرائيل» نيز ناميده ميشود.
دستورالعملهاي عرفاني آيات 78 و 79 سوره إسراء گويا در حكم مقدمه لازم براي نيل به ولايت خاص مولانا صاحبالعصر والزمان ارواحنافداه است که توجه به: 1. نماز اول وقت؛ 2. شبزندهداري و نماز شب را مي طلبد.
1. نماز اول وقت:
آية 78 سورة إسراء به برپاداري نمازهاي واجب در اول وقت، به ويژه نماز صبح كه مشهود فرشتگان شب و روز واقع ميشود، دستور ميدهد:
أقم الصلوة لدلوك الشمس إلي غسق الليل و قرآن الفجر إنّ قرآن الفجر كان مشهودا؛18 نماز را هنگام زوال خورشيد (هنگام ظهر) تا نهايت تاريكي شب (اشاره به نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب و نماز عشاء) و همچنين قرآن فجر [= نماز صبح] را بهپادار؛ چرا كه قرآن فجر مشهودِ (فرشتگان) شب و روز است.
ابن مسعود رضي الله عنه از پيامبر بزرگوار اسلام صلياللهعليهوآله گزارش كرد كه از برترين اعمال از پيامبر پرسيدم، ايشان فرمود: به جاي آوردن هر نماز در اول وقت آن، برترين اعمال است.19
حضرت استاد مصباح يزدي حفظهالله از حضرت آيتالله بهجت دامت افاضاته و آن جناب به نقل از استاد عرفانشان حضرت آيتالله سيدعليآقا قاضي طباطبايي رضواناللهتعاليعليه نقل فرمودهاند: هر كس بر نماز اول وقت مداومت ورزد و به مقامات والاي عرفاني نرسد، مرا لعن كند.20
2. شبزندهداري و نماز شب:
دستورالعمل ويژهاي كه در آيه 79 اين سوره ارايه شده است، دستور به تهجد و شبزندهداري و اقامه نافله شب به اميد رسيدن به مقام محمود ميباشد:
و من الليل فتهجد به نافلة لك عسي أن يبعثك ربك مقاماً محموداً؛21 و پاسي از شب را (از خواب برخيز و) نماز (و قرآن) بخوان. اين يك وظيفة اضافي براي توست. اميد است كه پروردگارت تو را به مقامي محمود و درخور ستايش برانگيزد.
تهجد و شبزندهداري باعث تشابه و سنخيت با مولايمان صاحب العصر و الزمان ارواحنافداه ميگردد؛ چرا كه آن حضرت خود پيشاهنگ متهجّدان و سرسلسله شبزندهداران است؛ تا جايي كه بنا به فرموده امام موسي كاظم (عليهالسلام) بر چهره گندمگون حضرتش، بر اثر بيداري شبها، رنگ زرد عارض ميشود.22
باري، تمام سالكان و عارفان با اقتدا به امام زمان ارواحنافداه، آن طلايهدار عرفان و مقتداي عارفان، شبهاي خويش را با استغفاري خالصانه، مناجاتي عاشقانه و نمازي عارفانه به صبح ميآورند:
سحر با باد ميگفتم حديث آرزومندي
خطاب آمدكه واثق شوبه الطاف خداوندي
دعاي صبح و آه شب، كليد گنج مقصود است
بدين راه وروش ميروكه با دلدار پيوندي23
امير مؤمنان علي بن ابي طالب عليهالسلام يكي از خصال ياران ويژه حضرت صاحبالزمان عجلالله تعالي فرجه الشريف را چنين برشمردهاند:
... برخي از آنان شبهنگام نخوابند. زمزمه قرآن و مناجات و نمازشان همچون نواي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد؛ شب را با قيام و ركوع و سجود به روز آورند و بامدادان بر مركبهاي خويش سوار شوند. آنانند پارسايان شب و شيران روز. 24
آري، روح عبادت و شبزندهداري در فردفرد ياوران مهدي سلاماللهعليه موج ميزند؛ اما برخي از ياران خاص آن حضرت از لحاظ جسمي و روحي به چنان قوّت و نيرويي دست مييابند كه سختي مجاهدات روزانه، مانع از عبادت و مناجات شبانة ايشان نميگردد. اينان همان رادمرداني هستند كه جهاد توفندة روزانه را با تهجد بالندة شبانه جمع ميكنند و لقب «پارسايان شب و شيران روز» از جانب مولاي متقيان عليهالسلام مدال افتخارشان ميگردد.
--------------------------------
منابع:
1. حضرت اباعبداللهالحسين عليهالسلام اين فراز نوراني را به هنگام خروج از مكه به سوي كربلا، ضمن خطبة معروف «خُطَّ المَوتُ» فرمودهاند. ر.ك: سيد بن طاووس، اللّهوف علي قتلي الطّفوف، ص 52 – 53 و فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع)، ص 369.
2. فيض كاشاني، شوق مهدي، تصحيح علي دواني، ص 136.
3. فَليَعمَل كُلُّ امْرِءٍ مِنكُم بِما يُقَرِّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا وَ يَتَجَنَّبُ ما يُدنيهِ مِن كِراهَتِنا وَ سَخَطِنا؛ بحارالانوار، ج 53، ص 175، ح7.
4. فَاتَّقُوا اللهَ وَ سَلِّموا لَنا وَرُدُّوا الأَمرَ إلَينا. بحارالانوار، ج 53، باب 31، ص 179، ح 9.
5. فرازي از نامة مولي الموحدين علي عليهالسلام در وصيتنامهاش به محمدبنحنيفه. ر.ك: فيض كاشاني، وافي، ج 14، ص 64
6. عن رسول الله صلياللهعليهوآله: يُقالُ لِصاحِبِ القُرآنِ: إقْرَأ وَارْقَ وَ رَتِّل كَما كُنتُ في دارِ الدُّنيا؛ فَإنَّ مَنزِلَتَكَ عِندَ آخَرِ آيَةٍ تَقرَؤُها؛ [در روز قيامت] به صاحب قرآن [و كسي كه با قرآن مأنوس و همنشين بوده است] گفته ميشود: بخوان و بالا برو و قرآن را تلاوت كن همانگونه كه در دنيا تلاوت ميكردي؛ همانا درجه و منزلت تو نزد آخرين آيهاي است كه قرائت ميكني. ريشهري، محمد، منتخب ميزان الحكمه، كنزالعمال، ح 2330.
7. مزمل (73)، 20.
