چادگان اصفهان
شهرستان چادگان در محدودهای به مختصات ۵۰ درجه و ۱۳ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۵۱ دقیقه طول شرقی و ۳۲ درجه و ۳۲ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۵۸ دقیقه عرض شمالی واقع شدهاست. بنابراین از طولی معادل ۸/۳۸ دقیقه یا ۹/۵۸ کیلومتر و عرضی معادل ۵۸/۲۵ دقیقه یا ۱/۴۷ کیلومتر برخوردار میباشد.
موقعیت نسبی
مرکز شهرستان در فاصله تقریبی ۱۱۵ کیلومتری غرب مرکز استان واقع گردیدهاست و با مساحت ۱۲۰۰ کیلومتر مربع از سمت شمال و شرق با شهرستان تیران و کرون، از سمت شمال غرب با شهرستان فریدن، از سمت غرب با شهرستان فریدونشهر و از سمت جنوب با استان چهار محال و بختیاری هم مرز میباشد.
موقعیت توپوگرافی
بلندترین و پست ترین نقاط ارتفاعی شهرستان به ترتیب برابر ۳۹۱۵ متر و ۱۹۵۰ متر از سطح دریا میباشد که بر این اساس ارتفاع متوسط منطقه ۲۹۳۲ متر محاسبه میشود در صورتیکه تراز سطوح ارتفاعی، میانگین ارتفاع شهرستان را بین خطوط تراز ۲۴۰۰ تا ۲۵۰۰ متر نشان میدهد.مهمتریت رشته کوههای شهرستان در حاشیه شمالی شامل ارتفاعات بزی نو (۲۹۵۲ متر) و دالان کوه (۳۹۱۵ متر)، در حاشیه جنوب غربی شامل کوه خوربه (۳۰۵۰ متر) و کوه گرگونک (۳۳۰۰ متر)، در حاشیه غربی شامل کوه سفید (۳۲۱۳ متر) و کوه ترکی (۳۰۸۵ متر) و در حاشیه جنوبی شامل کوه برآفتاب (۳۱۴۵ متر) و کوه شیدا (۲۸۴۰ متر) میباشد.شیب عمومی منطقه دردو جهت، از سمت شمال به جنوب و از سمت غرب به شرق کاهش مییابد.ارتفاع متوسط شهر چادگان ۲۳۱۰ متر محاسبه گردیدهاست.
موقعیت زمین شناسی
شهرستان چادگان بر اساس تقسیمات اشتوکلین که ایران را به نه واحد ساختمانی – رسوبی تقسیم کردهاست در واحد سنندج – سیرجان قرار گرفتهاست. این واحد در مرز جنوبی خود چسبیده به زون زاگرس مرتفع و هم روند با آن میباشد و از دیدگاه جغرافیایی ارتفاعات موجود در شهرستان را قسمتی از ارتفاعات زاگرس به حساب آورده و به همین جهت از آن به پیش گوههای زاگرس یاد میشود. پهنه زمین ساختی شهرستان متنوع بوده و تشکیلات دورانهای مختلف در آن یافت میگردد که قسمت اعظم آن را آهک، دولومیت، شیل و ماسه سنگهای دوران دوم و رسوبات آبرفتی دوره چهارم تشکیل دادهاست.ساختمان زمین ساختی شهرستان به شکل یک ناودیس به نظر میآید که از دو سو ت.سط تاقدیسهایی احاطه گشتهاست. محور ناودیس و تاقدیسها روند شمال غرب به جنوب شرق را حفظ کرده که مطابق با روند عمومی زون سنندج – سیرجان میباشد. سیستمهای گسلی موجود نقش موثری در عملکرد فرآیندهای فرسایشی و شکل زایی در منطقه ایف میکند، همچنین گسلها و شکستها عامل عمده پدیده انحلال در سنگهای سخت آهکی هستند و پدیده کارست و انتقال زیرزمینی آب در بسیاری از نقاط به صورت چشمههای کارستی تأمین کننده آب منطقه محسوب میگردد.گسل رانده زاگرس که یکی از طویا ترین و فعال ترین گسلهای کشور قلمداد میشود در منتهی الیه جنوب غربی محدوده شهرستان در نزدیکی روستای کوگانک، جائیکه رودخانه زاینده رود وارد مرزهای شهرستان میشود خودنمایی میکند. همچنین سه خط گسله اصلی دیگر، هم روند گسله زاگرس و به صورت پوشیده به ترتیب در امتداد روستای هرمانک، روستای علی آباد و محل سد زاینده رود پهنه شهرستان را در مینوردد.
موقعیت اقلیمی
میانگین حداقل دمای ماهیانه: ۱/۴ – درجه سانتی گراد (دی ماه)میانگین حداکثر دمای ماهیانه: ۴/۲۲ درجه سانتی گراد (تیر ماه)میانگین حداقل دمای سالیانه: ۶۵/۱ درجه سانتی گرادمیانگین حداکثر دمای سالیانه : ۹/۱۷ درجه سانتی گرادمیانگین دمای سالیانه : ۸/۹ درجه سانتی گراد میانگین بارش سالیانه : ۳/۳۲۴ میلی مترمیانگین رطوبت نسبی سالیانه : ۳/۴۸ درصدتعداد روزهای یخبندان در سال : ۱۵۲ روزمیانگین تبخیر سالیانه : ۱۶۰۶ میلی مترفشار بخار آب اشباع جو : ۱۱/۱۲ میلی بارفشار بخار آب واقعی جو : ۱۴/۵ میلی بارتوان تابش جو منطقه : ۸۸۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ وات بر متر مربع ضرایب اقلیمی :- ضریب اقلیمی کوپن : اقلیم مرطوب- ضریب اقلیمی سلیلنینوف : استپ معمولی- ضریب رطوبتی ایوانف : بیابانی - شاخص اقلیمی تورنت وایت : میکرو ترمال (سرد)- ضریب اقلیمی گورزینسکی : بری شدید- اقلیم نمای آمبرژه : نیمه خشک سرد نهایت اینکه اقلیم منطقه بین شاخصهای اقلیمی معتدل تا سرد خشک در نوسان میباشد.
موقعیت هیدرولوژیک
براساس تقسیمات باکر سرزمین ایران به شش حوضه منطقهای تقسیم گردیده که بزرگترین آن حوضه آبی ایران مرکزی است. حوضه مرکزی خود به هفت زیر حوضه از جمله حوضه آبی باتلاق گاوخونی به مساحت ۱۰۲۴۶۲ کیلومتر مربع تفکیک شده، که این حوضه، خود جند حوضه کوچکتر مانند حوضه آبی زاینده رود به مساحت ۲۷۵۷۰ کیلومتر مربع را شامل میشود. حوضه آبی شهرستان چادگان یکی از زیر حوضههای زاینده رود محسوب میگردد.
زاینده رود یا زند رود به طور طبیعی از جبهه شمال شرقی زردکوه بختیاری در پای کوه کارکنان واقع در چهلگرد سرچشمه میگیرد و در طول مسیر ۳۶۰ کیلومتری خود تا مصب، شعب کوچک و بزرگ بیشماری به آن میریزد. هر چه از سرچشمه به طرف مصب یعنی باتلاق گاوخونی پیش میرویم از مقدار آب وارده و تعداد شعب کاسته میگردد تا جائیکه بعد از رسیدن به محل سد زاینده رود در ۸۰ کیلومتری شمال شرق سرچشمه، شعب دائمی آن قطع میشود. اجمالا مناطق اصلی تأمین کننده آب زاینده رود دهستانهای شوراب، تنگ گزی، چنارود و گرچمبو بوده و شعب آب زری، خوش آب، کوهرنگ (تونل اول و دوم و سوم)، آب چم در، چشمه دیمه، آب خوربه، آب کوگانک، آب خرسانک و رود اورگان تأمین کنندگان آب زاینده رود محسوب میگردند. حجم آورد سالیانه این رودخانه به طور متوسط بیش از ۱۴۵۰ میلیون متر مکعب میباشد.
رودخانه پلاسجان یا اسکندری زهکش نیمی از شهرستان فریدن است که از سه شعبه دامنه، دهق و نهر خلج تشکیل یافته که در حوالی روستای سواران به هم میپیوندند و نهایتا در نزدیکی روستای علی آباد (قلعه شاهرخ) در منتهی الیه غرب دریاچه سد زاینده رود به رودخانه زاینده رود ملحق میشود.
