اذان، شعار مكتب
اذان، شعار مكتب اذان، كه وسیلهاى براى اعلام توحید و اعلان به مردم و فراخوانى آنان به تجمّع براى نماز است، از شعارهاى زیبا و مؤثر اسلام است.
در اذان، تكبیر، توحید، شهادت به رسالت پیامبر و ولایت امیرالمؤمنین است و دعوت مردم به شتافتن به سوى نماز و رستگارى در آن نهفته است.
اذان، اعلام موجودیّت اسلام و دعوت مسلمین و معرّفى عقاید دینى است.
اذان، شكستن سكوت و فریاد علیه معبودهاى خیالى و شعار به نفع اسلام و طرفدارى از آئین خدا است.
«مؤذّن»، در اسلام احترامى خاصّ دارد و در قیامت هم سرافراز است.
بلال حبشى، از مسلمانان نخستین در صدر اسلام بود كه عنوانِ «اذان گویى» سبب افتخارش بود و اولین مؤذّن در اسلام بود و روز «فتح مكّه» هم او بود كه به فرمان پیامبر، بالاى كعبه رفت و بتهاى مشركین را سرنگون كرد.(25)
اذان، یك بار براى اعلان عمومى و اعلان فرا رسیدن وقت نماز، گفته مىشود، یك بار هم به خصوص براى شروع نماز.
پس از اذان، اقامه نیز همان مفاهیم را دارد و براى آغاز نماز و پیدایش آمادگى روحى و توجّه به خداى یكتا و رستگارى در سایه نماز، بر زبان جارى مىشود. اذان و اقامه گرچه مستحبّ است، ولى از شعائر مهمّ اسلامى محسوب مىشود و به گفتن آن، بسیار تأكید شده است.
مسلمان خداپرست، با اذان، نام خداى بزرگ را، هر چه رساتر و آشكارتر در جهان طنین افكن مىسازد. این بانگ ملكوتى و توحیدى است كه كمر دشمنان را مىشكند و مخالفان خدا و اسلام را به ستوه مىآورد.
25) وسائل، ج 4 ص 614 .
آشنایی با نماز » نیّت، به معناى قصد و توجّه و تصمیم است. مفهوم نیّت در نماز، آنست كه نمازگزار، قصد انجام دستور خدا دارد و براى رضاى او و تقرّب به پروردگار، نماز مىخواند و هدفى جز اجراى فرمان و انجام تكلیف ندارد.
یك مسلمان، باید نیّت خود را در هركارى، به خصوص در عبادات، «قصد قربت» قرار دهد،
یعنى به خاطر خدا و نزدیك شدن به او عبادت كند، نه از روى ریا، تظاهر وخودنمایى یا اهداف دیگر.
نیّت، از اركان نماز است.
در طول نماز، باید این توجّه و هشیارى در نمازگزار باشد و عملهاى بدون نیّت، یا با نیّتهاى مادى وفاسد، بىارزش است.
در آیات قرآن، تعبیر «فى سبیل اللَّه» درباره كارهاى بسیارى همچون نماز، جهاد، انفاق، هجرت و ... بكار رفته است، یعنى در راه خدا بودن و رنگ خدایى داشتن این اعمال.
نیّت، شرط قبولى عمل است و اگر نیّت خالص در عبادتهایمان نداشته باشیم، نباید از خداوند، انتظار پاداش داشته باشیم. خداوند، تنها عملهاى خالص را مىپذیرد.
اگر نیّت، خالص و الهى باشد، كارهاى كم و كوچك، بسیار ارزشمند و بزرگ مىشود، ولى اگر نیّت بد و انگیزههاى غیر خدایى داشته باشیم، اعمال بسیار هم بى فایده و ارزش است.
سخن امام صادق علیه السلام در این باره چنین است:
«هر كس با كار اندك خود، هدف و انگیزه الهى داشته باشد، خداوند كار او را در نظر مردم بسیار جلوه مىدهد و آنكه براى جلب توجّه مردم كار بسیار هم بكند، خداوند آن را در نظرها كم جلوه مىدهد».
پس باید به خاطر خدا كار كرد و عبادت نمود، دلهاهم در دست خداوند است، اوست كه عزّت و آبرو و اعتبار و محبوبیّت مىدهد. مسلّم است كه خداوند هرگز بندگان شایسته و خالص خویش را فراموش نمىكند و آنان را برترى و عظمت و محبوبیّت مىبخشد.
پس، لازم است انگیزه عبادت و نمازمان تنها خدا باشد نه مردم و در خانه دل خود، جز خداوند، احدى را راه ندهیم و به پسند خدا و رضاى او، بیشتر از پسند مردم ارزش بدهیم.
البتّه اخلاص در عمل و نیّت، دشوار است و شیطان همواره مىكوشد تا با هر نیرنگ و وسوسهاى، انگیزه غیر خدایى را در دلهاى ما پدید آورد. ولى ما در برنامه مبارزه با شیطان و جهاد با نفس، باید بكوشیم هر كار را براى خدا انجام دهیم.
حضرت على علیه السلام مىفرماید:
«اخلص للَّه علمك و عملك و بغضك و اخذك و تركك و كلامك و صمتك»(26)
كار و علم خود را، دشمنى و گرفتن و نگرفتن و سخن و سكوت خود را، براى خدا خالص كن.
اگر انسان تمام كارهاى خود را رنگ خدایى بدهد، حتّى كارهاى غیر عبادى هم عبادت مىشود، زیرا رنگ اخلاص و خدایى پیدا مىكند.
نیّت، یعنى آنكه همه نماز، همیشه و همه جا براى خدا باشد، در غیر این صورت، باطل است.
حتّى اگر كسى در مكان خاصّى یا زمان خاصّى یا به حالت خاصّى كه نماز مىخواند براى غیر خدا باشد، باز هم عمل باطل است. مثل آنكه براى غیر خدا به مسجد برود یا براى ریا و خودنمایى، نماز جماعت بخواند یا براى مردم، ركوع وسجود خود را طول بدهد، اینها همه با «اخلاص در نیّت» ناسازگار است.
آنكه براى خدا كار كند، نه خسته مىشود، نه ناامید مىگردد، نه از بىتوجّهى مردم ناراحت مىشود، نه از تشویق نكردن دیگران افسرده مىگردد، و نه آفرین و احسن گفتن مردم برایش تأثیرى دارد. اخلاص، نیرویى در انسان پدید مىآورد كه همه جا و همیشه او را به عمل خوب، تحریك مىكند، بدون آنكه مأیوس و خسته و آزرده شود.
على علیه السلام فرموده است:
«العمل كلّه هباء الاّ ما اخلص فیه»(27)
همه كارها نابود و پوچ مىشود، جز آنكه در آن خلوص باشد.
