والدین و فرزندان
نقش والدین در عدم گرایش فرزندان به مواد مخدر
والدین از جمله مهمترین افرادی هستند که فرزندان از روی آنها الگو برداری می نمایند. عقیده آنها در مورد مواد مخدر مستقیماً بر روی فرزندان تاثیر می گذارد. کودکانی که تصمیم می گیرند هیچ گاه در زندگی خود از مشروبات الکلی و یا مواد مخدر دیگر استفاده نکنند، این کار را به دلیل سیستم ارزشی موجود در خانواده انجام می دهند. والدین وظیفه دارند که به فرزندان خود توضیح دهند که چرا یک نوع کار خاصی را انجام می دهند و انتخاب هایی که در حال حاضر در زندگی خود انجام می دهند چگونه میتواند در آینده ی زندگی آنها تاثیر گذار واقع شود.
زمانی که صحبت از مواد مخربی مانند الکل، تنباکو، و سایر مواد مخدر به میان می آید، فرزندان باید به طور قطعی موضع شما را در برابر یک چنین مسائلی بدانند. اگر در برخورد با این مسائل با قطعیت برخورد نکنید، آنها تمایل به استفاده از آن را پیدا می کنند. به آنها بگویید که مصرف الکل، تنباکو و مواد مخدر برای آنها ممنوع است و دلیلش هم این است که شما آنها را دوست می دارید و نمی خواهید که کارهای نادرست انجام دهند. به او بگویید که این قانون را حتی اگر به خانه دوستانش نیز بروند، باید رعایت کنند. آیا او به حرف هایتان گوش خواهد داد؟ به احتمال زیاد این کار را انجام میدهد. تحقیقات حاکی از این امر هستند که هنگامیکه کودک در معرض استفاده از مواد مخدر قرار می گیرد، ابتدا از خود سوال میکند که: "اگر من این کار را انجام دهم، والدینم چه فکری می کنند؟"
همچنین باید برای او عواقب عدم رعایت قوانین را نیز توضیح دهید. به او دقیقاً بگویید که مجازاتش چه چیزی خواهد بود و چگونه انجام خواهد شد.
در عین حال زمانیکه به قوانین احترام می گذارند، باید تشویقشان کنید و خوشحالی خود را از این امر نشان دهید. به جای اینکه بر روی اشتباهاتشان تمرکز کنید، کارهایی را که به درستی انجام داده اند را بزرگ کرده و به خاطر انجام این امور از آنها قدردانی کنید.
● بطور موثر با فرزندان در مورد مواد مخدر صحبت کنید
در دنیای پیچیده و شلوغ امروزی، کمتر اتفاق می افتد که والدین وقت لازم را برای برقراری ارتباط با کودکان خود در زمینه مواد مخدر بدست آورند. باید سعی کنید در برنامه های روزانه خود وقتی را به این موضوع اختصاص دهید که تمام افراد خانواده در کنار هم جمع شده و یکدیگر را ملاقات کنند. سعی کنید این کار را حداقل دو مرتبه در هفته انجام دهید، می توانید در طول این زمان با آنها بازی کنید، آنها را به کتابخانه ببرید، و یا با هم به بستنی فروشی بروید. این کار به شما کمک می کند تا افراد خانواده به یکدیگر نزدیک تر شده و راحت تر بتوانند در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کنند.
بد نیست هفته ای یک مرتبه هم که شده جلسات مربوط به خانواده را برگزار کنید. در این جلسات هر کس باید این موقعیت را داشته باشد که آزادانه و بدون وجود هیچ گونه ترس و واهمه ای تمام نظرات و عقاید خود را بازگو کند. یک سری قواعد کلی نیز در یک چنین جلساتی بیان می شود: همه افراد حق سخن گفتن دارند، در حین زمانیکه یک نفر مشغول حرف زدن می باشد دیگران حق ندارند حرف او را قطع کنند، همه باید به حرف های او گوش دهند و تنها انتقاد های سازنده و مثبت پذیرفته خواهند شد. برای اینکه آنها را به این موضوع جذب کنید می توانید قبل از شروع جلسه دور هم پیتزا میل کنید و یا آنها را در حین جلسه به سمت اعمال کننده قوانین برگزینید.
یکی دیگر از روش هایی که با اتکا به آن می توانید فرزند خود را از ابتلا به مواد مخدر بازدارید، استفاده بجا از "لحظات عبرت آمیزی" است که همه روزه شاهد آن هستیم.
۱) اگر با فرزندانتان از خیابان رد می شدید و عده ای از نوجوانان را در حال سیگار کشیدن و یا مشروب خوردن دیدید، به او در مورد مضرات و جنبه های منفی سیگار و الکل صحبت کنید.
۲) در کنار او به تماشای تلویزیون بنشینید و از او بخواهید که نظرش را در مورد مسائل مختلفی که در تلویزیون تماشا می کند، به شما بگوید.
۳) اگر در تلویزیون تبلیغی ضد استفاده از مواد مخدر مشاهده کردید، می توانید از آن به عنوان مقدمه ای برای بازگشایی بحث در مورد مواد مخدر استفاده کنید. از او بخواهید تا نظرش را در مورد آگهی تبلیغاتی با شما در میان بگذارد.
۴) کارهایی که به طور روزانه انجام می دهید می تواند تاثیر بسزایی بر روی تغییر روند زندگی کودکان بگذارد.
۵) به حرف هایی که می زنند، خوب گوش دهید.
۶) زمانی که در حال صحبت کردن با شما هستند به صورتشان نگاه کرده و با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید.
۷) مطلع باشید که روز خود را چگونه سپری کرده اند، در مدرسه چه اتفاقاتی برایشان افتاده و با دوستانشان به کجا رفته اند.
۸) در وقایع مهم زندگی با آنها شریک باشید: به تماشای مسابقات ورزشی، و نمایش های مدرسه ای شان بروید.
۹) با آنها بازی کنید.
۱۰) با آنها صحبت کنید.
۱۱) دوستانشان را بشناسید.
۱۲) بدانید که کجا هستند.
۱۳) برای رفتارهایشان توضیح موجه بخواهید.
۱۴) در رعایت انضباط و آموزش آنها کاملاً ثابت قدم باشید.
۱۵) به آنها روحیه داده و تشویقشان کنید.
۱۶) اجازه دهید که خودشان در تصمیم گیری های مهم زندگی شان نقش داشته باشند.
۱۷) از آنها نظر خواهی کنید.
۱۸) به آنها بگویید که برایتان مهم هستند.
۱۹) زمانی که از عهده انجام کاری بر آمدند، از آنها تشکر و قدردانی کنید.
۲۰) در مورد خطرات استفاده از مواد مخرب با آنها صحبت کنید.
