ایمان واقعی
تعریف ایمان:معرفت توأم با تسليم قلبي و خضوع و خشوع دل به خداوند متعال و رسول او و آموزههايي كه به بشريت ارائه كردهاند.
ايمان امري اختياري است به دليل آن كه در آيات بسيار به آن، امر شده است
بقره / 41، 91، 186 - نساء / 136 - آل عمران / 179. و در اين آيه به اختياري بودن آن تصريح شده است: «إن هذه تذكرة فمن شاء اتخذ إلي ربه سبيلا» مزمل، آيه 19. «قطعاً اين [آيات] اندرزي است تا هر كه بخواهد به سوي پروردگار خود راهي در پيش گيرد».
ايمان در قرآن، گونهاي از معرفت وعلم را داراست، ولي تمام هويت آن، از سنخ علم و معرفت نيست؛ بلكه افزون بر آن تسليم و خضوع در برابر حق نيز ميباشدحجرات / 15 - بقره / 42 - توبه / 110. ؛ «إنما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لميرتابوا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم في سبيل الله أولئك هم الصادقون» حجرات / 15.«در حقيقت، مؤمنان كسانياند كه به خدا و پيامبر او گرويده و [ديگر ]شك نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كردهاند. اينانند كه راستكردارند». پس اهل ايمان كسانياند كه در ايمان به خدا و رسول ترديدي نداشته، به آنها علم و يقين دارند «ود كثير من أهل الكتاب لويردونكم من بعد إيمانكم كفارا حسدا من عند أنفسهم من بعد ما تبين لهم الحق فاعفوا و اصفحوا حتي يأتي الله بأمره...» بقره / 109. «بسياري از اهل كتاب - پس از اين كه حق بر ايشان آشكار شد - از روي حسدي كه در وجودشان بود، آرزو ميكردند كه شما را بعد از ايمانتان، كافر گردانند. پس عفو كنيد و درگذريد، تا خدا فرمان خويش را بياورد».
اين آيه، به روشني حكايتگر اين حقيقت است كه بسياري از اهل كتاب عليرغم روشن شدن حق و علم آنها به آن، آرزو دارند تا مؤمنان را هم از روي حسد به گمراهي افكنند. بنابراين، ايمان تنها معرفت و علم نيست؛ بلكه بايد در برابر حق خاضع و خاشع و قلباً تسليم بود.
كافر و مؤمن خدا گويند ليك در ميان هردو فرقي هست نيك
آن گدا گويد خدا را بهر نان متقي گويد خدا از عين جان
گر بدانستي گدا از گفت خويش پيش چشم او نه كم ماندي نه بيش
سالها گويد خدا آن نان خواه همچو خر، مصحف كشد از بهر كاه
گر به دل درتافتي گفتِ لبش ذره ذره گشته بودي قالبش
نام ديوي ره برد در ساحري تو به نام حق پشيزي ميبري
مثنوي / 2 / 502 - 497.
از نظرگاه قرآن، عمل جزء ايمان نيست، چرا كه آيات متعددي وجود دارد كه دلالت دارد عمل منفك از ايمان است، نگا: عصر / 3 - نساء / 124 و 162 - اعراف / 152 - فاطر / 10. اما عمل لازمه ايمان است و در واقع، ثمره و نتيجه آن تلقي گشته است؛ به صورتي كه از ديدگاه قرآن عمل صالح تنها در كنار ايمان، پايداري و دوام دارد و ايمان نيز تنها با وجود عمل صالح است كه طراوت و نشاط مييابد. نگا: نساء / 65 - انفال / 3 و 4 - مجادله / 22 - بقره / 177.
از منظر قرآن، به هر اندازه كه معرفت آدمي عميقتر و خضوع و خشوع و تسليم قلبي او ژرفتر و مستحكمتر باشد، ايمان هم افزايش مييابد و هر چه معرفت كمتر و سطحيتر و خضوع قلبي اندك و كم استقامت باشد، ايمان هم كاهش مييابد. به هر روي، با توجه به درجات دو عنصر اساسي ايمان، يعني معرفت و تسليم قلبي، ايمان هم امكان كاهش يا افزايش دارد. نگا: آل عمران / 173 - انفاق، 2 - نساء / 136.