8. حجر(15)، 9.
9. علي محيطي، صراط سلوك، ص 33 ـ 34.
10. همان، ص 27 ـ 28.
11. پس از آن كه امام زمان ارواحنافداه ظهور خويش را از كنار كعبه (بين ركن و مقام) اعلان ميفرمايند، 313 نفر از خواص آن حضرت در محضرش مجتمع ميگردند. در اين حال حضرت به آنها كلمهاي ميگويند كه همة آنها با طيالارض تمام عالم را تفحص ميكنند و ميفهمند كه غير از آن حضرت كسي داراي مقام ولايت مطلقة الهيه، و مأمور به ظهور و قيام، و حاوي همة گنجينههاي اسرار الهي و صاحبالامر نيست. در اين حال همه به مكه مراجعت ميكنند و به آن حضرت تسليم ميشوند و بيعت مينمايند. مرحوم قاضي رضوااللهتعاليعليه ميفرمود: من آن كلمهاي را كه حضرت به آنها ميفرمايد، مي دانم. طيّار مراغي و حسنزاده، اسوه عارفان، ص 108 – 109 ؛ به نقل از علامه حسيني طهراني، مهر تابان، ص 331 – 331.
12. اين جملة مرحوم سيدعليآقا قاضي قدس سرّه را حضرت آيتالله مصباح يزدي حفظهالله از استادشان حضرت علامه طباطبايي رحمهالله نقل فرمودهاند.
13. وَعَلَيكُم بِقِراءَةِ القُرآنِ الكَريمِ فِي اللَّيلِ بِالصَّوتِ الحَزينِ فَهُوَ شَرابُ المُؤمِنينَ». هاشميان، هادي، درياي عرفان، ص 128.
14. در زيارت آن حضرت ميخوانيم: اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا شَريكَ القُرآنِ؛ سلام بر تو اي شريك قرآن! و در حديث ثقلين ميخوانيم: إنّي تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ كِتابَ اللهِ وَ عِترَتي... لَن يَفتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ؛ من در ميان شما دو چيز گرانبها به يادگار ميگذارم: كتاب خدا و عترتم... از اين رو وجود مقدس امام زمان ارواحنافداه شريك و همطراز قرآن بوده، همواره داراي اتصالي انفكاكناپذير با قرآن است.
15. احزاب (33)، 33.
16. امام متقيان، علي عليهالسلام ميفرمايد: فَتَجَلّي سُبحانَهُ لَهُم في كِتابِهِ مِن غَيرِ أن يَكُونُوا رَأَوْهُ؛ خداوند سبحان بر بندگان در كتاب خود تجلي كرده است، بدون آن كه او را ببينند؛ نهجالبلاغه، خطبة 147.
17. نساء (4)، 174.
18. إسراء (17)، 78.
19. ما رَواهُ ابنُ مَسعودٍ عَنِ النَّبي صَلَّي الله عليه و آله و سلم، وَسَأَلَهُ مِن اَفضَلِ الاَعمالِ، فَقالَ: اَلصَّلوةَ في اَوَّلِ وَقتِها. مجلسي، بحارالانوار، ج 83، باب 8، ح 27، ص 63.
20. باقيزاده، رضا، برگي از دفتر آفتاب، ص 97 و طيار مراغي و حسنزاده، اسوة عرفان، ص 89.
21. إسراء (17)، 79.
22. موسوي اصفهاني، سيد محمدتقي، مكيال المكارم، ترجمة حائري قزويني، ج 1، ص 193.
23. فيض كاشاني، ملا محسن، شوق مهدي، تصحيح علي دواني، ص 153.
24. عن اميرالمؤمنين علي عليه السلام: ... فيهِم رِجالٌ لا يَنامونَ اللَّيلَ؛ لَهُم دَوِيّ في صَلاتِهِم كَدَوِيِّ النَّحلِ يَبيتونَ قياماً عَلي اَطرافِهِم وَ يُصبِحونَ عَلي خُيُولِهِم رُهبانٌ بِاللَّيلِ، لُيُوثٌ بِالنَّهار؛ سيد بن طاووس، الملاحم و الفتن، ص 52.
منبع : سوداي روي دوست، ص53تا57، آقاتهراني
چگونه مورد توجه امام عصر(عج) قرار گیریم؟
پاسخ: در قرآن و روایات به صورت صریح تاکید شده است که پس از برخورداری انسان از اعتقاد صحیح، نوبت به عمل میرسد و آنچه میتواند آدمی را به خدا و حجت او نزدیک و نزدیکتر کند، تلاش در راه انجام دادن وظایف(تعهد به واجبات و ترک محرمات الهی) است.
حضرت مهدی(عج) بر اساس یکی از توقیعات رسیده از ایشان فرمودند:
«اگر شیعیان ما- که خداوند آنها را به اطاعت خویش موفق بدارد- بر ادای عهد و پیمان ما یک دل و همراه میشدند، هرگز سعادت دیدار ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد».(1)
همچنین فرمودند:
«هر یک از شما به گونهای عمل کند که به محبت ما نزدیک شود و از کارهایی که او را به خشم و غضب ما نزدیک می کند، برحذر باشد».(2)
این سخنان نورانی میرساند که بهترین وسیله برای نزدیکی به خدا و جلب عنایت امام عصر(عج) تلاش برای سازندگی فردی است. البته یاد امام عصر(عج) در هر شب و روز در این مسیر بسیار راهگشا خواهد بود. چه خوب است که روزمان را با یاد آن حضرت و توسل به او شروع کنیم و به همین گونه به پایان برسانیم. و چه زیباست که پیوسته ساعتی را برای عرض سلام و ارادت به ساحت مقدسش اختصاص دهیم و چه بجاست که به نیابت از آن حضرت، کارهای عبادی(مثل نماز، روزه و صدقه) انجام دهیم.
هر یک از شما به گونهای عمل کند که به محبت ما نزدیک شود و از کارهایی که او را به خشم و غضب ما نزدیک می کند، برحذر باشد
البته در کنار خودسازی و یاد امام عصر(عج) لازم است به دنبال تحقق اهداف امام در عرصه اجتماعی باشیم و در این راستا برای زمینه سازی ظهور آن حضرت، بستر سازی برای بروز ارزش های اسلامی و انسانی در جامعه، و تلاش برای فراگیر شدن فرهنگ انتظار و ضرورت حاکمیت الهی تلاش کنیم.
