از خدا عمر طولانی نخواهید!
فرهنگ قرآن
قرآن كریم می فرماید: ... یَوَدُّ اَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّر اَلْفَ سَنه.( بقره/96)
با این بیان به یكی از«معایب»یهود اشاره دارد؛و می گوید: یهودیان آرزومندند كه هزار سال عمر داشته باشند .
پس طبق فرهنگ قرآن آرزوی عمر زیاد مذموم است . لذا این که می گویید ان شاء الله 120 ساله باشی این هم مذموم خواهد بود ! یعنی، چیزی را كه قرآن نهی كرده است ما درست همان را انجام می دهیم !
این به خاطر این است كه«فرهنگ»ما با فرهنگ«قرآن»هماهنگ نبوده است .
فرهنگ قرآن مذمت می كند كه انسان آرزومند عمر طولانی باشد . حرص به حیات دنیا از دید قرآن كریم مذموم است .
در حالیكه ما در فرهنگ خودمان این معنی را به فرزندان خود تزریق می كنیم . و جزء دعاهایمان می شود كه عمر طولانی داشته باشیم . پس انسان نبایست حریص عمر طولانی باشد، نه برای خود، و نه برای دیگران .
آن چیزی كه برای انسان مطرح است این است كه در این حیات دنیا«بیدار»باشد . عمده برای انسان«پاك»رفتن است نه«زیاد»ماندن .
جلسه، جلسه امتحان است و ارزش انسان در این است كه پاسخ ها را درست جواب داده باشد . دقیقه اول پاسخ را بدهد، از نمره او كسر نخواهد شد، نمره را بر اساس همان سوالاتی كه طرح نموده اند می دهند .اگر به کسی 100سوال داده باشند، نمره 20را بین آن 100سوال تقسیم می کنند. و اگر به كسی هم دو سؤال داده باشند، نمره 20را به آن دو سؤال می دهند.
اینكه عمر انسان طول بكشد معنایش آن است كه سؤالات بیشتر شود !
نمره 20 بر مجموع آن سؤالات، همینطور اگر مال انسان، توان انسان و...بیشتر شود؛ یعنی كه آن سرشكن گردد .
عمده این است كه انسان سؤالات را جواب بدهد والا اینكه چند سؤال باشد مهم نیست .
شیوه تربیت
مثلی معروف است كه می گوید: اِیاكَ آَعْنِی وَ اسْمَعِی یا جارَّ ؛ درب ! به تو می گویم دیوار تو گوش كن ! و در روایت آمده است كه«تعلیمات»كتاب خدا؛ قرآن كریم از همین قبیل است .
یعنی؛ بی پرده، مستقیم و سریح سخن نمی گوید، بلكه با«كنایه»و دیگران را مخاطب خود قرار دادن، حرف های بسیار خود را خواهد گفت .
شاید برای خود شما هم این اتفاق افتاده باشد كه از دوست خود معایبی سراغ داشته اید اما به صراحت نخواسته اید به او بگویید بلكه با این بیان گفته اید كه مثلا: دوستی داشتم در گذشته معایبی داشت و یكی از معایب او این بود كه حرفها را پیش خود نگاه نمی داشت، و هر حرفی را كه می شنید پیش این و آن طرح می كرد، و همین امر باعث فتنه و اختلاف و درگیری می شد و...
طبیعی است كه این نوع نصیحت گویی نافذتر و پرتأثیرتر خواهد بود . و قرآن كریم جهت نفوذ بیشتر در طرح نصایح، همین شیوه را اتخاذ نموده است، یعنی نقل گذشته و گذشتگان می نماید و می گوید: «یهود»چنین كردند یا چنان كردند .
یعنی، مسلمانها ! شما چنین و چنان نكنید .
آیت الله حایری شیرازی
که از جمله آنها ابو حمزه ی ثمالی که رحمت خدا بر او باد است.
که از جمله آنها ابو حمزه ی ثمالی که رحمت خدا بر او باد است.