از دو كار، كه در ظاهر مثل هم هستند، آنكه نیّت و انگیزه درستى داشته باشد، ارزشمند است. مثلاً چاقوكش و جرّاح، هر دو شكم پاره مىكنند، ولى اوّلى را به زندان مىبرند و به دوّمى پول مىدهند و تشكّر مىكنند. چون اوّلى براى كشتن و دشمنى شكم پاره مىكند، دوّمى براى زنده كردن ونیكى ومحبّت نمودن!
پس، نیّت، خمیرمایه تمام عبادات است و به فرموده على علیه السلام:
«النیّة اساس العمل»(28)
نیّت، اساس كار است.
از دو نفرى كه مثل هم و در كنار هم ایستاده و نماز مىخوانند، نماز آن فرد با ارزش و مقبول است كه نیّت بهتر و خدایى داشته باشد، هر چند ظاهر عمل هر دو یكسان است.
26) فهرست غررالحكم، واژه اخلاص.
27) فهرست غررالحكم، واژه اخلاص.
28) فهرست غررالحكم، واژه نیّت.
اگر كسی قرض بسیار بود و در كار خود فرو مانده و متحّیر شود این آیات را «هُوَ اللهُ الذَّی لاالهَ الاّ هُوَ» چهل و یك بار بعد از نماز جمعه به جهت گشایش بخواند به مراد و مقصود خود واصل شود.
2) هت توانگری و دوام ملك و بزرگی و تسلط و خَدَم و حَشَم و مالك شدن املاك و غیره مداومت نماید بر اسم «یا مالك» و اگر كسی روز جمعه پیش از طلوع آفتاب 1000 مرتبه این اسم را بخواند تمام حوائج دنیا و آخرت او برآورده شود. عدد كبیر این اسم 90 میباشد.
3) هر كسی هر روز 9 نوبت این اسم مقدس « یا مالك» را تكرار كند از خلق بینیاز گردد و دولت دنیا و آخرت بیابد.
4) هر كسی كه بر گرسنگی وجوع طاقت نبود به ذكر این اسم مبارك « یا صمد» مداومت كند به عدد 1000 بار در روز تا حق سبحان درهای رزقهای ظاهری و باطنی را بر روی او بكشاید.
5) برای ادای دین و قرض و جلوگیری از فقر 110 مرتبه «یا علیّ » خوانده شود.
6) برای غنی شدن از نظر مادی برای همیشه اسم «علی» روی نگین انگشتری حك شود و همراه داشته باشد.
7) برای نجات فوری از قرض سنگین 1002 مرتبه خوانده شود: سُبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِه ِسُبحانَ الله العَظیمُ
8) برای وسعت رزق و روزی، 100 مرتبه گفته شود: سُبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیمُ
9) به جهت زیاد شدن محصول در خاصیت اسم مبارك «یا حلیم» گفتهاند كه در وقت آب دادن درخت و كشت، این اسم را بر كاغذى نویسند و با آب بشویند. آن آب بر هر زمینى كه رسد محصول آن زیاد شود و از آفت سالم ماند.
10) برای جلوگیری از فقر و بهبودی وضعیت مالی در هر روز 100 مرتبه ذكر «یا غنی» خوانده شود.
11) برای رفع شدید و ضیق معیشت و همچنین غنای معنوی 10 جمعه متوالی هر بار 1060 مرتبه ذكر «یا غنی» گفته شود.
12) برای نجات پیدا كردن از فقر و زیاد شدن روزی در هر روز 110 مرتبه این دعا خوانده شود: اللّهُمَّ اغننِی بِحَلالِكَ عَن حَرامِكَ وَ بِفَضلِكَ عَمَّن سِواكَ
این دعا را حضرت رضا (ع) در عالم خواب به مرحوم ملا زین العابدین گلپایگانی، استاد میرزای شیرازی، سفارش فرمودند.
14) برای وسعت رزق در هر روز 137 مرتبه ذكر «یا واسع» خوانده شود.
15) جهت جلوگیری از فقر، بخل، مرض و برای غنی شدن از نظر مادی در هر روز بین الطلوعین (بعد از طلوع فجر تا قبل از طلوع آفتاب) 10 مرتبه اسم مبارك «یا باسط» خوانده شود.
16) هر كه تا سه شب، یك در میان یعنی از شش شب سه شب خوانده شود در ثلث آخر شب با حضور قلب دست بردارد و هر شبی 1424 مرتبه بگوید (یا باسط) حاجتش روا می شود. خصوصاٌ به جهت معیشت گویند بسیار مجرب است.
17) اگر كسی در سحرگاه با طهارت (غسل كردن و وضو گرفتن) باشد دست بر آسمان بردارد و ده بار بگوید:«یا باسِطْ» و بر روی خود بمالد هرگز محتاج خلق نگردد و از غم فقر و نیازمندی خلاصی یابد و از جایی كه گمان نداشته باشد نعمت یابد و روزی بر وی فراخ گردد.
18) برای وسعت رزق و معیشت بعد از نماز صبح 526 مرتبه در یك مجلس ذكر مقدس «الشكور» گفته شود.
19) هر كه معیشت تنگ شده باشد و روزگار به دشواری گذارند باید كه به ذكر این اسم مداومت كند تا معیشت بر روی گشاده گردد.
20) به جهت استفاده از بخششهای مادی خدا و غنای مادی، در ثلث آخر هر شب، در سجده 14 مرتبه ذكر «یا وهاب» خوانده شود.
21) برای برخوردار شدن از بخششهای خاص خدا و ریشه كن شدن كلی فقر در هر شبانه روز، 100 مرتبه ذكر «یا وهاب» خوانده شود.
22) برای برخوردار شدن از عطایا و عنایات خاصه خداوند در هر زمان كه حال خوشی پیدا شود خدا را این گونه خطاب نماید: یا واهِبَ العَطایا أعطِنی
23) هر كه بعد از نماز پیشین سر به سجده نهد و 70 نوبت بگوید این اسم مبارك «یا وهاب» را از خلق مستغنی گردد و این اسمی است كه به غایت پر خاصیت و سریع الاجابه.
24) و اگر كسی این را ورد سازد و هر روز 1035 بار بخواند «یا وهّاب یا ذلطّول» روزی بر وری فراخ گردد. و اگر مداومت كند از جائی كه گمان ندارد روزی او برسد.
25) به جهت وسعت رزق در شبانه روز 55 مرتبه ذكر «المقیت» خوانده شود (مداومت بر این اسم مبارك برای توسعه رزق لازم است.)
26) برای بركت پیدا كردن مال، كار و كسب، وقت و ...، روزی 37 مرتبه ذكر «یا اول» خوانده شود. (تعداد وسیط این اسم 10 مرتبه و صغیر آن 1 مرتبه میباشد.)
