یک داستان کوتاه !
|
|
||
|
Leo und Zoe Weit weg wohnt ein Knabe . Er heisst Leo . Leo ist am anderen Ende der Welt . Er trägt die Sonne mit sich . Leo hat sie an einer Schnur . Überall nimmt er sie mit . Leo ist glücklich . Er hat keine Angst . Auch in der Nacht nicht . Leo hat ja immer die Sonne dabei . Alle haben Leo und die Sonne gern . Weit weg lebt Zoe . Auf der anderen Seite der Erde . Dort wo die Sonne untergeht . Zoe trägt den Mond mit sich . Und eine kleine Wolke . Wer Wasser braucht , ruft Zoe . In der Wüste lebt ein Löwe . Er hat Durst . Zoe bringt ihm mit der Wolke Wasser . Zoe ist traurig weil sie so allein ist . Der Löwe sagt zu Zoe : Suche am anderen Ende der Welt . Einmal kommt Leo dahin und Zoe dorthin . Und wirklich , sie treffen sich . Die Sonne und die kleine Regenwolke finden sich auch . Zusammen geben sie einen schönen Regenbogen . Und jetzt darf man träumen !
|
در موقع شارز باتری گوشی تلفن همراه در کنار آن نایستید ضمن اینکه زمانی که باتری گوشی شما ضعیف بود با ان جایی تماس نگیرید و به تلفنی هم جواب ندهید چون امواج آن در آن موقع یک هزارم برابر میشود
گوگل اینطوری معنی کرد:
دور از زندگی یک پسر. نام او لئو است. لئو است که در دیگر
پایان جهان است. او خود را همراه با خورشید است. لئو آن را در یک بود
بند ناف. او در همه جا آنها را می گیرد با او. لئو خوشحال است. او به هیچ
ترس. حتی در شب انجام دهند. لئو همیشه خورشید
اینجا کلیک کنید. همه لئو و خورشید را دوست داشت.
زو زندگی دور. در طرف دیگر زمین است. که در آن
یکشنبه پایین می رود. زو پوشد ماه با آن است. و کوچک
ابر. چه کسی نیاز آب ، زو تماس. زندگی در بیابان
شیر. او تشنه است. زو به ارمغان می آورد با او آب ابر است. زو
غم انگیز است چرا که او به تنهایی است. شیر می گوید : به زو : : جستجو
انتهای دیگر از جهان است.
هنگامی که لئو و زو می شود وجود دارد. و در واقع، آنها
ملاقات کند. خورشید و ابر و باران کمی می توان یافت
نیز. با هم یک رنگین کمان زیبا به آنها می دهد. و
حالا شما می توانید خواب!
" اینجا کلیک کنید " نکته جالبی بود تو ترجمش!
عاشق ترجمه گوگلم من !
دریغ از اندکی مفهوم
این متن انقد ساده هس که ترجمه ماشینی از پسش بربیاد ..ولی دریغ