کلیدهای موفقیت
داشتن روح ستایشگر مدیر به درک احساسات مثبت او کمک میکند
مدیر باید به این اصل اعتقاد داشته باشد که انسانها در شرایط عادی و معمولی احساسات و عواطف خود را به همان شکلی به او منتقل میکنند که مدیر احساسات و عواطفش را به آنان منتقل کرده است.
مدیر باید توانایی بروز یا توقف انتقال عواطف و احساساتش را آن گونه که بهترین نتیجه را بتواند بگیرد داشته باشد (اصل کنترل احساسات و عواطف).
مدیر باید بتواند با بهره گیری از الفاظ، کلمات، جملات، حرکات، ایما و اشاره احساسات و عواطف خود را توصیف کند، به طوری که طرف مقابل عواطف و احساسات مثبت مدیر را به خوبی درک کند. داشتن روحی لطیف و ستایشگر نسبت به انسانها و همه مظاهر خلقت، در تحقق این امر کمک میکند.
با دیگران آن چنان رفتار کنید که مایلید با شما رفتار کنند. انتظار گوش دادن، بررسی مشکل، رفتاری مناسب همراه با کرامت و اغماض، حداقل انتظاری است که در روابط انسانها وجود دارد.
انسان الزاما نمیتواند همه چیز را به همان شکلی که خود میخواهد داشته باشد و یا آن را به هر شکلی که میخواهد تغییر دهد. با رعایت این قانون به جای گریز و فرار از امر ناخواسته بهتر است بگوییم که چگونه میتوان با وضعیت موجود ساخت و با او زندگی کرد و بالاخره چگونه میشود از او چیزی بهتر ساخت؟
جدال و ستیزه حتی درگیری لفظی سبب از دست دادن حرمت، ارزش و احترام هر دو طرف مجادله میشود که به سادگی نمیتوان آن را جبران کرد.
مدیر نباید در هیچ موردی اهمیت و ارزش خود را طوری دستخوش تهدید قرار دهد که ناچار شود برای حفظ آن با طرف مخالف به ستیز برخیزد. زیرا عاقبت الامر وضعی برای هر دو طرف به وجود میآید که عقب نشینی بدون از دست دادن احترام برای هیچ یک میسر نخواهد بود.
دامنه کاربرد مهندسی ارزش
برنامه ریزی استراتژیک ، خدمات ، صنایع ، کشاورزی ، طرحهای عمرانی ، راه و ترابری ، مهندسی محیط زیست ، مراقبت های بهداشتی و خدمات درمانی ، ساختمان های مسکونی ، اداری ، تجاری ، درمانی ، عمومی ، مدیریت منابع ، مهندسی مجدد ، تصمیم سازی و تصمیم گیری های مدیریتی و حتی تصمیم گیری فردی ، استفاده می شود و بر اساس گزارش های ارائه شده ، در خدمات دولتی و اداری موجب روانی گردش کارها و صرفه جویی در هزینه ها با بازگشت سرمایه به هزینه ها با بازگشت سرمایه به هزینه بیش از ۲۰:۱ شده است . استفاده از روش مهندسی ارزش مغایرتی با سایر ابزارهای مدیریتی مانند مهندسی مجدد ، مدیریت کیفیت فراگیر ،مهندسی همزمان ، مدیریت پروژه ، گسترش کیفیت کارکرد ، ندارد و می تواند موجب تشدید نتایج کاربرد آنها شود . انجام مطالعات یکپارچه ای مدیریت /مهندسی ارزش با تحلیل و مدیریت ریسک ، تحلیل و مدیریت کیفیت ، و مهندسی همزمان ، موجب دستیابی به نتایج دقیق تر ، مطمئن تر و بهتری می شود .
● چه شرایطی انجام مهندسی ارزش را ضروری می نماید :
در حدود ۹۵% اقدامهای صرفه جویانه در مهندسی ارزش معلول علت های زیر بوده اند :
- کمبود اطلاعات اولیه – پیشرفت تکنولوژی و بهبود استانداردها – تغییر قوانین، ضوابط و مقررات – تغییر مشخصات فنی – استفاده از اندیشه ها و مهارت های رشد یافته – خلاقیت ها – تغییرات در نیازهای کارفرما – تغییرات کیفی و کمی منابع – تغییر شرایط محیطی ، عادتها و رفتارها – کمبود ارتباطات و هماهنگی های اولیه بین طرف های ذینفع – باورهای صادقانه و نادرست اولیه .
● لازم است به این نکته مهم توجه شود که :
بهبود کیفیت و کاهش هزینه های طرح از طریق مهندسی ارزش را نباید ناشی از عدم مطالعه کافی یا کم دقتی در بررسی فنی – اقتصادی طرح در مرحله مطالعات توجیهی یا تعیین مشخصات فنی پنداشت ، هر یک از عوامل نامبرده در بالا در طول تهیه طرح ، اجرا و بهره برداری ، به خصوص خلاقیت می تواند با فرآیند پویای مهندسی ارزش ، موجب بهبود کیفیت و کاهش هزینه کل و زمان اجرا گردد .
در مدیریت اطلاعات اکنون کجا قرار داریم؟
شرکت ها از این پس به مفاهیمی چون نوآوری اهمیت بیشتری می دهند. این ایده که پردازش اطلاعات وظیفه اول هر شرکتی است، جای خودش را باز کرده است.
سیستم های برنامه ریزی به کمک کامپیوتر برای مدیریت شرکت ها (به ویژه در زمینه سازماندهی یا تجدید سازمان) نشان از آن دارد که کامپیوتر و به تبع آن مدیریت اطلاعات جایگاه ویژه ای در شرکت های امروزی در جهان پیدا کرده است.
این تحول یعنی مدیریت اطلاعات به عنوان اولویت، دل مشغولی همیشگی مدیران رده بالا است. بهره بردای استراتژیک از هر گونه پتانسیل اطلاعاتی به مسئله ای تأثیر گذار بر ادامه حیات شرکت تبدیل شده است.
اکنون مهمترین چالشی که شرکت ها در زمینه مدیریت اطلاعات با آن مواجهند، گذر از دوره اتوماتیزاسیون به دوره نوآوری است.
اتوماتیزاسیون به سادگی عبارت است از استفاده از کامپیوتر در کارها و مشاغل اداری که به وسیله نیروی انسانی هم قابل تحقق است. در عوض نوآوری عبارت است از بهره برداری از تکنولوژی اطلاع رسانی برای استخراج پتانسیل خلاق افراد.
