ادبیات دفاع مقدس
فکه مثل هیچ جا نیست! نه شلمچه، نه ماووت، نه سومار، نه مهران، نه طلائیه، نه...
فکه مثل هیچ جا نیست! نه شلمچه، نه ماووت، نه سومار، نه مهران، نه طلائیه، نه...
فکه فقط فکه است! با قتلگاه و کانال هایش، با تپه ماهور و دشت هایش.
فکه قربانگه اسماعیلهاست به درگاه خدای مکه.
فکه را سینهای است به وسعت میدان های مینِ گسترده بر خاک.
فکه را دلی است به پهنای سیم های خاردار خفته در دشت.
فکه را باغ هایی است به سر سبزی جنگل امقر.
فکه، روحی دارد به لطافت ابرهای گریان در شب والفجریک.
فکه، چشمانی دارد به بصیرت دیدهبان خفته در خون، بر ارتفاع صد و دوازده.
فکه، خفته بر زیر گام هایی است که رفتند و باز نیامدند.
فکه، استوار ایستاده است، برتر از سنگرهای بتونی ضد آرپی جی.
فکه،هیچ در کف ندارد، همچون بسیجی ایستاده در برابر تانک های مدرن بعث.
فکه، همه چیز دارد، همچون بسیجی مهیای سفر به دیار حضرت دوست.
قلب فکه، در والفجر مقدماتی تپید.
قلب فکه، در والفجر یک از حرکت بازایستاد.
قلب فکه، در دشت سُمِیدِه پاره پاره شد.
قلب فکه، در قتلگاه رُشیدیه سوراخ سوراخ شد.
قلب فکه، در ارتفاع صدوچهلوسه شکست.
قلب فکه، میان کانالِ کمیل جا ماند.
چه بسیار چشم ها که بر خاک فکه نگران ماندند.
چه بسیار لب ها که در سنگرهای فکه خندان خفتند.
چه بسیارروح ها که شادمان درفکه بالشان خونی شد.
چه بسیار کبوترها که پر بسته در فکه از کانال ها پر کشیدند.
چه بسیار مرغان آغشته به عشقی که در فکه غریبانه ذبح شدند.
از فکه، فقط باید در فکه سخن گفت و بس.
از فکه، فقط باید با اهل فکه سخن گفت و بس.
از فکه، باید برای عاشقان فکه نشان آورد و بس.
سوغات فکه، چه میتواند باشد جز مُشتی سیم خاردار وحشی؟
تحفه از فکه، چه میتوان برگرفت جز پرچمی سه رنگ خونی؟
یادآوری از فکه، چه میتوان با خود داشت جز پلاکی سوراخ شده بر سینه از ترکش؟
در فکه بود که حلقوم ها، شمشیرها را دریدند.
در فکه بود که پیکرها، کمان ها را شکستند.
در فکه بود که سرها، نیزهها را بالا بردند.
در فکه بود که جان ها، خاکیان را جان بخشیدند.
در فکه بود که ارواح مطهر، مردگان را جان دادند.
در فکه بود که هر که اهل فکه بود، روحش به اوج پر کشید.
در فکه بود که هر که آرزو میکرد چونان مادرش مفقود بماند، پیکری از او باز نیامد و گمنام خفت.
فکه را دلی است داغدار مصطفی(ص).
فکه را اثری است از پهلوی شکسته فاطمه(س).
فکه را نشانی است از فرق شکافته علی(ع).
فکه را تشتی است سرخ از خون حلقوم حسن(ع).
فکه را پیکری است پاره پاره از اندام حسین(ع).
فکه را درد غربت پیر کرده.
فکه را سوز هجر زمینگیر کرده.
فکه را ژرفای انتظار، چشم به زیارت دوست نگه داشته.
فکه را تنهایی عشق قداست بخشیده.
مگر میشود پیامبر از فکه گذر نکرده باشد؟
مگر میشود فاطمه دلش در فکه نسوخته باشد؟
مگر میشود حسن در فکه غریب نباشد؟
مگر می شود حسین در فکه سر از بدنش جدا نشده باشد؟
مگر می شود مهدی فاطمه بر فکه گذری ونظری نداشته باشد؟
حمید داودآبادی
هنر و مقاومت
هنر و ادبیات اگر چه توسط هنرمند و شاعر ایجادمى شود، اما به هر حال تحت تاثیر جامعه و حوادث آن قرار دارد. هر چه واقعه اى بزرگ تر باشد و تاثیر آن بر اجزاى جامعه بیشتر، آثار آن بر هنر و ادبیات هم گسترده تر خواهد بود
۱- هنر و ادبیات اگر چه توسط هنرمند و شاعر ایجادمى شود، اما به هر حال تحت تاثیر جامعه و حوادث آن قرار دارد. هر چه واقعه اى بزرگ تر باشد و تاثیر آن بر اجزاى جامعه بیشتر، آثار آن بر هنر و ادبیات هم گسترده تر خواهد بود. حال اگر حادثه اى عظیم در یک کشور به وقوع بپیوندد که در مدت زمانى طولانى مجموعه روابط سیاسى، اقتصادى و نظامى جهان را تحت تاثیر قرار دهد و سبب نگرشى جدید در محاسبات تاریخ نگرى و جامعه شناختى جهانى شود، روشن است که چه مایه بر هنر و هنرمندان همان جامعه تاثیر گذاشته است. جامعه شناسى هنر و ادبیات به تاثیراتى این گونه بر آثار هنر و هنرمندى مى پردازند. شاید این تاثیر در ادبیات مقاومت به سادگى و روشنى قابل بررسى باشد.
