کلیدهای موفقیت
« افزایش بازدهی مدیریت »
مهمترین پرسش این است که ، چرا همه مدیران مستقیماً برای به حداکثر رساندن بازده مدیریتی خود اقدام موثری نمی کند ؟ پاسخ چنین است :
۱- بسیاری از گرایشهای طبیعی موجود در سازمان همواره بر ضد بازده مدیریتی عمل می کنند ، مثلاً مدیران به سوی فرصتهای مختلف موجود در بازار جذب می شوند و توجه همزمان به این فرصتها باعث کاهش بازده مدیریتی می شود .
۲- مدیران معمولاً به سراغ مشکلی که بزرگتر به نظر می رسد و یا مشتریانی که توقعات بیشتری دارند ، می روند .
۳- برنامه هایی مانند بازبینی عملکرد سازمان ، که سبب رشد دیوانسالاری می شوند .
افزون بر موارد گفته شده ، استفاده از بازده مدیریتی به عنوان یک راهنما ، به راستی کار دشواری است .
بکار گیری موارد زیر بازده مدیریتی را افزایش می دهد:
- مشخص کردن مشتریان ، پروژه ها و سرمایه گذاریهایی که خارج از حد و مرز راهبردهای سازمانی است ؛
- تنظیم متغیرهای اصلی عملکرد در راستای تامین یک هدف مشخص؛
- توجه و به خاطر سپردن معیارهای کلیدی برای تشخیص فرصتهای مهم ؛
- استفاده از کاغذ بازی و فرایند های مدیریتی تنها در موارد ضروری ؛
- آگاهی از این مسئله که کارمندان به آنچه سبب هوشیاری مدیریت سازمان می شود ، آگاه هستند و همواره به آن توجه می کنند .
« ویژگیهـای مدیـر موفّق »
● درستکاری : این نخستین ویژگی و زیربنای مهارت و توانایی مدیر موفق است . رهبری بر پایه اعتماد بنا می شود و بدون درستکاری ، اعتماد پدید نمی آید .
● مهارت درک اطلاعات : مدیر موفق یک پردازشگر اطلاعات است و گیرنده های حسی قوی دارد . وی حوادث در حال وقوع را کمی زودتر از موعد شناسایی و پیش بینی ها و تمهیدات لازم را فراهم می سازد .
● مهارت گروه سازی : وی نقاط قوّت و ضعف خود و دیگران را بخوبی می شناسد و با گروهی از افراد که مهارتهای ویژه و تکمیلی دارند گردهمایی های مستمر برقرار می کند .
● گویش قاطع با قضاوتی موزون : هر تصمیم یک قضاوت و انتخاب بین گزینه های گوناگون است . صحت برخی تصمیمات در بلند مدت مشخص می شود ، لذا مدیر موفق اولاً روی مشاوران اندیشمند خود تاکید دارد و ثانیاً پیامدهای خوب و بد تصمیمات خود را نیز با قاطعیت پاسخگو است .
● تمرکز راهبردی : مدیر موفق آینده نگر است ، تدوین برنامه های بلند مدت راهبردی محور اصلی فعالیت های وی را تشکیل می دهد .
|
۱۴ روش برای مدیریت زمان
|
بعضی از افراد تصور می كنند كاركردن مادران بیرون از منزل تأثیر نامطلوبی به خانواده دارد، چون زنان شاغل وقت كافی برای نگهداری و مراقبت از فرزندان خود ندارند و نمی توانند به كارهای خانه و همسر خود توجه لازم را داشته باشند. اما واقعیت امر اینست كه چون مادران شاغل وقت كمی دارند، معمولاً با استفاده از برنامه ریزی بیشترین استفاده را از حداقل زمان خود خواهند داشت. بنابراین اگر شما هم جزو مادران شاغل هستید می توانید با بهره گیری از توصیه های زیر زمانبندی مناسبی را برای فعالیت ها و سایر وظایف خود در نظر بگیرید. ۱- نمی دانید از كجا شروع كنید؟ لیستی از كارهایی كه روزانه باید انجام دهید تهیه و آن را به دو قسمت وظایف فعلی و وظایف آتی تقسیم كنید. سپس این وظایف را در گروه های جداگانه ای شامل محل كار، خانواده، كارهای شخصی و... قرار دهید. چند كپی از این نوشته را در قسمت های مختلفی از منزل مانند آشپزخانه، روی كمد لباس ها یا داخل جیبتان بگذارید. بدین ترتیب قادرید هر زمان كه لازم بود به آنها دسترسی داشته باشید یا به یاد بیاورید كه زمان برای شما چقدر اهمیت دارد. ۲- لیست كارهای روزانه خود را اولویت بندی و بازنگری كنید و آنها را بدین صورت در نظر بگیرید: كارهایی كه باید انجام دهید، كارهایی كه نیاز به برنامه ریزی مجدد دارد، وظایفی كه قادرید انجام آن را به سایرین محول كنید یا فعالیت هایی كه انجام آن از برنامه شما حذف شده است. ۳- برنامه خودتان را چند بار مرور كنید. آیا واقع بینانه است؟ آیا برای انجام آن باید خیلی كوشش كنید؟ ۴- در انتهای هر روز برنامه روز بعد را یادداشت كنید. این امر به شما كمك می كند كه نظم و ترتیب بیشتری داشته باشید و وظایف شما تحت كنترل خودتان باشد. ۵- روش شخصی خود را در برنامه ریزی دنبال كنید. اگر تصور می كنید كه برنامه روزنامه شما سنگین و مشقت بار است تغییراتی در ظاهر آن ایجاد كنید تا مشاهده این وظایف برایتان دلپذیرتر باشد. می توانید از رنگ های مختلف، تصاویر و مقواهای رنگی در تهیه لیست وظایف روزانه خود استفاده كنید. ۶- افرادی كه دوست دارند از تقویم و دفترچه های برنامه ریزی استفاده كنند یك گام از بقیه جلوتر خواهند بود. حسن این دفترچه ها این است كه می توانید وقایع تاریخی مختلف از جمله سالگرد ازدواج، تولدهمسر و فرزندان و دوستان و اقوام را همیشه به یاد داشته باشید. به علاوه نوشتن اهداف كلی و روش رسیدن به آنها، ثبت یادداشت ها و نظرات، قرار ملاقات ها، جلسات، برنامه ریزی برای تعطیلات، كار و... از دیگر مزایای داشتن چنین ابزاری به شمار می رود. ۷- بلندپروازانه فكر نكنید. اهداف ویژه ای را كه قابل اندازه گیری، واقع بینانه و قابل دستیابی باشند در نظر بگیرید تا مسیر درستی را به شما نشان دهند. یعنی به طور دقیق مشخص كنید كه چه كاری را می خواهید به انجام برسانید و زمان مورد نیاز شما برای به پایان رساندن این كار چقدر است. ۸- برنامه شام باید قابل انعطاف باشد. همیشه زمانی را برای تعلیق كارها یا حواس پرتی خودتان در نظر بگیرید و زمان بیشتری را برای كارهای اولویت دار تعیین كنید. ۹- چه زمانی از روز در بهترین شرایط قرار دارید؟ آیا صبح ها فعال تر هستید یا عصرها بهتری می توانید كار كنید؟ همیشه سعی كنید زمانی در شبانه روز به فعالیت های مهم خود بپردازید كه در وضعیت ایده آلی قرار دارید. ۱۰- ابتدا كار و وظایف صحیح و اصولی خود را مشخص و سپس بر روی آن تمركز كنید. این اقدام یك روش مناسب برای افزایش بهره وری شخصی شماست. ۱۱- برای اولویت های مهم زندگی خود فرجه زمانی مناسبی تعیین كنید تا برای انجام آنها به اندازه كافی وقت داشته باشید. ۱۲- از كمال گرایی بپرهیزید و برای انجام كارهای بزرگ و اساسی شیوه های ساده تری برگزینید. می توانید این وظایف را به بخش های كوچكتری با مدت زمان مشخص تقسیم كنید تا سرانجام به نتیجه دلخواه خود برسید. ۱۳- «نه» گفتن را بیاموزید و بر روی اهدافتان تمركز كنید. اوقات فراغت خود را در صورت لزوم به دوستان، خانواده و شخص خودتان اختصاص دهید. ۱۴- اگر موفق شدید به اهدافتان دست یابید پاداشی را برای خود در نظر بگیرید و زندگی را با سرگرمیهای دلخواه متعادل كنید. آناهیتا درودیان |
| روزنامه ایران |
شیوه ارتباط با کارکنان
۲- سعی کنید پیاپی به کارکنان درکی روشن از چگونگی انجام صحیح کار بدهید .
۳- با کارکنان خود روابط غیر رسمی داشته باشید .
۴- به محل کارشان بروید و آنها را پشت میزشان ملاقات کنید .
۵- عقاید آنها را بپرسید و به حرفهای آنها گوش دهید . سعی کنید نقطه نظراتشان را خوب درک کنید .
۶- امکان دسترسی به اطلاعات غیر محرمانه را برای آنها فراهم کنید و از اطلاعات دریافتی و نتایج آن در موضوع های مختلف جویا شوید .
۷- رویدادها و شرایطی را که باعث تضعیف روحیه می شوند با تاکید بر نکات مثبت و استفاده از این تجربه به عنوان یک فرصت یادگیری برای کارکنان جبران کنید .
۸- ۸۰ درصد زمان شونده باشید و تنها ۲۰ درصد به صحبت کردن بپردازید .
۹- درباره اخبار غیر رسمی و شایعاتی که آنها شنیده اند بپرسید و آنها را هدایت کنید .
۱۰- در چالشها با آنها همراه باشید و هر فرصتی را برای درک بهتر شرایط شغلی آنها از دست ندهید .
۱۱- پس از ملاقات با مدیریت اطلاعاتی به کارکنان بدهید .
۱۲- از آنها بپرسید : آیا چشم انداز ، ماموریت و اهداف را واضح ارایه کرده ام ؟
۱۳- از آنها بپرسید : چه کاری برای کمک در انجام وظیفه تان می توانم انجام دهم و آیا عملکرد فعلی من با شما هم جهت است ، مانعی در برابر کارتان وجود ندارد ؟
۱۴- از آنها بپرسید چه چیزهایی مشتریان ما را راضی و یا ناراضی می کند .
۱۵- در جمع دیگر همکاران ، آنها را تشویق کنید ، ولی تذکرات را خصوصی به آنها بگویید .
۱۶- یک ویژگی مورد علاقه خود را وجود هر یک از همکاران بیابید .
۱۷- فعالانه زمینه صحبت را با همه کارکنانی که هر روز می بینید ایجاد کنید .
۱۸- با افرادی که شما با آنها راحت نیستید سعی کنید یک پل ارتباطی برقرار سازید .
۱۹- هر ماه ، روی شیوه هایی برای اجرای «مدیریت مبتنی بر قدم زدن در محیط کار و گوش کردن به کارکنان » هدف گذاری نمایید .
۲۰- هر چند وقت یکبار ناهار را با کارکنان صرف نمایید و از این موقعیت به عنوان فرصتی برای ایجاد صمیمیت و اعتماد استفاده کنید .
روش مهم در اقتصاد و مدیریت
۲) دستمزد دادن بهتر از دستمزد گرفتن است.حداقل مفید تر است.
۳) هرگز كاری را كه می توانید بدهید تا دیگری برایتان انجام دهد خودتان انجام ندهید . كاری كه دیگری برای شما انجام می دهد زمان و انرژی بیشتری به شما برای انجام كارهای دیگر می دهد.
۴) هرگز كاری را كه می توانی با طفره رفتن به فردا اندازی امروز انجام نده . كارهای زیادی وجود دارد كه می توانی امروز انجام دهی.اصولاً بیشتر كارهایی كه امروز مجبور نیستی انجام دهی كارهای مهمی نیستند.
۵) همیشه خریدار باش نه فروشنده .اگر به اندازه كافی هوش برای پول دار شدن داشته باشی می دانی كه یك ریسك بهتر از دو ریسك است.