27) بعد از نماز صبح به جهت زیادی نعمت، باید به عدد حروف ابجد آن جمله را بگوید. یعنی كلمه «یا منعم» را 211 مرتبه بگوید.
http://olomgharibeh.parsfa.com
از معاویة بن عمّار منقول است كه از حضرت صادق علیه السلام در خواستم كه دعائى مرا تعلیم فرماید
براى رزق پس آن حضرت این دعا را تعلیم من فرمود و من ندیدم چیزى براى زیاد شدن رزق بهتر از این
فرمود بگو:
بسم الله الرحمن الرّحیم
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ الْحَلالِ الطَّیِّبِ رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَیِّباً
خدایا روزیم گردان از فضل وسیع و حلال و پاكیزه ات روزى وسیع حلال پاكیزه اى
بَلاغاً لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ صَبّاً صَبّاً هَنیَّئاً مَری ئاً مِنْ غَیْرِ كَدٍّ وَلا مَنٍّ مِنْ اَحَدٍ مِنْ
كه رساننده دنیا و آخرت باشد ریزان ریزان گوارا دلچسب بدون رنج و بدون منت از هیچیك از
خَلْقِكَ اِلا سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ فَاِنَّكَ قُلْتَ وَاسْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ
خلق خود جز فراخى از فضل وسیعت زیرا تو گفتى خدا را از فضلش درخواست كنید پس من از
فَضْلِكَ اَسْئَلُ وَ مِنْ عَطِیَّتِكَ اَسْئَلُ وَ مِنْ یَدِكَ الْمَلاْ اَسْئَلُ
فضل تو درخواست كنم و از عطایت درخواست كنم و از دست پُرت خواستارم
اللَّه اكبر ... اینك، نماز را با نام و یاد خدا و تكبیر او شروع مىكنیم.
با گفتن «اللَّه اكبر» پس از نیّت، وارد نماز مىشویم و هر چه را جز خداى بزرگ، از دل بیرون مىكنیم، به چیزى جز پروردگار، توجّه نمىكنیم و جز به عظمت و قدرت و رحمت او نمىاندیشیم.
چرا كه او «اكبر» است. بزرگتر!
بزرگتر از هر چیز، هر كس و برتر از آنكه به وصف آید.
بزرگتر از آنكه قابل توصیف باشد، بزرگتر از هر چه بگوئیم و بشنویم و بشناسیم.
قدرتش، برترین قدرتهاست.
ذاتش، جاودانه است.
لطفش، بى كرانه است.
نعمتهایش، بى شمار است.
علمش، نامحدود است.
بى همتاست، بى شریك است، بى زوال است، بى نیاز است.
«اللَّه اكبر»، یعنى هیچ قدرتى را در مقابل قدرت او به رسمیّت نمىشناسم، جز از او نمىهراسیم، جز او را اطاعت نمىكنیم، جز به او دل نمىسپاریم، جز عشق او را در دل نداریم، جز در پیشگاه او اظهار بندگى نمىكنیم، جز با نام او آغاز نمىكنیم، چرا كه او برتر و بزرگتر از هر چیز است.
و هیچ كلامى، در خور مقام والا و بزرگ او نیست.
- ... «اللَّه اكبر»!
هر چه عظمت خدا را بیشتر احساس و باور كنیم، جز خدا در نظرمان كوچك و ناچیز مىشود،
آن گونه كه هر چه به آسمان بالاتر رویم، خانههاى روى زمین در نظرمان كوچك جلوه مىكند. كسى كه در «تكبیر»، عظمت خدا را باور كرد و بر زبان آورد، دیگر غیر خدا را بزرگ نمىبیند.
تكبیر، شروع نماز ماست و پایان آن.
پیش از هر ركوع و سجود، در هر جاى نماز، حتّى پس از سلام نماز نیز این شعار را بر زبان مىآوریم.
آنكه در تكبیرش، لذّت و شیرینى عبادت را احساس كند، باید بداند كه نمازش مورد قبول واقع شده است.
هنگام گفتن اللَّه اكبر، و بلند كردن دست تا كنار گوش، باید رو به خدا كرد و پشت به هر چه جز خداست. و این حالت را در سراسر نماز، در خود زنده نگهداشت.
چه دروغ آشكارى است، اینكه انسان به زبان «اللَّه اكبر» بگوید، ولى در دلش، چیزهاى دیگر مهمتر و بزرگتر باشد، همچون دنیا، ثروت، شهرت، مقام، شكم، شهوت، دوست، خویشاوند، خانه، موتور و ماشین و ...
آنكه «اللَّه اكبر» مىگوید، باید حاضر باشد كه غیر خدا را فداى خدا كند، حتّى جانش را!
راستى كه «اللَّه اكبر»، سخن بزرگ و كلام ژرف و عمیقى است. و رسول خدا صلى الله علیه وآله درباره آن فرموده است:
«اللَّه اكبر، فهى كلمة لیس اعلاها كلام و احبّها الى اللَّه ...»(33)
اللَّه اكبر، كلمهاى است كه برتر از آن و محبوبتر از آن نزد خداوند، كلامى نیست
شروع سوره، با «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» است.
با نام خدا و یاد او، كه بخشنده و مهربان است، آغاز مىكنیم.
بسم اللَّه، رمز توجه به خدا و استمداد از اوست.
بسم اللَّه، آغاز هر كارى است كه بخواهد به نتیجه برسد.
بسم اللَّه، شیطان را مىراند، دل را به یاد خدا مىاندازد، نشانه بندگى و وابستگى انسان به خداوند، و مظهر عشق و توكّل به اوست.
هر كس، در هر مرام و مكتبى، به نام هر كه و هر چه شروع كند، مسلمان، همه كارهایش، از جمله نماز را با نام خدا آغاز مىكند، كه بهترین نامهاست.
اى نام تو بهترین سرآغاز
بى نام تو، نامه كى كنم باز؟ سپس مىگوییم: «الحمد للّه ربّ العالمین»
همه ستایشها مخصوص خداوند است، چرا كه همه نعمتها و رحمتها از اوست.
مگر مىتوان نعمتهاى او را برشمرد؟ هرگز!
در قرآن مىخوانیم:
«و ان تعدّوا نعمةاللَّه لا تحصوها»(34)
هرگز نمىتوانید نعمتهاى خدا را بشمارید.
آن گونه كه ماهى در آب، قدر آب را نمىداند، ما نیز از لحظه آغاز حیاتمان تا واپسین لحظهها غرق نعمتهاى خدائیم و افسوس كه از آنها غافلیم.
هوش و استعدادى كه از آن برخورداریم، سلامتى بدن و تندرستى، عقل و وجدان،
آب و گیاهان و میوهها و حیوانات كه در اختیار ماست،
ابر و باد و مه و خورشید و فلك ... كه همه براى انسان در حركت است،
رفت و آمد شب و روز، دریا با نعمتهایش، زمین با حبوباتش، آسمان با ستارگان و خورشیدش، چشمى كه با آن مىبینیم، زبانى كه سخن مىگوئیم، گوشى كه صداها را مىشنویم، حافظهاى كه مطالب را به خاطر مىسپاریم، هماهنگى دستگاههاى بدن، و ... هزاران و هزاران نعمت، كه واقعاً «بى شمار» است، ما را احاطه كرده، و زندگى ما، بسته به آن است.