جمعیت ومردم
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان چادگان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۳۴۴۷۶ نفر بودهاست،مردم چادگان ازبختیاریهای چهارلنگ میباشند
جمعیت شهرستان چادگان در سال ۱۳۷۵ برابر ۴۰۲۷۸ بودهاست
خوزستان سرزمین افسانه هاست. درست به اندازه قدمتی که خاک این منطقه دارد، افسانه و اسطوره و قصه در سینه مردم شهر خوابیده. به رامهرمز که بروید، افسانه ها زنده تر می شوند و چشمه ماماتین، می شود سرچشمه شایعات: «در جنگ با اسفندیار رویینتن اژدها به هلاکت رسید و خون سیاهش به زمین ریخت. خونی که تا ابد از چشمه های قیر ماماتین خواهد جوشید.»
باستان شناسانی که لوحهای تخت جمشید را مطالعه کرده اند، معتقدند که هخامنشیان از این چشمههای قیر برای ساخت بناهای تاریخی و حتی ابزار و وسایل و ظروفشان استفاده می کردند. چشمه هایی که تعداد آنها به 10عدد می رسد و قیر و نفت خام را به رودخانه «رود زرد» می ریزند.
کشف این ظروف قیری در تپه چغامیش دزفول که عمر آن به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح می رسد، شاهد خوبی بود که نشان می داد قیر در بعضی از بناهای تاریخی عیلامی هم کاربرد داشته است.
در سال های بعد، قیر بیرون آمده از چشمههایی که در اطراف آتشکده مسجد سلیمان قرار داشت، در صنایع نظامی و روشن کردن خشابها استفاده شد و این روزها، اهالی روستای قالند بهبهان تنها استفاده کنندگان از چشمه های قیر خوزستان هستند که قیر را برای تهیه ظروف بزرگ نگهداری نان خشک و درمان گرفتگی و شکسته بندی اعضای بدن شان استفاده می کنند.
چطور برویم؟
برای دیدن چشمه سیاه ماماتین باید به 25 کیلومتری شمال شرق شهرستان رامهرمز در استان خوزستان سفر کنید و این میراث هزار ساله را از نزدیک ببینید.
نمونه این چشمه های قیر طبیعی را می توانید در اندیکای مسجد سلیمان و منطقه اوقیلک بهبهان هم ببینید اما شاید هیچ کدام از این چشمه ها به اندازه چشمه های اژدهایی ماماتین معروف و دیدنی نباشند
سفر کوتاه پر از جنگل، کوه، غار و کلبه های روستایی! برای چنین سفری شاید هیچ مقصدی به اندازه درفک گیلان و هیچ زمانی به اندازه این روزها مناسب نباشد؛ منطقه ای که اگر دیدنی ترین طبیعت بکر گیلان نباشد، بدون شک یکی از دیدنیترین جاذبههای طبیعی این استان به شمار می رود.
درفک در پاییز، رویایی ترین آب و هوای خود را تجربه می کند. آب و هوای خنکی که در آن نه خبری از هوای مرطوب و شرجی و دم کرده گیلان است و نه طبیعت یک دست سرسبز این منطقه. شما در پاییز درفک رنگین کمانی از رنگ ها را می بینید که ذهنیتتان را درباره سرسبزی گیلان عوض خواهد کرد! به تمام این ها مه غلیظ و ابرهایی که در ارتفاعات تا زیر پای شما می رسند را اضافه کنید تا متوجه شوید که چرا سفر به درفک در پاییز می تواند بهترین تجربه طبیعت گردی شما باشد!
درفک رشته کوهی 8 کیلومتری دارد که از جنوب شرقی به شمال غربی کشیده شده و چندین قله بلند در آن به چشم می خورد. قله هایی که اگر اهل کوهنوردی باشید حتما نام آن را شنیده اید. پرترددترین قله این رشته کوه هم قله درفک است که با ارتفاع 2714 متر در محدوده شهرستان رودبار، بخش رحمتآباد و بلوکات، دهستان دشتویل و در 27کیلومتری شمال شرقی مرکز شهرستان رودبار قرار گرفته است. آتشفشانی که سال ها از آخرین جوش و خروش آن می گذرد و شاید بتوان گفت که بکرترین طبیعت و آب و هوا را در میان قله های دیگر دارد.
چطور برویم؟
اگر از تهران به سمت درفک حرکت می کنید، باید در اتوبان قزوین- رشت، بعد از رودبار از محلی به نام رستم آباد که در مقابل راهدارخانه (جمشدخانه) رستمآباد قرار دارد، به سمت راست تغیر مسیر بدهید. پس از عبور از توتکابن و پلی که بر روی سپید رود قرار دارد، به سمت روستای شیرکوه می روید. در این منطقه می توانید کمی استراحت کنید و برای این کار مسجد و حسینیه روستا گزینه خوبی است.
از شیرکوه که راه بیفتید، بلافاصله وارد جنگلهای زیبای منطقه میشوید که اگر آن را ادامه دهید، بعد از عبور از یک سراشیبی تند به فضایی بی درخت و سرسبز خواهید رسید با یک کلبهی چوبی در میان آن. اینجا لارنه است! بعد از لارنه دوباره تا چشم کار می کند جنگل است و گیاهان بلندی که گاهی ارتفاعشان تا دو متر میرسد.
در این فصل سال که هوا پاییزی است ممکن است مجبور باشید تا زانو در برگ خشک درختان راه بروید یا در گلی که از باران های فصلی به جا مانده است. مه هم در تمام این مسیر به احتمال زیاد همسفر شما خواهد بود و لذت جنگل گردی را برایتان بیشتر می کند.
در ادامه مسیر، بعد از آن که از منطقه کم درختی به نام مزرعه گذشتید، یک شیب تند مقابلتان قد علم می کند. بعد سیاه دره است و درختچههای سیب جنگلی، ازگیل، خرمالوی وحشی و آلوچه که مقابلتان صف می کشند.
بعد به چشمه جیرونی خواهید رسید که کلبه های آن تنها فضای استراحتتان قبل از حرکت به قله هستند. از جیرونی به بعد به تدریج منطقه کم درخت میشود و بعد از گذشتن از گردنه پهن دژ به قله می رسید.
غار تنگ درفک
در نزدیکی قله و در پایین دیواره مجاور قله، غاری وجود دارد که در تمام سال برف را در خود نگه می دارد و به همین دلیل حکم منبع تأمین آب چوپانان منطقه را در تابستان دارد. دهانه این غار وسیع و تنگ است و وارد شدن به آن بدون تجهیزات یخ نوردی عملا امکان پذیر نیست. بنابراین اگر چندان در غارنوردی حرفه ای نیستید یا تجهیزات کافی همراه ندارید، دور این غار را خط بکشید.
درفک یعنی چه؟
قله درفک را محلی ها با نام های دال فَک، دورفک، دُلفَک هم می شناسند اما نام این قله در اصل از دال فَک گرفته شده که به معنی آشیانه عقاب است. دقیق تر اگر بخواهید، گیلکی ها برایتان خواهند گفت که در گویش آنها، دال نام پرنده ای است از خانواده عقاب و فَک به معنی آشیان و آشیانه و دالفک.
البته عده ای هم معتقدند که نام درفک از ایل دروک که قبلا از گیلان به این منطقه میآمدند گرفته شده است. اما با این حال تعبیر اول از وجه تسمیه این قله متداول تر است.
اما با تمام این ها اگر ترجیح می دهید یک سفر طبیعت گردی بی دردسر و دلچسب را در این منطقه تجربه کنید، درفک بخش ییلاقی را در شمال این رشته کوه به شما پیشنهاد می کند. دشتی سرسبز که چراگاه گوسفندان منطقه است و بخش مهمی از آن را گیاه گزنه تشکیل می دهند که بهترین محلی های درفک آن را درمانی طبیعی برای دردهای روماتیسم می دانند. شما در مدت سفرتان فرصت دارید در یکی از کلبه های دوست داشتنی این دشت اقامت کنید و مهمان روستاییان منطقه باشید.