● به کجا می رویم؟
پیش بینی، هنر مشکلی است و در مورد انفورماتیک حتی غیرممکن به نظر می رسد. برای آینده پیش بینی می شود که سیستم های شبکه ای کامپیوتری برای انتقال داده ها و به طور کلی مدیریت در شرکت ها فراگیر شود.
پیشرفت های به وقوع پیوسته در زمینه تکنولوژی فیبر نوری، توانایی خطوط انتقال را افزایش می دهد و تنوع و قدرت تکنولوژی انتقال داده ها اجازه خواهد داد کاربران در هر نقطه ای از جهان به شبکه وصل شوند. توزیع اطلاعات سریع تر خواهد بود و تصاویر گرافیکی، ویدیویی، صدا و متن در یک مسیر انتقال جای خواهند گرفت.
مصرف کنندگان آگاه تر نیز هر روز کیفیت بالاتری از محصولات اطلاع رسانی را طلب خواهند کرد. شبکه های جهانی ثروت های اقتصادی، قدرت سیاسی و رسانه ها، بیشتر و بیشتر به انتقال داده ها وابستگی پیدا خواهند کرد.
در این میان شرکت ها باید خودشان را با محیط جدید هماهنگ کنند، هر چند که این کار ساده نخواهد بود.
مدیریت اطلاعات به طور بالقوه یک افسانه سیزیف[۱] است، زیرا حجم اطلاعات موجود در هر حوزه پیوسته افزایش می یابد. برای مقابله با این وضع باید ساختارهای سازمانی جدید در شرکت ها را تعریف کرد. شرکت ها در آینده باید بدانند که در شبکه ای قرار دارند که در آن رقبا، مصرف کنندگان و سرمایه گذاران پیوسته تغییر می کنند و از این لحاظ مرزبندی ها از بین خواهد رفت. در این اقتصاد نوین؛ انعطاف پذیری همیشگی، رمز ادامه حیات محسوب می شود.
۱. سیزیف از سوی خدایان به مجازات حمل سنگی غلتان تا بالای تپه محکوم شده بود، سنگی که انتقال آن به بالای کوه، با غلتیدن مجدد آن به سوی دامنه همراه می شد. افسانه سیزیف (کتابی به همین نام از آلبرکامو وجود دارد) کنایه از کار پوچ و بی پایان انجام دادن است.
در مدیریت اطلاعات اکنون کجا قرار داریم؟
شرکت ها از این پس به مفاهیمی چون نوآوری اهمیت بیشتری می دهند. این ایده که پردازش اطلاعات وظیفه اول هر شرکتی است، جای خودش را باز کرده است.
سیستم های برنامه ریزی به کمک کامپیوتر برای مدیریت شرکت ها (به ویژه در زمینه سازماندهی یا تجدید سازمان) نشان از آن دارد که کامپیوتر و به تبع آن مدیریت اطلاعات جایگاه ویژه ای در شرکت های امروزی در جهان پیدا کرده است.
این تحول یعنی مدیریت اطلاعات به عنوان اولویت، دل مشغولی همیشگی مدیران رده بالا است. بهره بردای استراتژیک از هر گونه پتانسیل اطلاعاتی به مسئله ای تأثیر گذار بر ادامه حیات شرکت تبدیل شده است.
اکنون مهمترین چالشی که شرکت ها در زمینه مدیریت اطلاعات با آن مواجهند، گذر از دوره اتوماتیزاسیون به دوره نوآوری است.
اتوماتیزاسیون به سادگی عبارت است از استفاده از کامپیوتر در کارها و مشاغل اداری که به وسیله نیروی انسانی هم قابل تحقق است. در عوض نوآوری عبارت است از بهره برداری از تکنولوژی اطلاع رسانی برای استخراج پتانسیل خلاق افراد.
● به کجا می رویم؟
پیش بینی، هنر مشکلی است و در مورد انفورماتیک حتی غیرممکن به نظر می رسد. برای آینده پیش بینی می شود که سیستم های شبکه ای کامپیوتری برای انتقال داده ها و به طور کلی مدیریت در شرکت ها فراگیر شود.
پیشرفت های به وقوع پیوسته در زمینه تکنولوژی فیبر نوری، توانایی خطوط انتقال را افزایش می دهد و تنوع و قدرت تکنولوژی انتقال داده ها اجازه خواهد داد کاربران در هر نقطه ای از جهان به شبکه وصل شوند. توزیع اطلاعات سریع تر خواهد بود و تصاویر گرافیکی، ویدیویی، صدا و متن در یک مسیر انتقال جای خواهند گرفت.
مصرف کنندگان آگاه تر نیز هر روز کیفیت بالاتری از محصولات اطلاع رسانی را طلب خواهند کرد. شبکه های جهانی ثروت های اقتصادی، قدرت سیاسی و رسانه ها، بیشتر و بیشتر به انتقال داده ها وابستگی پیدا خواهند کرد.
در این میان شرکت ها باید خودشان را با محیط جدید هماهنگ کنند، هر چند که این کار ساده نخواهد بود.
مدیریت اطلاعات به طور بالقوه یک افسانه سیزیف[۱] است، زیرا حجم اطلاعات موجود در هر حوزه پیوسته افزایش می یابد. برای مقابله با این وضع باید ساختارهای سازمانی جدید در شرکت ها را تعریف کرد. شرکت ها در آینده باید بدانند که در شبکه ای قرار دارند که در آن رقبا، مصرف کنندگان و سرمایه گذاران پیوسته تغییر می کنند و از این لحاظ مرزبندی ها از بین خواهد رفت. در این اقتصاد نوین؛ انعطاف پذیری همیشگی، رمز ادامه حیات محسوب می شود.
