ماجرای مک فارلین
در 25 مه 1986 (خرداد 1365) یک هیئت آمریکایی مرکب از مک فارلین مشاور سابق امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا، الیور نورث عضو شورای امنیت ملی، جرج کیو مامور سابق سیا در تهران، هوارد تیچر از کارکنان شورای امنیت ملی، آمیرام نیر مامور امنیتی اسراییل به ظاهر برای انجام معاملات اسلحه وارد ایران شدند. طبق اظهار خود اعضا قرار بود در مدت اقامت در تهران، با مقامات عالیرتبه ایران از جمله رئیسجمهور، نخستوزیر و رئیسمجلس ملاقات کرده و مذاکراتی انجام دهند. اما نه تنها در فرودگاه هیچ یک از مقامات به استقبال آنها نیامد، بلکه در طی چهار روز اقامت در تهران هم موفق به دیدار با مسئولین جمهوری اسلامی نشدند.
عمدهترین هدفِ سفر مک فارلین به تهران، تجدید روابط سیاسی با ایران بود. دولت ریگان، در پیشبرد اهدافش در قبال جمهوری اسلامی – علیرغم اتخاذ سیاست خشن- ناکام مانده بود، بعد از اعلام نتایج مطالعات شورای امنیت ملی درباره وضعیت ایران تصمیم به تجدیدنظر در سیاست خود در قبال ایران گرفت.
دلایل این بازنگری عبارت بود از:1-کاهش احتمال شکست ایران در جنگ 2-استفاده از نفوذ ایران در بین حزب الله لبنان برای آزادی اتباع خود 3-هراس از نفوذ شوروی در ایران 4-بحران جانشینی در ایران بعد از امام –با توجه به سن بالای امام– و لزوم نفوذ در ایران برای استفاده از این بحران.
بعد از بازگشت مک فارلین ارتباطات قطع نشد و ارسال تسلیحات نظامی از سوی آمریکا به ایران و تلاش ایران برای آزادی گروگانها تا زمان افشای ماجرا ادامه یافت
این گزارش تصریح میکند که نیاز ایران به اسلحه بهترین بهانه برای برقراری رابطه است. اما به دلیل قطع ارتباط ایران و آمریکا و تحریم تسلیحاتی ایران از سوی آمریکا، امکان برقراری ارتباط به صورت مستقیم نبود؛ از این رو آمریکا با قاچاقچیان و دلالان اسلحه مرتبط با ایران وارد مذاکره شد تا از این طریق به اهداف خود برسد. منوچهر قربانیفر واسطه ایرانی این معاملات بود و آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان، شرط اولیه آن تعیین شد. بدین ترتیب اولین و دومین محموله سلاحهای آمریکایی در فوریه و مه 1986 از طریق اسراییل به ایران ارسال شد و به دنبال آن یکی از گروگانهای آمریکایی آزاد شد.
پس از این توفیق، تصور آمریکاییها این بود که دولتمردان ایران به دلیل نیاز شدید به اسلحه آماده کنار گذاشتن خصومتها هستند. از این رو در خرداد 1365 مک فارلین و همراهانش با نام مستعار و پاسپورت جعلی ایرلندی با یك هواپیمای بوئینگ707 اسراییلی که به نام کشور ایرلند رنگ شده بود و حامل قطعات سلاحهای استراتژیک و هدایایی كه شامل یک کتاب انجیل امضا شده توسط ریگان و یک كیک به شکل کلید بود، وارد تهران شدند. پس از اطلاع از هویت مسافران و اهداف آنها به دستور حضرت امام هیچکدام از مسئولین عالیرتبه نظام به ملاقات مک فارلین و هیئت همراه نرفتند.
مک فارلین تنها ده درصد نیازهای تسلیحاتی ایران را همراه آورده بود و با توجه به این که ایران اعلام کرد تنها امکان آزادی دو گروگان آمریکایی –ونه همه آنها- وجود دارد مک فارلین با ارسال بقیه تسلیحات مخالفت کرد. با توجه به مخالفت مک فارلین، هیات آمریکایی پس از 4 روز و بدون آنکه معاملهای صورت بپذیرد بازگشت. البته بعد از بازگشت مک فارلین ارتباطات قطع نشد و ارسال تسلیحات نظامی از سوی آمریکا به ایران و تلاش ایران برای آزادی گروگانها تا زمان افشای ماجرا ادامه یافت.
