باران رحمت
باران رحمت
خدايا اكنون كه جوانههاي آگاهي يكي پس از ديگري ميشكفند و هر روز ابعاد وسيعتري مييابند و غنچههاي نشكفته وجود جوانان ما به دنبال هم پرپر ميشوند و بر خاك ميريزند، روزي نيست كه خبر شهادت گروهي از عزيزانمان را نشنويم. اكنون ثار شهيدانمان شب و روز بالاي سرمان ضجه ميزنند و از ما انتقام خونشان را ميخواهند.
اكنون هزاران دست براي بازگرداندنمان و هزاران مغز براي متوقف كردنمان و هزاران دسيسه براي منحرف كردنمان از مسير اصلي در كارند، كه اگر نميتوانند بازمان دارند لااقل منحرفمان كنند و اكنون كه ماه خون فرا ميرسد ماهي كه رسوا كننده ستمگران است و نمايشدهنده تمام شاهكارهاي خلقت، خدايا، ياريمان كن تا در راهي كه آغاز شده است تا آنجا كه در توان داريم تلاش كنيم.
خدايا تواناييمان ده كه كلام تو را، قرآن تو را، تنها كتابي كه از 14 قرن پيش تاكنون و تا آخر بشريت، رهنماي خلق براي رستگاري بوده و هست، و تنها محرك آنها براي قيام در برابر ظلم و مبارزه با استضعفاف و استكبار و تنها نجات بخششان و تنها مايه اميدشان كه هرچه ميكشيم و هرچه به روزمان آمده از نفهميدن و نشناختن هم اوست، خدايا ما را توفيق ده، كلامت را دريابيم ما را كه نسبت به آيات كور و كريم و بر قلبهايمان مهر زدهاند و از پشت [صورتمان] پردههايي نامرئي كشيدهاند، تا كلامت را نبينيم و پيامت را نشنويم و تو را به قلب درنيابيم خدايا، پردهها را بدر و پرتوي از انوار تابناك سخنانت بر مغزمان بتابان و با نورش چشمانمان را بينائيبخش و با بينائيش راه را بنمايان....
خدايا اكنون كه محرم آغاز ميشود ماهي كه زمان عمل كردن شناختهايي است كه در ماه رمضان داديمان و ثبوت ابوحمزه سحرمان كه اللهم اجعل موتي قتلاً في سبيلك و علي ملة رسولك و ماه شناختن دشمن و دوست و ماه رسوا شدن همه مدعيان عبوديت تو و ماه زدن داغ ننگ و رسوايي بر پيشاني ظالمين و ماه لرزيدن پايههاي حكومت يزيد و يزيديان، ما را توفيق مبارزه بيامان عطا كن و قلبمان را از كينه دشمنان امانساز كه يزيد زمان علياصغرهامان را نيز به قتلگاه برده است.
خدايا، اين ننگ را بر ما مپسند كه نسبت به وقايع بيتفاوت باشيم: "پس امه سمعت بذالك فرضيت به" و يا آنچنان سرمان را در قرآن فرو ببريم كه هدف اساسي قرآن را از ياد ببريم كه باز به قول او وقتي در صحنه نيستي هركجا ميخواهي باش چه به شراب نشسته باشي يا به نماز، هردو يكي است. خدايا، در اين ماه كه ماه مشخص شدن چهرههاي دشمن و دوست و منافق است، ماهي كه مرحله ثبوت تمام ادعاهايمان كه يا اباعبدالله اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم الي يوم القيمه. ما را رسوا مكن بتو پناه ميبريم از ابراز كثافتبار توجيه، كه براي شانه خالي كردن از زير بار هر مسئوليتي توجيهي شرعي و عرفي داريم.
خدايا، نگذار نقاب منافق و بيطرف بر چهرهمان افتد و در اين هنگامهي جنگ حسين را تنها گذاريم كه اين از يزيد بدتر است و جايگاه اسفلالسافلين است و بئس المصير. خدايا بما توفيق زندگي كردن عطا كن كه بزرگ شهيد، آموختمان كه زندگي جز عقيده و پيكار در راه آن نيست و جز اين هرچه هست بيهوده است و همه خسران. خدايا ما را از خاسران قرار مده كه الان ان حزب الشيطان هم الخاسرون.
خدايا، ما را بينش و شناخت عطا كن و از دسيسههاي دشمن آگاهمان ساز، و استوار بر جاي بدارمان، و لحظهاي غفلت بر ما مپسند كه زعيم فرمود: اگر لحظهاي سستي ورزيم و از پاي بنشينيم چنان ضربهاي خواهيم خورد كه تا ابد سر بلند نتوانيم كرد.
ربنا افرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين. پروردگارا، باران رحمت صبر خود را بر ما بريز و گامهاي خسته ما را نيرو و استواري و پايداري بخش و ما را بر اين قوم ستمگر و چپاولگر ياري ده، تا هلاكشان سازيم.
منبع: كتاب اسوه هاي شهادت در اصفهان