چراغ آخر hasan119 کاربر طلایی2 | تعداد پست ها : 3549 | تاریخ عضویت : مرداد 1388 نام کتاب : نويسنده : صادق چوبک حجم : 711 کيلو بايت دسته بندي : داستان فرمت : pdf صفحات : 115 رمز عبور : رمز عبور ندارد. منبع : توضيحات : کشتی تازه لنگر برداشته و راه دریا را پیش گرفته بود، اما هنوز صدای دندان قرچه جرثقیل ها که مدتی پیش از کار افتاده بودند تو گوش جواد زق زق می کرد و درونش را می خراشید. کشتی به خود می لرزید. صدای کشدار جهنمی آتشخانه و موتور و لرزش دردناکی در تن آن انداخته بود. تخته های کف آن زیر پایش مورمور می کرد. و حالت خواب رفتگی در پاهای خودش حس می کرد ....