طاقت کم
ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن
مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع
كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به
يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت
راه قبرستان از آن طرف است!