گردشگری
مراسم سنتی مذهبی قالیشویان از سنتهای چند هزار ساله است كه در دومین جمعه مهرماه هر سال در مشهد اردهال كاشان برگزار میشود.
مراسم قالیشویان نمایش واقعه شهادت سلطان علی بن محمد باقر (ع) در سال 113 هجرت در سزمین مشهد اردهال و نحوه به خاكسپاری این امامزاده جلیل القدر توسط اهالی فین كاشان است كه هر ساله با تعصب و غرور خاصی معمولا در یكی از روزهای میان نهم تا پانزدهم مهرماه برگزار میشود كه به روز قالیشویان معروف است.
هر گاه این جمعه با یكی از روزهای سوگواری و جشن مذهبی، یا با یك رویداد برجسته تاریخی و سیاسی همزمان بشود، مراسم در همان هفته بر پا میگردد.
یك هفته پیش از مناسك قالیشویان، معمولا در نخستین جمعه از فصل پائیز، مراسم جار در كاشان بر گزار میگردد . این جمعه كه در میان كاشانیها به جمعه جار معروف است، روز فراخوانی مردم به مراسم قالیشویی در مشهد اردهال است.
جمعه جار پیامآور فرا رسیدن سالروز شهادت شهید دشت اردهال، امامزاده مظلوم ، حضرت سلطان علی بن امام محمدباقر (ع) و روز موعود برای گرد همایی طایفه فینی است
هر سال در روز جمعه جار، چند جارچی در محلات فین و محله بازار كاشان و روستای خاوه از روستاهای كاشان راه میافتند و گشتزنان به روش و سنت آبا و اجدادی خود با بانگ بلند و آوازی خاص ندا در میدهند و مردم را از فرا رسیدن روز موعود قالیشویان و هفته زیارت امامزاده سلطان علی (ع) آگاه میكنند.
خبر جمعه قالیشویان به سرعت دهان به دهان میان مردم همه قشرها و بازاریان و پیشه وران و دستفروشان میگردد و در كمتر از یكی دو روز در همه شهرها و دهات از جمله شهرهای نطنز ، قم ، محلات، ساوه، دلیجان، یزد، آشتیان و اصفهان پراكنده میگردد جارچیان با رساندن این پیام، همه مردم، به ویژه زائران و فروشندگان صاحب نذر را كه باید هر ساله در قالیشویان شركت داشته باشند، به تكاپو و فراهم كردن اسباب و توشه زیارت و تهیه جا و مكان برای سكونت در مشهد اردهال وا میدارند.
تكاپوی سفر بیش از همه قشرها در میان كاسبكاران و بازاریان چشمگیر است. بازاریان و فروشندگان برای عرضه و فروش كالاهایشان در مشهد اردهال با یكدیگر به رقابت میپردازند و میكوشند تا هر یك پیش از آغاز مراسم غرفهای یا حجرهای مناسب در بازار چه و یا صحن پاپك و یا صحنهای دیگر به دست آورند.
تعیین روز قالیشویی و اعلام آن به مردم به عهده ستاد برگزاری مراسم سنتی مذهبی قالیشویان فین است. این گروه روز مراسم قالی شویان را معمولا در دومین جمعه پائیز تعیین میكنند.
این مراسم جار طبق سنت قدیم هنوز در منطقه پابرجا و انجام میگیرد. اشعاری كه جارچیان میخوانند اشاره به فرا رسیدن سالگرد واقعه شهادت امامزاده و لعنتهایی كه به دشمنان و قاتلان امامزاده میفرستند، دارد. این اشعار این است:
یا ای مستمع بر این وصیت شور و غوغا كن
فغان و ناله بر سلطانعلی فرزند زهرا كن
به سال 113 هجرت شیعیان خاص
روان گشته بر سوی مدینه از سر اخلاص
برفتن در مدینه خدمت آن خسرو خوبان
بگفتند ای امام پنجمین ای رهبر جانان
نداریم پیشوائی یا محمد رحم بر ما كن
یكی از نور چشمانت روان در همراه ما كن
امام پنجمین فرمود چرا از دیده خونبارید
یقین از اهل فین و مردمان چهل حصارانید
یكی از نور چشمانش همره آنها روان كرد
كه نامش حضرت سلطانعلی(ع) نوباوه زهرا
سه ساله آن شاه زاده بود اندر اردهال و فین
بهار در خاوه بود آن زمستان در دیار فین
لشگریان قد علم كردند بهر قتل آن سرور
به نام حارث ملعون و زرین كفش بد اختر
گرفتن دور آن خسرو لب تشنه از هر سو
كه این شهزاده دارد زور و بازوی علی اكبر
بیادم آمد آن وقتی كه گفت باد صبا یكدم
سلام از من رسان بر اهل فین بر گو به یارانم
اول به خدای حی داور صلوات
دوم به رسول حی سرمد صلوات
سوم به علی و یازده فرزندش
بر زاده پاك نور احمد صلوات
در كرببلا به شمر ملعون لعنت
بر حارث زرین كفش و زید رافیون لعنت
از بهر جفا بر شمر ملعون لعنت
در كرببلا به پاك مردان صلوات
اگر خسته جانی بگو یا علی
اگر ناتوانی بگو یا علی
به رفت سوی مشهد اردهال
به یاری یار خدا یا علی
در روز جمعه قالی شویان دهها هزار تن زن و مرد از شهرها و روستاهای ایران، بخصوص از آبادیهای حاشیه كویر، برای حضور در مناسك قالی شویان و تماشای آداب آن در مشهد اردهال گرد میآیند.
حاشیهنشینان كویر این منطقه از ایران حضور در مناسك قالی شویان و زیارت امامزاده سلطان علی (ع) را در آغاز هر پاییز از فرائض مذهبی خود میانگارند. این زائران مومن ثواب زیارت امامزاده و حضور در مراسم قالیشویان را با زیارت مرقد مطهر جد بزرگوارش، حضرت امام حسین علیه السلام و حضور در كربلا برابر میدانند.
مراسم اینگونه آغاز میشود كه پس از سخنان خطیب، یكی از ریش سفیدان یا روحانی اهل فین كاشان اعانهای را كه از فینیها جمع كرده است به عنوان هدیه و شیرینی به متولی یا سرپرست خادمان آستانه میدهد و درخواست آوردن قالی مخصوص امامزاده شهید را از آستانه مبارك حضرت امامزاده سلطان علی (ع)می كند. خادمان یك تخته قالی پیچیده شده را كه رویش یك تكه پارچه سبز كشیدهاند، از داخل حرم امامزاده بیرون میآورند و به بزرگان فینی می سپارند.
جوانان فینی با دیدن قالی به شور و هیجان میآیند و با بانگ و فریاد "یا حسین، یا حسین " برای بدست آوردن قالی به سوی آن هجوم میآورند و آن را از بزرگان فینی میگیرند این قالی سمبل جنازه مطهر امام زاده است و قالی شویان همانند جسدی كه میخواهند به خاك بسپارند.
از آنجایی كه به خاك سپاری امامزاده توسط مردم فین كاشان صورت گرفته لذا در طول مراسم حمل قالی كه تمثیلی از پیكر حضرت است غیر از اهالی فین كاشان هیچكس دیگری حق دست زدن به قالی را ندارد و تنها با عزاداری و سینهزنی میتوانند جمع قالیشویان را همراهی كنند.
جوانان در پناه انبوه مردان چوب به دست (چوب به عنوان سلاح رایج در آن زمان بوده است) قالی را در حالی كه گاهی بر روی دوش و گاهی بر روی دست دارند، از میان جمعیت میگذرانند.
*تشییعكنندگان از همان راهی كه آمده بودند با "قدم سعی " یعنی با گامهایی تند و شتابان و گاهی دوان دوان و با هیاهو و ولوله، قالی را به سرچشمه نهر شازده حسین، در میدان مقابل زیارتگاه میبرند. با قدم سعی در بردن قالی را به سر آب تمثیلی از كوشش هاجر به رساندن اسماعیل به چشمه آبی در صحرای خشك و تفیده مكه گرفتهاند.
در پیشاپیش دسته حاملان قالی، مردی میان سال از اهالی چهل حصاران كاشان، سوار بر اسب حركت میكند. این مرد با خود یك جانماز ترمه را در حالی كه بر روی شانه راستش گذاشته، حمل میكند. این جانماز را مظهر و نمادی از جانماز حضرت امامزاده سلطان علی میدانند و این مرد چهل حصارانی از نوادگان جانمازدار حضرت به شمار میرود.
در پی حامل جانماز، گروهی از مردم اهل روستای خاوه كاشان در جلو قالی عزاداری كرده و علمی را كه با پارچههای سبز پوشیده شده است، میكشند. فینیها و دسته حاملان قالی نیز به دنبال علم با بانگ "الله اكبر " و "حسین، حسین " گویان راه می سپارند و پیاپی چوبهایشان را در هوا تكان میدهند.
گروهی از جوانان فینی در تمام مسیر همگام و همراه با دسته حركت میكنند و گذرگاه را برای گذر دسته باز نگاه میدارند. در طول راه، سلاخان گوسفندان یا گوسالههایی را كه صاحبان نذر، گوشت یا خون آنها را نذر كردهاند، پیش پای حاملان قالی ذبح و قربانی میكنند.
گرد و غباری كه از زیر گامهای كوبنده و شتابان جوانان فینی به هوا بر میخیزد، بسان سپاه خشمگینی میماند كه به قصد انتقام و خونخواهی به قلعه و دژ دشمن حمله كردهاند.
جوانان با چوب های چرخان در آسمان، همچون امواجی در پس این پرده غبار ، خیزان و پویا پیش می روند تا خود را به سرچشمه آب برسانند. قالیكشان قالی را در كنار نهر روی زمین میگذارند و دور آب، حلقه میزنند و چوبهایشان را پیاپی در هوا تكان میدهند. در این هنگام، یعنی پیش از آداب شستن تمثیلی قالی امامزاده، مراسم لعنخوانی بر دشمنان حضرت انجام میگیرد.
پس از پایان آداب شست و شو، قالی را دوباره به دوش میگذارند و از گذرگاهی در پای كوه اردهال كه به در شرقی آستانه امامزاده منتهی میشود، به صحن سردار یا صحن فینیها میبرند. در بازگرداندن قالی به آستانه، اهالی روستای خاوه كاشان و شماری از فینیها در دستهای پیشاپیش حاملان قالی و فینیهای چوب به دست، سینه میزنند و آرام و سنگین نوحه میخوانند و دم میگیرند. چوب به دستان در تمام طول راه با تكان دادن چوبهایشان و نهیب و تهدید مردم را از نزدیك شدن به قالی و دست زدن به آن دور و باز میدارند.
در صحن سردار (عامر بن ناصر)، فینیها چوب به دست چند دور در حیاط صحن و در پیرامون چوب میگردند. بعد،قالی را به بالای صفه در ایوان بقعه میبرند. در ایوان ، چند تن از بزرگان مردم فین و خاوه كه درانتظار قالی هستند به سوی حاملان قالی پیش میروند كه قالی را بگیرند، لیكن جوانان از تحویل دادن قالی سر باز می زنند و با تكان دادن چوب هایشان بزرگان فینی و خاوه ای را از نزدیك شدن به قالی دور می كنند. سرانجام پس از كشمكش های بسیار و در لحظه هایی حساس و پرهیاهو و در زیر بانگ و فریاد "حسین ، حسین " و "الله اكبر، الله اكبر "، بزرگان فینی قالی را از جوانان میگیرند و به نمایندگان خاوهای تحویل میدهند. خاوهایها قالی را با تشریفات و احترامی خاص به داخل حرم میبرند و به خدام آستانه تسلیم میكنند.