۱. سیزیف از سوی خدایان به مجازات حمل سنگی غلتان تا بالای تپه محکوم شده بود، سنگی که انتقال آن به بالای کوه، با غلتیدن مجدد آن به سوی دامنه همراه می شد. افسانه سیزیف (کتابی به همین نام از آلبرکامو وجود دارد) کنایه از کار پوچ و بی پایان انجام دادن است.
|
درسهایی از تشکیلات خلاق و موفق
|
● ارزشهای مشترک اولین رشته مشترک بین شرکتها و سازمانهای مورد بررسی ما، ارزشهای مشترک بود.در هر مورد، مسئولین سازمان تا حد زیادی به بیان، تقویت و به وجود آوردن این ارزشها میپردازند. در هر مورد به وضوح میبینیم که تمام اعضای شرکت کوشش میکنند تا با این ارزشها زندگی کنند زیرا آنها چیزی بیش از یک شعار قاب گرفته بر روی دیوار هستند. شرکت تبلیغاتی GSD&M، بهترین مثال است. پس از پشت سر گذاشتن یک دوره مفصل برای بررسی همه جانبه و دست یابی به اهداف و ارزشهای واضح و روشن، آنها دفتر جدید مدور خود را با سنگفرشی که این اهداف و ارزشها در آن کنده کاری شده بود پوشاندند. ● قدر دانی از ارزشهای وجودی هر فرد تمام سازمانهای مورد بررسی ما دارای درک کاملی از ارزشهایی که هریک از کارکنان به سازمان آورده بود، داشتند و بسیار علاقمند بودند که کارکنان چیزهایی از زندگی شخصی خود را در صحنه حرفه ای زندگی خود وارد کنند. شرکت تولید کننده کارت تبریک و هدایای American Greetings، کارکنان خود را تشویق میکند که تا میز کار یا اتاقک خود را با کارهای دستی خود تزئین کنند، چه با پروژه در ارتباط باشد چه نباشد، مهم نیست.این کار موجب میشود همیشه طرحها و ایده های تازه در اطراف طراحان وجود داشته باشد. در مرکز ابزارهای طراحی نمایشگاه در موسسه اسمیتسونیان Smithsonian Institution، به روشهایی خلاقانه برای غرفه سازی و چیدمان ویترین برخورد کردیم که کارکنان در فعالیتهای فوق برنامه خود در آن شرکت کرده بودند. شرکت تولیدی Manco هم تجربیاتی در شیوه به کار بردن نوارچسبهای تزئینی دوچرخه،سه چرخه و موارد مشابه داشت که ایده اولیه آنها را از سرگرمیهای خانگی کارمندانش گرفته بود. ● استقبال از محیط کاری باز و با نشاط شیوه مدیریت قابل درک، یاست موجود در اکثر شرکتهای بازدید شده بود. همه آنها از برقرار کردن ارتباط در تمام سطوح کار استقبال میکردند. بیشتر آنها به ارزش برگزاری جلسات و گردهم آییهای اتفاقی و ایجاد فعالیتهای مفید در کار واقف بودند و از امکانات خود برای ایجاد چنین فرصتهایی استفاده کرده بودند. شرکت eLab که در حال حاضر بخشی از شرکت مشاوره و خدمات تکنولوژیک Sapient است، یک اتاق استراحت و تفکر به نام "اتاق مرا تنها بگذارید" دارد. همچنین اتاقی دارد که در آن تمام پروژههای در دست تولید به نمایش گذاشته شده اند تا کارکنان هر بخش از کار دیگران با خبر باشند و بتوانند موضوع کار خود را نیز بهتر درک کنند. شرکت GSD&M در امکانات اداری خود تعدادی اتاق کوچک برای ملاقاتها و جلسات در نظر گرفته است که هر یک با دکوراسیون خاص، شاد و مفرحی تزئین شده اند. کمپانی مانکو Manco، برنامههای دائمی تفریحی و خانوادگی دارد که به طور فصلی اجرا میشوند و موجب نزدیکی بیشتر کارکنان میشوند. ● جشن گرفتن موفقیتها این هم مورد دیگری است که کمپانیهای مورد بحث در آن مشترک هستند. شرکتهای GSD&M و سیرک آفتاب Cirque du Soleil، جایگاه زیبایی را به نمایش جوایز و افتخارات خود اختصاص دادهاند و همچنین شرکت GSD&M یک " پانل افتخارات" در سرسرای ورودی ساختمان خود دارد. شرکت حمل و نقل Roberts Express همیشه به فعالیتهایی برای قدردانی از کارکنان، پیمان کاران و مشتریان میپردازد. کمپانی مانکو هم در برنامههای سالیانه خود مراسمی را برای جشن گرفتن موفقیتها و دستاوردهای خود اختصاص داده است. ● ارزشمند شمردن سابقه سازمان کامپیوتر دل Dell Computer برای کارکنان جدید برنامهای دارد که از این قرار است: هر کارمند تازه قبل از شروع کار رسمی خود، سه جعبه لوازم و هدایایی دریافت میکند که شامل مطالب و اطلاعات ارزشمندی در باره تاریخچه مؤسسه هستند. کمپانی تولید کارت تبریک و هدایای American Greetings، عکسها و محصولاتی را در ویترینهای سرتاسری قرار داده است که بیانگر تاریخ و ریشه پیدایش این مؤسسه هستند. سیرک آفتاب، ساختمان خود را طوری طراحی کرده است تا به همه یادآوری کند که همه افراد این گروه در اصل نمایشگران خیابانی بوده اند. وجود یادگارها و داستانهایی از تاریخ پیدایش شرکت، وجه مشترک تمام سازمانهایی که از آن بازدید کردیم، بودند. ● تمرکز شدید بر نیاز مشتریان شرکت Roberts Express برای پاسخ به درخواستهای مشتریان، نرم افزاری در مرکز تلفن خود کارگذاشته است که به طور خودکار هر مشتری را به کسی که دفعه قبل با او صحبت کرده است، متصل میکند. به این ترتیب مشتریان همواره با کسی صحبت میکنند که در جریان کار آنها قرار داشته است. شرکت تبلیغاتی ، GSD&M فضای کار بر روی پروژه را برای سفارشهای بزرگ خود، مناسب نوع کار طراحی میکند. برای مثال برای هواپیمایی Southwest یک ورودی فرودگاه، برای محصولات نفتی Penzoil یک مدل پمپ بنزین و برای شرکت تولیدات فلزی Steel Industry یک میز کار غول آسای با رویه فلزی طراحی کردند.برای ساختمان سیرک آفتاب Cirque du Soleil پنجره های داخلی در نظر گرفته شده است که همگی مشرف به محل تمرین و آموزش هستند. هرکسی میتواند هر از گاهی نگاهی بیاندازد و ببیند آخرین برنامه سیرک در چه مرحله ای است. مؤسسه مشاوره Sterling Consulting یک بخش را به "امور مشتریان" اختصاص داده است و مسئول این بخش موظف است تا در انتهای هر مورد خدماتی، با مشتری صحبت کند و بازده کار را بسنجد.