۲- معمولاً در تعریف هنر و ادبیات مقاومت مى گویند: آثارى که در بردارنده و بیانگر حوادثى از متن زندگى مردم است که در میدان هاى مقابله و ستیزه هاى اجتماعى به وجود آمده است، اما این جا مقصود ما از هنر و ادبیات مقاومت یا پایدارى فقط آثارى مى تواند باشد که به نوعى با هشت سال دفاع مقدس ملت ایران به طور مستقیم و یا غیرمستقیم پیوند دارد.
۳- جنگ دشوار است و ظاهرى خشن دارد، اما گاهى باید جنگید. البته این ایستادگى درشتناکى جنگ را برطرف نمى کند. لیکن چیز دیگرى است که خشونت سنگرها را به یک زندگى بدل مى کند که شایسته مکاشفه مى شود. همان آواهایى که لطیف ترین احساسات انسانى را بازگو مى کند و همان روابطى که بوى عشق و دلدادگى مى داد، مى تواند براى هنرمند بهانه کشف هستى باشد.
۴- و این سنگرنشینان غریب گاهى مى خواندند، گاهى مى گفتند و گاهى آنچه را که مى دیدند مى نوشتند. اولین آثار دفاع و پایدارى از همین خاطره نگاشته ها است. این خاطره ها کم کم به همراه نامه هاى رزمندگان هدایایى بود که به مردم پشت جبهه مى رسید و این ها همان هاست که اول بار در مجله هاى امید انقلاب و پیام انقلاب چاپ مى شده است و اکنون مجموعه این خاطره ها یک مثنوى بزرگ است. در کنار این خاطره ها گزارش هاى تصویرى سیما دومین دفتر ثبت حوادث جنگ بود البته به طور زنده، اما هنر و ادبیات پایدارى حرف دیگرى دارد.
۵- حفظ آثار دفاع هشت ساله ما وظیفه همگان است. به طور اعم و بر دوش هنرمندان و ادیبان است به طور اخص. بهترین راه حفظ آثار ایثار و انتقال آن به نسل هاى بعدى بهره گیرى از استعدادهاى هنرى است که به قول مقام معظم رهبرى هیچ تفکرى نمى تواند در تاریخ جاودانه بماند مگر آن که در قالب هنر درآید و تحقیقاً کسانى مى توانند درباره جنگ آثارى موفق را خلق کنند که خود در میدان جهاد بوده باشند و خاک رزم بر رویشان نشسته باشد و هنوز صداى مهیب جنگ درونش را پرصدا نگه مى دارد، اما آنانى که در جنگ نبوده اند مى توانند با دیدن عکس ها و تصاویر زنده جنگى، مطالعه خاطره نگاشته ها و بازدید از مناطق جنگى به خلق آثار موفق دست یابند.
۶- فراموش نکنیم که زبان هنر و ادبیات فراتر از زبان عادى و روزمره است و واژگان هنرى و ادبى بسیار بلند پروازتر از دایره مفاهیمى است که در قاموس ها و فرهنگ ها واژگانى براى آن ها ترسیم شده است. پس انتقال اندیشه ها، احساس ها و ارزش هاى سال هاى ۵۹ تا ۶۷ به نسل جوان امروز و نسل هاى بعد با زبان هنرى وظیفه اى سنگین و دشوار است که اندام هنرمند را مى فرساید. چرا که هنرمند دفاع مقدس باید از دو کانال و خاکریز بزرگ بگذرد تا بتواند با نسل جوان امروز دست دهد. اولین مشکل او همان اختلاف زبان هنرى با زبان عادى و روزمره مردم است که در قالب فیلم سینمایى، مجموعه هاى تلویزیونى، نمایش، داستان، موسیقى، شعر، عکس، نقاشى، طراحى و دیگر رشته هاى هنرى که به جامعه عرضه مى شود که این مشکل همه کسانى است که مى خواهند از پنجره هنر با مردم کوچه و دبستان گفت وگو کنند، اما مشکل دوم خاص کسانى است که مى خواهند از دفاع مقدس حکایت کنند، با نسلى صحبت کنند که او زمان جنگ را درک نکرده است. حتى سخن گفتن با آنانى که خود در قلب دفاع بوده اند، اما گذر زمان خاک فراموشى بر پرده ذهنشان افکنده است، نیز کارى شگرف است. فتح این میدان و برقرارى ارتباط با این دو نسل، یعنى بیدار کردن نسل همراه و همراه کردن نسل تازه برخاسته، البته توفیقى است که نصیب هر کس نخواهد شد و شعله اى است منور که در دل سوختگان ساخته خواهد شد.
