چادگان اصفهان
دیهوک یکی از شهرهای استان یزد در مرکز ایران است. این شهر در بخش دیهوک از توابع شهرستان طبس قرار دارد.
جمعیت دیهوک در سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۰۰۳ نفر بوده است.
شهر دیهوک در برخوردگاه جادههای اصلی کرمان به مشهد و یزد به مشهد قرار گرفته است. این دو جاده پس از رسیدن به دیهوک یکی شده و مسیر به سوی مشهد ادامه مییابد.
این شهر از توابع استان خراسان بود که در تقسیمات جدید کشوری به استان یزد ضمیمه شده است.
فاصله دیهوک با مرکز استان ۴۷۰ کیلومتر، تا کرمان ۴۴۰ کیلومتر و تا بیرجند ۱۹۸ کیلومتر است. نزدیکی دو روستای مجاور دیهوک و بازک، که هم اکنون دو محله شهر هستند، از عوامل اصلی شکلگیری این شهر بوده است
دیهوک در حدود ۱۵۰ سال پیش به نام دهک نامیده میشده است. از محلات قدیمی اطراف دیهوک عباسیه (که بر اثر سیل از بین رفت و سپس بازسازی شد)، محلات خانیک و انتظامیه است که از بخشهای مشهور و مشخص دیهوک و اطراف آن به شمار میرود. دیهوک در سال ۱۳۵۷ بر اثر زمینلرزه به کلی ویران شد و اهالی روستا با کمکهای دولت و احداث خانههای سازمانی در پائیندست روستا، حلقه اصلی این شهر را بوجود آوردند.
در پی استقرار یک پادگان نظامی در شهر، جمعیت زیادی از کارکنان پادگان به همراه خانوادههایشان در شهر سکونت یافتهاند. به علت کمبود آب آشامیدنی این شهر با رکود رشد روبرو است.
در ۲۰ دیماه ۱۳۸۶ نیز زمینلرزهای به بزرگی ۴٫۷ ریشتر حوالی دیهوک را لرزاند
شهر افسانه ای کلوت
شاید تاکنون نام بزرگترین شهر کلوخی دنیا را نشنیده باشید. شهری در بیابان لوت که ساختمان های بلندش در 40کیلومتری شمال شرقی شهداد و در مساحت 11هزار کیلومتر مربع (به عرض متوسط 80 کیلومتر و طول متوسط 145کیلومتر) خویش را در قاب چشمانت میخکوب می کنند. کلوت را پایتخت کویر لوت می دانند. شاهکاری است از باد، خاک و آب.
بدون هیچ تصوری خویش را در جاده ای می یابی که عظمت ساختمان هایش تو را به سکوت وا می دارد. چیزی به شب نمانده است و راننده تمام تلاشش را به کار می گیرد تا تو غروب خورشید را در کلوت ها و روی بزرگترین برج های این شهر به تماشا بنشینی. کلوت های ایران بزرگترین عارضه دنیاست و چنان تو را مسحور خود می کند که ناخودآگاه هیچ پایی برای برگشتن نداری. آنجا هیچ گیاهی نمی روید و اساساً هیچ موجود زنده ای وجود ندارد. در شهر کلوت ها حتی باکتری ها حق حیات ندارند. آنجا شهری پر از ساختمان های کوتاه و بلند است.
شاید وارد سیاره ای دیگر شده ام. این حسی است که تک تک همراهانت حس می کنند. در شهر کسی را نمی یابیم، نه که ساکنانش نباشند نه، شاید خیابان ها و کوچه ها را خلوت کردند تا تو دمی را به دور از هیاهوی این شهر بزرگ به آرامش بنشینی. هر چه هست حس شهری مرده را به تو نمی دهد. سراسرش سکوت و آرامش است . رازی ناشناخته که تو را به سوی خویش می کشاند. راز می شوی. رمز می شوی. یگانه می شوی. آخرش هم بدون جواب می مانی. کلوت ساختاری است از حرکت باد در دل نرم خاک کویر که در طول سالیان سال شکل گرفته تاست. نم باران اگر بر تن خشک کویر باریده، خاک های تل شده گرد سنگی را بر هم استوار کرده و سازه ای را به وجود آورده که گویی بنایی خشتی از تمدنی متعلق به ما قبل تاریخ است.
می گویند هر بارانی که بر کویر لوت می بارد، صورتی تازه برای کلوت می سازد و شاید گردشگری که در سفر نخستین کلوتی را چون ستاره ای به نام خود زده، در سفر بعدی ستاره خویش را نیابد. در معماری زیبای کلوت ها عامل دیگری هم دست داشته است.
رودی به نام شور. رودی که در اعماق خشک ترین مناطق ایران جاری است. شاید که رود نیست، اشک دل نرم کوهستان هاست که تن شور لوت را می شوید و پیش می رود. برای سیراب کردن لوت کافی نیست، تنها آبی به لب خشک و ترک خورده اش می زند و می گذرد و به جایی می رسد که یک پارچه نمک می شود. همین رود است که بر مرطوب کردن دیواره کلوت ها اثر کافی گذاشته و فرسایش آنها را تسهیل کرده است.
رود شور، تنها رود دائمی است که در اعماق کویر لوت جریان دارد و در طول سال پر آب است. این رود از کوه های شمال غرب بیرجند سرچشمه می گیرد و 200 کیلومتر مسیر پرپیچ و خم را در کویر لوت می پیماید و سرانجام به کوه نمک سریا و معدن نمک شهداد ختم می شود. آب این رودخانه بسیار شور است و هر چه به چاله مرکزی لوت نزدیک تر می شود بر اثر گذشتن از بسترهای شور و نیز تبخیر شدن آب غلظت املاح در آن به حدی زیاد می شود که در کناره های قسمت پایینی تا کیلومترها اثری از گل و گیاه دیده نمی شود و پیش از رسیدن به معدن نمک به علت بالا رفتن غلظت نمک مثل ماست می شود، با وجود خشکسالی های اخیر جریان آب در رود شور متوقف نشده است.
شهر افسانه ای کلوت گذرگاه تاریخ نیز بوده است. جاده ادویه از هند شروع می شده و پس از گذشتن از کلوت ها سر به سوی شمال خراسان می نهاده است.
برای رفتن به بزرگترین شهر کلوخی دنیا هم مجوز می خواهی، هم راه بلد. آنقدر این شهر بزرگ است و ساختمان هایش شبیه هم که گمشدنت حتمی است. علاوه بر این که اگر بدون مجوز وارد این شهر شوی، مجرم محسوب می شوی.
کمپ کویری شهداد از 36 آلاچیق مدور گنبدی شکل بسیار زیبا تشکیل شده است که در مرکز آنها یک سالن اجتماع بزرگ از برگ های درختان و نخل ساخته شده است.
کمپ به صورت شمالی، جنوبی ساخته شده و در بین چندین کلوت قرار گرفته تا از گزند باد و طوفان های شن در امان باشد. زیبایی کمپ در شب دوچندان است محوطه کمپ با چراغ هایی تزیین شده است که روشنایی این چراغ ها زیبایی خاصی به آلاچیق ها بخشیده است.
