حيا و شرم
حيا و شرم
حيا يعني : خجالت كشيدن از انجام كار زشت در مقابل ديگران .
حيا از صفات برجسته اخلاقي است ، كه موجب مي شود انسان هرگز پرده دري نكند ، نسبت به كارهاي زشت گستاخ نگردد .
امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : لا ايمان لمن لا حياء له .« كسي كه حيا ندارد ، ايمان ندارد . ( بحار ، ج 68، ص 331)
پيامبر اكرم ( صلي الله عليه وآله ) فرمود : رحم الله عبداً استحيا من ربه حق الحيا . « رحمت خدا بر آن بنده اي كه از پروردگارش آن طور كه بايد ، حيا كند . » ( بحار ، ج 68، ص336)
حيا گاهي از خداوند است و گاهي از مردم
حيا از خداوند سبب مي شود كه انسان گناه نكند زيرا وقتي كسي احساس مي كند در محضر خداوند و در مقابل ديد خداوند است ، از انجام گناه شرم خواهد داشت . حيا از خداوند بستگي به معرفت انسان از خداوند دارد ؛ هر كس هرچه بيشتر خداوند را بشناسد بيشتر از او حيا مي كند و اگر كسي خوب دقت كند ، مي بيند كه دو فرشته الهي كه مأمور بر او هستند و پيامبر و ائمه اطهار ( عليهم السلام ) كه اعمال ما به آنها عرضه مي شود و بالاتر از همه خداوند متعال ناظر اعمال ماست . بنا بر اين در حضور اين افراد چگونه مي شود گناه كرد ؟!
گويند كاسب بت پرستي هرگاه ميخواست خيانت كند پارچه اي بر روي بت خود مي انداخت تا در مقابل او گناه نكرده باشد .
و اما حيا از مردم معنايش اين است كه كار زشت را علني نكند . كسي كه با حيا باشد ، حتي اگر گناه بكند ، سعي مي كند آن را مخفيانه و به دور از ديد ديگران انجام دهد و مي دانيم گناهي كه علني انجام شود و به مراتب فسادش بيش از گناه مخفيانه است ، چرا كه گناه علني ، نه تنها معصيت خداوند است و موجب هلاك گناه كننده است ، بلكه حريم گناه و زشتي آن را مي شكند و موجب ترويج كار زشت در ميان ديگران مي شود .
حيا اقتضا مي كند انسان در مقابل علماء ، پدر و مادر ، معلم و بزرگتر از خود ، گستاخي و بي ادبي نكند ، با آنها تند و سبك سخن نگويد و به آنها احترام كند ، كسي كه حيا دارد هرگز فحش نمي دهد ، مسخره نمي كند ، در مقابل ديگران كارهاي سبك و پست انجام نمي دهد .
حياء خوب و بد
حيا و شرم اگر فقط جنبه ناتواني و سستي داشته باشد مذموم است ، مثل كساني كه از حضور در اجتماع و يا سؤال از معلم و كارهاي خوب ديگر خجالت مي كشند و در نتيجه سبب عقب افتادن ايشان در زندگي ميشود . خجالتهاي بي مورد يكي از موانع پيشرفت به حساب ميآيد.
حياء خوب يعني شرم داشتن از كارهاي زشت و ناپسند و يا پست و سبك .
بنابراين هيچكس نبايد از انجام كارهاي نيك خجالت بكشد و شرم داشته باشد ، هرچند عده اي اين كارها را نپسندند . نماز خواندن و يا غسل كردن و يا اطاعت و احترام به پدر و مادر و يا هر چيزي كه خداوند به آن دستور داده بايد انجام شود و هرگز نبايد به بهانه حيا از آن دست بر داشت ، هرچند نادانان انسان را سرزنش كنند .
قرآن مجيد يكي از صفات دوستان خدا را چنين ذكر مي كند :
لا يخافون لومة لائم ؛ ( سوره مائده ، آيه 54)
از سرزنش هيج سرزنش كننده اي واهمه ندارند .
آنكه در حقيقت بايد خجالت بكشد ، شخص گناه كار و متخلف است ، نه كسي كه كار صحيح مي كند ؛ آن بانويي كه حجاب را رعايت نمي كند يا با سر و وضع ناهنجار در اجتماع ظاهر مي شود و بي حياي مي كند ، او بايد از كار خود خجالت بكشد نه كسي كه به حكم عقل و دين حجاب و عفت را رعايت مي كند ، و آيا جاي تعجب و يا تأسف نيست در جايي كه گنه كاران هوسباز از علني كردن كارهاي زشت خود نه تنها حيا نكرده كه افتخار هم ميكنند ، جوانان مسلمان كه به حكم عقل و دين كار صحيح انجام مي دهند خجالت بكشند ؟!
نكوهش بي حيايي
در مقابل با حيا بودن ، بي حيايي است ، بي حيا كسي است كه بي ادبي و گناه برايش عادي و معمولي شده است و به خود و خدا و جامعه اهميت نمي دهد ، انسانهاي بي حيا معمولاً بد دهن و فحاش هستند ، از دروغ و تهمت ابايي ندارند ، مادر و معلم و بزرگتر نمي شناسند .
بي حيايي انسان را به هر كار زشتي وادار مي كند، امام هفتم ( عليه السلام ) ميفرمايد : از مثلهاي پيامبران نمانده مگر يك كلمه:
اذا لم تستح فاعمل ما شئت ( بحار ، ج 68 ، ص 335 )
اگر حيا نداري هر كار كه مي خواهي بكن .