داستان راسخونی
ولي پسر بچه ميترسيد كه مسئول روابط عمومي اونجا دوربين مخفي گذاشته باشه
پسر بچه کفش کرد که دوربین مخفی هم فایده نداره مدیر روابط عمومی هم معلوم نیست از کدوم شیرهاست پاکتی ، آب ، جنگل یا پاستوریزه شاید هم یال و کوپال مصنوعی در هر حال پسر بچه حیرانه از این همه رییس که اونام صدتا رییس دارن ولی آخر معلوم نیست اول اون کجاست بنابراین با خودش گفت مدیر کل انجمن ها رو دریابد شاید بهتر باشد و...........
اگه میخوای کاره ای بشی یا مسئول نمایشگاه بشی باید فقط مسجد فاطمیه (سلام الله علیها) رفت آمد داشته باشی کارت 3 سوت حل حل
و پس از مدتی جنازه پسرک را پیدا کردند ...
معلوم شد به جرم اینکه به مقدسات!!!!! در راسخون نوهین شده شب تو گونی صبح گاوخونی....
نه......چه غم انگیزززززززززززز
حالا که اینجور شد می گردیم دنبال قاتللللللللللللللللللللللللللللللللللل
حالا که اینجور شد می گردیم دنبال قاتللللللللللللللللللللللللللللللللللل
اینجا بود که پلیس وارد ماجرا شد کاراگاه ابراهیمی که میخواست از همه چیز سر در بیاره مسئول پرونده این قتل شد
ماموران جنایی به داخل یتیم خانه شهر راسخون اباد آمدند...تا اینکه متوجه شدند...
مظنونین زیادی در این پرونده وجود داره پس شروع کرد به تحقیق از ...
به هر کجا که پا می گذاشت با مساله تازهای مواجه می شد که
فرضیه اول: کارآگاه ابراهیمی با مقتول در زمینه نهار ظهر مشکل داشت.پس خود کار آگاه مظنون اصلی است.
بابا شایعه بود ....
ابراهیمی اینجا ابراهیمی آنجا ابراهیمی همه جا ولی توی باغ نیست
اما یه مشکل جدید
کارآگاه ابراهیمی قراره به زودی پدر بشه و نمیتونه این پرونده رو پی گیری کنه ...
حالا شما فکر میکنید چه کسی مسئول جدید این پرونده جنایی میشه ؟
فرضیه دوم:مدیر و مسئولان روابط عمومی مظنونان اصلی :چرا پنهان شده اند؟؟!!