به راستی آیا می شود آدمی این گونه زندگی کند و مورد توجه و عنایت امام عصر(عج) قرار نگیرد؟!
پی نوشت:
1 - الاحتجاج، طبرسی، ج2، ص315.
2 - همان، ص323-324.
راههای دوستی با امام زمان چیست؟
در ابتدا، لازم است این موضوع را مطرح کنیم که خداوند، در قرآن مجید، محبت و دوستی همه اهل بیت و همینطور تنها ذخیره و یادگار آل عصمت و طهارت، امام مهدی علیهالسلام را بر همگان واجب کرده است و دوستی آنان را اجر و مزد رسالت پیامبر اسلام قرار داده است. خداوند به پیامبر در این باره میفرماید: «قل لا أسألکم علیه أجرا الاّ المودة فی القربی؛ بگو: من، از شما، جز مودت و محبت خویشاوندانم، اجر و مزدی برای رسالت نمیخواهم».[۱]
با توجه به اینکه مودت و دوستی آنان، منفعتی برای ایشان نیست، بلکه نفع آن برای دوستداران است و بهرههای بیپایانی را در دنیا و آخرت به همراه دارد، در این مورد نیز میفرماید: «قل ما سألتکم من اجر فهو لکم؛ بگو: هر اجر و پاداشی از شما خواستهام، برای خود شما است».[۲]
در حقیقت، این دوستیها، موجب ارتباط روحی و معنوی است که راه سیر به سوی خدا را فراهم میآورد و سلوک انسان را در جهت اراده حق، شکل میدهد، خداوند میفرماید: «قل ما أسألکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلاً؛ بگو: من، در برابر آن [رسالت]، هیچگونه پاداشی از شما نمیخواهم، مگر کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزیند».[۳]
با محبت امام زمان است که زمینههای اطلاعت از او فراهم میآید و با اطاعت از اوست که راه کمال انسان هموار میشود.
با توجه به این مطالب، معلوم میشود که دوستی و محبت، اساس و پایه دین، بلکه مساوی دین است. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «هل الدین إلا الحب؛ آیا دین، چیزی جز دوستی است؟».[۴]
امام زمان فرموده است: «هر یک از شما، باید به آنچه که او را به مقام محبت و دوستی ما نزدیک میکند، عمل کند».[۵]
ازاینرو، اگر عبادتی یا عملی مستحبی یا دعا و زیارتی خاص، بتواند مقدمهای برای ایجاد محبت بیشتر به امام زمان باشد، انجامدادن آن، وظیفه خواهد بود و به فرمان صریح آن بزرگوار، بر عهده شیعیان قرار گرفته است.
بنابراین، اگر ما به تکالیف شرعی خود عمل کنیم و به وظایفی که از سوی ائمه برای شیعیان در دوره ظهور توصیه شده، عمل کنیم، از دوستداران واقعی آن حضرت خواهیم بود.
در این قسمت، برای شناخت هرچه بهتر راههای دوستی با امام زمان فهرستوار، به برخی از آن وظایف اشاره میشود:
1. کسب معرفت و شناخت نسبت به امام زمان؛
2. مأیوسنشدن در دوره غیبت؛
3. دعاکردن برای امام زمان، بهویژه دعا برای تعجیل فرج آن حضرت؛
4. تلاش برای فراهمساختن زمینه ظهور؛
5. تهذیب نفس و تقوا پیشگی و پرهیز از گناه؛
6. دعا برای سلامتی امام زمان؛
برخی علما، نزدیک به هشتاد وظیفه برای منتظران ذکر کردهاند.[۶]
معرفی منابع برای مطالعه بیشتر
• راه وصال، وظایف مؤمنین در زمان غیبت امام زمان، سید رضا حسینی مطلق؛
• با انتظار در خیمهاش درآییم، فصلنامه انتظار، شماره ۵؛
• در انتظار امام، عبدالهادی فضلی؛
• وظایف منتظران در عصر غیبت، حسین الهینژاد؛
پینوشتها
۱. شوری: ۲۳.
۲. سباء: ۴۷.
۳. فرقان: ۵۷.
۴. تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۶۸.
۵. احتجاج، طبرسی، ج۲، ص۵۹۹.
۶. برای اطلاع بیشتر ر.ک: مکیالالمکارم؛ میرزا محمدتقی موسوی اصفهانی.
پرسش: كاش ميشد به امام زمان اس ام اس داد ! خيلي شديد احساس تنهايي ميكنم
پاسخ: اين عشق و علاقه شما به امام زمان ستودني است ؛ اما بايد به اين نكته توجّه داشت كه شناخت و ايمان نسبت به امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- و استواري در آن، بر هر چيز ديگر، مقدم است چرا كه در عصر امامان پيشين، كساني بودند كه در كنار ائمه عصمت و طهارت زندگي ميكردند ولي چون نسبت به آن برگزيدگانالهي، معرفت و ايمان نداشتهاند، بهرهاي از آنها نبرده و چه بسا با آنها هم مخالفت كردهاند. حال ما چه كنيم كه بتوانيم امام زمان خويش را بشناسيم و انس وارتباط حقيقي با آن حضرت برقرار نماييم؟ در اينجا به برخي از مهمترين راههاي آن اشاره مينماييم:
1.تقوا 2. عشق و محبت به آن سرور.
تقوا به معناي ترس از پروردگار و نگهداري نفس ميباشد يعني اطاعت كامل از خداوند و فرمانبرداري از دستورات او كه خلاصهاش انجام واجبات و ترك محرمات ميشود، البتّه تقوا مراتبي دارد و اگر اين نردبان را آدمي تا آخرين پلهاش طي كند به سعادت بزرگي دست خواهد يافت كه در نهايت به جايي ميرسد كه خداوند متعال ميفرمايد: اي بنده من اطاعتم كن تو را مثل خودم قرار ميدهم. من زنده هستم و نميميرم، تو را هم زنده قرار ميدهم و نميميري و من بينياز هستم و محتاج نميشوم، تو را هم بينياز قرار ميدهم كه محتاج نميشوي. من هر چه را اراده كنم تحقق پيدا ميكند، تو را هم به صورتي قرار ميدهم كه هر چه را بخواهي تحقق پيدا ميكند.[1]
براي رسيدن به اين مرحله، علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات تا حد امكان بايد مستحبات را هم انجام دهد و از شبهات و مكروهات هم دوري كند.
