اگه شوهر آدم برنامه نویس باشه....
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.
زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.
شوهر: Hard Disk Full.
زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئیست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer
option Explicit
speekprogramming = gprogrammer
Private sub form2010_load ()
dim hamsar as programmer , boypro as programmer
if boypro = speekprogramming then
txtgprogrammer.text = gprogrammer
else
txtgprogrammer.text = boypro
end if
end sub
زنه طوری جوابشو بده که پردازنده مرده هنگ کنه ( به خاطر تکرار جواب )ء
زیاد فکر نکنید در عرض چند دقیقه لب تاپ خرد شده بساط زد و خورد آماده شده به فردا نرسیده حکم طلاق هم آماده شده و تمام زن خوبی نیست دیوانست و........!!!!!
آخه پسرمون تو زندگی شانس نداشت بیچاره داداشم زندگیش حروم شد و ............
البته اگر آدمها مرز بین کار و زندگی رو از هم جدا کنند هیچ وقت مشکلی پیش نمی یاد و برخی اوقات سنگ نیم من به جای یک من شدن هم چاره سازه
Main
{
for int i=0 i<Life.Time ++i
If Zan.Darkhast==True
Messagebox.show(“Sorry Dear”,MessageButton.ok,messageboxicon.Error);
}
اینم شوهر سی شارپی!!