مؤمني او، مؤمني تو بيگمان در بيان هر دو فرقي بيكران
ايمان امري اختياري است به دليل آن كه در آيات بسيار به آن، امر شده است
بقره / 41، 91، 186 - نساء / 136 - آل عمران / 179. و در اين آيه به اختياري بودن آن تصريح شده است: «إن هذه تذكرة فمن شاء اتخذ إلي ربه سبيلا» مزمل، آيه 19. «قطعاً اين [آيات] اندرزي است تا هر كه بخواهد به سوي پروردگار خود راهي در پيش گيرد».
ايمان در قرآن، گونهاي از معرفت وعلم را داراست، ولي تمام هويت آن، از سنخ علم و معرفت نيست؛ بلكه افزون بر آن تسليم و خضوع در برابر حق نيز ميباشدحجرات / 15 - بقره / 42 - توبه / 110. ؛ «إنما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لميرتابوا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم في سبيل الله أولئك هم الصادقون» حجرات / 15.«در حقيقت، مؤمنان كسانياند كه به خدا و پيامبر او گرويده و [ديگر ]شك نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كردهاند. اينانند كه راستكردارند». پس اهل ايمان كسانياند كه در ايمان به خدا و رسول ترديدي نداشته، به آنها علم و يقين دارند «ود كثير من أهل الكتاب لويردونكم من بعد إيمانكم كفارا حسدا من عند أنفسهم من بعد ما تبين لهم الحق فاعفوا و اصفحوا حتي يأتي الله بأمره...» بقره / 109. «بسياري از اهل كتاب - پس از اين كه حق بر ايشان آشكار شد - از روي حسدي كه در وجودشان بود، آرزو ميكردند كه شما را بعد از ايمانتان، كافر گردانند. پس عفو كنيد و درگذريد، تا خدا فرمان خويش را بياورد».
اين آيه، به روشني حكايتگر اين حقيقت است كه بسياري از اهل كتاب عليرغم روشن شدن حق و علم آنها به آن، آرزو دارند تا مؤمنان را هم از روي حسد به گمراهي افكنند. بنابراين، ايمان تنها معرفت و علم نيست؛ بلكه بايد در برابر حق خاضع و خاشع و قلباً تسليم بود.
كافر و مؤمن خدا گويند ليك در ميان هردو فرقي هست نيك
آن گدا گويد خدا را بهر نان متقي گويد خدا از عين جان
گر بدانستي گدا از گفت خويش پيش چشم او نه كم ماندي نه بيش
سالها گويد خدا آن نان خواه همچو خر، مصحف كشد از بهر كاه
گر به دل درتافتي گفتِ لبش ذره ذره گشته بودي قالبش
نام ديوي ره برد در ساحري تو به نام حق پشيزي ميبري
مثنوي / 2 / 502 - 497.
از نظرگاه قرآن، عمل جزء ايمان نيست، چرا كه آيات متعددي وجود دارد كه دلالت دارد عمل منفك از ايمان است، نگا: عصر / 3 - نساء / 124 و 162 - اعراف / 152 - فاطر / 10. اما عمل لازمه ايمان است و در واقع، ثمره و نتيجه آن تلقي گشته است؛ به صورتي كه از ديدگاه قرآن عمل صالح تنها در كنار ايمان، پايداري و دوام دارد و ايمان نيز تنها با وجود عمل صالح است كه طراوت و نشاط مييابد. نگا: نساء / 65 - انفال / 3 و 4 - مجادله / 22 - بقره / 177.
از منظر قرآن، به هر اندازه كه معرفت آدمي عميقتر و خضوع و خشوع و تسليم قلبي او ژرفتر و مستحكمتر باشد، ايمان هم افزايش مييابد و هر چه معرفت كمتر و سطحيتر و خضوع قلبي اندك و كم استقامت باشد، ايمان هم كاهش مييابد. به هر روي، با توجه به درجات دو عنصر اساسي ايمان، يعني معرفت و تسليم قلبي، ايمان هم امكان كاهش يا افزايش دارد. نگا: آل عمران / 173 - انفاق، 2 - نساء / 136.