این فرد مسئول است در صورت نامطلوب بودن خدمات، هرنوع تصحیح یا تغییری را انجام دهد. ● تمرکز بر سلیقه روز شرکت American Greetingsچندین "اتاق مد" دارد که هر دو یا سه ماه تغییر میکنند. تیمهایی از کارکنان به نوبت مسئول یافتن رنگها مختلف، فرمها، الگوها و دیگر اجزاء طراحی باب روزی هستند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم تولیدات آنها را تحت الشعاع قرار میدهد.گروه طراحی شرکت خدمات مخابراتی Nortel مدام در حال تحقیق و پی گیری فن آوریهای بسیار مد روز و پر طرفدار هستندتا در محصولات خود از آنها استفاده کنند. کامپیتر دل Dell Computer هم با توجه به اینکه تولید کننده تکنولوژی نیست و در واقع مصرف کننده آن است، با دقت و ریزبینی به طور دائم در حال به روز در آوردن محصولات، نوآوریها و سیستمهای خدماتی خود است تا با آخرین فن آوری موجود هم گام باشد. ● ایجاد تیمهای چند مهارتی یا Cross Functional Teams تقریبا تمام شرکتهای مورد بحث تیمهایی شامل عده ای از متخصصین امور مختلف را برای رسیدن به یک هدف واحد، داشتند. شاید بهترین مثال این مورد گروه طراحی نورتل Nortel Corporate Design Group باشد. هر پروژه در دست تولید بر اساس کار گروهی برنامه ریزی شده است.گروهها حداقل شامل طراحان، مهندسین و بازاریابان هستند. یکی از گروههایی که دیدیم توسط یک کارمند با درجه دکترای علوم رفتاری اداره میشد که شاید تخصصی بسیار نامربوط با فن آوری مدرن به نظر بیاید، اما تاثیر این طرز گروه بندی در تولیدات بسیار چشمگیر بود. همانطور که دیدید این ۹ مورد مشترک در سازمانها و کمپانیهایی با تولیدات کاملا متفاوت وجود دارد که هر یک دارای ساختار و الگوهای متفاوتی هستند. استفاده از چنین سیاستهایی موفقیت ناگهانی و یک شبه به دنبال نخواهد داشت اما شما را تا حد بسیاری در مسیر کار موفق پیش خواهد برد. |
دزدان زمان
به مسائل زیر دقت کنید، بسیار از مدیران به آنها "دزدان زمان" میگویند:
▪ تلفنهایی که بصورت وقفه (Interruption) در حین انجام کار به شما زده میشود.
▪ افرادی که بصورت وقفه در حین انجام کار وارد معرکه میشوند و کار شما را متوقف میکنند.
▪ جلسات غیر ضروری.
▪ کارهایی که میتوانید به دیگران محول کنید ولی با کمال تعجب اینکار را نمی کنید.
▪ شک و دو دلی در اتخاذ تصمیم و ایجاد یک مشغولیت ذهنی برای اینکار.
▪ تمام نکردن کارها بصورت کامل و سر و کله زدن با تعداد زیادی کار نا تمام.
▪ صحب کردن با گروه برای به تفاهم رسیدن در حالی که میتوان با نمایند آن گروه به تنهایی صحبت کرد و به تفاهم رسید.
▪ ادامه دادن صحبتهایی که به نتیجه خاصی منجر نمیشوند.
▪ نداشتن برنامه کاری روزانه.
▪ دخالت در کارهای فنی در حالی که آگاهی فنی لازم را ندارید.
▪ خسته بودن و استرس داشتن.
▪ ناتوانی در "نه" گفتن.
▪ میز و محیط کاری شلوغ داشتن.
شما با کمی دقت به مواردی که در بالا به آنها اشاره شد به سادگی خواهید دید که به چه سادگی میتوانید نکات بالا را مدیریت کنید. اگر دقت کنید بسیاری از موارد مطرح شده، خود از جمله کلیدهایی برای رفع مشکلات دیگر میباشند، بعنوان مثال تلفن برای ایجاد ارتباط سریع راه دور میباشد، ورود افراد به اتاق شما یا برگزاری جلسات عموما" برای هماهنگی انجام کارها میباشد و ... که به دلیل عدم استفاده صحیح نه تنها کمکی در حل مشکلات ما نخواهند کرد بلکه خود برای ما مشکل جدیدی خواهند آفرید.
برخی دیگر از موارد ذکر شده به ضعف برنامهریزی و تواناییهای شخصی خودمان برمیگردد، مانند عدم توانایی "نه" گفتن، نداشتن برنامه کاری، محیط کاری شلوغ و کثیف، ناتوانی در به نتیجه رساندن بحثها و... که همه و همه به محدودیت توانایی ما برمیگردد. راه حل بسیار ساده میباشد، از یک طرف باید تواناییهای خود را بشناسیم و در حد خودمان از تواناییهایمان استفاده کنیم و از طرف دیگر باید در رودربایستی را کنار بگذاریم. باید تمرین کنیم که "نه" بگویم، وارد هر کاری نشویم، اگر سرگرم انجام کار مهمی هستیم تلفنهای غیر ضروری را جواب ندهیم یا افراد متفرقه را به حضور نپذیریم و ....
مشاهده میکنید که موضوع آنقدرها هم پیچیده یا دشوار نیست و شما با کمی سعی و اراده خواهید توانست بهترین استفاده را از وقت خود بکنید.
دو تمرین برای هدف گذاری توسط مدیران
هدف ها انرژی لازم برای حرکت چرخ زندگی را تامین می کنند . اگر هدفها از میان بروند ، جایگزین شوند و یا بدتر از همه ، مردود شمرده شوند، مدیران همه انگیزه های خود را برای یادگیری یا تغییر از دست خواهند داد.هدفها ی یک مدیر باید مبتنی بر هدفهای گروه ، سازمان و اجتماع و در راستای نیازها و قابلیت های خود و زیر مجموعه اش باشد . او هیچ گاه نباید اهدافی کاملا شخصی و مغایر با منافع مجموعه اش برگزیند.
البته گاهی این وسوسه برای مدیر وجود دارد که هدف های خود را بر دیگران ، بخصوص زیردستان اعمال کند و اولویت های مورد نظر خود را بر همه تحمیل کند که در این صورت شاید در ظاهر دیگران هم اطاعت کنند، اما تغییر اساسی روی نخواهد داد و در حقیقت استراتژی او به شکست منجر خواهد شد . اگر خواهان تغییر راحت و سنجیده هستید ، باید چرخ یادگیری شخصی خود را به حرکت درآورید .برای خودتان ، فضا ،مقصود، هدفی برای رسیدن و پرسشی برای پاسخ دادن ایجاد کنید .انجام پاره ای تمرینات به شما در رسیدن به این مقصود کمک می کند.