از دست و زبان كه برآید
كز عهده شكرش به درآید پس او را مىستائیم و همه حمدها را از آنِ او و مخصوص او مىدانیم:
«الحمدلّله ربّ العالمین».
او كه پروردگار جهانیان است، بخشنده و مهربان است، روزى رسان همه است، فرمانرواى روز قیامت است.
از او هدایت مىطلبیم و مىخواهیم كه ما را به «صراط مستقیم» راهنمایى كند.
راه مستقیم، راه خدا و دین است.
راه پیامبران و امامان و صالحان است.
راه شهیدان و اولیاء خداست.
راه تقوا، پاكى، عدالت، نیكى، بندگى، حقّ پرستى، اطاعت از خدا، دورى از گناه و ترس از دوزخ است.
از او مىخواهیم كه ما را به راه نیكان و صالحان، كه دور از انحراف و گمراهى و معصیت و هواى نفس و فساد آفرینى و تبهكارى است، هدایت كند و در این راه، ما را استوار بدارد.
در سوره توحید نیز، خدا را به یكتائى و بى نیازى و بى فرزندى و بى همتایى مىستائیم.
در ركوع و سجود، همراه ستایش خداوند، او را از هر عیب و نقص و ظلم و حقّكشى و تبعیض و جهل و هر صفت مادى و انسانى و محدود كننده، پاك و مبرّا مىدانیم.
تسبیح ما، شعار تقدیس و پاك دانستن خداوند است: «سبحان ربّى العظیم و بحمده»، «سبحان ربّى الاعلى و بحمده»
34) سوره ابراهیم، آیه 34
اذان و اقامه
مسأله
برای مرد و زن مستحب است پیش از نمازهای یومیه اذان واقامه بگویند ، ولی پیش از نماز عید فطر و قربان ، مستحب است سه مرتبه بگویند الصلاه و در نمازهای واجب دیگر سه مرتبه الصلاه را به قصد رجاء بگوید .
مسأله
مستحب است در روز اولی كه بچه بدنیا میآید یا پیش از آن كه بند نافش بیفتد ، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند .
مسأله
اذان هیجده جمله است : الله اكبر چهار مرتبه اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمدا رسول الله ، حی علی الصلاه ، حی علی الفلاح ، حی علی خیر العمل ، الله اكبر ، لا اله الا الله هر یك دو مرتبه ، واقامه هفده جمله است یعنی دو مرتبه الله اكبر از اول اذان و یكمرتبه لا اله الا الله از آخر آن كم میشود و بعد از گفتن حی علی خیر العمل باید دو مرتبه قد قامت الصلاه اضافه نمود .
مسأله
اشهد ان علیا ولی الله جزء اذان و اقامه نیست ولی خوبست بعد از اشهد ان محمدا رسول الله ، به قصد قربت گفته شود . ترجمه اذان و اقامه الله اكبر یعنی خدای تعالی بزرگتر از آنست كه او را وصف كنند . اشهد ان لا اله الا الله یعنی شهادت میدهم كه غیر خدائی كه یكتا وبیهمتا است خدای دیگری سزاوار پرستش نیست اشهد ان محمدا رسول الله یعنی شهادت میدهم كه حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم پیغمبر و فرستاده خدا است . اشهد ان علیا امیر المؤمنین و ولی الله یعنی شهادت میدهم كه حضرت علی علیه الصلاه والسلام امیر المؤمنین و ولی خدا بر همه خلق است . حی علی الصلاه یعنی بشتاب برای نماز حی علی الفلاح یعنی بشتاب برای رستگاری . حی علی خیر العمل یعنی بشتاب برای بهترین كارها كه نماز است . قد قامت الصلاه یعنی به تحقیق نماز بر پا شد . لا اله الا الله یعنی خدائی سزاوار پرستش نیست مگر خدائی كه یكتا و بیهمتا است .
مسأله
بین جملههای اذان و اقامه باید خیلی فاصله نشود و اگر بین آنها بیشتر از معمول فاصله بیندازد ، باید دوباره آنرا از سر بگیرد .
مسأله
اگر در اذان واقامه صدا را در گلو بیندازد چنانچه غنا شود ، یعنی بطور آوازهخوانی كه در مجالس لهو و بازیگری معمول است اذان و اقامه را بگوید ، حرام است و اگر غنا نشود مكروه میباشد .
مسأله
در پنج نماز اذان ساقط میشود : اول نماز عصر روز جمعه . دوم نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذی حجه است . سوم نماز عشاء شب عید قربان ، برای كسی كه در مشعر الحرام باشد . چهارم نماز عصر و عشاء زن مستحاضه ، پنجم نماز عصر و عشاء كسی كه نمیتواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری كند و در این پنج نماز در صورتی اذان ساقط میشود كه با نماز قبلی فاصله نشود یا فاصله كمی بین آنها باشد ، ولی فاصله شدن نافله و تعقیب ضرر ندارد .
مسأله
اگر برای نماز جماعتی اذان و اقامه گفته باشند ، كسی كه با آن جماعت نماز میخواند ، نباید برای نماز خود اذان و اقامه بگوید .
مسأله
اگر برای خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببیند جماعت تمام شده تا وقتی كه صفها بهم نخورده و جمعیت متفرق نشده ، نمیتواند برای نماز خود اذان و اقامه بگوید در صورتی كه برای جماعت اذان واقامه گفته شده باشد .
مسأله
در جائی كه عدهای مشغول نماز جماعتند ، یا نماز آنان تازه تمام شده و صفها بهم نخورده است ، اگر انسان بخواند فرادی یا با جماعت دیگری كه برپا میشود نماز بخواند ، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط میشود : اول آن كه برای آن نماز ، اذان و اقامه گفته باشند . دوم آن كه نماز جماعت باطل نباشد . سوم آن كه نماز او و نماز جماعت در یك مكان باشد ، پس اگر نماز جماعت ، داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند ، مستحب است اذان و اقامه بگوید .
مسأله
اگر در شرط دوم از شرطهائی كه در مسأله پیش گفته شده شك كند ، یعنی شك كند كه نماز جماعت صحیح بوده یا نه ، اذان واقامه از او ساقط است ولی اگر در یكی از دو شرط دیگر شك كند مستحب است اذان و اقامه بگوید .
مسأله
كسی كه اذان و اقامه دیگری را میشنود مستحب است هر قسمتی را كه میشنود بگوید ولی از ( حی علی الصلاه ) تا ( حی علی خیر العمل ) را به امید ثواب بگوید .
مسأله
كسی كه اذان و اقامه دیگری را شنیده ، چه با او گفته باشد یا نه ، در صورتی كه بین آن اذان و اقامه و نمازی كه میخواهد بخواند زیاد فاصله نشده باشد ، میتواند برای نماز خود اذان واقامه نگوید .
مسأله
اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود ، اذان از او ساقط نمیشود . بلكه اگر قصد لذت هم نداشته باشد ، ساقط شدن اذان اشكال دارد .