مؤمني او، مؤمني تو بيگمان در بيان هر دو فرقي بيكران
منبع:کانون گفتمان قران
اعتقاد و ايمان به خدا و دين و دستورها و باورهاي ديني از دو راه حاصل ميشود:
1. تحقيق و بررسي:
وقتي انسان در مورد خداوند و آثار الهي در جهان خلقت و تدبير و نظم جهان و شاهكارهاي جهان خلقت و احكام و دستورهاي الهي، تعمّق و تدبّر و تحقيق كرد و برايش يقين حاصل شد، ايمان او به خداوند كاملتر و عميقتر و مستحكمتر ميشود.
2. خبر دادن فرد صادق:
وقتي پيامبر اسلام(ص) را به عنوان شخصي كه حرف هايش راست است و محال ميباشد كه دروغ بگويد، قبول كرديم، با حرفهاي او در مورد دنيا و آخرت، به اين سخنها ايمان ميآوريم. همين طور است قرآن كريم، مثلاً قرآن از وجود فرشتگان خبر داده و ما چون اعتقاد داريم كه قرآن وحي الهي است، به گفتههاي آن ايمان داريم.
پس از راه تحقيق و شنيدن از پيامبر و قرآن و امام معصوم(ع) ايمان واقعي پيدا ميكنيم.
اگر سؤال شما اين است كه چگونه ميتوان ايمان را تقويت كرد، پاسخ اين است كه ايمان به وسيله تقواي الهي و دوري از گناهان و انجام اعمال صالح تقويت ميگردد.
امام صادق(ع) فرمود: "ورع و پرهيز از گناه، ايمان را ثابت نگه ميدارد و طمع، ايمان را بيرون ميبرد".(1)
نيز فرمود: "هر كس عملش موافق گفتارش باشد، اهل نجات است اما هر كس عملش با گفتارش (كه ميگويد به خدا و قيامت و... ايمان دارم) مطابقت نكند، ايمانش عاريهاي و مصنوعي است".(2)
رسول خدا(ص) فرمود: "محكمترين دستگيره ايمان، تقوا است".(3)
نيز فرمود: "بنده ايمان نميآورد مگر نيكيهايي را كه براي خود دوست دارد، براي مردم هم دوست داشته باشد".(4)
بنابراين انجام واجبات و ترك محرمات و آراسته بودن به صفات خوب مثل: شكر، صبر، خوش اخلاقي، احسان، سخاوت، راست گويي، بردباري و پاك بدن از صفات رذيله مانند: تكبر،حسادت، بداخلاقي، عصبانيت و... موجب تقويت و پايداري ايمان ميگردد.
براي اطلاع بيشتر به كتاب انسان و ايمان شهيد مطهري و اخلاق در قرآن آيت اللَّه مصباح یزدی و آیت الله ناصر مكارم شيرازي مراجعه فرماييد.
پي نوشتها:
1. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، ج 1، ص 200، ماده ايمان، شماره 1359 و 1360.
2. همان، شماره 1356.
3. همان، شماره 1286.
4. همان.
1. تحقيق و بررسي:
وقتي انسان در مورد خداوند و آثار الهي در جهان خلقت و تدبير و نظم جهان و شاهكارهاي جهان خلقت و احكام و دستورهاي الهي، تعمّق و تدبّر و تحقيق كرد و برايش يقين حاصل شد، ايمان او به خداوند كاملتر و عميقتر و مستحكمتر ميشود.
2. خبر دادن فرد صادق:
وقتي پيامبر اسلام(ص) را به عنوان شخصي كه حرف هايش راست است و محال ميباشد كه دروغ بگويد، قبول كرديم، با حرفهاي او در مورد دنيا و آخرت، به اين سخنها ايمان ميآوريم. همين طور است قرآن كريم، مثلاً قرآن از وجود فرشتگان خبر داده و ما چون اعتقاد داريم كه قرآن وحي الهي است، به گفتههاي آن ايمان داريم.