تقوا سبب نورانيت و قرب به حضرتوليعصر-عجل الله تعالي فرجه الشريف- و اتصال روحي با آن حضرت ميشود. در توقيع شريف امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف- به شيخ مفيد،امام ميفرمايد: «...پس هر فردي از شما عمل كند به آن چيزي كه به وسيله آن به محبت ما نزديك ميشود و دوري كند از آن چيزهايي كه به وسيله آن به اكراه و خشم ما نزديك ميشود. پس به درستي كه امر ظهور ما يك دفعه و ناگهاني است، در وقتي كه توبه براي فرد، نفعي ندارد و نجات نميدهد او را از عقاب ما، پشيماني بر رفتارهاي ناپسند. خداوند شما را با الهامات غيبي خود ارشاد و توفيقات خويش را در سايه رحمتش نصيب شما فرمايد».
پس آنچنان كه از كلمات گهربار آن وجود مقدس دانسته ميشود، تنها چيزي كه نميگذارد به آن حضرت نزديك شويم ، اعمال سوء و گناهان ماست كه آن مولا را ناراحت ميسازد در حقيقت علّت اصلي اين حجاب بين ما و آن حضرت در خود ماست. معصيت خدا سبب ميشود كه دل و قلب انسان از محبت خاندان وحي خالي گردد و بُعد روحي و جسمي از آقا امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- پيش آيد و اعمال شايسته ما، اين اتصال روحي با امام را از بين برده و سبب دور شدن ما از آن وجود مقدس ميگردد.
در تشرف علي بن ابراهيم بن مهزيار، امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- همين نكته را باز تذكر نمودهاند كه پسر مهزيار نقل ميكند كه پس از توسلات عديدهاي در يك سفر در جستجوي آن وجود مقدس به مكه مشرف ميشود، شبي در مسجدالحرام مقابل درب كعبه شخص وارستهاي را ميبيند كه پس از سلام و معرفي خود، به اينكه از سوي حضرت مأمور بردن پسر مهزيار به جهت پابوسي حضرت بقيه الله -عجل الله تعالي فرجه الشريف- است، از پسر مهزيار ميپرسد: چه چيزي را طلب ميكني اي ابالحسن؟
گفتم: امامي كه محجوب و مخفي از عالم است.
گفت: او از شما پوشيده و مخفي نيست و لكن اعمال بد شما او را از شما پوشانده و مخفي ساخته است.
وقتي آن شخص پس از مقدماتي، عتي بن مهزيار را خدمت حضرت صاحب الامر -عجل الله تعالي فرجه الشريف- ميبرد حضرت در قسمتي از سخنانشان خطابه به او ميفرمايد: اي ابوالحسن شب و روز توقع و انتظار آمدن تو را داشتم، چه چيز آمدنت را نزد ما تأخير انداخت؟
پسر مهزيار در جواب ميگويد: اي آقاي من تا الان كسي را نيافته بودم كه مرا راهنمايي كند.
حضرت فرمودند: كسي را نيافتي كه راهنمائيت كند؟!
آنگاه با انگشتان مباركشان بر روي زمين فشار دادند و سپس فرمودند: و لكن شما اموالتان را زياد نموديد، ضعفاء مؤمنين را دچار حيرت ساختيد و بين خود قطع رحم نموديد پس الان براي شما چه عذري مانده است؟[2]
پس مهمترين عامل،كه موجب ايجاد انس با مولايمان امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- و از بين رفتن موانع بهرهمندي از فيض حضور آن حضرت ميگرددتقوا،پرهيزكاري و ترك محرمات و انجام واجبات الهي است.
امر دوّم براي نزديك شدن به محضر مبارك امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- عشق به آن حضرت و ايجاد محبت در خود نسبت به آن مقام مقدس ميباشد. در حديث گرانبهايي كه در مورد رابطه قلبي بين امام معصوم و شيعه، مضامين زيبايي در آن نقل گرديده است، راوي سؤال ميكند: «آيا شما براي من دعا مينماييد؟ امام رضا-عليه السلام- ميفرمايد: آيا تو غير از اين را گمان ميكني؟ راوي جواب ميگويد: خير و سپس حضرت ميفرمايد:
اگر خواستي كه دريابي كه مقام محبت من با تو و اهتمام داشتن من در امر تو چقدر است، پس به قلب خود نظر كن و ببين كه در قلبت و در كارهايت چقدر به من محبت داري و به فكر من هستي؟»[3]
اين يك قاعده كلي است كه هر قدر شما به شخصي نزديك باشيد و او را دوست داشته باشيد او هم شما را به همان مقدار دوست خواهد داشت لذا امام در حديث ميفرمايند كه به خود نظر كن و آنگاه درجه محبت خويش را نسبت به ما بسنج. پس بدان به همان مقداري كه تو به ياد ما هستي ما هم به ياد تو هستيم.
گاهي ميشود محّب و عاشق، از يك دوستي عادي گام فراتر ميگذارد به گونهاي كه محبوب و معشوق را بيش از خود دوست دارد و او را با همه دنيا عوض نميكند و حاضر است جان را فدايش كند و اوامرش را بي چون و چرا، اجرا كند در اين صورت مقام محبت و مودت به آخرين درجه خود ميرسد كه شايد قابل وصف نباشد، وقتي چنين حالت و رابطهاي بين عاشق و معشوق پديد آمد، هيچ چيز نميتواند مانع اتصال گردد و هيچ سدي نميتواند در برابر عاشق بايستد. از آن طرف هم وقتي محبوب اين حالت محب را مشاهده ميكند در لطف و مهرورزيدن نسبت به محب كوتاهي نميكند او را در سراي خويش ميهمان مينمايد و پذيرايي و ميهماننوازي از او را به حد اعلي ميرساند از او ميخواهد كه در كنارش براي هميشه بماند تا اين حالت محبت و دوستي از بين نرود.
اگر اين حالت علاقه با نهايت درجهاش در قلب و روح انسان پديد آمد كه امام و آقا و مولاي خود را بيش از خويش بخواهد و حاضر باشد كه جان در راه او دهد و موانع دنيايي نتواند در مقابلش بايستد، البتّه از طرف آن حضرت عناياتي كه نميتوان مثل و مانند آن عنايات و محبتها را در دنيا يافت، به او خواهد شد.
اگر دل از علائق كنده باشي به منزل بار خود افكنده باشي
البتّه وسائل و راههاي ديگري هم وجود دارد كه ميتواند موجب قرب و نزديك شدن به آن حضرت گردد كه به مهمترين آنها اشاره ميگردد:
1. معرفت و شناخت در حد امكان، از آن چهارده نور تابناك خصوصاً حضرت بقيه الله -عجل الله تعالي فرجه الشريف- .
