راسخون

اصطلاحات آزادگان

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 


هر زمان كه بازرسان صليب سرخ جهاني جهت بازيد اردوگاه مي‌آمدند، نيروهاي عراقي نيز آب لوله‌كشي اردوگاه را وصل مي‌كردند و آب جريان مي‌يافت.
به همين جهت براي اطلاع سايرين از بازديد صليب سرخ، اصطلاحاً گفته مي‌شد: « آب از نو مي‌آيد. »


منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 23
mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

" آب و علف " به نوعي غذا اطلاق مي‌شد كه محتويات و مخلّفات آن فقط شامل آب و علف ‍‍‍[به اصطلاح سبزي] بود و عراقي‌ها آن را به عنوان قورمه‌سبزي در برنامه‌ي غذايي اردوگاه موصل 1 قرار داده بودند ولي اثري از گوشت و سبزي‌قورمه و ... در آن ديده نمي‌شد.


منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 23

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

در اردوگاه شانزده تكريت يكي از پزشكان عراقي كه در لباس طبابت اسرا را شكنجه مي‌كرد، به نام " آدم‌كش " معروف شده بود.


منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 24

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

برخي از آزادگان به جاي لفظ اردوگاه از اصطلاح آزادگاه مكاتبات و محاورات استفاده مي‌كردند.

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 24

بچه‌ها به محل شكنجه و شكنجه‌گاه " آزمايشگاه " مي‌گفتند زيرا در آن‌جا بود كه تأثير دعا و عمق ايمان و مقاومت آزادگان مورد آزمايش قرار مي‌گرفت.


منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 24

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

اين كلمه اسم رمزي بود كه در مورد يكي از جاسوسان نفوذي دشمن به كار برده مي‌شد تا سايرين را از حضور او مطّلع سازند.
كار روزانه اين شخص گشت‌زني و جمع‌آوري خبر براي عراقي‌ها بود.


منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5  

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

دشمن عده‌ي زيادي از نيروهاي مخلص و كساني را كه پاي‌بندي بيشتري نسبت به انجام فرايض داشتند [ غالباً از فرماندهان و روحانيون و پاسداران ] و نسبت به هدايت و ارشاد سايرين نيز همت مي‌گماردند. تحت عنوان " دجال " در آسايشگاه مخصوصي به نام " آسايشگاه دجّالين " جمع‌آوري كرده بود مثل آسايشگاه هفت اردوگاه موصل.

 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 24

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

اصطلاحاً رمزي بود براي مطلع ساختن سايرين از وجود نگهبانان عراقي و افراد ستون پنجم و آنتن‌ها در محوطه‌ ي آسايشگاه.

 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 25

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

هر وقت كه بنا به دلايلي از قبيل لو رفتن جريان خاصي احتمال شكنجه و ضرب و شتم عمومي و يا كتك خوردن فرد خاصي مي‌شد اين اصطلاح به عنوان رمز شايع مي‌شد.
 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 25

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

به هنگام فرا رسيدن ايام عزاداري سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) نيروهاي عراقي به منظور جلوگيري از برپايي مراسم سوگواري و براي كسل كردن آزادگان تحت عنوان پيشگيري از كزاز، اقدام به واكسن زدن اسرا مي‌كردند كه به نام آمپول و واكسن ضدعاشورا در اردوگاه‌ها معروف شده بود.

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 26

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

به افرادي گفته مي‌شد كه اخبار مربوط به آسايشگاه‌ها و اسرا را به منظور دريافت امكانات بيشتر و يا خيانت، به خارج انتقال مي‌دادند.
 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 27

روزي يكي از افسران عراقي وارد آسايشگاه شد و ديد يكي از برادران آزاده مشغول اقامه نماز و در حال سجده است و او با ميله‌ي آهني به سر آن برادر كوبيد و از آن پس «آهني» لقب گرفت.
 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 27

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

ابره لغتي عربي و به معناي سوزن است. در بسياري از اردوگاه‌ها همراه داشتن سوزن ممنوع بود و حتي براي تعمير پوشاك نيز در اختيار اسيران قرار نمي‌گرفت به اين جهت اسراي ايراني در دوران اسارت از ابزار و وسايل ابتدايي مثل استخوان‌هاي نازك موجود در غذا و يا از سيم خاردار با پاره‌اي تغييرات به عنوان سوزن براي دوخت و دوز استفاده مي‌كردند.

 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 28

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

لقب يكي از نظاميان عراقي بود كه با كوچك‌ترين بهانه‌اي به ضرب و شتم و شكنجه‌ي اسرا مي‌پرداخت.
 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 29

برادران آزاده هر زمان كه مي‌خواستند در مورد صدام‌حسين صحبت كنند، از واژه‌ي رمزي ابولي استفاده مي‌كردند تا جاسوسان و عراقي‌ها متوجّه مقصودشان نشوند.
 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 29

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

در برخي از اردوگاها (از قبيل اردوگاه عنبر كمپ هشت) محلي بود به نام «اتاق سياسي» كه سوابق مربوط به آزادگان و اسرا در آنجا نگهداري مي‌شد.

 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 30

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

اتاق نگهبانان عراقي كه اغلب اسرا را در داخل آن مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند، به اتاق پذيرايي يا مرگ معروف بود.
 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 30

قلي مترادف " ابولي "؛ اسم مستعار صدام حسين بود. در اردوگاه وقتي قصد صحبت از ارتش عراق بود، از لفظ " ارتش قلي " به منظور گمراه ساختن جاسوسان استفاده مي‌شد.

 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 31

 

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

عده‌ي زيادي از اسرا را در روزهاي اول اسارت به محلي منتقل مي‌كردند كه بياباني بي آب و علف بود، بدين جهت به آنجا «اردوگاه بياباني» مي‌گفتند.

 

منبع :كتاب خاكريزپنهان جلد5   -  صفحه: 30