پس از راه تحقيق و شنيدن از پيامبر و قرآن و امام معصوم(ع) ايمان واقعي پيدا ميكنيم.
اگر سؤال شما اين است كه چگونه ميتوان ايمان را تقويت كرد، پاسخ اين است كه ايمان به وسيله تقواي الهي و دوري از گناهان و انجام اعمال صالح تقويت ميگردد.
امام صادق(ع) فرمود: "ورع و پرهيز از گناه، ايمان را ثابت نگه ميدارد و طمع، ايمان را بيرون ميبرد".(1)
نيز فرمود: "هر كس عملش موافق گفتارش باشد، اهل نجات است اما هر كس عملش با گفتارش (كه ميگويد به خدا و قيامت و... ايمان دارم) مطابقت نكند، ايمانش عاريهاي و مصنوعي است".(2)
رسول خدا(ص) فرمود: "محكمترين دستگيره ايمان، تقوا است".(3)
نيز فرمود: "بنده ايمان نميآورد مگر نيكيهايي را كه براي خود دوست دارد، براي مردم هم دوست داشته باشد".(4)
بنابراين انجام واجبات و ترك محرمات و آراسته بودن به صفات خوب مثل: شكر، صبر، خوش اخلاقي، احسان، سخاوت، راست گويي، بردباري و پاك بدن از صفات رذيله مانند: تكبر،حسادت، بداخلاقي، عصبانيت و... موجب تقويت و پايداري ايمان ميگردد.
براي اطلاع بيشتر به كتاب انسان و ايمان شهيد مطهري و اخلاق در قرآن آيت اللَّه مصباح یزدی و آیت الله ناصر مكارم شيرازي مراجعه فرماييد.
پي نوشتها:
1. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، ج 1، ص 200، ماده ايمان، شماره 1359 و 1360.
2. همان، شماره 1356.
3. همان، شماره 1286.
4. همان.
فوايد ايمان:
1- سرمايه رستگاري. مهمترين ثمره ايمان آن است كه سرمايه رستگاري را براي آدمي به ارمغان ميآورد. صف / 10 و 11.
2- پشتوانه اخلاق. اخلاق بدون ايمان، اساس و پايه درستي ندارد. كرامت، شرافت، تقوا، عفت، امانت، راستي، درستكاري، فداكاري، احسان، صلح،... مبتني بر اصل ايمان است. به فرموده علامه شهيد مرتضي مطهري، بشر واقعاً دو راه بيشتر ندارد: يا بايد خودپرست و منفعتپرست باشد و به هيچ محروميتي تسليم نشود و يا بايد خداپرست باشد و محروميتهايي را كه به عنوان اخلاق متحمل ميشود، محروميت نشمارد و لااقل جبران شده بداند. كسي كه تكيهگاه اخلاق و شخصيتش غيرخدا باشد، مانند اين است كه در پرتگاه مشرف به سقوطي گام برميدارد و هر لحظه احتمال سقوط دارد، سورههاي: توبه / 109 - عنكبوت / 41. ارزشهاي اخلاقي آنگاه ميتوانند انگيزه عمل باشند كه شخص به ارزش معنويت پي برده باشد و اين معنويت تنها در گرو ايمان به خدا است. اما آن كه عاطفه ديني و ايماني را كه مبنا و اساس و پشتوانه و منطق انسانيت است، از دست داده؛ انسانيت، عواطف انساني و اعمال اخلاقي را از دست داده است. مرتضي مطهري، بيست گفتار، صص 155 - 151.
3- استواري و تعادل روحي. از آنجا كه ايمان حالتي روحي است كه در خود نگرشي كامل نسبت به ارزشها و حوادث نهان دارد و چون مؤمن به مبدأ اين حوادث مرتبط است، آرامش و اطميناني دارد كه غير او از آن بيبهره است، محمد سيد قطب، في ضلال القرآن، ج 6، ص 3966. قرآن نيز بدين امر تصريح فرموده است: «من آمن بالله و ال يوم الآخر و عمل صالحا فلا خوف عليهم و لا هميح زنون» مائده / 69؛ و همچنين نگاه كنيد: فتح / 4، يونس / 62 و 63. «هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان آورد و كار نيكو كند، پس نه بيمي بر ايشان است و نه اندوهگين خواهند شد».