نکته دیگر آن که دو گروه در میدان هنر و ادبیات مقاومت پیروز نبوده اند و هر کس با اینان همراه شود به جایى نخواهد رسید. نخست آنان که به ادبیات جنگ با نگاه تاجرانه نگریسته اند. آن کسى که هنر و ادبیات جنگ را ابزارى براى گذراندن روز و رسیدن به روزى مى پندارد، البته ممکن است روز خود را بگذراند و به روزى خویش هم برسد، اما به جاودان سازى ارزش هاى دفاع مقدس خدمتى نکرده است. دوم کسانى که در عالم هنرى به جنگ و آثار آن منحصراً و تنها از برج تقدس دیده بانى کرده اند و این سخن بدان معنا نیست که بخواهیم از هشت سال دفاع مقدس خویش، نفى قداست کنیم. بلکه سخن این است که آثار هنرى و ادبى باید با کامل ترین و موثرترین زبان و درخشان ترین تصاویر دفاع جانانه ملت را به آیندگان بنمایاند. حرف این است که در شعر نباید شعار داد چرا که ممکن است آن وقت شور و شعور یک ملت عظیم در نبردى پاک در زیر این شعارها پنهان بماند و فراموش شود. بلکه باید با کلامى عمیق و متین، عشق، ایثار شگفت انگیز جوانان، غرش سلاح هاى سبک و سنگین، ناامنى شب ها و همه جنگ را با رنگى از تقدس مذهبى بیان کرد و بگذاریم تاریخ جنگ را تاریخ نویسان بنگارند و هنرمند جنگ را در هنر و یا هنر را در جنگ نشان دهند.
۸- نگرش یک سویه و برجسته سازى یک جزء کوچک از جهاد و جداکردن حساب بخش هاى مختلف جامعه و حیات اجتماعى از حساب جنگ و حتى نگریستن به یک انسان ایرانى رزمنده در جبهه و گم کردنش در روابط و معادلات و معاملات زندگى به آثار هنرى و ادبى ضربه مى زند. در این زمینه اصل این است که هیچ کس و هیچ چیز از هیچ کس فراموش نشود و در جلوه دادن زندگى در زمان جنگ هیچ بخشى مورد مسامحه و سهل انگارى قرار نگیرد. پیروزى و شکست، عشق و نفرت، زندگى و مرگ، ترس و امید، فرار و پایدارى، اتحاد و تفرقه، ایثار، خیانت ها، سودجویى ها و همه آنچه که ممکن است در طول مدت سال هاى دفاع مقدس و پس از آن تاکنون با نبرد بزرگ ملت ایران مرتبط باشد، خمیرمایه و مصالح هنر و ادبیات پایدارى است.
اگر مى بینیم که مقام معظم رهبرى از فیلم «افق» تقدیر مى کند شاید علتش آن باشد که این فیلم علاوه بر ثبت بخشى از یک فتح وشهادت و ایثار به قلب خانه و خانواده و شهرها رفته و نوعروسان منتظر را نیز به میدان صحنه سینمایى آورده است که نام سینماى جنگ بر خود دارد و پیوند جریان زندگى را با زندگى جنگى روشن کرده است و اگر معظم له به فیلم سازان و هنرمندان توصیه فرموده اند تا بیشتر به جنگ و آثار آن بپردازند به یقین نظرشان تولید آثارى عمیق و دقیق در این ارتباط بوده است.
بدانیم که آثار کمال یافته در گستره هنر و ادبیات پایدارى آن هایى است که صاحبان آن آثار هم بر نازک کارى ها و تازه کارى هاى هنرمندانه و شاعرانه واقف اند و هم با جنگ و جهاد پیوندى نزدیک برقرار کرده و فرهنگ جبهه را مى شناسند.
۹- اما نسل امروز و هنرمند امروز هم مى تواند از همان کوچه که ایستاده است به سوى میدان جنگ حرکت کند. چرا که هنوز جنگ پایان نیافته است.
