مغالطه بازی با کلمات برای مصادره به مطلوب ذهنی
مغالطه بازی با کلمات برای مصادره به مطلوب ذهنی چیست ؟
فرد در آغاز یک ادعای آشکارا خرد ناپذیردارد
اگر کسی ایراد نگرفت با فرصت طلبی آن را تکثیر کرده و ب نام یک باور رواج میدهد
ولی اگر ایراد گرفتند سریع با باز کردن پرانتز و شاخ و برگ بند و تبصره سازی
برای آن ادعا با بازی با کلمات؛ سعی در قربانی کردن و کشتن کل برای زنده نگهداشتن جز کرده تا آن ادعای
خرد ناپذیر را توجیه و محکم کند
برای نمونه می گوید شب سفید است اگر کسی خرده نگیرد
این ادعا را برای رسیدن به اهداف ذهنی خود رواج میدهد
اگر ایراد بگیرییم که شب نماد سیاهی و تاریکی است می گوید نه مگر این ستاره های نورانی و سفید را در آسمان نمی بینید پس شب سیاه نیست بلکه سفید است .
یا می گوید خورشید سیاه است اگر کسی خرده گرفت که خورشید مظهر روشنایی و نور است میگوید مگر لکه های روی خورشید را نمی بینید ؟ خورشید سیاه است !
یا می گوید علی خدا است اگر کسی ایراد نگرفت رواج میدهد اگر خرده گرفتند پرانتز باز کرده می گوید مرادم این بود علی (جزیی) از خدا است پس چون جزیی از خداست پس علی در واقع همان خداست بازی با کلمات و تصرف در مفاهیم ینیادین برای توجیه ذهنیات خود !
یا می گوید اهل بیت آل الله هستند وقتی وقتی ایراد می گیرییم که مگر خدا در سوره اسرا 111 نگفته :
الحمد لله الذی لم یتخذ ولدا ولم یکن له شریک فی الملک می گوید نه نادان ! مراد من ازآل خانوده بشری نیست می گویم خب پس اگر اینطور است
مراد از آل محمد در صلوات را چرا خانواده شخصی و بشری می گیرید ؟؟ این یک بام دو هوا و بازی با کلمات برای چیست ؟ تنها و تنها برای توجیه و قالب کردن بافته های زودگذر ذهنی و بی پشتوانه ؛ بازی با کلمات و مصادره مفهوم جملات و کلمات برای اثبات مطلوب ذهنی خود بافته خودتان ! افلا تعقلون ؟؟
براستی چه نیازی به وازه سازی های شبهناک هست ؟ ؟ که چی را ثابت کنیم با این بازی با کلمات ؟
و باز اگر ایراد بگیرییم که مگر اهل بیت آل محمد نیستند چگونه آل محمد تبدیل به آل الله شد ؟
می گوید نه تو نمی فهمی مرادم این است که اهل بیت خیلی به خدا نزدیک هستند ؟ می گویم خب مگر واژه
مناسب غیر شبهناک دیگری به ذهنتان نمی اید بگویید ؟ چرا هر بار تنها از سر هیجان ؛ اولین چیزی که به بدون تفکر در عواقب و ناسازگاری با قرآن به ذهنتان می اید می گویید ؟
می گویند نه تو نمی فهی مراد.. این است و آن نیست .... و این چنین همواره پیوسته و مدام در حال باز کردن پرانتز و و توجیه برای ساخته های ذهنی خرد ناپذیر خود هستند مفهوم کلی و خرد پسند را می کشند تا بلکه آن جزء ذهنی خودبافته خویش را نگه دارند و محکم کنند
دکتر نادر نوری ( نافذ)
پاسخ به دکتر نادر نوری (نافذ)
دکتر نافذ، نخست از شما تشکر میکنم که با دقت و هوشمندی، آفت «مغالطه بازی با کلمات برای مصادره به مطلوب ذهنی» را نشان دادید. نقد شما به آنجا که کسی ادعایی خردناپذیر بکند، اگر نقد نشد آن را رواج دهد و اگر نقد شد با پرانتز باز کردن و توجیهات زبانی سعی در حفظ آن ادعا داشته باشد – نقدی کاملاً بهجا و مهم است.
اجازه دهید همان معیار را بر آیه ۵۴ سوره مائده و تفسیرهای رایج از آن تطبیق دهم و صادقانه بگویم کجا حق با شماست و کجا ممکن است خلطی رخ داده باشد.
۱. اصل آیه چه میگوید؟
آیه میفرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ...»
خداوند به مؤمنان هشدار میدهد که اگر کسی از دین برگردد، خدا قومی دیگر میآورد که:
-
خدا دوستشان دارد و آنان خدا را دوست دارند.
-
در برابر مؤمنان نرم و فروتناند.
-
در برابر کافران سربلند و قاطعاند.
-
در راه خدا جهاد میکنند.
-
از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای نمیترسند.
این آیه یک وعده عمومی است، نه یک خبر تاریخیِ منحصر در گذشته.
۲. دکتر نافذ، حق با شماست اگر...