● تمرین یک
روی یک صفحه کاغذ، خطی رسم کنید که زندگی شما را از ولادت تا مرگ نشان دهد. جایی را که اکنون در آن قرار دارید ، با یک ضربدر روی این خط مشخص کنید.لحظات کوتاهی درباره آن بیندیشید .این تمرین دقیق نیست و صرفا برداشتی کلی به دست می دهد .اغلب مردم خطی می کشند که چیزی به یک خط در یک نمودار است .( قبل از آن که بقیه مطلب را بخوانید ، خط خود را بکشید .)
خطی که ترسیم می شود ، در طول زمان بالا و پایین می رود .اما این بالا و پایین رفتن ها نشانه چیست ؟ پاسخ به این سوال مطلبی است در ارتباط با اولویت های شما در زندگی و آن اولویت ها را به شما ارائه خواهد کرد. علامت ضربدر را کجا گذاشته اید؟ جای ضربدر، گویای چیزی درباره آن بخش از زندگی شماست که احساس می کنید پیش رو دارید و زمانی که احتمالا به سن و دوره خوب اختصاص دارد. آیا این خط در انتها به سمت بالا می رود یا به سمت پایین ؟ پاسخ به این سوال نیز مطالبی درباره اندیشه های پنهان شما در مورد آینده ارائه خواهد کرد.بیشتر مردم به شیوه های مختلف ، در این باره احساس خوشی دارند و انتهای خط خود را به سمت بالا می کشند.
● تمرین دو
پنج چیز را که دوست دارید ، ظرف سه سال آینده به دست آورید ، فهرست کنید.با اندکی تفضیل توضیح دهید که این دستاوردها را چگونه می توان سنجید یا چگونه قابل مشاهده است و سپس اقدامات عملی لازم برای آغاز حرکت به منظور وصول به انها را مشخص کنید. این عمل نیز نوعی به حرکت درآوردن چرخ یادگیری و ایجاد تغییر آگاهانه است . انجام کاری که مدنظر داریم ، وقتی بدانیم به دنبال چه چیزی هستیم ، به طرز شگفت آوری آسان است . اگر تغییر را به مثابه یادگیری تلقی کنیم -یادگیری به تعبیری از آن نوعی که به آن کنترل داریم و خواستار هستیم - نه تنها چندان دشوار نِست ،بلکه هیجان انگیز و لذت بخش است . کسانی که عاشق یادگیری هستند، به زندگی عشق می ورزند.برای آنها تغییر نه مشکل آفرین است و نه تهدید تلقی می شود، بلکه صرفا یک فرصت هیجان انگیز است .اما این عمل مستلزم آن چیزی است که می توان آن را نگرش ذهنی مثبت نامید.
دو تمرین برای هدف گذاری توسط مدیران
هدف ها انرژی لازم برای حرکت چرخ زندگی را تامین می کنند . اگر هدفها از میان بروند ، جایگزین شوند و یا بدتر از همه ، مردود شمرده شوند، مدیران همه انگیزه های خود را برای یادگیری یا تغییر از دست خواهند داد.هدفها ی یک مدیر باید مبتنی بر هدفهای گروه ، سازمان و اجتماع و در راستای نیازها و قابلیت های خود و زیر مجموعه اش باشد . او هیچ گاه نباید اهدافی کاملا شخصی و مغایر با منافع مجموعه اش برگزیند.
البته گاهی این وسوسه برای مدیر وجود دارد که هدف های خود را بر دیگران ، بخصوص زیردستان اعمال کند و اولویت های مورد نظر خود را بر همه تحمیل کند که در این صورت شاید در ظاهر دیگران هم اطاعت کنند، اما تغییر اساسی روی نخواهد داد و در حقیقت استراتژی او به شکست منجر خواهد شد . اگر خواهان تغییر راحت و سنجیده هستید ، باید چرخ یادگیری شخصی خود را به حرکت درآورید .برای خودتان ، فضا ،مقصود، هدفی برای رسیدن و پرسشی برای پاسخ دادن ایجاد کنید .انجام پاره ای تمرینات به شما در رسیدن به این مقصود کمک می کند.
● تمرین یک
روی یک صفحه کاغذ، خطی رسم کنید که زندگی شما را از ولادت تا مرگ نشان دهد. جایی را که اکنون در آن قرار دارید ، با یک ضربدر روی این خط مشخص کنید.لحظات کوتاهی درباره آن بیندیشید .این تمرین دقیق نیست و صرفا برداشتی کلی به دست می دهد .اغلب مردم خطی می کشند که چیزی به یک خط در یک نمودار است .( قبل از آن که بقیه مطلب را بخوانید ، خط خود را بکشید .)
خطی که ترسیم می شود ، در طول زمان بالا و پایین می رود .اما این بالا و پایین رفتن ها نشانه چیست ؟ پاسخ به این سوال مطلبی است در ارتباط با اولویت های شما در زندگی و آن اولویت ها را به شما ارائه خواهد کرد. علامت ضربدر را کجا گذاشته اید؟ جای ضربدر، گویای چیزی درباره آن بخش از زندگی شماست که احساس می کنید پیش رو دارید و زمانی که احتمالا به سن و دوره خوب اختصاص دارد. آیا این خط در انتها به سمت بالا می رود یا به سمت پایین ؟ پاسخ به این سوال نیز مطالبی درباره اندیشه های پنهان شما در مورد آینده ارائه خواهد کرد.بیشتر مردم به شیوه های مختلف ، در این باره احساس خوشی دارند و انتهای خط خود را به سمت بالا می کشند.
● تمرین دو
پنج چیز را که دوست دارید ، ظرف سه سال آینده به دست آورید ، فهرست کنید.با اندکی تفضیل توضیح دهید که این دستاوردها را چگونه می توان سنجید یا چگونه قابل مشاهده است و سپس اقدامات عملی لازم برای آغاز حرکت به منظور وصول به انها را مشخص کنید. این عمل نیز نوعی به حرکت درآوردن چرخ یادگیری و ایجاد تغییر آگاهانه است . انجام کاری که مدنظر داریم ، وقتی بدانیم به دنبال چه چیزی هستیم ، به طرز شگفت آوری آسان است . اگر تغییر را به مثابه یادگیری تلقی کنیم -یادگیری به تعبیری از آن نوعی که به آن کنترل داریم و خواستار هستیم - نه تنها چندان دشوار نِست ،بلکه هیجان انگیز و لذت بخش است . کسانی که عاشق یادگیری هستند، به زندگی عشق می ورزند.برای آنها تغییر نه مشکل آفرین است و نه تهدید تلقی می شود، بلکه صرفا یک فرصت هیجان انگیز است .اما این عمل مستلزم آن چیزی است که می توان آن را نگرش ذهنی مثبت نامید.