۶) هرگز كاری را انجام نده اگر می توانی با شخص دیگری انجام ده . چرا با یك شخص یا اشخاص دیگر در هر شغل یا خط كاری رقابت می كنی مادامی كه برای تو انحصار در ضمینه های دیگر ممكن است؟
۷) اگر مقتضیات تو را مجبور كند تا شغل هایی را پیگیری كنی یا از یك سری خطوط كاری پیروی كنی كه مورد تعقیب افراد دیگر است ، بهتراست كه كارت را در ضمینه ای كه دیگران توان رقابت با تو را ندارند قرار دهی . این همیشه یك راه خوب، بهتر و بهترین راه است.
۸) هر آنچه كه تو برای یك بار انجام می دهی ، هر چند راهی كه تو برای انجام كاری به عهده می گیری ، كار مشابهی را دوباره انجام نده یا كاری را در مسیر مشابه انجام نده. اگر یك راه انجام كاری را بدانی باید این را هم بدانی كه مسلماً راه بهتری برای انجام آن وجود دارد.
۹) اگر در كاری موفق شدی ، اجازه نده دیگران از موفقیت تو اطلاع یابند.
۱۰ وقتی ثروتمند شدی ، چنانچه اگر نصایح مرا گوش كنی ثروتمند می شوی، اجازه نده دیگری راز موفقیت تو را بداند .
۱۱) یكی از بزرگترین دارایی ها كه هر فردی می تواند كسب كند شهرت برای بی قاعدگی است .
۱۲) هرگز از كسی متنفر نباش .
۱۳) مرد عاقل رفتارش را با دلیل تنظیم می كند نه با غریزه .
۱۴) دانستن كاری كه نباید انجام دهی، مهمتر از دانستن كاری است كه باید انجام دهی .
۱۵) آیندگان هرگز كاری را برای تو انجام نمی دهند . بنابر این هیچگونه سرمایه گذاری برای اولادت نكن . البته وارثانت پس از مرگ بر سر املاكت نزاع می كنند.
۱۶) یك مرد، هر كاری را كه بخواهد در جهان انجام دهد انجام می دهد .
۱۷) باید پولت را ذخیره كنی.
۱۸) احمق ها می گویند كه پول ، پول می آورد ولی من می گویم كه پول ، پول نمی آورد . فقط انسان است كه پول می آورد .
۱۹) دو گناه نابخشودنی در جهان اقتصاد است : یكی دادن چیزی برای هیچی و دیگری گرفتن چیزی برای هیچی .
۲۰) اگر شما یكی از ورثه های پدر یا شخص دیگری هستی ، توصیه می كنم كه قبول نكنی كه فقط یك وارث باشی .
۲۱) از كارهای كوچك نفرت نداشته باش، بلكه به آن كارها احترم بگذار.
۲۲) پول درآوردن، آسانتر از خرج كردن آن است .
۲۳) سخت ترین كار، از كارهایی كه انسان انجام می دهد تفكر است .
نویسنده: E.W. Scripps
|
۲۴ ویژگی مدیران بهره ور
|
۱) فرهنگ سازمانی؛ فرهنگ ملی و فرهنگ جهانی را به خوبی می شناسد و برای رسیدن به توسعه فرهنگی با دانایی عمل می کند. ۲) به تمام زوایای کار و محیط پیرامون خود نگاه سیستمی و شبکه ای دارد. ۳) به نیازهای انسانی کارکنان توجه دارد و به ارزش های والای انسانی ارج می نهد. ۴) کارکنان را به کاربرد طیف های گوناگون دانش (خرد؛ معرفت) تشویق می کند. ۵) به هم افزایی (سینرژی) در فکر و عمل؛ اعتقاد قلبی دارد. ۶) زمینه های اصلاح نگرشها مهارت و افزایش دانش خود و کارکنانش را فراهم می آورد. ۷) صلاحیت های حرفه ای و فنی دارد (درخصوص حرفه خود؛ شانه به شانه آخرین فنون حرکت می کند) ۸) در پی اصلاحات است و می داند اصلاحات را از کجا آغاز و در کجا متوقف کند. ۹) مستمراً در پی شکوفایی استعدادهای خود و کارکنانش است. ۱۰) برای روشن ماندن موتور سازمانش؛ همواره خودانگیخته و پرانگیزه عمل می کند و کارکنان را انگیزه مند می سازد. ۱۱) پیش قدم ؛ خودآغازگر؛ خود پیش برنده ؛ خود ناظر و خود ارزشیاب است و دیگران را نیز به این امر دعوت می کند. ۱۲) رویارویی با مشکلات را دوست دارد و می خواهد قابلیت های خود و کارکنانش را در این زمینه ها بیازماید. ۱۳) هدف گرا؛ فرآیند گرا؛ پیشرفت گرا و توفیق گراست. ۱۴) چشم انداز مشارکتی دارد و افکار را با کارکنان در میان می گذارد و از اندیشه های خوب آنان برای ارتقای سازمان بهره می جوید. ۱۵) موازنه های معقولی بین استعدادها و انتظارات؛ قابلیت ها؛ امکانات و ... برقرار می کند. ۱۶) مدیریت اختلاف را به معنای واقعی می شناسد و برای مشاجرات از طریق مذاکره و تعامل عمل می کند. ۱۷) کارها را به نحو اثربخش واگذار می کند. وظایف و مسؤولیت ها و اختیارات مناسب را به طور صحیحی؛ منطقی و به روشنی تعریف می کند. ۱۸) برای رفع تنگناها؛ محدودیت ها؛ خلأها و نارسایی ها؛ بی وقفه می کوشد و فرصت ها و تهدیدها را به خوبی می شناسد. ۱۹) تدابیر پیشگیرانه و تصحیح کننده را به خوبی تنظیم و اعمال می کند. ۲۰) پیوسته بر پیشرفت کار طراحی؛ برنامه های عملیاتی؛ بودجه ها و هزینه ها نظارت دارد و به هدایت مستمر؛ نظارت مستمر و ارزشیابی مستمر کلیه امور می پردازد. ۲۱) نوآوری و خلاقیت را در تمام سطوح کارکنان تشخیص می دهد و زمینه های پرورش و گسترش این خلاقیت ها را فراهم می آورد. ۲۲) بحران ها را می شناسد و دراوقات بحرانی؛ با شاخص ها و پیچیدگی های معلوم و نامعلوم؛ با قاطعیت و مهارت برخورد می کند. ۲۳) در برنامه ریزی های راهبردی سازمان؛ کار گروهی و بازخورد گرفتن از بدنه را یک اصل می داند. ۲۴) به فناوری ارتباطات (ICT) و توسعه معقول و متناسب آن در سازمان معتقد است. www.sohyle.com منبع: شبکه خبری world news |