توصیه: یادتان باشد که سگ های درفک بعد از سگهای سبلان وحشیترین سگ های ایران محسوب میشوند. بنابراین بهتر است با یک تیم کوهنوردی حرفه ای و مجهز به این قله سفر کنید. این قله در زمستان بسیار برفگیر و طوفانی است و صعود از آن بدون یک راهنمای باتجربه و حرفه ای عملا غیرممکن است
اینجا را آستانه نامیده اند؛ نامی به اعتبار و احترام نواده امام سجاد(ع) برای این شهر که در 40 کیلومتری جنوب غربی اراک است. اگر چه مردم آن حوالی، این شهر و حرم محبوبش را به نام امامزاده سهل(ع) می شناسند؛ اما آستانه فقط آستانه این امامزاده نیست. سالیان سال است که کاروانی که او را از شهر آب و اجدادی شان تا آستانه همراهی می کردند همچنان در کنارش هستند؛ همان کاروانی که در ورودی شهر اتراق کرده اند؛ سهل، جعفر و طالب که برادر بودند و فضل پسر جعفر. همه از فرزندان علی(ع).
هر کدام درست در ابتدای شهر با گنبد و بارگاهشان میزبان خیل تازه واردان آستانه هستند. پس از سالیان سال، از هفتاد و اندی جمعیت کاروان حالا فقط همین سه برادر صاحب نام و نشانی اند.
«امروز باید برای گردش برویم به قریه آستانه، صبح برخاسته سوار شدیم. جناب امین السلطان و پیشخدمت ها هم حاضر بودند، راندیم تا از ده دمبه و ازنا گذشتیم... به طرف آستانه همه جا سربالاست...»
راه رسیدن به آستانه و مزار سهل بن علی(ع)، یکی همین راهی است که ناصرالدین شاه قاجار در سفرنامه عراق عجمش نشانی می دهد؛ جاده ای که از ازنا شروع شده و در نهایت به اراک می رسد را می توان در میانه راه جا گذاشت و به سمت آستانه رفت. اما مسیر دیگر، جاده ای است که از اراک شروع می شود، شازند را رد می کند و در محاصره سه کوه و درست جلوی مقابر سه برادر به آستانه می رسد؛ هان راهی که ما برای زیارت آستانشان رفتیم.
آستانه؛ شهری که بود
سالیان سال است که آستانه نام، شهرت و رونق خود را از سهل بن علی(ع) دارد. آستانه در ابتدای قرن دهم هجری آستانه شد؛ یعنی زمانی که شاه اسماعیل صفوی، سلطان مراد بایندری را که ادعای حکومت را در منطقه داشت، شکست داد و به شهری که کرج نام داشت، پا گذاشت.
شاه اسماعیل که آمده بود تا دین رسمی کشور را شیعه اعلام کند، با دیدن مقبره سهل بن علی(ع) که در آن روزگار سر و وضع چندان مناسبی نداشت، دستور بازسازی مقبره و برپا کردن گنبدی معظم بر مزار سهل بن علی(ع) را داد.
تاریخ نگارها می گویند از این به بعد است که کرج را باید آستانه یا حتی آستانه سهل بن علی(ع) خواند؛ چرا که قبل از آن، تاریخ نگارها از شهری که بین سه رشته کوه «راسوند»، «شهباز» «قرق در» به دام افتاده بود، با نام های «کره»، «بوئین کره»، «کرج»، «کرج ابودلف» و «کرهرود» یاد کرده بودند .
آستانه تا پیش از دوران اسلامی در اغلب متون تاریخی روستای جمع و جوری است. تا اینکه گذر ابودُلَف (سردار عباسی» و سپاهیانش به منطقه می افتد. او گردنکشان محلی را سرکوب کرده و کره را به عنوان پایتخت حکومت محلی خود انتخاب می کند. اعراب از این به بعد کره را کرج خواندند و در آبادانی این شهر کوشیدند.
میان سطور متون تاریخی که به این دوران اشاره دارد، هنوز نامی از سهل بن علی(ع) وجود ندارد. برای پیدا کردن رد سهل و همراهانش باید هنوز کمی دیگر بگذرد نویسنده کتاب «شهر باستانی آستانه» ورود کاروان علوی همراه سهل(ع) به آستانه را مربوط به عهد حکومت آل بویه می داند.
حجت الله عباسی، امامزاده را با شش واسطه به امام سجاد(ع) متصل می کند و برای هر واسطه 35 سال را در نظر می گیرد. با این حساب فاصله زمانی عهد امم سجاد(ع) تا سهل(ع) می شود 210 سال. او 100 سالی را هم که از هجرت رسول اکرم(ص) تا شهادت امام سجاد(ع) گذشته به 210 اضافه می کند تا به همه ثابت کند که امامزاده و همراهانش در ابتدای قرن چهارم – همزمان با حکومت فرزندان بویه در ایران – با سلام و صلوات اهالی آستانه وارد این شهر شده اند.
شهرستان خرم دره با مرکزيت شهر خرم دره يكي از شهرستان هاي استان زنجان است كه در خاور استان زنجان قرار گرفته است. اين شهرستان از نظر جغرافيايي در 48 درجه و 55 دقيقه تا 49 درجه و 17 دقيقه درازاي خاوري و 36 درجه و 10 دقيقه تا 36 درجه و 25 دقيقه پهناي شمالي واقع شده و مرکز آن نيز در موقعيت 49 درجه و 11 دقيقه درازاي خاوري و 36 درجه و 12 دقيقه پهناي شمالي در جلگه اي ميان دو رشته كوه قرار گرفته و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 1570 متر است. شهر خرم دره در كرانه ابهر رود واقع شده و شاخه اي از اين رود از ميان شهر عبور مي کند. اين شاخه در آباداني باغ ها و مزارع سرسبز اين منطقه نقش اساسي دارد. اين شهرستان كه به شکل قطره اي در دل شهرستان ابهر قرار گرفته است، از شمال به استان قزوين و از جنوب، خاور و باختر به شهرستان ابهر محدود ميشود. خرم دره تا چندي پيش از لحاظ تقسيمات سياسي يكي از شهرهاي شهرستان ابهر بود كه محدوده اطراف شهر و روستاهاي گرداگرد آن را شامل مي شده است ولي در تقسيمات کشوري سال 1377 با عنوان يک شهرستان مستقل به مرکزيت شهر خرم دره شناخته شد. بر اساس آخرين آمار جمعيتي سال 1375 جمعيت اين شهرستان 51،681 نفر برآورد شده که 39.094 نفر از اين جمعيت در شهر خرم دره ساکن بوده اند. شهرستان خرم دره از لحاظ وسعت كوچک ترين شهرستان استان بوده و به لحاظ تراكم نسبى جمعيت در سطح استان رتبه اول را دارا است. همچنين اين شهرستان با 6/75 درصد بالاترين ميزان شهرنشينى در استان زنجان را دارا مي باشد. شهرستان خرم دره بر اساس تقسيمات کشوري آبان ماه 1381، از يک بخش مرکزي، 2 دهستان به نام هاي الوند و خرم دره و يک شهر به نام خرم دره تشکيل شده است
نام خرم دره برگرفته از موقعيت طبيعي اين منطقه است و چون خرم دره روستاي خوش آب و هوا و خرمي واقع شده بود، به اين نام معروف شده است. چنان که از آثار و نوشتههاي مورخين، جغرافي دانان و سفرنامه نويسان برمي آيد، منطقه خرم دره به واسطه وجود ابهر رود در طول حيات خود همواره منطقه اي آباد و سرسبز بوده است. به نوشته حمداله مستوفي كه در قرن هشتم قمري مدتي متصدي مالياتي ابهر و زنجان بوده، ابهر داراي بيست و پنج روستا بوده و كل درآمد ساليانه ماليات آن به 14.000 دينار مي رسيده است. يكي از آن بيست و پنج روستا قطعاً خرم دره بوده است. در سفرنامه سيف الدوله (دوران قاجار) درباره خرم دره آمده شده است «خرم دره ده با صفاي معتبري است. باغات و زراعت زياد دارند. آبش بسيار، در كنار رودخانهاي واقع است. حمام و مسجد خوبي دارد. مردمش ترک زبان هستند و بعضي باراندازها به جهت كاروانسرا ساختهاند.» در زمان ناصرالدين شاه مادام ديولافوا فرانسوي كه از خرم دره ديدن كرده در سفرنامه خود نوشته است: «در دو منزلي سلطانيه، دهكده قشنگ و باصفايي است كه موسوم است به خرم دره. الحق نام شايستهاي است كه به حقيقت نزديک است. از تبريز تا اين جا دهكدهاي كه اين طور آباد و خرم باشد نديده بودم .»