ده روش غلط مدیریت
● مدیران ناكارآمد، واقعیت ها را برای كاركنان بازگو نمی كنند. آنها در حالی كه اخبار خوشایند را بزك كرده و به شكل بزرگنمایی شده به كاركنان خود نشان می دهند، سعی می كنند اخبار ناگوار را كوچك یا پنهان كنند.
● ارزیابی عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادی آنان محاسبه می كنند، ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل نیستند.
● با افراد باكاركرد ناچیز و كاركرد برجسته، یكسان برخورد می كنند. این برخورد باعث می شود كاركنانی با موقعیت اول همیشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركنانی با موقعیت دوم، همیشه بی انگیزه باشند.
● با اجرای سیاست تفرقه بینداز و حكومت كن، بر تیرگی روابط افراد سازمان دامن می ز نند.
● كارهای كوچك را به آدم های بزرگ و شایسته و كارهای بزرگ را به آدم های نالایق می سپارند.
● با دیكته كردن قدم به قدم فعالیت ها، ابتكار عمل و خلاقیت را از كاركنانشان سلب می كنند.
● با عدم انعطاف پذیری و عدم استقبال از انتقادات با روی باز، شجاعت و جسارت در نظریات و بیان عقاید را از كاركنان سلب می كنند.
● به دلیل عدم تشخیص فرصت ها و تهدیدها، از انجام به موقع و حركت های توام با ریسك معذور است.
● نداشتن برنامه ریزی استراتژیك و چشم اندازهای لازم، سبب ناتوانی در برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشكلات می شود.
مهشید باستانی پورمقدم
ده صفت برجسته رهبری
۱) رهبران موفق خود آگاه هستند و عزت نفس دارند
۲) رهبران موفق چنان رفتار می کنند که مرزها و حریم ها نفوذ پذیر شوند
۳) استفاده از نیروی زنان یکی از مزیت های رقابتی محسوب می شود
۴) آرمان و هدف نهایی رهبران موفق ، مشخص و روشن است
۵) اعتماد آفرینی
۶) عملگرایی و طرفداری از عمل
۷) انتخاب آرمانهای پر معنا
۸) استقبال از فن آوری پیشرفته
۹) رهبران باید اگر کوچک هستند دست به کارهای بزرگ بزنند و اگر بزرگ هستند ، افتادگی کنند
۱۰) و سرانجام ، رهبران ، شرکت ها را به صورت فدراسیون در می آورند
ده گام به سوی ایجاد ادارهای خلاقتر
۲. به این موضوع توجه داشته باشید كه شما دارای یك سازمان تقریبا خلاق هستید شما كاركنانی دارید كه قابلیتهای نهفتهای داشته و دارای ایدههای فراوان هستند، آنها ایدههای خود را به هنگام صرف ناهار، نوشیدن قهوه و چای و یا در هنگام شستشوی دست و صورت به یكدیگر منتقل میكنند و در صورتی كه به طور فعالانه در زمینه ارتقاء خلاقیت در سازمان تلاش نکنید، تمامی این ایدهها، هنگامی كه آنان به پشت میز كارشان برمیگردند، فراموش خواهند شد.
۳. ایجاد امنیت نمایید، این نكته اهمیتی ندارد كه كاركنان سازمان شما چقدر خلاقند بخاطر داشته باشید در صورتی كه آنان اعتماد به مدیریت شما نداشته باشند، ایدههای خود را منتقل نخواهند كرد و دو دلیل برای این كار وجود دارد.
▪ بیان ایدههای نو با خود مخاطراتی را به همراه دارد، چه بسا ممكن است عدهای، بیان كننده ایده را تحقیر نمایند و یا آنانی كه علاقمند به تغییرات نیستند به مخالفت با كسانی بپردازند كه ایدههای خود را بیان كردهاند، لذا در صورتی كه اعتماد وجود نداشته باشد، كاركنان ایدههای خوب خود را بیان نخواهند كرد.
▪ ایدههای خوب اغلب دارای ارزش بسیار زیاد هستند و اگر كاركنان اعتماد به مدیریت نداشته باشند، تمایلی ندارند تا چنین منفعتی نصیب سازمان شود و چه بسا یك شانس بسیار خوب برای آنان باشد كه ایدههای باارزش خود را برای خویش استفاده كرده و از این طریق حتی یك شركت برای خود ایجاد نمایند.
۴. شرایطی را در سازمان پدید آورید تا ارتباطات تسهیل شده و ایدهها در سازمان به گردش درآیند و مدیریت نیز با جدیت آنان را تحویل گرفته و مورد بررسی قرار دهد و این میتواند از طریق سیستم مدیریت ایدههای شغلی انجام شود. همچنین میتوان در سازمان دیوار ثبت نظرات را ایجاد نمود تا هركسی كه ایدهای به ذهنش میرسد آن را با نام خود بر روی آن ثبت نماید.
۵. شرایطی را ایجاد نمایید كه افراد در بیان ایدهها مشاركت نمایند. یك ایده اغلب نوك یك كوه یخ ایست كه اگر كاركنان با یكدیگر همكاری نمایند این ایده توسعه یافته و از یك ایده خوب به یك ایده بسیار ارزشمند تبدیل خواهد شد.
۶. یقین حاصل نمایید كه تمامی كاركنان در كلیه واحدهای سازمان میتوانند در شركت دادن ایدههای خود و توسعه آنها مشاركت نمایند. اگر تصور میكنید تنها كاركنان بازاریابی قادرند در زمینه بازاریابی ایدههای نو ارائه نمایند ، تنها ایدههای معمولی نصیبتان خواهد شد، شاید تعجب كنید كه كاركنان حسابداری، منابع انسانی و حتی كاركنان رستوران نیز میتوانند ایدههای خوبی در زمینه بازاریابی ارائه نمایند.
۷. اگر كاركنان شما ایدههای خوبی ارائه میكنند به آنها پاداش دهید و این پاداش تنها پول نخواهد بود، دادن مرخصی، هدایا، گواهی و یا تشویق از طرف مدیرعامل سازمان میتواند بسیار ارزشمند باشد.البته پاداشها میتوانند پول و یا حتی پول ناشی از بکارگیری ایدهها باشد، بخصوص سهیم کردن کارکنان در منافع ناشی از بکارگیری ایدهها بسیار مهم خواهد بود زیرا بجای اینکه آنان در پی تخریب سازمان باشند به دنبال ارائه ایدههای خوب و عملی ساختن آنها خواهند بود.