مسأله
اذان و اقامه نماز جماعت را باید مرد بگوید ، ولی در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگوید كافی است .
مسأله
اقامه باید بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگویند صحیح نیست .
مسأله
اگر كلمات اذان واقامه را بدون ترتیب بگوید ، مثلا حی علی الفلاح را پیش از حی علی الصلاه بگوید باید از جائی كه ترتیب بهم خورده ، دوباره بگوید .
مسأله
باید بین اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بین آنها بقدری فاصله دهد كه اذانی را كه گفته اذان این اقامه حساب نشود مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگوید و نیز اگر بین اذان و اقامه و نماز به قدری فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود ، مستحب است دوباره برای آن نماز ، اذان واقامه بگوید .
مسأله
اذان و اقامه باید به عربی صحیح گفته شود ، پس اگر به عربی غلط بگوید ، یا بجای حرفی حرف دیگر بگوید ، یا مثلا ترجمه آنها را به فارسی بگوید صحیح نیست .
مسأله
اذان واقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمدا یا از روی فراموشی پیش از وقت بگوید باطل است .
مسأله
اگر پیش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته یا نه باید اذان را بگوید ، ولی اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته یا نه ، گفتن اذان لازم نیست .
مسأله
اگر در بین اذان یا اقامه پیش از آن كه قسمتی را بگوید شك كند كه قسمت پیش از آن را گفته یا نه ، باید قسمتی را كه در گفتن آن شك كرده بگوید ، ولی اگر در حال گفتن قسمتی از اذان یا اقامه شك كند كه آنچه پیش از آن است گفته یا نه ، گفتن آن لازم نیست .
مسأله
مستحب است انسان در موقع گفتن اذان ، رو به قبله بایستد و با وضو یا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نماید و بكشد و بین جملههای اذان كمی فاصله دهد وبین آنها حرف نزند .
مسأله
مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و آنرا از اذان آهستهتر بگوید و جملههای آنرا به هم نچسباند ، ولی به اندازهای كه بین جملههای اذان فاصله میدهد ، بین جملههای اقامه فاصله ندهد .
مسأله
مستحب است بین اذان و اقامه یك قدم بردارد ، یا قدری بنشیند یا سجده كند ، یا ذكر بگوید یا دعا بخواند ، یا قدری ساكت باشد یا حرفی بزند یا دو ركعت نماز بخواند ولی حرف زدن بین اذان و اقامه نماز صبح مستحب نیست ، ولی نماز خواندن بین اذان و اقامه نماز مغرب را به امید ثواب بیاورد .
منابع مقاله:
حج همچنین مظهر وحدت و اتحاد مسلمانان است . این که خداوند متعال همه ی مسلمانان و هرکه از ایشان را که بتواند، به نقطه یی خاص و در زمانی خاص فرا می خواند و در اعمال و حرکاتی که مظهر همزیستی و نظم و هماهنگی است، آنان را روزها و شبهایی در کنار یکدیگر مجتمع می سازد، نخستین اثر نمایانش، تزریق احساس وحدت و جماعت در یکایک آنان و نشان دادن شکوه و شوکت اجتماع مسلمین به آنان و سیراب کردن ذهن هر یک تن آنان از احساس عظمت است . با احساس این عظمت است که مسلمان اگر تنها در شکاف کوهی هم زندگی کند، خود را تنها حس نمی کند . با احساس این حقیقت است که مسلمین در هریک از کشورهای اسلامی، شجاعت برخورد با اردوگاه ضدیت با اسلام، یعنی همین سلطه ی سیاسی، اقتصادی دنیای سرمایه سالاری و عوامل و ایادی آن و نیرنگ و فتنه گری آن را می یابند و افسون تحقیر که اولین سلاح استعمارگران غربی در برابر ملل مورد تهاجمشان بوده و هست در آنان نمی گیرد . با احساس این عظمت است که دولتهای مسلمان با تکیه به مردم خود، از تکیه به قدرتهای بیگانه خود را بی نیاز حس می کنند و این فاصله ی مصیبت بار میان ملتهای مسلمان با دستگاههای حاکم بر آنان پدید نمی آید . با احساس این وحدت و جماعت است که نیرنگ استعماری دیروز و امروز یعنی احیای احساسات افراطآمیز ملی گرایی این فاصله ی وسیع و عمیق میان ملتهای مسلمان را پدید نمی آورد و قومیت عربی و فارسی و ترکی و آفریقایی و آسیایی، به جای آن که رقیب و معارض هویت واحده ی اسلامی آنها باشد، بخشی از آن و حاکی از سعه ی وجودی آن می گردد؛ و به جای آن که هر قومیتی، وسیله و بهانه ی نفی و تحقیر قومیتهای دیگر شود، وسیله یی برای نقل و انتقال خصوصیات مثبت تاریخی و نژادی و جغرافیایی هر قوم به سایر اقوام اسلامی می گردد .
حج با مشاهد و مناسک و شعایر خود، باید این روح وحدت و ملائمت و جماعت و عظمت را در مسلمانان همه ی اقطار عالم زنده کند و از شعوب و قبایل مختلفه، امت واحده پدید آورد و آن امت واحده را به وادی امن عبودیت مطلق خداوند هدایت نماید و مقدمات تحقق گفته ی خدای بزرگ را که: «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» فراهم آورد .
تشکیل امت واحده یی که ناصیه ی عبودیت بر درگاه ربوبیت و وحدانیت می ساید، همان آرزوی بزرگ اسلام است و همان است که در سایه ی آن، نیل به همه ی کمالات فردی و جمعی مسلمین میسر می گردد و همان هدفی است که جهاد اسلامی برای تحقق آن تشریع شده و هر یک از عبادات و فرایض اسلامی، بخشی از آن را زمینه سازی و تأمین می کند .
حج ابراهیمی و محمدی (صلی الله علیهماوالهما)، بی گمان یکی از بزرگترین مقدمات و ارکان این دو هدف بزرگ است . بدین جهت در این عرصه ی عظیم، در همان حال که ذکر خدا: «فاذکروا الله کذکرکم ابائکم او اشد ذکرا» و اعلام برائت از مشرکان: «و اذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبر أن الله برئ من المشرکین و رسوله» رکن حج محسوب می شود، حساسیت در برابر هر حرکتی که میان برادران یعنی اجزای این امت واحده جدایی و دشمنی بیافریند، نیز در حد اعلاست؛ تا آن جا که حتی بگومگوی دو برادر مسلمان نیز که در زندگی عادی چندان مهم نمی نماید، در حج ممنوع و حرام است؛ «فلا رفث و لافسوق و لاجدال فی الحج» . آری، همان صحنه که در آن برائت از مشرکان یعنی دشمنان بنیانی امت واحده ی توحیدی لازم می شود، جدال با برادران مسلمان یعنی اجزای بنیانی امت واحده ی توحیدی ممنوع و حرام می گردد، و بدین گونه پیام وحدت و جماعت در حج، صراحت بیشتری می یابد .