2. به ياد آن حضرت بودن در همه اوقات.
3. انتشار دادن نام و ياد آن حضرت در بين مردم.
4. عظيم شمردن نام آن وجود مقدس.
5. گريه و ناله در دوري از آن امام و حزن و اندوه در غربت او.
6. دعا براي تعجيل فرج در هر صبح و شام در اوقات اذان كه در توقيع شريف فرمودند: و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم «براي تعجيل ظهور زياد دعا نماييد كه همانا آن(دعا كردن) موجب گشايش در امور و رهايي شما است.»[4]
7. هديه نمودن ثواب عبادات به آن حضرت .
8. قرائت قرآن و عمل به آن و هديه ختم قرآن به آن وجود مقدس و مبارك.
9. توجه به خواندن زيارت عاشورا و زيارت جامعه كبيره و نماز شب كه همانا استمرار بر آنها،آثاري بس شگفتانگيز دارد.
10. زيارت نمودن آن حضرت به ادعيهاي كه در خصوص آن بزرگوار وارد گرديده است.
11. انفاق مال در راه و صدقه دادن براي سلامتي و تعجيل در ظهور آن حضرت.
12. عزاداري و گريه در مصيبت جد بزرگوارش امام حسين ـ عليه السّلام ـ و عمهاش زينب-عليها السلام-.
13. دوست داشتن خوبان و شيعيان مخلص و محبان واقعي آن حضرت و احترام گذاشتن به آنها.
14. ياري رساندن به شيعيان آن حضرت و رفع مشكلات دوستان آن بزرگوار.
البتّه از اين نكته نبايد غافل شد كه ارتباط وانس با حضرت ولي عصرامام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- اعم از ملاقات ميباشد و ميتواند جلوههاي ديگري از جمله خواب، ارتباط قلبي و... داشته باشد .
خدايا توفيق درك انس و محبت مولايمان امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف- و توفيق زيارت آن حضرت را به ما آن عنايت فرما و ما را از سربازان و ياوران مخلص آن حضرت مقرر گردان «آمين يا رب العالمين»
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مستدرك وسائلالشيعه ج 11، ص 258.
[2] . دلائل الامامه، ص 296 محمد بن جرير طبري.
[3] . اصول كافي، ج 2، ص 652.
[4] . بحارالانوار، 52 ص، غيبه الطوسي ص 290.
پاسخ آیت الله جاودان به یک پرسش؛
بهترین روش برای توسل به امام زمان(عج)
حفاظت و صیانت از اندیشه مهدویت در جامعه امروز به عنوان مهمترین وظیفه منتظران راستین امام عصر(عج) از حلقه های مورد غفلت جامعه اسلامی است. به همین خاطر خبرگزاری شبستان در نظر دارد، پاسخ پرسش های مطرح در این حوزه را از بزرگان و عالمان برای علاقه مندان ارائه کند، باشد که نقطه تاریکی را در این مسیر روشن کند.
بهترین روش برای توسل به امام زمان (به منظور ترک کامل گناهان) چیست؟
آیت الله جاودان پاسخ دادند:
"هر روز بلکه هر روز و شب نماز استغاثه به امام زمان بخوانید و هر روز صبح زیارت آل یس را با توجه و تضرع بخوانید و اگر موفق به ترک شدید این توسلات را رها نکنید و خیالتان به ترک چند روزه مطمئن نشود باید دست از توسل و تضرع برندارید."
منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله محمدعلی جاودان
آیت الله بهجت پاسخ می دهند؛
احال متوسّلین به امام عصر(عج) بر حضرت مخفى نیست strong>
آیا رفتن به مسجد جمکران در شب هاى چهارشنبه خصوصیّت دارد؟. . . آیا چهل شب چهارشنبه به مسجد جمکران رفتن خصوصیّتى دارد؟
خبرگزاری شبستان؛ یکی از آسیب های مفهوم مهدویت فعالیت مستمر فرقه های دست ساز نوظهور است که با شبهه پراکنی درخصوص معارف مهدویت سعی در وارد کردن معانی دروغ به این فرهنگ دارند. از این رو لازم است در راستای مقابله با این فعالیت های ویرانگر آموزش ها، انتقال و ترویج مفاهیم مهدوی در فضای مجازی به صورت گسترده بیان شود.
از این رو پاسخ به برخی پرسش های مهدوی در این فضا امری لازم و ضروری به نظر می رسد، خبرگزاری شبستان در این راستا با ارائه پرسش های مهدوی و پاسخ به آنها از طریق عالمان و عارفان به این حوزه سعی دارد، منطق مقابله با این شبهات را به علاقه مندان به این حوزه ارائه دهد.
از آیت الله محمدتقی بهجت(ره) پرسیده شد:
آیا رفتن به مسجد جمکران در شب هاى چهارشنبه خصوصیّت دارد؟
که ایشان پاسخ دادند:
به حسب ظاهر مثل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتن است. اگر آن وارد باشد، این هم وارد است.
و در ادامه نیز پرسیده شد:
آیا چهل شب چهارشنبه رفتن خصوصیّتى دارد؟
ایشان جواب دادند:
به خصوص بنده اطّلاع ندارم؛ لیکن به صورت متعدّد نقل کرده اند که کسانى در مسجد جمکران به حضور حضرت غائب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ مشرّف شده اند، مضافا بر اینکه حالِ متوسّلین به آن حضرت بر او مخفى نیست.
منبع: "کتاب به سوی محبوب"
آيا آيه «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» در باره امام زمان (عج) نازل شده است؟
در قرآن کريم آيات بسياري داريم که موضوع اوليه آيه در زمان انبياي گذشته بوده است اما مصداقي از آن نيز در زمان رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم محقق مي شود . تمامي ماجراهايي که از انبياي کرام نقل شده است به اين دليل بوده است که آن ماجرا ربطي به عصر رسول گرامي اسلام و وقائع زمان آن حضرت داشته است .
از واضح ترين آنها مي توان به آيه
رَحمَةُ اللهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَيکُم أهلَ البَيتِ (هود 73)
بخشايش و برکتهاي خداوند بر شما اهل اين خانه باد
اشاره نمود که در شأن حضرت ابراهيم و خاندانش نازل شده است اما رسول خدا از خداوند طلب نمودند که آن را در ذريه وي نيز قرار دهد .