مهم ترين علت وجودي شهر خرم دره جريان ابهر رود در طول شهر است که دليل اصلي وجود باغ ها و زمين هاي کشاورزي و چهره سبز و خرم اين منطقه به حساب مي آيد. روستاي خرم دره در گذشته شامل محلههاي لشگري، چاله محله و محله حصاري بوده و پس از آن محلههاي نوكر زک (قنات نو)، حاج ملاعلي، ناوک و گونه زار، سلطان آباد، تازه كند و شهرک قدس به آن اضافه شده است و به اين ترتيب شهر در مقاطع مختلف تاريخي توسعه يافته است. همچنين بارندگي مناسب و عبور ابهررود از ميان آن، سبزي و طراوت خاصي به خرم دره بخشيده که باعث شده است سفرنامه نويسان و جغرافي دانان از آن با عنوان باغ شهر نيز ياد کنند
خرم دره کوچک ترين شهرستان استان زنجان است که درون شهرستان ابهر در خاور استان واقع شده است.
خرم دره کوچک ترين شهرستان استان زنجان است که درون شهرستان ابهر در خاور استان واقع شده است. اين شهرستان از طبيعت بسيار زيبايي برخوردار بوده و به برکت وجود ابهررود همواره در طول حيات خود از مناطق ديدني و سرسبز استان زنجان بوده است. سفرنامه نويساني که از اين منطقه ديدار كرده اند، در سفرنامههاي خود از آن با عناوين هاي 'نيکو'، 'خرم'، 'سرسبز' و 'دهکده آباد' ياد کرده اند. روايات متعدد مورخين و جغرافي دانان از اين منطقه، پيشينه آباداني و حيات منطقه را يادآوري مي کند. كشتزارها و باغ هاي ميوه كه با دستان پرتوان اهالي شهر و روستاهاي خرم دره ايجاد شده، اين منطقه را به ناحيه اي خوش آب و هوا و ديدني تبديل کرده است. بيش تر خيابان هاي خرم دره به دليل انبوهي درختان، در سايه هستند و در فصول چهارگانه به تابلوهاي زيباي طبيعي تبديل مي شوند كه تحسين هر بيننده اي را بر مي انگيزند. شهرستان خرم دره کوچک ترين شهرستان استان زنجان بوده و از طبيعت زيبا و منحصر به فردي برخوردار است ولي به واسطه تاريخ يکنواخت خود، کمي مساحت و دهکده بودن در روزگار گذشته اثر تاريخي جالب توجهي وجود ندارد ولي خيابان بندي هاي منظم، طراوت آب و هوايي، دسترسي به خدمات و بازرگاني مطلوب و نزديکي به بناهاي تاريخي شهرستان ابهر، سبب شده که اين منطقه بستر مناسبي براي اسکان مسافران منطقه سلطانيه و ابهر بوده و از قابليتهاي خوبي در زمينه جذب جهانگردان برخوردار باشد .
موقعيت گردشگري خرمدره :
كشتزارها و باغ هاي ميوه كه با دستان پرتوان اهالي شهر و روستاهاي خرم دره ايجاد شده، اين منطقه را به ناحيه اي خوش آب و هوا و ديدني تبديل کرده است. بيش تر خيابان هاي خرم دره به دليل انبوهي درختان، در سايه هستند و در فصول چهارگانه به تابلوهاي زيباي طبيعي تبديل مي شوند كه تحسين هر بيننده اي را بر مي انگيزند. شهرستان خرم دره کوچک ترين شهرستان استان زنجان بوده و از طبيعت زيبا و منحصر به فردي برخوردار است ولي به واسطه تاريخ يکنواخت خود، کمي مساحت و دهکده بودن در روزگار گذشته اثر تاريخي جالب توجهي وجود ندارد ولي خيابان بندي هاي منظم، طراوت آب و هوايي، دسترسي به خدمات و بازرگاني مطلوب و نزديکي به بناهاي تاريخي شهرستان ابهر، سبب شده که اين منطقه بستر مناسبي براي اسکان مسافران منطقه سلطانيه و ابهر بوده و از قابليت هاي خوبي در زمينه جذب جهانگردان برخوردار باشد .
صنايع و معادن خرمدره :
از آغاز دهه چهل، با استقرار كارخانجات مواد غذايي مينو در حوزه نفوذي شهر خرم دره و به كارگيري حدود دو هزار نفر كارگر و كاركنان شاغل در اين كارخانجات رونق و رشد خرم دره افزايش يافته و با توسعه بخش صنعت مواد غذايي و خدمات، چهره روستايي اين منطقه به چهره صنعتي - خدماتي شهري تبديل شده است. در پي رونق کشاورزي شرکت هاي بزرگ و کوچک نيز فعال شده و اسباب رونق خدمات صنعتي و بازرگاني اين منطقه را فراهم كرده اند. دامداري در کنار کشاورزي از مشاغل مهم مردم منطقه است و پرورش انواع دام به صورت سنتي و صنعتي و پرورش طيور در مرغداري هاي بزرگ و کوچک در منطقه رايج است. صنايع دستي شهرستان خرم دره را بافتههاي داري شامل قالي بافي، گليم بافي و جاجيم بافي که بيش تر توسط زنان و دختران و در روستاهاي اطراف بافته مي شوند، تشکيل مي دهد
کشاورزي و دام داري خرمدره :
اقتصاد شهر خرم دره بر پايه كشاورزي، دامداري و خدمات استوار است. کشاورزي در شهرستان خرم دره به دليل استعداد فراوان از نظر آب هاي زير زميني و خاک هاي حاصلخيز رواج بسيار يافته و شغل اصلي مردم اين ناحيه شده است. نوع كشت در اين شهرستان آبي و ديمي و محصولات عمده آن گندم، جو، تره بار، انگور، لوبيا، بنشن، زردآلو، سيب و بادام است. شهرستان خرم دره قبل از ايجاد راه آهن و جاده ترانزيتي و در كل تبديل به يك شهر، دهكده خرم، آباد و پر رونقي در 6 كيلومتري شهر ابهر بود و در امر كشاورزي و زراعت فعاليت داشت، همچنين براي مسافريني كه از جاده ابريشم مي گذشتند، محل استراحت و تجديد نيرو محسوب مي شد
در دامنه کوهی موسوم به پیر سقا واقع در 40 کیلومتری بخش قره آغاج در دهستان چا راویماق جنوب غربی شهرستان هشترود در موقعیت طول و عرض جغرافیای 46 درجه و 57 دقیقه , 36 درجه و 52 دقیقه و در ارتفاع 2200 متری از سطح دریا های آزاد چشمه ای شگفت انگیز وجود دارد که هر شبانه روز به طور متوسط چهارمرتبه با قدرت شش لیتر در ثانیه جاری و پس از یک ساعت به کلی قطع میشودو از این چشمه هنگام جاری شدن آب صدایی شبیه به صدای هواپیما به گوش میرسد
تاکنون نظریه قابل قبول و قاطعی در باره این چشمه اسرار آمیز ابراز نگردیده است.مهندسین جهاد کشاورزی قره آغاج بر این عقیده اند که شاید گازهایی در داخل کوه موجود باشد و موقعی که آب به حد کافی در گودال داخل کوه جمع شده به وسیله گازهای مزبور به بیرون رانده میشود که این عقیده بر مبنای علمی محکمی استوار نیست و نمی تواند حس کنجکاوی بینندگان را ا رضا کند . آب این چشمه گوارا و قابل شرب است و مناظر اطراف چشمه دلچسب و بسیار دیدنی است.
