انواع هدایت در قرآن
انواع هدایت در قرآن
(خداوندا!) ما را به راه راست هدایت فرما.
در قرآن مجید دو نوع هدایت مطرح شده است:
الف) هدایت تكوینى، آنجا كه قرآن مىفرماید: «ربّنا الّذى اعطى كلّ شىء خلقه ثم هدى»(183) بیانگر این نوع از هدایت است. نظیر هدایت زنبور عسل كه چگونه از شهد گلها بمكد و چگونه كندو بسازد. و یا هدایت و راهنمایى پرندگان در مهاجرتهاى زمستانى و تابستانى.
ب) هدایت تشریعى كه همان فرستادن انبیاى الهى و كتب آسمانى براى راهنمایى و تربیت و هدایت بشر است.
183) طه، 50.
راه مستقیم راه مستقیم، راه خداست. «انّ ربّى على صراطٍ مستقیم»(184)
* راه مستقیم، راه انبیاست. «انّك لَمِن المرسلین على صراطٍ مستقیم»(185)
* راه مستقیم، راه بندگى خداست. «و أنِ اعبدونى هذا صراط مستقیم»(186)
* راه مستقیم، توكّل وتكیه بر خداست. «مَن یعتصم باللّه فقدهُدىَ الى صراط مستقیم»(187)
* راه مستقیم، یكتاپرستى و تنها یارى خواستن از اوست.(188)
* راه مستقیم، كتاب خداوند است.(189)
* راه مستقیم، راه فطرت سالم است.(190)
184) هود، 56.
185) یس، 3 - 4.
186) یس، 61.
187) آلعمران، 101.
188) بنا بر اینكه الف و لام در «الصراط» اشاره به راه یكتاپرستى در آیه قبل باشد.
189) با توجه به روایتى در تفسیر مجمعالبیان، ج1، ص58.
190) باتوجه به روایتى در تفسیر صافى، ج1، ص86.
در روایات و تفاسیر، «غیب» به خداوند متعال، فرشتگان، معاد و حضرت مهدىعلیه السلام اطلاق شده است. 191) بقره، 55.
(متّقین) كسانى هستند كه به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مىدارند و از آنچه به آنان روزى دادهایم، انفاق مىكنند.
قرآن، هستى را به دو بخش تقسیم مىكند: عالم غیب و عالم شهود. متّقین به كلّ هستى ایمان دارند؛ ولى دیگران تنها آنچه را كه برایشان محسوس باشد، قبول مىكنند؛ حتّى توقّع دارند كه خدا را با چشم ببینند و چون نمىبینند، به او ایمان نمىآورند. چنانكه برخى به حضرت موسى گفتند: «لن نؤمن لك حتّى نَرى اللّه جهرة»(191) ما هرگز به تو ایمان نمىآوریم، مگر آنكه خداوند را آشكارا مشاهده كنیم.
این افراد دربارهى قیامت نیز مىگویند: «ما هى الاّ حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلكنا الاّ الدّهر»(192) جز این دنیا كه ما در آن زندگى مىكنیم و مىمیریم و زنده مىشویم، جهان دیگرى نیست، و این روزگار است كه ما را از بین مىبرد.
چنین افرادى هنوز از مدار حیوانات نگذشتهاند و راه شناخت را منحصر به محسوسات مىدانند و مىخواهند همه چیز را از طریق حواسّ درك كنند.
افراد با تقوا به غیب ایمان دارند كه ایمان برتر از علم و فراتر از آن است؛ زیرا در درونِ ایمان، عشق، علاقه، تعظیم، تقدیس و ارتباط با بىنهایت نهفته است؛ ولى در عرصهى علم، این مسائل نیست.
192) جاثیه، 24
ویژگىهاى رستگاران
تنها آنان از جانب پروردگارشان بر هدایتند و آنان همان رستگاران هستند.
در قرآن، رستگاران ویژگىهاى دارند، از جمله:
الف) در برابر مفاسد جامعه، به اصلاحگرى مىپردازند.(193)
ب) امر به معروف و نهى از منكر مىكنند.(194)
ج) علاوه بر ایمان به رسول خداصلى الله علیه وآله او را حمایت مىكنند.(195)
د) از بخل دورى مىكنند.(196)
ه) در قیامت پروندهى نیكى و حسنات سنگینى دارند.(197)
193) آلعمران، 104.
194) آلعمران، 104.
195) اعراف، 157.
196) حشر، 9.
197) اعراف، 8.
* براى فلاح و رستگارى، تزكیه لازم است. «قد افلح من زكّاها»(198)
* براى فلاح و رستگارى، تلاش و جهاد خالصانه لازم است. «جاهدوا فى سبیله لعلكم تفلحون»(199)
* براى فلاح و رستگارى، خشوع در نماز، اعراض از لغو، پرداخت زكات، پاكدامنى، عفت، امانتدارى، وفاى به عهد و پایدارى در نماز، لازم است.
198) شمس، 9.
199) مائده، 35.
خداوند بر دلها و برگوش آنان مهر زده است و در برابر چشمانشان پردهاى است و براى آنان عذابى بزرگ است.
ب) قلبى كه پیرو راهنماى حقّ، توبه كننده از گناه و تسلیم حقّ باشد.(201)
ج) قلبى كه از حبّ دنیا، سالم باشد.(202)
د) قلبى كه با یاد خدا، آرام گیرد.(203)
ه) قلبى كه در برابر خداوند، خاشع است.(204)
البتّه قلب مؤمن، هم با یاد خداوند آرام مىگیرد و هم از قهر او مىترسد. «اذا ذُكر اللّه وَجِلَت قلوبهم»(205) همانند كودكى كه هم در كنار پدر و مادر آرامش دارد و هم از آنان حساب مىبرد.
200) نورالثقلین، ج4، ص57.
201) نهجالبلاغه، خطبه 214.
202) تفسیر صافى.
203) فتح، 4.
204) حدید، 16.
205) انفال، 2.