عنوان : مقابل آتش‏باد
مكان : تكريت
راوي :
آزاده
منبع :
خاطرات آزادگان
سه روز ما را در سيلوها انداختند، بدون آب و غذا. مجروحان آهسته ناله مي‏كردند. گرما هم بيداد مي‏كرد. گويا شعله‏هاي آتش از روزنه‏ها به داخل سيلو نفوذ مي‏كرد.
وقتي كه خواستند ما را به اردوگاه تكريت ببرند، هر كس به زور خود را داخل اتوبوس كشاند؛ اما دوستمان روي زمين، توان هيچ حركتي نداشت. در اتوبوس او را كنار خود نشاندم. بيسكويتي را به او دادم تا رمقي بگيرد؛ اما بي‏فايده بود. نمي‏توانست بخورد.
وقتي به مقصد رسيديم، عراقي‏ها، هم به ما كابل مي‏زدند و هم به پيكر او كه از ضعف شهيد شده بود.