تو گویی که یزدان بهشت برین را نهاده است در دامن کوهساریاهالی دهکده و ساکنین روستاهای مجاور این چشمه را مقدس می شمارند و اذعان دارند که آب این چشمه به روی مردم ناپاک و ستمگر باز نمی شود و داستانهایی را در جهت توجیه عقیده خودشان بیان می کنند . ریش سفیدان و افراد مسن روستا اظهار می داشتند , اواخر دوره قاجاریه یکی از اربابان مطلق العنان منطقه به مدت یک هفته در مقابل این چشمه چادر زد آب به رویش باز نشد چرا که ...فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دست آب بقا نصیبه اسکندر آمدیوقتی که خان از محوطه دور شد زمزمه دلنشین چشمه به گوش رسید و آب جا ری گردید . مرد مسنی که صحبت می کرد گفت: این حقیقت باید پذیرفته شود که ....در کوی عشق شوکت شاهی نمی خرند اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
مردم برای رفع مشکلات و بر آوردن حوائج شرعی خود به این چشمه چنگ می زنند و نذر و قربانی می کنند در قسمت شمالی و روبروی این چشمه اسرار آمیز, گورستانی به وسعت تقریبی 8 هکتار وجود دارد که مردم عزیزان خود را در آنجا دفن میکنند و قبور چند نفر از سادات منطقه زیبایی و روحانیت خاصی به این گورستان بخشیده است اما متاسفانه در اثر حفاریهای غیر مجاز غارتگران اوال فرهنگی این بناها را تخریب می کنند از قسمت شمال غربی این گورستان رودی از شاخه های آیدوغموش در جریان است که در یک کیلو متری مسیر خود آبشاری بدیع و دیدنی به ارتفاع 40 متر بوجود آورده است . آب رودخا نه به قدری زلال و شفاف است که از دور نظر بیننده را به خود جلب و مانند برف چشم تماشاگران را خیره می کند این آبشار یکی از بلند ترین آبشار های طبیعی منطقه است که از کوهی مشرف به روستای پیر سقا موسوم (گوربلاغ) سرچشمه گرفته و در روستای قوش چی به رودخانه آی دو غمش می پیوند د و منا ظرزیبای این دره برای سیاحان و توریستها جالب و دیدنی است.
بافق را بیشتر بشناسیم
بافق، مرکز شهرستان بافق، یکی از شهرهای استان یزد در ایران است.
این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ دارای جمعیتی برابر با ۳۰٬۸۶۷ نفر بودهاست.
شهر بافق زادگاه بزرگانی چون شیخ محمد تقی بافقی، شرف الدین علی بافقی، مستفی بافقی، نوائی بافقی، جلالی بافقی، مرادی بافقی، عبدالرضا خان بافقی است. این شهر در فاصله ۱۲۰ کیلومتری جنوب شرق یزد و در چهار راه بینالمللی خطوط راهآهن جنوب به شمال و شرق به غرب قرار گرفتهاست. خط آهن مشهد-بندرعباس و تهران-کرمان در بافق از هم میگذرند.
کوهستانهای بافق در شرق این شهرستان قرار دارند که مهمترین آن بنلخت با ۳۰۰۲ متر ارتفاع است. بنابراین مناطق شرق بافق آب وهوای ملایمتر و کوهستانی دارد و مناطق غربی، آب و هوای بیابانی و گرم و خشک دارد.
مهمترین رودخانه بافق رودخانه شور است که از ماهان کرمان شروع شده و در کویر در انجیر به گل مینشیند. مهمترین بناهای تاریخی بافق عبارتند از آرامگاه امامزاده عبدا..، مسجد جامع، پیرمراد، قاضی میر جعفر و قلعه باقرآباد.
این منطقه یکی از قطبهای معدنی کشور محسوب میشود. مهمترین معادن سنگ آهن چغارت، فسفات آسفوردی، سرب و روی کوشک، سه چاهون و… بوده که بخشی از جمعیت را به کار گرفتهاند و سنگ آهن بافق مهمترین تأمین کننده مواد اولیه مورد نیاز صنعت فولاد و آهن کشور میباشد مهمترین محصولات کشاورزی بافق گندم، جو و روناس میباشد. بافق تنها شهرستان استان یزد است که دارای نخلستانهای پهناور میباشد.
مهمترین صنایع دستی مردم بافق: قالی بافی، بافت پادری، جارو و بادبزن و حصیر میباشد.
کارخانه ذوب روی بافق و کاشی زمرد، نئوپان مقاوم، کارخانههای ماکارونی و کارخانه کود شیمیایی فرآیند کود و سم بافق و کاشی آپادانا از مراکز مهم صنعتی بافق است. اجرای طرح توسعه چغارت و احداث کارخانجات مختلف در شهرک صنعتی و صنایع جوار ریلی و جوار معدنی بویژه آگلومراسیون و گندله سازی، توسعه شیلات و کشاورزی و دامپروری خصوصاً مرکز تحقیقات شتر از جمله طرحهای صنعتی این شهرستان هستند.
این شهر دارای دو محله اصلی لرد و قلعه میباشد. به دلیل آب و هوای گرم منطقه میتوان خرما را تنها محصول کشاورزی این شهر دانست.
ویکی پدیا
احمدآباد شهری است در بخش مرکزی شهرستان اردکان استان یزد ایران.
جمعیت
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت احمد آباد اردکان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۴۷۵۸ نفر بوده است .
قدمت شهر احمدآباد نزديك به 700 سال پيش برميگردد
این روستا در شمال شرقی شهر اردکان واقع گردیده است و فاصله آن تا مرکز شهر نزدیک به 5 کیلومتر می باشد و موقعیت جغرافیایی آن عبارت است از: 55 درجه طول و 33 درجه و 22 دقیقه عرض جغرافیائی و ارتفاع آن از سطح دریا 1020 متر می باشد.
احمدآباد توسط شیخ احمد یزدی «متوفی 635» هجری قمری احداث گردیده است و آیتی در تاریخ یزد در این مورد می نویسد:
شیخ احمد و شیخ محمد دو برادر فاضل و دانشمند بودند که از قریه اسفنجر به شهر مهاجرت کردند و در آنجا ساکن گردیدند و آثار خیری از خود به یادگار گذاشته اند از جمله مسجد روضه محمدیه معروف به حظیره ملا است که توسط شیخ احمد احداث گردیده قناتی در نزدیک اردکان موسوم به احمدآباد احداث نموده آن را وقف بر حظیره کرده است.متن قسمتی از وقفنامه آن چنین است:
وقف نمود تمامی قریه مدعوه دایره به احمدآباد واقعه به سفلی بلوک میبد از اعمال بلده یزد که قریه مذکور در آن ناحیه نزد ملاک به این اسم معروف و مشهور است و به اسم مذکور از حدود و اوصاف مستغنی با توابع و لواحق و منسوبات و مضافات و اراضی و جدران و آبار و جد اول و غیر ذالک مما یتعلق بها شرعاً و عرفاً و جملگی مزرعه دیگر واقعه به ناحیه مذکوره مدعوه به مزرعه مبارزآباد که از نهایت معرفت و غایت شهرت از تحدید و توصیف مستغنی است با آنچه از توابع و لواحق آن مزرعه مزبوره شمرند شرعاً و عرفاً و جملگی طاحونه دایره واقعه به ناحیه مزبوره مشهوره به طاحونه احمدآباد مذکوره که به این اسم از ذکر حدود مستغنی است با تمام لواحق آن از آلات خشبیه و حدیدیه و غیرها.
اما صاحب جامع مفیدی و دیگر متون تاریخی یزد بنای احمدآباد را مربوط به دوران آل مظفر دانسته و یکی از مستحدات امیر مبارزالدین محمد و فرزندان او قلمداد می کنند که در اواسط قرن هشتم احداث گردیده است. و به نظر می رسد هر دو مطلب صحیح باشد زیرا اولین قنات احمدآباد که به احمدآباد وقف مشهور است؛ توسط شیخ احمد احداث گردیده است و بنای اصلی احمدآباد مربوط به دوران آل مظفر می باشد و در متون تاریخی زردشتیان نیز آمده است که چندین خانوار زردشتی نیز در احمدآباد سکونت داشتند و حتی پرستشگاهی «درمهری» نیز در آنجا بنا نموده بودند.
اما به مرور زمان زردشتیان احمدآباد به شریف آباد کوچ نمودند و سنگ آتشدان درمهر احمدآباد نیز به شریف آباد منتقل کردند و هم اکنون در آنجا نگهداری می شود و محلی که قبلاً درمهر زردشتیان بوده بعد از ویرانی به صورت زمین صافی در آمده که تا چند سال قبل آن قطعه زمین به مهرگورها معروف بوده است.