مراسم قالیشویان در حدود ساعت یك بعد از ظهر در فضایی آكنده از غم و افسوس و در برابر هزاران چشم اشك آلود پایان مییابد.
حضرت سلطان علی بن امام محمد باقر (ع) به درخواست مردم كاشان به عنوان نماینده آن امام معصوم جهت ارشاد مردم به این منطقه هجرت میكنند.
زمانی كه آن حضرت برای رهایی از گرمای طاقت فرسای كاشان به منطقه مشهد اردهال می آید دچار حیله دشمنان میشود و قبل از رسیدن مردم روستای خاوه، چهل حصاران و فین كاشان بسیار مظلومانه به شهادت می رسد و مانند اباعبدالله حسین (ع) سر مباركش را از تن جدا میكنند.
مراسم تشییع و خاكسپاری آن حضرت توسط اهالی فین كاشان در حال كه چوب به دست برای حمایت او آمده بودند، انجام می شود و مراسم قالی شویان نمایش آن واقعه است.
منبع: فارس نیوز
مسجد و مدرسه آقا بزرگ
بنای مسجد و مدرسه آقابزرگ یكی از باشكوهترین و زیباترین مساجد دوره قاجار در ایران به شمار می آید. این بنا در خیابان فاضل نراقی کاشان واقع شده است. ساختمان این مدرسه با سرمایه شخصی به نام حاج محمد تقی خانبان طی سال های 1250تا1260 هجری قمری جهت استفاده نماز جماعت و درس و بحث داماد خود، ملا مهدی نراقی دوم، برادر
ملا احمد نراقی، ملقب به آقابزرگ بنا شده و به این نام معروف شده است.
تمامی این بنا از جمله گنبد که جزو بزرگترین گنبدهای آجری است با آجر ساخته شده و تزئینات بکار رفته در این بنا عبارت است از: کاشی کاری، آجرکاری، کتیبه های نفیس گچی و کاشی، مقرنس کاری، خطاطی ثلث و نستعلیق و نقاشی، که نقاشی این مدرسه توسط استاد محمد باقر قمصری صورت گرفته است. کتیبه های خطوط مسجد توسط اساتید برجسته خوشنویس کاشان از جمله: محمد ابراهیم (جد خاندان معارفی)، محمد حسین (جد خاندان ادیب) و بسلمه های طغری توسط سید صادق کاشانی نوشته شده است.
این مسجد دارای سردر زیبایی است كه سقف آن با مقرنس های معلق گچی و نقاشی تزئین یافته و دیوارهای جلوخان از كتیبه بالای سردر تا كف تختگاه های طرفین درگاه با كاش های خشتی الوان پوشیده شده است. هیئت اصلی بنا و گنبد و بارگاه با شكوه آن به واسطه عظمت ساختمان و طرح عالی و نقشه بی نظیر به خصوص دقایق و فنون معماری اصیل ایرانی كه در آن بكار برده شده، یكی از بناهای مهم ایرانی اسلامی بشمار می رود.
پس از ورود به محوطه مدرسه، دو صحن فوقانی و تحتانی و حجره های محل سکونت طلاب و گنبد آجری با شکوه و گلدسته های دو طرف آن خود نمایی می کند. علاوه بر این دو حیاط خلوت، آب انبار بزرگ، شبستان دیگری در پشت گنبد، ساختمان مسجدی که در جنب گنبد واقع است و محراب کاشی کاری واقع در شبستان جنب گنبد که در حقیقت مجموعه ای است از هنرهای کاشی کاری، گچ بری، کتیبه نویسی، مقرنس کاری ونقاشی، از جمله متعلقات این بنای عظیم است.
مسجد آقابزرگ از نظر پلان جزو مساجدی است كه دارای سه شبستان می باشد و نكته مهم وقابل توجه در این محل تلفیق مسجد و مدرسه است. تمامی بنا با آجر ساخته شده تزئینات بكار رفته در آن جذابیت خاصی به این بنا بخشیده است
بنای مسجد و مدرسه آقابزرگ یكی از باشكوهترین و زیباترین مساجد دوره قاجار در ایران به شمار می آید. این بنا در خیابان فاضل نراقی کاشان واقع شده است. ساختمان این مدرسه با سرمایه شخصی به نام حاج محمد تقی خانبان طی سال های 1250تا1260 هجری قمری جهت استفاده نماز جماعت و درس و بحث داماد خود، ملا مهدی نراقی دوم، برادر
ملا احمد نراقی، ملقب به آقابزرگ بنا شده و به این نام معروف شده است.
تمامی این بنا از جمله گنبد که جزو بزرگترین گنبدهای آجری است با آجر ساخته شده و تزئینات بکار رفته در این بنا عبارت است از: کاشی کاری، آجرکاری، کتیبه های نفیس گچی و کاشی، مقرنس کاری، خطاطی ثلث و نستعلیق و نقاشی، که نقاشی این مدرسه توسط استاد محمد باقر قمصری صورت گرفته است. کتیبه های خطوط مسجد توسط اساتید برجسته خوشنویس کاشان از جمله: محمد ابراهیم (جد خاندان معارفی)، محمد حسین (جد خاندان ادیب) و بسلمه های طغری توسط سید صادق کاشانی نوشته شده است.
این مسجد دارای سردر زیبایی است كه سقف آن با مقرنس های معلق گچی و نقاشی تزئین یافته و دیوارهای جلوخان از كتیبه بالای سردر تا كف تختگاه های طرفین درگاه با كاش های خشتی الوان پوشیده شده است. هیئت اصلی بنا و گنبد و بارگاه با شكوه آن به واسطه عظمت ساختمان و طرح عالی و نقشه بی نظیر به خصوص دقایق و فنون معماری اصیل ایرانی كه در آن بكار برده شده، یكی از بناهای مهم ایرانی اسلامی بشمار می رود.
پس از ورود به محوطه مدرسه، دو صحن فوقانی و تحتانی و حجره های محل سکونت طلاب و گنبد آجری با شکوه و گلدسته های دو طرف آن خود نمایی می کند. علاوه بر این دو حیاط خلوت، آب انبار بزرگ، شبستان دیگری در پشت گنبد، ساختمان مسجدی که در جنب گنبد واقع است و محراب کاشی کاری واقع در شبستان جنب گنبد که در حقیقت مجموعه ای است از هنرهای کاشی کاری، گچ بری، کتیبه نویسی، مقرنس کاری ونقاشی، از جمله متعلقات این بنای عظیم است.
مسجد آقابزرگ از نظر پلان جزو مساجدی است كه دارای سه شبستان می باشد و نكته مهم وقابل توجه در این محل تلفیق مسجد و مدرسه است. تمامی بنا با آجر ساخته شده تزئینات بكار رفته در آن جذابیت خاصی به این بنا بخشیده است
مسجد جامع اردستان
بنای مسجد جامع اردستان در مركز محله محال اردستان واقع شده و از كهن ترین مساجد ایران است كه براساس بررسی های صورت گرفته بنای اولیه آن ، مربوط به قرون اولیه اسلامی است و در دوره سلجوقی تجدید بنا و در دوره های دیگر، بخشهای مختلفی به آن اضافه شده است. براساس بررسیهای باستان شناسی، مسجد جامع اولیه اردستان، بین اواخر قرن دوم هجری تا نیمه اول قرن چهارم هجری، بر روی بقایای ساختمانهای بزرگ خشتی ـ احتمالاً از دوره ساسانی ـ ساخته شده است. در نیمه دوم قرن ششم هجری، با تخریب بخشی از شبستان جنوبی مسجد اولیه، گنبدخانه كنونی بنیاد شده و چندی بعد از آن، ایوان جنوبی و رواقهای متصل به آن ساخته شدهاند. در مرحله بعد، با حفظ تركیب اصلی، تغییراتی در جرزها و پایهها به منظور تقویت و تحكیم آنها صورت گرفته و سرانجام در مرحله چهارم ساختمانی كه احتمالاً دوره صفوی را شامل میشود، ایوانهای دیگر ـ خاوری، باختری و شمالی ـ به صحن اضافه شدهاند. گسترش و اتصال مسجد به بناهای دیگر ـ مدرسه و حسینیه ـ نیز در همین دوره صورت گرفته است. با توجه به اطلاعات به دست آمده، ایوان شمالی و غرفه های جانبی آن، در یک زمان ـ 946هـ . ق بر روی آثار مسجد اولیه بنا شده است.
مسجد اولیه با نقشه شبستانی ستون دار، دارای صحن مركزی تقریباً به اندازه صحن فعلی شبستانهای ستوندار در چهار جانب صحن، دیوار خشتی محصور كننده و سردر بوده است. شبستانهای جنوبی و شمالی مسجد دارای پنج دهانه عریض به طرف صحن و سه چشمه عمق و شبستانهای خاوری و باختری دارای شش دهانه كم عرضتر به طرف صحن و دو چشمه عمق بودهاند. از نقطه نظر ساختمانی، ستونها دارای تفاوتهای مشخصی بودهاند كه به نظر میآید به خاطر وجود دوره های مختلف ساختمانی باشد. در گوشه شمال باختری مسجد، ساختمان كوچک و مجزایی ـ در فصل مشترک مسجد و مدرسه ـ قرار دارد كه نمازخانهای هم زمان با مسجد اولیه بوده است. پوشش این نمازخانه در دوره های گذشته تجدید شده، ولی دیوارها و قوسهای خشتی پایین آن دست نخورده باقی مانده است. بقایای ستونها، جرزها و تزیینات مسجداولیه، در دالان ورودی جنوبی باختری، شبستان باختری و شبستان شمال خاوری كشف شده است. مصالح مسجد اولیه، آجر با ملاط گچ بوده و تزیینات آن را گچ بری، آجركاری و نقاشی روی گچ تشكیل می داده است.
بنای كنونی مسجد با طرح چهار ایوانی در كنار بناهای قدیمی دیگری چون حسینیه، آب انبار، مدرسه علمیه، كاروان سرا و بازارچه قرار گرفته و مشتمل بر سردر، صحن، ایوانهای چهارگانه، گنبدخانه، شبستانهای متعدد، رواق، بخشهای زیرزمینی و كتیبه های تاریخی و تزیینات نفیس است. این مسجد در اصل شش ورودی داشته كه از طریق دالانهایی به صحن مركزی مربوط می شده، اما ظاهراً دو ورودی مسدود شده است. ورودی اصلی در گوشه جنوب باختری مسجد و سر راه دشت محال قرار گرفته و نمای آن دارای قوس پنج او هفت، دو طاقنمای محرابی شكل، دو لچكی، دو نیم ستون آجری، دو قاب تزیینی و دو سكوی آجری است. صحن مسجد به ابعاد 84/20×10/25 متر با ایوانها و غرفه های دو طبقه در برگرفته شده است. ایوان جنوبی صحن با طاق گهوارهای و تزیینات بسیار زیبای گچ بری و آجركاری و كتیبه نفیس و تاریخی مربوط به دوره سلجوقی مهمترین ایوان مسجد است. متأسفانه قسمت عمده تزیینات ایوان فروریخته، با این حال، كتیبه تاریخی آن تقریباً سالم باقی مانده است. این كتیبه به خط نسخ در متن تزیینی گچبری شده است. بر طبق مفاد این كتیبه، ساختمان ایوان جنوبی و رواق باختری متصل به آن در سمت راست و دو رواق متصل سمت چپ آن، در سال 555هـ . ق توسط ابوطاهر بن غالی ساخته شده است.
