مشاعره راسخونی
با سلام خدمت دوستان گرامی این دفعه با مشاعره راسخون ادامه بدید ببینیم چقدر شعر حفظ هستید .
بسم الله ...
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
بسم الله ...
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه //// هر دو جان سوزند اما این کجا وآن کجا
شبروان مست ولای تو علی جان عالم به فدای تو علی
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هان ای پسر عزیز و دل بند بشو ز پدر نصیحتی چند
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فگنم
وندرین کار دل خویش به دریا فگنم
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
سزد اگر همه دلبران دهندت باج
تويي که بر سر خوبان کشوري چون تاج
تويي که بر سر خوبان کشوري چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج
جان و جهان دوش کجا بوده ای نی غلطم در دل ما بوده ای
یا رب این نو گل خندان که سپردی به منش می سپارم به تو از چشم حسود چمنش
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله سازم
دل شیدا حلقه را شکند تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یک دم گرم و شعله فشان تا به بام جهان بال و پر گیرد
شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله سازم
دل شیدا حلقه را شکند تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یک دم گرم و شعله فشان تا به بام جهان بال و پر گیرد
ديدي كه يار جز سر جور و ستم نداشت
بشكست عهد و زغم ما هيچ غم نداشت
بشكست عهد و زغم ما هيچ غم نداشت