هنوز در بوته زارهاى مین، هنگامى که مین منورى چهره مى گشاید، پلاکى روشن سوسو مى زند که قصه اى دارد از جسمى به خاک درآمیخته و روحى روشن تر از منور به خورشید پیوسته.
هنوز در باغ هاى سیم خاردار پیراهنى است که در باد بال بال مى زند، یعنى هنوز در پروازم، هنوز هم تابوت هایى که سه رنگ اهورایى دارند بر شانه هاى دریا سبک و آسان مى آیند که چون هودج هایى سرشار از نور و وارستگى اند.
هنوز قفلى سرسختانه درهاى آهنینى را به هم پیوسته و در پس پشت خویش کبوترانى دارد و آن کسى که چشم بر راه دارد و نگاه بر در تا که خبر مى دهد زدوست همچنان در جنگ است.
هر چند گاه در جست وجوى پاره هاى نور که غریبانه در صحارى خاموش افتاده اند و بادهاى غربت گیسوانشان را تا بى نهایت برده اند، هنوز هستند عاشقانى که سینه خاک را مى شکافند و کجاوه اى دیگر را از تکه هاى نور سرشار مى کنند و بر شانه هاى یاران مى سپارند و به دشت هاى تیره غفلت و فراموشى ما ارمغان مى دهند هنوز جنگ است و رزمنده پاکباز همچنان غریب است. چشمان مسافر هنر مى تواند سرى به غربت جنگ و جهاد هم بزند تا در بیابان غریب عشق و دلدادگى چشمه اى باشد براى رفع عطش یاران.
پیشنهادات:
تهیه مجموعه اى از بهترین هاى آثار هنرى و ادبى پایدارى به طور مستقل (بهترین هاى داستان، فیلمنامه، شعر، نقاشى و...) و بررسى این آثار و کشف زیبایى ها و...
تهیه مجموعه اى از آثارى که به جنگ با دید انتقادى منفى نگریسته اند و بررسى و نقد آن آثار در همه قالب هاى هنرى.
تهیه مجموعه اى از آثار مقاومت، مبارزه در کشورهاى اسلامى چون فلسطین، بوسنى، لبنان و... و مقایسه این آثار با آثار مقاومت در ایران و بررسى تشابهات و...
تهیه مجموعه اى از آثار مقاومت مرتبط با دیگر نهضت هاى آزادیبخش جهان همچون آفریقا، امریکاى لاتین و همچنین مقایسه این آثار با آثار ایجاد شده در هنر و ادبیات دفاع مقدس.
عروسک
نویسنده و کارگردان: محمدرضا رحمانی
تصویربردار: مهران رسولزاده
صدا و تدوین: غلامرضا ساغرچیان
موسیقی: امید فتحاللهی
منشی صحنه: لیلا جنگلی
بازیگران: نرمین گیوهچی، مژده گیوهچی و اهالی روستای دزلی ونی
در پی بمباران های شیمیایی مناطق کردنشین، خانوادهها آواره میشوند. در این میان عروسک دختری جا میماند. مادر برای آوردن عروسک به خانه باز میگردد و کشته میشود. دختر همچنان بهانهی عروسکش را میگیرد و ...
محمدرضا رحمانی
در سال 1350 در شهر تاکستان به دنیا آمد. وی دارای دیپلم رشتهی فرهنگ و ادب میباشد. فعالیت فیلمسازی خود را از سال 1366 آغاز نموده و از جمله آثار وی میتوان به فیلمهای کوتاه بابا آب داد، گلدان و پنجره، مثل یک روز و واماندن اشاره کرد.
آن روزها
کارگردان: عبدالحسین برزیده
تهیهکننده: عبدالحسین برزیده
فیلمبردار: وحید معدنی
تدوین: حمید سیفی
آهنگساز: انتخابی (رضا اردلان)
چهرهپرداز: امیرعباس لطیفی
مدیر تولید: سیدابوالقاسم حسینی
طراح صحنه: حسین برزیده
جلوههای ویژه: عظیم محمدی
صدابردار: رضا اردلان
رنگی. 16 میلیمتری
بازیگران: بهمن عیوب، محمدرضا صمدپور سراج، ناصر مقدمپور، امیرعباس لطیفی
شهری در زیر آتش است و دو نوجوان با تلاش داستان را آغاز میکنند. «حسن» نوجوان خرمشهری سعی در نجات دوست قدیمیاش «احمد» دارد که زخمی است و در زیر آتش عراقیها قرار دارد.
عبدالحسین برزیده
متولد 1339 آبادان، از سال 63 وارد دانشگاه هنر شده و به تحصیل در رشته کارگردانی پرداخته است. از جمله کارهای هنریاش بازی در چند سریال و فیلم و کارگردانی فیلم مستند «چه غریبانه» است.
