نام کتاب :
نويسنده : صمد بهرنگی
حجم : 123 کيلو بايت
دسته بندي : داستان

فرمت : pdf
صفحات : 3
رمز عبور : رمز عبور ندارد.
منبع :

 توضيحات :  روزی بود روزگاری. مردی هم بود از آن بدبختها و فلک زده های روزگار. به هر دری زده بود، فایده ای نکرده بود. روزی با خودش گفت: اینجوری که نمی شود دست روی دست بگذارم و بنشینم. باید بروم فلک را پیدا کنم و از او بپرسم سرنوشت من چیست، برای خودم چاره ای بیندیشم. پاشد و راه افتاد. رفت و رفت تا رسید به یک گرگ. ...