راسخون

دين يعني چه؟

paysokhan کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 364
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 
«دين» در معاني متعددي استعمال مي‌شود مانند«جزاء» ، «پاداش» و « طاعت» ، چنانكه بر مجموع تعاليم اعتقادي و اخلاقي و عملي كه از سوي خدا به وسيلة پيغمبر به مردم ابلاغ مي‏شود، « دين» مي‏گويند بلكه گاه بر مطلق اينگونه تعاليم اگر چه از جانب خدا نباشد دين اطلاق مي‏شود.
 
در قرآن مجيد«دين» در اين معاني آمده است، مثلاً به معني «پاداش» و «جزاء» چنانکه در سورة فاتحة الكتاب مي‏فرمايد:« مالِكِ يَوْمِ الدّين»، مالك روز جزاء و در آيه پنجم سوره البينه در معني طاعت استعمال شده است :
 
«وَ ما اُمِرُوا اِلّا لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ» بيّنه/5
 
[امر نشده اند مگر اينكه خدا را عبادت كنند در حالي كه طاعت را براي او خالص كنند.]
 
و همچنين آيه:
 
«وَمَنْ أَحْسَنُ ديناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ ِللهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ» نسا/125
 
[طاعت چه كسي بهتر است از كسي كه روي خود را براي خدا تسليم كند و او نيكوكار باشد.]
 
كه بعضي از مفسرين فرموده‏اند: مقصود از دين، طاعت است.
 
و در معناي مجموع تعاليم اعتقادي و اخلاقي و عملي در مثل اين آيات آورده شده است.
 
«اِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللهِ الإِسْلامُ» آل عمران/19
 
[همانا دين در نزد خدا اسلام است.]
 
«وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ» آل عمران/85
 
[هر كس كه غير از اسلام ديني را انتخاب كند از او پذيرفته نخواهد شد.]
 
بنابر اينكه از «اسلام» در اين دو آيه همان معني علمي و اصطلاحي كه اسم است براي ديني كه بر حضرت خاتم انبياء نازل شده است قصد شده باشد، چنانكه ظاهر آيه هم همين است.
 
و مثل آية:
 
«هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهَرَهُ عَلَي الدّينِ» توبه/33 و صف/9
 
[او كسي است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا بر تمام اديان غالب گرداند.]
 
و در هر دو معني اخير (يعني آنچه از جانب خدا نازل شده و مطلق برنامه‏هاي اعتقادي و عملي اگر چه از جانب خدا نباشد) در اين آيه آمده است:
 
«لَكُمْ دينُكُمْ وَلِيَ دينِ» كافرون/6
 
[دين شما از آن شما و دين من از آن من.]
 
كه خطاب رسول خدا(ص) به كفار است.
 
و از آياتي كه در آن از «دين»، كل آنچه بر پيامبر نازل مي‏شود قصد شده است، اين آيه از سوره شوري است.
 
«شَرَعَ لَكُْمْ مِنَ الدّينِ ما وَصّي بِهِ نُوحاً وَالّذي آَوْحَيْنا اِلَيْكَ وَ ما وَصّّيْنا بِهِ اِبْراهيمَ وَ مُوسي وَ عيسي أَنْ أَقيمُوا الدّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فيهِ» شوري/13
 
[خدا شرع و آئيني كه براي شما مسلمين قرار داد حقايق و احكامي است كه نوح را هم به آن سفارش كرد و بر تو نيز همان را وحي كرديم و به ابراهيم و موسي و عيسي هم آن را سفارش نموديم كه دين خدا را بر پا داريد و هرگز تفرقه و اختلاف در دين نكنيد.]
paysokhan کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 364
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 
 
 
در تفسير «دين» آرا و مطالب گوناگونى از سوى غربيان مطرح شده است. «جان هيك» در كتاب «فلسفه دين» تعاريف گوناگونى از ديدگاه هاى مختلف درباره ى دين نقل مى كند:
 
 
 
أ) تعريف روان شناختى: «دين احساسات، اعمال و تجربيات افراد در هنگام تنهايى، آنگاه كه خود را در برابر هر آنچه كه الهى مى نامند، مى يابند.» (ويليام جيمز)
 
 
 
ب ) تعريف جامعه شناختى: «مجموعه اى از باورها، اعمال، شعاير و نهادهاى دينى كه افراد بشر در جوامع مختلف بنا كرده اند.» (تالكوت پارسونز)
 
 
 
ج) تعريف طبيعت گرايانه: «مجموعه اى از اوامر و نواهى كه مانع عملكرد آزاد استعدادهاى ما مى شود.» (اس. رايناخ) و همان رويكرد با همدلى بيشتر: «دين همان اخلاق است كه احساس و عاطفه به آن تعالى، گرما و روشنى بخشيده است.» (ماتيو آرنولد)
 
 
 
د) تعاريف دينى، مانند: «دين اعتراف به اين حقيقت است كه كليه موجودات تجليّات نيرويى هستند كه فراتر از علم و معرفت ماست» (هربرت اسپنسر)(1).
 
 
 
تنوع اين تفسيرها به گونه اى است كه انديشمندان مغرب زمين را وادار كرده تا اعتراف كنند: «اصطلاح دين داراى يك معناى واحد كه مورد قبول همه باشد، نيست. بلكه پديدارهاى متعدد فراوانى تحت نام دين گرد مى آيند كه به گونه اى با هم ارتباط دارند. ارتباطى كه لودويك ويتگنشتاين آن را شباهت خانوادگى(2) مى نامد».
 
 
 
2 ـ خصوص اديان الهى: «ان الدين عندالله الاسلام».
 
 
 
در تعريف دين، توجه ما به همان استعمال دوم لفظ «دين» است، كه خاص اديان الهى و داراى سطوح و مراحل مختلفى، مانند دين نفس الامرى و دين مرسل، است