راسخون

بانوی بهار

amirbest کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 2319
|
تاریخ عضویت : اسفند 1387 



باز کن پنجره را
خانه مهمان دارد!
کوله باری همه نور
تحفه هایی همه نغز
آمده ازره دور!
چهره چسبانده به پشت شیشه
و نگه می کند از روزنه ی پنجره بانوی بهار!
بازکن پنجره را
و تن را در آغوش بگیر
غرق بوسه سازش
گیسوانش را بگشای به باد
نفسش ره به حقیقت دارد!
پلک خواب آلوده
از روی پلک زمستان بردار
تا ببینی چهره ی دلکش و نیکوی بهار!
بقچه اش پر ز ترنّم هایی است
که خبر می دهد از عشق وامید!

***

amirbest کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 2319
|
تاریخ عضویت : اسفند 1387 

بنشین بر لب جوی
گرد رخساره بشوی
و نگه کن بر آب
گوش بر نغمه ی قانون طبیعت بسپار
گل سرخ وگل یاس ، رقص پروانه ی شاد
نغمه ی قمریک و بلبلک رفته ز یاد
سینه ی سرخ و تر غنچه ی بشکفته ز باد
اوج ده شاپرک نازک رنگین خیال!
فصل پرواز فراز آمده بگشا پر و بال
و خدا یک قدمی است!...
قدمی در ره سرسبز طبیعت بگذار
تا ببینی که خدا پشت در خانه ی ماست.

14 /1/89
بابک آذرشب