آلاچیق هایی دارای سطح سیمانی است و دیوار و سقف های چوبی دارد و به امکاناتی چون برق و سرویس بهداشتی مجهز است. این کمپ با 40 نفر ظرفیت در حاشیه غربی کویر لوت در موقعیت جغرافیایی 30.34شمالی و 57.51 شرقی قرار دارد.
ستاره ها آن قدر نزدیکت شده اند که صدای نبض شان را می شونی. میان گویی شیشه ای از ستاره قرار گرفته ای. آویز گوش هایت شده اند. در محوطه باز کمپ نیمکت هایی گذاشتند در زیر ستاره ها نه در کنار ستاره ها که با نخ های نامریی به زمین رسیده اند. چند خانواده دیگر هم میهمان کویری اند. همه ایرانی نیستند. چند خانواده اروپایی هم دل به سکوت کویر داده اند. کویر میزبان ناشناخته مهربانی است. اگر قصد سفر به لوت را دارید، به یاد داشته باشید که بهترین زمان برای بازدید از لوت در اواخر فصل پاییز است.
کویر لوت با 80 هزار کیلومتر مربع وسعت در جنوب شرق ایران واقع است، کلوت از واژه های کویر و لوت تشکیل شده است و معنی خاصی ندارد این عوارض طبیعی در نوع خود در دنیا بی نظیرند. در منطقه گندم بریان، گرمای هوا در تابستان به حدی می رسد که سبب برشته شدن گندم می شود. این محل از گرم ترین نقاط کره زمین است.
مصالح مورد مصرف در شهر لوت ها فقط و فقط خاک، باد و آب است. هیچ بنایی حق ندارد برای همیشه به یک شکل بماند. اینجا راکد بودن و مرداب واری زندگی معنا ندارد. این قانون باد و آب است که در این شهر وضع کرده اند و به مرور چهره شهر را تغییر می دهند. لوت مرکزی مشخص ترین واحد جغرافیایی است که در آن نمونه های کامل انواع مختلف عوارض بیابانی از قبیل نمک زار، تپه های شنی، ریگزارها و از همه مهمتر کلوت ها دیده می شوند.
پست ترین نقطه داخلی ایران در مشرق معدن نمک با ارتفاع 86 متر از سطح دریا در کویر لوت واقع شده که گرم ترین نقطه ایران نیز در همین منطقه محسوب می شود و به گفته برخی کارشناسان، گرم ترین نقطه کره زمین نیز محسوب می شود و از دره مرگ آمریکا، بیابان لیبی و ربع الخالی عربستان گرم تر است.
پیش می روی. همرنگ کویر می شوی. هیچ صدایی شنیده نمی شود. همراهانت هم مثل تو سکوت کردند. لبریز رمز و راز کویر شده اند. تنها صدایی که می آید آهنگ های انتخابی رادیو است، اما اینجا آوازه خوان ها هم سکوت می کنند. برای لحظه ای امواج رادیویی قطع می شود. امواج های عصر ارتباطات در این شهر که می رود تا شهره جهانی یابد، کم می آورند، سکوت است و سکوت. لبریز حسی ناشناخته می شود. دوست داری تا ابدیت همراهیت کند.
غروب شده و سوسوی ستاره ها آسمان کویری را آذین بسته است.
همان آسمان سحرانگیزی که امروز در بسیاری از شهرها خیالی بیش نیست. هوا کم کم تاریک می شود و ساختمان های شهر شولای سیاه شب را به تن می کند اما نه وهم انگیز. شاخه های پیچ در پیچ ستاره ها سر به زمین می سایند و تو می توانی به راحتی زیباترین الماس های شب را بچینی و به سوغات ببری. همین که از شهر بیرون می آیی، حس کسی را داری که صدایی و مزاحمی یک خواب خوش را از تو گرفته است. تمام تلاشت را می کنی تا تصاویری از این شهر و احساسش را در ذهنت حک کنی اما تو را از خواب بیدار کرده اند.
منابع: روزنامه جام جم - سایت ایران هتل
چـِرمَهین از شهرهای استان اصفهان در بخش باغ بهادران، شهرستان لنجان در مرکز ایران است. موقعیت جغرافیایی آن در ('26 '20 °32) شمالی و ( '47 '11 °51) شرقی قرار دارد.
نزدیک ترین شهر به چرمهین باغ بهادران است که در ساحل زاینده رود قراردارد.
جمعیت چرمهین ۱۱٬۳۳۵ نفر (سرشماری سال ۱۳۸۳ خورشیدی) است.
از نامهای قدیمتر آن قلعهٔ چَرمی بودهاست
از وقایع مهم چرمهین میتوان به تخریب حسینیه و منزل مسکونی معلمی به نام رحمت الله جوادی که محل برگزاری مراسم مذهبی دراویش گنابادی بود همچنین درگیری های خونین آن، بین دراویش و نیروهای انتظامی ، اطلاعات، بسیج و لباس شخصی های نظام در سال 1387 اشاره نمود.
این سومین تخریب حسینیه دراویش بعد از واقعه تخریب حسینیه دراویش در قم و بروجرد بود
معابر و نقاط دیدنی
معابر و محلات اصلی: بلوار بسیج، خیابان گلستان شهدا، محله مرادآباد، خیابان یاس، محله فرهنگیان، بلوار آیتالله ارباب، بلوار امام خمینی، خیابان استقلال، میدان شهدا.
آبشار شاهلولاک و پارک گلها از نقاط دیدنی شهر هستن
ویکیپدیا
چم گردان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.این شهر با جمعیت ۱۷۰۰۰ نفر (برآورد ۱۳۸۵خ.) در بخش مرکزی شهرستان لنجان قراردارد. درکنارساحل زاینده رود، جایی در۳۵کیلومتری جنوب غربی شهر اصفهان جلگه گسترده زیبایی است که درآن جا درمیان طبیعت سرسبز، هرسال در ابتدای بهار زندگی دوباره از نو آغاز میشود
. به درستی معلوم نیست که آغاز حیات بشری در این خطّه ازچه زمانی بودهاست امّا آنچه هست لفظ «چَم گُردان» فارسی است واحتمال قریب به یقین مربوط به پیش از اسلام.{{در منطقهٔ اصفهان و چهار محال و بختیاری و لرستان وجود مکانها نظامی کاملاً قابل تشخیص است. همانند «چَمگـُرد» (چَمگـُردان امروزی)، «دژگـُرد» (شهرکرد امروزی)، «چـِلگـُرد» (چـِلگـِرد) و «بروگـُرد»(بروجرد امروزی).}}چَمگُردان درجنوب دشت طبس (محل استقرار کارخانه ذوب آهن) ودرشمال زاینده رود استقرار یافته وزاینده رود ازجنوب آن میگذرد. اگر تاریخ چمگردان را ورق بزنیم به نام بِـوِه برمی خوریم وآن روستایی بوده درغرب چمگردان کنونی که درزمان آبادی برای خود آب وملک مشخص وقلمرو معیّن داشتهاست وبنابر اقوال محلّی باحمله افغانها درپایان دوره صفوی وبه قولی باحمله مغول ویران شده واندک بازماندگان آن به مناطق دیگر کوچیدهاند.گفته میشود که چمگردان، همزمان با «بوه» ایجاد شده وپس ازویرانی بوه با جذب مهاجران آن گسترش یافتهاست. هم اکنون مزارع کشاورزی موجود، عناوینی مثل «صحرای بوه» و«صحرای گُردان» دارند واین، خود، گویای جدایی جغرافیایی این دو آّبادی قدیمی است.بدون بزرگنمایی، برنج چمگردان مرغوب ترین برنج لنجان است وکشاورزان این دیار درکاشت، داشت وبرداشت آن استاد وزنان هنرمندش درپختش ماهر وبا سلیقهاند.