رازها و رمزهای حج، بسی بیش از آن است که در این جا بدان اشاره شد، و تدبر در این رازها که همه در جهت احیای شخصیت فرد و جامعه ی مسلمان و مبارزه با عوامل نابودی آن است افقی جدید در برابر حاجی می گشاید و او را به عالمی پرتلاش و پرحرکت و تمام نشدنی می کشد . اولین وظیفه ی هر یک از حجاج، تأمل در این راز و رمزها و تبادل نظر و جستجوی سررشته ی کار از این همه است، و نیز تأمل در این که چرا دستها و دستگاههایی سعی می کنند حج را برون از همه ی مفاهیم سیاسی و جمعیش و تنها به عنوان عبادتی یک بعدی که فقط دارای خواص فردی است، مطرح نمایند، و چرا روحانی نمایان دین به دنیافروش که نام و شأن دینی آنان حکم می کند که مردم را به این اسرار آشنا و جسم و جان آنان را به سمت هدفهای آن به حرکت درآورند، بعکس، با هرگونه روشنگری دراین باره مخالفت و عناد ورزیده، اصرار بر کتمان حقایق دارند؟ و چرا بارها و بارها در بلندگوهایی اعلام می شود که سیاست در حج نباید دخالت کند؟ مگر اسلام و احکام نورانی آن، برای اداره و هدایت زندگی مادی و معنوی انسانها نیست؟ و مگر دیانت در اسلام با سیاست آمیخته نیست؟ این از جمله ی دردهای بزرگ عالم اسلام است که تحجر و کوته بینی و دنیاطلبی جمعی، همواره در خدمت غرض ورزی و حسابگریهای خباثت آلود جمعی دیگر قرارگیرد و قلمها و زبانهایی که باید در خدمت اسلام و در جهت تبیین حقایق آن به کار می افتاد، ابزاری در دست دشمنان هوشیار و توطئه گر اسلام گردد . این همان مصیبتی است که امام راحل (رضوان الله علیه) بارها به تلخی از آن سخن گفته و نالیده اند، و جای آن است که هوشمندان امت، عامه ی مردم را با آن آشنا ساخته، مرز میان علمای صادق و دین به دنیافروشان مزدور را برای آنان مشخص سازند .
پی نوشت:
1) انبیاء: 92
2) بقره: 200
3) توبه: 3
4) بقره: 197
تو را سپاس كه ما را هدایت كردى،
عقلمان دادى.
براى راهنمایىمان به «صراط مستقیم»، انبیاء را مبعوث كردى.
نعمتهاى مادى و معنوى، كوچك و بزرگ، آشكار و نهان را به وفور و سرشارى، برایمان مهیّا ساختى.
ركوع ما، در برابر تو، نشان خضوع و تواضع ماست.
ما در مقابل هیچ قدرت و ابرقدرتى خم نمىشویم و سر تسلیم فرود نمىآوریم و راست قامتى خود را نمىشكنیم، ولى در برابر تو، كه كمال بىپایان و قدرت بىانتهایى، تعظیم مىكنیم، گردن خم مىسازیم، به خاك مىافتیم، «سجود» مىكنیم، پیشانى بر زمین مىگذاریم، تسبیحگوى توئیم و زبان به ستایش تو مىگشائیم: «سبحان ربّى الاعلى و بحمده ...».
خدایا! تویى كه مىتوانى گناهانمان را ببخشى.
اگر تو عفو نكنى، فرداى قیامت، گرفتاریم.
اگر تو هدایت نكنى، به بیراههها مىافتیم.
اگر تو دستمان را نگیرى، اسیر دست شیطان و هواى نفس مىشویم.
اگر تو، توفیق عبادت و اطاعت و بندگى ندهى، از تو دور مىشویم، و دورى از تو دورى از حقیقت و پاكى است، و آنان كه از حقّ و پاكى و راستى دورند، به دوزخ مىروند.
خدایا!...
تو بخشنده خطاهایى، در قنوتمان از تو مغفرت مىطلبیم و رحمت مىجوییم.
تو بخشنده گناهانى و مأیوس شدن از رحمت تو، خود گناه است.(35)
تو چنان رحیم و مهربانى كه بدىهاى ما را هم به حسنات، تبدیل مىكنى.(36)
رحمتى كن تا در دام گناه گرفتار نشویم و دانه هوس فریبمان ندهد و اسیر و محبوس قفس مادیّات و شهوات نشویم.
تنها بنده توییم و دست نیاز و حاجت، فقط به سوى تو مىگشائیم:
«ایّاك نعبد و ایّاك نستعین»
ما چه مىخواهیم كه تو ندارى؟
ما چه نیاز داشتهایم كه ندادهاى؟
كدام دام و خطر و ضرر بوده كه ما را از آن برحذر نداشتهاى؟
كدام نیكى و سعادت و رستگارى است كه ما را به آن دعوت نكردهاى؟
اى كانون همه خوبىها!
اى سرچشمه همه پاكىها!
توفیقمان ده، كه بنده شایستهاى براى تو، اى خداى شایسته و بىهمتا باشیم و از وسوسهها و گناهان، كه در واقع، بیراهه است، دورى كنیم.
خدایا! ...
وقتى در برابرت به خاك مىافتیم، یعنى ما از خاكیم و خاك خواهیم شد و چون سر از سجده بر مىداریم، یعنى پس از مرگ، دوباره بر مىخیزیم، تا حساب اعمالمان را پس بدهیم.
سجود، روح فروتنى و عبودیّت را در ما زنده مىكند.
حالتى است معنوى كه تو بیش از هر حالتى آن را مىپسندى.
دوست دارى كه بندگان خطاكارى چون ما، چهره بر خاك بگذاریم و تو را صدا بزنیم و «یاربّ، یاربّ» بگوئیم، تو جوابمان بدهى، و ببخشایى.
تشهّد ما، شهادت به یگانگى خدا و رسالت پیامبر است.
سلام ما در پایان نماز، درود به رسول خدا و پاكان و صالحان و فرشتگان و همه مؤمنان است.
خدایا!...
اى خداى رحیم! نمازمان را قبول كن و ما را بندهاى قرار بده كه حقّ تو را بشناسیم و در اطاعت فرمانت بكوشیم.
35) سوره زمر، آیه 53.
36) سوره فرقان، آیه 70.
هر چیزى جسمى دارد و روحى.
روح نماز، «حضور قلب» است و نماز بى توجّه و حضور قلب، تنها یك سرى الفاظ و حركاتى است كه انجام مىگیرد.
حضور قلب آنست كه انسان در نماز، توجه قلبى به خدا داشته باشد و از یاد او غافل نشود و هر لحظه و در تمام جملات و حركات نماز، بداند چه مىگوید، چه مىخواهد، معنى حركات و افعالش چیست، رو به چه كسى ایستاده، قبلهاش كجاست، چرا نماز مىخواند و در برابر چه خداى عظیمى به نیایش و پرستش و حمد و ثنا و ذكر و دعا ایستاده است.
