دانلود رمان
رمان عشق برای عشق و رمان عشق ماندگار (رمان عاشقانه)
اردلان برای ساشا جشن تولد مفصلی گرفت و از کل فامیل دعوت کرد . شب هنگامی که به خانه آمد بسته بزرگی در دستش بود . به طرفش رفتم و گفتم : اردلان هدیه ات را بزار زمین روی میز کنار هدیه سولماز
این مال ساشا نیست ، مال مامانی ساشاست بیا بگیر عزیزم
مرسی چرا زحمت کشیدی و جعبه را باز کردم داخل آن یک دست لباس به رنگ سبز یشمی بود
سایه جان میشه ازت خواهش کنم برای امشب بپوشیش
لبخندی زدم و گفتم : حتما
سولماز موهایم را برایم سشوار کرد بعد از اینکه آرایش کردم ، لباسم را پوشیدم و سولماز نگاهی بهم کرد و گفت : خیلی ناز شدی لباست ام خیلی قشنگه ، مبارک باشه ، می گم اردلان هم خوب سلیقه ای داره ها !
اگه سلیقه نداشت که منو انتخاب نمی کرد ........
بخشی از کتاب رمان زیبای عشق ماندگار نوشته مهدی امین جعفری
درباره عشق love سخنهای بسیاری گفته شده است و شاید کمتر کلمه ای مانند عشق دارای تعبیرات مختلف و متناقص در ادبیات باشد . بعضی از شاعران از عشق بعنوان بالاترین مقامی که انسان به آنجا دست پیدا می کند نام می برند و درباره آن گفته اند :
زنده بی عشق ، کسی در همه عالم نیست
وآنکه بی عشق بماند نفسی آدم نیست
ز سوز عشق خوشتر در جهان نیست
که بی اون گل نخندید ابر نگریست ( نظامی )
بخشی از کتاب رمان درباره عشق برای عشق
| ردیف | نام کتاب | توضیحات دانلود کتاب | موضوع | حجم | دریافت |
| 978 | عشق برای عشق | مهدی امین جعفری | داستان | 250 kb | |
| 979 | عشق ماندگار | فائزه عطاریان | رمان | 1.2 mb |
رمان زیبای سحر/ نویسنده : فهیمه نادری فرد
چشم باز کردم و دکتر رو دیدم که با یه مرد دیگه روی نیمکت نشسته بود خیلی جوون تر بود و خوش قیافه تر و جذابتر اون مردی که کنار دکتر نشسته بود یکدفعه از جاش پرید و گفت: اوه ...اوه .. اوه فرشید جان بشین که منو احضار کردن که برم
فرشید دستشوگرفت و گفت: چیه باز یه خانوم دیدی فنرت در رفت
مرد دوباره نشستو گفت: اَه ...همش تقصیر توئه که بابا ما رو نفرستاد اروپا آخه مگه این جا چی داره که نمی تونی دل بکنی؟
فرشید اخم کرد و گفت:آخه همین جا به زور می تونم پیدات کنم اگه بریم اونجا با اون دخترای آزادی که اونجا ست دیگه وای چه فاجعه ای رخ بده
برای دانلود کتاب رمان سحر بصورت الکترونیکی و برای موبایل بر روی لینک های ذیل کلیک بفرمائید
رمان ایرانی امشب سیمین شیردل رمان نفس سپیده
اگر میخواهی سرگذشت من رو بدونی باید قول بدی خوب به حرفام گوش کنی و هر جا بردمت بیایی
نه نگی ... بعد قضاوت کنی . در مورد همه چی ، در مورد من ، عشقم ، زندگیم و....