شش ماه بعد روزنامه لبنانی الشراع اقدام به انتشار گزارشی از این سفر کرد. فردای آن روز با دستور امام خمینی، آقای هاشمی رفسنجانی در مراسم 13 آبان به تشریح سفر مک فارلین پرداخت. حضرت امام دراین زمینه فرمودند: «این مسئلهایست که از تمام پیروزیهای شما بالاتر است. رئیسجمهور آمریکا با آن همه به قول خودش جلال و جبروت کسی را از مقامات عالی بفرستد به اینجا که با مقامات اینجا ملاقات کند و هیچیک از آنها حاضر به ملاقات نشود، این مسئله بزرگیست که دنیا را منفجر کرده است و باید هم بکند. کاخ سفید را به عزا نشانده است و باید هم بنشاند.»
به این ترتیب ابتکار عمل به دست ایران افتاد. دولت آمریکا چند روزی را با عدم تائید خبرهای منتشر شده و با تاکید بر بیطرفی آمریکا در جنگ پشت سر گذاشت؛ اما سرانجام پس از ده روز ریگان رئیس جمهور آمریکا رسما به این موضوع اعتراف کرد و دلایل خود را برای اعزام این تیم به ایران این گونه عنوان کرد:1-تجدید روابط با ایران 2-خاتمه جنگ ایران وعراق 3-محو تروریسم دولتی 4-آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان.
افشای این خبر واکنش هایی را در منطقه، ایران و آمریکا به دنبال داشت:
اقدام ریگان در ارسال اسلحه در میان کشورهای عرب منطقه تاثیر منفی شدیدی بر جای گذاشت. آنان بر این نظر بودند که چرا آمریکا در حالی که دولتها را به منع فروش اسلحه به ایران ترغیب میکند خود مخفیانه طی چند مرحله به ایران اسلحه ارسال میکند. همچنین این مسئله اصل بیطرفی آمریکا را در جنگ زیر سوال برد. از این رو کشورهای عرب منطقه هم دچار بدبینی نسبت به آمریکا شدند.
در آمریکا افکار عمومی و رسانهها، دولت را هم به دلیل رسوایی اخیر و هم به دلیل عدم توانایی دولت در آزادی گروگانها به شدت تحت فشار قرار دادند تا جایی که چند تن از مسئولین عالیرتبه آمریکا مجبور به استعفا شدند. مك فارلین نیز خودكشی كرد. در نهایت ریگان با قبول مسئولیت این رسوایی به موضوع پایان داد.
در آمریکا افکار عمومی و رسانهها، دولت را هم به دلیل رسوایی اخیر و هم به دلیل عدم توانایی دولت در آزادی گروگانها به شدت تحت فشار قرار دادند تا جایی که چند تن از مسئولین عالیرتبه آمریکا مجبور به استعفا شدند. مك فارلین نیز خودكشی كرد. در نهایت ریگان با قبول مسئولیت این رسوایی به موضوع پایان داد.
در ایران 8 تن از نمایندگان مجلس با طرح سوالی از وزیر خارجه خواستار توضیح وی درباره این ماجرا شدند؛ اما بیانات امام در این باره سبب شد که آنها سوال خود را پس بگیرند.
امام خمینی در این باره فرمودند: «من امیدوارم شما توجه کنید به دنیا، توجه کنید به قدرت خودتان، نشکنید این قدرت را، دل ملت را نشکنید، هی تندرو، کندرو درست نکنید، دودستگی ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است. ...رئیسجمهور آمریکا در این رسوایی باید عزا بگیرد و کاخ سفید تبدیل به کاخ سیاه شود گرچه همیشه بوده است.»
ماجرای مک فارلین در بین آمریکاییها به ایران گیت یا ایران کنترا معروف است. رسانه های آمریکایی رسوایی مک فارلین را برای دولت ریگان با رسوایی واتر گیت در دوران نیکسون مقایسه کردند و از این رو آن را ایران گیت نامیدند. اصطلاح «ایران کنترا» به این سبب گفته میشود که دولت ریگان سود حاصل از ارسال اسلحه به ایران را جهت تامین هزینههای شورشیان ضد دولتی نیکاراگوئه (کنتراها) اختصاص داد.