ٱبی آفتابی
نویسنده وکارگردان: حسن نجفی
تصویربردار: اکبر نیکمرد
تدوین: سالا حیدرنژاد
موسیقی: علی اشرف افتخاری (انتخابی)
بازیگران: رحیم جهانی، حامد منافی، وحید منافی، شهرام خزرایی، حسن خلیلی، امیر بحرینی
خلاصهی داستان:
در مسابقه المپیک جانبازان یکی از فرزندان جانبازان دچار ترس و تردید میشود و ...
معرفی کارگردان:
حسن نجفی در شهرستان تبریز به دنیا آمد. فعالیت هنری خود را از سال 1357 آغاز کرد و در رشتههای تئاتر و سینما آثار متعددی دارد؛ از جمله نمایشهای نیستان، سنگ آفتاب، یک کبوتر در پرواز، زوزه و آبی سرخ. برخی فیلمهای کوتاه وی نیز گل خوب من، سالکین، پسفردا، بمان با من بخوان، سرزنش، پاتوق و میقات است. علاوه بر اینها، کتابهای زوزه، حنانه، آگراندیسمان و یک دهکده آواز را منتشر کرده است. او دستیار کارگردان فیلمهای سینمایی تولد یک پروانه، جنگجوی پیروز، لانهی شیطان، باران و پرنده باز کوچک نیز بوده است.
آن سوی خاکریز
کارگردان: حسن ساجدی
تهیهکننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
نویسنده تصویرنامه: حسن ساجدی
تصویربردار: اسدا... بیات
تدوین کننده: سید صالحی
یوماتیک لوباند، 20 دقیقه
رضا رزمنده ایرانی در حین شناسایی توسط یکی از نیروهای عراقی که با موتور به منطقه آمده است، مجروح میشود. فرد عراقی رضا را با موتورش به طرف نیروهای عراقی میبرد که در راه بر اثر آتش توپخانه ایران مجروح میشود. رضا با موتور عراقی میگریزد، ولی در بین راه پشیمان شده و بازمیگردد و سرباز زخمی عراقی را برداشته و در مسیر گشتیهای دشمن قرار میدهد و خود با موتور عراقی به سوی نیروهای ایرانی بازمیگردد.
حسن ساجدی
در سال 1344 در اردبیل متولد شد و از سال 1360 در زمینه فیلمسازی با انجمن سینمای جوان اردبیل همکاری نمود. وی تا سال 1362، چند فیلم 8 م.م و ویدئویی با همکاری سپاه اردبیل برای لشکر عاشورا و قرارگاه کربلا و در سال 1363 فیلم 16 م.م راهیان کربلا را برای تلویزیون اردبیل ساخت.
ساجدی از سال 1364 به تهران منتقل شد و پس از شرکت در کلاسهای فیلمنامهنویسی، فیلمبرداری و مدیریت تولید فیلم با گروه تلویزیونی سپاه در شبکه اول صدا و سیما در زمینه تصویربرداری، کارگردانی و نویسندگی همکاری نموده است و تاکنون در این گروه دو فیلم داستانی و چند کار مستند ساخته که عبارتند از: آنسوی خاکریز، عصا و ...
کارگردان: محمدابراهیم سلطانیفر
تهیهکننده: مجید بهمنپور
فیلمنامه: محمد ابراهیم سلطانیفر (براساس سه داستان کوتاه از سید مهدی شجاعی)
سال ساخت: 1369
مدیران فیلمبرداری: اسفندیار شهیدی، نعمت حقیقی، حسن سلطانی
موسیقی: سید محمد میرزمانی
تدوین: محمدرضا موئینی
جلوههای ویژه: مهدی نوری، یدالله آقایی، رضا رستگار
مدیر تولید: سعید بیدختی
مدیر تدارکات: سعید سلطانیفر
35 میلیمتری. رنگی. 80 دقیقه
گروه تلویزیونی شاهد
بازیگران: سعید سلطانیفر، حسن سالم، حسین سالم، نادر طالبزاده، مرتضی ضرابی، پرویز شاهینخو، محمد علیدوست، مهسا کرامتی، علی جلیلی باله، اصغر عابدی و نسرین مقدم.
داستان اپیزود اول(دو کبوتر، یک پرواز):
احمد و محمود، دو برادر دو قلویند که به فاصلهی یک ساعت از یکدیگر به دنیا آمدهاند. آن دو به اتفاق هم پدرشان را راضی میکنند و به جبهه میروند و در آنجا آقای موسوی، معلم سابق خود را مییابند. آنها به همراه او در عملیاتی شرکت میکنند. برادر بزرگتر در بحبوحهی نبرد، برادر کوچکتر را که زخمی میشود، از مهلکه خارج میکند و در حالی که قصد بازگشت و ادامهی نبرد را دارد به شهادت میرسد.