این ایوان، از طریق درگاه های جانبی، به شبستانهای مجاور گنبدخانه و به وسیله مدخلی با قوس جناغی، به داخل گنبدخانه راه پیدا می كند. برجانب باختری مدخل گنبدخانه، سنگ نوشتهای مشتمل بر فرمان شاه عباس اول مبنی بر تخفیف مالیات شیعیان اردستان، مورخ 1024هـ . ق نصب، شده است.
گنبدخانه مسجد دارای نقشه مربع است كه در بالا با چهار گوشواره و چهار طاق نمای تزیینی به هشت ضلعی تبدیل گشته و سپس توسط قوسهای كوچكتری به 16 ضلعی و دایره مبدل شده و پاكار گنبد بر آن قرار گرفته است. گنبد بنا از نوع دو پوسته پیوسته است. پوسته داخلی گنبد، از نوع تركین و مقطع گنبد بیرونی، شبدری تند است. دهانه گنبد خارجی در حدود 10 متر، ارتفاع گنبد داخلی از تیزه آن تا كف حدود 19 متر و ارتفاع گنبد خارجی حدود 50/21 متر است. نیروی رانشی و فشار گنبد، از شمال، خاور و باختر توسط ایوان جنوبی و شبستانهای خاوری و باختری و از جنوب توسط جرزهای پشتیبان قوی مهار میشود. سطح زیرین گنبد، با نقوشی شبیه كلوک بندان نُه رجی و شانزده باریک طاق به نحو زیبایی تزیین شده است. سطوح بخشی از دیوارهای گنبدخانه نیز با تزیینات گچبری و گل انداز آجری به صورت پنج رجی مزین شده است. در بالای بخش چهار ضلعی بنا، كتیبه سرتاسری گنبدخانه به خط نسخ بر زمینه تزیینی گچ بری شده است. به نظر می رسد كه ساختمان گنبدخانه اندكی قبل از این تاریخ ساخته شده و در این سال، تزیینات آن به اتمام رسیده و در سال 555هـ . ق ، ایوان جنوبی به آن اضافه شده باشد. در اضلاع باختری و خاوری گنبدخانه، درگاههایی وجود دارد كه طاق آنها مزین به كتیبه های قرآنی و به خط كوفی است.
محراب اصلی بنا در ضلع جنوبی به ارتفاع تقریبی 7 و عرض 40/4 متر مشتمل بر دو حاشیه كتیبه و دو طاق نمای تو در تو با قوس تیزه داراست كه هركدام بر دو ستون گچ بری قرار گرفتهاند. هر كدام از بخشهای محراب به طور مجزا دارای قاب آجری است. سرستونها نیز از آجر هستند. قسمت ازاره محراب كه حاوی تاریخ ساخت است، آسیب دیده، اما با توجه به تشابه كتیبه آن با كتیبه سرتاسری زیرگنبد به نظر میرسد كه از ساخته های سال 553هـ . ق باشد. نقوش تزیینی محراب، متشكل از گل و بوته و خطوط اسلیمی و كتیبه های آن نیز به خط كوفی و نسخ متضمن آیات قرآنی است. علاوه بر این محراب، در شبستانهای مجاور گنبدخانه، هركدام دو محراب كوچكتر به قرینه همدیگر با تزیینات مشابه قرار داشته كه محرابهای شبستان سمت چپ به ابعاد 60/1×70/3 متر سالمتر برجای ماندهاند. بر روی لایه های گچی ازاره شبستانهای مسجد، به خصوص در شبستانهای جنوبی، مجموعهای از یادگاریها و یادداشتها متعلق به دوره های مختلف تاریخی به جای مانده كه قدیمیترین آنها مورخ 792هـ . ق و مربوط به خواندن خطبه در مسجد است. با توجه به كتیبه های موجود، ایوان شمالی مربوط به اوایل دوره صفوی است و ایوان خاوری( معروف به صفه امیر جمله) نیز از ساخته های دوره صفوی است. به نظر می رسد كه بنای اصلی مناره متعلق به دوره سلجوقی یا بعد از آن باشد.
این مسجد در دوره اخیر به صورت علمی مورد مطالعه و تعمیر قرار گرفته و به شماره 180 به ثبت تاریخی رسیده است.
منبع: مرکز گردشگری علمی و فرهنگی دانشجویان ایران
بنای مسجد جامع اردستان در مركز محله محال اردستان واقع شده و از كهن ترین مساجد ایران است كه براساس بررسی های صورت گرفته بنای اولیه آن ، مربوط به قرون اولیه اسلامی است و در دوره سلجوقی تجدید بنا و در دوره های دیگر، بخشهای مختلفی به آن اضافه شده است. براساس بررسیهای باستان شناسی، مسجد جامع اولیه اردستان، بین اواخر قرن دوم هجری تا نیمه اول قرن چهارم هجری، بر روی بقایای ساختمانهای بزرگ خشتی ـ احتمالاً از دوره ساسانی ـ ساخته شده است. در نیمه دوم قرن ششم هجری، با تخریب بخشی از شبستان جنوبی مسجد اولیه، گنبدخانه كنونی بنیاد شده و چندی بعد از آن، ایوان جنوبی و رواقهای متصل به آن ساخته شدهاند. در مرحله بعد، با حفظ تركیب اصلی، تغییراتی در جرزها و پایهها به منظور تقویت و تحكیم آنها صورت گرفته و سرانجام در مرحله چهارم ساختمانی كه احتمالاً دوره صفوی را شامل میشود، ایوانهای دیگر ـ خاوری، باختری و شمالی ـ به صحن اضافه شدهاند. گسترش و اتصال مسجد به بناهای دیگر ـ مدرسه و حسینیه ـ نیز در همین دوره صورت گرفته است. با توجه به اطلاعات به دست آمده، ایوان شمالی و غرفه های جانبی آن، در یک زمان ـ 946هـ . ق بر روی آثار مسجد اولیه بنا شده است.
مسجد اولیه با نقشه شبستانی ستون دار، دارای صحن مركزی تقریباً به اندازه صحن فعلی شبستانهای ستوندار در چهار جانب صحن، دیوار خشتی محصور كننده و سردر بوده است. شبستانهای جنوبی و شمالی مسجد دارای پنج دهانه عریض به طرف صحن و سه چشمه عمق و شبستانهای خاوری و باختری دارای شش دهانه كم عرضتر به طرف صحن و دو چشمه عمق بودهاند. از نقطه نظر ساختمانی، ستونها دارای تفاوتهای مشخصی بودهاند كه به نظر میآید به خاطر وجود دوره های مختلف ساختمانی باشد. در گوشه شمال باختری مسجد، ساختمان كوچک و مجزایی ـ در فصل مشترک مسجد و مدرسه ـ قرار دارد كه نمازخانهای هم زمان با مسجد اولیه بوده است. پوشش این نمازخانه در دوره های گذشته تجدید شده، ولی دیوارها و قوسهای خشتی پایین آن دست نخورده باقی مانده است. بقایای ستونها، جرزها و تزیینات مسجداولیه، در دالان ورودی جنوبی باختری، شبستان باختری و شبستان شمال خاوری كشف شده است. مصالح مسجد اولیه، آجر با ملاط گچ بوده و تزیینات آن را گچ بری، آجركاری و نقاشی روی گچ تشكیل می داده است.
بنای كنونی مسجد با طرح چهار ایوانی در كنار بناهای قدیمی دیگری چون حسینیه، آب انبار، مدرسه علمیه، كاروان سرا و بازارچه قرار گرفته و مشتمل بر سردر، صحن، ایوانهای چهارگانه، گنبدخانه، شبستانهای متعدد، رواق، بخشهای زیرزمینی و كتیبه های تاریخی و تزیینات نفیس است. این مسجد در اصل شش ورودی داشته كه از طریق دالانهایی به صحن مركزی مربوط می شده، اما ظاهراً دو ورودی مسدود شده است. ورودی اصلی در گوشه جنوب باختری مسجد و سر راه دشت محال قرار گرفته و نمای آن دارای قوس پنج او هفت، دو طاقنمای محرابی شكل، دو لچكی، دو نیم ستون آجری، دو قاب تزیینی و دو سكوی آجری است. صحن مسجد به ابعاد 84/20×10/25 متر با ایوانها و غرفه های دو طبقه در برگرفته شده است. ایوان جنوبی صحن با طاق گهوارهای و تزیینات بسیار زیبای گچ بری و آجركاری و كتیبه نفیس و تاریخی مربوط به دوره سلجوقی مهمترین ایوان مسجد است. متأسفانه قسمت عمده تزیینات ایوان فروریخته، با این حال، كتیبه تاریخی آن تقریباً سالم باقی مانده است. این كتیبه به خط نسخ در متن تزیینی گچبری شده است. بر طبق مفاد این كتیبه، ساختمان ایوان جنوبی و رواق باختری متصل به آن در سمت راست و دو رواق متصل سمت چپ آن، در سال 555هـ . ق توسط ابوطاهر بن غالی ساخته شده است.
این ایوان، از طریق درگاه های جانبی، به شبستانهای مجاور گنبدخانه و به وسیله مدخلی با قوس جناغی، به داخل گنبدخانه راه پیدا می كند. برجانب باختری مدخل گنبدخانه، سنگ نوشتهای مشتمل بر فرمان شاه عباس اول مبنی بر تخفیف مالیات شیعیان اردستان، مورخ 1024هـ . ق نصب، شده است.
گنبدخانه مسجد دارای نقشه مربع است كه در بالا با چهار گوشواره و چهار طاق نمای تزیینی به هشت ضلعی تبدیل گشته و سپس توسط قوسهای كوچكتری به 16 ضلعی و دایره مبدل شده و پاكار گنبد بر آن قرار گرفته است. گنبد بنا از نوع دو پوسته پیوسته است. پوسته داخلی گنبد، از نوع تركین و مقطع گنبد بیرونی، شبدری تند است. دهانه گنبد خارجی در حدود 10 متر، ارتفاع گنبد داخلی از تیزه آن تا كف حدود 19 متر و ارتفاع گنبد خارجی حدود 50/21 متر است. نیروی رانشی و فشار گنبد، از شمال، خاور و باختر توسط ایوان جنوبی و شبستانهای خاوری و باختری و از جنوب توسط جرزهای پشتیبان قوی مهار میشود. سطح زیرین گنبد، با نقوشی شبیه كلوک بندان نُه رجی و شانزده باریک طاق به نحو زیبایی تزیین شده است. سطوح بخشی از دیوارهای گنبدخانه نیز با تزیینات گچبری و گل انداز آجری به صورت پنج رجی مزین شده است. در بالای بخش چهار ضلعی بنا، كتیبه سرتاسری گنبدخانه به خط نسخ بر زمینه تزیینی گچ بری شده است. به نظر می رسد كه ساختمان گنبدخانه اندكی قبل از این تاریخ ساخته شده و در این سال، تزیینات آن به اتمام رسیده و در سال 555هـ . ق ، ایوان جنوبی به آن اضافه شده باشد. در اضلاع باختری و خاوری گنبدخانه، درگاههایی وجود دارد كه طاق آنها مزین به كتیبه های قرآنی و به خط كوفی است.