اگر ذهن انسان به مسائل دیگر مشغول باشد،
اگر حواس انسان پرت شود،
اگر هر صدایى، هر منظرهاى، هر رفت و آمدى، هر نوشته و خط و نقاشى و صحنهاى، او را به خود مشغول كند و یادش رود كه در حال نماز است و كجا ایستاده و چه مىگوید، معناى این نداشتن حضور قلب است.
یكى از راههاى كسب حضور قلب، دانستن معناى نماز و در نظر آوردن ترجمه كلماتى است كه انسان در نماز مىگوید.
راه دیگر، انتخاب مكانى براى نماز است كه رفت و آمدها و سر و صداها، صحبتها، عكسها و تابلوها، او را به خود مشغول نسازد.
راه دیگر، انجام مستحباتى است كه پیش از نماز و هنگام نماز، رعایت آنها به نمازگزار حالت توجّه بیشترى مىدهد و او را به یاد خدا و بندگى خویش مىاندازد.
وقتى به ملاقات یك شخصیّت برجسته مىروید، بهترین لباس را مىپوشید و مؤدّب در نزد او مىایستید و یا مىنشینید و از هر كارى كه برخلاف ادب باشد، پرهیز مىكنید، به سخنان او كاملاً گوش مىدهید و به آنچه خودتان مىگوئید، كاملاً توجّه دارید و در سراسر لحظه دیدار، آن شخص در نظرتان است.
خدا برترین موجود است و هستى همه موجودات به او بستگى دارد. ما، بندهاى نیازمند و ناتوان، كه از نعمتهاى او برخورداریم، به شكرانه نعمتهایش به عبادت و نماز مىایستیم.
توجّه به این «جایگاه» كه ما در مقابل «اللَّه» داریم، دل را نرم مىكند، خضوع و خشوع و فروتنى مىآورد.
نماز، «ذكر خدا» است. هر چه بیشتر دلمان حاضر و قلبمان متوجّه عظمت خدا و نیاز خودمان باشد، نمازمان سازندهتر است.
به یاد داشته باشیم، كه ركوع، خم شدن در مقابل عظمت آفریدگار است.
سجده ما، هماهنگى با همه هستى است كه در پیشگاه خدا تسلیم و خاضع و مطیعاند.
تسبیح ما، هم صدایى با همه ذرات عالم است كه خدا را تسبیح مىگویند و سجده مىكنند.
تسبیح گوى او نه بنى آدم است و بس
هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد
نه تنها ما كه همه جهان، به زبان خاصّ خود، خدا را تقدیس و تسبیح مىكنند و وجود هر یك نشانه یكتائى، حكمت و قدرت اوست.
هر گیاهى كه از زمین روید
«وحده لا شریك له» گوید حضور قلب، جان نماز است.
بكوشیم كه در عبادتمان، هنگام نماز، جز به خدا نیندیشیم، و حواسمان و فكر و دلمان را جاى دیگرى نبریم.
هم به لطفش امیدوار باشیم. و هم از عذابش، هراسان. بین حالت بیم و امید (خوف و رجاء) باشیم.
نماز آنان نیز براى ما الگو است.
هر چه انسان خداشناستر باشد، عبادتش عمق بیشتر داشته و عاشقانهتر و عارفانهتر خواهد بود.
پیامبران و اولیاء خدا، بخاطر عشقى كه به خدا داشتند، بیش از همه عبادت مىكردند. همواره به یاد خدا بودند، سجدههاى طولانى، ركوعهایى مستمر، نماز شبهایى همراه با گریه و دعاهایى از دل برخاسته داشتند.
دلیل آنكه حضرت ابراهیم به مقام «دوستى خدا» رسید و «خلیل اللَّه» شد، سجدههاى طولانى او بود.(37)
حضرت موسى، پس از هر نماز، سمت راست و چپ صورت خود را بر خاك مىنهاد.(38)
امام كاظم علیه السلام بعد از نماز صبح، سر به سجده مىگذاشت و تا پاسى از روز، در حال سجده بود.(39)
امام سجاد علیه السلام در سجده به قدرى نام خدا را تكرار مىكرد و سجده را طول مىداد كه وقتى سر بلند مىكرد، بدنش خیس عرق بود.(40) به آن حضرت از آن جهت «سجّاد» گفتهاند كه سجدههایى طولانى داشت و آثار سجده در پیشانى و مواضع سجودش آشكار بود.(41)
حضرت على علیه السلام آن قدر ركوع طولانى داشت كه عرق، از ساق پاى او جارى مىشد.(42)
پیامبر خدا، شیفته نماز بود و چنان دلبسته به آن بود كه براى رسیدن وقت نماز، لحظه شمارى مىكرد و چون وقتش مىرسید، چنان بود كه گویا كسى را نمىشناسد، و به نماز مىشتافت.(43)
آن حضرت مىفرمود:
خداوند، نور چشم مرا در نماز قرار داده و آن را در نظرم محبوب ساخته است. انسان گرسنه و تشنه وقتى آب و غذا مىخورند، سیر و سیراب مىشوند ولى من هرگز از نماز، سیر نمىشوم.(44)
وقتى آن حضرت نماز مىخواند، دلش لرزان و هراسناك بود و از خوف خدا مىلرزید.(45)
رسول خدا، بخش عمدهاى از شب را به عبادت مىگذراند.
حضرت على علیه السلام در نماز، از خود بیخود مىشد و رنگ از چهرهاش مىپرید.
پیامبر صلى الله علیه وآله مىفرمود: من بهشت را براى شما ضمانت مىكنم، به شرط آنكه مرا با سجدههاى طولانى یارى نمائید.(46)
قرآن، سیماى یاران حضرت محمد صلى الله علیه وآله را چنین بیان مىكند:
«تراهم ركّعاً سجّداً یبتغون فضلاً من اللَّه و رضواناً سیماهم فى وجوههم من اثر السجود»(47)
همراهان پیامبر را مىبینى كه اهل ركوع و سجودند، رحمت و رضاى خدا را مىطلبند، و اثر سجود بر سیمایشان آشكار است.
امام صادق علیه السلام جز بر خاك مزار امام حسین علیه السلام سجده نمىكرد، و مىفرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام نورانیّتى دارد كه همه پردههاى مانع را پاره مىكند.(48)
روشن است كه سجده بر تربت سیدالشهداء، الهام دهنده فداكارى در راه دین و جهاد و شهادت در راه خدا است و نمازگزار را با فرهنگ شهادت و مبارزه كه در كربلا جلوه كرد، آشنا مىسازد.
درباره نماز اولیاء خدا و انسانهاى والا، نمونه بسیار است كه در این خلاصه نمىگنجد.
امید است كه حالات معنوى آن پیشوایان، سرمشق ما باشد.
37) مستدرك وسائل، ج 1 ص 329 .
38) قصارالجمل.
39) قصارالجمل.