داستان اپیزود دوم (آبی، اما به رنگ غروب):
دختر کوچولوی آقای موسوی –فرماندهی اپیزود اول- در انتظار بازگشت پدر از جبهه، در صبحی زود سرخوش و بیقرار به خیابان میدود و چشم به راه پدر میایستد. ماجراهایی رخ میدهد و این گمان به وجود میآید که آقای موسوی به شهادت رسیده. اما سرانجام او از گرد راه میرسد. دخترک شادمانه به سوی پدر میدود، اما در لحظهی آخر دو نفر منافق ناشناس او را ترور میکنند.
داستان اپیزود سوم (تویی که نمیشناختمت):
رزمندهای بسیجی به نام سعید در جریان دفع پاتک دشمن زخمی و بیهوش میشود. رزمندگان تازه نفس از راه میرسند و دشمن را وادار به فرار و عقب نشینی میکنند. نزدیک غروب سعید به هوش میآید، اما تنهاست و خبری از نیروهای خودی نیست. سعید در همین حال چهار نفر از نیروی دشمن را با اسلحهی بدون فشنگش اسیر میکند و به سمت نیروهای خودی میبرد. وقتی اسیرها به نیروهای ایرانی میرسند، متوجه میشوند که همهی راه را از ترس آمدهاند و رزمندهی ایرانی از فرط جراحاتش جا مانده است.
معرفی کارگردان: ابراهیم سلطانیفر
محمد ابراهیم سلطانیفر، فارغالتحصیل از دانشگاه هنر و در رشتهی سینما است. او سابقهی مدیریت واحد جنگ شبکهی اول سیما را دارد و همچنین مدیریت تأمین برنامههای خارجی، مدیریت واحد دوبلاژ، عضویت در شورای طرح و برنامهی فیلم و سریال شبکه اول. سلطانیفر در حال حاضر مدیر امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. وی در کنار مسئولیتهای اجرایی که داشته، به ساختن فیلمهای مستند سیاسی و جنگی پرداخته است. فیلم سینمایی «توئی که نمیشناختمت» اولین تجربهی او در سینمای داستانی است. این فیلم در نهمین جشنوارهی فیلم فجر به عنوان فیلم برتر موفق به اخذ دیپلم افتخار شد و پس از نمایش آن در زمستان سال 70 از سیمای جمهوری اسلامی، مورد تشویق و تقدیر مقام معظم رهبری قرار گرفت.
ترکشهای صلح
نویسنده و کارگردان: علی شاهحاتمی
تهیهکننده: مجتبی فرآورده (محصول مؤسسه فرهنگی سینمایی زیتون)
مدیر فیلمبرداری: رسول احدی
تدوین: عباس گنجوی
صدابردار همزمان: عباس رستگارپور
طراح گریم: فریدون کشنفلاح
طراح صحنه: مصطفی آل احمد
بازیگردان: کیهان ملکی
بازیگران: نعمت سلطانی، عبدالحمید دارچیپوران، فرامرز مهرجو و امیر ایرانیان.
خلاصه داستان
در شهری مرزی، نوجوانی به نام «جمعه» همراه با تعدادی دیگر از اهالی به کار جمعآوری ضایعات جنگی، همچون ورقههای حلبی، پوکههای فشنگ، کشتی و آهنآلات قراضه مشغول است. «جمعه» و دوستش «عود» همهی درآمد فروش ضایعات را برای مادر و خواهرشان میفرستند که در یکی از شهرهای منطقه زندگی میکنند و آن دو در یک کشتی تجاری زندگی میکنند که در رودخانهای واقع در جزیرهی مینو به گل نشسته است. برای خواهر «جمعه» خواستگار میآید و «جمعه» در صدد مهیا کردن جهیزیه برای خواهرش است. او به فردی به نام «عزت» که ضایعات را میخرد، پیشنهاد میکند که از یک میدان مین قدیمی، مقدار زیادی نبشی و قلههای خورشیدی جمعآوری کنند. عزت میپذیرد و مقداری پول به عنوان بیعانه به جمعه میپردازد. عبود میکوشد جمعه را منصرف کند، اما...
علی شاهحاتمی
متولد 1339 تهران. فعالیتهای هنری خود را با نوشتن نمایشنامه، کارگردانی و بازیگری تئاتر آغاز کرد و از سال 1360 با پیوستن به حوزه هنری (حوزه هنر و اندیشه اسلامی) کار خود را به شکل حرفهای در سینما شروع کرد.