محراب اصلی بنا در ضلع جنوبی به ارتفاع تقریبی 7 و عرض 40/4 متر مشتمل بر دو حاشیه كتیبه و دو طاق نمای تو در تو با قوس تیزه داراست كه هركدام بر دو ستون گچ بری قرار گرفتهاند. هر كدام از بخشهای محراب به طور مجزا دارای قاب آجری است. سرستونها نیز از آجر هستند. قسمت ازاره محراب كه حاوی تاریخ ساخت است، آسیب دیده، اما با توجه به تشابه كتیبه آن با كتیبه سرتاسری زیرگنبد به نظر میرسد كه از ساخته های سال 553هـ . ق باشد. نقوش تزیینی محراب، متشكل از گل و بوته و خطوط اسلیمی و كتیبه های آن نیز به خط كوفی و نسخ متضمن آیات قرآنی است. علاوه بر این محراب، در شبستانهای مجاور گنبدخانه، هركدام دو محراب كوچكتر به قرینه همدیگر با تزیینات مشابه قرار داشته كه محرابهای شبستان سمت چپ به ابعاد 60/1×70/3 متر سالمتر برجای ماندهاند. بر روی لایه های گچی ازاره شبستانهای مسجد، به خصوص در شبستانهای جنوبی، مجموعهای از یادگاریها و یادداشتها متعلق به دوره های مختلف تاریخی به جای مانده كه قدیمیترین آنها مورخ 792هـ . ق و مربوط به خواندن خطبه در مسجد است. با توجه به كتیبه های موجود، ایوان شمالی مربوط به اوایل دوره صفوی است و ایوان خاوری( معروف به صفه امیر جمله) نیز از ساخته های دوره صفوی است. به نظر می رسد كه بنای اصلی مناره متعلق به دوره سلجوقی یا بعد از آن باشد.
این مسجد در دوره اخیر به صورت علمی مورد مطالعه و تعمیر قرار گرفته و به شماره 180 به ثبت تاریخی رسیده است.
منبع: مرکز گردشگری علمی و فرهنگی دانشجویان ایران
كبوترخانه های اصفهان
در ایران رسم است كه عمارت بلند چشمه در صحرا می سازند و آن خاصه برای كبوتران است، موسوم به برج كبوتر. از نظرتاریخ علم و معماری نیز این بناها قابل مطالعه و تأمل هستند.
«به باور من، ایران كشوری است كه بهترین كبوترخانه های جهان در آنجا ساخته می شود ... این كبوترخانه های عظیم، شش بار بزرگ تر از بزرگ ترین پرورشگاه های پرندگان ماست. در پیرامون اصفهان بیش از 3 هزار كبوترخانه شمرده اند. برخی از این برجها گاه تا 14 هزار كبوتر در خود جای داده اند.» این گفته ژان شاردن سیاح فرانسوی است كه در زمان صفویه به اصفهان سفر كرده بود. با گذشت 400 سال، تعداد كبوترخانه های اصفهان از 3 هزار به حدود 300 باب كاهش یافته و از این تعداد تا سال گذشته65 كبوتر خانه در فهرست آثار ملی میراث فرهنگی و گردشگری ثبت شده است. می توان گفت آنچه امروزه از عظمت و وفور كبوترخانه باقی مانده، بیشتر بقایای مخروبه و نیمه مخروبه است كه در دشت های اطراف منطقه اصفهان خودنمایی می كند.
كبوترخانه های منطقه اصفهان را به واسطه تعداد، معماری و كاربرد نمی توان با هیچ جای ایران مقایسه كرد. برخی محققان كبوترخانه ها را شاهكار معماری دوره صفویه می دانند و معتقدند نخستین نمونه كبوترخانه ها در زمان شاه عباس به وجود آمد. الیزابت بیزلی جها نگرد انگلیسی می گوید: احتمال دارد پیشنهاد ساخت این برج ها به وسیله معماران ارمنی جلفای آذربایجان به شاه عباس داده شده باشد. گرچه ابن بطوطه هم در سفرنامه اش كه قدیمی ترین منبع موجود در این باره است، سخن از كبوترخانه های اصفهان به میان آورده، اما به نظر می رسد رونق كبوترخانه ها و شكوفایی معماری آنها از دوره صفویه، مقارن رونق گرفتن كشاورزی و سایر هنرها در اصفهان آغاز شده باشد.در حال حاضر، بیشترین نام و نشانی از كبوترخانه های اصفهان را باید در نوشته های جهانگردان و سفرنامه نویسانی كه زمان صفویه به اصفهان سفر كرده اند، سراغ گرفت.
در مقابل، به نظر می رسد روند تخریب برج های كبوتر و سهل انگاری در نگهداری آنها نیز همانند سایر بناها از زمان قاجار در اصفهان آغاز شده است. یكی از خارجیانی كه در این عصر اصفهان را دیده از اهمال و سهل انگاری در نگهداری این برجها اظهار تأسف كرده و به اهمیتی كه فضولات این كبوتران برای مزارع داشته اند اشاره می كند. هم اكنون در منطقه شرق اصفهان بیشترین تعداد برج های كبوتر دیده می شود و آن هم به علت وجود دشت های گسترده و كشت غلات در این منطقه بوده است. پس از آن، در منطقه باغ كومه در غرب اصفهان شاهد بیشترین برج های كبوتر هستیم كه از نوع چند قلویند. عباس بهشتیان و باقر آیت الله زاده شیرازی در نشریه اداره كل جهانگردی استان اصفهان به 50 برج كبوتر در منطقه گورت (شرق اصفهان) اشاره می كنند. آنها همچنین به دهكده چهار برج در 30 كیلومتری جنوب اصفهان اشاره كرده اند كه یكی از برج های كبوتران، متعلق به سرهنگ زاهدی نزدیك به 10 هزار كبوتر داشته است.
برج كبوتر چیست؟
در ایران رسم است كه عمارت بلند چشمه در صحرا می سازند و آن خاصه برای كبوتران است، موسوم به برج كبوتر. از نظرتاریخ علم و معماری نیز این بناها قابل مطالعه و تأمل هستند. در این بناها كه زیبایی و كارآمدی آنها چنان به هم آمیخته است كه جدایی ناپذیر به نظر می آیند،ازعلومی همچون فیزیك، ریاضیات،جانورشناسی، روان شناسی جانوری و آب و هواشناسی و غیره استفاده شده است. این كبوتر خانه ها به خاطر تنوع بسیار در شكل و اندازه و تكرار موزون آنها و هماهنگی شان با طبیعت و زیبایی های اطراف و به ویژه بافت و فضا های اعجاب آور و هماهنگ درونی می تواند یكی از جاذبه های نادیده انگاشته جهانگردی در اصفهان به شمار آید.
جمع آوری فضولات كبوتران به عنوان كود، دور كردن كبوتران از مزارع برای جلوگیری از آسیب رساندن به مزارع و شكار و استفاده كردن از گوشت آنها از اهداف ساخت این نوع بناها در گذشته بوده است.
قسمت عمده این فضولات در حاصلخیزی زمین های زراعتی و مقدار كمی هم در دباغی به مصرف می رسیده است. این موارد در زندگی اقتصادی زارعان محلی نقش مؤثری داشته است و به همین علت كبوتران نزد آنها كم و بیش مقدس بوده اند.
ساخت كبوتر خانه را می توان به نوعی شاهكاری هنری دانست .كبوتر خانه ها را در مناطقی بنیان می نهادند كه از اقلیمی كویری بهره مند بود. ومصالح و روش ساخت آنها نیز متأثر از شرایط محیطی بود. بافت معماری كبوترخانه ها كه از گل رس و كاه و نمك تشكیل می شد در برابر سرما و گرما مقاوم بود و عایقی حرارتی و در عین حال صوتی محسوب می شد تا آرامش كبوتران اندرون كبوترخانه را تأمین كند.
غالب كبوتر خانه ها به واسطه بهره گیری از حد اكثر فضا به شكلی استوانه مانند ساخته می شدند تا لانه های بیشتری را در خود جای دهند . طراحی ورودی به اندازه ای بود تا كبوتران را به داخل پذیرا باشد و میهمانان ناخوانده را به اندرونی راهی نباشد و در عین حال بدنه كاهگلی مانع از زاد و ولد حشرات موذی چون ساس و كنه می شد. برای استحكام هر چه بیشتر، درون را با تیرچه های متقاطع مسلح و سطح بیرونی را ساروج اندود تا مانع از فرسایش محیطی شود. در بخش میان تهی بالای كبوتر خانه، نیز دریچه هایی برای تبادل حرارتی و آمد و شد جریان هوا به داخل كبوتر خانه تعبیه می شد كه قرابتی بسیار با بادگیرهای استان های كویری ایران دارد. در میان كبوتر خانه نیز چاهی حفر می كردند تا در صورت نزدیك نبودن آبگیر، جوی و رودخانه به عنوان منبع تأمین آب شرب كبوترها استاده شود.
زراعت گسترده در دشت های وسیع منطقه اصفهان شاید دلیل مهم ایجاد كبوترخانه ها بود. از آنجا كه كبوتر میل به آشیانه سازی در ارتفاع دارد، نبود عوامل طبیعی چون جنگل، كوه و صخره در اصفهان و نواحی مركزی، ایجاد كبوترخانه هایی كه تنها محل لانه گزینی كبوتر باشد را ایجاب می كرد. از سویی، این بهترین فرصت برای كشاورزان بود، كه از محل فضولات كبوتران بهترین و مناسب ترین كود را برای محصولات خود فراهم كنند. كشاورزان فضله كبوتر را با خاكستر و خاك مخلوط كرده، برای كشت و زرع به كار می بردند. در گذشته ها كشاورزان فضله ها را به شكل قالبی مكعب آجری درآورده و هر قالب را یك تا دو قران می فروختند. 40 سال قبل نیز هر كیلو كود كبوتر هفت ریال ارزش داشت و در اوایل قرن 19 نیز هر ساله یك برج كبوترخانه نزدیك به 100تومان درآمد داشت. صاحبان كبوتر خانه ها ? ماه یك بار برای جمع آوری فضولات داخل كبوتر خانه ها می شدند و كود حاصل را جمع آوری می كردند . در منابع آمده است كه كود جمع آوری شده برمبنای آمار كبوتران موجود در كبوتر خانه كه گاهی به بیش از 7 هزار جفت بالغ می شد، نزدیك به 70 هزار كیلوگرم در سال بود كه عایدی ارزشمندی برای كشاورزان به شمار می رفت.