4- بركات دنيوي. ايمان به خدا، موجب ريزش باران و رحمت دنيوي نيز هست: «و لو أن أهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهمبركاتمن السماء و ال أرض...» اعراف / 96.«و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتي از آسمان و زمين برايشان ميگشوديم».
5- عمل صالح زاييده ايمان است. هر چند عمل صالح خود موجب ازدياد ايمان ميگردد ولي در هر حال قرآن، عمل صالح را ثمره ايمان دانسته است.بقره / 277 - مائده / 9. مرحوم علامه طباطبايي ميفرمايند: «ايمان زمينهساز عمل و شرط لازم آن است و سهولت يا صعوبت عمل صالح انسان، به شدت و ضعف آن بستگي دارد و متقابلاً عمل صالح و تكرار آن، به تعميق ايمان و ازدياد آن مدد ميرساند و اين هر دو به نوبه خود، در به وجود آمدن ملكات اخلاقي كه باعث صدور اعمال صالحه از فرد بدون رويه و تأمل ميشود، كمك ميكنند». فرازهايي از اسلام، ص 238.
6- روشنبيني. ايمان موجب واقعبيني انسان شده و او را از غلطيدن در دام خطاها ميرهاند: «إن الذين لا يؤمنون بالآخرة زينا لهمأعمالهم فهم يعمهون» نمل / 4.«كساني كه به آخرت ايمان ندارند، كردارهايشان را در نظرشان بياراستيم [تا همچنان ]سرگشته بمانند». پس مفهوم اين آيه آن است كه كساني كه به آخرت ايمان دارند، بر ديدن نيك و بد اعمال خويش توانا هستند. اهل ايمان هدفي دارند تا كارهاي خودرا با آن بسنجند و ازاينرو در حيرت و سرگرداني نخواهند بود. برخلاف كساني كه مؤمن نيستند و در حيرت و سرگرداني فرو رفتهاند.
7- محبوبيت. خداوند در قرآن وعده داده است كساني را كه ايمان آورده، عمل نيكو انجام دهند؛ محبوب مردم قرار دهد «إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا» مريم / 96.«كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كردهاند، به زودي [خداي ]رحمان براي آنان محبتي [در دلها ]قرار ميدهد».
در باب اين فوايد و فوايد ديگر كه نتوانستيم آنها را شمارش كنيم، نگاه كنيد به:
1- نظريه ايمان، محسن جوادي، صص 257 - 247
2- بيستگفتار، مرتضي مطهري، صص 159 - 149
3- تكاپوگر انديشهها، عبداللّه نصري، ص 134
1- سرمايه رستگاري. مهمترين ثمره ايمان آن است كه سرمايه رستگاري را براي آدمي به ارمغان ميآورد. صف / 10 و 11.
2- پشتوانه اخلاق. اخلاق بدون ايمان، اساس و پايه درستي ندارد. كرامت، شرافت، تقوا، عفت، امانت، راستي، درستكاري، فداكاري، احسان، صلح،... مبتني بر اصل ايمان است. به فرموده علامه شهيد مرتضي مطهري، بشر واقعاً دو راه بيشتر ندارد: يا بايد خودپرست و منفعتپرست باشد و به هيچ محروميتي تسليم نشود و يا بايد خداپرست باشد و محروميتهايي را كه به عنوان اخلاق متحمل ميشود، محروميت نشمارد و لااقل جبران شده بداند. كسي كه تكيهگاه اخلاق و شخصيتش غيرخدا باشد، مانند اين است كه در پرتگاه مشرف به سقوطي گام برميدارد و هر لحظه احتمال سقوط دارد، سورههاي: توبه / 109 - عنكبوت / 41. ارزشهاي اخلاقي آنگاه ميتوانند انگيزه عمل باشند كه شخص به ارزش معنويت پي برده باشد و اين معنويت تنها در گرو ايمان به خدا است. اما آن كه عاطفه ديني و ايماني را كه مبنا و اساس و پشتوانه و منطق انسانيت است، از دست داده؛ انسانيت، عواطف انساني و اعمال اخلاقي را از دست داده است. مرتضي مطهري، بيست گفتار، صص 155 - 151.
