چرایی رابطه دو فرد درازدواج
مقدمه :
این به آن معناست که هرگاه ( جفری ) شوهر می گوید : " ( باربارا ) خانم ، احساس می کنم که سعی داری مرا کنترل کنی و به من اجازه نمی دهی با احساسات خود تماس برقرار کنم یا آنها را حس نکنم . احساس می کنم سعی می کنی مرا پردازش کنی و در حقم آموزگاری کنی و جواب ها را به من بدهی ، که البته این همان کاری است که خیلی زیاد هم انجامش می دهی . زیرا شغل تو اینست و با مردم این کار را می کنی . اما ( آیا ) می خواهی با من هم همین کار را بکنی ؟ "
" آشغال عوضی ؛ چطور جرات می کنی این حرفها را به من بزنی ؟ سخت اشتباه می کنی . اصلا این خودت هستی که سراپا مشکلی !؟ "
2- .
شاید شوهر یا معشوقم ، آینه ای است که گوشه هایی پنهان از شخصیت مرا به من نشان می دهد . آن گوشه هایی را که همواره از نظرم پنهان مانده بود و حالا وقت آن رسیده است که به آنها نظری بیفکنم . ممکن است از دیدن آن ها خیلی خوشحال نشوم و لذت نبرم . ممکن است بسیار سخت باشد که لبخند بزنم و از او تشکر کنم و بگویم : " عزیزم ؛ از تو برای این که نقطه ضعف های مرا به من نشان می دهی ممنونم ! "
"
می دانم که کمی مشکل است همیشه در چنین خودآگاهی و حضور ذهنی سیر کنیم . گاهی اوقات عصبانی می شویم و از او به دلیل اینکه ضعف هایمان را به رخ ما کشیده است ناراحت می شویم .
این به ما امکان می دهد تا شنونده خوبی باشیم و حالت تدافعی به خود نگیریم و تصویر ذهنی خود را مجددا به یاد آوریم . او نیز همین طور هنگامی که هر دو مشترکا با یکدیگر چنین برخورد می کنیم ، به جای آنکه دشمن یکدیگر باشیم مثل دوتا دوست می شویم ؛
تمامی چیزهایی را که از آن ها رویگردان هستید و نمی خواهید به آنها نگاه کنید ، همسرتان به شما نشان خواهد داد .
" پس بهتر است گوش فرا دهید و به گفتنی ها ، اطلاعات و داده های گران بهایی که در شکایت های همسرتان از شما نهفته است دقت کنید . گاهی اوقات عشق ورزیدن به این معناست که نخست خود را نیز آنقدر دوست داشته باشیم که نیازهایمان را مطالبه کنیم . گاهی اوقات عشق ورزیدن به دیگران به این معناست که به رغم ضعف ها و کاستی هایشان آنها را همچنان دوست داشته باشیم . "
و این تعهدات به این معناست که :
1- من خود را متعهد می سازم تا آنجا که در توان دارم تلاش کنم تا بیاموزم ، چگونه انسان و همسری بهتر باشم .
. با مطالعه ، مشاوره و ... نهایت تلاش خود را بکار خواهم گرفت تا نسبت به تمامی احساسات حل و فصل نشده خود آگاهی یابم و نقشی را که در مشکلات رابطه یا ازدواج بازی می کنم ، بشناسم و ببینم که چگونه در شکل گیری این مشکلات ، خود نیز سهیم بوده ایم .
متعهد خواهم شد برای تغییر و رشد شخصی خود اهدافی را قرار دهم و تعیین کنم و خود نیز به طرزی خود انگیخته برای رسیدن به آنهاغ تلاش کنم . به طوری که همسرم مجبور نباشد مدام مرا به این کار وادار سازد .
2 – خود را متعهد می سازم به لحاظ احساسی و عاطفی پذیرای همسرم باشم .
( در صورت امکان ) و چنانچه نمی توانید با احساسات خود ارتباط یا تماسی برقرار کنید از راه انداختن بازی " حدس بزن و قایم موشک بازی روحی " خود داری کنید . به این معنا که همسرتان را وادار نمی کنید ذهن خوانی کند و سخت تلاش کند تا به جای شما احساسات شما را بفهمد . همسر شما کنسرو بازکن نیست که بخواهد به زور دل شما را باز کند تا سرانجام احساسات تان را بیرون بریزید . یا مدام مجبور باشد از شما سوال کند و بخواهد پرسشنامه های بلند بالایی را درباره احساسات خود پر کنید .
3 – سومین عامل مهم در موفقیت روابط ، سخاوت روحی و احساسی است . به این معنا که به خود بگوئید : " ! این به آن معناست که عشق خود را به او نشان خواهم داد . و نشان دادن به معنای محبت فیزیکی یا جسمانی ، و بیان گفتاری و کلامی نیز هست .
همگی ما نیاز داریم که دیگران به ما نشان بدهند که ما را دوست دارند و به ما عشق می ورزند . نیاز داریم این را از خود آنان بشنویم . عشق چیزی نیست که بخواهید آن را گدایی کنید . هرگز مجبور نیستید گدای عشق و محبت کسی باشید . لحظاتی در زندگی وجود دارند که احساس عشق چندانی از طرف دیگران نمی کنید ، اما در یک رابطه یا ازدواج هرگز به دنبال خرده نان کسی نباشید . هرگز به خرده محبتی دل خوش نکنید .
آخرین باری که شوهرتان به شما گفت : دوستتان دارد کی بود ؟ ماه گذشته ؟ آخرین باری که زنتان شما را بوسید کی بود ؟ دو هفته پیش ؟ شما استحقاق این را دارید که عشق سرتاسر پیرامون شما را فرا گرفته باشد . آن هم همیشه . چنانچه چنین عشقی را دریافت نمی کنید ، نخست از خود بپرسید که آیا خود به قدر کافی عشق می ورزید یا نه .
"
نتیجه :
..........................................................................................
http://mahsan.parsiblog.com /