اگر کسی بگوید: «این آیه فقط درباره علی بن ابیطالب و شیعیان او نازل شده و هیچ گروه دیگری در هیچ زمان دیگری شامل این فضل نمیشود» – در این صورت، حرف شما کاملاً درست است. چنین ادعایی مصداق همان مغالطهای است که گفتید: ادعایی خردناپذیر که برای توجیه آن باید مدام پرانتز باز کرد.
همچنین اگر کسی واژهسازیهایی بکند مانند «آل الله» برای اهل بیت (ع) و سپس برای فرار از اشکال توحیدی بگوید «منظورم عرفانی است» – باز هم حق با شماست. چنین واژهای در قرآن و سنت معتبر نیست و دقیقاً همان بازی با کلمات است.
۳. اما دکتر نافذ، ممکن است خلطی رخ داده باشد
نکته مهم این است: وجود روایات معتبر در شأن نزول، به معنای انحصار آیه در آن شخص یا گروه نیست.
بله، در منابع شیعه و سنی روایات متعددی داریم که این آیه – یا حداقل بخش «یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ» – در شأن حضرت علی (ع) نازل شده است. مشهورترین آنها حدیث خیبر است که پیامبر (ص) فرمود: «فردا پرچم را به دست کسی میدهم که خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز خدا و رسول را دوست دارد» و سپس پرچم را به علی (ع) داد. [۱]
نیز روایت شده که پیامبر (ص) پس از نزول این آیه، دست بر شانه سلمان فارسی زد و فرمود: «هموطنان تو مصداق این آیهاند.» [۲]
اما هیچکدام از این روایات نمیگویند فقط اینها. علامه طباطبایی در المیزان تصریح میکند: «آیه مطلق است و اختصاص به شخص یا گروه خاصی ندارد، هر چند در شأن علی (ع) نازل شده باشد.» [۳]
پس تفاوت میان این دو را ببینید:
-
تفسیر صحیح: آیه در شأن علی (ع) و یارانش نازل شد، اما صفات آن (محبت، جهاد، فروتنی نسبت به مؤمنان و عزت بر کافران) هر قومی در هر عصر که داشته باشد مشمول فضل خداست.
-
تفسیر مغالطهآمیز: آیه فقط مخصوص علی (ع) و شیعیان اوست و دیگران هرگز شامل آن نمیشوند.
اولی منطقی و خردپسند است. دومی همان چیزی است که شما به درستی نقد کردید.
۴. درباره مثال «آل الله» و «آل محمد»
شما پرسیدید: اگر کسی بگوید «اهل بیت آل الله هستند» و وقتی اعتراض شود که خدا همسر و فرزند ندارد (سوره اسراء آیه ۱۱۱)، پاسخ دهد «منظورم عرفانی است» – این چه فرقی با ادعای «شب سفید است» دارد؟
دکتر نافذ، پاسخ من صریح است: هیچ فرقی ندارد. این هم از همان مغالطه است.
هیچ آیه یا حدیث معتبری با سند متصل به پیامبر (ص) نداریم که واژه «آل الله» را برای اهل بیت به کار برده باشد. واژه «آل» در قرآن همیشه به معنای خانواده بشری است: آل عمران، آل فرعون، آل یاسین (به یک قرائت). صلوات بر «آل محمد» نیز در منابع معتبر، به معنای خاندان و ذریه پیامبر (ص) است، نه «آل الله».
بنابراین اگر کسی از سر هیجان یا برای اثبات یک باور ذهنی، چنین واژهسازی کند و سپس برای دفاع از آن، معنای روشن کلمات را تصرف کند – شما کاملاً حق دارید که آن را بازی با کلمات و مصادره به مطلوب ذهنی بنامید.
۵. سخن پایانی با شما، دکتر نافذ
شما پرسیدید: «چه نیازی به واژهسازیهای شبهناک هست؟»
پاسخ من: هیچ نیازی نیست. قرآن خود را با زبانی روشن و عقلانی معرفی کرده است: «بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ» (زبان عربی آشکار). هر تفسیری که نیاز به پرانتزهای مکرر و توجیهات پیچیده داشته باشد تا با ظاهر قرآن هماهنگ شود، به احتمال زیاد یا فهم ناقص مفسر است یا تلاشی برای قالب کردن بافتههای ذهنی به نام دین.
نقد شما به این آفت فکری – چه در میان برخی از شیعیان غالی، چه در میان برخی از صوفیان یا حتی برخی از مفسران اهل سنت – نقدی درست و بهموقع است. آنچه از یک مؤمن راستین انتظار میرود، این است که حقیقت را بپذیرد، هر جا باشد و از هر کس که شنیده باشد.
«الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (زمر، ۱۸)
آنان که سخن را میشنوند و بهترینِ آن را پیروی میکنند.
ارجاعات
[۱] صحیح بخاری، کتاب فضائل اصحاب النبی، باب مناقب علی بن ابیطالب، حدیث ۳۷۰۱؛ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل علی بن ابیطالب، حدیث ۲۴۰۶.
[۲] تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص ۶۵۶، حدیث ۷۵۷؛ تفسیر الدر المنثور، سیوطی، ج۲، ص ۲۵۹.
[۳] تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۵، ص
نویسنده: قربان منتظمی