شوكاني در اين باره مينويسد:
قوله : كما صليت على آل إبراهيم هم إسماعيل وإسحاق وأولادهما، وقد جمع الله لهم الرحمة والبركة بقوله: رحمة الله وبركاته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد ولم يجمعا لغيرهم، فسأل النبي صلى الله عليه وآله وسلم إعطاء ما تضمنته الآية.
قول رسول خدا که فرمودند همانطور که بر ابراهيم و آل ابراهيم درود فرستادي مقصود اسماعيل واسحاق واولاد ايشان است وخداوند براي ذريه وي رحمت وبرکت را جمع فرموده است چون در قرآن فرموده : بخشايش و برکتهاي خداوند بر شما اهل اين خانه باد که او ستايش شده بخشنده است واين دو مطلب براي هيچ کس جمع نشدند .پس رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از خداوند خواست که آنچه را که در اين آيه آمده است به وي عطا شود .
نيل الأوطار - الشوكاني - ج 2 - ص 325
شربيني نيز مينويسد:
قال تعالى: (رحمة الله وبركاته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد) فسأل (ص) إعطاء ما تضمنته هذه الآية مما سبق إعطاؤه لإبراهيم.
خداوند فرمود : بخشايش و برکتهاي خداوند بر شما اهل اين خانه باد که او ستايش شده بخشنده است .پس رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از خداوند خواست که آنچه را اين آيه شامل وي مي شود – که به ابراهيم عطا شده بود - به وي عطا کند.
مغني المحتاج - محمد بن أحمد الشربيني - ج 1 - ص 176
وبه همين دليل در روايات مي بينيم که هنگام سلام کردن به اهل بيت رسول خدا و درود فرستادن بر ايشان همين آيه را تلاوت مي کرده اند:
ثم نهض اليماني وهو يقول رحمة الله وبركاته عليكم أهل البيت.
شخص يمني ايستاد وگفت : بخشايش و برکتهاي خداوند بر شما اهل اين خانه باد.
الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 - ص 347
آيه مورد بحث نيز همينطور است .
بقية الله به معني کسي يا چيزي است که خداوند براي مردم باقي گذاشته است.
قرطبي يكي از مفسران اهل سنت مينويسد:
( بقية الله خير لكم ) أي ما يبقيه الله لكم بعد إيفاء الحقوق.
بقية الله بهتر است براي شما يعني آنچيزي که خداوند براي شما بعد از دادن حق ديگران باقي گذاشته است.
تفسير القرطبي - القرطبي - ج 9 - ص 86
پس معني «بقية الله» عام است و شامل هر چيزي مي شود که خداوند براي مردمان باقي گذاشته باشد. يکي از مهمترين آنها کسي است که خواهد آمد وجامعه را پر از عدل و داد مي نمايد.
به همين دليل حتي در بعضي کتب اهل سنت آمده است که خود حضرت خود را «بقية الله» ناميده و ديگران هم به حضرت ولي عصر «بقية الله» مي گويند .
وعن أبي جعفر أيضا قال : المهدي منا منصور بالرعب ...وصاح صايح من السماء بأن الحق معه ومع أتباعه فعند ذلك خروج قائمنا ، فإذا خرج أسند ظهره إلى الكعبة واجتمع إليه ثلاث مائة وثلاثة عشر رجلا من أتباعه ، فأول ما ينطق هذه الآية : ( بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين ) ثم يقول : أنا بقية الله وخليفته وحجته عليكم ، فلا يسلم مسلم عليه إلا قال : السلام عليك يا بقية الله في الأرض...
از ابو جعفر (امام باقر) نقل شده است که گفت مهدي از ماست ( اهل بيت) و خداوند او را با انداختن ترسش در دل دشمنان ياري مي کند ... منادي از آسمان ندا مي دهد که حق با او و اطرافيانش است . در آن هنگام قيام کننده ما قيام مي کند . پس وقتي ظهور کند به کعبه تکيه داده و سيصد وسيزده نفر همراه وي جمع مي شوند . پس اولين چيزي که مي گويد اين آيه است : ( بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين )سپس مي گويد اي مردم من بقية الله در زمين هستم وخليفه خداوند و حجت او بر شما .پس هيچ کس به وي سلام نمي کند مگر اينکه مي گويد سلام بر تو اي بقية الله...
الفصول المهمة في معرفة الأئمة - ابن الصباغ مالکي - ج 2 ص 1133- 1135چاپ دار الحديث
مرحوم آيت الله مرعشي در کتاب شرح احقاق الحق مدارک ديگري نيز از کتب اهل سنت براي اين مطلب نقل فرموده اند :
منهم العلامة الشيخ عبد الهادي الأبياري في «العرائس الواضحة» (ص 209 ط القاهرة) قال: وعن أبي جعفر من خبر طويل: أنه إذا خرج أسند ظهره إلى الكعبة واجتمع إليه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا من أتباعه، فأول ما ينطق بهذه الآية : (بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين) ثم يقول: أنا بقية الله وخليفته وحجته عليكم فلا يسلم عليه أحد إلا قال : السلام عليك يا بقية الله في الأرض ...
ومنهم العلامة المذكور في جالية الكدر (ص 209 ط مصر). روى الحديث عن أبي جعفر بعين ما تقدم عن «العرائس الواضحة ».
از ايشان ( کسانيکه از علماي اهل سنت اين روايت را در کتبشان نقل کرده اند) علامه شيخ عبد الهادي ابياري است که در کتاب العرائس الواضحة ص 209 چاپ مصر گفته است و از ابا جعفر ( امام باقر عليه السلام) روايتي است طولاني در مورد اينکه وقتي مهدي ظهور کند به کعبه تکيه داده 313 نفر از طرفدارانش نزد وي جمع شده اولين چيزي که مي خواند اين آيه است که : ( بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين ) سپس مي گويد من بقية الله هستم و خليفه او و حجت خداوند بر شما پس هر کس به وي سلام مي کند مي گويد سلام بر تو اي بقية الله ...
و از ايشان همين علامه اي که ذکر شد در کتاب «جالية الكدر» است که همين روايت را که در العرائس الواضحة بود نقل کرده است .