در احمدآباد هیچ آثار تاریخی که نشانگر قدمت آن باشد وجود ندارد و خانه های قدیمی آن تماماً از خشت و گل بوده که بعضی از آنها بازسازی شده است و احداث خیابان و عریض شدن کوچه ها بافت قدیم آن را به کلی تغییر داده است و تنها در شمال این روستا قلعه مانندی وجود دارد که به قلعه حسین آباد مشهور است و بنا به گفته معمرین، بنای آن قبل از احداث احمدآباد بوده و به وسیله نقبی به قلعه «زردگ» متصل بوده است.
اهالی احمدآباد از استعداد ذاتی خوبی برخوردارند و در قرون اخیر مفاخر علمی بزرگی چون:حضرت آیت الله داماد و حضرت آیت الله فکور و حاجی سیدیحیی واعظ و ... از آن برخاسته اند.
احمدآباد در حال حاضر بزرگترین روستای موجود در حوزه شهرستان اردکان می باشد و از امکانات بسیار خوبی از قبیل دبیرستان شبانه روزی، درمانگاه، آب و برق و تلفن، کتابخانه، مدرسه راهنمایی و ابتدایی دخترانه و پسرانه و چند باب مسجد و ... برخوردار می باشد و شغل اکثر اهالی آن کشاورزی می باشد و پسته عمده ترین محصول آن محسوب می گردد.
منبع :سازمان شهرداری ها و دهداری های کشور وابسته به وزارت کشور
با خانه لاریها بیشتر آشنا شویم
خانه لاریها از مجموعه بناهای تاریخی متعلق به دوران قاجاریه شامل شش باب خانه با فضاهای کاملاً معماری ویژه خانههای کویری میباشد.اين خانه در سال 1286 قمری ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهيم لاری بوده است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهی از آن استفاده میشد.
مساحت آن حدود 1700متر وزير بنائی معادل 1200متر مربع را داراست. درها، پنجرهها ، ارسی ها و اتاقهای آئينه کاری و نقاشی شده آن يکی از نمونههای زيبا و عالی خانههای اعيانی قرن سيزدهم است.
این مجموعه همجوار بناهای تاریخی چون مدرسه ضیائیه یا زندان اسکندر ، بقعه سید گلسرخ و برج و با روی یزد است که جمعاً شش هزار متر مربع وسعت دارد خانه لاریها به شماره ثبتی ۱۸۳۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیدهاست.
موقعيت مكاني :
اين بنا در ضلع جنوبي چهار راه شهدا ، محله امير چقماق ، جنب ميدان امير چقماق واقع است .
باني
طبق اظهارات مؤلف جامع مفيدي وهمچنين عبارت منقور بر در جماعتخانه در عصر صفويه به ((چقماقيه )) اشتهار يافت .این بنا در زمره مهمترين وارزنده ترين اقدامات خيرخواهانه و حاصل حمّيت اميرجلال الدين چقماق شامي (حاكم يزد در دوران تيموري) وهمسر او ستي فاطمه خاتون به شمار مي رود مسجد مذكور در دوران پادشاهي شاهرخ ميرزا تيموري ودر سنه 841 هجري احداث گرديد كه بي شك از لحاظ شكوه ، عظمت ، زيبايي واهميت ، بهترين ومعتبرترين مسجد پس از مسجد جامع شهر يزد است
منابع تاريخي
در متون تاريخي يزد از مسجد امیرچقماق ( چخماق ) باعنوان«مسجد جمعه نو» ياد مي شود
بر اساس كتيبه اي به خّط محمد حكيم، ازبرجسته ترين ثلث نويسان سدۀ نهم ، سال اتمام بناسنه 841 هجري بوده است .
گفته اندامير چقماق در دومين سفر خويش اين مسجد را بنيان نهاد واستادان كاشي ساز وثلث نويسان به مدّت بيست سال براي ساخت آن رنج ومشقّت كشيدند و بخشي از مخارج مسجد وساير بناهاي اميرچقماق از موقوفات رشيدي تأمين مي شده است . اثري از شرف الدين علي نیز در چاهخانه جنب مسجد مذكور وجود داشته كه اکنون موجود نميباشد .
مشخصات
مسجد مذكور كه در ضلع جنوبي ميدان امير چقماق واقع است وبنابر اظهارات نويسنده تاريخ يزد در خارج شهر قرار داشت وحتي در دوران سلطنت محمد شاه قاجار ـ كه حصار شهر تا آن زمان باقي بود ـ مسجد خارج از شهر بوده است .
اميراعظم جلال الدين چقماق از امراء وسرداران معروف عهد تيموري و مقرب درگاه شاهرخ ، حاکم یزد ، بود. وی در خارج حصار شهر جنب محلۀ دهوك، مسجد جمعه ، خانقاه ، كاروانسرا ، حمام ، آب انبار ، قنّاد خانه ، بازار و چاه آب احداث كرد كه اکنون اين مجموعه به تكيه وبازار كوچك ، آب انبار ومسجد خلاصه ميشود.
در دوران فتحعلي شاه قاجار ، توسط حاجي حسين عطّار بر شبستان مسجد تغييراتي صورت گرفت .
اين مسجد داراي ايوان وسردر رفيع كه پيشخوان زيباي آن از شهرت بسزايي برخوردار است . وروديهاي مسجد بادوجهت شرقي وشمالي به ايوان بلند ختم مي گردد .در جلوي قسمت شرقي،كتيبهي باشكوهي است كه به لحاظ هنرخطاطي اهميت بسزايي دارد وتاريخ ساخت مسجد در آن آمده است. مسجد داراي دوشبستان زمستاني وتابستاني است كه در قسمت تابستاني آن ( بالاي محراب ) بادگير بسيار زيبايي واقع شده است.
محراب سنگ مرمر زيبايي دارد كه پيرامون آن راكاشيهاي معرق تزئين كرده وآياتي از قرآن مجيد بر روي سنگ نقش گرديده است.
دردوطرف شبستان مسجد طاق نماهايي شبيه مسجد سرپلك وجود دارد،كه قسمت عقب آن به دوراهرودرطرفين منتهي ميشود. با توجه به اينكه كاشي هاي شش ضلعيآبي رنگ زينت بخش ازاره شبستان گرديده، محراب نيز بوسيله كاشي هاي معرق لاجوردي، طلائي وسفيد پوشيده شده است.
نور داخل شبستان توسطچهارپنجره درسقف ورودي ودو راهرويطرفين آن تأمين ميگردد. بدنۀ ديوارها ازگچ سفيد ونماي ايوان ازكاشي وآجرهاي لعابدار به رنگ لاجوردي وسبز پوشيده شده است. شبستانهاي زمستاني مسجددر دو سوی دالان ورودي قرار داردكه نورآن باسنگ مرمرتأمين مي شود.همچنین مسجد مؤذنه مستطيل شكل آجري دارد كه بر ورودي ضلع شرقي مسجد مشرف مي باشد .
