نام کتاب :
نويسنده : نا مشخص
حجم : 155 کيلو بايت
دسته بندي : داستان

فرمت : pdf
صفحات : 13
رمز عبور : رمز عبور ندارد.
منبع :

 توضيحات :  صبح دل انگیزی بود، آن دو راهب در حالیکه زیر لب حمد و ثنای خدا می گفتند به سوی معبدشان باز می گشتند. راهب مسن تر در جلو راه می رفت و راهب حجوان با اندک فاصله ای در پی او روان بود. در مسیر گذر آنها رودخانه ای بود، کم عمق و زیبا. در ساحل آن رودخانه دختری جوان و زیبا ایستاده بود که می ترسید تنها از آن رود بگذرد. با نزدیک شدن راهب پیر دختر جوان گفت: ...