زمانی که کشوری به هر دلیلی روز به روز بامشکلها و بن‌بست‌های روزافزون روبرو ومجریان کارنابلد وناکارآمد هم کاری برای گریز از باتلاق و رکود

از دستشان بر نمی‌آید ،از راننده گرفته تاخواننده از   فوتبالیست و ژورنالیست گرفته تا بقال و نقال و رمال و حمال برشمار صاحب نگران کارشناسان  و

راهکار دهندگان افزوده می شود راهکار می‌دهند  راهنمایی می کنند 


خیل مرشدان منتقدان قانون دانان دم به دم زیاد و در هر خانه‌ای  کارخانه‌ای   آشپزخانه‌ای چایخانه‌ای ویرانه‌ای کمانه یک کارشناس حق به جانب می‌شکفد

! هتا مجریان رغبتی به نقش اجرایی خود نداشته در نقش یک صاحب نگر و منتقد روند موجود خود را نشان داده ، مرشد شده پیشنهاد می‌دهند.      

        
 پس هراندازه  مملکتی دچار مشکلات بیشتر ، کارشناسان خودخوانده و مرشدانش هم بیشتر !

ولی یاران آنچنان مملکتی برای برون رفت از باتلاق  سردر گمی، مجری می‌خواهد نه مرشد          

دکتر نادر نوری ۱۴۰۳