كتيبه هاي تاريخي
- دركرياس مسجد كتيبهاي سنگي بصورت وقفنامه به خطّ نسخ منقور گرديده ، بدين مضمون : (( بعد التحميد والتصليه والتسليم)). باعث بر تحرير اين كلمات آنكه وقف مخلد صحيح شرعي وحبس مؤبّد صريح ملي نمودند خدّام كرام والامقام ذوي العزّ والاحترام عالي حضرت رفيع منزلت سامي رتبت شرافت و نجابت و وزارت پناه ،فضيلت وكمالات دستگاه حقايق ومعارف آگاه ، دولت وعزّت ومدلت انتباه ، ابهّت و مناعت وجلالت اكتناه ، كهف الحاج والمعتمرين عاليجاه دستورالوزرائي اعني الالقابي ميرزائي ميرزامحمد محسنا وزير عديم النظير، جليل القدر دارالعباده يزد همگي وتمامي يك باب قهوه خانه وسيعه معیّنه متّصله به ميدان وبازار محله مير چقماق خارج دارالعباده مزبوره كه از منشآت كثير البركات عاليجاه معظم اليه است بروجود بر متعلقه بر تعزيه سيد الشهداءعليه التحيه والثناء،مقررومشروط آنكه هرساله ازمداخل واجاره آن به عمل آيد آگر محتاج به تعمير ضروري باشد آن مقدم وبعدازآن صرف فرش ، وبعد از آن سوخت وروشنايي معمول حسينيه مزبوره وگرفتن كاغذ پنجره قهوه خانه وابقاي كرباس سياه پوشش دور حسينيه وشدّهاي چهل گيسوي وقفي معينه واگر چيزي از آن زايد آيد صرف روشنايي مسجد جامع محاذات قهوه خانه مزبور شود وتوليت آن مفوّض به جناب رفعت وديانت ومعالي پناه وفضيلت وكمالات دستگاه حاجي عبدالفتاح ابن مرحمت پناه حاجي ملاشمس الدين محمد ابركوهي ساكن دارالعباده مزبور فرموده، اورامتولي شرعي ساختند .به شرط آنكه كما ينبغي ويليق مساعي جميله در تميشت امور مففصَله مزبوره مبذول وبه تكاهل از خود راضي نشود وبعد ازوبه اصلح ذكور اولاد او وبعد از آن به اصلح اولاد ذكور اووهكذا الي آن ميرث الله الارض ومن عليها وهو خير الوارثين ، واگر ازاولاد ذكور اومذكري به اين وصف نباشد به اصلح ذكور اولاد اناث مذكري به اين وصف نباشد تعيين متولي به رأي مجتهد جامع شرايط خواهد بود واگر در يزد مجتهدي نباشد منوط به آراي علما وعدول المؤمنين بلده مزبوره است وصيغه شريعه در تمام مراتب مزبور جريان وقهوه خانه موقوفه به تصرف متولي داده شد . تحريراً في سادس عشرين شهر شوال سنه عشرين ومائه والف مضمون كتيبۀ مذكور بدين صورت است كه ميرزا محمد ، وزير يزد در عهد تيموري ، قهوه خانه بزرگي جنب ميدان وبازارمحله ميرچقماق جهت مراسم تعزيه امام حسين (ع) اختصاص داد، مشروط بر آنكه هر ساله هزينه مراسم آن از طريق اجارهء قهوه خانه صرف خريد فرش ،تأمين سوخت وروشنايي حیسنيه وخريد كاغذ پنجره،(دردوران گذشته به جاي شيشه، به پنجره ها كاغذ مي چسباندند و در اصطلاح ((كاغذ لغ)) می گفتند) كرباسي سياه رنگ پوشش محوطه حسينيه وشدها (يكي ازلوازم مراسم تعزيه بود مانند علم وكتل) شود.
بقيه لوازم اضافي طبق شرحي كه در وقفنامه آمده است در شب عاشورا به فقرا و مساكين اطعام داده شود وياصرف سوخت وروشنايي مسجد جامع گردد. توليت قهوه خانه موقوفه به شخصي به نام حاجي عبدالفتاح بن مرحمت پناه حاجي شمس الدين محمد ابركوهي ساكن يزد سپرده شود.
پس از حاجي مذكور قهوه خانه به بهترين ذكور او واگذارگردد واين تسلسل ادامه يابد واگرازفرزندان ذكور وي طبق شرايط مذكور نباشد ، به نيكو خلق ترين فرزند ذكور ازفرزندان مؤّنث ايشان سپرده گردد و اگرپسري ازفرزندان ذكور ومؤّنث نباشد ، تعيين متولي قهوه خانه براساس رأي وصلاحديد مجتهد جامع الشرايط خواهد بود وچنانچه در يزد مجتهدي نباشد، متولي براساس آراي علماء وصاحبنظران مؤمن تعيين مي گرددوحفظ رعايت اصول واحكام شرعي الزامي است .قهوه خانه موقوفه براساس رعايت احكام شرعي به متولي منتخب سپرده مي گردد.متن وقفنامه مذكور در مورخه بيست وششم ماه شوال 1120نگاشته وتنظيم گرديد.
دردوسوی راهروي شمالي پنجره هايي پوشيده از كاشي معرق مشبك قرار گرفته است . بخشي از سردر ايوان مزيّن به كاشي معرّق است وكتيبه هايي در كاشيهاي معّرق از سمت راست به چپ وجود دارد كه مضمون آن به شرح ذیل است:
بين گل مربعي بربالاي راهرو ودست راست كلمه ((الله)) به خطّ كوفي ، داخل آن نیز با همین خط (دوطرف مقابل هم ) سورهفاتحه وبر بالاي كلمه مذكور در يك خط مستقيم ((اعوذبالله من الشيطان الرجيم )) و ((بسم الله الرحمن الرحيم )) نوشته شده است .مقابل كتيبه مذكور در فوق، كلمه' محمد' به خطّ كوفي قراردارد.در جهت راست چهاربار((ولي الله التوفيق )) ودر سمت چپ چهار بار عبارتي عربي نوشته شده است كه خواندن آن ميّسر نبود .
قسمت بيروني گنبد ودر كمر بند آن عبارت ((السلطان ظّل لله )) به كوفي بنايي مكرر اجرا شده است .محراب صفه اصلي از كاشي معرّق وبا طاقنماي مقرنس كاري است ودر وسطآن سنگ مرمر خوش تراشي به اندازه 38/2×15/1 متر نصب است. همچنين درميان مقرنس كاري آن يك گل مربع از كاشي معرق هست كه چهار بار((الله ،محمد،علي )) به خطّ كوفي نقش شده است .كتيبه هاي سنگ مرمر عبارت است از:
' قال الله تبارك وتعالي جل جلاله وعم نواله اقم الصّلوه .... مقاماً محموداً صدق الله وهوعلي كل شيءقدير ' به خطّ نسخ در پيشاني وچهار بارنام 'علي' به خطّ كوفي در يك گل مربع. در هر يك از دو طرف قسمت پايين سنگ مذكورودروسط آن نقش قنديل وگل وبوته دیده می شود .
- غرفه دست چپ ايوان يك سنگ مرمر به اندازه 95×54 سانتيمتر قرار دارد كه بر آن نقش قنديل ديده مي شود ودر چهار گوشه اش به خطّ كوفي ((الله ،محمد ،علي )) تكرار شده است.كتيبه اطراف آن نیز عبارت : ((قال الله تبارك وتعالي انما يعمر مساجد الله من آمن بالله واليوم الاخر واقم الصلوه واتي الزكوه ولم يخش الا الله فعسي اولئك ان يكونوا من المهتدين )) به خطّ ثلث است .
- در غرفه دست راست سنگ قبر محمد شفيع( متوفي 1037 هجري) به اندازه 30× 28 سانتي متر نصب است وبه خطّ نستعليق شبيه به نسخ اشعار زيربرآن منقور شده است :
دريغا زجور سپهر ستمكار فغان ازجفا پيشه چرخ مستبد
محمد شفيع ازجهان رفت افسوس به عهد جواني به خلد مؤبّد
نچيد گلي ازگلستان اميد چوگل شد به فردوس اعلي مسند
چو او ....علم وادب بود كند جاي اندر بهشت مخلد
....سال تاريخ فوتش چنين علي حامي وي، شفيعش محمد
- برسردر شرقي مسجد كتيبه اي از كاشي معرّق به خطّ ثلث محمدالحكيم (مولانا شمس الدين محمد شاه حكيم ازخوشنويسان بنام دوران صفوي بشمار ميرود كه كتيبهاي به خط او نيز در درگاه اصلي مسجد جامع قرار دارد) موجود ميباشد.
عبارت كتيبه مذكور چنين است :
« اللهم يا جامع الناس ليوم لاريب فيه ورافع بيوت اذن الله يرفع و يذكر فيها اسمه بالتحميد والتنزيه فاذا الجمعه جمعيت اسبابها جاهد في اقامتها السلطان عظيم الشان ، معين الحق والدين شاهرخ بهادرخان الذي وفقت ابناء هذا المسجد علي اسس التقوي في زمانه الاراعد (؟) منه فاطمه بنت محمد داعيه رب ابن لي عندك في الجنه بالفضل والمنه ، في رجب سنه احدي واربعين وثمانمائه ، كتبه محمد الحكيم.»
گنبد مسجد خميده وتركدارازكاشي سبزرنگ ودراطراف آن كتيبه اي به خطّ كوفي وجود داشت كه اکنون مقداركمي از آن باقي است.
گرمخانه دري چوبي دارد كه بردولنگه آن عبارت: ((لااله الا الله ، علي ولي الله حقاً حقا)) اين در وقف كرد زين الدين علي دبّاغ بر جماعتخانه مسجد چقماقيه درتاريخ 972 به خطّ نسخ وميان دوكتيبه كنده كاري شده است .
