جامعه ما و البته می توانیم با تساهل بگوییم جامعه جهانی امروز بیش از از هر زمان دیگری درگیر انحرافات اجتماعی است. انواع فساد و انحراف و نابهنجاری و اعمال ضد اخلاقی از سوی عامه مردم خصوصا جوانان در حال انجام است و  هر یک به صورت یک زنجیره علت و معلولی، موجب گسترش بیشتر انحرافات می شود و این وضع است که امروز ما با معضلاتی چون اعتیاد دست و پنجه نرم می کنیم. بیش از صد ها هزار معتاد داریم و در جهان رتبه اول کشت خشخاش زا دارا ایم این انحراف اجتماعی که مسبب بسیاری دیگر از انحرافات است، دارا می باشیم! فساد جنسی و ایدز و... که به تابویی در نظام ما مبدل شده، پشت پرده مه قرار دارد و هیچ آماری از آن در دسترس نیست که این خود باعث جلوگیری از آموزش و موجب گسترش انحرافات دیگر است!  فساد اداری و مالی و رشوه و اختلاس و... در ادارات و سیستم بوروکراسی ما بیداد می کند ! از دیگر سو فقر و نابرابری و تبعیض در جای جای افغانستان و نظام اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ما هویداست که خود موجب بسیاری دیگر از انحرافات می شود! البته این موارد خود بخش های مختلف طیف معضلات اجتماعی رادر بر می گیرد،برخی آسیب اجتماعی هستند،برخی انحراف اجتماعی،  برخی مشکل اجتماعی، برخی مسئله اجتماعی، برخی ناهنجاری و برخی بی اخلاقی اجتماعی و... .     به نظر می رسد یکی از اقدامات جامعه شناسان در چنین شرایطی باید آسیب شناسی دقیق انحرافات و معضلات اجتماعی و شناختن راه های اصیل و صحیح جلوگیری از چنین مسائلی است! در نظر سنجی که در این وبلاگ قرار داشت، به طور موجز چند راه پیشنهاد داده شده بود از جمله اخلاق فردی و اجتماعی، دینداری، وجدان و عقل.  که به نظر می رسد هر یک از این موارد نقش عمده ای در جلوگیری از انحرافات اجتماعی دارند ...

   از یک سو عقل و عقلانیت، انسان را از بسیاری انحرافات و خطاها باز می دارد. عقل انسانی اگر بر رفتار و کردار انسانی مسلط باشد، آدمی را هرگز به سمت تباهی و فساد نمی کشاند و انحراف اجتماعی در جامعه ای کاملا عقلانی به حداقل می رسد! اما به هرحال انسان کاملا عقل نیست! احساس و عاطفه و شهوت ابعاد دیگر انسان هستند که در بسیاری موارد ما را از تصمیم عقلانی دور می کند و لذا برای جلوگیری از انحراف نمی توان آنچنان بر عقل و عقلانیت حساب کرد، گرچه بی تاثیر هم نیست. در این زمینه ۱۸ درصد پاسخگویان، عقل را مهم ترین راه جلوگیری از انحراف اجتماعی دانسته اند.   

     از دیگر سو وجدان آدمی، در بسیاری موارد به عنوان یک تابلوی راهنما و زنگ خطر عمل کرده و او را از انحراف باز می دارد. اگر شخصيت انساني براي خود يك ايده آل تشخيص داده و در رسيدن به آن ايده ال عامل محرك دروني داشته باشد اين عامل دروني وجدان ناميده مي شود وجدان را اگر مکمل عقل و اخلاق بدانیم از دیگر مواردی است که نمود بیرونی ندارد اما به اصلاح جامعه در بعد فردی کمک فراوانی می کند در این زمینه نیز ۱۵ درصد پاسخگویان، وجدان را مهم ترین عامل برای جلوگیری از انحراف اجتماعی برشمرده اند.

اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی، هر یک مهم ترین عامل عمل به هنجارها و جلوگیری از خطا  می باشند و در مجموع نیز بیشترین پاسخ پاسخگویان را به خود جلب کرده اند که در مجموع ۳۷ درصد یعنی بیش از یک سوم پاسخگویان بر مقوله اخلاق تاکید کرده اند که البته تاکید بیشتر با ۲۲ درصد بر اخلاق فردی و با ۱۵ درصد با اخلاق جمعی است.  این مسئله از این حیث که به عقیده برخی اخلاق اعم از دین است و بسیاری احکام ودستورات دینی امضای اخلاقیات جامعه بودند، اهمیت بیشتری پیدا می کند و امروز هم مانند زندگی طولانی اجتماعی بشر، اخلاق است که می تواند ما را  از انحرافات بازدارند. اخلاق تضمین کننده ارزشها و هنجارهای جامعه است و البته هر چه تنبیه متخلفان از اخلاق در جامعه محکم تر و بیشتر باشد، عمل به اخلاق  و اخلاقیات نیز بیشتر خواهد شد. بروز و ظهور فرهنگ ها و خرده فرهنگ های متفاوت و شکاف فرهنگی میان والدین و فرزندان و عدم تمییز ارزشها از سوی جوانان و ... امروز به معضلی در جامعه ما مبدل شده که در برخی موارد عمل به اخلاقیات خود ضد ارزش تلقی شده و در نتیجه انحراف و فساد اجتماعی اگر چه به هنجار مبدل نشده است، اما ناهنجاری نیز تلقی نمی گردد و امروز در هر جامعه ای اخلاق افول کند، انحراف و فساد در آن جامعه حتمی خواهد بود....

    دین مقوله ای بسیار نزدیک به اخلاق است که در نظر سنجی ما به طور خالص و مفرد، بیشترین گزینه را به خود اختصاص داده و ۲۸ درصد پاسخگویان دین را مهم ترین عامل جلوگیری از انحرافات برشمرده اند. این مسئله واضحی است که دین و تدین به علت مجازات و پاداش فراوان می تواند عامل مهمی در راهبری عامه مردم باشد. امروز حتی بسیاری از مجازات های حقوقی تخلفات اجتماعی، از احکام دینی استنباط می شود و این جدا از پاداش و تنبیه اخروی است که میتواند تاثیر فراوانی بر عمل دینداران داشته باشد. لذا با کاهش دین و دینداری همچون کاهش التزام به موازین اخلاقی، انحرافات اجتماعی در جامعه افزایش خواهد یافت.

    در خاتمه باید به این نکته اشاره کنم که امروز جامعه ما برای رهایی از درد رو به افزایش انحرافات اجتماعی، نیاز به دین و اخلاق دارد دو مقوله ای که اصلا حکومتی و دستوری نیست. دو مقوله ای که بیش از اجتماعی بودن، فردی است و البته به  واسطه همین فردی بودن، اجتماعی است. غفلت از هر یک می تواند آسیب های اجتماعی در افغانستان امروز  را بیش از این کند و همین آسیب هاست که مانع رشد و پیشرفت ما در تمام ابعاد حیات فردی و اجتماعی خواهد شد. لذا فرهنگ سازی از سوی حکومت و روحانیون  و  نخبگان و روشنفکران به طور صحیح و اصولی و نه دستوری و تبلیغی و شعاری، می تواند جامعه را از انحراف رهانده و به سوی سعادت و پیشرفت رهنمون سازد..... به امید آن روز