بانک جامع احادیث مهدوی
علی بن یقطین گفته است:
امام کاظم علیه السلام به من فرمودند: اي علی! شیعیان ما دویست سال است که با آرزو تربیت شده اند.یقطین به پسرش علی گفته است: چه شده هرچه راجع به ما [بنی عباس] گفته شده واقع شده و اتفاق افتاده، ولی آنچه براي شما [شیعه] گفته شده واقع نشده و اتفاق نیفتاده است؟ علی به پدرش گفت: آنچه که درباره [ظهور دولت] شما و [ظهور دولت] ما گفته شده است، از یک سرچشمه است، با این تفاوت که امر شما و دولت شما واقع شده و اتفاق افتاده است و مجال آن به شما عطا شده است، بنابراین همان طور که به شما گفته شده بود [که حکومت بنی عباس ظهور میکند] واقع شد. امر [ظهور دولت] ما هنوز واقع نشده است و ما را در آرزوي آن نگه داشته اند. و اگر به ما گفته شده بود که این امر [ظهور حکومت دولت شیعه] تا دویست یا سیصد سال دیگر اتفاق نخواهد افتاد، موجب میشد که قلبها دچار قساوت شده و عموم مردم از اسلام برگردند. ولکن گفته اند که [ظهور دولت ما] چقدر سریع و نزدیک است؟ به این ترتیب قلبها را به هم پیوند داده و فرج را نزدیک جلوه داده اند و اینکه هر لحظه این امر ممکن است واقع شود.
غیبت طوسی،فصل پنجم،ح292
حضرت زینالعابدین امام سجاد علیه السلام فرمودند:
به درستی که مردمان زمان غیبت مهدی(ع) که امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردمان همه زمانها برترند، زیرا خدا چنان عقلها و فهم ها و شناخت آنان را قوت بخشیده است که غیبت نزد آنان همچون دیدن باشد . . . آنان به حق اخلاص ورزانند.
متن حدیث:
ان اهل زمان غیبته، القائلون بامامته، المنتظرون لظهوره افضل اهل کل زمان، لان الله تعالی ذکره اعطاهم من العقول والافهام والمعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة... اولئک المخلصون حقا.
منبع: «کمالالدین شیخ صدوق، جلد ۱، صفحه ۳۲۰»
از امام باقرعلیه السلام روایت شده است که:
سن صاحب این امر از چهل سال نمیگذرد، او قوي، نیرومند و جدي خواهد بود.
غیبت طوسی،فصل هفتم،ح396
ابی بصیر میگوید: امام صادق علیه السلام فرمودند:
اگر قائم خروج کند مردم ایشان را انکار میکنند، به دلیل اینکه او در صورت و شمایل جوان رشید و نیرومندي به سمت آنها برمیگردد و ظهور میفرماید. بنابراین فقط مؤمنی در اعتقاد به ولایت و امامت او باقی و ثابت قدم میماند که خداوند متعال در عالم ذر از او عهد و پیمان گرفته باشد.
غیبت طوسی،فصل هفتم،ح398
مفضل بن عمر از حضرت صادق عليه السّلام درباره پيراهن يوسف عليه السّلام اينچنين مى فرمايد:
از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مى فرمايد: مى دانى پيراهن يوسف عليه السّلام چه بود؟ عرض كردم : نه . فرمودند: چون براى سوزاندن ابراهيم عليه السّلام آتش افروختند و خواستند آن حضرت را در آتش بيندازند، جبرئيل عليه السّلام براى او پيراهنى آورد و به تن او كرد كه جلوى حرارت آتش و همچنين سردى هوا را مى گرفت ؛ لذا آتش حضرت ابراهيم عليه السّلام را نسوزانيد. چون زمان وفاتش رسيد آن را در يك جلد قرار داد و به بازو (يا گردن) اسحاق آويزان كرد و جناب اسحاق آن را به يعقوب داد و يعقوب اين بازوبند را يا در هنگام ولادت يوسف عليه السّلام و يا وقت رفتن همراه برادرانش به صحرا به بازوى او بست . يوسف عليه السّلام بعد از آن سرگذشت بزرگ آن را از جلدش در مصر بيرون آورد. آنوقت يعقوب پيامبر در كنعان به فرزندانش گفت بوى يوسف را مى شنوم اگر مرا متهم قرار ندهيد (خرافات پيرى يا غير آن). و اين است معنى آيه ((اگر مرا تخطئه نكنيد من بوى يوسف را مى شنوم)) و اين همان پيراهن است كه جبرئيل از بهشت آورد. مفضل مى گويد عرض كردم : آن پيراهن كجاست ؟ فرمودند: در نزد اهلش و آن با مهدى ما است، وقتى كه قيام كند. و بدان هر پيامبرى كه علم يا چيز ديگرى داشته است همه آنها به جدم حضرت محمد صلى الله عليه و آله داده شده است.