|
نقش والدین در مسئولیت پذیری نوجوانان
|
به عنوان نمونه شیشه شیر را برای خوردن، خودش نگه دارد و غیره. چون فرد در ۶ سال اول زندگی به قدری هوشیار و حساس است كه هر حرف و عملی را از سوی افراد به خاطر سپرده و در زندگی آینده اش به كار خواهد برد. كودك به دلایلی مانند غذا، پوشاك و غیره به والدین خود وابستگی زیادی دارد، بنابراین آنها را الگوی كارهای خود قرار می دهد و از آنها تقلید می كند و بسیاری از عادتها، گفتار و كردار (پوشیدن لباس آنان و روشی كه در گفت وشنود دارند) را تكرار می كند. برای ایجاد مسئولیت پذیری در كودك و نوجوان بایستی وظیفه ای به آنان واگذار كرد تا آن را تجربه كرده و اشتباه های خود را در حین آن متوجه شوند و باید خاطرنشان كرد بیشترین میزان اعتماد به نفس در نوجوانان و جوانانی دیده می شود كه والدین آنها توجه و علاقه مندی بیشتری به عقاید و فعالیت های فرزندانشان نشان داده و آنها را تشویق كرده تا رفتاری استقلال طلبانه داشته باشند و در امور زندگی خانوادگی فعالانه شركت كنند.فردیت یكی از اصول سازمان دهنده رشد انسان و شامل كوشش مستمر شخص برای شناخت خود و هویت خود در ارتباط با سایر افراد است. برای آن كه فرد بتواند از دوره كودكی به دوره بزرگسالی برسد نیازمند برعهده گرفتن درجه معینی از مسئولیت ها و وظیفه ها است تا از خودمختاری و استقلال در جامعه برخوردار شود.نوجوان و جوانی كه استقلال ندارد نمی تواند رابطه رضایت بخشی را با همسالان خود ایجاد كند و از پس وظایف خود برآید.روانشناسان بر این باورند اگر والدین به فرزندشان مسئولیتی واگذار می كنند باید متناسب با سن، توانایی و استعداد او باشد چون اگر وظیفه ای كه به فرد محول می شود مقتضای توانایی او نباشد، از عهده آن كار به خوبی برنیامده و از آن گریزان خواهد شد. از سوی دیگر مسئولیتی كه به فرزند داده می شود نباید جنبه زور و اجبار داشته باشد چون موجب صدمه جسمی و روحی وی خواهد شد. به عنوان نمونه وقتی والدین به فرزندشان می گویند فلان كار را انجام بده و فرزند می پرسد چرا؟ می گویند چون من می گویم و توضیحی برای آن كار ارائه نمی دهند.نوع مسئولیتی كه به كودك داده می شود باید زود به نتیجه برسد چون در مراحل اولیه واگذاری مسئولیت به كودك یا نوجوان باید وظایفی از سوی خانواده به آنان محول شود تا شخص از آن لذت برده و برای او خسته كننده نشود، از سوی دیگر چنانچه مسئولیت های واگذار شده به نوجوان تمام وقت او را پر كند و فرصتی برای كارهای دیگر نداشته باشد خیلی زود از آن دلسرد و دل زده خواهد شد.جامعه شناسان معتقدند یكی از راههای مهم ایجاد مسئولیت پذیری در نوجوان و جوان درونی كردن آن در ذهن فرد است. شخص اگر انجام وظیفه را جزیی از خود بداند، بدون این كه كسی را ناظر بر اعمال خود بداند آن را انجام می دهد نه از روی ترس والدین، معلم و دیگران. برای این كار لازم است والدین از كودكی مسئولیت های مربوط به هر سن را به شخص القاء كنند. باید خاطرنشان كرد مدرسه یكی از عوامل مهم ایجاد احساس مسئولیت در فرد است. به عنوان نمونه گاه معلمی می خواهد كارهای شاگردانش را به نمایش بگذارد، ممكن است برای بهتر جلوه دادن كار شاگردانش بسیاری از كارها را خود، انجام دهد در نتیجه كاری كه به نمایش درآمده است پیش از آن كه نماینده واقعی كار شاگردان باشد، گویای فعالیت های معلم است اما چون والدین بیشتر با وضعیت كارهای فرزند خود آشنایی دارند، بعید است كه متوجه دخالت های معلم در كار نشوند، نتیجه دیگر این كار این است كه شاگردان می دانند كه كارها متعلق به آنها نیست، بنابراین تمجید دیگران سبب تقویت كوشش آنها نخواهد شد. یكی دیگر از راههای ایجاد مسئولیت پذیری در افراد عدم دخالت های بیش از حد والدین در كارهای فرزندان است. برخی والدین در وظایف فرزندان به آنها كمك كرده تا كارها سریع تر و بهتر انجام شود اما نباید فراموش كرد با این صرفه جویی در وقت، فرزندان غفلت كردن و مسئولیت نپذیرفتن را آموخته و برای كاری كه انجام نداده اند امتیاز می گیرند.به عنوان نمونه اگر كسی به خانه آنها بیاید و اتاق بچه ها را مرتب و تمیز ببیند آنها را مورد تحسین و تشویق قرار می دهد در صورتی كه آن كار را بچه ها انجام نداده اند، در نتیجه در رفتار آینده آنها اثری سوء خواهد گذاشت كه از نمونه های آشكار آن عدم احساس مسئولیت پذیری در زندگی زناشویی آنها خواهد بود؛ به دلیل این كه زندگی زناشویی بر پایه مشاركت استوار است. چنانچه یكی از طرفین از مسئولیت خود شانه خالی كند اختلافهای عمیقی در خانواده به وجود خواهد آمد.پس برای تربیت و پرورش افرادی مستقل و خودمختار، خانواده و مدرسه نقشی اساسی ایفاء می كنند كه توجه به آن از ضروریات به شمار می آید. |
| روزنامه همشهری |
|
|
نوجوان ،دوست دارد زیبا باشد
● همسالان به عنوان معلمان
همسالان می توانند معلمان کارایی برای تدریس موضوعات درسی باشند. در برخی کشورها تقریبا همه کودکان و نوجوانان موظفند به افراد کوچک تر از خود آموزش دهند. این کار صرفا برای آموزش کودکان خردسال تر نیست، بلکه وسیله ای است برای این که به کودکان مسئولیت اجتماعی، نوع دوستی و فداکاری آموخته شود. گروه همسالان به او اجازه می دهد که با معلم روابط برابری را بچشد، در صورتی که در ارتباط با بزرگ سالان، همیشه باید مطیع و فرمانبر باشد.
● دوستان ناباب
از جمله مشکلات دوران نوجوانی، عدم دقت در انتخاب دوست است. نوجوانان در این دوره بسیار آسان پذیر و زودپسند هستند و این حالت در آنها ، سبب می شود اغلب دوستانی انتخاب کنند که نه تنها برای آنها مفید نیستند، بلکه گاه ثمرات بسیار تلخی نیز از این دوستی ها برایشان به بار می آید. انتخاب یک دوست ناباب می تواند باعث سقوط و انحطاط اخلاقی نوجوان گردد.
● افراط و تفریط در دوستی:
نوجوانان در دوستی پیرو عواطف و احساسات اند و به این موضوع که ممکن است فردا این دوستی گسسته شود، نمی اندیشند. به همین علت، اغلب در دوستی افراط می کنند. این علاقه ممکن است نسبت به یک هم کلاسی یا دانش آموزی در کلاس بالاتر، حتی یک معلم مدرسه، یک هنرپیشه یا یک قهرمان ایجاد شود.
دل بستگی به یک فرد بیگانه نشانه نیاز نوجوان به ارضای عواطف یا به تعبیری دوست داشتن و دوست داشته شدن است.
● مدل لباس:
اهمیت دادن به مدل لباس و پوشاک ویژگی مهم نوجوانان، به ویژه دختران است. یکی از علل این امر آن است که از این طریق نوجوانان تجربه می کنند چه کسی هستند و می خواهند چگونه دیده شوند. البته پوشاک و مدل لباس برای هر فرد نقش نوعی علامت هویتی را ایفا می کند. با وجود این، از آن جا که نوجوانان در فرایند رشد و تحول قرار دارند، در درجه اول طرز لباس پوشیدن آنهاست که تصور آنان از خودشان را نشان می دهد. لذا نوع پوشاک و لباس اهمیت بیش تری برای آنها پیدا می کند.
علاوه بر این، نوجوانان می آموزند که طرز لباس پوشیدن نقش مهمی در روابط اجتماعی و چگونگی ارزیابی دیگران از آنها دارد. از این رو، طرز و مدل لباس هم برای همسالان و هم برای بزرگ سالان نشانه مهمی به شمار می آید. شواهد نشان می دهد که لباس های مد در دبیرستان، حاکی از پایگاه و شان بالای اجتماعی است و برعکس لباس هایی که کم تر مطابق مدند، دارای پایگاه و شان پایین اجتماعی می باشند (بیانانگرد، ۱۳۷۶).
● اهمیت دادن به جذابیت فیزیکی
نوجوانان به جذابیت فیزیکی خود اهمیت زیادی می دهند. خودمحوری نوجوان عامل مهمی در اهمیت دادن به جذابیت فیزیکی است. نوجوان فکر می کند که همه به او نگاه می کنند و معمولا بیش تر به صفات غیرقابل پذیرش خود توجه دارد.
نوجوانان، به ویژه ممکن است به علت ناکامی و ناامنی در مورد ظاهر فیزیکی خود مانند بلوغ زودرس یا دیررس، وزن خیلی بالا یا پایین، جوش در آوردن و بینی خیلی بزرگ یا کوچک دچار مشکل و آشفتگی شوند. دختران بیش تر از پسران (به علت انتظارات نقش جنسی) در مورد ظاهر فیزیکی خود دچار نگرانی می شوند.
● زبان
زبانی که نوجوانان برای توصیف تجربیات و عقاید خود استفاده می کنند تحت تاثیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی، منطقه جغرافیایی و هنجارهای گروه همسالان است. استفاده از کلمات خاص راهی است برای اینکه به خود و دیگران نشان دهند که به گروه خاصی تعلق دارند. هم چنین راهی است برای ممانعت از ورود افرادی که عضو آن گروه نیستند.
● میهمانی و جشن تولد
دوستی های دوران نوجوانی به مدرسه ختم نمی شود، بلکه آنان بسیار علاقه مندند که با یکدیگر در خارج از مدرسه نیز معاشرت داشته باشند، به خصوص دختران علاقه بیش تری برای رفتن به خانه یکدیگر از خود نشان می دهند. این امر شاید به این علت باشد که محدودیت بیشتری برای خارج شدن از خانه دارند.
به طور کلی، خانواده ها در مورد شرکت نوجوانان خود در جشن ها و میهمانی ها سه گونه عمل می کنند:
- گروهی بر خلاف میلشان اجازه می دهند،
- عده ای گاهی اجازه می دهند و گاهی مخالفت می کنند
- عده کمی نیز اصولا مخالف اند.
در صورتی که از نظر والدین رفتن به برخی میهمانی ها اشکالی نداشته باشد، بهتر است قبل از آنکه اجازه دهند، در مورد محل میهمانی و میزبان و افرادی که در آن میهمانی شرکت دارند اطلاعاتی کسب کنند. می توان با والدین نوجوان میزبان ارتباط برقرار کرد یا از طریق مدرسه درباره آنها اطلاعات بیش تری به دست آورد. البته نباید معاشرت نوجوان را به حد افراط کنترل کرد، زیرا این امر موجب نگرانی و ناراحتی او می شود. همچنین نوجوان دوست ندارد که والدین، دوستانش را به باد انتقاد بگیرند. عدم پذیرش دوستان فرزند، سبب بدگمانی و بی اعتمادی نوجوان نسبت به والدین می شود.
بعضی از پدران و مادران به این علت که مبادا فرزندشان لوس شود، محبت خود را به فرزند بروز نمی دهند، یا این که به آنها فرصت نمی دهند احساسات و عواطفشان را نسبت به پدر و مادر بروز دهند و این کاستی در مرحله بلوغ ، آنان را دچار مشکل می سازد. زیرا عدم ارضای این نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن در خانواده و کمبود محبت اطرافیان نزدیک، عامل مهمی در به وجود آمدن دوستی های افراطی و علاقه مندی های بی فرجام به افراد بیگانه می شود.