|
۵ توصیه برای مدیریت
|
۱. انگیزه فردی افراد یا آنچه را برایشان ویژگی دارد دریابید. این مساله می تواند شامل اقدامات گوناگون از خرید بلیت های مسابقات ورزشی برای علاقمندان به ورزش گرفته تا كشف ساده علایق آنان باشد. ۲. ایجاد این گونه روابط شخصی با همكاران و مراجعان موجب كار گروهی بیشتر در بین آنان می شود. استیو كارنی، نویسنده كتاب "وقایع نگار كار گروهی" می گوید: " امروزه كار گروهی مهم ترین مهارت در محل های كاری به شمار می رود و همه مدیران و كارمندان باید بازیكنان یك تیم باشند." كارمندانتان را فعالانه از طریق گفتگو به كار بگیرید، جریان نظرات را تشویق كنید و تفكرات گروهتان را در نظر بگیرید." ۳. همواره از كار گروهتان قدردانی كنید كه در نهایت موجب احترام به مدیریت می شود و همكارانتان را به كار سخت تر وادار می كند. به نظرات دیگران گوش دهید. استفاده از مشاوره اعضای مسن تر و با تجربه تر نیز سودمند خواهد بود. ۴. هیچ یك از این اقدامات بدون كنار گذاشتن نامه های الكترونیك و پیام های صوتی برای یك لحظه و تلاش برای ترتیب دادن نشست هایی با كارمندان امكان پذیر نیست. برای بررسی جزییات طرح ها و مسایل و راه چاره های دیگر كاری، جلسات منظم برگزار نمایید. با انجام این كار روابط مهمی را با كارمندانتان برقرار خواهید كرد و آنان تمایل بیشتری به همكاری با شما نشان خواهند داد. ۵. مطالعه روزنامه ها، مجلات یا نشریات تجاری می توانند به سادگی در بالابردن دانش مدیریتی به شما كمك كنند. شما با دریافت ارزش ارتباطات، احترام و كار گروهی، روابط كاری مهمی با گروهتان ایجاد می كنید و به خرسندی كارمندان، همكاری گروهی و تحسین كلی دو جانبه كمك می نمایید. |
|
۶ نـکتـه ارتـبـاطـی بـرای مـدیـران
|
۱) شنونده بهتری باشید: به کارکنان توجه کنید. این مسئله آسان مینماید، ولی به قول ماورین دولان روزن از یک مرکز مشاوره منابع انسانی در چیپل هیل .N.C مهارت در شنیدن یک مسئله اصلی برای همه مدیران است. در میان مسائلی که خانم روزن در کارگاههای آموزشیاش معمولاً به آن اشاره میکند مربوط به یکی از مدیران سابقش است که با مهارتهای فوقالعاده در جلسات دست بر زیر چانه میگذاشت و با چشمهای بسته وانمود به شنیدن با دقت به صحبتهای حضار مینمود، ولی در اصل من متوجه شدم که به رفع خستگی و احیانا یک خواب کوتاه فرو میرفت. ۲) به کارکنان خود زمان اختصاص دهید: مسئله مهم در این مورد، تشکیل جلسات دونفره منظم با اعضاء گروهتان است. حتی اگر کارمندان در خارج از مرکز خدمت میکنند این جلسات را از طریق تلفن تشکیل دهید. این کار را دو بار در ماه انجام دهید. در طول جلسه، تلفنهای غیرضروری به شما وصل نشود و بدین طریق به کارکنانتان نشان دهید که شما توجه کامل به جلسه دارید. در طول جلسه راجع به روشها و اهداف کاری صحبت کنید و به خصوص به آنها اطلاع دهید که چه تصویری از رشد کاری آنان دارید و در عین حال فشار کاری خود را به آنها نشان دهید. ۳) اخبار جدید را به صورت مؤثر در سرتاسر سازمان منتشر کنید: بررسی میزان آگاهی کارکنان زیرین از اخبار جدید به صورت مداوم ناممکن است، ولی با تأثیرگذاری روی کارکنان سطح زیری خود و انتخاب افرادی که بیشترین حد از مطلب را گرفتهاند به عنوان عاملان انتشار اخبار در تمام سطح و حذف واسطهسازی از سوءتفاهمات جلوگیری کنید. ۴) همه کارکنان را از ارزشهای موردنظر خود کاملا آگاه کنید: بگذارید همه کارکنانتان بدانند شما که هستید و به چه هدفی کار میکنید. تنها در این صورت است که آنها میتوانند خود به راحتی تصمیمات درست بگیرند، شما به عنوان مدیر باید آنها را برای رشد بیشتر خودشان و سازمان آزاد بگذارید و تنها به تذکر موارد احتمالی اکتفا کنید. ۵) در سخنرانی خود در جمع کارکنان تا حد ممکن تأثیرگذار باشید: تنها در صحبتهای گروهی به خصوص در مواقع حساس برای مؤسسه است که مدیران، اعتبار و لیاقت خود را در دید کارکنان ایجاد میکنند، بنابراین سعی کنید در سخنرانیها تا حد ممکن تأثیرگذار باشید. ۶) خود را در پس ارتباطات کتبی پنهان نکنید: اگرچه ارتباطات کتبی ابزاری بسیار مهم در ارتباطات است. با این وجود مواردی که دارای حساسیت خاص هستند، بهتر است به صورت حضوری و حداقل تلفنی انجام پذیرد. ● چگونه خود را ارزیابی کنیم؟ آیا به نظرتان باید از کارکنانتان بازخورد عملکرد خود را خواهان شوید؟ دقیقا! این باعث ایجاد صمیمیت و ساختن چهره بهتری از شما به عنوان مدیر میشود. چگونه میتوان چنین بازخوردی را خواستار شد؟ تجارتهای بزرگ مثل مایکروسافت، فرمهای سالانه بازخورد مدیریت را طراحی کردهاند که توسط کارکنان و در صورت تمایل به صورت ناشناس تکمیل میشود. در صورتی که گروه شما از کارکنان دائم تشکیل شدهاند، من به شما پیشنهاد میکنم تلاش کنید تا به صورت شخصی به صورت مداوم از آنها بازخورد بگیرید، هنگام صحبت با کارکنانتان شوخ طبع باشید و خود را به شنیدن مطالب همیشه علاقهمند نشان دهید. حالا اگر مشکل به حرف آوردن کارکنان باشد، چه باید کرد؟ بازخورد را در اوقات غیرکاری به دست آورید و زیرا در این زمان کارکنان بیشتر و بهتر میتوانند به یکدیگر اعتماد کنند و بهتر است موضوع را به صورت غیررسمی و مشتاقانه مطرح کنید. مثلا بگویید: آیا در مورد کار من ایدهای در ذهن داری؟ و با فراغ خیال به وی گوش فرادهید چون در اوقات فراغت شنیدن نیز راحتتر است. |