3- استواري و تعادل روحي. از آنجا كه ايمان حالتي روحي است كه در خود نگرشي كامل نسبت به ارزشها و حوادث نهان دارد و چون مؤمن به مبدأ اين حوادث مرتبط است، آرامش و اطميناني دارد كه غير او از آن بيبهره است، محمد سيد قطب، في ضلال القرآن، ج 6، ص 3966. قرآن نيز بدين امر تصريح فرموده است: «من آمن بالله و ال يوم الآخر و عمل صالحا فلا خوف عليهم و لا هميح زنون» مائده / 69؛ و همچنين نگاه كنيد: فتح / 4، يونس / 62 و 63. «هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان آورد و كار نيكو كند، پس نه بيمي بر ايشان است و نه اندوهگين خواهند شد».
4- بركات دنيوي. ايمان به خدا، موجب ريزش باران و رحمت دنيوي نيز هست: «و لو أن أهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهمبركاتمن السماء و ال أرض...» اعراف / 96.«و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتي از آسمان و زمين برايشان ميگشوديم».
5- عمل صالح زاييده ايمان است. هر چند عمل صالح خود موجب ازدياد ايمان ميگردد ولي در هر حال قرآن، عمل صالح را ثمره ايمان دانسته است.بقره / 277 - مائده / 9. مرحوم علامه طباطبايي ميفرمايند: «ايمان زمينهساز عمل و شرط لازم آن است و سهولت يا صعوبت عمل صالح انسان، به شدت و ضعف آن بستگي دارد و متقابلاً عمل صالح و تكرار آن، به تعميق ايمان و ازدياد آن مدد ميرساند و اين هر دو به نوبه خود، در به وجود آمدن ملكات اخلاقي كه باعث صدور اعمال صالحه از فرد بدون رويه و تأمل ميشود، كمك ميكنند». فرازهايي از اسلام، ص 238.
6- روشنبيني. ايمان موجب واقعبيني انسان شده و او را از غلطيدن در دام خطاها ميرهاند: «إن الذين لا يؤمنون بالآخرة زينا لهمأعمالهم فهم يعمهون» نمل / 4.«كساني كه به آخرت ايمان ندارند، كردارهايشان را در نظرشان بياراستيم [تا همچنان ]سرگشته بمانند». پس مفهوم اين آيه آن است كه كساني كه به آخرت ايمان دارند، بر ديدن نيك و بد اعمال خويش توانا هستند. اهل ايمان هدفي دارند تا كارهاي خودرا با آن بسنجند و ازاينرو در حيرت و سرگرداني نخواهند بود. برخلاف كساني كه مؤمن نيستند و در حيرت و سرگرداني فرو رفتهاند.
7- محبوبيت. خداوند در قرآن وعده داده است كساني را كه ايمان آورده، عمل نيكو انجام دهند؛ محبوب مردم قرار دهد «إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا» مريم / 96.«كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كردهاند، به زودي [خداي ]رحمان براي آنان محبتي [در دلها ]قرار ميدهد».
در باب اين فوايد و فوايد ديگر كه نتوانستيم آنها را شمارش كنيم، نگاه كنيد به:
1- نظريه ايمان، محسن جوادي، صص 257 - 247
2- بيستگفتار، مرتضي مطهري، صص 159 - 149
3- تكاپوگر انديشهها، عبداللّه نصري، ص 134
مرحوم علامه جعفري مشخصههاي جالب و جامعي را براي فرد مؤمن برشمردهاند كه مسلماً براي ما و شما سودمند است:
1- تمام لحظات حيات خودرا در حالت رؤيت خداوندي سپري خواهد كرد.