میخوام برگردم به گذشته . نه گذشتهای خیلی دور کمی دور . به اندازه یک وجب نه شایدم کمتر به اندازه یک پلک به هم زدن .....
| ردیف | نام کتاب | توضیحات دانلود کتاب | موضوع | حجم | دریافت |
| 1078 | رمان امشب | سیمین شیردل | رمان | 1.3 mb | |
| 1079 | رمان نفس | سپیده | رمان | 749 kb |
کتاب داستان مگه تنهایی بده نوشته علی قاسمی
شب بود و سکوتش ، اذان مغرب بود و شکوهش ، بچه های مسجد بودند و قرارهایشان . آن شب قرار بود تا صبح در مسجد بمانند و پلی استیشن بازی کنند ! حسین بود و نداشتن تحمل حسابی که رویش باز کرده بودم .
حسین در این سال تحصیلی 4 مشروط در کارنامه داشت و می بایست در شهری ور ماه امتحان های جبرانی بدهد . از طرف دیگر به خاطر همین تعداد مشروط اجازه شرکت در برنامه های درسی مدرسه در تابستان که در یک شنبه و چهار شنبه هر هفته برگزار می شد را نداشت . اتفاقا تمام مباحث درسی تدریس شده تابستان برای اول مهر لازم بود و این
من بودم که این ها را باید به او گوش زد می کردم .
رمان مهرمهتاب تکین حمزه لو رمان تا ته دنیا دهکردنژاد
دستم را بالا آوردم:پدرومادرم حرفهایی می زدن که معنی اش رضایت بود.می ترسن اینبار دیگه من بمیرم وداغم رو دلشون بمونه. حسین دستم را درهوا گرفت,دستش گرم بود ودست سرد مرا گرم می کرد.آهسته دستم را به طرف صورتش برد وبوسه ای کوچک بر پشت دستم زد.صدایش می لرزید:
-خدا نکنه,ازخدا می خوام هیچ روزی رو بدون تو نبینم.
دیگراحساس ضعف وبی حالی نداشتم,از عشق حسین سرشار بودم ودلم می خواست زودتراز بیمارستان مرخص شوم وتکلیفم مشخص شود.
| ردیف | نام کتاب | توضیحات دانلود کتاب | موضوع | حجم | دریافت |
| 1120 | رمان مهر و مهتاب | تکین حمزه لو | رمان | 1.7 mb | |
| 1121 | رمان تا ته دنیا | سوگند دهکرد نژاد | رمان | 1.5 mb |
رمان رایگان تکین حمزه لو دختری در مه و از این همه جا
چیزی نگفت و دکتر نفس عمیقی کشید: این فاجعه یک روی دیگه هم داره. تعداد دخترای مصرف کننده این مواد بیشتر از پسرهاست. چون قرص تر وتمیزه و احتیاج به جای مخصوص و سرنگ و کثافت کاری نداره. اما می دونی چقدر خطرناک تره؟ حالا عوارض جسمی و ذهنی یه طرف، از طرف دیگه اثری است که روی احساس جنسی مصرف کننده می ذاره، رفتارهای جنسی بعد از مصرف این قرص از کنترل فرد در میاد. برای همین هم تو مهمونی ها اکثراً دختر و پسرها با حالتی عاشقانه و دوستانه با هم رابطه ای پیدا می کنن که تازه فرداش می فهمنن چه بلایی سرشون اومده. اکثراً دخترا برای پرداخت پول این مواد، و برای ادامه زندگی، تن به فحشا می دن. خیلی ها هم به خاطر بی خبری تو اون حالت، ایدز و هپاتیت می گیرن. دیگه چی بهت بگم؟خیلی ها بعد از از بین رفتن اون حالت سرخوشی، دچار افسردگی می شن و خود کشی می کنن. یه سری هم به علت توهم شدید دچار مرگ می شن. که احتمالاً برادرت تو جزو این دسته بوده.....