| روزنامه اطلاعات |
|
۸ گام موثر برای تغییر
|
●رفتار جدید مطلوب: كاركنان به یكدیگر می گویند «بیایید حركت كنیم، ما به تغییر خیلی چیزها احتیاج داریم». ۲ - ایجاد تیم رهبری: چالش اصلی: برای كنترل فرآیند سخت تغییر، افراد مطمئنی كه از نظر احساسی متعهدانه و آمادگی كار گروهی را دارند در جاهای مناسب قرار دهید؛ ●رفتار جدید مطلوب: تشكیل یك گروه به اندازه كافی قوی كه برای رهبری تغییرات عمده با هم به خوبی كار می كنند. ۳ - دیدگاه و استراتژی را گسترش دهید: چالش اصلی: تیم هدایت كننده ای انتخاب كنید كه دیدگاه و استراتژی درستی را ایجاد و كنترل عملیات در كلیه سطوح باقیمانده در حال تغییر را هدایت كند. این مستلزم حركت فراسوی اعداد و ارقام پر سروصدایی است كه خلاقیت و احساسات چشم انداز را هدف قرار داده است. ●رفتار جدید مطلوب: تیم رهبری، دیدگاه و استراتژی صحیح برای تلاش در جهت تغییر را گسترش می دهد. ۴ - همه را در چشم انداز تغییر سهیم كنید: چالش اصلی: تا آنجا كه ممكن است افرادی را پیدا كنید كه در جهت به واقعیت درآوردن چشم انداز عمل كنند؛ رفتار جدید مطلوب: افراد، خریدار تغییرات می شوند و این نگرش را می توان در رفتارشان مشاهده كرد. ۵ - تقویت اقدامات گسترده: چالش اصلی: رفع موانع كلیدی كه كاركنان را از عمل در راستای دستیابی به چشم انداز باز می دارد؛ ●رفتار جدید مطلوب: افراد بیشتری در جهت دستیابی به چشم انداز احساس وابستگی و برای رسیدن به آن اهداف تلاش می كنند. ۶ - خلق پیروزیهای كوتاه مدت: چالش اصلی: باسرعت مناسب پیروزیهای قابل دسترس در كوتاه مدت را برای انرژی بخشیدن و تشویق رهروان راه تغییرات پدید آورید. این كار برای روشن كردن دید منفی بافها، خاموش كردن صدای بدبین ها و ایجاد جنبش آنی برای تلاش دوباره ضروری است؛ ●رفتار جدید مطلوب: اندكی جنب و جوش آنی پدید می آید و كاركنان سعی بر به واقعیت درآوردن چشم انداز می كنند، و افراد كمتری در مقابل تغییرات مقاومت می كنند. ۷ - با جمع كردن دستاوردها تغییرات بیشتری را ایجــــاد كنید: چالش اصلی: تغییرات را موج وار ادامه دهید. تا زمانی كه چشم انداز به واقعیت تبدیل نشود از جنب وجوش نیفتید. بزرگی موانع نباید خللی در اراده شما پدید آورد؛ رفتار جدید مطلوب: كاركنان همچنان پرانرژی و باانگیزه تغییرات را تا زمان به واقعیت پیوستن چشم انداز به جلو پیش خواهند برد. ۸ - راههای جدید را در فرهنگ سازمانــــی جا بیندازید: چالش اصلی: ایجاد یك ساختار پشتیبانی ایجاد كنید تا اساس روشهای جدید عملیاتی را فراهم كند. ●رفتار جدید مطلوب: علی رغم كشش و جذبه سنتها، رفتار جدید و پیروزمندانه رهبران تغییر در كسب درآمد بیشتر ادامه می یابد. ●● دلایل شكست تغییرات ▪غرور بیش از اندازه؛ ▪عدم توانایی در ایجاد یك ائتلاف قوی و هدایت كننده؛ ▪دست كم گرفتن «توان» چشم انداز؛ ▪اجازه دادن به موانع و مشكلات برای ایجاد سد در جلوی چشم انداز؛ ▪شكست در خلق پیروزیهای كوتاه مدت؛ ▪اعلام پیش از موعد پیروزی؛ ▪غفلت از جاانداختن جدی تغییرات در فرهنگ سازمانی. مینا فاضل نیا |
|
۹ گام طلایی برای جذب مشتری
|
اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد . ۲) پس از بروز مساله(از نظر ارتباط با مشتری)هر چه سریع تر آن را حل کنید هیچ سازمان، کالا یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید.اگر سازمانی بتواند ثابت کند که در برابر مشتری پاسخ گوست و برای او ارزش قائل شود، در آن صورت شکایت تبدیل به ابراز نظر مثبت و موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد شد.معمولا افراد آخرین رویداد را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام میتواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود.کل داستان در این است که مشتریان ناراضی بیش از مشتریان راضی، دوست و رفیق دارند.از همین دیدگاه تمایل بیشتری دارند که درباره حرکت نامناسب یک فروشگاه یا نارضایتی خود از یک محصول و خدمات به دوستان، خانواده و همتایان بگویند، ولی درباره خوبی سازمان یا فروشگاه سخن زیادی بر زبان نمیارند. ۳) همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به آن فروشگاه مراجعه یا از همان محصول استفاده کند.در اینجا دو راه حل وجود دارد که هم مشتری و هم فروشنده می توانند برنده باشند: الف) فروشنده برای حفظ مشتری و افزایش وفاداری او در مواردی سود کم را تحمل کند.