مروری بر نوشته های مستشرقان و جهانگردان در طی3 قرن گذشته نشان می دهد كه از حدود 700 سال قبل، برج های كبوتر در اصفهان خرید و فروش می شده و حتی صاحبان آنها به علت درآمد قابل توجهی كه از این برج ها عایدشان می شد، همه ساله مبلغی به عنوان مالیات به دولت های وقت پرداخت می كردند، با تغییرات زندگی انسان ها در 100 سال گذشته، كم كم كبوترخانه ها نیز جایگاه پیشین خود را از دست دادند. مالكیت این برج ها كه بیشتر موروثی و برخی متعلق به حاكم بود، با تغییرات ایجادشده در وضعیت كشت و كار بی معنی شد، زمانی برج ها خرید و فروش می شدند اما با ورود كودهای شیمیایی ارزان تر و سهل الوصول تر، دیگر جایی برای كبوترخانه ها و تحمل زحمت جمع آوری فضله و تهیه كود از آنها باقی نماند، گسترش شهرها باعث شد اطراف كبوترخانه ها مسكونی شود كه این مسأله باعث فراری شدن كبوترها و عدم رغبت آنها به آشیانه سازی در برج ها شد. همچنین زمین های زراعی كه مسكونی شدند، كبوترها نیز مهاجرت كردند یا طعمه شكارچیان شدند. در اواخر دوره قاجاریه، شكار بی رویه كبوتر یكی از تفریحات حاكم اصفهان بوده كه این خود از عوامل كاهش تعداد كبوتر بود. به علاوه عدم رسیدگی به تعمیرات برج ها، نفوذ آب از صحراهای اطراف به پی برج ها و برف و باران و نداشتن شیب مناسب و ناودان های مربوط به بام برج آنها را ویران كرد.
منبع: روزنامه ایران
در ایران رسم است كه عمارت بلند چشمه در صحرا می سازند و آن خاصه برای كبوتران است، موسوم به برج كبوتر. از نظرتاریخ علم و معماری نیز این بناها قابل مطالعه و تأمل هستند.
«به باور من، ایران كشوری است كه بهترین كبوترخانه های جهان در آنجا ساخته می شود ... این كبوترخانه های عظیم، شش بار بزرگ تر از بزرگ ترین پرورشگاه های پرندگان ماست. در پیرامون اصفهان بیش از 3 هزار كبوترخانه شمرده اند. برخی از این برجها گاه تا 14 هزار كبوتر در خود جای داده اند.» این گفته ژان شاردن سیاح فرانسوی است كه در زمان صفویه به اصفهان سفر كرده بود. با گذشت 400 سال، تعداد كبوترخانه های اصفهان از 3 هزار به حدود 300 باب كاهش یافته و از این تعداد تا سال گذشته65 كبوتر خانه در فهرست آثار ملی میراث فرهنگی و گردشگری ثبت شده است. می توان گفت آنچه امروزه از عظمت و وفور كبوترخانه باقی مانده، بیشتر بقایای مخروبه و نیمه مخروبه است كه در دشت های اطراف منطقه اصفهان خودنمایی می كند.
كبوترخانه های منطقه اصفهان را به واسطه تعداد، معماری و كاربرد نمی توان با هیچ جای ایران مقایسه كرد. برخی محققان كبوترخانه ها را شاهكار معماری دوره صفویه می دانند و معتقدند نخستین نمونه كبوترخانه ها در زمان شاه عباس به وجود آمد. الیزابت بیزلی جها نگرد انگلیسی می گوید: احتمال دارد پیشنهاد ساخت این برج ها به وسیله معماران ارمنی جلفای آذربایجان به شاه عباس داده شده باشد. گرچه ابن بطوطه هم در سفرنامه اش كه قدیمی ترین منبع موجود در این باره است، سخن از كبوترخانه های اصفهان به میان آورده، اما به نظر می رسد رونق كبوترخانه ها و شكوفایی معماری آنها از دوره صفویه، مقارن رونق گرفتن كشاورزی و سایر هنرها در اصفهان آغاز شده باشد.در حال حاضر، بیشترین نام و نشانی از كبوترخانه های اصفهان را باید در نوشته های جهانگردان و سفرنامه نویسانی كه زمان صفویه به اصفهان سفر كرده اند، سراغ گرفت.
در مقابل، به نظر می رسد روند تخریب برج های كبوتر و سهل انگاری در نگهداری آنها نیز همانند سایر بناها از زمان قاجار در اصفهان آغاز شده است. یكی از خارجیانی كه در این عصر اصفهان را دیده از اهمال و سهل انگاری در نگهداری این برجها اظهار تأسف كرده و به اهمیتی كه فضولات این كبوتران برای مزارع داشته اند اشاره می كند. هم اكنون در منطقه شرق اصفهان بیشترین تعداد برج های كبوتر دیده می شود و آن هم به علت وجود دشت های گسترده و كشت غلات در این منطقه بوده است. پس از آن، در منطقه باغ كومه در غرب اصفهان شاهد بیشترین برج های كبوتر هستیم كه از نوع چند قلویند. عباس بهشتیان و باقر آیت الله زاده شیرازی در نشریه اداره كل جهانگردی استان اصفهان به 50 برج كبوتر در منطقه گورت (شرق اصفهان) اشاره می كنند. آنها همچنین به دهكده چهار برج در 30 كیلومتری جنوب اصفهان اشاره كرده اند كه یكی از برج های كبوتران، متعلق به سرهنگ زاهدی نزدیك به 10 هزار كبوتر داشته است.
برج كبوتر چیست؟
در ایران رسم است كه عمارت بلند چشمه در صحرا می سازند و آن خاصه برای كبوتران است، موسوم به برج كبوتر. از نظرتاریخ علم و معماری نیز این بناها قابل مطالعه و تأمل هستند. در این بناها كه زیبایی و كارآمدی آنها چنان به هم آمیخته است كه جدایی ناپذیر به نظر می آیند،ازعلومی همچون فیزیك، ریاضیات،جانورشناسی، روان شناسی جانوری و آب و هواشناسی و غیره استفاده شده است. این كبوتر خانه ها به خاطر تنوع بسیار در شكل و اندازه و تكرار موزون آنها و هماهنگی شان با طبیعت و زیبایی های اطراف و به ویژه بافت و فضا های اعجاب آور و هماهنگ درونی می تواند یكی از جاذبه های نادیده انگاشته جهانگردی در اصفهان به شمار آید.
قسمت عمده این فضولات در حاصلخیزی زمین های زراعتی و مقدار كمی هم در دباغی به مصرف می رسیده است. این موارد در زندگی اقتصادی زارعان محلی نقش مؤثری داشته است و به همین علت كبوتران نزد آنها كم و بیش مقدس بوده اند.
ساخت كبوتر خانه را می توان به نوعی شاهكاری هنری دانست .كبوتر خانه ها را در مناطقی بنیان می نهادند كه از اقلیمی كویری بهره مند بود. ومصالح و روش ساخت آنها نیز متأثر از شرایط محیطی بود. بافت معماری كبوترخانه ها كه از گل رس و كاه و نمك تشكیل می شد در برابر سرما و گرما مقاوم بود و عایقی حرارتی و در عین حال صوتی محسوب می شد تا آرامش كبوتران اندرون كبوترخانه را تأمین كند.
غالب كبوتر خانه ها به واسطه بهره گیری از حد اكثر فضا به شكلی استوانه مانند ساخته می شدند تا لانه های بیشتری را در خود جای دهند . طراحی ورودی به اندازه ای بود تا كبوتران را به داخل پذیرا باشد و میهمانان ناخوانده را به اندرونی راهی نباشد و در عین حال بدنه كاهگلی مانع از زاد و ولد حشرات موذی چون ساس و كنه می شد. برای استحكام هر چه بیشتر، درون را با تیرچه های متقاطع مسلح و سطح بیرونی را ساروج اندود تا مانع از فرسایش محیطی شود. در بخش میان تهی بالای كبوتر خانه، نیز دریچه هایی برای تبادل حرارتی و آمد و شد جریان هوا به داخل كبوتر خانه تعبیه می شد كه قرابتی بسیار با بادگیرهای استان های كویری ایران دارد. در میان كبوتر خانه نیز چاهی حفر می كردند تا در صورت نزدیك نبودن آبگیر، جوی و رودخانه به عنوان منبع تأمین آب شرب كبوترها استاده شود.
زراعت گسترده در دشت های وسیع منطقه اصفهان شاید دلیل مهم ایجاد كبوترخانه ها بود. از آنجا كه كبوتر میل به آشیانه سازی در ارتفاع دارد، نبود عوامل طبیعی چون جنگل، كوه و صخره در اصفهان و نواحی مركزی، ایجاد كبوترخانه هایی كه تنها محل لانه گزینی كبوتر باشد را ایجاب می كرد. از سویی، این بهترین فرصت برای كشاورزان بود، كه از محل فضولات كبوتران بهترین و مناسب ترین كود را برای محصولات خود فراهم كنند. كشاورزان فضله كبوتر را با خاكستر و خاك مخلوط كرده، برای كشت و زرع به كار می بردند. در گذشته ها كشاورزان فضله ها را به شكل قالبی مكعب آجری درآورده و هر قالب را یك تا دو قران می فروختند. 40 سال قبل نیز هر كیلو كود كبوتر هفت ریال ارزش داشت و در اوایل قرن 19 نیز هر ساله یك برج كبوترخانه نزدیك به 100تومان درآمد داشت. صاحبان كبوتر خانه ها ? ماه یك بار برای جمع آوری فضولات داخل كبوتر خانه ها می شدند و كود حاصل را جمع آوری می كردند . در منابع آمده است كه كود جمع آوری شده برمبنای آمار كبوتران موجود در كبوتر خانه كه گاهی به بیش از 7 هزار جفت بالغ می شد، نزدیك به 70 هزار كیلوگرم در سال بود كه عایدی ارزشمندی برای كشاورزان به شمار می رفت.
مروری بر نوشته های مستشرقان و جهانگردان در طی3 قرن گذشته نشان می دهد كه از حدود 700 سال قبل، برج های كبوتر در اصفهان خرید و فروش می شده و حتی صاحبان آنها به علت درآمد قابل توجهی كه از این برج ها عایدشان می شد، همه ساله مبلغی به عنوان مالیات به دولت های وقت پرداخت می كردند، با تغییرات زندگی انسان ها در 100 سال گذشته، كم كم كبوترخانه ها نیز جایگاه پیشین خود را از دست دادند. مالكیت این برج ها كه بیشتر موروثی و برخی متعلق به حاكم بود، با تغییرات ایجادشده در وضعیت كشت و كار بی معنی شد، زمانی برج ها خرید و فروش می شدند اما با ورود كودهای شیمیایی ارزان تر و سهل الوصول تر، دیگر جایی برای كبوترخانه ها و تحمل زحمت جمع آوری فضله و تهیه كود از آنها باقی نماند، گسترش شهرها باعث شد اطراف كبوترخانه ها مسكونی شود كه این مسأله باعث فراری شدن كبوترها و عدم رغبت آنها به آشیانه سازی در برج ها شد. همچنین زمین های زراعی كه مسكونی شدند، كبوترها نیز مهاجرت كردند یا طعمه شكارچیان شدند. در اواخر دوره قاجاریه، شكار بی رویه كبوتر یكی از تفریحات حاكم اصفهان بوده كه این خود از عوامل كاهش تعداد كبوتر بود. به علاوه عدم رسیدگی به تعمیرات برج ها، نفوذ آب از صحراهای اطراف به پی برج ها و برف و باران و نداشتن شیب مناسب و ناودان های مربوط به بام برج آنها را ویران كرد.
