ثمره پايداري
با آگاهي از مسئوليت شوراي امنيت براي حفظ صلح و امنيت بينالمللي، به عنوان يكي از اركان مهم سازمان ملل، بهتر ميتوانيم عملكرد اين شورا را در قبال تجاوز عراق به ايران مورد ارزيابي قرار دهيم.
به موجب بند1 ماده 24 منشور ملل متحد، دولتها مسئوليت اوليه حفظ صلح و امنيت بينالمللي را بر عهده شوراي امنيت سازمان ملل متحد گذاشتهاند.
ماده 39 منشور ملل متحد نيز به شوراي امنيت اختيارات وسيعي براي احراز تهديد عليه صلح ، نقض صلح يا عمل تجاوز ميدهد. اين اختيارات در مورد اقدامات شوراي امنيت طبق مواد 41و42 منشور براي حفظ صلح يا اعاده صلح و امنيت بينالمللي وجود دارد.
اما در طول سالهاي جنگ تحميلي، ميبينيم رويه شوراي امنيت سازمان ملل در مواجهه با تجاوز عراق، برخلاف واقعيتهاي موجود بوده است و براين اساس اقدام به صدور قطعنامهها و بيانيههايي نموده است.
نخستين بيانيه اول مهرماه 1359 (23سپتامبر 1980) پس از مذاكرات غير رسمي منتشر شد. بند دوم بيانيه مزبور متذكر ميشود «اعضاي شوراي امنيت عميقا نگرانند كه اين برخورد ميتواند به تدريج وخيم شود و تهديد شديد نسبت به صلح و امنيت بينالمللي به وجود آورد».
اين بند حاكي از آن است كه شوراي امنيت هنوز حمله سراسري عراق را نقض صلح يا حتي تهديد عليه صلح نميداند بلكه از نظر اين ركن ادامه برخورد است كه امكان دارد به تدريج وخيم شود و نسبت به صلح و امنيت بينالمللي تهديدي به وجود آورد اما نخستين قطعنامه شوراي امنيت يعني قطعنامه 479 در مورخ 5مهر 1359( 28سپتامبر 1980) صادر شد.
اين قطعنامه سرآغاز تصميمگيري در مورد جنگ عراق با ايران به شمار ميرود. در اين قطعنامه افزون بر احرازنشدن مفاد ماده 39، حتي عبارتي وجود ندارد كه به موجب آن شوراي امنيت وضعيت به وجود آمده يا ادامه آن را خطري نسبت به صلح و امنيت بينالمللي بداند.
اما زماني كه ايران براي دفاع از خويش در برابر تجاوز و اشغال اقدام كرد، شوراي امنيت قطعنامه 514 مورخ22خرداد63 (12 ژوئيه 1982) را تصويب كرد. اين قطعنامه در پي عمليات بيتالمقدس و آزادسازي خرمشهر به تصويب شوراي امنيت رسيد.
مقدمه قطعنامه «با اظهار نگراني عميق در مورد طولاني شدن برخورد ميان 2 كشور ، كه منجر به خسارات سنگين انساني و زيان مادي قابل ملاحظه شده و صلح و امنيت را به خطر انداخته است.» به مخاطره افتادن صلح و امنيت را تاييد ميكند.
در قطعنامه 522 نيز كه در 12مهر 1361(14اكتبر1982) به تصويب شوراي امنيت رسيد، در مقدمه به مخاطره افتادن صلح و امنيت را تاييد ميكند. اين 2قطعنامه به فاصله كمتر از 3ماه صادر شد.
زماني كه شوراي امنيت در قطعنامه 540 مورخ 19آبان 1362 (31اكتبر1983) ميپذيرد ميان ايران و عراق جنگي رخ داده است از كاربرد واژه تجاوز خودداري ميكند. بدون توجه به اين واقعيت كه جنگها معمولا نتيجه عمل تجاوز يكي از طرفهاست.
شوراي امنيت وجود جنگي را تاييد ميكند بيآنكه از تجاوز سخن به ميان آورد. اين بيانيهها و قطعنامهها نشان ميدهند كه شوراي امنيت براساس وظايف و مسئوليتهاي خود طبق ماده 39 و مواد 41 و42 عمل نكرده است.
چندين سال پس از آتش بس و پايان جنگ، سازمان ملل در تاريخ 18آذر 1370( 9دسامبر 1991) به اين واقعيت اعتراف كرد كه عراق آغازگر جنگ و متجاوز بوده است.
اعلام سازمان ملل در معرفي رژيم عراق به عنوان متجاوز كه در روزهاي پاياني مسئوليت دبير كل وقت سازمان ملل خاوير پرزدو كوئيار صورت گرفت بيش از آنكه عمل به و ظايف و مسئوليتهاي اين سازمان باشد، ثمره پايداري و فداكاري ملت ايران در دفاع از استقلال، تماميت ارضي، عزت و آرمانخواهي بود. اگرچه تعيين و معرفي متجاوز يك موفقيت بزرگ براي ايران محسوب ميشود.