البته برای یک دوره کوتاه مدت. ب) دادن پاداش، بابت وفاداری مشتری که در نتیجه در هر معامله سود فروشنده اندکی کمتر می شود ولی با افزایش تعداد مشتری ها این کمبود جبران خواهد شد. ۴) همیشه حق با مشتری نیست ولی مساله مهم تفهیم این موضوع به مشتری است اغلب مشتری مرتکب اشتباه می شود.امکان دارد مشتری انتظارات نامعقولی داشته باشد.این یک واقعیت است که سازمان بدون مشتری نمی تواند وجود داشته باشد اما کارکنان واحد فروش باید بتوانند به مشتری تفهیم کنند که اشتباه از جانب او بوده است، ولی باید در این کار ظرافت عمل وجود داشته باشد. ۵) مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت فقط تامین رضایت مشتری موجب ایجاد وفاداری وی نسبت به سازمان نخواهد شد،بلکه لذت بردن از محصول و خدمات موجب افزایش وفاداری خواهد شد. اگر سازمان ها بتوانند با مشتریان صمیمی شوند و به خواست مشتری گوش دهند موجب خواهند شد که آنان از این رابطه لذت ببرند. برای اینکه مشتری از محصول لذت ببرد نباید هزینه محتمل شود. اگر خدمت ارائه شده از حد انتظار بیشتر باشد، موجب لذت بردن وی از این خدمت خواهد شد. ۶) نباید فراموش کرد که مشتری حق انتخاب دارد از آنجا که بازارها روز به روز بیشتر می شوند، هیچ سازمانی نمی تواند در مورد وفاداری مشتریان مطمئن باشد. بسیاری از مشتریان به ظاهر راضی به محض اینکه روزنه ای پیدا شود به شرکت رقیب روی می آورند. هر سازمانی که متوجه وجود فرصتی شود باید تماس های خود را با مشتریان بیشتر و رابطه را تقویت نماید. یک تلفن به مشتری برای آگاهی از دیدگاه وی درباره خرید می تواند رابطه را تقویت نماید. ۷) برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید دوره ای که سازمان ها تصمیم می گرفتند چه کالایی را عرضه کنند و سپس آن را به مشتری تحمیل می کردند به سرعت به پایان می رسد. تنها راهی که می توان متوجه خواست مشتری شد این است که به حرف های آن ها گوش فرا دهیم. اگر کسی حرف بزند و ما به او گوش ندهیم، با ما خداحافظی خواهد کرد. ارتباط بامشتری بر پایه همین اصل قرار دارد. یکی از سریعترین راه ها برای از دست دادن مشتری این است که آنها را نادیده گرفته و به آنها توجه نکنیم. ۸) درباره کالا و خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید کسانی که برای یک سازمان کار می کنند باید در مورد آن سازمان و محصولات آن همواره تصویر مثبتی به مشتری ارائه کنند. می گویند یک کارخانه بزرگ تولید خودرو دارای دو توقفگاه بود. توقفگاه نخست که از خیابان مجاور قابل مشاهده بود متعلق به آن دسته از کارکنان بود که با خودروی تولیدی همین شرکت به محل کار خود می آمدند. کارکنانی که با خودروهای تولیدی شرکت های دیگر به آنحا می آمدند ناگزیر بودند در توقفگاه دوم، دورتر از خیابان مجاور توقف کنند . شرکت دارای این دیدگاه بود که اگر مشتریان بالقوه مشاهده کنند که کارکنان شرکت از محصولات شرکت های رقیب استفاده می کنند ، این پرسش در ذهن آنها خطور می کرد. ۹) خود را به جای مشتری بگذارید تا احساسات او را درک کنید همیشه ارزش آن را دارد که خود را به عنوان مشتری بدانید که به سازمان وارد می شود. همیشه خود را به جای مشتری بگذارید و آنگاه بپرسید: آیا این سازمان از ورود من استقبال به عمل می آورد؟ هر قدر مشتری را بیشتر درک کنید توازن بین مشتری و محصول به صورتی در می آید که کفه ترازو به نفع مشتری سنگین تر خواهد شد. |
آرزوی مدیریت یا مدیریت آرزوها؟!
همه ما به نوعی مدیریم. تعجب نکنید. چرا که هستیم، اما یا باور نداریم یا نمیخواهیم باور کنیم. گروهی باور دارند و گروهی نمیدانند. گروهی موفق هستند و گروهی در جا زدن را تجربه میکنند. گروهی دایم میاندوزند و گروهی تنها میدوزند. گروهی دایم میدوشند و گروهی تنها مینوشند. ما اگر در اداره مدیر نیستیم، در دایره دوستان که میتوانیم باشیم. ما اگر در کارخانه مدیر نیستیم، در خانه که میتوانیم باشیم. ما اگر مدیریم، مدبر هم که میتوانیم باشیم.
راستی؛ ما تنها در آرزوی مدیر شدن هستیم یا بر آرزوها نیز مدیریت میکنیم؟
▪ مدیریت بر دیگران؟!
شاید روزانه این واژهها را زیاد بازگو نمائیم. مرد سالاری، زن سالاری، کارگر سالاری، شاگرد سالاری، معلم سالاری، کارمند سالاری، کودک سالاری و نظایر آن.
حقیقت چیست؟ حقیقت، مدیریت سالاری است نه فرد سالاری. این مدیریت میتواند در جهت مثبت باشد یا استبدادی. میتواند منطقی باشد یا نادرست. این که کدام است باشد برای بعد.
▪ یک خانم خانهدار در خانه، بر شوهر و فرزندان خود مدیریت میکند اما ما میگوئیم زن سالاری.
▪ یک مرد فروشنده در خانه، بر زن و فرزندان خود مدیریت میکند اما ما میگوئیم مرد سالاری.
▪ یک سرپرست در کارخانه، بدون یک کارگر خاص و مدنظر، نمیتوان کار را ادامه دهد اما ما میگوئیم کارگر سالاری.