منبع: روزنامه ایران
مسجد ذوالفقار در بازار و در محله نیم آورد اصفهان قرار دارد كه در زمان صفویه یكی از محلات آباد و پرجمعیت اصفهان بوده است. مسجد ذوالفقار در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی دومین حكمران این سلسله ساخته شده است.كتیبهای كه به خط ثلث با كاشی سفید معرّق بر زمینه لاجوردی بر سر در مسجد نوشته شده به نام شاه طهماسب و ذوالفقار كه اسم مسجد است اشاره كرده و تاریخ آن نیز سال 950 هجری قمری است.خطاط این كتیبه محمد سیاوش است. در این كتیبه نام شیخ محمد صفی كه بانی مسجد بوده است نیز آمده است.بر در قدیمی مسجد ذوالفقار به خط ثلث برجسته اشعاری در مدح و ستایش حضرت رسول (ص) و حضرت علی ابن ابیطالب (ع) منقور است.
بربالای كتیبه سردر مسجد لوح سنگی سیاه رنگی نصب شده كه با خط ثلث برجسته عباراتی روی آن نوشته شده است.
محمد عربى آبروى هر دو سراى
کسى که خاک درش نیست خاک بر سر او
شنیده ام که تکلم نمود همچومسیح
بـدیـن حـدیـث لب لعـل روح پــرور او
که من مدینة علمم على در است مرا
عجب خجستـه حدیثسـت من سگ در او
و بر روى درى که به سوى کوچه باز مى شود ، عبارت زیر نوشته شده است :
قال الله تبارک و تعالى : و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احداً»
لوح بزرگتری نیز به رنگ سیاه در ایوان جنوبی نصب شده است. تاریخ این لوح سال 1037 قمری آخرین سال سلطنت شاه عباس اول است و مفاد آن بخشودگی مالیات برخی اصناف میباشد.
نقش كتیبهها به غیر از مفهوم مذهبی آن، زیبایی خاصی به این اثر بخشیده است. در مسجد جامع اصفهان نیز از این گونه كتیبهها كه از بخشودگی مالیاتی حكایت میكند، دیده میشود.
شاید پادشاهان صفوی بدین گونه میخواستند حمایت اصناف را به سوی خود جلب كنند تا بدین وسیله بر مدت فرمانرواییشان بیفزایند.
مسجد و مدرسه و حمام ذوالفقار هنگامی در اصفهان ساخته شد كه هنوز این شهر پایتخت نشده بود.
این نكته بیانگر این مطلب است كه شهر اصفهان حتی در زمانی كه مركز حكومت نیز نبود مهم و آباد بود و حكّام و امراء و بزرگان كشور به آن توجه مخصوص داشتند.
منبع :همشهری آنلاین
شهر زیرزمینی نوش آباد
شهر زیر زمینی(اویی)که در زیر بافت شهر نوش آباد بصورت دست کن ایجاد شده و چندین هزار متر وسعت دارد از عمق 4متری تا عمق 18متری زمین فضاهای متعددی از جمله اطاق راهرو و چاهها و کانالهای زیادی برای در امان ماندن از دست اشرار کنده شده است.این معماری بی نظیر با این شکل ساختاری در جهان منحصر به فرد بوده و تاکنون با توجه به آثار به دست آمده در کاوش های باستان شناسی قدمت آن به قبل از اسلام بر می گردد که در دوره های مختلف تاریخی کاربرد نظامی و دفاعی داشته است.این مجموعه به لحاظ سیستم دفاعی و پناهگاهی آن تا سال 1381 هیچ اطلاعات مستندی از آن در دست نبود و به دخمه های اسرار آمیز شهرت داشت.
راههای ورود به داخل این مجموعه از طرق مختلف و به شکل مخفی در منازل یا داخل قلعه خشتی در مجاور شهر و یا محلهای پر جمعیت و داخل کانالهای پایاب هایی که از زیر خانه ها و برای گذر آب قنوات ایجاد شده،چاههای داخل مساجد و باغها و بازارها و هر جایی که در زمان حمله دشمن امکان دسترسی سریع و فرار ساکنین را فراهم می نموده ،ایجاد شده است.در بعضی منازل قدیمی که در قسمت مطبخ خانه آن چاهی برای ورود به این فضاها حفر نموده و در دهانه چاه را با تنور به طرز ماهرانه ای پوشانده و انتهای تنور که در دهانه چاه قرار گرفته را با تابه گلی مسدود و روی تابه را خاکستر ریخته ودر مواقع اضطراری افراد از داخل تنور وارد شهر زیر زمینی شده و دوباره انتهای تنور را مسدود به شکلی که هیچ اثری از ورودی به اویی ها معلوم نمی شود.در طول مسیر شهر زیر زمینی اطاقهایی به ابعاد مختلف برای اسکان موقت حفاری کرده اند.
در بدنه اطاقها تعدادی تاقچه مشاهده می شود.هر اطاق 180سانتی متر ارتفاع دارد.افراد داخل اویی برای استراحت و در امان ماندن از دست دشمن تمهیدات زیادی را به کار بسته اند تا حتی در عمق 18 متری زیر زمین هم مورد حمله دشمنان قرار نگیرند. اطاقها به شکل تو در تو و با راهروهای زاویه دار که دید مستقیم را با فضای بعدی از بین می برد،ساخته شده است. در 20سانتی متری زیر سقف و به فاصله 1متر در تمام بدنه اطاقها حفره هایی برای قرار دادن چراغهای پیه سوز جهت تامین روشنایی فضاها تعبیه گردیده است.چندین پیه سوز به دست آمده با قدمت 700سال حکایت از این ماجرا دارد.
در زیر سقف راهرو ها و اتاقها آثار لبه تیز کلنگها به خوبی مشاهده می شود. به لحاظ سختی زمین منطقه ،این فرضیه را تقویت می کند که وسایلی که برای حفاری استفاده می کردند،سر آنها از جنس الماس باشد. در بدنه دیوار اطاقها و در بعضی از آنها چاهکهایی مشاهده می شود که به سختی می توان وارد آن شد ،که ارتفاع این چاهکها 3تا 5 متر می باشد که راه ارتباطی به طبقات بعدی است.
در دهانه هر چاهک تعدادی قلوه سنگ و یک تحته سنگ به اندازه دریچه چاهک قابل رویت است که در مواقع احساس خطر یا ورود هوای آلوده یا دود به طبقات با تخته سنگ دریچه را مسدود و یا اگر دشمن قصد ورود به فضاها را داشته با سنگها که حکم وسایل و ابراز دفاعی را می کرده بر سر مهاجمین می کوبیدند.راههای ورودی به طبقات بعدی طوری حفاری شده که هر کس قصد ورود به فضاها را دارد ناگزیر باید از پایین به بالا حرکت کند که قدرت دفاعی افراد مهاجم را به صفر می رساند و این ساختار دفاعی به گونه ای است که تسلط کافی را برای مقابله با دشمن فراهم می کند.هر فضا شامل چندین اطاق و راهرو و توالت می باشد که راهروی ورودی به این فضاها که برای پناه حداقل 10نفر می باشد و در وسط راهرو اصلی درست در قسمت پیچ راهرو،سکویی کنده شده که محل نشستن نگهبان می باشد.کار نگهبان کنترل خروج و ورود افراد و اعلام خطر و شناسایی دشمن می باشد .
در زمانی که نگهبان در این قسمت قرار می گیرد دیگر افراد داخل مجموعه با خاطری آسوده به استراحت می پردازند تا اینکه اعلام خطری از سوی نگهبان داده شود.که باز در انتهای این مجموعه راهی از طریق چاهکی مخفی برای فرار به طبقات بعدی اندیشیده شده است.برای معطل نگه داشتن دشمن و ایجاد ترس و وحشت بر دل دشمنان تله های فیزیکی زیادی بر سر راهشان ایجاد می کردند از جمله اینکه در وسط اطاقها چاههای بسیار عمیقی وجود دارد که با تخته سنگی که در وسط آن دستکهایی قرار دارد و روی آن را با خاک می پوشاندند و به لحاظ تاریک بودن فضا و عدم دید کافی با قرار گرقتن دشمن روی تخته سنگ ،سنگ دوران شده و دشمن را به قعر چاه می فرستاده.یا اینکه راههای گریز زیادی را به صورت راهرو پیچ در پیچ ایجاد کرده که به محض ورود به آن وارد فضاهای تو در تو شده و دور خود دور زده دیگر مسیر اصلی به لحاظ همشکل بودن راهرو ها قابل تشخیص نمی باشد و دشمن را سرگردان می کردند.
با توجه به تو در تو بودن فضاها هیچ گونه مشکل تنفسی احساس نمی شود و این یکی از شگفتی های داخل این مجموعه می باشد.افراد تا زمانی داخل اویی ها می ماندند که از برقراری امنیت داخل شهر اطمینان حاصل می کردند.هوای داخل از طریق چاهایی که به صورت غیر مستقیم به سطح زمین مرتبط بوده تامین می شود.خمره ایی که هم از داخل هم از بیرون لعاب داده شده و به صورت گلهای بر جسته و منقوش می باشد در داخل فضاها کشف شده نشان از آن دارد برای نگهداری روغن چراغ و یا آذوقه کاربرد داشته است.آب مصرفی و شرب ساکنین داخل شهر زیر زمینی توسط راههای مخفی که به پایابهای مرتبط به رشته قنات ها بوده و از زیر زمین می گذرد تامین می کردند.این فضاها نه تنها در سطح زیرین شهر گسترده شده تا حصار بیرون شهر و حتی شهر تاریخی و تالار نیاسر راه دارد.راههای مختلف دیگری به برون شهرنوش آباد از زیر زمین مشاهده شده که به چاههای داخل قلاع اطراف شهر مرتبط می باشد.
منبع :خبرگزاری میراث فرهنگی
شهر زیر زمینی(اویی)که در زیر بافت شهر نوش آباد بصورت دست کن ایجاد شده و چندین هزار متر وسعت دارد از عمق 4متری تا عمق 18متری زمین فضاهای متعددی از جمله اطاق راهرو و چاهها و کانالهای زیادی برای در امان ماندن از دست اشرار کنده شده است.این معماری بی نظیر با این شکل ساختاری در جهان منحصر به فرد بوده و تاکنون با توجه به آثار به دست آمده در کاوش های باستان شناسی قدمت آن به قبل از اسلام بر می گردد که در دوره های مختلف تاریخی کاربرد نظامی و دفاعی داشته است.این مجموعه به لحاظ سیستم دفاعی و پناهگاهی آن تا سال 1381 هیچ اطلاعات مستندی از آن در دست نبود و به دخمه های اسرار آمیز شهرت داشت.