شرح إحقاق الحق - السيد المرعشي - ج 13 - ص 332
آيا آياتي در قرآن هست كه اشاره مستقيم به امام زمان(عج) دارد؟
براي مشخص شدن پاسخ، نياز به بيان مقدمه اي است . از دو دسته آيات قرآن، مي توان براي وجود حضرت ولي عصر (عج) و ظهور آن حضرت استفاده نمود: البته بايد دانست كه قرآن به صورت كلي سخن مي گويد و براي تشريح و تفسير آن بايد به سراغ آگاهان از حقايق قرآني ـ معصومين (ع) ـ رفت كه «الراسخون في العلم» (آل عمران7) هستند. به عبارت ديگر، وظيفه و مسئوليت روشنگري و بيان مقصود آيات قرآن به حجت هاي الهي واگذار شده است. (حديث ثقلين، مستدرك حاكم، ج 3 ، ص 148، طبع داردالمعرفه، بيروت)
از دو دسته آيات قرآن، مي توان براي وجود حضرت ولي عصر (عج) و ظهور آن حضرت استفاده نمود:
1 ـ آياتي كه ضرورت وجود حجت الهي را در زمين بيان مي كنند.:
از نظر قرآن كريم، در طول تاريخ زندگي بشر، هيچ گاه زمين از حجت خدا خالي نبوده و خداوند براي هر امتي فردي مناسب را برگزيده تا انسان ها را در راه رسيدن به كمال مطلوب رهنمون باشند؛ چنان كه خداوند سبحان فرمود: «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ ۖ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (به درستي كه تو بيم دهنده اي و براي هر جامعه راهنمايي هست. رعد/7)
پس همواره يك بيم دهنده و هدايتگر در جوامع انساني حضور دارد كه از جانب خدا برگزيده شده است. امام صادق(ع) در تفسير آيه ياد شده فرمود: «در هر زماني امامي از خاندان ما وجود دارد كه مردم را به آنچه رسول الله آورده (دين اسلام) هدايت مي كند». («و في كل زمان امام منا يهديهم الي ما جاء به رسول الله (ص) » (مجلسي، بحارالانوار، ج 23 ، ص 5)
از مجموع اين آيه و روايت، ضرورت وجود حجت الهي به عنوان هدايت گر در هر عصر، به خوبي فهميده مي شود.
دليل ديگر بر ضرورت وجود امام معصوم در جامعه اين است كه قرآن مبين و مفسر لازم دارد و به جز امام معصوم كسي به تمام معاني و خصوصيات آيات قرآن از محكمات و متشابهات آگاه نيست. پس به حكم عقل قطعي پس از رسول، امام معصوم لازم است. (بانوي اصفهاني، سيده نصرت امين ، مخزن العرفان در تفسيرقران، ج 3، ص 39، توضيح آيه ي 44 ،نحل)
امامان معصوم (ع) مايه آرامش و امنيت هستي و واسطه فيض الهي اند و نعمات و بركات خداوند متعال به واسطه آنها و به يمن حضورشان به انسان ها داده مي شود، كه اگر لحظه اي بركت وجودشان نباشد، زمين اهلش را فرو مي برد. ( در بحارالانوار، به مقوله اي لزوم وجود هميشگي رهبر آسماني بر مي خوريم. (مجلسي بحارالانوار، ج 23 ، ص 56))
اما اين كه مصداق اين امام معصوم كيست و چه هويتي دارد،روايات فراواني وارد شده كه بيان مي دارند اين فرد امام مهدي فرزند امام حسن عسكري (ع) است و ... . ( ر.ك: صافي، لطف الله، منتخب الاثر؛ طبرسي نوري، ميرزا حسين، النجم الثاقب؛ مجلسي بحارالانوار)
2 ـ آياتي كه بشارت به حكومت صالحان و مومنان بر روي زمين مي دهد:
بر اساس ده ها آيه از قرآن كريم موضوع ظهور حضرت مهدي (عج) قابل استناد است. تمركز غالب اين آيات بر بشارت به بندگان صالح و مستضعف براي بازستادن حق خود و رسيدن به قدرت و ايجاد يك حكومت واحد جهاني مبتني بر حق و عدل و غلبه اسلام بر تمامي مكاتب و اديان است. قرآن كريم از يك سو بيان مي كند اين بشارت در بعضي كتب آسماني ديگر هم آمده است: «و همانا در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث خواهند برد». («وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ» ، انبياء /150)
از سوي ديگر اين بشارت را به اراده خداوند استناد مي دهد: «و خواستيم بر مستضعفان روي زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان گردانيم»(قصص/5) اين آيات بشارت به ظهور مي دهند كه در تفسير آنها روايات زيادي وجود دارد.
در آيه اي ديگر خداوند حكومت و جانشيني مومنان و صالحان را به عنوان «وعده ي الهي» بر بندگان با ايمان خود بيان مي كند و امنيت و آرامش را مژده مي دهد: «خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين زمين جانشين (خود) قرار دهد و آن ديني را كه بر ايشان پسنديده است، به سودشان مستقر كند و بيمشان را به امنيت مبدل گرداند تا مرا عبادت كنند و ... ». (نور 55)
روايات معصومان (ع) اين آيه را بر حضرت حجت ولي عصر (عج) و اصحاب او منطبق نموده اند. (رك: فرزي، محمدعلي، اميد سبز، ص 34)
آيات متعددي در شان امام مهدي (عج) هست كه امامان معصوم (ع) تفسير، تاويل و تطبيق اين آيات را بر وجود مقدس امام زمان (عج) و حكومت جهاني ان عدالت گستر بيان نموده اند . در زمينه ظهور و قيام آن حضرت و جامعه آرمانى مهدوى، مىتوان توصيفات و اشارات زير را از قرآن به دست آورد :
1. غلبه نهايى حقّ بر باطل و شكست جبهه كفر و فساد و نفاق(12) ؛
2. جانشينى و خلافت مستضعفان بر روى زمين و حاكميت صالحان و نيكان(13) ؛
3. گسترش و فراگيرى دين حقّ در برههاى خاص از زمان(14) ؛
4. از آن روز موعود، تحت عناوين ايام اللّه(15)، وقت معلوم(16)، روز نصرت و پيروزى(17) و طلوع فجر و سلامتى(18) و... ياد شده است ؛
5. در آياتى از آن حضرت با نامهاى نعمت باطنى(19)، بقية اللّه(20)، كلمه باقيه(21)، اولى الامر(22) ؛ مهتدون(23) (مهدى) ؛ اقامه كننده نماز(24)، مضطرّ(25)، جنب اللَّه(26)، حزب اللَّه(27)، فجر(28)، «نهار اذا تجلى»(29) و... نام برده است.