▪ یک شاگرد در کلاس درس، جو کامل کلاس را در اختیار دارد اما ما میگوئیم شاگرد سالاری.
▪ یک معلم در کلاس درس، اجازه کوچکترین شلوغی را به شاگردانش نمیدهد اما ما میگوئیم معلم سالاری.
▪ یک کارمند در اداره، جو محیط اداری را در اختیار کامل دارد اما ما میگوئیم کارمند سالاری.
▪ یک کودک بر عاطفه پدر و مادر خود، تسلط کافی را دارد اما ما میگوئیم کودک سالاری.
راستی؛ ما چگونهایم و چگونه سالاری هستیم؟
آسیب شناسی مدیریت مشارکت جو در سازمانها
● آسیب های وارده به نظام مدیریت مشارکت جو
این آسیبها را می توان معلول موارد زیر دانست :
۱- پیش فرضهای نادرست در مورد مشارکت کارکنان
۲- عدم مشارکت کارکنان در سازمانها
۳- موانع فرهنگی مشارکت
۴- موانع سازمانی مشارکت
● پیش فرضهای نادرست در مورد مشارکت کارکنان
برخی دلایل که مدیران از مشارکت کارکنان استقبال نمی کنند به شرح زیر است :
۱- مشارکت کارکنان باعث بی نظمی و هرج و مرج می شود .
۲- مشارکت کارکنان می تواند باعث اشتباهات بزرگ شود .
۳- هنوز کارکنان و سازمانها آمادگی لازم برای مشارکت ندارند .
۴- اظهار نظر مخالف کارکنان ، بی حرمتی به اقتدار مدیر یا رئیس است .
● عدم مشارکت کارکنان در سازمانها
دلایل عدم مشارکت کارکنان در سازمانها عبارتند از :
احساس عدم تعلق و وابستگی کارکنان به سازمانها
مغایر بودن اهداف فرد وسازمان
فقدان انگیزش
نبود خصلتهای کار گروهی در میان کارکنان
عدم ایجاد یک بستر فرهنگی
وجود سبکهای مختلف مدیریتی
موانع فرهنگی مشارکت
این نوع موانع باعث مقاومت در برابر تغییر مدیران و کارکنان می شوند و برطرف کردن آنها سبب ایجاد انعطاف ذهنی و شنیدن و پذیرش نظرات دیگران خواهد شد .
● مهمترین این موانع عبارتند از :
الف) جهل : جهل از موانع مشارکت است چون انسان جاهل شناخت لازم از مسایل ندارد . بنابراین توانایی مشارکت ندارد .
ب ) نداشتن اعتماد به دیگران : اعتماد روح مشارکت است از این رو بی اعتمادی سدی در برابر کار جمعی است .
ج) نبود همدلی : همدلی سبب می شود تا انسان بتواند با دیگران بر مبنای تفاهم متقابل ارتباط برقرار کند .
● موانع سازمانی مشارکت
الف) ساختارهای دیوان سالاری : نظامهای قانونی و ساختارهای دیوان سالاری هرمی از جمله موانع سازمانی مشارکت هستند .
ب) روابط رئیس – مرئوسی : در سازمان های دیوان سالار ، رابطه رئیس و مرئوسی و بالادستی و زیر دستی حاکم است . توزیع نابرابر اقتدار و اختیارهای سازمانی میان افراد یک سازمان ، دیوار آهنینی در راه اجرای صحیح مشارکت است .
ج) برنامه ریزی متمرکز : برنامه ریزی از بالا به پایین و نبود ساختارهای جانبی از جمله مسائل آسیب زننده به نظام مشارکت هستند .
آشنایی با برنامه ریزی استراتژیک
برنامهریزی عبارتست از فرایندی دارای مراحل مشخص و به هم پیوسته برای تولید یك خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیمات. برنامه بیانی روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصمیمات است. برنامه خروجی فرایند برنامهریزی است اما برنامه ریزی یك فرایند پیوسته است كه پیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه می یابد. از جنبه ماهیت، برنامهریزی دارای انواع برنامهریزی فیزیكی، سازمانی، فرایند، مالی، وظیفهای و عمومی است. از جنبه افق زمانی، برنامهریزی را میتوان در قالب برنامهریزی كوتاهمدت، برنامهریزی میان مدت و برنامهریزی بلندمدت دستهبندی كرد.
بیشتر برنامهریزیها بر اساس دیدگاه عقلایی، دارای شكل آرمانها و اهداف- طرحها و اقدامات- منابع موردنیاز هستند. در این مدلها ابتدا آرمانها و اهداف سازمانها تبیین شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع موردنیاز برای انجام پروژه برآورد میگردند.
۲- برنامهریزی و تغییر
تغییر در شرایط محیط، سیاستها، نگرشها، دیدگاهها، ساختارها، نظام ها و . . . عواملی هستند كه بر آرمانها و اهداف برنامهریزی تأثیر گذاشته كه در نهایت باعث تغییر برنامه میگردند. برنامهریزی در شكل اشاره شده در فوق ظرفیت و توانایی مقابله با چنین تغییراتی را نداشته و منجر به شكست میگردد. این شرایط موجب رشد این تفكر شد كه در برنامهریزی باید بتوان با تغییرات، جهت حركت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت. این نگرش زمینهساز ابداع برنامهریزی استراتژیك شد. بر خلاف برنامهریزی سنتی كه در آن آرمانها و اهداف تعیین میشوند در برنامه ریزی استراتژیك، هدف تبیین و تدوین استراتژی است. بسته به نوع، تنوع و ماهیت تغییرات موجود در محیط میتوان تركیبی از برنامهریزی سنتی و برنامهریزی استراتژیك را به كار برد.
۳- استراتژی
استراتژی برنامه، موضع، الگوی رفتاری، پرسپكتیو، سیاست یا تصمیمی است كه سمت و سوی دیدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان میدهد. استراتژی میتواند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدوده زمانی متفاوت تعریف شود.