بخشی از کتاب رمان از این همه جا نوشته تکین حمزه لو
|
1204<?XML:NAMESPACE PREFIX = O /> |
از این همه جا |
تکین حمزه لو |
رمان |
1 mb |
|
|
1205 |
دختری در مه |
تکین حمزه لو |
رمان ایرانی |
1.4 mb |
|
کتاب رمان زیبای فریاد نوشته خانم رقیه نصرالله پور ( ستاره )
ماه اسفند هم تموم شد و بهار با تموم قشنگی هاش اومد و این قشنگی و طراوت توی خونه ی ما هم قدم گذاشت . پرهام هنوز به گفته دکتر احترام گذاشته بود و ازم دوری میکرد . میترسید دوباره حالم بد بشه . نمیدونم ، شاید گفته دکتر بهانه ای براش بود تا ازم دور باشه .. لحظه سال تحویل کنار پرهام بودم . اولین سالی بود که عید کنار کسی بودم که دوستش داشتم . کنار کسی که درکنارش بودن آرزومه . آرزومه که توی آغوشش زندگی کنم و صدای نفس هاش لالایی شب هام باشه . شب هایی که هیچوقت برام تکرار شدنی نیستند . بعد از سال تحویل همه به پرهام زنگ زدن و سال نو رو تبریک گفتن .
صبح زود بیدار شدم و خونه رو تمیز کردم . ساعت نه بود که پرهام بیدار شد و رفت دوش بگیره . وقتی اومد من لباسم رو پوشیده بودم . با دیدن من غم بزرگی توی چشماش نقش بست . حوله رو از روی سرش برداشت و به کیفم نگاه کرد :
- فکر نمیکردم اینقدر دقیق باشی که بخوای سر سال بری .
بلند شدم و به طرفش رفتم حوله رو به موهاش کشیدم . چشمای پف کرده اش نشون میداد شب بدی رو گذرونده .
- دیشب نخوابید ی؟
- چرا ! خوابیدم .
پرهام بگو تو هم دوستش داری . بگو به خاطر رفتن من ناراحتی . بگو شب بدی بود . بگو که دوستم داری ... بگو که ...
- راستش نه نخوابیدم . میخواستم در مورد یه چیز مهم تصمیم بگیرم . در مورد شرکته .
هنوز هم مغرور و شکست ناپذیری پرهام . کاش کمی از اون غرورت رو از دست میدادی . کاش مدونستی دلم چقدر شکسته ....
رمان زیبای مهتاب نوشته فهیمه نادری فرد
بازی غیر عادلانه ای با دختری که مثل همه دخترا احساس پاک و ناب دخترونه شو کف دستش گرفته بود و با تلنگری می شکست
دختری نبودم که ضعیف جلوه کنم ولی با این که نشون نمی دادم از درون خیلی حساس و شکستنی بودم فکر می کردم هیچ وقت عاشق نمی شم . می ترسیدم آخه توی جامعه ما انگار رواج پیدا کرده بود که همیشه در حق زنا ظلم بشه
توی شهر کوچیک ما هنوز هم حقوق زن و مرد مساوی نبود مردا به راحتی هر کار دلشون می خواست می کردند و زناشون از ترس اینکه مبادا زندگیشون بهم بخوره مثل احمقها می دیدند و ساکت می موندند تا شاید شوهرش متوجه اشتباهش بشه
همه متعجب واستاده بودند و منو نگاه می کردند همیشه از اینکه یه موجود ضعیف به نظر بیام متنفر بودم برای همین اون لحظه که همه نگاهها تحسین آمیز بود خوشحال شدم و برای تشکرهای صاحب ماشین فقط سرمو تکون دادم و در حالی که چشمامو ریز کرده بودم از کنار اون مرد رد شدم و با صدایی که خشممو به وضوح نشون می داد گفتم: امیدوارم دیگه هیچ وقت مرد بودنتو به رخ هیچ کس نکشی
لبخندی بهم زد و من ازش رو برگردوندم و به هتل محل استقرارمون رفتم
داستان " دا " خاطرات سیده زهرا حسینی
دانلود کتاب داستان " دا "
خاطرات سیده زهرا حسینی
کتاب داستان " دا " خاطراتی از دوران جنگ تحمیلی می باشد که داستان یک خانواده کرد است که پس از اخراج از عراق در خرمشهر ساکن شدند و با وقوع جنگ ماجراهایی برای اعضاء خانواده و به ویژه دختر 17 ساله انها روی می دهد که نکات جالب و اموزنده ای را بهمراه دارد و تا کنون فروش بسیار بسیار بالایی داشته است
صفحه : 371
حجم : 8.2 mb
حدودا چهارده سالم بود که کتاب زنان قهرمان را خواندم . گذشته از زنان صدر اسلام ، شخصیت جمیله بوپاشا دختر مسلمان و انقلابی الجزایری برایم بسیار جالب بود ؛ در حالی که سخت بود پذیرش این واقعیت که دختری جوان با تمام وجود با اشغالگران کشورش وارد مبارزه ای نابرابر شود . او برای برای حفظ شرافت و آزادگی مردمش تمام شکنجه های وحشیانه فرانسوی های متجاوز را به جان می خرد . اما زیر بار ذلت اشغالگران نمی رود .