جمعیت چمگردان بنابر آخرین سرشماری (۱۳۸۵) بالغ بر ۱۷۰۰۰ نفر شمارش شدهاست که ساکنان بومی ومهاجرانی اغلب بختیاری و اهل استان فارس ترکیب جمعیتی آن راتشکیل میدهند ولی اکثریت مطلق با بومیان است.
خور مرکز شهرستان خور و بیابانک از توابع استان اصفهان که دارای فرهنگ غنی و پر باری است. تاریخ شکل گیری آن بدرستی معلوم نیست ولی آنه از شواهد و قراین و دست نبشتههای قدیمی استنباط میشود حد اقل تا قرن پنجم و ششم هجری میتوان آثاری هر چند نا محسوس را مشاهده کرد. خور شرقیترین نقطه استان اصفهان است و ارتفاع آن از سطح دریا ۸۴۵ متر است و با استانهای خراسان و یزد و سمنان همسایه است.
خور در گویش زرتشتی همان فرشته نگهبان آفتاب است و البته به معنای خورشید و آفتاب هم بکار میرود.
ناصر خسرو در سال ۴۴۴ هجری در سفر نامه خود از بیاذه و گرمه (جرمق) نام برده است .وی مجموع آبادیهای منطقه را ۱۲ مورد تخمین زده و از بیاذه (بیاضه) به عنوان مرکز و یکی از پایگاههای اسماعیلیه نام برده است و از قلعهای در بیاضه نام برده که هنوز آثارش موجود است.
کلاغو یا کلاگو : قنات کلاغو که یکی از طولانیترین قناتهای ایران است در مسیری ۷۲۰۰ متری از مادر چاه تا خور کشیده شده و قدمتی ۹۰۰ ساله دارد به عقیده اهالی حفر کنندهٔ این قنات «میرکلان» نامی بودهاست.
دهزیر : قنات دهزیر که از پرآبترین قناتهای کویری است حدود ۴۰۰۰ متر از خور فاصله داشته و قدمت آنه به بیش از ۱۰۰۰ سال میرسد و دارای ۶۵ حلقه چاه میباشد و از زیر شهر میگذرد و اهالی با حفر پایاب به آب آن دسترسی دارند.درچند سال اخیر اکثر پایاب ها که نمادی از شهر خور بود توسط شورای شهر مسدود گردیده است و درحال حاضر پایاب لرد که یکی از پایاب های باقیمانده میباشد و درفلکه مرکزی شهر قراردارد مورد بهره برداری قرار می گیرید .
شورو یا غفورآباد : قدیمیترین قناتی است که در خور حفر گردیده و بعدها توسط شخصی بنام غفور مرمت گردیدهاست. و به نظر میرسد در حال حاضر اثری از آنها باقی نمانده است .
پوششهای گیاهی مهم
1.بادام تلخ : در کویش خوری «سِریت» تلفظ میشود. مغز بادام تلخ را برای از بین بردن سم آن چندین بار در آب میجوشانند. موژو نام دیگری است که به این درخت میدهند. از چوب آن برای تهیه بیل، کلنگ، عصا و زغال استفاده میشود و از شاخههای آن سبد بافته میشود. از ریشهٔ آن که به روس معروف است برای دباغی پست مشک استفاده میکنند.
2.تاغ:
تاغ زرد: درختی با تنه قطور و انشعاباتی با رنک سبز روشن.
تاغ سیاه: شبیه تاغ زرد با ساقهای محکمتر.
3.گز:
سرخه گز: با رنگ سبز متمایل به قرمز با برگهای باریک و رشته مانند.
شوره گز: با رنک سبز متمایل به سفید و برای استفاده احشام آنرا در آب میشویند تا شوری آن از بین برود.
کوره گز: بزرکتر از ۲ گز دیگر است و برای دام مناسب نیست و برای جلوگیری از نفوذ شن در مزارع بکار میرود.
4.اشنان( اشنون - اشنیان)*[۱]: این گیاه از خانواده اسفناجیان است و بوتهای میباشد و ارتفاع آن تا ۱۵۰ سانتی متر هم میرسد. برگ رسیدهٔ آنرا آسیاب کرده و به عنوان پودر رختشویی بکار میببرند.
ویکیپدیا
خوراسگان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیتی بالغ بر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر (برآورد ۱۳۸۶خ.) در بخش مرکزی شهرستان اصفهان قرار دارد و چسبیده به شهر اصفهان است. مساحت این شهر ۷۰ کیلومتر مربع میباشد .
خوراسگان ، سرزمين خورشيد قرن ها پيش از اين ، در عصر پيشداديان ، در جلگة شمالي رود هميشه جوشان و خروشان زاينده رود ، جائي كه از پس ديواره شرقي كوه هايش خطة خشك كوير مركزي آغاز مي شود ، سرزميني بود آباد و مسكون كه « گاباياگي » اش مي ناميدند و در بعضي از متون كهن از آن با عنوان « رشورجي » نام برده اند .
بطلميوس ، جغرافيدان يوناني از آن به » اصبدانه » ياد كرده است و بعدها و به عصر هخامنشيان « اسپادانا » ناميده شد و آن جائي بود كه سپاه ملوك ايران باستان ، در آن جمع مي شدند و از آنجا به اطراف و اكناف ايران زمين گسيل داده مي شدند . گويند اسپادانا از كلمه « اسپاه » است و آن به معني « سپاه » آمده و « ان » آن براي نسبت بوده است .
اين كلمه بعدها در تداول كلام عامه ، تبديل شد به كلمة « اسپاهان » و در نهايت به « اصفاهان » و « سپاهان » و « اصفهان » تغيير يافت .
و اصبدانه خود مركب بود از دو شهر بزرگ و آباد و همجوار و هر دو بر ساحل شمالي زاينده رود . يكي « شهرستان » و ديگري « جي » ؛ و هم از آن عهد كهن در حاشية شرقي جي ، قصبه اي بود آباد و معمور كه چون هر بامداد از پشت كوه هاي شرقي اش ، خورشيد سربر مي كشيد و به بلنداي آسمان نيلگون دامن مي كشيد ، « خور – اسكان » اش مي ناميدند . كه بعدها ساده تر شده « خوراسگان » گفته شد و چون بر سر راه اصفهان به خاوران و يزد و كرمان واقع شده بود ، « دروازه شرقي » و همچنين « دروازة خور » اش ناميدند و آن دهي بود آباد و پرجمعيت ، با خاكي حاصلخيز و مردماني زراعت پيشه و سليم النفس . بعدها و به عصر حضور اسلام در ايران ، همه مسلمان و شيعه مذهب ؛ و گويند مردمي بوده اند مهربان و مهمان نواز ، همچنان كه امروزه نيز بر همين خصلت استوارند . و معمرين و كهنسالانش افسانه اي به ياد دارند حاكي از اينكه به عصر صفوي ، وجود همين روحيه و منش ، اين خطه را از حملة افاغنه در امان داشته است.
