سينه زني

اي كربلا به سويت,يك كاروان دل آمد

آماده شو كه مهمان ,منزل به منزل آمد

با گوش جان شنيدم,آواي دلبرم را

صاحب حرم در اينجا,بر پا كند حرم را

جانم حسين حسين جان((2

يك قافله در اينجا,همراه دلبر آمد

تير و كمان كجائيد,شش ماهه اصغر آمد

اين باغبان به همره,يك باغ لاله دارد

در كاروان خود يك,طفل سه ساله دارد

جانم حسين حسين جان(2(

دل مي برد ز لشكر,شبه پيمبر اينجا

اكبر اگر بگويد,الله اكبر اينجا

زينب ميان سينه,دارد چو ني نوايي

ذكر لبش حسين است,اي واي از جدايي

جانم حسين حسين جان(2(

برگرد دلبر خود,صف بسته آل هاشم

شد دشت كربلا مست,از بوي عِطر قاسم

گرم طواف ماهند,يك آسمان ستاره

هم گاهواره آمد,هم طفل شير خواره

جانم حسين حسين جان(2(

با علقمه بگوئيد,آمد خداي احساس

تا كه كند تماشا,دو چشم مست عباس

بر اين زمين بريزيد,از ديده اشك سقا

چشم تمام طفلان,باشد به مشك سقّا

جانم حسين حسين جان(2(

(سيد محسن حسيني)