عنوان : دعا
راوي :آزاده
منبع :كتاب برگهايي از اسارت
بچه ها اصرار داشتند كه در دعا ، حتما مصيبت خانده شود. دعا بچه ها را خيلي شارژ مي كرد و روحها را صيقل مي داد. هر وقت مي خواستيم دعا بخانيم ، يا بين ستونهاي آسايشگاه مي نشستيم و يا نگهبان خودي ، كنار دعا خوان و رو به روي پنجره مي نشست و تا نگهبان عراقي سر ميرسيد ، او را خبر مي كرد كه صدايش را پايين بياورد يا برنامه موقتا تعطيل شود. البته سربازهاي عراقي ، از حالتهاي بچه ها يا در حين دعا همگي دراز مي كشيدند ويا پتو بر روي سرشان مي انداختند و يا چهار زانو مي نشستند ، مي فهميدند كه بچه ها مشغول كاري هستند. بچه ها نيز براي اينكه سوء ظن عراقيها تحريك نشود ، تا جايي كه مي توانستند ،مسائل ايمني را رعايت مي كردند . غير از دعاي كميل ، توسل و ندبه ، به مناجات شعبانيه ، دعا براي پيروزي رزمندگان اسالم و سلامت حضرت امام و مسئولان و ... نيز توجه مي شد. |