تخت شماره بیست و نه hasan119 کاربر طلایی2 | تعداد پست ها : 3549 | تاریخ عضویت : مرداد 1388 نام کتاب : نويسنده : نا مشخص حجم : 126 کيلو بايت دسته بندي : داستان فرمت : pdf صفحات : 15 رمز عبور : رمز عبور ندارد. منبع : توضيحات : وقتی کاپیتان اپیوال به خیابان می آمد، تمام زن ها سرشان را بر می گرداندند. او که به راستی نمونه یک سرباز خوشگل هنگ سوار نظام بود، از این بابت همیشه خودنمایی می کرد و در خیابان خرامان خرامان راه می رفت. مغرور بود و هیشه به ران ها،کمر و سبیلش رسیدگی می کرد....