۴- برنامهریزی استراتژیك
برنامهریزی استراتژیك گونهای از برنامهریزی است كه در آن هدف، تعریف و تدوین استراتژیهاست. از آنجایی كه استراتژی میتواند عمر كوتاه یا بلند داشته باشد برنامهریزی استراتژیك میتواند برنامهریزی بلندمدت یا كوتاهمدت باشد اما رویكردی متفاوت دارد.
نویسنده: مجید امیدوار
آشنایی با سیستمهای اطلاعات
كلیدواژه(ها) : سیستم اطلاعات؛ سیستم اطلاعاتی؛ سیستم اطلاعات سازمانی؛ سیستم پردازش مبادلات (TPS)؛ سیستم اطلاعات مدیریت (MIS)؛ سیستم پشتیبان تصمیمگیری (DSS)
۱- تعریف سیستمهای اطلاعات
سیستم اطلاعات۱ عبارت است از یك سیستم كامل طراحی شده برای تولید، جمعآوری، سازماندهی، ذخیره، بازیابی و اشاعه اطلاعات در یك مؤسسه، سازمان یا هر حوزه تعریف شده دیگر از جامعه.
سیستم اطلاعات سازمانی۲ یك سیستم اطلاعات برای كار بر روی اطلاعاتی است كه به خود سازمان مربوط میشوند. اگر سازمانی كار تولید، جمعآوری و اشاعه اطلاعات آماری جمعیت كشور را به عهده دارد و برای این وظیفه از یك سیستم اطلاعات استفاده میكند این سیستم اطلاعات، یك سیستم اطلاعات سازمانی نیست اما سیستم اطلاعات نیروی انسانی یا سیستم حسابداری این سازمان از جمله سیستمهای اطلاعات سازمانی آن محسوب میشوند.
سیستمهای اطلاعات سازمانی برای سه مورد انجام عملیات، كنترل عملیات، و تصمیمگیری در سازمانها استفاده میشوند. سیستمهای اطلاعات سازمانی میتوانند به صورت دستی یا كامپیوتری یا تركیبی از دستی و كامپیوتری اجرا شوند.
۲- انواع معمول سیستمهای اطلاعات سازمانی عبارتند از:
سیستم پردازش مبادلات۳: سیستمهای اطلاعات سازمانی كه از طریق تعریف فرایندها و رویهها و پردازش اطلاعات، انجام و كنترل عملیات سازمان را به عهده میگیرند. سیستمهای انبارداری، كارگزینی، حسابداری، تداركات، مدیریت قراردادها، فروش، كنترل موجودی، اموال، پشنهادات داخلی، مدیریت نظرات مشتریان، آموزش و . . . سیستمهای پردازش عملیات هستند.
سیستم اطلاعات مدیریت۴: گونهای از سیستمهای اطلاعات سازمانی كامپیوتری كه اطلاعات داخلی سازمان را از سیستمهای پردازش عملیات میگیرند و آنها را در قالبهای بامعنی و مفید به عنوان گزارشهای مدیریت خلاصه میكنند تا در انجام وظایف مدیریتی مانند كنترل و تصمیمگیری استفاده شوند.
سیستم پشتیبان تصمیمگیری۵: گونهای از سیستمهای اطلاعات سازمانی كامپیوتری كه در تصمیمگیریهای نیازمند مدلسازی، فرمولبندی، محاسبه، مقایسه، انتخاب بهترین گزینه یا پیشبینی سناریوهای محتمل به مدیریت كمك میكنند.
تحلیل و طراحی سیستمهای اطلاعات، تخصصی است كه با استفاده از آن یك سیستم اطلاعات سازمانی تعریف، تحلیل، طراحی و اجرا میشود.
پینوشتها
۱ information system
۲ organizational information system
۳ transaction processing system
۴ management information system
۵ decision support system
نویسنده: مجید امیدوار
آیا مایلید ثروتمند شوید؟!
اگر به شام دعوت شدید با شادی و لذت بپذیرید. در این فكر نباشید كه «وای باید او را هم به شام دعوت كنید.» این احساس را نداشته باشید كه با مردم معامله كنید. هدیه بدهید تا در عوض آن هدیهٔ بزرگتری دریافت كنید. در قبال هر هدیهای، لبخند بزنید و تشكر كنید. به این طریق اجازه میدهید كائنات دریابند كه شما آمادگی دریافت خیر و بركت را دارید.
هشیاری شما از ثروت، به پول بستگی ندارد. پول شما به هشیاریتان از ثروت وابسته است. اگر بتوانید ثروت بیشتری را تصور كنید، ثروت بیشتری به سراغ تان خواهد آمد. لحظهای چشم خود را ببندید و فكر كنید كه در كنار اقیانوس زیبایی ایستادهاید شما میتوانید كه با یك قاشق چایخوری از این اقیانوس استفاده كنید و یا میتوانید یك سیستم لولهكشی از آنجا به داخل منزل خود بكشید. پس متوجه شدید كه همه چیز به اراده و تصور شما بستگی دارد. ظرف شما میزان هشیاری شماست كه همواره میتواند بزرگتر شود.دست كم روزی یك بار با آغوش كاملاً گشوده بنشینید و بگویید «آغوش من برای پذیرفتن همهٔ خیر و خوشی و فراوانی كائنات گشوده است.» پس از مدت كوتاهی اثر این جملهٔ جادویی را در مییابید. كائنات تمام آن چیزی را كه در هشیاری شماست به شما میبخشد. پس به كم قانع نباشید. این جملهٔ تأكیدی را در چند جای خانه در مقابل چشمانتان قرار دهید. گذاشتن پس انداز روزانه را به یك عادت تبدیل كنید. از پولی كه به دست میآورید لذت كافی ببرید. فكر كنید در هفتهٔ گذشته و یا در ماه گذشته چقدر از درآمد خود را جهت تفریح خرج كردهاید. اگر استفاده نكردهاید خود را جریمه كنید. حتی به میزان كم نیز شما باید از پول خود در جهت تفریح استفاده كنید. لازم نیست كه پول مسئلهٔ جدی زندگی شما باشد. از دور به آن نگاه كنید. پول وسیلهای برای مبادله است. باید در هشیاری خود بپذیرید كه بركت از همه جا و هر جا میتواند بیاید به شرطی كه آغوش شما برای پذیرفتن آن باز باشد.