نام کتاب :
نويسنده : نا مشخص
حجم : 137 کيلو بايت
دسته بندي : داستان

فرمت : pdf
صفحات : 16
رمز عبور : رمز عبور ندارد.
منبع :

 توضيحات :  یکشنبه: امروز یک دعوای حسابی از مامانم شنیدم چون با تاکسی برای خرید دفتر رفتم. بعد از سر و صدای اولیه مامان گفت که تعداد دفاتر برای یک سال کافی است. من هم گفتم که این همه دفتر را نمی توانستم کول کنم، هر چند مجبور شدم اعتراف کنم که موقع رفتن می توانستم با اتوبوس بروم...