2- اعمالش از روي اخلاص خواهدبود.
3- براي ابديت خود ذخايري خواهد اندوخت.
4- از گناه، مكروهات و خيالات و اوهام بياساس پرهيز خواهد كرد.
5- حيات خود را بيهوده تلف نخواهد كرد.
6- درخواهد يافت كه هر عملي در اين عالم، عكسالعملي دارد.
7- از آرزوهاي دور و دراز خود دست برخواهد داشت.
8- در برابر حوادث صبر و شكيبايي پيشه خواهد كرد.
مؤمن آن باشد كه اندر جزر و مد كافر از ايمان او حسرت خورد
مثنوي / 5 / 3355.
9- ميكوشد تا در ميان پرتگاهها و خارستانهاي راههاي انحرافي، صراط مستقيم را پيشه كند.
10- امكانات و لحظات عمر را غنيمت شمرده، نميگذارد حوادث جبر نماي زندگي، حيات او را مختل سازد. نگا: تكاپوگر انديشهها، ص 135.
11- در هنگام ياد خدا دلهايشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود، بر ايمانشان بيفزايد. انفال / 2.
12- در تمامي امور بر خدا توكل ميكنند. انفال / 2.
13- سخني استوار و ثابت دارند. ابراهيم / 27.
14- نه ترسي دارند و نه اندوهگين ميشوند. مائده / 69.
15- به آخرت يقين و باور دارند. بقره / 4.
16- نماز را برپا ميدارند و از روزياي كه خدا به آنها عطا فرموده انفاق ميكنند. انفال / 4.
از آنجا كه ايمان بر دو ركن معرفت و خضوع قلب بنا شده است، تقويت و ازدياد ايمان منوط به آن است كه در حوزه معرفت، آگاهي و علم خود را به حقايق هستي، خداوند متعال، رسول او و آموزههاي ديني افزايش دهيم؛ و در حوزه خشوع قلب، كوشش كنيم تا مطيع اوامر و نواهي خداوند متعال باشيم. حال چه در ساحت مسائل شرعي، چه در ساحت امور اخلاقي؛ چه فردي و چه جمعي. الميزان، ج 18، صص 261 - 260.
ناگفته نماند از آنجا كه عمل صالح در افزايش ايمان نقش اساسي دارد، بايد در تحقق آن كوشا بود. عمل صالح، عملي است كه انسان را در راستاي ايمانش به جلو برده و او را كامل كند. حال اين عمل ميتواند جوارحي باشد ميتواند جوانحي. مثلاً عمل روح هنگامي صالح ميشود كه او را وادار سازيم منظم فكر كند، علمي فكر كند. طوري فكر كند كه هميشه انديشه نو و صحيح توليد كند، به صورتي كه مصداق اين سخن رسول خدا(ص) واقع شود كه فرمود: «يك ساعت فكر كردن، از شصت سال عبادت بالاتر است». نگا: مرتضي مطهري، حكمتها واندرزها، صص 50 - 49.
خداوند ما را از پيروي هوا و هوس بازدار كه اساس زوال و كاهش ايمان است و بر انجام طاعات و ترك محرمات وادار كه اساس تقويت و افزايش ايمان است.
اي خدا آن كن كه از تو ميسزد كه ز هر سوراخ مارم ميگزد
جان سنگين دارم و دل آهنين ور نه خون گشتي در اين رنج و حنين
وقت تنگ آمد مرا و يك نفس پادشاهي كن، مرا فريادرس
گر مرا اين بار ستّاري كني توبه كردم من ز هر ناكردني
توبهام بپذير اين بار دگر تا ببندم بهر توبه صد كمر
من اگر اين بار تقصيري كنم پس دگر مشنو دعا و گفتنم
مثنوي / 5 / 2262 - 2267.
1- تمام لحظات حيات خودرا در حالت رؤيت خداوندي سپري خواهد كرد.
2- اعمالش از روي اخلاص خواهدبود.
3- براي ابديت خود ذخايري خواهد اندوخت.