نوجوان و نظم
گاهی نوجوان دیرتر از خواب بیدار میشود، زیرا میخواهد خودی نشان دهد و با این کار ثابت کند که بزرگ شده است و این امر در دوران نوجوانی، کاملاً طبیعی است و لذا شما نباید به عدم تمایل نوجوان به بیدار شدن از خواب، پیش از حد خردهگیری کنید زیرا این کار به معنای ایجاد عادت ناپسند نیست.
اگر بازدهی درسی فرزند شما، کمتر از توان او بهنظر میآید. بررسی کنید آیا در مدرسه مشکل خاصی برایش بهوجود آمده؟ آیا نمیتواند در جمع شاگردان جایی برای خود باز کند؟ آیا از وضع خانوادگی خود ناراضی است؟ آیا از نظر جسمی سالم است؟ آیا مشغلهٔ دیگری غیر از درس خواندن مثل ورزش، مطالعه متفرقه، رفیق بازی یا فعالیت خارج از خانه، پیدا کرده؟
شما باید برنامهی انضباطی و مقرراتی برای او وضع کنیدک تا چه ساعتی از شب میتواند بیرون بماند، ساعت مطالعه، زمان خواب و ... را تعیین کنید. اما اجراء این قوانین باید پس از توافق بین شما و فرزندتان صورت بگیرد.
علایق نوجوان را بسنجید و به او بیاموزید. چهطور از وقت خود به بهترین شکل بهرهمند شود. مسلماً بیاعتمادی به توانائی نوجوان، و تلاش نسنجیده شما در برقراری ارتباط، موجب سرکشی وی میشود. طوری با نوجوان صحبت کنید که حس مقاومت (در مقابل شما) در او برانگیخته نشود بهعنوان مثال این دو جمله را با یکدیگر مقایسه کنید:
۱)حواست را جمع کن دیر نیایی؟
۲) فکر میکنی چه وقت کارت تمام میشود؟
جملهٔ اول حس مقاومت را در فرزند شما ایجاد میکند، در حالیکه جمله دوم به او احساس مسئولیت را القاء میکند. در نظر بگیرید که هر چقدر او را بیشتر محدود کنید. برای اثبات جرأت و جسارتش واکنش شدیدتری نشان میدهد.
پسران و دخترانی که اعمال وحشیانه یا احمقانهای از آنها سر میزند یا یکباره تغییر رفتار میدهند، در واقع پیشاپیش اعلام خطر کردهاند و در واقع شما در درک نیازهای واقعی آنها کوشا نبودهاید و هماهنگ عمل نکردهاید.
بهعنوان مثال دانشآموزی که میخواهد از لحاظ درسی برجسته باشد، اگر برای انجام امور و مسئولیتهائی که شما بر عهدهٔ او میگذارید وقت زیادی را از دست بدهد، نباید انتظار داشته باشیم که او محصل برجستهای بین همکلاسیهایش باشد زیرا درس خواندن، نیاز به وقت، تلاش و اراده دارد.
شما والدین عزیز میتوانید الگوی مناسبی برای فرزندانتان باشید زیرا رفتار خوب و آگاهانه شما بیشتر از هر تربیت و تعلیمی مؤثر و آموزنده خواهد بود.
منبع: روانشناسی بلوغ در تربیت جنسی کودکان و نوجوانان: دکتر چان.ل.میشل - ترجمه فضلالله شاهسونپور - پروین قائمی
پروین نوری علوی / کارشناس روانشناسی بالینی
نوجوان، در جست وجوی هویت
نوجوان از سیر مراحل زندگی خود آگاه است و در عین حال گرفتار تردیدهایی نیز می شود. به همین دلیل نسبت به مراجع قدرت و اقتدار تظاهر به سرکشی می کند تا از این راه استقلال، خوداتکایی و اندیشه های آرمانی خود را به رخ والدین و اطرافیان بکشد.
نکته مهم دیگر آنکه؛ در مقطع سنی نوجوانی بی قراری و اضطراب های درونی در نوجوان ظهور می کند؛ چون هنوز فرد هویت واقعی خود را شکل نداده است. پس از دست یافتن به این مهم است که نوجوان آرام گرفته و احساس آرامش می کند. کارشناسان علم روان شناسی عقیده دارند که این فرآیند کاملا بطئی و کند بوده و این امر با شناخت دوران خردسالی و تجارب و آگاهیهای نوین زندگی فرد مرتبط بوده است. پس از تعدیلات لازم، در نهایت فرآیند شکل گیری هویت نوجوان تکمیل شده و بدین واسطه نوجوان احساس قرار و سکون می کند. چون بی قراری و اضطرابهای نوجوان محسوس است، مادامی که فرد هویت متمایز خود را شکل نداده است احساس آرامش نمی کند.لازم است که والدین به حساسیت و ضرورتهای این مقطع سنی از رشد توجه کرده و خود را به آگاهیهای علمی و روان شناسی مسلح کنند تا بتوانند ارتباطات مطلوب و موثری با نوجوان خود برقرار سازند.
زیرا هر نوع نارسایی ارتباطی و رفتاری سبب پدیدار شدن اختلالات رفتاری و شخصیتی در نوجوان می شود. که در آینده می تواند تبعات منفی برای نوجوان در پی داشته باشد.مثلا، می دانیم که پدر و مادر نوجوان به خاطر تفاوت سنی به شکل متفاوتی اجتماعی شده و جامعه پذیر گشته اند و کیفیات گذشته دیگر در این دوره زندگی کارآیی مطلوبی ندارند. حال اگر والدین نوجوان، انعطاف نداشته و اصرار شدیدی در دیدگاههای تربیتی خود داشته باشند، درآن صورت تعارضات و اختلافات ارتباطی والدین و نوجوان شدت می یابد و نوجوان برای مقابله با این تعارضات حتی ممکن است دست به اعمال غیرمنطقی و خشونت آمیز بزند؛ زیرا نوجوان موقعیت فعلی خانواده خود را با رفتار هم سن و سالهای خویش مقایسه می کند و این نوع ناسازگاری سبب تشدید نارساییهای تنشی در نوجوان شده و پیامد این مساله فرد از خودباوری و عزت نفس طبیعی و مطلوبی برخوردار نمی شود.
والدین می بایست در هنگام توجه به تربیت و رفتارهای فرزندشان ویژگیهای فناوری ارتباطی این عصر و زمانه را در نظر گرفته و باورهای خود را نسبت به نوجوان منعطف سازند.
از سویی دیگر، لازم است به نکته دیگری توجه شود و آن اینکه والدین به هیچ وجه نباید نسبت به رفتار فرزندنشان بی تفاوت باشند، چون این نوع برخورد سردرگمی و احساس گناه نوجوان را تشدید کرده و برای اعتماد به نفس او بازدارنده است. روش برخورد صحیح با نوجوان این است که بدون هیچ گونه پرده پوشی و محافظه کاری والدین رفتارهای نوجوان را مورد بحث قرار دهند. تنها در این صورت است که نوجوان به درست بودن خط سیر خویش اطمینان حاصل می کند و در عین حال از شر احساس گناه خلاصی می یابد.چنانچه رفتار والدین دیکتاتورانه و لجوجانه باشد، فرد هویت و شخصیت خود را همسنگ با والدین می سازد و این نوع هویت و شخصیت در هنگام روابط با مردم حادثه ساز باشد، چون دیگران نیز به طریق های متفاوتی کسب هویت و شخصیت کرده اند.
علی رغم برخی اظهارنظرها، دوره نوجوانی همراه با شورش و سرکشی نبوده و چون فرد به دنبال هویت و ماهیت خویش است، به همین دلیل متوسل به مخالفت ورزی سطحی و گذرا می شود تا بدین واسطه استقلال خود را کسب کند.
نوجوان، سیگار پیشگیری
متأسفانه آسیبها و پیامدهای ناشی از مصرف سیگار، بسیار جدی و بعضاً جبرانناپذیر هستند و اغلب سیگاریها با اینکه از مضرات سیگار باخبرند، ولی از روی عادت و به بهانه کسب آرامش و رفع خستگی، اقدام به مصرف این ماده خطرناک میکنند و سلامت جسم و جان خود را به خطر میاندازند. میزان مصرف افراد سیگاری، با تشدید مسائل روانی افزایش مییابد و گاه به حدی میرسد که جای خواب و خوراک را نیز میگیرد.
دوری از خانواده، بیکاری، محرکهای روانی، اصرار دوستان و خویشان و حتی علاقه شخصی، کسب لذت و تقلید و خودنمایی، از عوامل مؤثر در روی آوری به سیگار است.
استعمال سیگار در نوجوانان، بیشتر جنبه خودنمایی دارد و آرام آرام برای کسب لذت صورت میگیرد. آغاز مصرف سیگار در سنین جوانی و میانسالی ممکن است تاثیر چندانی بر خلقیات فرد نداشته باشد؛ ولی تجربه استعمال سیگار تا قبل از بیست سالگی یعنی در بحرانیترین سنین نوجوانی، به این سبب که دوران شخصیتسازی نوجوان است و هر تجربهای را تا آخر عمر فرا راه خود قرار میدهد، بسیار خطرناک است. یکی از دلایل اصلی روی آوری نوجوانان به سیگار، کنجکاوی در امتحان کردن آن است که اغلب از طریق دوستان و همسالان تبلیغ میشود و آرام آرام برای ادامه این تجربه، بهانههای دیگری نیز فراهم میشود.
