جملات شرطي
جملات شرطي شامل دو قسمت ميباشند: يکي و ديگري . عبارتي که حاوي باشد را و عبارت ديگر را ميناميم.
رويدادي که در توصيف ميشود بستگي به شرطي دارد که در بيان ميشود.
|
we will get wet. |
it rains this evening, |
|
عبارت اصلي |
عبارت شرطي |
عبارت شرطي ميتواند در انتهاي جمله نيز بيايد، ولي در اين صورت علامت ويرگول (,) حذف ميشود:
|
you press this button. |
The door opens |
|
عبارت شرطي |
عبارت اصلي |
به طور کلي سه نوع جمله شرطي وجود دارد:
-
جملات شرطي نوع اول
-
جملات شرطي نوع دوم
-
جملات شرطي نوع سوم
جملات شرطي نوع اول
از جملات شرطي نوع اول براي بيان يک شرط (يا موقعيت) ممکن و يک نتيجه محتمل در آينده استفاده ميشود.
| if |
|
||
|
if |
I work hard, |
I will |
pass my exams. |
-
If I your watch, I tell you. (.اگر ساعت شما را پيدا کنم به شما خواهم گفت)
-
wenow, wecatch the 10.30 train.
(اگر حالا حرکت کنيم به قطار ساعت 10:30 ميرسيم) -
I him, I tell him the news. (.اگر او را ببينم خبرها را به او خواهم گفت)
-
You get wet you an umbrella. (.اگر چتر نبري خيس خواهي شد)
|
|
|
|
جملات شرطي نوع دوم
از جملات شرطي نوع دوم براي بيان يک شرط يا موقعيت غير واقعي يا غير ممکن و نتيجه محتمل آن در زمان حال يا آينده بکار ميرود. در واقع در اين نوع جملات حال يا آيندهاي متفاوت را تصور ميکنيم.
| if |
|
||
|
if |
I had more money, I |
would ('d) |
buy a new car. |
|
if |
you lived in England, you |
would ('d) |
soon learn English. |
چند مثال ديگر:
-
he any money, I it to him. (But he doesn't need it)
(اگر به پول احتياج داشت به او قرض ميدادم) -
I more time, Iyou. (اگر وقت بيشتري داشتم به شما کمک ميکردم)
-
I a rich man, Ian expensive car.
(اگر ثروتمند بودم يک ماشين گرانقيمت ميخريدم) -
I accept the job (even) they it to me.
(اگر آن کار را به من پيشنهاد ميکردند هم قبول نميکردم)
|
|
|
|
جملات شرطي نوع سوم
از اين نوع جملات شرطي براي تصور گذشتهاي غير ممکن استفاده ميشود. در واقع در اين نوع جملات، گوينده آرزوي يک گذشته متفاوت را دارد. (ولي به هر حال گذشتهها گذشته!)
|
|
-
Iyou, I hello.
(اگر تو را ديده بودم، سلام ميدادم) -
he more carefully, he injured.
(اگر با دقت بيشتري رانندگي کرده بود، مجروح نميشد) -
I you were in hospital, I to visit you.
(اگر ميدانستم شما در بيمارستان بستري بوديد ميآمدم و شما را ملاقات ميکردم) -
I to see him I that he was ill.
(اگر ميدانستم بيمار بود ميرفتم و به او سر ميزدم)
|
|
|
|
ادامه بده خیلی خوبه اگر چند تست مرتبط هم کنارش بذاری عالی می شه
ادامه بده خیلی خوبه اگر چند تست مرتبط هم کنارش بذاری عالی
مموافقم