فرار hasan119 کاربر طلایی2 | تعداد پست ها : 3549 | تاریخ عضویت : مرداد 1388 نام کتاب : نويسنده : ولف دیتریش اشنوره حجم : 57 کيلو بايت دسته بندي : داستان فرمت : pdf صفحات : 4 رمز عبور : رمز عبور ندارد. منبع : توضيحات : مرد ریش داشت. کمی پیر بود دست کم نسبت به زن خیلی پیر بود با آن ها کودکی همراه بود کودکی بسیار خرد سال بچه مدام از گرسنگی جیغ می شکید زن هم گرسنه بود اما چیزی نمی گفت تنها هنگامی که مرد به او نگاه می کرد لبخند می زد یا دست کم می کوشید که لبخند بزند مرد هم گرسنه بود آنها نمی دانستند که کجا می روند تنها می دانستند که دیگر نمی توانند در زادگاهشان بمانند. آنجا ویران شده بود . ...