وی در آن سالها به عنوان بازیگر، دستیار کارگردان و منشی صحنه در تولیدات حوزه حضور داشت. «شاهحاتمی» به عنوان کارگردان ابتدا فیلم کوتاه «گورکن» را ساخت و پس از آن در سال 1367 نخستین فیلم بلند خود با عنوان «تعقیب سایهها» را جلوی دوربین برد.دیگر فیلمهای او عبارتاند از: پرنده آهنین (1370)، آخرین شناسایی (1372)، لاکپشت (1375)، ترکشهای صلح (1378)، دوستان (1380)، کولی (1381) بر مدار چلیپا (1381) و ...
یادداشت کارگردان
«جنگ تجربهی آشکار مرگ است و رنج وی...
سرزمین کوچکی را روی زمین میشناسم که از تازیانههای جنگ تنش زخم برداشته و مردمانی که مرگ را در سکوت تجربه میکنند. نامشان «ضایعاتی» بود و کارشان جمعآوری ضایعات جنگ. چهرههای دردمندشان را آفتاب میسوزاند و تنهای خستهشان را مینها و خمپارههای به یادگار مانده از جنگ. من در سرزمینی سوخته از جنگ در جستجوی حقیقت بودم؛ در جستجوی دردی پنهان از بشر ...»
فراق (بوی یوسف)
کارگردان: امیر سائلی
نویسنده: بهروز عباسی
مدیر فیلمبرداری: نادر معصومی
تدوین: امیر سائلی
صدا: مهدی دژبدی
مدیر تولید: علی محمدزاده
بازیگران: انوش نصر، فریده توکلی، مهدی پژمان، ادهم صفرزاده
دو دوست راهی جبهه میشوند. با پایان جنگ یکی از دو دوست برمیگردد ولی دیگری مفقود میشود. خانواده رزمنده منتظر بازگشت پدرشان هستند ولی...
امیر سائلی
پس از اتمام تحصیلات سینمایی از دانشگاه هنر، تاکنون (به جز ساختن چند فیلم کوتاه و نیمهبلند) به عنوان دستیار کارگردان در چند پروژه سینمایی فعالیت داشته است. از فعالیتهای قبلی وی میتوان به تدوین فیلم «بیبیتاب» که در مورد آیینهای نمایشی مردم گیلان میباشد اشاره کرد. این فیلم در جشنواره تولیدات مراکز صدا و سیما در سال 1375 به عنوان بهترین فیلم تدوین شده برگزیده شد.
دو خواهر
نویسنده و کارگردان: بیژن میرباقری
بیژن میرباقری
فیلمبردار: کیوان معتمدی
موسیقی: محمود محقق
مدیر تولید: سعید شاهسواری
تدوین: سیدجمال سید حاتمی
صدابردار: بابک اخوان
صداگذار: محمود موسوینژاد
عکاس: امیر عابدی
بازیگران: ماندانا محقق، مهرداد رضایی، محمود راسخفر
دو خواهر که همسرانشان در جنگ شهید شدهاند، با هم در خانهای مشترک زندگی میکنند. در زمان آزاد سازی اسرا مردی در نیمه شب خبر آزادی یکی از همسرانشان را به یکی از دو خواهر میدهد. ولی خواهر دیگر اطلاع پیدا نمیکند. در همان شب خبر آزادی همسر دیگر نیز به خواهر دوم میرسد و...
بیژن میرباقری
در سال 1347 و در تهران به دنیا آمد. فارغ التحصیل رشتهی سینما است. او در ساخت فیلم، تجربههایی دارد از قبیل مرد و سایه (16 میلی متری انیمیشن)، گل (16 میلی متری انیمیشن)، آفتابی سود (35 میلی متری)، سریال انیمیشن پسرک آبی پروانه خندید (انیمیشن). او فیلم «بند رو به آسمان» را نیز در دست تهیه دارد.
دیار آشنا
کارگردان: شهاب تواضعی
نویسنده فیلمنامه: علی تیموری، یوسف اکرمی
تهیهکننده: مرکز گسترش سینمای تجربی و نیمهحرفهای
فیلمبردار: یوسف اکرمی
تدوین: هوشنگ نیکپور
آهنگساز: منوچهر طاهرزاده
صداگذار: محمدرضا دلپاک
16 میلیمتری
بازیگران: هوشنگ صالحی تبار، احسان معراجی، محمدرضا زندی
پدر یکی از رزمندگان بسیجی برای دیدار فرزند راهی جبهه میشود. پسر او به عکاسی در شهر مشغول است.
شهاب تواضعی
متولد 1332 در کرمانشاه. از سال 1358 به کار عکاسی و فیلمسازی روی میآورد و چندین فیلم 8 میلیمتری میسازد.
از سال 1360 تا 1370 مسئول انجمن سینمای جوانان استان کرمانشاه بوده است. و در این خلال ساخت چندین فیلم 16 میلیمتری را به عنوان مدیر تولید و دستیار کارگردان به عهده داشته است. فیلم دیار آشنا اولین فیلم اوست که در سال 1367 کارگردانی کرده و در سال 1371 فیلم کوتاه گلی برای هیوا را در کادر 16 کارگردانی کرده است.