واژه خوراسگان از سه جزء خور + آسه ( آس ) + گان تشكيل شده است . خور مخفف خورشيد است و كلمه آس و يا آسه با كسرة نيمه ملفوظ همان است كه درواژه خراسان داريم و اگر امروز خراسان را «خوراسان» نمي نويسيم از باب مسامحه است و الا خراسان هم از دو جـزء « خور+ آسان» تشكيل شده است ، جزء اول به معني خورشيد است و جزء دوم « اسان » همان صفت فاعلي از مصدر آمدن است . بمعني « آيان » است .بنابراين خوراسگان همان خوراسان (خراسان ) است كه در مشرق اصفهان قراردارد و از آنجا خورشيد برمي آيد سوي اصفهان .
آثار تاریخی این شهر عبارتند از:برج های کبوتر پارون ، کنگاز و گورت ، منار راران ، مسجد جامع هفت شویه ، قنات پارون و کنگاز و امارت خان. همچنین این شهر دارای چند امام زاده نیز میباشد كه در اين ميان بارگاه حضرت ابوالعباس ، از نوادگان قمر بني هاشم ابوالفضل ـ العباس ( ع ) به تنهائي جلوه گاه هنر معماري و آئينه كاري و نقاشي قرون و اعصار است كه به همت هنرمندان معاصر خوراسگاني بازسازي شده است .
و در كنار آن بارگاه امامزاده اسحق و امامزاده شاه ميرقوام الدين و امامزاده سيدمحمدباقر ، در خيادان و امامزاده مختار در چنگان ، هر دو در حومة خوراسگان كه اينك جزئي از شهر شده ، بر قداست اين شهر مي افزايد .
دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در این شهر واقع شده است.
شهري با اين قدمت و اين موقعيت ، بديهي است كه نمي توانسته خالي از چهره هاي شاخص فرهنگي و علمي و هنري باشد و به رغم كوچكي و در حاشيه بودنش ، از ديرباز مهد پرورش چهره هاي علمي بوده و رجال بزرگي را به فرهنگ ايران هديه كرده است كه از جمله مي توان از : احمدبن شهدل خوراسگاني ، شرف الدين محمد سفروه ، ابوالفتح محمد بن حسيني ، محمدباقر سمسوري ، ميرزامحمدنصير خوراسگاني ، وثوق العلماء ، معين خياداني ، محمد شفيع خوراسگاني ، ميرزا باباي حكيم ، ميرزا محمد پزشكي ، حسن مشفقي و شيخ غلامرضا , نادر قلی نادری رارانی نام برد .
فعاليت هاي بازرگاني :
فعاليت هاي بازرگاني بيشتر شامل فعاليتهاي صنفي و خدماتي مي گردد . تعداد واحدهاي صنفي اين شهر بالغ بر 4000 واحد مي باشد .
فعاليت هاي اصلي مردم (بازرگاني ، كشاورزي ، صنعتي ، خدماتي و…) مي باشد .
فعاليت هاي كشاورزي :
بيشتر از يك سوم جمعيت اين شهر از طريق كشاورزي و دامداري امرار معاش مي نمايند . به علت محدوديت اراضي كشاورزي خوراسگان و محدوديت آب و خاك تراكم جمعيت بيشتر، جمعيت فعال حوزه عمل اين شهر به منظور اشتغال روزانه به شهر اصفهان و حوزه هاي روستايي بخش مركزي براآن شمالي و قهاب و مناطق دور و نزديك عزيمت مي نمايند ولي وقوع شهر در مجاورت شهر اصفهان مانع مهاجرتهاي دائمي و طولاني مي گردد .
فعاليت هاي صنعتي :
عده اي از زنان منطقه در منازل به شغل قالي بافي اشتغال دارند . در سالهاي اخير خاتم سازي در اين شهر رونق فوق العاده يافته است و در كارگاه هاي متعدد ، صدها نفر به اين كار مشغولند . همچنين واحد هاي صنعتي بزرگي مانند كارخانه قند و 402 واحد توليدي و صنعتي ديگر در محدوده خوراسگان داير مي باشد .
مراكز آموزشي :
حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) برادران
حوزه علميه فاطمه زهرا (س) خواهران
دبستان دخترانه و پسرانه منطقه جي 181 باب با تعداد 15467 نفر دانش آموز
مدرسه راهنمايي دخترانه وپسرانه منطقه جي 68 باب با تعداد8352 نفر دانش آموز
دبيرستان ، پيش دانشگاهي و هنرستان دخترانه وپسرانه منطقه جي با تعداد 5941 نفر دانش آموز و هنرجو
اماکن تاريخي :
1)امارت خان
مجموعه ساختمانی است متشکل از چند باب خانه و یک باغ و ملحقاتی چون انبار و اسطبل و کارگاه قالیبافی که این مجموعه حدود 150 سال پیش طراحی و به مرور زمان ساخته شده است . مهمترین بنای این مجموعه اُرسی گل است با رسم و نقاشی های روغنی و گچ بری و دربهای نفیس که متاسفانه سقف آن نیاز به حفاظت دارد و احتمال خرابی آن زیاد است .
اُرسی نقش اطاقی است با 5 درب روبرو و سقف مسطح و نقش و نگارهای بسیار زیبا و منظم با آبرنگ . اُرسی دورو که دارای نقاشیهای طرح فرنگی و گل و بوته و منظره که متاسفانه سقف آن خراب و قسمتهای مهم آن نابود شده و حوض مرمر یکپارچه ای در شاه نشین آن قرار دارد که سالم باقی مانده است . پنج دری آینه کاری که با تزئینات و نقاشیهای رنگ و روغن و آبرنگ و تصاویری از سازندگان بنا چون محمد کریم خان و محمدعلی خان باقی است .
2)منار راران
یکی از آثارشناخته شده کشور به شماره 233آثار تاریخی و میراث فرهنگی ایران به ثبت رسیده که در روستای راران قرار دارد . در کتیبه این منار ذکری از تاریخ ساخت آن نشده , لکن بنا به نظریه آقای اسمیت باستانشناس قرن بیستم تاریخ این مناربین سالهای 575 تا688 هجری قمری گفته شده است . ارتفاع این منار 30/40متر است و قاعده آن به شکل مربع در ابتدا3 متر میباشد . درون این منار پلکانی وجود دارد که از دو متری منار تا گلوگاه ادامه دارد و بر محور دست چپ بالا میرود . پائین منار با آجر معمولی بدون نقش ساخته شده است . قسمت میانی بدنه منار با نقوش لوزی و خطوط معقلی با آجر برجسته کار شده و قسمت بالای منار با آجرهای شطرنجی و اشکال لوزی بنا گردیده که قسمت تاج و کنگره منار آسیب دیده و احتمال خراب شدن دارد که متاسفانه هنوز اقدامی در جلوگیری از خرابی به عمل نیامده است .