۸. هیچ گاه کارکنان را بخاطر ایدههای نامناسب تنبیه نکنید، حتی یک خنده ممکن است بطور جدی سبب کاهش اعتماد به نفس شخصی شود که فردا میتواند ایدهای بسیار عالی ارائه نماید. کارکنان خلاق در تمامی زمانها دارای ایده هستند گاهی اوقات بعضی از ایدههای آنها نامناسباند و بعضی اوقات بسیار هوشمندانه هستند لذا با تنبیه افراد خلاق این ایدهها از دست خواهند رفت.
۹. خیلی بر روی تحقیقات و تحلیلها تکیه نکنید، اگرچه آنها در جای خود دارای ارزش بوده و واقعا وجود آنها در قرن ۲۱ بسیار ضروری است اما بزرگترین ایدهها معمولا از طریق الهام به دست آمدهاند.
۱۰. بخاطر داشته باشید خلاقیت یک سرمایه گذاری بلند مدت است و منافع آن در کوتاه مدت به سازمان بازنمیگردد، اگر سازمان شما خلاق نیست، زمان خواهد برد تا کارکنان با روشهای جدید فکر کردن آشنا شده تا نحوه رفتار و روش تولید کردن آنها تغییر کند.پس زمانی که ایدهها به جریان افتد ، آنها باید به مرحله عمل برسند و این نیازمند زمان است. اما در گذر زمان نتایج و منافع این سزمایه گذاری قابل توجه خواهد بود، لذا برخیز و برای رسیدن به این هدف حرکت کن.
ده نکته مهــم بـــرای موفقیت در مدیــریت
تأثیر پیشرفت سریع تکنولوژی همه ابعاد زندگی، بخوبی قابل مشاهده است؛ ولی هیچ ترسی نداشته باشید. لزومی ندارد که شما در هر رشته و زمینه ای متخصص باشید. فقط باید پیگیر این مسئله باشید که چه تکنولوژی جدیدی وارد بازار شده است و از آن برای افزایش تواناییهای شخصی خود استفاده کنید.
۲) مدیـــریت اطلاعات
داشتن اطلاعات, منبع بسیار با ارزشی برای هر مدیر محسوب می شود. سعی کنید که اطلاعات خود را در همه زمینه ها گسترش دهید. حافظه خود را تقویت نمایید تا اطلاعات کسب کرده را فراموش نکنید و از آنها بتوانید در همه جا استفاده کنید. همچنین ضروری است که اطلاعات جمع آوری شده را در جایی ثبت نمایید تا در صورت فراموش کردن بتوانید دوباره به آنها دست پیدا کنید.
۳) تعــادل احساســات
تقریباً استرس در طول روز همراه انسان است. بنابراین، برقراری تعادل میان کارهای شخصی و شغلی به کنترل استرس کمک می کند. داشتن تعادل در احساسات، نشانگر دستیابی شما به چشم انداز مورد نظرتان است.
۴) مدیــریت ارتباطات بــر ارتباطات
بر ارتباطات خود مدیریت کنید، نه بر کارمندانتان. نکته مهم این است که بتوانید بدون بیان مشکلات در یک محیط کاری پرتحرک از نحوه ارتباط کارمندان تمام وقت، پاره وقت، قراردادی و آموزش دیده به ضعفهای موجود در سیستم پی ببرید و از تواناییهای درونی آنها برای رسیدن به اهداف سازمان سود ببرید.
۵) توانایـــی سازگــار شدن با محیط
در دنیای بشدت متحول کار باید یاد بگیرید که خود را با شرایط محیطی پر تحرک تطبیق دهید. یک مدیر موفق باید بتواند در ظرف یک دقیقه نقش خود را از سیاستگذار به حامی یا هدایت کننده گروه تغییر دهد.
۶) مدیـــریت منابع
همواره میزان بودجه تخصیص یافته، کم است. بنابراین، استفاده بهینه از منابع تحت اختیار توسط مدیر ضروری است. تجربه و دانش کارمندان اهمیت فراوانی دارد و می توان از آن به عنوان یک عامل پیش برنده برای شرکت استفاده کرد.کارمهم مدیر،آموزش کارمندان، ایجاد انگیزه همراهی در آنها و همچنین ایجاد زمینه های پیشرفت چشمگیر در سازمان است .
۷) اخلاق خـــوب
مهارتهای رفتاری، برای سازمان، در حکم یک فیلتر است. اخلاق خوب یک مدیر به تمام کارمندان منتقل می شود. با اخلاق خوب می توانید صداقت، وفاداری و همدلی را در کارمندان خود ایجاد نمایید. تقویت این عامل شخص را به سوی موفقیتهای اقتصادی هدایت می کند.
۸) تنــوع
امروزه مدیــران با قشرهای مختلفی از مردم کار می کنند. از این رو، آشنایی با رفتارها و دیدگاههای آنان امری کاملا ضـــروری است.
۹) هدایت نه مدیـــریت
مدیر باید همانند یک رهبر، خلاق بوده، به دنبال هدفهای بلند مدت باشد و کارکنان خود را مورد توجه قرار دهد. ایجاد اعتماد و تحرک از ویژگیهای یک رهبر موفق است .
۱) رویاهای شغلــی
رویاهای شغلی شما نباید یک هدف مقطعی یا شخصی باشد. امروزه، مدیرانی موفق هستند که بتوانند میزان پتانسیل کاری موجود در سازمان خود را پیش بینی کنند و تشخیص دهند که اهداف شغلی شان تا چه میزان تحقق پیدا می کنند .
دیگران با شما «هم احساس»می شوند
از طرف دیگر، اگر شما پر انرژی و پرشوق باشید در این حالت نیز افراد پیرامونتان را از خود متاثر خواهید ساخت زیرا با گوش دادن به شما و دیدن شما تحت تاثیر قرار می گیرند و حتی بدون دخالت حواس نیز روحیات آنها از روحیات شما متاثر می شود. به این ترتیب می توان گفت که شما از جهات دیگری غیر از آنچه احتمالاً خودتان می دانید، یک «مدیر» هستید.