برخی از نوجوانان برای مخالفت با خانواده و رفع حقارتها به این کار دست میزنند و میخواهند از این طریق اعتماد به نفس بیشتری کسب کنند.
رقابت با گروه همسالان از طریق خودنمایی، بزرگترین دلیل شایع برای آغاز کشیدن سیگار است. بسیاری از پسران نوجوان سیگاری ، عقیده دارند که با هر پکی که به سیگار میزنند، احساس مردانگی میکنند و این شیوه به زودی جزئی از شخصیت آنها میشود. تقلید از پدر و مادر و اطرافیان نیز تاثیر زیادی در سیگاری شدن نوجوان دارد. اضطراب، تنش، محرکهای شدید روانی و ناراحتیهای خانوادگی عوامل عمده زمینهساز برای روی آوردن به سیگار هستند. مسأله تأسف بار این است که نوجوان سیگاری که ازطریق سیگار به آرامش کاذب دست مییابد و با پنهان کردن مشکل خود از خانواده هر روز بیش از پیش به دوستان هم دردش روی میآورد، بهترین طعمه عاملان پخش مواد مخدر نیز خواهد شد. در این میان خانوادهها بیش از دیگر گروههای اجتماعی در پیشگیری از سیگاری شدن نوجوانان نقش دارند.
نقش خانواده در مراقبت از نوجوانان دوره نوجوانی، دورهای حساس و شگرف و حد فاصل کودکی و جوانی است. خانوادههای هوشیار باید با آگاهی از شرایط ویژه این دوره، همواره مراقب فرزندان نوجوان خود باشند. موقعیت حساسشان را درک کنند و هرچه بیشتر آنها را در پناه خود بگیرند. وقتی که مشکلات نوجوان در محیط خانه و در جمع صمیمی خانواده بدون ترس از تنبیه و شماتت مطرح شود، و از طریق راهحلهای منطقی والدین رفع شود، دیگر نیازی به حضور و دخالت دوستان و همسالان نیست. نقش تربیتی خانه و خانواده به عنوان محیطی که فرزندان بیشترین وقت خود را در آن می گذرانند تا جایی مهم است که به جرأت میتوان گفت، منشأ تمام موفقیتها و شکستها را باید در شیوه تربیتی خانوادهها جستجو کرد. والدین باید هوشیار باشند و ارتباطات، رفتار و آمدوشدهای نوجوان خویش را تحت نظر بگیرند، و اگر احساس کردند بلای مهلک سیگار، گریبان فرزندانشان را گرفته، با سعه صدر و بدون فوت وقت این نطفه شوم را خفه کنند.
آموزش قبل از سن ۱۵ سالگی، تلاش برای کاستن فشارهای روانی، تشویق و تقویت به موقع موفقیتها، فراهم کردن تفریحات سالم و سازنده و درونی کردن ارزشها در پیشگری از روی آوردن نوجوان به سیگار تاثیر زیادی دارد.
نوجوانان امروز، پدر و مادرهای فردا
اکثر والدین خیال می کنند که فرزند خود را واقعا دوست دارند، اما واقعیت این است که برخی از آنها، آگاهانه یا ناآگاهانه، با فرزند خود رقابت می کنند. برخی دیگر زندگی خود را لا به لا ی زندگی فرزندان خود جست وجو می کنند. حتی بعضی والدین حاضر نیستند فرزندان خود را آزاد بگذارند و به آنها اجازه بدهند که روی پای خود بایستند، رشد کنند و پخته شود.
کودک دیروز رشد می کند و پا به دوره نوجوانی می گذارد، همراه با این رشد نیاز به عشق و محبت نه تنها متوقف نمی شود، بلکه به شکلی دیگر خود را نشان می دهد. والدین مهربان، فرزندان با محبت تربیت می کنند. پدری که سخت گیر و خودرای است نمی تواند پسران یا دختران مهربان داشته باشد. وقتی مادری فرزند خود را با الفاظ زشت و ناپسند خطاب می کند، نه تنها فرزندش را ناراحت می کند، بلکه به دیگران، به خواهران و برادران دیگر اجازه می دهد که به او بی احترامی کنند.
همیشه به فرزندان خود بفهمانید که آنها را دوست دارید و هر اتفاقی که پیش بیاید به آنها کمک خواهید کرد. آنها باید بدانند که اگر مرتکب اشتباهی شدند، تایید نخواهند شد، اما کمکشان خواهید کرد تا خطاهایشان را اصلا ح کنند. آنها باید مطمئن باشند که خطاهایشان اصلا ح خواهد شد، اما این خطاها محبت و عشق شما نسبت به آنها را خدشه دار نخواهد کرد.
حالا این سوال پیش می آید که عشق به فرزند چیست؟ بسیاری از مردم، درباره عشق به فرزند و دوست داشتن او مفاهیم غلطی در ذهن خود دارند. آنها خیال می کنند که عشق به فرزند، یعنی آزاد گذاشتن او در انجام دادن آنچه در آن لحظه می خواهد انجام دهد. این نوع رفتار، عشق به فرزند نیست، بلکه بی بند و بار، بار آوردن اوست. احترام گذاشتن به فرزند اساس محبت است و این کار زمانی امکان پذیر می شود که والدین به خاطر داشته باشند که فرزندان اعضای خانواده اند، در هر کاری سهمی دارند و می توانند اظهارنظر کنند. والدین باید بدانند که محبت با انضباط سخت سازگاری ندارد. برای منضبط کردن فرزندان باید شرایط مناسب را مهیا کرد.
والدین نباید با امر و نهی کردن، فریاد کشیدن، داد زدن و تنبیه بدنی، فرزند خود را به انجام دادن برخی کارها یا ترک برخی دیگر وادار کنند. مخصوصا آنها نباید پهلوی دوستان، فامیل ها و همسایه ها، فرزندان خود را سرزنش کنند. این رفتار جز تحقیر کردن، از بین بردن اعتماد به نفس، به طغیان واداشتن آنها و نهایتا بی احترامی به پدر و مادر نتیجه دیگری نخواهد داشت.
ناکام کننده ترین عامل برای نوجوان این است که احساس کند والدین او را درک نمی کنند، اما دستور می دهند. البته منظور این نیست که باید به انتظارهای بی جا و بی مورد او پاسخ مثبت داد، اما باید به آنها گوش داد. مخصوصا زمانی که والدین می خواهند اعمال قدرت کنند، حتما باید به گفته های فرزندان گوش بدهند. شنیدن حرف های نوجوان، خشم او را کاهش می دهد و آماده همکاری می کند. برخی از والدین نمی توانند بپذیرند که فرزندشان تفکری متفاوت با والدینش داشته باشد و همین موضوع زمینه ساز بروز اختلا فات و مشکلا ت می شود.
برای همه والدین اتفاق می افتد که گاهی کنترل خود را از دست می دهند.
در این گونه موارد نباید فراموش کرد که پس از عادی شدن اوضاع معذرت خواهی کنند و این کار را شهامت به حساب آورند نه کسر شان. کوچکترین فایده معذرت خواهی از جانب والدین این است که فرزندان یاد می گیرند اشتباهات خود را چطور جبران کنند.
خلا صه اینکه در ابراز محبت کردن به فرزندانتان تردید نکنید و خست به خرج ندهید. برای فرزندانتان وقت بگذارید و خودتان را علا قه مند به فعالیت هایشان نشان بدهید. پدرانی که فکر می کنند باید الگوی سخت مردانه برای فرزندان خود باشند، اشتباه می کنند. مادرانی که تصور می کنند اگر دست نوازش بر سر فرزندان شان بکشند، آنها لوس می شوند، اشتباه می کنند. محبت کردن و در آغوش کشیدن فرزندان ضامن سلا مت روانی آنهاست.
حالا روی سخن ما با شما نسل سومی هاست. شما که فکر می کنید اگر نه همیشه ولی اکثر مواقع حق به جانب شماست و توقع دارید که مواردی که گفته شد حداقل در نود و نه درصد موارد از جانب والدین تان رعایت شود. یادتان باشد که روزی شما هم پدر و مادر فرزندانی خواهید شد که همین توقع ها را و شاید بیشتر از شما خواهند داشت.
نوجوانان چگونه به مسائل مینگرند
شاید بهترین راهی که به شما کمک میکند تا با نحوه ی نگرش یک نوجوان آشنا شوید، این باشد که سعی کنید به دوران نوجوانی خود باز گردید و احساسات، امیدها و ایدههایی را که داشتید به یاد آورید.
بسیاری از والدین به طور معمول این دوران از زندگی خود را فراموش میکنند و در برخورد با فرزندشان، از آن بهره نمیبرند. مثال اغراقآمیزی که خواهید خواند، ممکن است به شما کمک کند تا بتوانید از دریچه ی چشم یک نوجوان به محیط نگاه کنید.
تصور کنید که شما یکی از تیزهوشترین جوانان جهان هستید؛ اطلاعات عمومی بسیار خوبی دارید و میزان هوش شما برابر با انیشتن و یا کمی ضعیفتر از اوست. افزون بر اینها، اطلاعات عمومی بسیار قوی شما موجب شده است تا برخوردی بسیار موثر و کارآمد با مشکلات داشته باشید.
