عنوان : گذر از جهنم
مكان : عراق
راوي :
آزاده
منبع :
كتاب آزادگان بگوييد (خاطرات گروهي از اسراي ايراني)
از بغداد ما را بردند به يكي از اردوگاههاي موصل. وقتي مي‌خواستيم وارد اردوگاه شويم، ديديم سربازان عراقي در دو ستون روبه‌روي هم ايستاده‌اند. ستون نفرات آنها از جلو در اردوگاه بود تا جلو در آسايشگاه. در دست هر كدام هم كابل، باتوم، نبشي و ... بود. داخل بعضي از كابلها با سيمان پر شده بود. ما مجبور بوديم از بين آن سربازهاي كابل و شلاق به دست بگذريم و طعم پذيرايي آنها را بچشيم!
حميد كاووسي حيدري