3)برج هاي کبوتر پارون و کنگاز
این دو برج در ابتدا و انتهای محور گردشگری , فرهنگی قنات های پارون و کنگاز می باشد که در طرح به عنوان دو مرکز فرهنگی در نظر گرفته شده است . نمای بیرونی برج پارون مرمت گردیده ولی فضای داخلی آن و همچنین برج کنگاز نیاز مبرم به مرمت دارند .
4)مسجد جامع هفت شويه
این مسجد در حدود پانزده کیلومتری شمال شرقی اصفهان قرار دارد . آنچه از بنای این مسجد باقی مانده قسمتی از گچ بری محراب و چند ستون نیمه مخروبه باقیست , بنا به تحقیق دکتر هنرفر بنای این مسجد در زمان سلجوقیان در قرن پنجم یا ششم هجری می باشد و تزئینات گچ بری های آن به قرن ششم هجری شباهت دارد . اساس این مسجد از خشت خام بوده ولی نماسازی بعضی از قسمتهای آن به وسیله آجر انجام گرفته شده است .
5)برج هاي کبوتر گورت
این رشته برج با تعداد 21 برج کبوتر از نمونه های منحصر به فرد برجهای کبوتر رشته ای می باشد که به علت قرارگیری در دشت باز مناظر بدیع و قابل توجهی جهت افزایش پتانسیل های گردشگری به وجود آورده که متاسفانه به علت عدم توجه به مرمت بناهای مذکور به طور روزافزون سرعت فرسایش آنها فزونی می یابد .
6)قنات پارون و گورت
این قنات در اصل انتهائی ترین قسمت مسیر آب گذری بوده است که معروف به چشمه باقرخان می باشد و آب سرازیر شده از سمت غرب اصفهان را به سمت زمینهای حیدرآباد واقع در شمال خوراسگان هدایت می کرده است . از دیگر کارکردهای این قنات می توان ایفای نقش مسیل در زمان بارندگی های شدید را نام برد . شهرداری خوراسگان با هدف افزایش جاذبه های گردشگری و جهانگردی اقدام به تهیه طرحی جهت این مسیر قنات در حد فاصل دو برج کبوتر پارون و کنگاز نموده است که در این طرح عملکردهائی از قبیل نمایشگاه , رستوران , چایخانه سنتی و دیگر عملکردهائی که لازمه یک محور گردشگری می باشد لحاظ گردیده است . لازم به ذکر است پروژه فوق توسط شهرداری در حال اجرا می باشد .
ویکیپدیا
بوئین و میاندشت نام یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
موقعیت جغرافیایی و تاریخچه مختصر شهر بوئین میاندشت
بويين مياندشت از جمله شهرهاي شهرستان فريدن ، واقع در 25 كيلومتري داران(مركز شهرستان) مي باشداين شهر در غرب استان اصفهان واقع شده و در حقيقت بخش بوئين مياندشت مرز بين استانهاي اصفهان و لرستان است. اكثريت مردم آن گرجی ميباشند. هسته اوليه شهر از دو مكان جغرافيايي بويين ( به مختصات جغرافياي 04/33 عرض و 09/50 طول جغرافيايي و ارتفاع 2400 متر از سطح دريا) و مياندشت (مختصات جغرافيايي 05/33 عرض و 09/50 طول جغرافيايي و ارتفاع 2420 متر از سطح دريا) تشكيل شده است .
اين دو مكان در گذشته اي نه چندان دور با فاصله ، و در دو سوي رودخانه قرار داشتند احداث شاهراه اصفهان ، لرستان ( در سالهاي قبل از 1350 ) و عبور آن از كنار اين مراكز روستايي ، رشد و توسعه اين دو مركز را فراهم نمود و ايجاد تأسيسات خدماتي ، بازرگاني ، ساختمانها و اماكن فاصله اين دو مركز را از ميان برداشته و به هم پيوستن اين دو مكان ، هسته اوليه شهر بويين و مياندشت را ايجاد نمود . بويين را صاحب نظران به معناي انبار دانسته اند . مولف سيماي شهر اراك به نقل از استاد دهگان گويد : نام اوليه شهر آستانه ، بويين كرج بوده كه به آن بويين كره نيز مي گفتند . بويين به معناي انبار و كره به معناي محصول مي باشد . مياندشت كه به سبب واقع شدن در ميان دشت نسبتاً وسيعي به اين نام موسوم گشته است در ميان گرجيهاي فريدن به نام توللی يا تورلی موسوم است كه يك كلمه گرجي است . معاني متعددي بر آن آورده اند از آنجمله به معناي ماه و نيز پرجاذبه،چشمگیر مي باشد .
از جمله علل وجودي اين مكان جغرافيايي مي توان بهره برداري از آب رودخانه و چشمه هاي متعدد اطراف و نيز زمينهاي حاصلخيز اطراف رودخانه را نام برد . وجود تعداد 12 رشته قنات و 15 دهانه چشمه نقش منابع آب را در ايجاد و توسعه اين مكان به خوبي روشن مي سازد از سويي ديگر اين مكان از دير باز مركزيتي بوده است براي داد و ستد كالا و نيز ارتباطات بين روستاها و نيز تأمين مايحتاج اوليه عشاير چهارلنگ در ييلاق را تا حدودي عهده دار بوده است . بر اساس نتايج سر شماري نفوس و مسكن سال1385 ،بخش بويين مياندشت داراي 6666 خانوار و 27856 نفر جمعيت بوده است . 9933 نفر نیز جمعیت شهر در سال 85 بوده است.
شهر تودِشک یکی از شهرهای استان اصفهان واقع در مرکز جغرافیایی ایران است. شهر تودشک در شرق بخش کوهپایه شهرستان اصفهان قرار دارد.
این شهر در سال ۱۳۸۶ جمعیتی برابر با ۴۲۰۰ نفر داشتهاست.
شهرداری این شهر در سال ۱۳۸۰ خورشیدی تشکیل شد.