اکنون تصور کنید که شما از سوی دو نفر کودن که مسنتر از شما نیز هستند، استخدام شدهاید. ضریب هوشی این افراد بسیار پایینتر از شما بوده و اطلاعات عمومی آنها بسیار محدود است اما همواره به شما دستور میدهند که چه کاری را انجام دهید و چه کاری را انجام ندهید. آنها همچنین به شما پند میدهند که چه چیزی مهم و چه چیزی بیاهمیت است. از شما میخواهند کارهایی راانجام دهید که دلیلی منطقی برای انجام آنها وجود ندارد، و درباره ی مسائلی با شما صحبت میکنند که با کار و فعالیت شما کاملاً بیارتباط است. آنها سعی میکنند درباره ی یک زندگانی سعادتمند شما را راهنمایی کنند در حالی که خودشان مفهوم نصایح مذکور را درک نکردهاند. با وجود آنکه شما سعی میکنید به آنها بفهمانید گفتههای آنها بسیار کلی و ذهنی است، آنها به کارشان ادامه میدهند و با دستور دادن و نصایح تحمیلی و تقاضاهای بیارتباط با کار شما، آزارتان میدهند.
در چنین وضعیتی چه احساسی خواهید داشت؟ احتمالاً بسیار عصبانی خواهید شد زیرا افرادی که صلاحیت کمتری از شما دارند، به شما میگویند چکار کنید. اگر آنها کاری را از شما بخواهند، شاید خلاف آن عمل کنید و یا کاری را که خودتان درست تشخیص میدهید انجام دهید و به درخواست آنها توجهی نکنید. امکان دارد ارتباط خودتان را با آنها کم کنید و با دوستانی که درخور شما هستند و درک بهتری دارند رابطه برقرار کنید. اکنون ببینیم در مثال یاد شده، کدام شخصیت به جای نوجوان و کدام شخصیت به جای والدین قرار دارند. دوستان یک نوجوان معمولاً همان کسانی هستند که صلاحیت و هوشمندی آنها از سوی او مورد تأیید است.
منبع: کتاب: کلیدهای رفتار با نوجوان - نویسنده: دکتر دن فونتنل
نوجوانان و پدران
طرز برخورد دختران با مردان و پسران با زنان بیشتر از طریق مشاهده طرز برخورد پدر با مادر شکل می گیرد. توقعات یک دختر مبنی بر چگونگی رفتار مردان با او بیشتر بستگی به این دارد که او در خانه چه چیز را شاهد بوده است. پسران نیز مانند دختران در مورد چگونگی رفتار با زنان از پدرشان الگو می گیرند. آنها با زنانی که در زندگیشان نقش اصلی را بازی می کنند با روشی شبیه به رفتار پدر خود با مادرشان، رفتار می کنند. حتی اگر پسری از بدرفتاری فیزیکی و عاطفی پدر خود با مادرش بیزار باشد، به احتمال زیاد همین الگو را با بدرفتاری با همسر خود، تکرار خواهد کرد. با چنین عملکردی او لذتِ رضایت از یک ارتباط عاشقانه را از دست می دهد.
از این بدتر اینکه، ممکن است پدر با انتقال سوء رفتار به پسران خود، این سیکل خشونت و بدرفتاری را همیشگی کند.
نوجوانان امروزی ممکن است بیش از حد مادی گرا به نظر برسند، اما بر خلاف آنچه اکثر افراد تصور می کنند، آنها به اندازه پدرشان به مبلغ چک ماهیانه حقوق او اهمیت نمی دهند.
تحقیقی نشان می دهد، رضایت کلی نوجوانان از زندگی به کیفیت روابط آنها با پدرشان و موقعیت اقتصادی خانوادگی بستگی دارد. نوجوانانی که روابط گرم و صمیمانه ای با پدر خود دارند مثبت گرا و معتمد به
نفس تر بوده و می توانند در اتفاقاتی که برایشان می افتد، مؤثرتر عمل کنند. آن دسته از نوجوانانی که در مورد رابطه شان با پدر خود احساس خوبی ندارند، بدبین تر بوده و قادر به پذیرش مسؤولیت زندگی خود
نیستند.
● نکته اساسی:
با فرزند نوجوان خود در مورد اهمیت احترام به همسرتان صحبت کنید اما این به تنهایی کافی نیست. نکته بسیار مهم و قابل توجه این است که نوجوانان به عملکرد پدرشان بیشتر از گفته های او
توجه کرده و شبیه به آن عمل می کنند. اگر می خواهید فرزندان شما به همسرتان احترام بگذارند، باید ابتدا خود شما با طرز برخورد و عملکردتان این رفتار را به آنها آموزش دهید. با وجود این حقیقت که پدران
نقش بسیار مهمی در زندگی نوجوانان بازی می کنند، متأسفانه حضور چشمگیری در زندگی آنها نداشته و اکثر اوقات غایب هستند.
در کتاب "تشنه پدر" نوشته "مارگو مین" اشاره شده است: در آمریکا، ۲۰ درصد از نوجوانان در پایان هر هفته پدر خود را می بینند. ۵۰ درصد از نوجوانان هیچ تماسی با پدر خود ندارند و ۳۰ درصد هر چند
وقت یکبار با او تماس دارند. در حقیقت بیش از ۱۲ میلیون از نوجوانان در طول روز هیچ ارتباطی با پدر خود ندارند.
● دختران و پدران
دغدغه دختران نوجوان این است که علاوه بر جسمشان، افکار و احساسات آنها نیز مورد تحسین قرار گیرد. پدران در این مرحله نقش مهم و منحصر به فردی را بازی می کنند. اکثر مردان وقتی به طور ناگهانی
متوجه می شوند دختر کوچکشان به زنی زیبا و جوان بدل شده است، در ابتدا یکه می خورند. تحسین جذابیت دختران توسط پدر بسیار مهم است چرا که به دید مناسب دختران نسبت به خود کمک می کند.
بعضی از مردان اعتقاد دارند، آگاهی از وضعیت جنسی دخترشان به نوعی نابهنجار یا اشتباه است اما در حقیقت این قضیه امری صحیح و عادی است. وقتی پدری همزمان با لذت بردن از شخصیت دخترش،
جنسیت او را نیز تصدیق کند، می تواند به او کمک کند تا به خودش افتخار نماید.
بعضی از والدین در مورد رفتار دختران نوجوان با پدرشان و اینکه در بعضی از اوقات ممکن است عشوه گر، محرک و یا حتی بسیار دلفریب به نظر رسند، نگران هستند.
تفاوت در نوع نگاهی است که بیننده دارد. مثلا" وقتی دختر کوچکی روی زانوی پدرش می نشیند، او را در آغوش گرفته و شروع به قلقلک دادن او می کند، همه تصور می کنند که او دختری بازیگوش و مهربان
است. اما اگر همان دختر کوچک که به دختر جوانی تبدیل شده است، این کار را انجام دهد، ممکن است این عمل از دید دیگران حرکتی جنسی به حساب آید. او به هیچ وجه چنین منظوری ندارد! در ذهنش او هنوز همان دختر کوچولوی پدرش است. اگر با او به گونه ای رفتار کنید که در حال انجام کاری شرم آور یا اشتباه است، تنها او را گیج، سردرگم و ناراحت خواهید کرد.
با توجه به نوع مدی که در بین جوانان وجود دارد، اگر دختری نوجوان در خانه یا مهمانی لباس نیمه عریان و نامناسب بپوشد و یا در طی گردش های خانوادگی با عشوه راه برود، پدر و مادر او آشفته و ناراحت می شوند.
ایجاد محدودیت در این زمینه نه تنها برای راحتی خود دختران نوجوان اهمیت دارد بلکه به دختران کمک می کند تا درک درستی از خودشان پیدا کرده و به این قضیه که دیگر بزرگ شده اند توجه کنند. علاوه
براین، از آنجاییکه سایر مردان به آنها به دید یک بزرگسال می نگرند، آگاهی دختران از تأثیری که بر روی دیگران دارند، بسیار مهم است. این موضوع به طور بالقوه موضوعی خجالت آور برای نوجوانان و والدینشان است.
اگر به دخترتان با لحنی تنفرآور و عصبانی بگویید باید لباس مناسب تری بپوشد یا رفتارش را با پدرش تغییر دهد، ممکن است او احساس کند به خاطر جنسیتش باید خجالت بکشد. بزرگ شدن دخترتان نباید به این
معنی باشد که او آغوش پدر یا مهربانی و توجه او را از دست بدهد. با او آرام و مهربان برخورد کنید!
پدران در جدا کردن دختران از مادرانشان در حین دعوا، نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند. دختران در حین دعواها و اختلاف هایی که مادرشان دارند، برای اینکه از پشتیبانی پدرشان بهره مند شوند، به
سوی او گرایش پیدا می کنند. پدران می توانند با همدلی و بدون اینکه طرف هیچکدام از آنها را بگیرند به از بین رفتن تنشها کمک کنند تا دوباره ارتباط مناسبی بین دختر و مادر برقرار شود.
اشکالاتی که در روابط دختر و پدر وجود دارد معمولا" باعث ایجاد اختلالاتی مانند اختلال در غذا خوردن دختران می شود. نویسنده کتاب" تشنه پدر" می گوید: توجه پدران به غذا خوردن دختران باعث می شود
اعتماد به نفس آنها بالا رود.
پدران باید دختران خود را به روشی متعادل مورد مهر و محبت خود قرار دهند. این قضیه به دخترها کمک می کند تا تغییرات جسمی خود را پذیرفته و در مواجهه با پسران اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند.