4- از گناه، مكروهات و خيالات و اوهام بياساس پرهيز خواهد كرد.
5- حيات خود را بيهوده تلف نخواهد كرد.
6- درخواهد يافت كه هر عملي در اين عالم، عكسالعملي دارد.
7- از آرزوهاي دور و دراز خود دست برخواهد داشت.
8- در برابر حوادث صبر و شكيبايي پيشه خواهد كرد.
مؤمن آن باشد كه اندر جزر و مد كافر از ايمان او حسرت خورد
مثنوي / 5 / 3355.
9- ميكوشد تا در ميان پرتگاهها و خارستانهاي راههاي انحرافي، صراط مستقيم را پيشه كند.
10- امكانات و لحظات عمر را غنيمت شمرده، نميگذارد حوادث جبر نماي زندگي، حيات او را مختل سازد. نگا: تكاپوگر انديشهها، ص 135.
11- در هنگام ياد خدا دلهايشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود، بر ايمانشان بيفزايد. انفال / 2.
12- در تمامي امور بر خدا توكل ميكنند. انفال / 2.
13- سخني استوار و ثابت دارند. ابراهيم / 27.
14- نه ترسي دارند و نه اندوهگين ميشوند. مائده / 69.
15- به آخرت يقين و باور دارند. بقره / 4.
16- نماز را برپا ميدارند و از روزياي كه خدا به آنها عطا فرموده انفاق ميكنند. انفال / 4.
از آنجا كه ايمان بر دو ركن معرفت و خضوع قلب بنا شده است، تقويت و ازدياد ايمان منوط به آن است كه در حوزه معرفت، آگاهي و علم خود را به حقايق هستي، خداوند متعال، رسول او و آموزههاي ديني افزايش دهيم؛ و در حوزه خشوع قلب، كوشش كنيم تا مطيع اوامر و نواهي خداوند متعال باشيم. حال چه در ساحت مسائل شرعي، چه در ساحت امور اخلاقي؛ چه فردي و چه جمعي. الميزان، ج 18، صص 261 - 260.
ناگفته نماند از آنجا كه عمل صالح در افزايش ايمان نقش اساسي دارد، بايد در تحقق آن كوشا بود. عمل صالح، عملي است كه انسان را در راستاي ايمانش به جلو برده و او را كامل كند. حال اين عمل ميتواند جوارحي باشد ميتواند جوانحي. مثلاً عمل روح هنگامي صالح ميشود كه او را وادار سازيم منظم فكر كند، علمي فكر كند. طوري فكر كند كه هميشه انديشه نو و صحيح توليد كند، به صورتي كه مصداق اين سخن رسول خدا(ص) واقع شود كه فرمود: «يك ساعت فكر كردن، از شصت سال عبادت بالاتر است». نگا: مرتضي مطهري، حكمتها واندرزها، صص 50 - 49.
خداوند ما را از پيروي هوا و هوس بازدار كه اساس زوال و كاهش ايمان است و بر انجام طاعات و ترك محرمات وادار كه اساس تقويت و افزايش ايمان است.
اي خدا آن كن كه از تو ميسزد كه ز هر سوراخ مارم ميگزد
جان سنگين دارم و دل آهنين ور نه خون گشتي در اين رنج و حنين
وقت تنگ آمد مرا و يك نفس پادشاهي كن، مرا فريادرس
گر مرا اين بار ستّاري كني توبه كردم من ز هر ناكردني
توبهام بپذير اين بار دگر تا ببندم بهر توبه صد كمر
من اگر اين بار تقصيري كنم پس دگر مشنو دعا و گفتنم
مثنوي / 5 / 2262 - 2267.
یکی از تربیت شدگان مکتب عرفان می گوید:
در بعضی از سفرها به بزرگی برخوردم که سیمایش به سیمای عارفان می ماند. با او همراه شده در عرض طریق بدو گفتم : راه به سوی خدا چگونه است؟
در بعضی از سفرها به بزرگی برخوردم که سیمایش به سیمای عارفان می ماند. با او همراه شده در عرض طریق بدو گفتم : راه به سوی خدا چگونه است؟