نقاط تودشک و تودشکچویه ظاهراً از پیشینه تاریخی یکسانی برخوردار میباشند و به علت قرارگیری در کنار همدیگر داری هماهنگی فرهنگ و آداب و رسوم میباشند
لغت تودشک (Toudeshk) از کلمه تودشتک (Toudeshtak) بوده به این مفهوم که به لحاظ وجود ارتفاعات اطراف این نقطه فضای بازی جهت کشاورزی به وجود آمده و تقریباً نسبت به اطراف حالت دشت داشتهاست و به مرور زمان به تودشک تغییر نام یافتهاست تودشکچویه به معنای تودشک کوچک میباشد. البته در نگارش Toodeshk و Tudeshk هم نوشته میشود اما نگارش صحیح Toudeshkاست
و همخوانی با تلفظ صحيح آن بيشتری به لهجه محلی تودشکی دارد. در خصوص وجه تسمیه نقطه صادق آباد، بانی و شکل دهنده آن دارای اهمیت است و در زمینه نقاط مزرعه کهنه و نو شکل گیری تمدن و تقدم و تاخر آنها قابل توجهاست و وجه تسمیه رجان مشخص نیست. منشا پیدایش نقاط تودشک و تودشکچویه کاملاً مشخص نیست ولی سابقه نقاط مذبور بسیار طولانی است به نحوی که برخی این سابقه را به زمان قبل از میلاد نیز میرسانند. این پیشینه را با بررسی گویش و ساختار معماری منطقه و همچنین نوع کشاورزی و زندگی مردم این منطقه بوضوح مشخص میباشد. همچنین در اطراف این منطقه مدارکی مبنی بر ارتباط قوی مردم این منطقه با کرمان، شیراز، نایین، یزد، زابل دارد. بدنبال شکل گیری نقاط تودشک و تودشکچو مزارع صادق آباد، مزرعه نو و کهنه و رجان به عنوان مراکز فعالیت کشاورزی شکل پذیرفتهاند روند توسعه نقاط تودشک و تودشکچویه به صورتی است که دو بخش قدیمی و جدید در آن وجود دارد، بخش قدیمی بافت با سابقهای را تشکیل میدهد و بافت جدیدی سابقه کمتری دارد. در هر دونقطه تودشک و تودشکچو بافت جدید شامل محلههایی است که عمدتاً در سالهای پس از انقلاب شکل گرفتهاست از این محلههای میتوان از محله نوبنیاد جنوب غربی تودشک و محله نوبنیاد شمال غربی تودشکچویه نام برد. سایر نقاط تودشک به علت توسعه کم کالبدی و فیزیکی از تقسیم بندی قابل توجهی برخوردار نیستند. وجود اراضی بایر در جنوب غربی تودشک و نیز در شمال غربی تودشکچویه جهت توسعه مناسب را برای نقاط مناسب را برای نقاط مذبور زمینه سازی نمودهاست. به نحوی که شکل گیری محله نوبنیاد در جنوب غربی تودشک و واگداری قطعات زیادی از پلاکهای مسکونی به متقاضیان و شکل گیری برخی از آنها به خوبی توسعه فیزیکی تودشک را به سمت جنوب غربی نشان میدهد. همچنین شکل گیری واحدهای خدماتی و منازل مسکونی با تصرف اراضی بایر شمال شرقی تودشکچو و تشکیل محله نوبنیاد زمینه سازیهای توسعه کالبدی آن را به سمت شمال شرقی کاملاً روشن میدارد
شهر جدید بهارستان یکی از شهرهای اقماری است که در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر اصفهان، در مسیر جادهٔ اصفهان-شیراز و در دامنهٔ شمالی رشته کوه کمارتفاعی به نام لاشْتَر قرار گرفتهاست.
این شهر جزو شهرهای برنامهریزیشده است که در برنامهریزیهای مربوط به اسکان و شهرسازی استان اصفهان برای جذب سرریز جمعیت شهر اصفهان درنظر گرفته شدهاست. طبق پیشبینیها این شهر در سال ۲۰۱۶ میلادی (تقریباً ۱۳۹۴ خورشیدی) با وسعت ۳٬۰۰۰ هکتار، در حدود ۳۲۰ هزار نفر جمعیت خواهد داشت. این شهر بطور متوسط حدود ۱٬۵۳۷ متر از سطح دریا بالاتر است.
طرح اصلی شهر جدید بهارستان در سال ۱۳۷۲ خورشیدی به تأیید رسید و ساخت آن در سال ۱۳۷۶ آغاز شد. درسال ۱۳۸۴ این شهر دارای شهرداری شده و جمعیت آن حدود ۶۰ هزار نفر تخمین زده شد.
اجرای طرح ورودی اصلی این شهر در سال ۱۳۸۵ توسط شرکت عمران شهر جدید بهارستان و شهرداری بهارستان شروع شد.
فازهای شهر
این شهر در حال حاضر از سه فاز تشکیل شدهاست که فاز یک و دو آن کامل شده و فاز سه در حال ساخت هست. از خیابانهای اصلی این شهر میتوان به خیابانهای الفت، آزادی و ولیعصر، فروردین، و ایثار اشاره نمود.
امکانات آموزشی
این شهر دارای چند کتابخانه، یک دانشگاه، و چند مدرسه در مقاطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان است.
دبستانهای بهارستان: مدرسهٔ میلادنور ؛ ولیعصر ؛ حضرت رقیه ؛ حسنی ؛ پیروز و...
راهنماییهای بهارستان : مدرسهٔ کاشانی ؛ سرو ؛ کوشا ؛ سمیه ؛ طریقت ؛ پرتو نور ؛ معرفت
دبیرستانهای بهارستان : صداقت ؛ الدوز ؛ ماضی ۱ ؛ ماضی ۲ ؛ فرهنگ ؛ آفتاب ؛ تمدن و...
دانشگاههای بهارستان : دانشگاه شیخ بهایی ؛ پیام نور
امکانات تفریحی
همچنین یک بوستان در دامنه کوه و یک دریاچهٔ مصنوعی بنام دریاچه زیتون در این شهر وجود دارند.
با توجه به دوری از آلودگیهای صنعتی است، بهارستان یکی از بهترین مکانهای اطراف اصفهان جهت زندگی سالم به شمار میآید.
در ضمن در سال ۱۳۸۷ در خرداد ماه؛ در دریاچه زیتون این شهر؛ پارک بادی بزرگی برای رفاه کودکان بهارستانی تهیه و ساخته شد. ورود به این پارک بادی رایگان نیست اما اسباب بازیهای پشت آن (شامل سرسرههای معمولی و لولهای و تابهای متنوع و...) رایگان است.
همچنین در مهر ۱۳۸۷ دستگاههای ورزشی زیادی برای ورزش صبحگاهی ساخته شد.
امکانات مذهبی
این شهر دارای ۲۴ هیأت مذهبی است. اعضای شورای اسلامی این شهر ۵ نفر میباشند و در انتخابات دوره ۳ تعداد ۷۵ نفر مورد تأیید هیأت اجرایی قرار گرفتند.
اعضای دوره سوم شورای اسلامی شهر بهارستان عبارتند از:
1.شارقی
2.م خدارحمی
3.علی بهرامی
4.همایون یزدان پناه
5.محمدرضا صالحی بختیاری
ویکیپدیا
اَنارَک، یکی از بخشهای شهرستان نائین است که در شرق استان اصفهان در دل کویر واقع شدهاست.
تاریخ این شهر در زمان ساسانیان برمیگردد، واحهای بر سر راه معدن سرب و نقره نخلک بودهاست. دورههای پس از آن (در زمان حال)، یعنی در زمانی که دیگر معدن نخلک به معادن متروک بدل گشته بود، انارک یک شهر ارتباطی بین جنوب و مرکز به شمال ایران بشمار میآید، خط سیری که از نائین شروع و به انارک، خور , طبس و سپس مشهد منتهی میشو. بنای اولین خشت انارک را به اعتبار سخنی منقول، به زمان شاه عباس منسوب میدارند. تنها سند معتبر راجع به ساخت و سازهای انارک، نامه میرزا تقی خان امیرکبیر مبنی بر پرداخت وجهی برای ساخت قلعهای به منظور تأمین امنیت محل از دستبرد راهزنان خطاب به کدخدایان انارک میباشد.