اگر دختران از سوی پدر - که مهمترین مرد در زندگی آنهاست- مورد تأیید قرار نگرفته و پذیرفته نشوند، به خود شک کرده، به سرزنش خود پرداخته و حتی افسرده می شوند. از سوی دیگر ممکن است از روابط
اجتماعی سر باز زده، گوشه گیر شده، بی بند و بار رفتار کرده و یا اینکه در غذا خوردن آنها اختلال ایجاد شود.
● پسران و پدران
اگر بگوییم یک پسر به پدر و مادرش هم برای ابراز محبت آنها و هم پذیرش صحیح او -همانطور که هست- نیاز دارد، بیراهه نگفته ایم. پذیرش پسر همانطور که او می خواهد ممکن است برای پدرش سخت
باشد. بخصوص اگر از هنگام تولد او برای آینده اش نقشه هایی ریخته باشد.
این واقعیت است که معمولا" پدران در رؤیای داشتن پسری هستند که با رفتن به همان دانشکده ای که آنها رفته اند،عضویت در انجمن مشابه، وارد شدن به شغل مشابه یا به عهده گرفتن شغل خانوادگی، راه پدرشان را ادامه دهد.
بسیاری از پدران خود قربانی آرزوهای خانواده هایشان شده اند. زحمت و رنجی که خانواده هایشان به آنها تحمیل کرده اند تا راهی را بروند که خود شخصا" نتوانسته اند آن را دنبال کنند.
پدران با کشف اینکه پسرشان برای آینده خود نقشه ای متفاوت با نظر آنها دارند، ضربه روحی می خورند. بسیاری از پدران از طریق مخالفت با خواسته پسرشان می خواهند او را به سمتی که خود تمایل دارند،
هدایت کنند. متأسفانه این واقعیت که پسران علاوه بر نپذیرفتن خواسته پدرشان، ممکن است هرگز توجهی جدی نیز به نظرات او نداشته باشند، قدری بی رحمانه است. پسرها می خواهند کاملا" مستقل عمل کنند. به ندرت فرزند جگرگوشه ای پیدا می شود که بخواهد با پیگیری رؤیاهای پدرش، زندگی خود را وقف کرده و نهایتا" خود را قربانی کند.
جبران خلیل جبران (نویسنده و شاعر) در مورد فرزندان چنین می گوید:
شما می توانید به آنها عشق بورزید اما نباید افکارتان را به آنها منتقل کنید. آنها باید افکار خود را داشته باشند. شما می توانید جسم آنها را سکنی دهید اما روح آنها را نه! آنها باید روحشان را در خانه فرداها سکنی دهند، جایی که شما نمی توانید آن را ببینید. حتی نمی توانید آن را در رؤیایتان تصور کنید!
نوجوانی و پسرها
اجتماعی بودن پسرهای نوجوان: در بسیاری از كشورهای جهان، پسرها برخلاف دخترها به گونهای تربیت شدهاند كه گویی مستقل و آزادند. این طرز تربیت موجب شده كه پسرها توجهای به سلامت جسمی خود نداشته باشند. در بسیاری از موارد، پسرها در مواجهه با مشكلات با كسی مشورت نمیكنند و حتی به مراكز مشاوره یا مراكز بهداشتی نیز مراجعه نمیكنند.
سلامت جنسی: در برخی از كشورها، روابط جنسی از سنین نوجوانی آغاز میشود. ناآگاهی نسبت به خطرهای احتمالی این گونه روابط، گاهی مشكلات فراوانی برای هر دو جنس به وجود میآورد. پسرها برخلاف دخترها درباره تغییرات بدنی خود و سلامت جنسیشان اهمیتی قایل نیستند و به همین دلیل بیماریها و مشكلات جنسی در میان پسرها نسبت به دخترها رواج بیشتری دارد.
سلامت روانی: پسرها در سنین نوجوانی تقریبا به كسی اعتماد نمیكنند. وقتی با مساله حادی رو به رو میشوند به طور معمول با كسی در مورد آن صحبت نمیكنند و چون نمیتوانند با آن كنار بیایند در اغلب موارد دست به خودكشی میزنند. آمار نشان داده است گرچه دخترهای نوجوان سه برابر پسرها تصمیم به خودكشی میگیرند ولی پسرها سه برابر دخترها موفق به اجرای آن میشوند.
سلامت جسمی: یكی از بزرگترین دلایل مرگ و میر در جنس مذكر، جراحات و بیماریهای ناشی از خشونت فیزیكی است. در تمامی نقاط دنیا، دختران بیشتر در معرض خشونتهای جنسی و پسرها در معرض خشونتهای فیزیكی قرار دارند. نوجوانان پسری كه بیشتر وقت خود را خارج از منزل صرف میكنند یا جزو خانوادههای بیبضاعتاند بهطور معمول قربانی این نوع خشونتها هستند و اغلب نیز دچار ناراحتیهای روانی میشوند. تحقیقات متعددی نشان داده، پسرهایی كه در سن كودكی یا نوجوانی در معرض خشونت فیزیكی قرار میگیرند، در بزرگسالی دچار مشكلاتی در تكلم میشوند.
بسیاری از همین نوجوانان موجب ظهور درگیریهای داخل كشوریاند و به همین دلیل زندانی یا كشته میشوند.
به این علل و بسیاری عوامل دیگر ، ضروری به نظر میرسد تا به سلامت و پیشرفت نوجوانان پسر توجه بیشتری مبذول شود. توجه به این گروه نه تنها به معنی زیر سوال رفتن مساوات جنسی نیست بلكه فواید آتی آن نصیب تمامی اقشار و سنین از جمله نوجوانان، زنان، كودكان و مردان تمامی طبقات جامعه خواهد شد.
نوجوانی، دوره تنبلی است؟!
تازهترین مطالعات انجامشده نیز، شاهد این مدعاست. یکی از این مطالعات که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده و نتایج آن به تازگی منتشر شده، نشان میدهد که از ۹سالگی تا ۱۵ سالگی، افت شدیدی در میزان فعالیت بدنی بچهها رخ میدهد که بسیار قابلتوجه است. در مطالعه این محققان مشخص شده در سن ۹سالگی، ۹۰ درصد بچهها، تقریبا در بیشتر روزها، تا ۲ ساعت فعالیت و تحرک دارند؛ اما وقتی به سن ۱۵ سالگی میرسند، این میزان تنها به ۳ درصد آنها محدود میشود.
در این بررسی همچنین مشخص شده تنها یکسوم از نوجوانان به توصیه متخصصان استاندارد ورزش در این سن راعمل میکنند؛ اینکه باید یک ساعت در روز ورزشهای با شدت متوسط تا شدید، مانند شنا، دوچرخهسواری یا پیادهروی تند انجام دهند. این محققان هشدار دادهاند چنین روندی به شدت خطرناک است؛ چرا که میتواند پایهای برای زندگی کمتحرک آینده آنها محسوب شود. نکته قابلتامل در نتایج این مطالعه، آن است که در آن مشخص شده وضعیت دختران به مراتب وخیمتر از پسران است و این میتواند نه تنها در سلامت خود آنان تاثیر بگذارد، بلکه روی سلامت نسل آینده نیز موثر باشد و آن را مخدوش کند.
این محققان، که نتایج مطالعهشان را در نشریه انجمن پزشکی ایالات متحده چاپ کردهاند، موضوع را به تغییر سبک زندگی نوجوانان، نسبت به کودکان، مربوط دانستهاند. آنها میگویند کم شدن ساعات زنگ تفریح و ورزش و تمایل بیشتر نوجوانان به نشستن روبهروی رایانه و بازیها و فعالیتهای رایانهای و تماشای فیلم و دیویدی، باعث شده که میزان کلی تحرک آنها نسبت به دوران کودکی بسیار کمتر شود. این در حالی است که برخی از روانشناسان عقیده دارند تغییرات هورمونی و رفتاری که در دوران بلوغ رخ میدهد، نوجوانان را مستعد کمتحرکی و تنبلی میکند.
علت اما هرچه باشد، همان طور که اشاره شد، زنگ خطری برای سلامت نسل آینده است. نتایج این مطالعه در حالی منتشر شده که بحث بر سر توصیهنامه جدید انجمن اطفال ایالات متحده در هفته گذشته، مبنی بر لزوم اندازهگیری کلسترول خون کودکان در سنین پایین و چک دورهای آن، هنوز ادامه دارد. به گفته متخصصان این انجمن، روند تشکیل پلاکهای آترواسکلروزی، یعنی آنچه منجر به سفتی و تنگی عروق تغذیهکننده قلب میشود، از سن کودکی آغاز میشود و بنابراین مهم است که میزان کلسترول قابلرسوب در رگها را در همین سن ارزیابی کنیم. این محققان میگویند بالا ماندن سطح کلسترول بد خون، تا سن ۸سالگی، با وجود انجام توصیههای غذایی و ورزش، باید مورد توجه پزشکان قرار گیرد و داروی پایینآورنده چربی خون، از دسته استاتینها، برای کودک تجویز شود.