بنابراین، برای یک مدیر بسیار مهم است که بتواند از سطح آلفا به منظور جبران کاستیهایی که در زمینه ی رفتار،میزان انرژی و تندرستی خود دارد، نه فقط به دلایل شخصی بلکه برای تامین منافع شرکت و کارکنان آن، سود جوید، چون که هر چه بیشتر دیگران به موقعیت شما احترام بگذارند و هر چه بیشتر شما با آنها حسن تفاهم داشته باشید، آنها از خود واکنشهای مثبت بیشتری به شما نشان خواهند داد.
شما وظیفه دارید که از نظر جسمانی و روانی خودتان را در سطح بالاتری از افراد کم نفوذ و تاثیر نگه دارید. برای اینکار کافی است که سطح آلفا را در کنترل خود بگیرید، سطحی که در آن امواج مغزی با فرکانس ده سیکل در ثانیه دارای طبیعی ترین، هماهنگترین و سالم ترین حالات هستند.
خوزه سیلوا- کتاب مدیر روشن بین
راز تحولات سازمانی شرکت شما
▪ مرحله۱) تشكیل گروه، اعضای گروه در فرآیند تكامل ساختار خودشان مشاركت می نمایند.
▪ مرحله۲) تجدید ساختار، : بر مبنای حقایق،افراد با روش هایی نو برای حل مسائل تلاش می نمایند كه این ▪ مسئله باعث می شود ذهن آنها باز شده و احتمالاتی جدید مطرح شوند.
▪ مرحله۳) تضمین یادگیری، باید محیطی ایجاد شود كه از عقاید نوآورانه و ابتكارات جدید حمایت كند.
▪ مرحله۴) تعیین مسئله، گروه با مرور واقعیت های ناخوشایند صورت مسئله را تدوین می كند.
▪ مرحله۵) دستیابی به تأیید اجتماعی، گروه به سراغ یك نمونه بزرگ تر از راه حل هایی می رود كه در موقعیت های مشابه كارایی خود را ثابت كرده اند.
▪ مرحله۶) مصونیت در برابر واكنشی تدافعی، راه حل های مورد نظر گروه به گونه ای مطرح می شوند كه پذیرش عمومی را به دنبال داشته باشند. در تمام این مراحل، رهبر باید به درستی نقش خود را به عنوان تسهیل كننده امور ایفا نمایند.
راهنمایی جهت مدیریت بهتر وقت
اگرمایل به استفاده بهتر از اوقات خود هستید؛ ابتدا باید دقیقا بدانید که در حال حاضر وقت خود را چگونه سپری می کنید . به همهٔ فعالیتهایی که به طور معمول در هر روز کاری دارید، بیندیشید:
قرار ملاقاتهای، سرپرستی افراد، حضور در جلسات، مرور یا نوشتن طرحهای پیشنهادی، تصمیمگیریها، تکمیل طرحها، تماس تلفنی، تهیه گزارش، سفرها، مطالعه نشریات و.....
همچنین، لازم است راجع به اوقاتی که هر روز به دلیل مسائلی مانند امور پیشبینی نشده، مزاحمت های مکرر، تأخیرها، برنامهریزیهای نادرست، بحران مدیریت، هدر میروند ، نیز بیندیشید.
یک روش مناسب به منظور مشخص کردن اوقات از دست رفته و جلوگیری از آن، تهیه دفتر یادداشت یا سررسید و ثبت فعالیتهای روزانهتان به مدت یک یا دو هفته درآن است. سپس مندرجات مشروح در دفترتان را تحلیل والگویی راکه نمایانگر نوع فعالیتهای روزانه شماست ، پیدا کنید.
آنگاه کلیه جزئیاتی که شامل اجرای یک کار یا طرح میباشد و یا کلیه مشکلات و مزاحمتهای موجود را ردیابی کنید.
این کار را چند ماه انجام دهید و یاد داشتهای خود را برای یافتن الگوهای تکراری نظیر مزاحمتها و اخلالهای مکرر یا عادتهای غیرخلاق، مطالعه کنید. سپس راههایی جهت حذف و یا رفع آنها پیدا کنید.
عملکردهای روزانه خود را که آشکارا در یادداشتهای خود آوردهاید ، با آنچه تصمیم به انجام آن داشتهاید، مقایسه کنید.
این روش به راستی شما را هشیار خواهد کردو نشان خواهد داد ، به چه میزان موقعیتها را به دیگران واگذار میکنید و برنامه زمانبدی شما تحت فرمان دیگران و رویدادها «ونه شما »قرار دارد.
● تعیین هدف
نکته کلیدی در مدیریت وقت، داشتن اهداف تعریف شده و روشن است. آنها را بنویسید ومشخص سازید . یکبار اهداف خود را بر اساس اولویتهایتان تنظیم کنید، وقت مشخصی را به آنها اختصاص دهید ونیز کلیه فعالیتهای لازم برای تحقق اهداف را یادداشت کنید .
▪جهت آسانتر شدن کار خود، زمان لازم را برای انجام هر هدف در کنار آن یادداشت کنید آنگاه اهداف خود را به سه طبقه تقسیم نمائید:
ـ اهداف روزمره، که عبارتست از: مدیریت وقت و شامل تخصیص وقت معین جهت برنامهریزی روزمره، مشخص ساختن آخرین فرصت برای هر کاری ووقت شناس بودن است.
ـ اهداف تحصیلی، (شغلی)، یا اهداف دراز مدت که شما و مدیریت تعیین کردهاید. یکی از روشهای خوب جهت نگه داشتن حساب چنین هدفی آن است که مشخص کنید که حرفه شما ، از شما چه میخواهد و سپس فعالیتهای کاری خود را در ریز یک طبقهبندی کلی ( فعالیتهایی نظیر: بازاریابی، حراج، موارد مالی و اجرایی) فهرست کنید.
ـ اهداف شخصی یا فعالیتها وتعهدهای خارج از محدوده فعالیتهای کاری شما . تنظیم وقت جهت انجام این دسته از کارها بسیار مهم است.
اختصاص اوقاتی برای تفریح و بازی، به برخورداری از زندگی سالم ومتعادل کمک میکند، گذراندن وقت با خانواده و دوستان تخصیص وقتی برای ورزش روزانه، پرداختن به علاقمندیهای شخصی یا سرگرمیها در صورتی در برنامهزمانبندی شما میگنجد که به خوبی طراحی شده باشد. یاد بگیرید چگونه برای فعالیتهای خود طرح ریزی کنید:
تنظیم اهداف وطرحریزی آنها توأمان پیش میروند . با فهرست کردن همه گامهای لازم جهت تحقق اهداف خود، اقدام به عملی ساختن آنها نمائید وخود را در یک موقعیت زمان بندی شده لازم الاجرا ، قرار دهید.