بقایای برج و بارو، در و دروازه، کوچه و پسکوچههای باریک و پرپیچ و خم این شهر نشان از اندیشة امنیتی- دفاعی در ساخت بافت شهر دارد. این مجموعه شامل کاروانسرا، مسجد جامع، حمام، حسینیه و خانههای مسکونی است که هریک با بهره گیری از معماری سنتی ساخته شدهاند. کالبد قدیمی انارک، شامل هفت محلهاست که بر اساس وضعیت طبقاتی، موقعیت مکانی و کاربری محلات نامگذاری شدهاست و شامل محلات بیابانک، بیکعلی، حصار، عربها، سراب، قافلهگاه و جوباره میگردد.
بادگیرهای بلند، صفههای رسمی بندیها و تزئینهای آجرکاری, فضاهای داخلی و خارجیِ بناها را مزین نمودهاند. در این مقاله بافت سنتی و معماری روستایی کویر با تکیه بر آثار و بناهای تاریخی مورد بررسی و معرفی قرار گرفتهاست.
زبان
زبانی که در انارک به آن صحبت میشود از گویشهای مربوط به زبانهای ایران مرکزی است.
ویکیپدیا
شهر جندق در حاشيه جنوبي دشت کوير مرکزي ايران و در شمال شرقي استان اصفهان به مختصات طول جغرافيايي 25/54 و عرض جغرافيايي 34 واقع شده است و از نظر تقسيمات کشوري شهري از بخش خور و بيابانک شهرستان نائين ميباشد. شهر جندق از مرکز بخش 105 کيلومتر و از مرکز شهرستان 230 کيلومتر و تا مرکز استان بيش از 370 کيلومتر همچنين لازم به ذکر است که اين شهر تا حد مرزي استان سمنان 70 کيلومتر و تا شهر دامغان 260 کيلومتر فاصله دارد که افتتاح راه جندق دامغان در مسير اصفهان- مشهد و تهران- بيرجند تا حدودي شهر را رونق داده است.
اين شهر داراي نزديک به پنجهزار نفر جمعيت و حدود 1300 خانوار و داراي مردمي خونگرم, مهماننواز و زحمتکش که خاصه مردم کويرنشين است ميباشد.
قدمت شهر جندق براساس آثار باقيمانده از ادوار گذشته نزديک به 2000 سال برميگردد. شهري که در حاشيه مسير جاده معروف و تاريخي ابريشم قرار داشته و همانطور که از نامش بر ميآيد (جندق ادغام شده جنب دق يعني حاشيه کوير و زمين صاف) به عنوان بندرگاه کوير محل استراحت کاروانهاي عبوري بوده است.
از جمله آثار باقيمانده ميتوان دژ اردبيل و يا قلعه انوشيروان ساساني را نام برد اين قلعه به روايت جندقيها و همچنين بنا به نوشته اعتمادالسلطنه در کتاب مرأتالبلدان به زندان انوشيروان مشهور است که از يک چهار ديواري که در هر گوشه آن برجي دارد تشکيل شده است و داراي دروازهاي است که خود داراي دو برج به ارتفاع 22 متر و بسمت مشرق باز ميشود ولي به دليل عدم رسيدگي در گذشته و همچنين تخريب مقداري از آن در زمان رضاخان اين قلعه رو به نابودي است و شايد تنها قلعه باستاني باشد که هنوز داراي ساکناني ميباشد. از آثار ديگر, مسجد جامع جندق است که در قلب همين قلعه جا دارد و داراي گنبد کوچک آجري با طرح حصيري ميباشد معلوم و مشخص نيست در چه زماني ساخته شده است ولي زيلوهاي تاريخدار موجود در مسجد گواه آن است که از سال 960 هجري محل تجمع مؤمنين بوده است و داراي ميدان بزرگي است که اکنون در ماه محرم از آن براي عزاداري سالار شهيدان حسينابنعلي (ع) استفاده ميشود.
از جمله آثار ديگر شهر جندق که در جاي خود ديدني است صفه نيزهگاه (نيازگاه) که در يک فرسنگي جنوب شرقي شهر برفراز تپههاي مزرعهاي, با ايوان گنبدي و ديوارهاي کاهگلي واقع شده است که زيارتگاهي براي جندقيهاست چون شنيده شده که روزي در اين مکان امام زمان (عج) را زيارت کردهاند. همچنين آثاري که به مرور زمان نابود شدهاند ميتوان خانقاه (آتشکده), گنبد هشت در و قلعههاي ديگر مزارع اطراف است نام برد.
جغرافيدانان بسياري از اين شهر عبور کردهاند که در آثار و کتب خود در خصوص اين شهر نوشتهاند که حتي بعضي جندق را به عنوان بهشتي در حاشيه کوير نام بردهاند. از جمله ناصر خسرو در سفرنامه, حمدا... مستوفي در نزههالقلوب, مقدسي در احسنالتقاسيم و بسياري از کتب دوران صفويه و قاجاريه و همچنين کتاب برساحل کوير نمک نوشته استاد حکمت يغمائي را ميتوان نام برد که منابع خوبي براي دانشجويان است.
از مشاهير جندق ميتوان از شاعر و مرثيه سراي معروف ابوالحسن يغماي جندقي نام برد که منزل مسکوني زيبا و منحصر به فرد او در قلعه فوق يکي از آثار تاريخي محسوب ميشود. و ديگر شاعر اين شهر ميتوان از يک از نوادگان يغما, مرحوم صفائي نام برد که مراثي و روضههاي او توسط مداحان محلي خوانده ميشود.
حديث بساط در کتاب حديقهالشيعه تأليف فقيه و محقق رباني دانشمند بزرگ شيعه احمدبن محمد معروف به مقدس اردبيلي چاپ انتشارات علميه اسلاميه در صفحات 381 الي 384, حديث فوق بابت اثبات ولايت حضرت عليابنابيطالب (ع) که با ده نفر از اصحاب پيامبر بر قاليچهاي ابريشمي (بساط) نشسته و بفرمان خدا با پرواز قاليچه به زيارت اصحاب کهف رفتند و در بين اصحاب پيامبر, اصحاب کهف فقط جواب سلام حضرت علي (ع) را دادند که خواندن جريان اين معجزه (حديث بساط) به طور کامل از کتاب فوق به تمامي شيعيان راستين علي (ع) توصيه ميشود. و لازم به ذکر است در اين حديث عين جمله زير به نقل از انس خادم رسولا... که يکي از آن ده نفر صحابه بود آمده است.
بشنويد و بدانيد که بهديه آوردند از براي رسول خدا بساطي که از ابريشم بود از جانب مشرق از دهي که آن را جندق گويند.
مردم سخت کوش جندق با فرهنگ غني اسلامي و مذهبي با رعايت شئونات اخلاقي و ساده زيستي زندگي خود را ميگذرانند و از نظر اقتصادي با درآمد کمي که از محل کار در کورههاي آجرپزي و کشاورزي و بافت فرشهاي نفيس نائيني که از مرغوبترين نوع آن ميباشد امرار معاش مينمايند. محصولات کشاورزي جندق به لحاظ وجود خاک خوب از مرغوبيت خاصي برخوردار است ولي متأسفانه به علت آب کم مقدار آن زياد نيست که از معروفترين آنها ميتوان از سير , زعفران, نعنا خشک و انار و ... نام برد.