راههای ورود به داخل این مجموعه از طرق مختلف و به شکل مخفی در منازل یا داخل قلعه خشتی در مجاور شهر و یا محلهای پر جمعیت و داخل کانالهای پایاب هایی که از زیر خانه ها و برای گذر آب قنوات ایجاد شده،چاههای داخل مساجد و باغها و بازارها و هر جایی که در زمان حمله دشمن امکان دسترسی سریع و فرار ساکنین را فراهم می نموده ،ایجاد شده است.در بعضی منازل قدیمی که در قسمت مطبخ خانه آن چاهی برای ورود به این فضاها حفر نموده و در دهانه چاه را با تنور به طرز ماهرانه ای پوشانده و انتهای تنور که در دهانه چاه قرار گرفته را با تابه گلی مسدود و روی تابه را خاکستر ریخته ودر مواقع اضطراری افراد از داخل تنور وارد شهر زیر زمینی شده و دوباره انتهای تنور را مسدود به شکلی که هیچ اثری از ورودی به اویی ها معلوم نمی شود.در طول مسیر شهر زیر زمینی اطاقهایی به ابعاد مختلف برای اسکان موقت حفاری کرده اند.
در بدنه اطاقها تعدادی تاقچه مشاهده می شود.هر اطاق 180سانتی متر ارتفاع دارد.افراد داخل اویی برای استراحت و در امان ماندن از دست دشمن تمهیدات زیادی را به کار بسته اند تا حتی در عمق 18 متری زیر زمین هم مورد حمله دشمنان قرار نگیرند. اطاقها به شکل تو در تو و با راهروهای زاویه دار که دید مستقیم را با فضای بعدی از بین می برد،ساخته شده است. در 20سانتی متری زیر سقف و به فاصله 1متر در تمام بدنه اطاقها حفره هایی برای قرار دادن چراغهای پیه سوز جهت تامین روشنایی فضاها تعبیه گردیده است.چندین پیه سوز به دست آمده با قدمت 700سال حکایت از این ماجرا دارد.
در زیر سقف راهرو ها و اتاقها آثار لبه تیز کلنگها به خوبی مشاهده می شود. به لحاظ سختی زمین منطقه ،این فرضیه را تقویت می کند که وسایلی که برای حفاری استفاده می کردند،سر آنها از جنس الماس باشد. در بدنه دیوار اطاقها و در بعضی از آنها چاهکهایی مشاهده می شود که به سختی می توان وارد آن شد ،که ارتفاع این چاهکها 3تا 5 متر می باشد که راه ارتباطی به طبقات بعدی است.
در دهانه هر چاهک تعدادی قلوه سنگ و یک تحته سنگ به اندازه دریچه چاهک قابل رویت است که در مواقع احساس خطر یا ورود هوای آلوده یا دود به طبقات با تخته سنگ دریچه را مسدود و یا اگر دشمن قصد ورود به فضاها را داشته با سنگها که حکم وسایل و ابراز دفاعی را می کرده بر سر مهاجمین می کوبیدند.راههای ورودی به طبقات بعدی طوری حفاری شده که هر کس قصد ورود به فضاها را دارد ناگزیر باید از پایین به بالا حرکت کند که قدرت دفاعی افراد مهاجم را به صفر می رساند و این ساختار دفاعی به گونه ای است که تسلط کافی را برای مقابله با دشمن فراهم می کند.هر فضا شامل چندین اطاق و راهرو و توالت می باشد که راهروی ورودی به این فضاها که برای پناه حداقل 10نفر می باشد و در وسط راهرو اصلی درست در قسمت پیچ راهرو،سکویی کنده شده که محل نشستن نگهبان می باشد.کار نگهبان کنترل خروج و ورود افراد و اعلام خطر و شناسایی دشمن می باشد .
در زمانی که نگهبان در این قسمت قرار می گیرد دیگر افراد داخل مجموعه با خاطری آسوده به استراحت می پردازند تا اینکه اعلام خطری از سوی نگهبان داده شود.که باز در انتهای این مجموعه راهی از طریق چاهکی مخفی برای فرار به طبقات بعدی اندیشیده شده است.برای معطل نگه داشتن دشمن و ایجاد ترس و وحشت بر دل دشمنان تله های فیزیکی زیادی بر سر راهشان ایجاد می کردند از جمله اینکه در وسط اطاقها چاههای بسیار عمیقی وجود دارد که با تخته سنگی که در وسط آن دستکهایی قرار دارد و روی آن را با خاک می پوشاندند و به لحاظ تاریک بودن فضا و عدم دید کافی با قرار گرقتن دشمن روی تخته سنگ ،سنگ دوران شده و دشمن را به قعر چاه می فرستاده.یا اینکه راههای گریز زیادی را به صورت راهرو پیچ در پیچ ایجاد کرده که به محض ورود به آن وارد فضاهای تو در تو شده و دور خود دور زده دیگر مسیر اصلی به لحاظ همشکل بودن راهرو ها قابل تشخیص نمی باشد و دشمن را سرگردان می کردند.
با توجه به تو در تو بودن فضاها هیچ گونه مشکل تنفسی احساس نمی شود و این یکی از شگفتی های داخل این مجموعه می باشد.افراد تا زمانی داخل اویی ها می ماندند که از برقراری امنیت داخل شهر اطمینان حاصل می کردند.هوای داخل از طریق چاهایی که به صورت غیر مستقیم به سطح زمین مرتبط بوده تامین می شود.خمره ایی که هم از داخل هم از بیرون لعاب داده شده و به صورت گلهای بر جسته و منقوش می باشد در داخل فضاها کشف شده نشان از آن دارد برای نگهداری روغن چراغ و یا آذوقه کاربرد داشته است.آب مصرفی و شرب ساکنین داخل شهر زیر زمینی توسط راههای مخفی که به پایابهای مرتبط به رشته قنات ها بوده و از زیر زمین می گذرد تامین می کردند.این فضاها نه تنها در سطح زیرین شهر گسترده شده تا حصار بیرون شهر و حتی شهر تاریخی و تالار نیاسر راه دارد.راههای مختلف دیگری به برون شهرنوش آباد از زیر زمین مشاهده شده که به چاههای داخل قلاع اطراف شهر مرتبط می باشد.
منبع :خبرگزاری میراث فرهنگی
آبشار سمیرم، عروس زیبای زاگرس
اگر دوست دارید، صدای خروش آبشاری پر آب در كوهسار را بشنوید و به تماشای ریزش آب از كوه و لالههای سرخ واژگون و شكوفههای رنگارنگ و بستر سبز كنار جویها بایستید، به سمیرم در استان اصفهان بروید و از آنجا پس از پشت سر گذاشتن مسیری 5 كیلومتری به كنار آبشار سمیرم میرسید كه از زیباترین و بزرگترین آبشارهای ایران است.
چشماندازهای طبیعت رنگارنگ آنجا در بهار و اوایل تابستان رویاییاند اما در زمستان هم میشود به كنار آبشار رفت و در خلوت سكوت، غرش آبشار را با تمام وجود شنید. آبشار پرشكوه سمیرم، آب نمای طبیعی چشمنوازی است كه در 5 كیلومتری شرق سمیرم واقع در 160 كیلومتری جنوب اصفهان قرار گرفته است.
با عبور از سمیرم به سمت شرق به آبشار زیبای سمیرم میرسیم. این آبشار گاهی، البته به ندرت، ارتفاعی بیش از 70 متر پیدا میكند. آب آبشار از چشمه ساران ارتفاعات بالادست آن سرچشمه میگیرد و از بالای تخته سنگ صخرهای صاف و عظیم به بیرون میجهد. پای آبشار فضای سبز وسیعی احداث شده كه هماهنگی چشمگیری با كوه و آبشار و گیاهان و گلهای طبیعی كوه دارد.
اواخر بهار و سراسر تابستان شاید جایی برای نشستن روی نیمكتهای فضای سبز آبشار پیدا نكنید و صدای آبشار در سروصدای مردم، صلابت زمستانیاش را نداشته باشد؛ اما در زمستان شمایید و طبیعت شگفتانگیز پیشرویتان و شاید هم چند نفری مثل خودتان آنجا باشند. میگویند آبشار سمیرم، عروس زیبای سلسله كوههای زاگرس است.
آب و هوای اینجا در بهار و تابستان مطبوع و روحنواز است و گردشگران زیادی را جذب خود میكند اما در زمستان هم به ویژه اگر هوا خیلی سرد نباشد و برف زیادی زمین را نپوشانده باشد، مشتاقان طبیعت به تماشای آبشار میشتابند.
زاگرس زیباییهای خیره كنندهای دارد. شاید یكی از جالبترین آنها همین آبشار باشد. این آبشار كه آبش در دره نادر جریان مییابد، در گذشته 75 متر ارتفاع داشته؛ اما بر اثر فرسایش در سالهای متمادی به 35 متر كاهش یافته و تنها در سالهای پرآبی دوباره ارتفاع میگیرد.
سالیان طولانی كه شاید هزاران سال باشد، سبب شده تا نرمی آب، خراش و شكافی بر سینه كوه ایجاد كند و آب از این شكاف بیرون میجهد. همسایگی آبشار و كوه با درختان و همنوایی آنها با پرندگان، درختان و جانوران در محل، چشماندازی رویایی پدید آورده كه تنها باید به آنجا رفت و این همه زیبایی را به چشم بصیرت و حیرت دید.
منبع: روزنامه جام جم با اندکی تلخیص
اگر دوست دارید، صدای خروش آبشاری پر آب در كوهسار را بشنوید و به تماشای ریزش آب از كوه و لالههای سرخ واژگون و شكوفههای رنگارنگ و بستر سبز كنار جویها بایستید، به سمیرم در استان اصفهان بروید و از آنجا پس از پشت سر گذاشتن مسیری 5 كیلومتری به كنار آبشار سمیرم میرسید كه از زیباترین و بزرگترین آبشارهای ایران است.
چشماندازهای طبیعت رنگارنگ آنجا در بهار و اوایل تابستان رویاییاند اما در زمستان هم میشود به كنار آبشار رفت و در خلوت سكوت، غرش آبشار را با تمام وجود شنید. آبشار پرشكوه سمیرم، آب نمای طبیعی چشمنوازی است كه در 5 كیلومتری شرق سمیرم واقع در 160 كیلومتری جنوب اصفهان قرار گرفته است.
با عبور از سمیرم به سمت شرق به آبشار زیبای سمیرم میرسیم. این آبشار گاهی، البته به ندرت، ارتفاعی بیش از 70 متر پیدا میكند. آب آبشار از چشمه ساران ارتفاعات بالادست آن سرچشمه میگیرد و از بالای تخته سنگ صخرهای صاف و عظیم به بیرون میجهد. پای آبشار فضای سبز وسیعی احداث شده كه هماهنگی چشمگیری با كوه و آبشار و گیاهان و گلهای طبیعی كوه دارد.
اواخر بهار و سراسر تابستان شاید جایی برای نشستن روی نیمكتهای فضای سبز آبشار پیدا نكنید و صدای آبشار در سروصدای مردم، صلابت زمستانیاش را نداشته باشد؛ اما در زمستان شمایید و طبیعت شگفتانگیز پیشرویتان و شاید هم چند نفری مثل خودتان آنجا باشند. میگویند آبشار سمیرم، عروس زیبای سلسله كوههای زاگرس است.
آب و هوای اینجا در بهار و تابستان مطبوع و روحنواز است و گردشگران زیادی را جذب خود میكند اما در زمستان هم به ویژه اگر هوا خیلی سرد نباشد و برف زیادی زمین را نپوشانده باشد، مشتاقان طبیعت به تماشای آبشار میشتابند.
