راسخون

نوحه توهين

alimoradis کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 7040
|
تاریخ عضویت : آذر 1389 

عنوان : نوحه توهين
مكان : عراق
راوي :
آزاده
منبع :
كتاب محرم در اسارت
يك روز به تاسوعاي سال 1367 مانده بود و ما در اردوگاه بوديم كه منافقين آمدند و گفتند هر كس مي‌خواهد عزاداري كند، آزاد است!
عزاداري كه شروع شد،‌ همه بچه‌ها در حياط اردوگاه جمع شدند و به سينه‌زني پرداختند. روزهاي تاسوعا و عاشورا به همين منوال مراسم برپا كرديم و در پايان هر مراسم يكي از برادران دعاي مفصلي مي‌خواند كه در آن نابودي دشمنان اسلام، ذلت خائنان به وطن و عزت خادمان به وطن را از خداوند طلب مي‌كرديم.
نزديك ظهر عاشورا بود كه منافقين سر رسيدند و مراسم را به هم زدند. يكي از آنها گفت: شما به همه دعا كرديد جز به امام، امام را هم دعا مي‌كرديد و خيالتان راحت مي‌شد! سپس از ما خواستند كسي را كه دعا كرده بود معرفي كنيم تا بگذارند مراسم عزاداري را ادامه دهيم. اما هيچ كس حرفي نزد و مراسم را نيمه تمام رها كرديم و راهي قفس‌ها شديم.
شب شام غريبان بود كه منافق خودفروخته‌اي را آوردند تا نوحه‌اي بخواند كه سراسر توهين به مسئولان نظام بود.
ما كه از اين موضوع كاملاً مطلع بوديم به محض شروع نوحه توسط آن منافق، همه فرياد «يا حسين، يا حسين» سرداديم و به سمت اتاق‌ها حركت كرديم تا نگذاريم منافقين از اين فرصت استفاده كنند.
فرداي روز عاشورا عده‌اي از برادران را كه از شب، شناسايي كرده بودند دستبند زدند و با چشمهاي بسته براي تنبيه و شكنجه به سلول انفرادي بردند.
براثر هوشياري و درايت برادران در آن ايام بود كه منافقين فهميدند ما همچنان به اهداف خود كه همانا پيروي از مقام رهبري و نظام جمهوري اسلامي ايران است پايبند و استواريم.
راوي: داود فكار

kaktoooos کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 5
|
تاریخ عضویت : آبان 1389 

عجب نامردهایی بودن این عراقی ها