6. خداوند، [با مهدى موعود]، نور خود را كامل مىكند(30) ؛
7. در آن عصر، زمين بعد از مرگش، زنده مىشود(31) ؛
8. او منصور از جانب خدا و انتقام گيرنده از دشمنان است(32) ؛
9. زمين، به نور پروردگار، روشن خواهد شد(33) ؛
10. در روز پيروزى، ايمان آوردن كافران، سودى به حالشان نخواهد داشت(34) ؛
11. هر چه در روى زمين است، تسليم و مطاع او خواهند شد(35) ؛
12. حضرت مهدى «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ» است(36) ؛
13. او تأمين كننده امنيت و آرامش در روى زمين است(37).
براي توضيح بيشتر به چند آيه به طور خلاصه اشاره مي شود:
:خداوند در آيه 55 سوره نور مي فرمايد:
«وَعَدَاللهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّنَّهُمْ في الاَرْضِ كَما اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الِّذي ارْتَضي لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْناً يَعْبُدُونَني لا يُشْرِكُونَ بي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَاٌولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛« [خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند وعده داده كه آنها را به يقين خليفه روي زمين كند، آن گونه كه پيشينيان آنها را خلافت (روي زمين) بخشيد، و دين و آييني را كه براي آنها پسنديده است پا برجا و ريشه دار سازد ، و بيم و ترس آنها را به آرامش و امنّيت مبدّل كند، آن چنان ميشود كه تنها مرا ميپرستند ، و چيزي را شريك من نخواهند كرد، و كساني كه بعد از آن كافر شوند آنها فاسقند]» . در اين آيه با صراحت به مؤمنان صالح بشارت داده شده است كه سرانجام حكومت روي زمين را در دست خواهند گرفت ، و دين اسلام فراگير خواهد شد، و ناامني ها و وحشت ها به آرامش و امنّيت مبدّل ميگردد، شرك از سراسر جهان برچيده ميشود ، و بندگان خدا با آزادي به پرستش خداي يگانه ادامه ميدهند ، و نسبت به همگان اتمام حجت ميشود، به گونهاي كه اگر كسي بعد از آن بخواهد راه كفر را بپويد، مقصر و فاسق خواهد بود. (مخصوصاً در بخش آخر آيه دقت كنيد). گرچه اين امور مهم كه مورد وعده الهي بوده است در عصر پيامبر اكرم (ص) و زمانهاي بعد از آن در مقياس نسبتاً وسيعي براي مسلمين جهان تحقق يافت و اسلام كه روزي در چنگال دشمنان چنان گرفتار بود كه مجال كمترين ظهور و بروزي به آن نميدادند ، و مسلمانان دائماً در ترس و وحشت به سر ميبردند، سرانجام نه فقط شبه جزيره عرب، بلكه بخشهاي عظيمي از جهان را فرا گرفت و دشمنان در تمام جبههها شكست خوردند؛ ولي با اين حال حكومت جهاني اسلام كه سراسر دنيا را فرا گيرد و شرك و بتپرستي را به كلي ريشه كن سازد، و امنيّت و آرامش و آزادي و توحيد خالص را همه جا گسترش دهد، هنوز تحقق نيافته است. پس بايد در انتظار تحقق آن بود. اين امر مطابق روايت متواتره در عصر قيام مهدي(ع) تحقق خواهد يافت، بنابراين يكي از مصاديق اين آيه در عصر پيامبر (ص) و اعصار مقارن آن حاصل شد و شكل وسيعترش در عصر قيام مهدي (ع) خواهد بود و اين دو با هم منافاتي ندارد، و اين وعدة در هر دو مرحله بايد تحقق يابد ( پيام قرآن ج 9، حضرت آيت الله مكارم شيرازي).
همچنين در قرآن ميفرمايد: «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّّّ الارْضَ يَرِثُها عِباديَ الصّالِحُونَ» كه مفاد ظاهر آن اين است كه: «و هر آينه ما در زبور بعد از ذكر نوشتيم كه البته بندگان صالح من وارث زمين ميگردند». اين آيه از بشارت حتمي الهي خبر ميدهد كه شايستگان و صلحاء، وارث زمين و صاحب آن ميشوند و چون در آيات قبل از اين آيه از زمين خاصي سخني به ميان نيامده است لذا الف و لام «الأرض»، الف و لام عهد نخواهد بود چون ظاهر اين است كه مراد تمام زمين است. بنابر اين، آيه خبر از روزگاري ميدهد كه زمين و ادارة آن در همة قارهها و همة مناطق و معادن آن در اختيار بندگان شايسته خدا در آيد، چنانكه در آيات ديگر نيز همين وعده را فرموده است. مانند آية: : «وَ نُريدَ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتَضْفِوُا فِي الْأَرْضِ وَ َنْجَعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ؛قصص/5 و اراده كردهايم كه بر كساني كه در زمين ضعيف و ذليل نگه داشته شدهاند منت گذارده و آنان را پيشوايان و وارثان زمين گردانيم»و... .
...................) Anotates (.................
.
12) ر.ك : اسراء (17)، آيه 81.
13) قصص (28)، آيه 5، انبياء (21)، آيه 105.
14) توبه (9)، آيه 23.
15) ر.ك : جاثيه (45)، آيه 14، ابراهيم (14)، آيه 5.
16) ر.ك : حجر (15)، آيات 36-38.
17) عنكبوت (29)، آيه 10.
18) قدر (97)، آيه 50.
19) لقمان (31)، آيه 20.
20) هود (11)، آيه 86.
21) زخرف (43)، آيه 28.
22) نساء (4)، آيه 59.
23) بقره (2)، آيه 9.
24) حج (22)، آيه 41.
25) نمل (27)، آيه 62.
26) زمر (39)، آيه 56.
27) مجادله (58)، آيه 22.
28) فجر (89)، آيه 1.
29) ليل (92)، آيه 2.
30) صف (61)، آيه 8.
31) حديد (57)، آيه 17.
32) شورى (42)، آيه 41.
33) زمر (39)، آيه 69.
34) سجده (32)، آيه 29.
35) آل عمران (3)، آيه 8.
36) نور (24)، آيه 35.
37) همان، آيه 55.
38) انبياء (21)، آيه 105.
39) پرسشها و پاسخها، ص 185.
براي مطالعه بيشتر ر.ك:
1. مهدويت(پيش از ظهور)، رحيم كارگر (نشر معارف)