دوست خوب من سلام
من در چند روز آینده هم نقد مطلب از خدا عمر طولانی نخواهید و هم پاسخ سوالات شما را خواهم داد
مدیریت تالار ختم قرآن و قرآن شناسی
sifalaw
از برادران طلبه و اهل دین تقاضا دارم یه سری به اینجا بزنن و جواب کسایی کورکورانه ایات خدا رو رد میکنن بدن
این مطلب از یکی از بزرگان شیعه است
از برادران طلبه و اهل دین تقاضا دارم یه سری به اینجا بزنن و جواب کسایی کورکورانه ایات خدا رو رد میکنن بدن
این مطلب از یکی از بزرگان شیعه است
در نهج البلاغه، بخش کلمات قصار، آمده است که شخصی آمد خدمت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و زبان به ذم دنیا گشود که دنیا چنین است و دنیا چنان، دنیا انسان را فریب می دهد، دنیا انسان را فاسد می کند، دنیا دغلباز و جنایتکار است، و از این قبیل سخنان. این مرد شنیده بود که بزرگان، دنیا را مذمت می کنند، خیال کرده بود مقصود از مذمت دنیا مذمت واقعیت این جهان است، مقصود این است که جهان فی حد ذاته بد است، نمی دانست که آنچه بد است دنیاپرستی است، آنچه بد است دید کوتاه و خواست محدود است که با انسان و سعادت انسان ناسازگار است.
علی علیه السلام به او فرمود: تو فریب دنیا می خوری، دنیا تو را فریب نمی دهد، تو بر دنیا جنایت وارد آورده ای، دنیا بر تو جنایت نکرده است... تا آنجا که فرمود: دنیا با کسی که با صداقت رفتار کند صدیق است و برای کسی که آن را درک کند مایه عافیت است، دنیا معبد دوستان خدا، مصلای فرشتگان خدا، فرودگاه وحی خدا، تجارتخانه اولیاء خداست...
جوابیه برای از خدا عمر طولانی نخواهید
در سوره بقره آیات قبل از 96 به موضوع کفر و عناد از قرآن اشاره شده . یهودیان کتاب قرآن را نپذیرفتند با اینکه قبل از خاتم می دانستند که می آید و در تورات هم به آن اشاره شد بود ولی باز کافر شدند و از نعمت وجود پیامبر ناسپاسی کردند و خدا هم بر آنان خشم گرفت یهودیان از روی حسادت راه ستمگری در پیش گرفتند که چرا فضل خدا مخصوص بعضی از بندگان گردیده و به خاطر این حسد باز هم مورد خشم خدا قرار گرفتند و عذاب خدا برای آنها خواری بود . وقتی دعوت به اسلام شدند گفتند به تورات ایمان دارند چون برای آنها نازل شده و به غیر تورات کافر شدند در حالیکه قرآن حق است و کتاب آنها را تصدیق می کند بنابراین خدا فرمود بگو ای پیامبر اگر شما در دعوای ایمان به تورات راستگو بودید به کدام حکم تورات از این پیش پیغمبر آن را کشتید . به این همه آیات و دلایل روشن که موسی برای شما آشکار نمود باز گوساله پرستی اختیار کردید در غیاب او که مردمی سخت ستمکار بودید و بیاد آرید وقتی را که از شما پیمان گرفتیم و طور را بر فراز شما بداشتیم که باید آنچه بر شما فرستادیم با ایمان محکم بپذیرید و سخن حق بشنوید گفتید خواهیم شنید ولی در نیت عصیان خواهیم کرد ( قلب و زبان یکی نبودن ) و از آنرو دلهای شما فریفته گوساله شد که به خدا کافر بودید بگو ای پیغمبر ایمان شما سخت شما را بکار بد و کردار زشت می گمارد اگر ایمان داشته باشید بگو ای پیغمبر که اگر سرای آخرت را خدا با آن همه نعمت به شما اختصاص داده دون سایر مردم باید که همیشه آرزومند مرگ باشید اگر راست می گویید و هر کدام آرزوی مرگ نخواهید کرد زیرا عذاب بد بواسطه کردار بد خود در آخرت برای خویشتن مهیا کرده اید و خدا به همه ستمکاران آگاه است و بر همه پیداست که یهودیان حریص تر از همه مردمند به زندگی مادی حتی مشرکان از این روی یهودی آرزوی هزار سال عمر می کند و اگر به آرزویش برسد عمر هزار سال هم او را از عذاب نرهاند و خدا بکردار نا پسند آنان آگاه است
این بود داستان حرص یهود. پس عمر طولانی خواستن از خدا مذمت نیست اگر بخواهیم بمانیم و اعمال نیک انجام دهیم و فکر نکنیم بودن در این دنیا در دراز مدت باعث می شود اعمال ما به فراموشی سپرده شود . در این آیات به خاطر کفر و حرص یهود که خوب می دانستند چه کرده اند و برای اینکه از عذاب نجات پیدا کنند آرزوی هزار سال عمر کردند این مطلب بیان شده . دوستان می توانند برای اطلاعات بیشتر به تفاسیر قرآنی مراجعه فرمایند در صورت سوال می توانید در بخش سوالات و پیشنهادات تالار ختم قرآن سوال خود را مطرح کنید .