سیرت شهیدان > نوشتاری
ادامه دهنده ي راه
هميشه دعايم اين بوده كه «اللهم اجعل محياي محيا محمد وآل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد».
پس اميدوارم كه دعايم به اجابت رسد و خداوند مردن را همچون مردن محمد و خاندانش گرداند و شما، اميدوارم كه راه و هدفي را كه به من ياد دادهايد، خود ادامه دهندهي آن باشيد و اسلحهي من را زمين نگذاريد.
شهيد محسن عليزاده
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 285
ارثيه ي شهيد
وقتي حسين ميخواست به جبهه برود، يك دوچرخه داشت كه تازه آن را خريده بود. بعد از اينكه به جبهه رفت و به شهادت رسيد، در وصيتنامهاش نوشت: «ما بايد همه چيز خودمان را در خدمت جنگ قرار دهيم و من چيزي ندارم، تنها داراييام يك دوچرخه است، آن را بفروشيد و پولش را به حساب جبهه واريز كنيد.
شهيد حسين صابري
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 10
اللهم الرزقني الشهادت في سبيلك
عليرضا هر وقت ميخواست نامهاي براي كسي بنويسد، اول آن دعاي « اللهم الرزقني الشهادت في سبيلك» را مينوشت. او در هرجا و از هر فرصتي براي دعا كردن در اين زمينه استفاده ميكرد.
شهيد عليرضا حسنزاده
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 208
پيروامام
شهيد حمزه معيني آنقدر به امام (ره) علاقه داشت كه در وصيتنامهاش نوشت :« اي جوانان! نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد، اي جوانان! مبادا در غفلت بميريد كه علي (ع) در محراب عبادت به شهادت رسيد و مبادا در حال بيتفاوتي بميريد كه علي اكبر حسين (ع) با هدف شهيد شد، اگر فيض شهادت نصيبم شد، آنانكه پيرو خط سرخ امام خميني (ره) نيستند و به ولايت او اعتقاد ندارند، بر من گريه نكنند و بر جنازهي من حاضر نشوند.»
منبع: كتاب سيرت شهيدان
توفيق بندگي
محمدعلي قپانوري يك روز در دفترش نوشت :
يارب به ما تو قدرت ترك خطا بده
توفيق بندگي بدون ريابده
محمدعلي قپانوري
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 100
توقع بيجا
مادرجان! از مردم هيچ توقع و انتظاري نداشته باش. مبادا خداي ناكرده توقع داشته باشي مردم به خطر شهادت من به شما احترام و تكريم نمايند. طوري بايد مقام خودت را پيش خداوند، بالا و والا بداني كه حتي انتظار سلام را هم از آنها نداشته باشي.
شهيد معصوم نيكرنجبر
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 101
جاودانگي
اي كساني كه اين وصيتنامه را ميخوانيد، بدانيد كه شهادت مرگ نيست، رسالت است. رفتن نيست، جاودانه ماندن است. جان دادن نيست، بلكه جان يافتن است. به اجبار رفتن نيست، به اختيار رفتن است. مردن نيست، تولد است. سكوت نيست، فرياد است. تنفر نيست، عشق است.
شهيد صمد نيك رنجبر
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 277
جايي كه دشمن نمي بيند
شهيد رنجبر هميشه در موقع صبحگاه يا مانور، يا راهپيماييهاي طولاني، جلوي همهي بچهها حركت ميكرد. او پشت پيراهن خود با ماژيك نوشته بود: «جايي كه دشمن هرگز نخواهد ديد». او فرماندهي دستهي ما بود.
دستنوشتهي شهيد منصور سلطاني
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 263
دستم رابگير
خدايا! دستم بگير تا در خار و خس چاههاي عميق گناه نيفتم، خدايا! به من حزني عطا فرما كه با ياد تو بر من آسان شود. خدايا! مرا به خود واگذار مكن كه بيتو هيچ و پوچم.
شهيد محسن فتوحي
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 280
دعاگوي امام
محمدرضا پيرو ولايت و فرمان حضرت امام (ره) بود به گونهاي كه در وصيت نامهاش نوشت:
بارالها! من نميخواهم كه در بستر بميرم
ياريم كن تا به راهت در دل سنگر بميرم
حاضرم در راه دين از تن جدا گردد سر من
من بميرم باك نيست اما بماند رهبرمن
1_ شهيدمحمدرضاگلستاني
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 142
سكوت او
محمدرضا هميشه ساكت و آرام، متين و باوقار بود، كم حرف ميزد، اگر يك روز تا شب را در كنارش در يك محيط به سر ميبردي تا سؤالي نميپرسيدي، كلامي نميشنيدي.
شهيدمحمدرضا منصوري
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 74
كمترازكاه
«اگر اشكي ميريزيد و براي اسلام باشد، نه براي من. تنها به روي قبرم بنويسد، پر كاهي به پيشگاه احديت».
شهيد عباس محمودي
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 234
گمنام
عباس خيلي دوست داشت گمنام زندگي كند، در يكي از دست نوشتههاي او پس از شهادت چنين آمده است:
«دوست دارم كه در سنگر آرام بگيرم
گمنام سفر كردم و گمنام بمــــيرم»
شهيد عباس اميرعلي
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 100
لشكر صاحبالزمان (عج)
احسان در پاسخ به نامهي مادرش كه از او خواسته بود به خانه برگردد، نوشت:« مادر! من ديگر جزو لشگر امام زمان (عج) شدهام به من فكر نكن.
جبهه، مدرسهي عشق به امام حسين (ع) است و من هم اگر لياقت داشته باشم، يكي از شاگردان او خواهم بود».
شهيد احسان مطيعي
منبع: كتاب سيرت شهيدان
مديون شهدا
در همان روزي كه «جمال» به شهادت رسيد، از جيب او نوشتهي كوتاهي پيدا كردند كه در همان روز آن را نوشته بود. در اين نوشته آمده بود: « تفنگ شهدا را بايد برداشت، چه كسي جز من و تو، بايد تفنگ شهدا را بردارد؟ غفلت كنيم مديون خون شهدا هستيم.»
شهيد جمال مؤمني سرخي
منبع: كتاب سيرت شهيدان - صفحه: 17