اشعار چاوشي
منبع:http://www.emam8.com
حاجيان از حرم امن خدا آمدهاند
شادمان در وطن از سعي و صفا آمدهاند
رفته بودند سوي مشعر و ميقات و حريم
خرم از ركن و مني سوي وطن آمدهاند
روز عيد عرفه خوانده دعا در عرفات
شاد و مسرور همه سوي وطن آمدهاند
بار الها بكن اين حج و زيارات قبول
سعي مشكور كه با حج بجا آمدهاند
شكر بسيار خدا را كه به ايران عزيز
حاجيان از حرم امن خدا آمدهاند
شکر لله عاشقان با خدا
آمدم از سرزمین کربلا
جایتان خالی در آن وادی طور
گرم دلبر بودم و مست حضور
گنبد زرد حسین مستم نمود
شیعیان فارغ از این هستم نمود
من از دیار شکوه و جلال می آیم
ز سرزمین اذان بلال می آیم
ز دشت لاله خونین سینه آمده ام
شکسته دل ز دیار مدینه آمده ام
زمانه چو گرداب و ساحلم آنجاست
تنم به خاک وطن باشد و دلم آنجاست
نصیب مرغ دل من شکسته بالی بود
پرم ز غصه و جای همه چه خالی بود
مدینه با دل زوار گفتگوها داشت
گل مدینه ز احساس رنگ و بوها داشت
مدینه با دل آتش گرفته خو دارد
خدا نصیب کند هر که آرزو دارد
نسیم وار به هر کوی در به در گشتم
مزار گمشده پیدا نکرده برگشتم