راسخون

سیرت شهیدان > نوشتاری

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


مژدگاني شهادت

«پدر و مادر عزيزم! مي خواهم قبل از هركس، خودم خبر شهادتم را به شما بدهم و پيشاپيش، مژدگاني دريافت كنم، چون مي دانم به محض رسيدن اين خبر به شما، دست‌هايتان را به آسمان بلند مي‌كنيد و به درگاه خداي بزرگ شكر اين نعمت را مي‌كنيد».

شهيد حاجيان

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 169

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

مولايم مرادرياب

«خدايا در آرزوي لقايت روزشماري مي كنم در آرزوي ديدارت ثانيه شماري مي كنم، ولي چه كنم كه قضاوقدر است توست».
خدايا! مردم ديگر طاقت ندارم دوري تو دلخسته‌ام كرده و فراقت ذوبم نموده.
خدايا! مرا دعوت كن كه بي‌صبرانه منتظرم. چگونه در اين دنيا باشم و تو را نبينم خدايا به دادم برس كه عبد ذليل تو، مشتاق چهره‌ي زيباي مولاي خود است.
خدايا! حلاوت لقايت را به من بچشان كه ديگر زندگي براي من شيريني ندار تو را سوگند به چهارده معصوم مرا درياب».
شهيد غلام علي مسلمي

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 281

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

ناكام

مرا ناكام ياد نكنيد. زيرا من به كام خود كه بهترين و با سعادت‌ترين راه‌هاست رسيدم و دوست دارم مزارم در ميان بهترين دوستانم در امامزاده محمد باشد.

شهيد علي‌رضا حسن زاده

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 287

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

نهايت تلاش

در جبهه‌ها فقط هدف پيروزي نيست بلكه حقيقت موضوع اين است كه ما بايد وظيفه خود را انجام دهيم كه دفاع از حريم اسلام و كشور خودمان است چه شكست بخوريم و چه پيروز شويم، كار خودمان را كرده‌ايم و سربلند و پيروزيم. خيلي شكرگزار و خوشحاليم كه خداوند رحمت خود را شامل حال ما كرده و ما را لايق دانسته كه در راه او جان دهيم.
شهيد مهرداد نصيريان

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 282

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

نهايت عاشقي

چي مي‌شد امروز شهيد مي‌شديم و فردا زنده مي‌شديم تا دوباره شهيد شويم. دوست دارم وقتي شهيد شدم، منزل و خيابانمان را چراغاني كنيد تا چشم دشمن كور شود، عسك‌هايم را به ديوار بزنيد تا دشمن از حسد بميرد.
در منزلمان و در خيابان، گلدان و گل بگذاريد تا دشمن بداند اگر چه من شهيد شدم و آن گل‌ها پرپر شدند، اما بار دگر گل‌ها شكفته خواهد شد.
شهيد غلام‌علي مسلمي

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 281

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

نوبت عاشقي

آن روز با بغض به خانه آمد. آلبوم عكس‌هايش را باز كرد و پشت تصوير يكي از دوستان شهيدش نوشت : پس كي نوبت من مي‌شود؟

شهيد علي‌رضا عالي مقام

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 210

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

نوبت عاشقي 2

علي در يكي از نامه‌هايش نوشته بود :«اي عشق! هنوز نوبت ما نشده!» فرمانده‌اش كه نامه را ديده بود، به يكي از دوستان علي گفته بود:«چرا، روزي نوبتش مي‌شود.
او زودتر از همه‌ي شما اين راه را طي مي‌كند».برادرم علي قبل از شروع عمليات در حالي كه وضو مي‌گرفت به شهادت رسيد.

شهيد علي شريفي

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 208

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

وصيتي براي تو

من از مال دنيا چيزي نداشتم و نمي خواهم حتي يك ذره شهادت من باعث زحمت شما شود، حتي اگر شده مزارم را ساده درست كنيد، آن خرج و مخارجي كه مي خواهيد صرف برنامه‌ي شهادتم نماييد، خرج جاهايي كنيد كه استفاده‌ي اجتماعي دارد، مثل ساختن حمام، مدرسه و پايگاه بسيج.
برايم عكس يا ديگر تجملات زايد و اضافي تهيه نكنيد. در مجالس و مراسم من از بلندگو يا ديگر وسايل و چيزهايي كه باعث مزاحمت مي شوند، كم استفاده كنيد و مجلسم را تزيين نكنيد.(1)

1-شهيد معصوم نيك رنجبر

 

منبع: كتاب سيرت شهيدان   -  صفحه: 89