همه این ملاحظات، بهدلیل رشد روزافزون بیماری چاقی در کودکان است که با کمتحرکی دوران نوجوانی و تغذیه ناسالم آنها، ادامه پیدا میکند و نهایتا فرد را به سمت انواع بیماریهای مزمن هدایت میکند؛ از بیماریهای قلبی و عروقی گرفته تا دیابت و فشارخون. اما نکته مهم این است که کنترل چاقی در کودکان و نوجوانان، و برنامهریزی برای تحرک و فعالیت بدنی بیشتر آنها، باید متناسب با علایق و ویژگیهای خاص آنها در این دوران و همچنین نیازهای تغذیهایشان انجام شود. نمیتوان همان رژیمی را که برای بزرگسالان تدوین شده، عینا و یا حداکثر با تغییرات جزئی، برای کودک یا نوجوان هم پیاده کرد. (در این مورد باید متخصص تغذیه نظر بدهد) در مورد ورزش هم، کارشناسان عقیده دارند بهتر است برنامه ورزشهای مفرح و دستهجمعی برای نوجوانان ترتیب داد تا در عین آموزش و یادگیری رفتار اجتماعی و لذت بردن از حضور در جمع همسالان و دوستان، بتوانیم آنها را به تحرک و فعالیت بیشتر متمایل و علاقهمند کنیم.
نوجوانی یعنی این!
نوجوونی من گاهی یه دختر بچه پنج ساله است که خاله بازی می کنه و شب ها برای عروسک هاش لالایی می خونه. گاهی اوقات با تموم کودکیش کنارم می شینه و زانوهاش رو بغل میکنه و بی صدا گریه میکنه؛ گاهی وقت ها هم اینقدر خوشحال میشه که می خواد با صدای بلند فریاد بزنه و تموم دنیا رو توی شادی خودش شریک کنه. نوجوونی من گاهی بزرگ میشه؛ بزرگتر از همیشه. قدش بلند میشه؛ بلند و بلندتر تا وقتی که می رسه به خورشید و دستش رو دراز می کنه و قلب همیشه نوجوون اش رو میده به خورشید به عنوان یه هدیه! نوجوونی من یعنی تموم رازهایی که توی دفتر خاطراتم باقی می مونه... رازهایی که همیشه به «تو» گفتم و هیچ وقت نفهمیدم «تو» کی هستی و هیچ موقع نتونستم چهره ات رو ببینم ولی همیشه دوستت داشتم و هر روز برات می نوشتم. نوجوونی من یعنی تماشای قرص ماه از روی کره خاکی؛ یعنی تماشای بارون از پشت پلک خیسم. نوجوونی من یعنی حرف زدن با درختها، خندیدن با گلها، مهربونی کردن با تموم گربه ها، راز دل گفتن به شب و تا همیشه های ابد عاشق خدا بودن! نوجوونی من یعنی همین روزای بادبادکی که میان و می رن و من باید قدرشون رو بدونم. یعنی همین به راحتی نوشتن از هر چیزی که دلم بخواد...
من وقتی که اندازه آدم بزرگا بشم، یادم نمی ره که نوجوون بودم؛ یادم نمی ره که در مقابل شیطنت های نوجوون ها، اخم نکنم و یکسره به هر چیزی اعتراض نکنم. اگه یه وقت خدایی نکرده و زبونم لال یادم رفت نوجوون بودم، بیایین منو به جرم «بی وفایی کردن به عهد نوجوونی» دستگیر کنید و این نوشته رو بذارین جلوم و حتما ازم دلیل بخوایین که چرا این کار بی رحمانه رو انجام دادم و تا توضیح ندادم آزادم نکنین. بذارین توی دادگاه نوجوون ها، قاضی شون که نوجوونه تصمیم بگیره که چه حکمی برام صادر کنه. ولی مطمئن باشین کار به اون جاها نمی کشه؛ آخه من و نوجوونی، با هم تا همیشه می مونیم و بهم قول دادیم که من ستاره بشم و نوجوونی آسمونم. این جوری هیچ وقت از هم جدا نمی شیم... مگه ستاره بی آسمون می تونه زنده بمونه؟!
یاسمن رضائیان
۶۱ ساله. تهران
(عضو تیم ادبی و هنری مدرسه)
نوجوانی، فصل جوانه زدن مشکلات
وقتی فرزندتان كودكی را به پایان میرساند و آماده قدم گذاشتن به دنیای نوجوانی میشود، لزوما نباید این تغییر همراه با به وجود آمدن فضای جنگ و دعوا در خانواده باشد.
وقتی كلمه <نوجوان> به گوشتان میخورد، چه كلمات دیگری در ذهنتان تداعی میشود؟ سركش، مشكوك، كج خلق، خودمحور و... این تقریبا كلماتی است كه همراه با واژه نوجوان در تمامی كتابهایی كه درباره آنها نوشته شده، آمده است.
اما آیا واقعا نوجوانان این خصوصیات را دارند؟ آیا همیشه در رابطه نوجوان با خانواده مشكلاتی وجود دارد؟
● معنای نوجوانی
نوجوانی به چه معنی است؟ واژه لاتین آن از كلمه یونانی )esso( گرفته شده كه به معنی <شدن> است و به دورهای گفته میشود كه كودك با آغاز بلوغ، پا به دنیای جوانی میگذارد. نوجوانی با ظاهر شدن اندامهای جنسی ثانویه و نشانههای بلوغ آغاز میشود و زمان آن از یك فرد به فرد دیگر و از یك جنس به جنس دیگر متفاوت است. در میان دختران، آغاز بلوغ بین ۹ تا ۱۴ سالگی و به طور میانگین در ۱۲ سالگی رخ میدهد در حالی كه در میان پسرها این تغییرات در سن ۱۱ سالگی آغاز میشود.
● مشكلات رشد
نوجوانان در سراسر دنیا به طور ذاتی و طبیعی نیاز به كشف هویت خود دارند. همگی آنان تلاش میكنند، از وابستگی كودكانه به والدین فاصله بگیرند و از زیر كنترل و قدرت والدین فرار كنند. خواهان مستقل بودن و تلاش برای یافتن هویت خود، از جمله خصوصیات طبیعی و ویژگیهای اصلی دوران نوجوانی است كه به طور معمول با استرس همراه است.
نوجوان مجبور است، ثبات زندگی خود را از هم گسسته و تصویر جدیدی از خود خلق كند. پرسشهایی مانند <من كه هستم؟>، <چه میكنم>، <چگونه با دیگران كنار بیایم؟> و... از جمله مسایلی است كه ذهن نوجوان را به شدت درگیر میكند. والدین باید مسوولیت انتخاب را برعهده نوجوان بگذارند ولی در عین حال مواظب نوجوان بوده و او را راهنمایی كنند. حتی اگر نوجوان شكایت كرد كه شما همانند یك كودك با او برخورد میكنید، او را كاملا آزاد نگذارید. یكی دیگر از مسایل رشد در دوران نوجوانی، كنار آمدن فرد با تغییرات بدنی خود است. نوجوانان بهطور معمول در این دوران نسبت به اندام و فیزیك خود بسیار حساساند. قد، وزن، پوست و مو همیشه ذهن آنها را به خود مشغول میكند. آنها به سرعت عیوب خود را مییابند و درباره آنها بسیار اغراق میكنند. آكنه از جمله معضلات اصلی دوران نوجوانی است.
وقتی نوجوان از والدین فاصله میگیرد، در تلاش است تا خود را به دیگران اثبات و محیط اجتماعی خاص خود را خلق كند. گاهی میان نفوذ والدین بر فرزند و نیاز نوجوان برای برقراری ارتباط با دوستان، تضادی به وجود میآید. بهترین راه حل این است كه خود والدین این گونه روابط را ایجاد كنند. والدین گاهی گمان میكنند دوستان تاثیر منفی بر نوجوانشان میگذارند در صورتی كه اگر این دوستان آگاهانه انتخاب شوند، تاثیر بسیار مثبتی میگذارند. دعوت كردن دوستان نوجوان به خانه و نشان دادن حس دوستی به مرور، اعتماد نوجوان را جلب میكند. وقتی كودكی وارد دوران نوجوانی میشود، خواه ناخواه نیازهای جنسی در او بیدار میشوند و این در حالی است كه او نمیداند با جنس مخالف چگونه باید برخورد كند. نوجوان نیاز دارد درباره مسایل جنسی اطلاعاتی كسب كند، چیزی كه بهطور معمول برای والدین سخت و كنار آمدن با آن دشوار است.
● كجای كار میلنگد؟
نوجوان به هزاران طریق تلاش میكند به والدین بفهماند كه مستقل است و همانند آنان قدرت فكر و عمل دارد. انتخاب مدل موهای عجیب، لباسهای نامناسب، اتاق به هم ریخته و صدای موزیك بالا از جمله راههای متداولی است كه هر نوجوانی آن را برای اثبات هویت فردی خود بر میگزیند. فراموش نكنید كه اگر نوجوان سركش میشود یعنی یك نیاز روانی مهم دارد. اگرچه برخی از سلیقهها و اعمال نوجوان ممكن است شما را برنجاند اما بهتر آن است كه چشمان خود را ببندید و به جای بحث و مرافعه و خسته كردن خودتان، كمی با او مدارا كنید. انرژیتان را برای اعمال مخرب او نگاه دارید. طبیعی است كه ساعتها جلوی آینه به صورت خود برسد. این عمل نوعی حفاظت اتوماتیك روانی از خود است و هیچ ارتباطی به افسانه نارسیسیس ندارد. از سوی دیگر، اگر نوجوان كمی سركش و مهاجم میشود، تنها به این دلیل است كه گمان میكند بهترین راه دفاع از خود، حمله به دیگران است. پس اگر محكم و بلند حرف میزند، دیگران را هل میدهد، با سرعت رانندگی میكند و در خانه جواب مادر و پدر را با بیاحترامی میدهد، درواقع تلاش میكند برای خود هویتی مستقل بسازد. خونسردی بهترین كاری است كه والدین میتوانند در این باره انجام دهند.