کمال الدین صدوق،ج2،ص391
عبداللَّه بن عجلان از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند:
کسی که این امر را بشناسد و پیش از قیام قائم علیه السلام از دنیا برود، ثواب و اجرش هم سنگ کسی است که در رکاب آن حضرت کشته شود.
غیبت طوسی،فصل هفتم،ح474
ابی بصیر میگوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمودند:
چرا در مورد قیام قائم علیه السلام عجله میکنید؟ به خدا قسم که لباس او سخت و زبر است و غذاي او جو درشت و خشک است. و رفتارش نیست مگر با شمشیر[که سیره او قیام است] و مرگ نیز زیر سایه شمشیر است.
غیبت طوسی،فصل هفتم،ح473
مفضل بن عمر میگوید:
مورد قائم علیه السلام مشغول صحبت بودیم و اینکه چه کسانی از اصحاب ما در حالی که منتظر حضرت بوده اند از دنیا رفته اند. امام صادق علیه السلام به ما فرمودند: زمانی که قائم علیه السلام قیام کند، بر سر قبر مؤمن آمده و به او میفرماید: اي مؤمن! دوست و صاحب تو ظهور کرده، اگر میخواهی که در خدمت او باشی به او ملحق شو واگر میخواهی که در نعمت پروردگارت بمانی بمان.
غیبت طوسی،فصل هفتم،ح470
حسن بن جهم میگوید:
از امام موسی بن جعفرعلیهما السلام در مورد فرج و ظهور سؤال کردم. حضرت فرمودند: آیا نمیدانی که انتظار فرج خودش فرج است. عرض کردم: من هر چه میدانم از برکت تعلیم شماست. حضرت فرمودند: بله، انتظار فرج؛ همان فرج است.
غیبت طوسی،فصل هفتم،ح471
عمار دُهنی [ابن معاویه] گفته است:
امام باقرعلیه السلام فرمودند: فکر میکنید سفیانی چه مدّتی در میان شما باشد؟ عمار میگوید: عرض کردم: به اندازه حمل زن، یعنی نه ماه. حضرت فرمودند: اي اهل کوفه! چه خوب به این مسأله آگاهی دارید.
غیبت طوسی،فصل هفتم،ح477
ابو بصیر نقل میکند از امام باقر(ع):
که حضرت فرمودند: بعد از حسین علیه السلام امامان نه نفر هستند که نهمین آنها قائم آنهاست.
غیبت طوسی،فصل اول،ح104/4
«هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) باشد پس منتظر ظهور او باشد و اگر به راستی منتظر ظهور آن حضرت(عج) است به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید و چنانکه این شخص پیش از قیام حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) بمیرد پاداش کسی را دارد که حضرت(عج) را درک می نماید.»
برگرفته از بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۴۰/غیبت نعمانی
مستحب است دعا کردن برای حضرت حجت(عج) در حال اجتماع باشد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «هیچ گروه چهل نفری نیستند که با هم جمع شوند پس به درگاه خدای عز و جل درباره امری دعا کنند، مگر این که دعایشان مستجاب می گردد و اگر چهل تن نباشند پس چهار نفر خداوند را ده بار بخوانند دعایشان مستجاب می شود و اگر چهار نفر هم نباشند پس هرگاه یک شخص چهل بار خداوند را بخواند خدای عزیز جبار دعایش را به اجابت می رساند.»(اصول کافی، جلد 2 حدیث ۴۸۷)
پی نوشت:
مکیال المکارم
منبع:شبستانجابر جعفی گفته است:
به محضر مبارك امام باقرعلیه السلام عرض کردم: فرج شما اهل بیت علیهم السلام چه زمانی خواهد بود؟ حضرت فرمودند: هیهات، هیهات! فرج واقع نخواهد شد؛ مگر بعد از آنکه شما غربال شوید، بعد [دوباره] غربال شوید، بعد [بار سوم]غربال شوید - این جمله را سه مرتبه تکرار کردند - تا اینکه خداوند کدورتها را از بین برده، صفا و پاکی باقی بماند.
غیبت طوسسی،فصل پنجم،ح287
امام صادق عليه السلام می فرمایند:
«نزديكترين حالت بندگان به خدا و خشنودى او از آنها هنگامى است كه حجّت خدا در ميان آنها نباشد و براى آنها ظاهر نشود و آنها محـل او را ندانند. ولى در عين حال معتقد باشند كه حجّت خدا هست، در اين زمان شب و روز در انتظار فرج باشند.»
َقْرَبُ ما يَكُونُ الْعِبادُ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَاَرْضى ما يَكُونُ عَنْهُمْ، اِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللّهِ، فَلَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ، وَلَمْ يَعْلَمُوا بِمَكانِهِ، وَهُمْ فى ذلِكَ يَعْلَمُونَ اَنَّهَ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللّهِ، فَعِنْدَها فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ كُلَّ صَباحٍ وَ مَسآءٍ.
منبع: بحارالأنوار: ج 52، ص 145