در شهر جندق متأسفانه به علت بعد مسافت, دوري امکانات, بازار فروش و کمبود سرمايه زمينهاي براي ايجاد کارگاههاي صنعتي تاکنون نبوده است و به همين دليل مشکل اشتغال بيشتر به چشم ميآيد و هم اکنون داراي يک کارگاه توليدي پوشاک و يک کوره آجرنما و ده کوره آجر معمولي ميباشد که داراي محصولات ممتازي نيز هستند.
افوس یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت ۶ هزار نفر (برآورد (۱۳۸۵خ.) در بخش بوئین و میاندشت شهرستان فریدن قرار دارد.
شهر افوس دارای یک سرچشمه زیباست که از اوایل اردیبهشت تا پایان تیرماه منظرهای بسیار زیبا دارد. اكثريت مردم آن گرجی ميباشند.
افوس در ۳۸ کیلومتری غرب شهر داران مرکز فرمانداری فریدن بین روستاهای شش جوان، بوئین، داش گسن و خویگان واقع است.
افوس در دامنه کوه قوسی شکل به همین نام ایجاد شده این کوه بلند و برف گیر است برفش همگی و بدین علت جویبارهای زیادی از این کوه سرچشمه میگیرد.
از مجموع جویبارهای این کوه، آب سرچشمه که منبع اصلی آب زراعی افوس است تأمین میگردد. جوی سرچشمه راه خود را در درهای مشجر و با صفا بطرف شمال باز میکند.
خانههای افوس در مغرب این درة پردرخت در امتداد شمال به جنوب گسترش یافتهاست و زمینهای زراعی در مشرق و جنوب درة فوق توسعه یافتهاست.
آب و هوا
آب و هوای افوس معتدل کوهستانیاست زمستانش سرد و پربرف و تابستانی ملایم و مطبوع دارد. کوهستانی بودن افوس و تغییرات ناگهانی حرارت سبب وزش بادهائی باسامی: باد قبله، باد توغان، وزمه باد، باد مشرق و باد مغرب میگردد در نزد افوسیها مفیدترین آنها وزمه باد است که خوش یمن نیز میباشد موقع وزش آن از اواخر اسفند ماه تا اوایل فروردین ماه است که بیش از ۲۰ روز ادامه دارد. وزش این باد برفهای سنگین را میبرد واشجار را بارور میسازد.
تنوع آب و هوا و جنس خاک سبب رویش گیاهان علفی و بوتهای خودرو در افوس میگردد وجود این گیاهان سبب میشود که در فصل گرم، صحرا و بیابان افوس سبز و خرم باشد.
شهرستان فلاورجان از شهرستانهای استان اصفهان است. مرکز این شهرستان شهر فلاورجان است.
بخش پیربكران
دهستان گركن شمالی
دهستان سهروفیروزان
شهرها: پیربکران و بهارانشهر.
بخش مركزی شهرستان فلاورجان
دهستان ابریشم
دهستان زازران
دهستان گلستان
دهستان اشترجان
شهرها: فلاورجان، قهدریجان، کلیشاد و سودرجان، ایمانشهر و ابریشم.
درباره شهرستان
شهرستان فلاورجان یکی از شهرستانهای تاریخی استان اصفهان میباشد که وسعت کل آن ۳۱۹ کیلومتر مربع است.از شمال به شهرستان خمینی شهر و از جنوب به شهرستان مبارکه و از غرب به شهرستان نجف آباد و از شرق به شهرستان اصفهان محدود میگردد.در حوالی فلاورجان فعلی قریهای به نام برزان بوده که از طریق مادی کوپان مشروب میشده بعدها به واسطه پلی که بر روی رودخانه زده شده آن را پل ورگان و بعدها پل ورجان و نهایتا به فلاورجان تغییر نام یافته است.جمعیت آن بالغ بر۲۴۰ هزار نفر است وجود صنایع متعدد قرار گرفتن در حاشیه زاینده رود دیرینه تاریخی و محصولات کشاورزی مرغوب از جمله برنج و گندم و صیفی جات این شهرستان را از جایگاه ویژهای برخوردار نموده است.این شهرستان دارای 8 شهر به نامهای زازران و فلاورجان و قهدریجان و کلیشاد و سودرجان و پیربکران و بهاران و ایمانشهر و شهر ابریشم و ۶۰ روستا میباشد که با توجه به آثار تاریخی موجود در این شهرها دارای قدمت فرهنگی دیرینه میباشد.ازگذشته خصوصااززمان مشروطه جمعيتي ازبختياريهانيزدرفلاورجان ساكن شده اند. آثار تاریخی این شهرستان میتوان پل قدیم فلاورجان و مسجد جامع و پل بابا محمود و برج کبوتر وشيرهاي سنگي و مسجد بابا محمود و مسجد اشترجان و بقعه پیربکران و مقبره امامزاده گان سیدمحمد و زیدبن حسن را نام برد.
ویکیپدیا
شهرستان لِنجان(زرين شهر) یکی از شهرستانهای استان اصفهان ایران میباشد که در غرب این استان واقع شدهاست. زرینشهر مرکز این شهرستان است.
جمعیت
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان لنجان(زرين شهر) در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۲۶٫۷۵۶ نفر بوده است
شهرستان لنجان(زرين شهر) شامل هشت شهر، دو بخش و بیش از سی روستا میباشد.
بخش مركزی شهرستان لنجان(زرين شهر)
دهستان اشیان
دهستان خرم رود
شهرها: زرین شهر، سده لنجان، چمگردان، ورنامخواست، فولادشهر و زاینده رود.
بخش باغ بهادران
دهستان چم رود
دهستان زیركوه
دهستان چم كوه
شهرها: باغ بهادران و چرمهین
آموزش عالی
این شهرستان دارای ۸ دانشگاه است:
دانشگاه آزاد اسلامی واحد لنجان(زرين شهر)
دانشگاه پیام نور زرین شهر
مرکز آموزش علمی کاربردی زرین شهر
دانشگاه غیرانتفاعی صنعتی فولاد
دانشگاه غیر انتفاعی امین فولادشهر
دانشگاه پیام نور زاینده رود
دانشگاه پیام نور باغبهادران
مرکز علمی کاربردی صنایع دفاعی زرین شهر
صنایع
کارخانه ذوب آهن از بزرگترین صنایع این شهرستان است. کارخانه صنایع دفاع، مجتمع فولاد مبارکه، کارخانه نوید منگنز، کارخانه سیمان سپاهان و زرین خودرو از جمله صنایع این منطقهاند.
کشاورزی
با توجه به وجود شالیزارهای بسیار این شهرستان یکی از بهترین محصولات برنج ایران را تولید میکند. همچنین در بخش باغبهادران از محصولاتی نظیر گردو ، بادام و غیره نیز میتوان نام برد.
مراکز گردشگری
پارك ساحلي زرين شهر
مسجد رحيم خان(جامع)زرين شهر
مناظر بسیار زیبای حاشيه زاينده رود
آبشار شاهلولاک در نزدیکی شهر چرمهین
ویکیپدیا