در امبولانس را باز کردند . دو تا مجروح داخلش بودند . با کنجکاوی نگاه شان کردم . یکی از ان ها خیلی ناجور سوخته بود . یک تکه سیاه شده بود . ادم نمی توانست تشخیص بدهد این سیاهی تنش است با پوست بدنش ذغال شده . سالم ترین قسمت بدنش صورتش بود که پوست ان هم کنده شده بود . از زخم های صورت و دستانش خون می امد . وقتی او را روی برانکادر گذاشتند ف هیچ ناله ای نکرد . رویش ملحفه کشیدند و او را سریع بردند
مجروح دوم به نظر وضعیت بهتری داشت و دست ، پا و پشتش سوخته بود و پوست هایش اویزان شده بودند . موهای سوخته سر و التهاب پوست صورتیش چهره وحشتناکی برایش درست کرده بود. با همه این ها حالش خیلی بد نبود . او را به خاطر سوختگی کمرش روی برانکادر نشاندند و بردند
دانلود کتاب رمان پنجره از فهیمه رحیمی
| ردیف | نام کتاب | توضیحات دانلود کتاب | موضوع | حجم | دریافت |
| 611 | رمان زیبای پنجره،جلد یک | فهیمه رحیمی | رمان | 1.8 mb | |
| 612 | رمان زیبای پنجره،جلد دو | فهیمه رحیمی | رمان | 1.7 mb | |
| 613 | رمان زیبای پنجره،جلد سه | فهیمه رحیمی | رمان | 2 mb | |
| 614 | رمان زیبای پنجره،جلدچهار | فهیمه رحیمی | رمان | 2.9 mb |
کارنامه و خاطرات سال 1363
|
دريافت |
عنوان اثر : کارنامه و خاطرات سال 1363
موضوع : رمان
نويسنده : اکبر هاشمی رفسنجانی
مترجم :
فرمت : صفحه وب HTML
معرف :
توضيحات : هاشمی رفسنجانی، متولد ۳ شهریور ۱۳۱۳ خورشیدی، از پرنفوذترین شخصیتهای سیاسی ایران است.هماکنون ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد و در ضمن ایشان بعد از فوت آیت الله مشکینی به عنوان ریاست مجلس خبرگان رهبري انتخاب شده اند
آموزش خط پهلوي
|
دريافت
|
عنوان اثر : آموزش خط پهلوي
موضوع : عمومي
نويسنده : فرهاد نيلوفري
مترجم :
فرمت : Adobe Acrobat Reader .PDF
پخمه
|
دريافت |
عنوان اثر : پخمه
موضوع : مجموع داستان
نويسنده : عزیز نسین
مترجم :
فرمت : Adobe Acrobat Reader .PDF
دلتون میخواد میلیونر بشید
|
دريافت |
عنوان اثر : دلتون میخواد میلیونر بشید
موضوع : مجموع داستان
نويسنده : عزیز نسین
مترجم :
فرمت : Adobe Acrobat Reader .PDF
زمانه خراب شده
|
دريافت |
عنوان اثر : زمانه خراب شده
موضوع : مجموع داستان
نويسنده : عزیز نسین
مترجم :
فرمت : Adobe Acrobat Reader .PDF