40) بحارالانوار، ج 82 ص 137 .
41) وسائل، ج 4 ص 977 .
42) بحارالانوار 7 ج 82 ص 110 .
43) سنن النبى، ص 251 .
44) سنن النبى، ص 269 .
45) سنن النبى، ص 269 .
46) مستدرك وسائل، ج 1 ص 329 .
47) سوره فتح، آیه 29 .
48) بحارالانوار، ج 103 ص 135
سلام به بندگان شایسته خدا، به فرشتگان الهى و به هر كس كه شایسته سلام باشد.
سلامهاى نماز ما، پیوندى است با رسول خدا و مؤمنان راستین، پیمانى است با پاكىها و راستىها و پاكان و صادقان.
پیوند با رسول اللَّه و دودمان پاك او را همواره تكرار مىكنیم، حتّى در تشهّد نماز. دین بدون ارتباط با اهلبیت، ناقص است و نماز بدون درود بر آنان، باطل مىباشد. این اهمیّت پذیرى رهبرى صحیح را مىرساند. شهادت ما به رسالت حضرت محمد صلى الله علیه وآله و درود فرستادن بر امامان از اهلبیت او، بیعتى با خط صحیح رهبرى در مسیر خدا و قرآن است.
حضرت رسول، سلام ما را مىشنود و پاسخ مىدهد، هر چند ما آن را درك نكنیم، و چه موهبتى بالاتر از این، كه ما به برترین انسان عالم، یعنى حضرت محمد صلى الله علیه وآله سلام دهیم، و او سلام ما را جواب دهد!
سلام نماز ما، اظهار ادب به پیشگاه آن حضرت و قدردانى از زحماتى است كه براى هدایت ما كشیده است.
نماز كه پایان یافت، خوب است انسان به دعا و نیایش و امور دیگرى بپردازد كه مكمّل نماز است، و فورى برنخیزد و نماز را رها نكند. این برنامههاى مستحبى پس از نماز را «تعقیبات» مىگویند.
در كتابهاى دعا، براى هر نمازى دعاها و تعقیبهاى خاصّى بیان شده، و نیز تعقیباتى كه میان همه نمازها مشترك است.(49)
خواندن قرآن پس از نماز، استغفار كردن، صلوات فرستادن، دعاهاى مختلف خواندن، از خداوند حاجت طلبیدن، تسبیحات حضرت زهراعلیها السلام، سجده شكر و ... جزء تعقیبات به حساب مىآید.
تسبیح حضرت زهرا علیها السلام كه زیاد به آن سفارش شده، آنست كه پس از هر نماز، 34 مرتبه اللَّه اكبر، 33 مرتبه الحمدللَّه و 33 مرتبه سبحان اللَّه گفته شود. این ذكر را كه ثواب بسیارى دارد، رسولخداصلى الله علیه وآله به دختر گرامىاش حضرت فاطمه علیها السلام یاد داد. از این جهت به تسبیحات حضرت زهرا مشهور است.
كسى كه شیفته نماز و دوستدار خداست، پس از نماز، این رابطه را فورى قطع نمىكند و همچنان به دعا و مناجات مىپردازد.
«سجده شكر» یكى دیگر از این تعقیبات است. سر بر سجده نهادن، الحمدللَّه و شكراًللَّه گفتن، العفو گفتن، یارب، یارب گفتن، از خدا مغفرت خواستن، از نعمتهایش سپاسگزارى كردن. این نیز ادب و معرفت نمازگزار را مىرساند.
البتّه سجده شكر، یك نمونه از سپاس نعمتهاست، وگرنه به شكلهاى مختلف مىتوان سپاسگزار نعمتهاى خدا بود. كه دورى از گناه، از بهترین نمونههاى شكر است.
49) به مفاتیح الجنان رجوع كنید.
اصل نماز واجب است و به جماعت خواندن آن، مستحب مىباشد وبسیار به آن سفارش شده است. به جز نمازهاى واجب روزانه، نمازهاى مستحبى هم وجود دارد كه در شب و روز خوانده مىشود و به «نافله» مشهور است، نمازهاى مستحب دیگرى هم در ایّام و مناسبتهاى مختلف تأكید شده است.
عشق به عبادت، باید انسان موحّد و خداجوى را به نمازهاى مستحب و نافله و نماز شب بكشاند و تنها به واجبات، اكتفا نكند.
پاداشى كه براى نماز جماعت است، به توصیف نمىآید. آن هم حضور در جماعت مسلمین در مسجد كه خانه خداست.
نماز جمعه، كه هفتهاى یكبار برگزار مىشود، غیر از جنبه عبادى و پرستش، جنبه اجتماعى و سیاسى و فرهنگى هم دارد و صفوف مسلمانان را متّحد و توطئههاى تفرقهافكنان را خنثى و تبلیغات سوء دشمنان را بى اثر مىكند.
نماز جمعه و جماعت، رمز شكوه و عظمت مسلمین است.
نماز جماعت، زمینه شناخت افراد و نیازها و مشكلات، و همكارى براى حلّ مسائل مسلمین است.
نماز جماعت، هر چند كوتاه و با تأخیر خوانده شود، به مراتب از نماز به تنهایى، هر چند طولانى و در اوّل وقت باشد، ثواب و ارزش بیشترى دارد.
در صفوف جمعه و جماعت، همه همدل و هماهنگ و در كنار هم متحّد مىشوند.
خودخواهىها و خودمحورىها در «جمع»، ذوب مىشود.
رحمت خداوند نیز به جمع مؤمنان، بیشتر شامل مىگردد.
در حدیث آمده است: هر كه نداى نماز جماعت را بشنود ولى به آن اعتنا نكند، نمازش بى ارزش است.(50)
شركت دائم در نماز جماعت، انسان را از نفاق و دورویى بیمه مىكند.(51)
انسان در تلاوت سورهى حمد:
1- با «بسماللَّه» از غیر خدا قطع امید مىكند.
2- با «ربّ العالمین» و «مالك یوم الدین» احساس مىكند كه پرورش یافته و مملوك خداوند است، و بر این اساس باید خودخواهى و غرور را كنار گذارد.
3- با كلمهى «عالمین» خود را مرتبط با نظام هستى مىبیند و از تكروى و انزوا دورى مىكند.
4- با «الرّحمن الرّحیم» خود را در سایه لطف او مىبیند.
5 - با «مالك یوم الدّین» غفلتش از آینده زدوده مىشود.
6- با گفتن «ایّاك نعبد» ریا و شهرت طلبى را زایل مىكند.
7- با «ایّاك نستعین» به هیچ قدرت غیر الهى پناه نمىبرد.
8 - با گفتن «انعمت» تمام نعمتها را از او مىداند.
9- با «اهدنا» هدایت به راه حقّ و رهسپارى طریق مستقیم را در خواست مىكند.
10- با «صراط الّذین انعمت علیهم» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام مىكند.
11- با گفتن «غیر المغضوب علیهم» و «لاالضّالّین» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مىدارد