زاگرس زیباییهای خیره كنندهای دارد. شاید یكی از جالبترین آنها همین آبشار باشد. این آبشار كه آبش در دره نادر جریان مییابد، در گذشته 75 متر ارتفاع داشته؛ اما بر اثر فرسایش در سالهای متمادی به 35 متر كاهش یافته و تنها در سالهای پرآبی دوباره ارتفاع میگیرد.
سالیان طولانی كه شاید هزاران سال باشد، سبب شده تا نرمی آب، خراش و شكافی بر سینه كوه ایجاد كند و آب از این شكاف بیرون میجهد. همسایگی آبشار و كوه با درختان و همنوایی آنها با پرندگان، درختان و جانوران در محل، چشماندازی رویایی پدید آورده كه تنها باید به آنجا رفت و این همه زیبایی را به چشم بصیرت و حیرت دید.
منبع: روزنامه جام جم با اندکی تلخیص
روستای ابیانه در 40 كیلومتری شمال غربی شهرستان نطنز، در دامنه كوه كركس واقع شده است. ابیانه منطقه ای خوش منظره، خوش آب و هوا و دارای موقعیت طبیعی مساعدی است. شمارِ خانه های ابیانه در سرشماری سال 1361 برابر با 500 واحد برآورد شده است. این خانه ها تماماً بر روی دامنه ای در شمال رودخانه برزرود بنا شده است.
اتاق های ابیانه دارای پنجرههای چوبی اُرسی مانند هستند و اغلب دارای ایوان ها و طارمی های چوبی پیش آمده، مشرف بر كوچه های باریک كه به صورت مناظر جالبی در آمدهاند. نمای خارجی دیوارها در خانه های ابیانه با خاك سرخ رنگی كه معدن آن در مجاورت روستا قرار دارد، پوشیده شده است.
از آنجا كه در دامنه های شیب دار ابیانه فضای كافی برای ساختن خانه های مورد نیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده كه هر خانواده، انبار غار مانندی در تپههای یك كیلومتری روستا، در كنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد نماید. این غارها كه در دل تپه ها حفر شدهاند و از بیرون تنها درهای كوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دام ها و نیز آذوقه ی زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار میگیرد.
مردم ابیانه به كشاورزی و باغداری و دامداری مشغول هستند كه با روش های سنتی اداره میشود. بیشتر زنان در امور اقتصادی با مردان همكاری دارند. ابیانه دارای هفت رشته قنات است كه برای آبیاری مزارع و باغات مورد استفاده قرار میگیرد. گندم، جو، سیب زمینی و انواع میوه به خصوص سیب، آلو، گلابی، زردآلو، بادام و گردو در ابیانه به دست میآید.
مردم ابیانه به سبب کوهستانی بودن منطقه و دور بودن محل آنها از مراکز پر جمعیت و راه های ارتباطی، قرن ها در انزوا زیسته و در نتیجه بسیاری از آداب و رسوم قومی و سنتی و از جمله زبان و لهجه ی قدیم خود را حفظ کرده اند.
زبان مردم ابیانه فارسی با لهجه خاص ابیانه ای است كه با لهجه های متداول در مناطق دیگر تفاوت اساسی دارد. لباس سنتی آنها، هنوز هم میان آنها رواج دارد و در حفظ آن تأكید و تعصب از خود نشان میدهند.
مردان شلوار گشاد و درازی از پارچه سیاه و زن ها از پیراهن بلندی از پارچه های گلدار و رنگارنگ استفاده می نمایند.
علاوه بر این، زن های ابیانه معمولاً چارقدهای سفید رنگی بر سر دارند.
در سال های اخیر قالیبافی در ابیانه رواج پیدا کرده و نزدیک به 30 کارگاه قالیبافی در آنجا دایر شده است. در گذشته گیوه بافی از جمله مشغله های پردرآمد زن های ابیانه بوده است که امروزه تا حدی متروک شده است.
قدیمی ترین اثر تاریخی ابیانه آتشكدهای است كه مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشكده ابیانه را نمونه ای از معابد زردشتی دانستهاند كه در جوامع كوهستانی ساخته میشد. مهمترین بنا و اثر تاریخی این روستا یك باب مسجد جامع و قدیمی ترین اثر تاریخی این مسجد نیز منبر چوبی منبتكاری آن است كه در سال 466 ه.ق ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است كه دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال 701 ه.ق نوشته شده كه مربوط به دوره ی ایلخانان است. مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است كه كنار صخرهای در كوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ 952 ه.ق مشاهده میشود.
روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است. یكی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا كه به گفته اهالی، فرزندان امام موسی كاظم بودهاند و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده میشود. از جمله جاها و اماكن دیدنی دیگر ابیانه میتواند از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین كاشی نام ببرد.
در ایام گلاب گیری که معمولاً اواخر اردیبهشت رخ می دهد؛ خیل عظیمی از مسافران و گردشگران به سمت این روستا روانه می شوند. ابیانه مسیری نسبتا طولانی دارد. علاوه بر این به علت قرار نداشتن بر روی هیچ کدام از راه های اصلی، ماشین خطی یا مینی بوسی در آن مسیر کار نمی کند. ابیانه در جنوب کاشان و در فاصله حدود 80 کیلومتری آن قرار دارد.
این روستا هم از طریق جاده کاشان-نطنز و هم از اتوبان کاشان-اصفهان قابل دسترسی است. از دو راهی مسیر کاشان به نطنز تا ابیانه حدود 22 کیلومتر فاصله است که مسیری زیبا و سر سبز است. مسیر کاملاً کوهستانی و دره مانند است که جای جای آن را باغ های پر درخت پوشانده است.
یکی از مهمترین دلایل شهرت ابیانه، نزدیکی به شهرهایی همچون کاشان، قمصر، اصفهان و به طور کل در دسترس بودن آن است. در حال حاضر این روستا تقریباً خالی از سکنه است و تنها تعداد معدودی از ساکنان مسن در روستا حضور دارند که اغلب مشغول فروش اجناس خود به گردشگران هستند.
منابع:
سایت ویکی پدیا
سایت نظنز زیبا
سایت آفتاب
دانستنی هایی درباره مسجد امام (اصفهان)
این مسجد در ضلع جنوبى میدان امام قرار دارد در سال 1020 هجرى به فرمان شاه عباس اول در بیست و چهارمین سال سلطنت وى شروع شده و تزئینات و الحاقات آن در دوره جانشینان او به اتمام رسیده است. معمار و مهندس آن استاد علىاكبر اصفهانى و ناظر ساختمان محبعلى بیك الله بوده اند. این مسجد شاهكارهاى جاویدان از معمارى، كاشىكارى و نجّارى در قرن یازدهم هجرى است.
از نكات جالب توجه این مسجد، انعكاس صوت در مركز گنبد بزرگ جنوبی آن است.
قطعات بزرگ سنگهای مرمر یكپارچه و سنگابهای نفیس، از دیدنی های جالب این مسجد است. كتیبه سردر مسجد به خط ثلث علیرضاى عباسى و مورخ به سال 1025 حاكى از آن است كه شاه عباس این مسجد را از مال خالص خود بنا كرده و ثواب آن را به روح جدا اعظم خود شاه طهماسب اهدا نموده است. در ذیل این كتیبه به خط ثلث محمدرضا امامى، كتیبه دیگرى نصب شده كه به موجب آن مقام معمارى و مهندسى معمار مسجد امام استاد على اكبر اصفهان و ناظر ساختمان محب على بیك الله تجلیل شده است.
مسجد امام یكى از شاهكارهاى معمارى و كاشی كارى و حجارى ایران در قرن یازدهم هجرى است و آخرین سال تاریخى كه در مسجد دیده مىشود سال 1077 هجرى یعنى آخرین سال سلطنت شاه عباس دوم و 1078 هجرى یعنى اولین سال سلطنت شاه سلیمان است و معلوم مىدارد كه اتمام تزیینات مسجد در دوره جانشینان شاه عباس كبیر یعنى شاه صفى و شاه عباس دوم و شاه سلیمان صورت گرفته است.
تزیینات عمده این مسجد از كاشی هاى خشت هفت رنگ است. در مدرسه جنوب غربى مسجد قطعه سنگ سادهاى به شكل شاخص در محل معینى تعبیه شده است كه ظهر حقیقى اصفهان را در چهار فصل سال نشان مىدهد و محاسبه آن را شیخ بهایى دانشمند فقیه و ریاضیدان معروف عهد شاه عباس انجام داده است.
این مسجد كه ساختمان آن در سال 1020 هجرى قمرى آغاز و در سال 1025به پایان رسید و براى تزیین آماده شد، از مهمترین مساجد عصر صفویه و در ضلع جنوبى میدان نقش جهان واقع است. تزیینات این مسجد كه از سال 1025، زمان سلطنت شاه عباس اول، آغاز شد تا زمان سلطنت دو تن از جانشینان او (صفى و عباس دوم) نیز ادامه یافت.
اسپرهاى طرفین در ورودى 8 لوحه با نوشته هایى مشكى بر زمینه فیروزهاى دارند كه در هر یك از این اسپرها 4 لوحه كار گذاشته شده. در جلو خان سردر مسجد نیز كتیبه هایى با عبارات و اشعارى وجود دارد. تخت سنگ بزرگى نیز در ضلع غربى جلوخان هست كه از نوشته هاى آن تنها بسم الله الرحمن الرحیم به جا ماند. كتیبه نماى خارجى سردر، خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت وجود دارد.
اشعارى به خط نستعلیق در اصلى مسجد را كه پوشش نقره و طلا دارد زینت بخشیده است؛ در این اشعار سال اتمام و نصب در 1038تا 1052ذكر شده است. اشعار فوق الذكر 16 بیت است كه هشت بیت آن بر یك لنگه و هشت بیت دیگر بر لنگه دیگر آن به طور برجسته نقش بسته است. این در، در ضلع جنوبى واقع است.
كتیبه هاى داخل مسجد را خوشنویسانى چون عبدالباقى تبریزى، محمد صالح اصفهانى محمدرضا امامى و محمد غنى نوشتهاند كه از آن جملهاند:
این مسجد عظیم داراى دو شبستان قرینه در اضلاع شرقى و غربى صحن است. یكى از این شبستان ها (شبستان شرقى) بزرگ تر اما ساده و بى تزیین است و دیگرى (شبستان غربى) كوچكتر است اما تزییناتى با كاشی هاى خشت هفت رنگ دارد و محراب آن نیز از زیباترین محراب هاى مساجد اصفهان است.
در دو زاویه جنوب غربى و جنوب شرقى دو مدرسه به طور قرینه قرار دارد كه مدرسه زاویه جنوب شرقى را كه حجرههایى نیز براى سكونت طلاب دارد، مدرسه ناصرى و مدرسه زاویه جنوب غربى را سلیمانیه مىنامند.
ارتفاع ایوان بزرگ جنوبى مسجد 33 متر است و دو مناره در طرفین آن قرار گرفتهاند كه ارتفاع هر یك از آنها 48 متر است. این دو مناره با كاشى تزیین شدهاند و نام هاى محمد و على به طور تكرارى به خط بنایى بر بدنه آنها نقش بسته است. گنبد بزرگ مسجد تزئینات جالبى از كاشی كارى دارد و نیز دارى كتیبهاى به خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت لاجوردى است.