چون کوه
کارگردان: محمدرضا عرب
تهیهکننده: مرکز گسترش سینمای مستند
مدیر تولید و نویسنده فیلمنامه: محمدرضا عرب
فیلمبردار: غلامرضا صفایی
تدوین: محمدحسین دارالشفایی
صدابردار: مهدی احمدی
رنگی. 16 میلیمتری. مدت نمایش 30 دقیقه
یک تیم سه نفره کوهنوردی قصد صعود به قله دماوند از جبهه جنوبی آن را دارند. هنگام بالا رفتن، کوه دچار ریزش سنگ میشود و آنها با خطراتی مواجه میشوند و در این بین ما پی میبریم که یکی از افراد جانباز و یک پای او مصنوعی است. عاقبت تیم سه نفره، موفق به فتح قله دماوند میشوند.
محمدرضا عرب
متولد 1345، تهران- فعالیتهای فرهنگی هنری را از سال 1359 در زمینههای عکاسی و فیلمسازی 8 میلیمتری آغاز میکند و بعد از ساخت 3 فیلم 8 میلیمتری به عنوان مدیر تولید و عکاسی صحنه در چند فیلم کوتاه و بلند ادامه میدهد.
فیلم کوتاه و 16 میلیمتری چون کوه ثمره تلاش او در سال 1372 است.
چشمه آبی
کارگردان: بهروز حامد صابری
نویسنده فیلمنامه: مجید مولایی
تهیهکننده: محمدحسین ملکزاده
فیلمبردار: علیرضا امیری محمدی
تدوین: محمدرضا معینی
چهرهپرداز: عباس افشاریان
طراح صحنه: حیدری
16 میلیمتری
بازیگران: جعفر رضایی، شهلا مؤمنه، سعید بیدختی
«مجید» در جستجوی چشمهای است. او در پی دیدن یک رؤیا تصور میکند که با نوشیدن از آب این چشمه بهبود مییابد.
بهروز حامد صابری
فارغالتحصیل دانشکده صدا و سیما میباشد. او از سال 1368 به عنوان کارگردان با شبکه اول همکاری کرده و چند فیلم مستند و داستانی ساخته از جمله، «گردان آفتاب» و «چشمه آبی»
بوی گوگرد
نویسنده و کارگردان: مهدی پریزاد
تهیهکننده: امیرشهاب رضویان
فیلمبردار: محمدرضا جودی، مهدی محمدی بدرآبادی
صدابردار: بهرام بهروزی
تدوینگر: احمد موسوی
در کارخانهی کفش، کفشهایی سفید رنگ و کودکانه تولید میشود. همزمان با آن در مدرسه بچهها سرگرم بازی و نرمش هستند. جنگ تحمیلی آغاز میشود و چرمهای سفید جای خود را به چرمهای سیاه میسپارند و در کارخانه پوتین های جنگی تولید میشود و ...
مهدی پریزاد
در سال 1352 به دنیا آمد. فارغ التحصیل رشتهی کارگردانی فیلم از دانشکدهی صدا و سیما است و تا کنون چند فیلم کوتاه و برنامهی تلویزیونی ساخته است. در حال حاضر نیز جزو تهیهکنندگان شبکهی جهانی سحر و عضو انجمن مستند سازان سینمای ایران است.
باروی سکوت
کارگردان: رزیتا برقی
تهیهکننده: مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی
مدیر تولید و نویسنده فیلمنامه: انسیه نجفی
فیلمبردار: امینه جلالی راد
تدوین: فتانه صفری
آهنگساز: پیروز ارجمند
چهرهپرداز: علی محمدی حاجی، رزیتا برقی
صدابردار: راهبه فرحزاده
رنگی. 16 میلیمتری. مدت نمایش 30 دقیقه اپتیک
بازیگران: صدف مرعشی، مهرداد صفاخو، حسین مسلمی، ناهید موسوی
قصه حول و حوش حالات درونی مادر وخواهری است که در انتظار عزیز گمگشته خویش به سر میبرند.
رزیتا برقی
متولد 49 کرمان- فارغالتحصیل مرکز آموزش فیلمسازی- 2 فیلم 8 میلیمتری ساخته است. فیلم «امید» 6 دقیقهای، و فیلم دیگری به مدت 8 دقیقه به نام «رقیب» در زمان تحصیل دو فیلم به نامهای «زندگی حصار» و «باروی سکوت» ساخته است. برنامهریز فیلم سینمایی روز شیطان محصول مهاب فیلم به کارگردانی بهروز افخمی نیز میباشد.