خطوط كوفي كاشي سردر راهروهاي جنبي از داخل صحن مسجد به صورت ((اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ...)) وكلمات يا علي ،يا محمد ، واللهم صل علی محمد وآل محمد راروي كاشي هاي سفيد با زمينه لاجوردي اجرا گرديده ودرحواشي، ازنقوش ستاره اي سبزرنگ استفاده شده است .
درب كوچكي كه روي آن تاريخ 973 نوشته شده است در ضلع شمال شرقي مسجد دیده می شود. ورودي ديگري نيزدر ضلع شرقي و داخلكوچه مسجد اميرچقماق قراردارد كه نماي آن ازكاشي وباآجرهاي لعابدار پوشيده شده است . درازاره زيرمؤذّنه باخطّ كوفي به رنگ لاجوردي ((بسم الله الرحمن الرحيم،انما مساجد الله ....)) ودرسردر كاشيكاري بر روي زمينه لاجوردي كتيبه اي به تاريخ 1378 هجري نصب شده است . اطراف ايوان بلند شبستان باكاشي سبز وقهوه اي بر روي زمينه سرمه اي نقوش اسليمي مخلوط كار شده است ودر پايين آنهاعبارت ((القدرلله الله اكبر)) ديده مي شود .
منبع:www.mirasyazd.com
نَدوشَن یکی از شهرهای شهرستان میبد در استان یزد ایران است.
ندوشن از شهرهای شهرستان صدوق است
جمعیت
جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۶۵۰ خانوار) ۲٬۳۵۱نفر بودهاست.
در قدیم
قدیمی ترین اثر تاریخ دار ندوشن منبر چوبی مسجد جامع است که مربوط به قرن ششم هجری است در کتب تاریخی یاد ندوشن در تاریخ یزد بکرات آمده است آل مظفر در شروع کار خود راه داری میبد وندوشن را برعهده داشتند و در دوران اتابکان یزد از شکارگاهای پر برکت ندوشن بارها نام بمیان آمده است وجود رباط خرگوشی که بنا به گفته ایرج افشار بزرگترین وخوش طرحترین رباط عهد شاه عباسی است نشان از اهمیت ندوشن و مسیر عبور آن در عهد مذکور را دارددر برخی از کتب تاریخی راه اصلی پارس به سمت سیستان از ابرقو ندوشن ومیبد می گذشته است. فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ۱۰ در مورد ندوشن مینویسد: ده مرکزی دهستان ندوشن بخش خضرآباد شهرستان یزد است، در ۳۴۰۰۰ گزی شمال غربی خضرآباد در منطقه کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۱۹۷۴ نفر سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و کرباسبافی است در گذشتههای دور شغل مردم ندوشن عمدتا استخراج فلز و صنعتگری بوده است آثار وبقایای این امر در معادن باستانی مس وآهن ندوشن مشهود است ولی با تغییر صنعتی این مشاغل در ندوشن رنگ باخته است همچنین بدلیل مراتع مناسب عدهای از عشایر به مراتع ندوشن کوچ کرده وسپس در ندوشن سکنی گزیده اند
آثار باستانی
ندوشن دارای آثار باستانی زیادی است، که میتوان از منارجنبان ندوشن نام برد[نیازمند منبع]. سایرآثار تاریخی شهر ندوشن شامل: برج وباروهای اطراف شهر قلعه سفیده با قدمت افشاریه خانه قلعه ایها خانه کلانتری خانه استاد حیدری ها باقدمت ایلخانی مسجدجامع با قدمت 636قمری مسجد آمنه گل با سنگ نوشته 777هجری قمری مقبره شیخ زین الدین علی خاموش که به دست مولانا سلطان حسین نوشنی در عهد شاه عباسی بنا شده است امامزاده ماما نیک معدن استخراج مس باستانی تپه آسنگلان با خشت های معماری هخامنشی آسیابهای آبی دهها سنگ قبر با قدمت 800تا 400ساله منبر چوبی مسجد جامع با قدمت قرن ششم هجری دهها منزل مسکونی در بافت قدیم با قدمت ایلخانی تا پهلوی رباط خرگوشی حسینه سورک
شهرستان طبس یکی از شهرستانهای استان یزد در مرکز ایران است. شهر طبس مرکز این شهرستان است.
جمعیت شهرستان طبس در سال ۱۳۸۵، برابر با ۶۳٫۰۴۷ نفر بودهاست
شهرستان طبس تا تیرماه سال ۱۳۳۹، یکی از بخشهای سهگانهٔ شهرستان فردوس بود که در این سال جدا شده و به صورت شهرستان درآمد.
در فرهنگ جغرافیایی در مورد آن گفته شده: «طبس نام یکی از بخشهای سهگانه شهرستان فردوس، محدود است از شمال به بخش بردسکن و کویر نمک، از خاور به بخش بشرویه و بخش بجستان و خوسف و از باختر و جنوب به کویر لوت».[۳] همچنین در این فرهنگ، این بخش مشتمل بر هفت دهستان مرکزی، کریت، سنگردان، دیهوک، جوخواه، دستگردان، اصفهک و ۱۹۱ آبادی و ۲۷٬۷۸۶ نفر جمعیت نام برده شدهاست
تا سال ۱۳۸۰، شهرستان طبس، یکی از شهرستانهای استان خراسان بود که در این سال با تصویب هیأت دولت از استان خراسان جدا شده و به استان یزد ملحق شد.
تقسیمات کشوری
بخش مرکزی شهرستان طبس
دهستان پیرحاجات
دهستان گلشن
دهستان منتظریه
دهستان نخلستان
شهر: طبس
بخش دستگردان
دهستان دستگردان
دهستان کوه یخاب
شهر: عشق آباد
بخش دیهوک
دهستان دیهوک
دهستان کویر (طبس)
شهر: دیهوک
شهرستان مهریز یکی از شهرستانهای استان یزد در مرکز ایران است. شهر مهریز مرکز این شهرستان است.
جمعیت
جمعیت این شهرستان در سال ۱۳۸۵، برابر با ۴۴٫۳۹۱ نفر بوده است
. شهرستان مهريز با ۱۵ هزار كيلومتر مربع وسعت از شمال به شهرستان یزد، از جنوب به استان کرمان و فارس و از شرق به قسمتی از استان كرمان و از غرب به بخش مركزی نفت و استان فارس محدود میشود. مركز اين شهرستان شهر مهریز است كه در ۳۵ كيلومتری جنوب شهر یزد قرار دارد.
نام
مهريز عنوان ناحیهای است شامل مجموعهای از روستاهایی كه نام قديم آنها مهریجود بوده و به مهرنگار دختر انوشيروان نسبت داده شده است اما تا قبل از ۱۳۱۸ وجه تسميه مهريز دقيقاً مشخص نبود.
مهريز در حدود ۱۶ قرن قبل (در زمان حكومت ساسانیان) ناحيهای در جنوب دشت يزد و دامنه جنوب شرقی شیرکوه بوده و قناتهایی از آن سرچشمه ميگرفتند كه در مواردی پس از طي یک مسافت ۴۰ به سرچشمه خود میرسيدند اما «مهرنگار» دختر انوشيروان دستور میدهد قناتهایی در منطقه احداث شوند که با طی مسیر كمتری به سرچشمه برسند. پس از آنكه اين قناتها موجبات آبادانی قصبه يا ناحيه مربوطه را فراهم آوردند، فرمانبرداران شاهزاده خانم آبادی جديد را «مهرگرد» ناميدند. عنوان مهرگرد در گذشت زمان به «مهريجرد» تبديل شد و امروزه مهريز خوانده میشود.
تقسیمات کشوری
بخش مركزى شهرستان مهریز
دهستان ارنان
دهستان تنگ چنار
دهستان خورمیز
دهستان میانکوه
دهستان بهادران
شهر: مهریز
اماکن دیدنی
حمام قدیمی و موزه استهریج
چشمه آب و تفریحگاه غربالبیز
کوه ریگ
امامزاده در مهرپادین
سرو قدیمی منگاباد
قلعه تاریخی مهریز
كشته خانه
قلعه رباط سربرد
مسجد جامع
رهآورد
انار
پسته
قالی
دانشمندان
حسینی نسب ، سید رضا ، 1339 شمسی،
ملا محمد حسین مهریزی ، قرن سیزدهم هجری