نوجوان عادت دارد والدین را متهم كند كه متعلق به دورانی دیگرند. آنها بهطور معمول به نوع لباس پوشیدن والدینشان به خصوص در مقابل دوستانشان حساساند و گاهی از والدین خود انتقاد میكنند.
● توصیههای هفتگانه
▪ تلاش نكنید همیشه نوجوان را محكوم كنید. والدین باید همیشه به ارایه پیشنهاد و نظر و عقیده بپردازند.
▪ ناراحت نشوید اگر نوجوان به شما اطمینان ندارد و با این حال تمامی اسرار زندگیاش را تلفنی با دوستانش در میان میگذارد. به نیازهای شخصی او احترام بگذارید.
▪ نوجوان آن قدر اعتماد به نفس ندارد كه در مقابل دیگران مورد خنده و تمسخر واقع شود. پس حتی در
▪ همیشه متوجه پیغامهایی كه چه با حركات و چه با كلام برای نوجوانتان میفرستید، باشید. اگر در مقابل اعمال او احساس استرس كنید و این حس را به او القا كنید، او نسبت به شما بدگمان میشود. هرگز شخص او را مورد انتقاد قرار ندهید بلكه از رفتارها و موقعیتها صحبت كنید.
▪ نوجوان نمیخواهد والدین همواره در اطرافش باشند ولی نیاز دارد كه آنها در دسترس باشند.
▪ انتظارات خود را از نوجوان به وضوح بیان كنید. نوجوان همیشه از قوانین و محدودیتهایی كه برایش میگذارید، شاكی است. در صورتی كه دلیل انتخاب این قوانین را برایش شرح دهید، بسیاری از ناراحتیها و بحثها خاتمه پیدا میكند.
▪ نوجوانی سنی است كه فرد در آن حس میكند والدین از او متنفرند. به نوجوان ابراز عشق و علاقه كنید و به او نشان دهید كه همواره برای كمك به او آمادهاید.
محمدرضا علیزاده
نوجوانی; دوره ای منحصر به فرد
نوجوانی یکی از بهترین دوران زندگی هر فرد است زیرا نوجوان در این مرحله از زندگی خود از مرز کودکی گذشته و پا به مرحله نوینی از زندگی خود می گذارد که بسیار منحصر به فرد است. نوجوانی دوره رشد تکامل جسمانی، فکری، عاطفی، معنوی و اجتماعی است و در ورود به دوره نوجوانی خود را با مشکلا ت فراوانی دست به گریبان می سازد. بنابراین لا زم است که والدین و مسوولین با مشکلا ت نوجوانان آشنا شوند تا بتوانند با آن ها رفتاری مناسب داشته باشند. نوجوان اغلب خود را با کودکان کم سن و سال تر در خانواده با والدین و معلمان و دیگر اعضای جامعه خود در تعارض عاطفی می یابد. نوجوانی نیمی از زندگی فرد را تشکیل می دهد. نوجوان می خواهد دیگران بدانند او بزرگ شده است ولی احساس می کند که دیگران او را کاملا درک عاطفی نمی کنند و حتی مسوولیت کافی به او نمی دهند.
● ویژگی های دوران نوجوانی
۱) آهنگ رشد جسمی سریع تر می شود، کودک دوره ای پر جنب و جوش قبل را به جوانی خستگی ناپذیر بدل می سازد.
۲) تنوع خوی و خصلت با وضوح هر چه بیشتر و تمام تر آشکار می شود.
۳) از لحاظ رشد عقلی کودک مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و در آستانه تفکر انتزاعی قرار می گیرد.
۴) رقابت جدی با دیگران را تکمیل می سازد.
۵) استعدادهای خاص به تدریج بروز می کند و تفاوت های فردی آشکار می شود.
۶) برای نوجوان سوالا ت متعددی مطرح می شود و در همان حال جواب های دیگران کمتر او را قانع می کند.
نوجوانان معمولا دارای مشکلات ویژه ای هستند که در دوران کودکی در آنان کمتر مشاهده می شود. ماهیت این مشکلات نیز به نحوی با مشکلات بزرگسالی متفاوت است...
● ماهیت مشکلات نوجوانان
دوره نوجوانی دارای مشکلات بسیاری است که باید به شیوه رضایت بخش برای نوجوان حل و فصل شود. نوجوانی برای فرد نیز مشکل ساز است. زیرا نوجوان با نقش جدید خود و در زندگی خود کاملا سازگاری نیافته است و در نتیجه اغلب سردرگم، نامطمئن و مضطرب است.
مهمترین این مشکلات عبارتند از: اختلال در تصویر بدنی، اجتماعی نشدن، مساله روانی نوجوانی، نگرانی، خشم، احساس حقارت و تعارض و دشواری های تحصیلی و اعتیاد.
● راه حل هایی برای حل مشکلات دوران نوجوانی
همانطور که برای هر مشکلی راه حل خاصی وجود دارد برای مشکلات نوجوانان هم راه حلی وجود دارد. اگر خانواده ها به شخصیت اجتماعی نوجوانان بها دهند بسیاری از مشکلات و اختلافات رفتاری فرزندان خود راحل کرده و در شکل گیری شخصیت آنها تاثیرگذار خواهد بود.
▪ در برخورد با نوجوانان ملایم و منطقی باشید.
▪ هیچ گاه نظرات خود رابه نوجوانان تحمیل نکنید.
▪ تجارب موفقیتآمیز نوجوانان را افزایش دهید.
▪ نوجوانان خود رابا جامعه و رفتاری مطلوب آشنا سازید.
نویسنده : زهرا طهماسبی
نوجوانی؛ دوران ترسهای نو
● بلوغ، دوره منفیگرایی
نوجوان در اوایل بلوغ دچار منفی بافی میشود و نگرش و رفتاری منفی در پیش میگیرد. جملاتی همچون «نه! خودم از پسش بر میآیم»، «به من نگویید چه کار بکنم و چه کار نکنم»، «کاری به کارم نداشته باشید» در این دوره به وفور شنیده میشود. این روش و کوشش جدیدی است تا نوجوان به والدین و اطرافیان خود بگوید و بفهماند که نوجوانان، افکار و رفتاری دارند که مربوط به خودشان است. منفی بافی در واقع وسیلهای کلامی برای بیان خشم است چون در مراحل بلوغ (قبل از بلوغ، بلوغ جنسی و بعد از بلوغ) نوجوان با تغییرات و مشکلاتی مواجه میشود، باید والدین و یا آنان که به نوجوان نزدیکاند به آرامی و با توضیح کافی او را در جریان این تغییرات قرار دهند.
● آغاز نوجوانی، شروع نگرانیها
دوران بلوغ که با اوایل نوجوانی آغاز میشود، دوران دگرگونیهای عظیمی است. در این دوران نه تنها تغییرات جسمیمهمیدر نوجوان پدید میآید بلکه دگرگونیهای برجسته اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد میشود. بیشتر والدین از آشفتگی دوران بلوغ آگاهاند و دوران بلوغ را با احساساتی متناقض به خاطر میآورند. مانند بهترین زمان یا بدترین زمان، سن دانایی یا سن نادانی، بهار امید یا زمستان ناامیدی که این احساسات حاکی از فراز و نشیبهای رفتاری و روانی یک نوجوان دارد. او گاهی شاداب، خوشحال، سرزنده و گاهی پژمرده، اندوهگین و ساکت است.
● نگرانی تازه
نوجوانان و جوانان به دلیل تشدید انگیزههای جنسی و ترس شدید از نتایج فعالیت جنسی، نسبت به امورجنسی حساس هستند. این حساسیت مفرط که با ترشح هورمونهای جنسی توأم است تمایلات جنسی نوجوان را تشدید میکند که باید از طریق مشروع و قانونی با آن برخورد شود. مهمترین نگرانیهای دوره اول بلوغ عبارتاند از: نگرانی درباره عادی بودن، نگرانی درباره خصایص جنسی، نگرانی درباره قد، نگرانی درباره وزن، نگرانی درباره آلت تناسلی، نگرانی درباره خصایص ثانوی جنسی (مثل رشد سینه در دختران، رشد ریش و سبیل در پسران) که در این زمینه والدین و مربیان با دادن آگاهیهای مناسب باید منشأ این نگرانیها را از نوجوان بزدایند.
یکی از بزرگترین نگرانیهای نوجوانان، نگرانی از ظاهر خود است. تغییر در شکل بدن، رویش ناخواسته مو در برخی از نواحی بدن و جوشهای صورت. هیچ شکی نیست که نوجوانان وقت زیادی را در جلوی آینه میگذرانند. اگر نوجوانتان از آنچه در آینه میبیند ناراضی است که در واقع عده کمی در این موقعیت راضی هستند، این مساله میتواند آسیبی به اعتماد بنفس او باشد. سعی کنید از تمسخر ظاهر نوجوانتان خودداری کنید حتی اگر قصد بدی نداشته باشید و به صورت غیر جدی و ملایم آن را مطرح کرده باشید. همچنین تمسخر چیزی که موجب نگرانی نوجوانتان است، کاری خطاست حتی اگر آن مساله برایتان چیزی احمقانه و بیارزش باشد. سعیکنید به نوجوانتان توضیح دهید که سایر افراد به ندرت متوجه جزییاتی میشوند که خودمان متوجه آنها هستیم. هر قدر نوجوانتان در مورد خود احساس مطلوبتری داشته باشد، اعتماد به نفس بیشتری خواهد داشت و توانایی بیشتری برای رویارویی با این مشکلات موقتی خواهد یافت.
دکتر مهدی تیموری