اصطلاحات آزادگان
به برادراني كه در ميدان جنگ از ناحيهي پا و لگن مجروح شده بودند و لنگان لنگان راه ميرفتند به شوخي و براي خنده، عنوان «مينيبوس چپ كرده» داده شده بود.
|
از جمله مقرراتي كه بعثيها در اردوگاهها تعيين كرده بودند قاعدهي بله قربان گويي بود كه با روحيهي آزادگان ايراني منافات داشت اما چون آنها در بند اسارت بعثيها به سر ميبردند چندان هم قدرت مقابله نداشتند. عراقيها گفته بودند هر چه ما ميگوييم شما در پاسخ بگوييد «نعم سيدي» و برادران آزاده به منظور رهايي از شكنجه و رفع تكليف ميگفتند: «نرسيدي». |
سروان نقيب حمال، يكي از افسران بعثي، فرمانده اردوگاه 12 تكريت بود. او به دليل آنكه در فرمانبرداري و نوكري افسران عاليرتبه و مافوق خود، گوي سبقت را از ديگران ربوده بود، به نقيب حمّال معروف شده بود.
در اوايل اسارت انجام هرگونه فرضيهي الهي عواقب خطرناك و طاقت فرسايي دربرداشت. به طور مثال، اگر بعثيها كسي را ميديدند كه ايستاده و مشغول خواندن نماز است او را شديداً شكنجه و آزار ميدادند. به همين جهت برادران نمازشان را يا نشسته و يا به صورت درازكش زير پتو ميخواندند و اصطلاح "نماز زير پتو" مربوط به چنين نمازي بود كه براي اسرا آشناست.
اين اصطلاح وقتي كاربرد داشت كه بعثيها به منظور تفتيش به سوي آسايشگاه در حركت بودند كه در چنين مواقعي برادران ميگفتند: « هوا تفتيشيه »